بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25752

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالاتی چند از حضرتعالی دارم که قطعا دغدغه شدید لااقل بعضی از جوانان است و لازم است در این مساله اقدامات اساسی انجام شود معلول این شبهات به تحلیل رفتن ما جوانان است یک جدیدا یک سری مناظرات بین افراد ضد فلسفه و عرفان و افراد تابع این دو مکتب هستند و اشکالاتی که در مناظرات انجام می شود وارد است مانند نصیری و استاد غرویان یا میلانی و وکیلی یا میلانی و استاد رمضانی و...ده ها و ده ها مناظره که درصددرصد مناظره ها معمولا اساتید معظم عرفان و فلسفه که بیشتر در قسمت عرفان که به‌نوعی با فلسفه در عارفان گره خورده از جواب در می ماند و ما به حکم بی‌طرفی عقل حقیقتا چه باید کنیم اشکالات و نقدها وارد است برای جزییات و اطلاع حضرتعالی از وضع روز و حال جامعه (که قطعا تاکید حضرتعالی است) لطفا به چند کلیپ مناظره در این موضوع ملاحظه فرمایید اگر ما عارفان مخصوصا عارفان معاصر که عمدتا فیلسوف هم هستند را حذف کنیم اصلا بزرگی برای ما باقی می ماند!؟ انتقادات هم وارد است و تعارفی وجود ندارد آیا کسی از بزرگان عرفا و فلاسفه معاصر قادر بر رد این شبهات نیست؟ سوال دوم شخصی بنام ویکتوری ظاهرا ایرانی هم هست در یک کلیپ در آپارات (سرچ بفرمایید) طبق یافته های دقیق علم فیزیک کوانتوم و یافته های هاوکینگ و مستندات و عکس و قوانین ریاضی که به دقت با قواعد ریاضی توضیح دادند که ماده از هیچ متولد شده (که البته این کاملا اثبات شده و جای تردید نیست نهایتا گفته می شود هیچ مادی نه فلسفی که باز هم برای طبع ما آزار دهنده است) خلاصتا در آنجا تاکید می شود با قوانین ریاضی و یک سری محاسبات ثابت می کند که ماده از هیچ و قبل از هیچ انرژی و قبل از انرژی ماده نخستین بوده که اکنون آماده نخستین خبری نیست و گفت طبق قوانین ریاضی دیگه آن‌طرف از اون خبری نیست و خدا که گفته می شود همین مورد است که تمام شده و رفته و هیچ تاثیری بر بعد هم ندارد و قوانین فیزیک منشا و علتی ندارد و ادیان مربوط به زمانی بود که علم یقینی طبق مستندات الان نبود و مردم باید به ادیان خودشان را وصل کنند مجری پرسید اگر فوت کردید و معلوم شد خدایی بود چه، او می گوید از ریشش می گیرم و می گویم خلق چند صد ویروس که یک مورد آنها ما رو می کشد سر چه حسابی هست و با خنده و طمانینه و وقار از کشف یقین برنامه تمام می شود لطفا پاسخ شبهه را به ما عنایت فرمایید و اینکه پاسخ را در فضای مجازی و آپارات منتشر فرمایید و نسل جوان را نجات دهید لااقل شما فرض کنید ما جوابی بدهیم که هیچ مادی با هیچ فلسفی فرق دارد و الی آخر اما بار و فشار روانی این نوع کلیپ ها بر روح و روان جدا ویران کننده هست و خوب اینها به وفور در اینترنت است و ذهن کنجکاو را که نمی شود دربند کرد. سوال سوم آیت الله طوبایی در آپارات بطور مفصل تمام عارفان متاثر از محی الدین را با موشکافی خط به خط آثار محیی الدین و عارفان معاصر مانند علامه حسن زاده و غیرهم، تناقضات و انحرافات را ذکر نموده و معلوم ساختند که سیر این اشخاص در نهایت به سوی شیطان است نه الله جل و علی، انتقادات هم وارد است چه بر محی الدین چه وحدت وجود به معنایی که خود عارفان اذعان دارند. خوب چه کنیم سامعه و قوه عاقله را بر این انتقادات ببندیم کسی نیست رفع شبهه کند! عارفان پایگاه قلبی و معرفتی و قوت قلب و روح و روان بودند. در مسأله قبلی که فلاسفه در ذهنمان از خارج کشور به چالش کشیده شد در اینجا هم باید با عارفان خداحافظی کنیم فقهای عزیز هم قاعدتا مسؤل پاسخگویی احکام ما هستند و نه مباحث عقلی و عرفانی، من نمی دانم از این طفل معصوم ذهنم چه باقی می ماند بله اهل بیت و قرآن موجودند لکن این مساله رد عارفان آن هم با دلایل عقلی، بدیهی، دینی مساله کمی نیست. تاکید می شود در این مورد یک کلیپ و دو کلیپ نیست ده و صدها کلیپ هست و جدید هم اضافه می شود و کسی هم نیست رفع شبهه کند !؟ سوال چهارم شبهات بر قانون علیت و براهین خداشناسی فلسفی به‌شدت قوت گرفته و حتی نظریاتی مانند نقدهای هگل، دکارت و غیره، و این مساله باعث می شود که یقینی باقی نمی ماند مخصوصا که نقد کنندگان اهل فن و تخصص هستند اگر ما قانون علیت بهر معنای خود را برای برهان فلسفی باطل بدانیم از طرفی برهان های دین مانند برهان نظم و امثال آن نهایتا ظنی و اجمالی است خوب از عقاید آن‌هم در عظیم ترین موردش یعنی خداشناسی چه چیزی برای ما باقی می ماند؟ این فقط یک درد کوچکی بود که این روزها با آن داریم دست و پنجه نرم می کنیم حالا شاید حقیر با مقداری فلسفه که داشتم کمی مقابله کردم ولی ثمره اش چند روز افسردگی و مات و مبهوتی است و فشارهای روحی که کماکان ادامه دارد تکلیف جوانان پاک این کشور مقدس چیست این مساله را لطفا جدی بگیرید دستمان هم به کسی بند نیست و کسی فریاد ما را هم دراین زمینه جدی نمی گیرد. نسلهای جدید در این طوفان جدید سخت آسیب پذیر هستند. اهل کلام از طرفی و اهل تفکیک ضربات سنگینی بر پیکره عرفان وارد کرده اند و الگوهای ما متزلزل شده و اهل علم و فیزیک هم دارند با قدرت تمام به دین می دارند در اینجاست که برای توصیف این وضع جمله ای برایمان باقی نمی ماند که درد و رنج خود را توصیف کنیم جز اینکه عرض می شود حسبنا الله و نعم الوکیل. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که جزء جزء این مباحث در «کلام جدید» مورد بحث و دقت قرار گرفته است. از جمله کتاب «علم و دین» آقای ایان‌باربر که استاد فیزیک و رئیس کرسی دین‌شناسیِ دانشگاه سوربن است. جزوه‌ی «کلام جدید» که بر روی سایت هست، خلاصه‌ی همان کتاب است بد نیست به آن جزوه سری بزنید. عنایت داشته باشید وقتی گفته می‌شود عالَم از چیزی خلق نشده است، منظور آن است که خالق عالم چیزی از چیزهای دنیا نیست، نه آن‌که عالَم، معلول نباشد. موفق باشید

23776
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار سال نو مبارک. استاد بنده پزشک تازه کاری هستم که دوره ی کارورزی خود را در بیمارستان می گذرانم. بسیار سخت است و حقیقتا فشار زیادی را تحمیل می کند. تنها چیزی که باعث می شود نیرویی برای ادامه بماند کسب رضایت خدا و جلب توجه خداوند است. هر موقعی که کار زیاد و کم خوابی توانم رو کم میکنه به این فکر می کنم خدا اینطور راضی میشه که صبوری کنم با بیماران و با بیمار صدم مثل بیمار اول رفتار کن و هر طوری شده به خستگی هام غلبه کنم چون واقعا سخته بعد از یه شب نخوابیدن و فعالیت زیاد با اولین بیمار صبح با روی گشاده رفتار کرد. ولی با همه این اوصاف گاهی کم میارم و آنطور که باید عمل نمی کنم چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بستر خوبی است برای اصلاح نفس و جلب رضایت الهی؛‌ به خصوص که روایات زیادی در برکات پرستاری از بیمار که پزشکی یکی از مصادیق اتمّ آن است داریم. ای کاش پزشگان ما پرستاران خوبی باشند. موفق باشید

22790
متن پرسش
سلام: آیا دستور سجده بر انسان به خاطر نور اهل بیت که قرار بوده در صلب آدم بنشیند بوده یا صرفا به دلیل روح خدا که در همه ی انسانها دمیده شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. زیرا سجده بر آدم، بر مبنایِ تجلی اسماء الهی انجام گرفته است و از جهتی در روایت داریم که حضرت صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «نحنُ واللّهِ الاسماءُ الحسنی» به خدا قسم مائیم اسماء حسنای پروردگار. موفق باشید

22610
متن پرسش
می خواستم بدانم که اگر ما با توجه به جایگاهی که برای انقلاب اسلامی قائلید اگر رجوعی به آن نداشته باشیم به این معنا که به آن کاری نداشته باشیم و همراه آن نباشیم برای ما در امر سلوک مشکلی حاصل می شود؟ با توجه به اینکه شما می فرمایید اموری مانند سلوک و انسان امری تاریخی است پس آینده ی ما چگونه خواهد بود؟ البته منظورم از مواجه این است که در مواردی مانند شهدا با رجوع به کلام و سیره ی شان استفاده می کنم و در مناجات آنها خدا را احساس می کنم در حرکت اربعین شور و هوای حسینی را می بینم که جای صحبت نمی گزارد و آدم دلش می خواهد تنها ببیند و با آنها همراه شود و فقط انگار باید رفت. من خطا ها و مشکلاتی می بینم که نمی توانم خودم را قانع کنم آیا راه ما تن دادن به ظلم کوچک و اینکه چشم بر خطاها و ظلم به طبقات مختلف است ببندیم و ملت حزب الله بعضا خطاهای فاحشی در مسیر اندیشه و انسداد راه تفکر پیش بگیرد اما از آن بجای بر خورد سنگین و قاطع، عبور کنیم برای آینده ای که در پیشرو داریم آیا براستی راه ما این است؟ آیا بستن را آزادی بر این مردم حتی جایی که نه قانون و نه شرع مشکل دارد آیا حق است و مهم تر از آن باید این راه را رفت!!! نمی دانم چرا از این گفتار رهبری که گفتند اشتباه کردم به این زودی گذشتید! شکی نیست که اشتباه واقعی را چه کسانی مرتکب شده اند و از آن غافل نیستم. اما پرسش من این است که هرکس اشتباهش در نسبت با جایگاهش است. رهبری اشتباهش می تواند همان اجازه باشد و این مشکل برای مملکت پیش آید و چرا امت حزب الله موضعی نگرفتند مگر شما نگفتید زیل رهبری حرکت کردند به معنای انسداد تفکر نیست مگر انقلابی بودن حکم نمی کرد موضعی نسبت با ایشان اتخاذ می شد هر چند بدون آنکه بخواهیم ایشان را ضعیف و ناتوان قلمداد کنیم. من به انقلاب اسلامی علاقه دارم و آن را امیر مبارک می دانم اما بسیار دور است که به این راه دل ببندیم و از آن از دل و جان زحمت بکشیم وقتی اینگونه است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در نظر به انقلاب اسلامی ما به جایگاه تاریخیِ آن که عبوردادنِ انسانِ این دوران است از فرهنگ چهارصدساله‌ی کبر و کفرِ مدرنیته، به فرهنگی غیر از این فرهنگ. معلوم است که ما در این مسیر در بسیاری موارد آلوده به همان فرهنگ هستیم، ولی آن آلودگی را نباید به حساب انقلاب اسلامی گذاشت، همان‌طور که آلودگیِ اُمویان به ظاهر مسلمان‌شده را به حساب جاهلیت گذاشتیم و توانستیم اسلام و تشیع را پاس بداریم. از طرفی باید در موضع‌گیری‌های رهبر انقلاب متوجه‌ی رویکرد اصلیِ ایشان بود که وقتی دولت آقای روحانی ادعا دارد می‌تواند با مذاکره با آمریکا مشکلات را حل کند و ایشان اجازه نمی دادند چه می‌شد!! هرچند که نظر ایشان این بوده است که ادامه‌ی کار با همان شورای امنیت ملی باشد که قبلاً بود، ولی با اصرار آقای روحانی، کار، به وزارت امور خارجه واگذار شد و فرمودند اشتباه کردند که کار را به وزارت امور خارجه واگذار نمودند. این شبیه همان عتابی است که خداوند به پیامبرش فرمود: «عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ»(توبه/43)  که پیامبر اجازه دادند تا عده‌ای که بهانه‌ای برای نیامدن در جنگ را داشتند، بروند و حضرت حق آیه نازل کرد که خداوند تو را عفو نماید، چرا به آن‌ها اجازه دادی؟ زیرا خوب بود که اجازه نمی‌دادی تا صادق از غیرِ صادق معلوم شود. موفق باشید 

21403
متن پرسش
مثل ِ یک قطار ِ در حال ِ حرکت ، چهره ها به سرعت و به نحوی از کنار َم عبور می کنند که هر لحظه ممکن َست در ایستگاهی توقف کند و مرا برای ِ مدتی به خود مشغول سازند. سالهاست به آلبر کامو مشغول َم . گویی هر ایستگاه سراغ َم می آید و می پرسد فرق ِ ما با هم چیست؟! و من در عملی دردناک، ناچار َم تراوشات ِ خونین ِ روح َم را کنار ِ بند بند ِ سخنان ِ او بچینم و این چنین خود را از سیل ِ اتهامات تبرئه کنم. اینکه با تمام ِ شواهدی که بر علیه ِ من سخن می گویند، چرا تلاش می کنم بگویم سوداگر ِ پوچی و بیهودگی نیستم؟! گاهی اشتراک ِ الفاظ مرا به زحمت می اندازد و من ناچار َم روح ِ زخم خورده َم را بیش از اینها حفاری کنم تا شاید بفهمم در عمق ِ پریشانی، این کدام نجوا ست که این چنین در گوش ِ روح َم فریاد می شود؟! اما به راستی من چه هستم؟! این سوالی ست که یقینا گوش َش از شنیدن ِ مطلق ِ لفظ، سرریز شده و در صدد َست آن را بیابد. این سوال با صدها کتاب و خاطره و حادثه همراه بوده است که هر یک اشاراتی به آن گمشده ی من َست. کامو در بندی از نوشتار ِ خویش پیرامون ِ خودکشی می گوید: داوری جسم کاراتر از داوری جان است و‌ جسم همواره در برابر نیستی پا پس می کشد. ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت می کنیم. و من گفتم: آنگاه که حقیقتی دیر می کند، برخی انسان ها تنها دارایی ِ شان را گروگان می گیرند، جسم ِ شان را. اما تماشاچیان همیشه به آخر ِ ماجرا می رسند. گاهی احساس می کنم من وارث ِ تمام ِ گذشتگان ِ شرق و غرب هستم و قرار َست پرتوی ِ دیگری ظهور کند که این جان کندن های ِ پی در پی بشارت ِ طلوع ِاوست. اما آنچه به طرز ِ خاصی دردناک َست آن َست که من هم کامو را چشیده َم هم آوینی را، گویی با هر دو آشنا و خویش َم اما از هر دو هم عبور کرده َم ولی چه کنم که در نظر ِ دیگری بیشتر کامو مآب جلوه می کنم. میان ِ این دو زیست ِ از سر گذشته، چنان در حال ِ فشار َم که نمی دانم آیا جسم می تواند این حجم از طلب ِ روح را برتابد و فردا صبح باز هم آفتاب رخ می دهد ؟! من دیگر نه می توانم با سیاهی ِ عصیان ِ کامو نفس های ِ باقی مانده َم را بگذرانم نه با بدهکاری ِ رنگارنگ ِ آوینی. و هیچ چیز آنقدر تلخ و دشوار نیست که امروز تمام ِ تلاش ها معطوف ِ به آن شود که تو را با آوینی قانع کنند. از نوجوانی تا جوانی تمام ِ تلاش َم را کرده َم که به معلمان ِ هنجار پرست َم بگویم مرا این چنین مطیع و خط کشی شده بار نیاورند و یک بار بگذارند در فهرست ِ منابع بگوییم: خود َم! اما در دنیایی که هنوز هم ما را دنباله رو می پرورانند انتظار ِ آنکه کسی در عالَم ِ خود به سلوک ِ حسین بن علی، رها بیندیشد می توان گفت انتظار ِ لااقل دشواری ست. این روزها پس از سالها تلاش های ِ به ظاهر ناکام فهمیده َم تنها و تنها و تنها اگر در ضمیر ِ صادقان دربدر ِ حقیقت باشم تمام ِ عالَم در خود َم یافت می شود. با این همه به من بگویید برای ِ آنکه خویش ِ آلبر کامو و آوینی ست چه راهی جز طلبکاری می شناسید؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانه، زمانه‌ی تصمیم است. دوره‌ی بی‌تصمیمی به امید آن‌که زمانه‌ای بیاید تا ببینیم چه کنیم، گذشته است و فشاری که روح‌‌های حساس نسبت به حقیقت را در برگرفته است، حوالتِ این تاریخ است. تاریخی که اجازه نمی‌دهد نسبت به حقیقتی که ظهور کرده، بی‌تفاوت باشیم. حقیقتی که با انقلاب اسلامی ظهور کرد. شهداء دیدند و معطل نشدند و همسران شهداء نیز آن را درک کردند و در عین شهادت همسرشان که به جان‌شان آتش زد و با سوز جگرشان آن را لمس کردند، توانستند آن را تحمل کنند و زیباترین غمِ این تاریخ را بیافرینند. راستی! اگر حضرت زینب«سلام‌اللّه‌علیها» متوجه‌ی حقیقتی که حسین«علیه‌السلام» متذکر آن بود، نشده بود و آن را نمی‌شناخت، چگونه می‌توانست آن غمِ بزرگ را تحمل کند که نه‌تنها از پایش نینداخت، بلکه بالی شد تا او پرواز کند و پوچیِ دوران را به‌کلّی زیر پا بگذارد.

چرا به آلبرکامو حق ندهم که این‌چنین در عطش رسیدن به حقیقت، سوخت وقتی در دورانِ غروبِ حقیقت به‌سر می‌برد؟! و چرا به آوینی حق ندهیم وقتی متوجه طلوع حقیقت شد و سعی کرد زبانِ لوگوسِ این دوران باشد تا حقیقتِ «وجود» را در این دوران بیان کند و عهدی را که با وجود بسته بود را بنمایاند؟!

راستی! حقیقتی که ما باید به دنبال آن باشیم چیست، و چگونه باید آن را یافت؟!

چیست امر اندیشیدنی‌ترین در این تاریخ که تا به آن نیندیشیم، هنوز اندیشه نمی‌کنیم. در فهم انقلاب اسلامی چه چیزی نااندیشیده مانده است که ما هنوز نتوانسته‌ایم به اهداف انقلاب اسلامی که در آغاز مدّ نظر بوده است، دست یابیم؟ جز این است که انقلاب اسلامی حقیقی‌ترین اندیشه در این تاریخ را در افق جان ما قرار داد تا ما انسانی شویم که این اندیشه برای او آرامش‌بخش باشد؟ هرچند ممکن است در برهه‌ای از یک دوران تاریخی، افق زمان پوشیده و «وقت» گم شود و البته آن‌جا همگی از «وقت» برخوردار نیستند.

ما با درک بی‌واسطه‌ی خود می‌توانیم با حقیقت انقلاب اسلامی مرتبط باشیم، در آن صورت زبان ما، زبان انقلاب اسلامی خواهد بود. زبانی ماوراء زبان روزمرّگی. مثل آن‌که شعر، شاعران را در بر می‌گیرد و شاعر با سرودن شعر شاعر می‌شود. شاعر و متفکر به یافت‌هایی می‌رسند که در قصدشان نمی‌گنجد و آن یافت، بزرگ‌تر از تصور شاعر و متفکر است زیرا آن‌ها سخنِ تاریخ خود را می‌گویند.

تفکر، امری است تاریخی یعنی یک دوران تاریخی را بنیاد می‌نهد و آن را «راه» می‌برد و نگهداری و نگهبانی می‌کند به قسمی که این تاریخ در سایه‌ی آن تفکر دوام و بسط می‌یابد و با آن زندگی می‌کند و دوام می‌آورد. این تاریخ، امری جدا از ما نیست و حقیقت در متن تاریخ، خود را می‌نمایاند تا ما سرگردان نمانیم. موفق باشید 

21073
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام: در داستان حضرت یوسف (ع) و زلیخا وقتی که چشمشان زلیخا شفا پیدا کرده و جوان می شود و حضرت یوسف (ع) را می بیند چهل روز به عبادت می پردازد و وقتی حضرت یوسف (ع) می خواهد او را ببیند می گوید نه و می خواهم عبادت کنم. زلیخا که نه قرآن خوانده و نه نماز شب و نه زیارت عاشورایی چگونه به این مقام می رسد که حتی حضرت یوسف (ع) را هم نمی خواهد ببیند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر از نور خدا غافلی که وقتی کسی قلبش در گرو محبت ولیّ الهی یعنی حضرت یوسف«علیه‌السلام» قرار گرفت و مورد عنایت الهی واقع شد، دل را متوجه‌ی حضرت محبوب می‌کند و می‌یابد: «آشنایی نه غریب است که جان‌سوزِ وی است» تا دیروز گمان می‌کرد یوسف را پسندیده است، و حالا در درون خود یافت اگر یوسف پسندیدنی است، خالقِ یوسف که پسندیدنی‌تر است! موفق باشید 

20301
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: آیا توهمات خود باعث واقعیات تکوینی نمی شوند؟ به هر حال گرچه توهم حاکی از واقعیت نیست اما خودش واقعیت است. آیا توهم زدگی باعث جذب شیاطین جن می شود با توجه به این که جن معمولا سراغ انسان های ضعیف نفس می رود؟ به نظر می رسد بین صورت های وهمی و شیاطین یک مناسبتی هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شیطان از طریق قوه‌ی واهمه وارد می‌شود ولی این‌طور نیست که ما را به سوی حقیقتی رهنمود گردد. از این جهت توهّمات به واقعیتی عینی و تکوینی اشاره ندارد. موفق باشید

20255

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: برای بنده این سوال پیش آمده بود که با توجه به اینکه ترور مغزهای متفکر انقلاب به اذن خدا بوده چرا خدا اجازه ضعیف شدن و زاویه دار شدن انقلاب را داده؟ با شنیدن تفسیر آل عمران به این جواب رسیدم که این قضیه شبیه کشته شدن حمزه و جعفر‌طیار و حوادث جنگ احد است. ولی قسمتی که برای من حل نشده اینکه در تفسیر آیه شادی شهدا به چیزی که خدا به آنها داده فرمودید که خدا اهداف شهدا در زمین را برای خوشحالی آنها محقق می‌کند و تفسیر دلچسبی بود اما در عمل در زمان پیغمبر با اتفاق افتادن سقیفه و حکمیت و کربلا به نظر می‌آید که چنین چیزی نشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال وقتی متوجه باشیم در نظام الهی همه‌ی حرکات و مناسبات برای ظهور حق و به حاشیه‌رفتنِ باطل است، جایگاهِ سقیفه و کربلا نیز روشن خواهد شد. بدین معنا که بشریت متوجه شود اگر اسلام هدایت کاملی را به میان نیاورده است، به جهت ذات اسلام نیست، بلکه به جهت جریانی است که به جای تبعیت از اسلام، تلاش دارند اسلام را تابع خود کنند. موفق باشید

18321
متن پرسش
سلام علیکم: درباره سوال 17821 اینکه می توانیم یک عالمی تصور کنیم که اجتماع نقیضین محال است، چرا نشود یک عالمی تصور کنیم اینطوری باشد اگر بگوئیم خدا را داریم نفی می کنیم اول باید اجتماع نقیضین را برای خود حل کنیم بعد می شود گفت خدایی هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چطور اجتماع نقیضین ممکن می‌شود؟ یعنی می‌شود در عالمی یک چیزی در یک لحظه، هم باشد و هم نباشد؟؟؟!!! جلّ الخالق!! موفق باشید

18063
متن پرسش
استاد سلام: انسان در عوالم، چه تن و چه برزخ و چه قیامت و حتی بهشت یا دوزخ نظر میکنه؟ من اینجوری فهمیدم که چون من هستی هستم فقط پس هستی مکان دار نیست، پس نمیتونه حضور جاگیر داشته باشه، حالا حضورش در قیامت و بهشت هم نظر کردنه؟ يعني حضور بدون جاگیر بودن همون نظره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بودن انسان در قیامت از جهتی به جهت بُعد مجردی که دارد در عالم بیکرانه حاضر می‌شود، منتها با بعد مثالی‌اش با صُور بهشتی مرتبط است. موفق باشید

17916
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز این مباحث روانشناسی جدید که امروزه در حال رواج بین مردم است و بیشتر دیده می شود که انسان را تشنه ی طلب دنیا و نگاه استقلالی به انسان می شود را چگونه می بینید؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول پروفسور «فریتیوف شوان» بعضاً روان‌شناسی به جای دین می‌نشیند و این خطرناک است، زیرا تنها صاحب انسان‌ها یعنی خداوند است که می‌تواند تکلیف انسان‌ها را مشخص کند و حالات انسان را درست تحلیل نماید. موفق باشید

17373
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به پاسخ سوال 17362 آیا کسی که بر اساس مشاهدات خود و ارتباط با امام زمان عج الله فرجه معتقد است امام زمان از بر پایی نظام جمهوری اسلامی راضی نیست را می توان عارف واقعی ولو در حد متوسط و حال، نه مقام تلقی کرد؟ اساسا چگونه می توان به دیگر سخنان و کشف های او و دستور العملهای ایشان اعتماد کرد؟ با تشکر و التماس دعا. خداوند بر طول عمر و توفیقات شما بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: من که به چنین افرادی نمی‌توانم اعتقادی جدّی داشته باشم. زیرا به حکم «کلّ یومٍ هوَ فی شأن» خداوند در هر تاریخی، ظهور خاصی دارد. این افراد کدام خدا را می‌پرستند که خدایِ ظاهرشده در انقلاب اسلامی آن خدا نیست؟! می‌توان گفت این بنده‌های خدا، انسان‌های مؤمنی هستند که بصیرت لازم را ندارند. موفق باشید

16252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: منظور از ذوالقرنین در قرآن کیست؟ استاد رائفی پور نظرشان این بود که منظور امام زمان (عج) می باشد. نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر بی‌راهی نیست. عرایضی در کتاب «تفسیر سوره‌ی کهف» که در قسمت کتاب بر روی سایت هست، در این مورد شده است. موفق باشید

16170
متن پرسش
سلام و درود خداوند خدمت استاد گرامی: بنده در صدد یادگیری مطالب دینی، تهذیب و تزکیه نفس هستم. با وجود حجم سنگینی از درس هایم نمی توانم خوب به این مسایل پردازم و گاهی اوقات احساس می کنم که از حال خوب روحانی خارج شده ام و روحم دارای بدی هایی شده است و گاهی قرآن خواندن نیز برایم سنگین می شود و اینکه به تازگی خیلی مشغول یک سری مباحث علمی سنگین بودم و حس می کنم کمی هم علم زده شده ام و آن هم با خطرات جدی خودش. به نظر شما چگونه می توانم خود را جوری بسازم که مورد رضایت خدا باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که آن‌چیزی برای ما ارزشمند است که از طریق حضرت حق برای ما گشوده شود، سعی کنید با یک برنامه‌ریزیِ دقیق، جایی برای عبادات و تدبّر در قرآن باز کنید. موفق باشید

15804

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: اگر کسی در نوافل حضور قلب بیشتری نسبت به فرائض دارد به طوری که تلاش در محضر حق بودن را در فرائض دارد ولی حضور حاصل نمی شود و در نوافل که علی الظاهر با توجه زیاد خوانده نمی شود احساس توجه و حضور قلب بیشتری می کند چه باید بکند؟ (چه اتفاقی می افتد که حالات به این سیاق می شوند؟) این حالات را می توان قبول کرد یا برای رسیدن به حضور قلب در فرائض همت کند و حتی اگر لازم شد نوافل را نیز کنار بگذارد. لطفا کمی راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عهده‌ی خدا بگذارید تا هرطور خواست و هرجا خواست خود را به هرصورت که خواست، بر ما بنمایاند. موفق باشید

14789
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: قبل از عرایضم از محضر شما عذرخواهی می کنم. جوانی هستم 30 ساله. نمازهایم را ترک نکرده ام تا حالا، اما مدتی طولانی گرفتار معصیتی بودم (البته گناهی شخصی بوده و حق الناس نبوده) بین خودم بوده و خدای متعال. هر بار توبه می کردم و خیلی پشیمان. اصلا باورم نمیشه من سراغ چنین معصیتی رفته ام. چند مدتی است کاملا ترک کرده ام و شوق عجیبی در وجودم به سیر وسلوک و محبت اولیا الهی افتاده. و غبطه می خورم به حال جوانانی پاک که در محافل شما سیرشان را بدون سابقه سوء به پیش می برند. اکثر کتابهای شما و صوت آنها را تهیه کرده ام. اما ندایی در درونم میگه تو نهایتش توبه کردی یه مسلمان و مومن عادی شوی که فقط جهنم نمی روند. تو لیاقت سیر و سلوک نداری. این صدا خیلی ناامیدم می کند. با خودم میگم من هر اندازه هم کما و کیفا تلاش کنم باز در درگاه خدا بگرد این جوانان پاک نمی رسم. هر جوری شده تصمیم قطعی دارم به اصلاح نفس اما میگم خدای متعال من را در جمع این مومنین اهل سیر و سلوک راه نمی دهد. اگر راهنمایی ام می کردید یک عمر دعاگو و جوان گوش بحرف استاد می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چرا قرآن به جای آن‌که بگوید خداوند مؤمنین را دوست دارد؛ که حتماً دوست دارد، می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ» (بقره/ 222) خداوند توّابین و آن‌هایی که خود را از گناه پاک کرده‌اند، دوست دارد. شاید در چنین انسان‌هایی همّتی را مشاهده می‌کند که همه‌ی مؤمنین دارای چنین همّتی نیستند. همّتی که با مزه‌کردنِ گناه بر نفس او باز می‌تواند به گناه، پشت کند. موفق باشید  همّ

14627
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: به اطلاع کاربران عزیز رسانده می شود که به مدت یک هفته به جهت سفر زیارتی امکان جوابگوئی به سوالات مقدورمان نیست. موفق باشید
متن پاسخ

..........

14091
متن پرسش
سلام استاد: شرمنده قول داده بودم به این زودی ها مزاحمتان نشوم. همان طلبه ای هستم که راجع به رفتن به سوریه از شما مشورت خواستم. راستش دیشب خوابی دیدم عجیب، نمی دانم آیا چون به جنگ و این چیزها فکر می کردم این خواب را دیدم یا خوابم معنای خاصی دارد، گفتم به شما بگویم شاید شما به نکته ای از این خواب من پی ببرید. خواب دیدم در همین حجره ای که در حوزه دارم، با یکی از هم حجره ای هایم مشغول تیر اندازی به طرف دشمن هستیم، دوستم یک تفنگ داشت و من هم یک تفنگ و دقیقا در حجره ی خودمان بودیم ولی روبرو دشمن بود و یادم هست که من به یک هواپیمای نظامی شلیک کردم و هواپیما سقوط کرد و پس از اینکه هواپیما سقوط کرد دوستم اسلحه ی خودش و مرا گرفت و به کسی یا جایی تحویل داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

11958
متن پرسش
سلام: استاد ممکنه بیشتر در مورد سوال 11694 توضیح دهید. منظورم این است که با مطالعه چه کتاب هایی می توان به این مطلب رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال چه بوده؟ موفق باشید

9609
متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضر استاد طاهرزاده: همانطور که مستحضرید مخاطبین سایت اگر بخواهند شماره سوال مورد نظر خود را جستجو کنند به مشکل بر می خورند لذا روشی هست که اگر بزرگوارن به آن توجه نمایند(در اغلب موارد) می توانند شماره سوال مورد نظر خود را می توانند جستجو کنند لذا با اجازه حضرتعالی لینک آموزش تصویری این روش برای مخاطبین بزرگوار سایت ارسال می گردد لینک آموزش تصویری: http://www.xum.ir/images/2014/08/08/ahmad.jpg با تشکر و ارادت فراوان استاد ببخشید من چند بار امتحان کردم بعضی وقتها جواب نمی دهد لذا صلاح دیدم عبارت: «در اغلب موارد» را اضافه نمایم که مخاطبین آگاه تر باشند و احتمالا سوالاتی در این زمینه برای حضرتعالی ارسال ننمایند. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حالا آن را در اختیار کاربران محترم قرار می‌دهیم تا نتیجه معلوم شود. البته ظاهراً در سایت جدید این توانایی هست. موفق باشید
9409
متن پرسش
پس طبق همین استدلال، ملک بودن هم باید تشکیکی باشد؛ چون باید ذاتی باشد که با علم متحد شود، و چون علمْ تشکیکی است، پس آن ذات هم باید تشکیکی باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است و عنایت داشته باشید هر فرشته‌ای صورت اسمی از اسماء الهی است مثل علم یا قبض یا حیات، پس ذاتی نیستند که این صفات با آن‌ها متحد باشد بلکه ذات آن‌ها همان اسماء است. البته عنایت دارید که مفهوم ملائکه تشکیکی نیست، بلکه ملائکه به اعتبار ذاتش که عین اسمی از اسماء الهی است تشکیکی است و برای افراد مختلف ظهورات مختلف دارند، بر عکس انسان که به اعتبار انسانیت، تشکیکی است و آن ذات با علم و حیات اتحاد دارند. موفق باشید
5544
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز بنده دانشچوی فلسفه اسلامی هستم با توجه به اینکه در دانشگاهها اساتیدی به قوت اساتید حوزه نیستند و ما هم دسترسی به اساتید بزرگ حوزوی نداریم به نظرتان با کار کردن مطالب با فایل صوتی تدریس این اساتید می شود مثل کسی که در این کلاس ها شرکت می کند بهره برد به نحوی که مثلا آدم پیش خودش بگوید مثلا من اسفار را نزد علامه جوادی آملی خواندم(البته که نه برای خودبینی)؟ اگر کسی نباشد که با او مطالب را مباحثه کنیم ولی خوب بخوانیم چی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم بسیاری از مباحث را از طریق نوار صوتی اساتید کار کرده‌ام و فکر می‌کنم بی‌نتیجه نبوده است. موفق باشید
5215
متن پرسش
سلام استاد، ببخشید بعضی حرف هایی که می زنن مثلا به دنیا اومدن گوسفند با سر انسان در ترکیه و بعضی چیزای مشابه ، آیا واقعیت داره ؟ مگه فقط نفس انسانی نیست که هیئت انسان می سازد؟ یا این ها شایعاتی است که غرب در میاره برای اهداف خودش؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از این موضوع اطلاعی ندارم ولی اگر شرایط طوری غیر عادی شود که با تجلی آن روح خاص، روح نتواند مطابق آنچه خودش می‌طلبد جنین را تدبیر کند ، موانع تدبیر نفس آن موجود کار را به این‌جاها می‌کشاند. موفق باشید
601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید .اخیرا افرادی برای بنده این شبهه را ایجاد کرده اند که ایت الله جوادی املی در جریان انتخابات در فتنه افتاده اند لطفا بنده را از شبهه خارج کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: جواب: این موضوع را در سؤال شماره:536 دنبال کنید. در ضمن این بدین معنی نیست که برای ما نیز از جهاتی همه‌ی مسائل نسبت به ایشان بی ابهام باشد.
24275
متن پرسش
سلام استاد عزیز: به نظر شما خانم یک طلبه باید همیشه چادر بپوشه؟ وقتی تو فضای آزادتری بزرگ شده، میتونه بعضی مواقع کم، برای راحتی «بدون چادر» حجابشو حفظ کنه؟ ولی تو جمع های مذهبی از چادر استفاده کنه؟ سوال دوم اینکه حضرت زهرا چی می پوشیدن؟ خیلی چیزا به ایشون نسبت میدن مثل چادر سیاه که گفتین حرف مداحاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید تا آن‌جا که ممکن است شأن همسر یک طلبه بودن، به ظهورآوردنِ نماد حجابِ برتر باشد و این نوعی رسالت برای او به حساب می‌آید. ۲. نمی‌دانیم نحوه‌ی پوشش آن حضرت چه بوده، ولی همه‌ی شواهد حکایت از آن دارد که آن حضرت، نمادِ حجاب کاملی بودند که زن در آن دوران باید داشته باشد. موفق باشید

نمایش چاپی