باسمه تعالی. سلام علیکم: مسلّم در آن حد که نحوهای از فخر فروشی یا خود نمایی به روش اهل دنیا باشد برای سیر روحانی انسان زحمت به وجود میآورد ولی نه آنچنان که تصور کنید از حالت عادی و فعالیتهای عرفی به اسم سلوک خود را محروم کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در جریان آنچه تحت عنوان فرقهی مریمیه گفتهاند هستم. ولی در هر حال نمیتوان از آثار فکری و قلمیِ دکتر نصر و فریتیوف شوان در ارتقای تفکری که بشر امروز نیاز دارد چشمپوشی کرد. سوابق جریان حکمت «خالده» نشان میدهد انسانهایی بودهاند که نسبت به حقیقت، حساسیت نشان دادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان از کثرات به سوی وحدت سیر کند و چهرهی حقیقت بیشتر ظاهر شود، متوجه میشود چه اندازه در غفلت بوده. و چون سعی نکرده آن حقیقت یگانه که همهی عالم، مظاهرِ اوست را بیابد، در برزخ و قیامت از هیچ نور و گشایش و راهی بهره ندارد زیرا نور یگانهی عالم را ندیده به همان معنایی که قرآن میفرماید: «وَمَنْ کَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَی فَهُوَ فِی الآَخِرَةِ أَعْمَی وَأَضَلُّ سَبِیلاً» اگر چنانچه کسی در این دنیا کور باشد و حقیقت را ننگرد، در قیامت نیز کور است و هیچ راهی در مقابل خود ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای آقای مرحوم علی صفایی رویهمرفته با شما حرف میزند و حرفهای خوب میزند. کتاب «پایی که جا ماند» آدم را به فکر فرو میبرد که چگونه حضور در انقلاب اسلامی، اینهمه توانایی و مقاومت در یک انسانی که اسیر دشمن است، ایجاد میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد مبنای آقای فنایی با آقای ملکیان متفاوت باشد. سخنان آقای فنایی را گوش دادهام، از جهتی قابل تأمل است و شبیه آن چیزی است که ما در موضوعات حسن و قبح ذاتی و عقلی میگوییم که موضوعاتِ فراشرعی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خودتان خوب است. خیلی نباید به این در و آن در بزنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه وجود خدا شدیدترین وجود است و در نتیجه شدیدترین حضور را دارد، انسان ابتدا به صورت تکوینی وجود خدا را حس میکند و بعد وجود خود را. ولی عموماً مردم، علم به این علم ندارند تا آنکه عوامل غفلت را کم کنند و در دیدنِ هرچیز حتی در دیدن خود، خدا را بیابند به همان معنایی که حضرت علی«علیهالسلام» فرمودند: «ما رأیت شیئاّ الا و رأیت اللّه قبله و معه و بعده». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد اسم مستأثر، شرح مرحوم آیت اللّه محمد گیلانی از «مناجات شعبانیه» نکاتی دارد. ولی با این حال، اسم مستأثر، اسمی است که خدا برای خود انتخاب کرده است لذا ظهوری در عالم خارج ندارد. 2- از کدام نهجالبلاغه میفرمایید؟ متن عربی آن را مرقوم فرمایید، زیرا ترجمهها عموماً رسا نیستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با رجوع به معارف الهی مثل معرفت نفس، پشتوانهی عبادات خود را تقویت کنید 2- در روز مواظب باشید فضای رقابت و مقابله و کینه برای خود ایجاد ننمایید. در شامگاهان غذای سنگین نخورید و زود بخوابید 3- سعی کنید در موقعیتهایی که احتمال زمینهی گناه میدهید وارد نشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی این بزرگواران به کمالات لازم رسیدهاند، ولی «و ما ادریک ما الملاصدرا»؟ ملاصدرا چیز فوقالعادهای است. به تعبیر حضرت امام، او صدر الحكماء المتألهين و شيخ العرفاء الكاملين است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خطای ادرکات حسی را هم خود انسان میفهمد پس عملاً نفس ناطقهی انسان به صورت بدیهی متوجهی واقعیات هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن قیامتی مطابق اراده و شخصیت موجوداتی است که دارای انتخاب و اختیارند و این تنها شامل جنّ و انس میشود و نه فرشتگان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل همان است که شما متذکر شدید یعنی موضوع شدت وجودی برای قیامت را نمیتوانند بپذیرند و قیامت را دنیایِ دیگری میدانند با همین خصوصیات. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این نکته را میپذیرم که تفکر در میدان جبههگیریهای ایدئولوژیک در حجاب میرود و همهی دغدغهی بنده آن است که اگر بخواهیم تفکر را به جامعهی خود برگردانیم ابتدا باید از روح قبیلهگرایی و گرایشهای حزبی عبور کنیم. ولی آنچه نباید فراموش کرد بین تفکر فلسفی با تفکر دینی است. در تفکر دینی از عاملی مثل نفس امّاره به صورت یک موضوع وجودی نمیتوان غفلت کرد زیرا در تفکر دینی «تفکر رفتن از باطل سوی حق است» و لذا باید به موانع این تفکر نظر داشت و در این رابطه هر اندازه قرب بیشتر باشد، تفکر به معنای خاص آن شکوفاتر میشود و از این جهت نمیتوان به نفسانیت نظر نداشت. حال ملاحظه کنید چقدر کار حساس است که از یک طرف متوجه باشیم که نگاه ایدئولوژیک بهکلّی تفکر را دفن میکند و از این جهت آقای دکتر داوری موفق و متوجهاند و از طرف دیگر آن تفکر اصلی طلوع نمیکند مگر با عبور از نفسانیت. و چون بعضی از متفکران فنومنولوگ متوجه این موضوع نیستند در عین نفی غرب نتوانستند به تفکر دینی برسند تا با معنای حقیقی تفکر روبهرو شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است که موضوع را از همین آخر و با نظر به شخصیت جامع دکتر گلشنی شروع کنیم. ایشان هم مطمئناً همان دغدغههایی را داشتهاند که شما دارید. منتهی با وسعت و حوصلهای که به خرج دادند از گردنههای روبهروی خود عبور کردند. اولاّ: سعی نمودند نظام آموزشی موجود در آموزش عالی را در زمان دانشجویی خود چه در ایران و چه در آمریکا، خوب تجربه کنند ثانیاً: آینده را همچنان در مقابل خود گشوده نگه داشتند و لذا در عین فهم خوبی که از فیزیک بهدست آوردند، وارد تفکر معنوی شدند. هنر ایشان حوصله و وسعت و آرامش ایشان است. فکر میکنم شما هم میتوانید با حوصله، اولاً: بدون ترک دانشگاه یا مرخصیگرفتن، همین دانشگاه و همین دانشجویان را تجربه کنید. ثانیاً: چندان نگران کمبود وقت نباشید. به مرور زمانِ مطالعه در امور دیگر برایتان پیش میآید. ثالثاً: سعی کنید دانشجویان را خوب درک نمایید که چرا گرفتار روزمرّهگی شدهاند. حقیقت آن است که وقتی انسان شخصیت خود را محدود به دنیا کرد، آینده برایش تیره و تار میشود به همان شکلی که امروز، تمدن غربی بدان گرفتار است و لذا نمیتواند درست عمل کند. باید به مرور روشن شود ما با انقلاب اسلامی با آیندهای روبهرو میشویم که نه در آن تیرگی دنیای مدرن هست و نه تیرگی آنچه که امروز جامعهی ما بدان گرفتار است، بلکه آیندهای گشوده در مقابل ما قرار دارد. موفق باشید
