بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8292
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید شما درباره اسراف پاسخ داده اید که :در رساله‌های عملیه قسمت اسراف را برایشان بخوانید تا روشن شود اگر وسیله‌ای که اموراتمان با آن می‌گذرد را بی‌دلیل رها کنیم اسراف است و حرام است . منبع این مساله کجاست. اگر اینچنین باشد ما خیلی وسایل داریم که الان استفاده نمی کنیم و ممکن است تا چند سال دیگر مورد استفاده قرار نگیرد مثل بعضی آچارها این هم اسراف است؟. البته من نمی خواستم سوال فقهی از شما بپرسم ولی چون اشاره کرده بودید مورد سوال شد با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور که در فتاوی مراجع عزیز ملاحظه می‌کنید مصداق اسراف را عرف تعیین می‌کند. مثال آچار مثال خوبی نیست که بگوییم چون همیشه به آن نیاز نداریم پس رها کنیم. و نمی‌دانم در رابطه با چه موضوعی آن عرض را کرده‌ام. ولی باز تأکید می‌کنم با داشتن معنای اسراف مصداق را باید خودمان تعیین کنیم حتی ممکن است داشتن یک چیز برای یکی اسراف باشد و برای دیگری اسراف نباشد. موفق باشید
5727
متن پرسش
«ملت ایران به فضل خدا و هدایت معنوى ولى الله الاعظم خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند. این،آینده قطعى شماست. جوانان،خود را براى این حرکت عظیم آماده کنند. رهبرانقلاب 76.5.29 »استاد این اینده کدام اینده است که رهبری از آن سخن می گویند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در جواب سؤال 5716 متذکر آن شدم. ما در آینده در تاریخی قرار خواهیم گرفت که با نگاه تفکر مدرنیته به عالم نمی‌نگریم باید از همین امروز در آن افق زندگی خود را شکل دهیم. رهبر عزیز تقدیری را که خداوند مقدر فرموده برای امروز تاریخ ما می‌فهمند. شاید کتاب سلوک متذکر باشد.موفق باشید
5554
متن پرسش
سلام.علوم انسانی سکولار بدنبال چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علومی که نظر به آیات الهی ندارد و متوجه انوار اسماء الهی در همه‌ی امور نیست، سکولار است به این معنا که نسبت به حقایق معنوی غفلت دارد. موفق باشید
2349
متن پرسش
با سلام خدمت دوستان مسئول سایت می خاسم بدونم شما جدیدترین سولات را تو همین قسمت همه موارد از بالا به پایین می ذارید یا اینکه اصلا معلوم نمی شه جدیدترین سوال از استاد چی بوده؟ چون دوست دارم تقریبا همه سوالاتی که از استاد میشه را یه بررسی اجمالی بکنم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که متوجه شده اید در قسمت «همه‌ی موارد» آخرین سؤالات از بالا به پایین موجود است. موفق باشید
1520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. در آیه 30 سوره محمد آمده است "اگر ما میخواستیم سیمای ایشان(منافقان) را بر تو آشکار میکردیم....آیا پیامبر اسلام نمیدانستند منافقان چه کسانی هستند و علم نداشتند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خداوند از جهت ستارالعیوب‌بودنش همه‌ی شخصیت منافقان را بر ملأ نمی‌کند ولی در ادامه‌ی آیه به پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرماید: از طریق طبیعی یعنی از طریق گفتارشان می‌توانی آن‌ها را بشناسی که با سخنانشان به کدام سو نظر دارند و در آخر آیه می‌فرماید: خداوند اعمال آن‌ها را و توطئه‌های آن‌ها را می‌داند و نمی‌توانند ما را غافل‌گیر کنند. موفق باشید
1363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وتشکر از این طرحتون که سوال ها را در سایت جواب میدید این طوری ما هم از سوالات بقیه استفاده میکنیم.در سوال 1343حد اسراف را فرموده بودید که تا زمانیکه این لباس به عزت مومن ضرری نرسونه باید استفاده بشود ودور اتداختن اون لباس اسراف است پس این طوری باشیک بودن جور در نمیاد چون مثلا لباسم کمی فرسوده شده وتو فامیل هم انگشت نما نمیشم که بپوشم ولی شیک هم نیستم منظورم از شیک یعنی به تنوع طلبی مثبتم به عنوان جوان جواب ندادم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: شیک‌بودن اگر به معنی فخر به دیگران باشد بسیار خطرناک است و در روایت داریم اگر کسی ذره‌ای فخر بر دیگران بکند هرگز بوی بهشت به مشامش نمی‌خورد. ولی اگر شیک‌بودن به معنی عزتمندبودن است معلوم است که اشکال ندارد، با این‌همه خیلی نباید ذهن خود را مشغول تنوع‌طلبی کنیم، چه اشکال دارد اگر لباس خوبی داریم سال‌ها از آن استفاده کنیم؟ موفق باشید
1286

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد سوالی از محضرتان داشتم: در سوره صافات وقتی صحبت ازپیامبران می شود بعد به ایشان سلام داده می شود، در بخشی ازآن نیز صحبت از الیاس پیامبر شده و بلافاصله بعد می گوید سلام علی الیاسین. چرا ما در تفاسیر این را آل یس و در واقع آل پیامبر معرفی می کنیم در حالی که روال آیات این را نشان نمی دهد. چون در واقع در آیات قبل حرف از حضرت الیاس بود و شاید الیاسین متعلقین به راه حضرت الیاس را منظور باشد. ممنون می شوم توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام ‌ امام رضا در جلسه ای که ما مون با علماء اهل سنت ترتیب داده بود، می‌فرمایند: معاندان چون این آیه نازل شد که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً»،سؤال کردند یا رسول الله ما سلام بر تو را دانستیم ولی چگونه صلوات بر تو فرستیم؟ فرمود بگوئید «خدایا رحمت فرست بر محمد و آل محمد چنانچه رحمت فرستادی بر ابراهیم و آل ابراهیم به راستی تو حمید و مجیدی». سپس حضرت پرسیدند آیا ای گروه مردم! میان شما در این اختلافی است؟ گفتند نه. مأمون گفت در آن خلافی نیست و مورد اجماع است. آیا نزد تو در باره «آل» چیزی واضح‏تر از این در قرآن هست ای أبو الحسن؟ حضرت فرمودند آری. سپس حضرت پرسیدند؛ به من خبر دهید از قول خدای که می‌فرماید: «یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» مقصود از«یس» کیست؟ علماء گفتند مقصود از آن محمد است و کسی در آن شک ندارد. امام رضا فرمودند پس خدا به محمد و آل محمد فضلی داده که احدی به کنه آن نرسد و این برای آن است که خدا بر کسی سلام نداده جز به پیغمبران و فرموده است «سلام بر نوح در عالمیان» و فرمود «سلام بر ابراهیم» و «سلام بر موسی و هرون». و نفرموده «سلام بر آل نوح» و «سلام بر آل موسی» و «بر آل ابراهیم»، ولی فرمود «سلام بر آل یاسین» یعنی آل محمد - پس معلوم است که برای آل محمد فضیلتی در نظر گرفته که برای آل هیچ پیامبری در نظر نگرفته - مأمون گفت دانستم که در معدن نبوت شرح و بیان آن موجود است.( «أمالی الصدوق»، المجلس التاسع و السبعون‏، ص530.) در روایت فوق حضرت امام رضا علاوه بر استناد به روایت مربوطه در رابطه با این‌که صلوات بر پیامبر باید همراه با صلوات بر آل او باشد، به آیه قرآن استناد می‌کنند که در کنار «یس» یعنی محمد، آل او را آورده و بر هر دو سلام فرستاده، زیرا بین آن‌ها، دوگانگی نیست. موفق باشید
1061

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام برای اینکه در عبادات و زندگی دچار عادت نشویم چه باید بکنیم ممنون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اکثر آنچه به عنوان عادت گفته می‌شود، بیشتر ملکات است. نهایتاً سعی کنید خشم و کینه و حرص و حسد را از خود دور کنید و با حضور قلب بیشتر در صحنه‌ی عبادات حاضر شوید. (جزوه‌ی شرح دستورالعمل آیت‌الله بهجت«رحمة‌الله‌علیه» بر روی سایت هست مطالعه کنید). موفق باشید
23553
متن پرسش
سلام علیکم می خواستم با فرمایشتان در مورد آقای عباسی همدلی کنم. در یک سخنرانی دیگر ایشان در آستانه ۲۲ بهمن که مقام رهبری دعوت به حفظ وحدت کردند به رئیس جمهور و رئیس مجلس و نایب رئیس و رئیس خارجه می گویند: شما اگر میان مردم بیایید مردم به صورت شما تف می اندازند! نقایص و تقصیرات جدی این چهار نفر به جای خود اما آخر این طرز حرف زدن است؟ آیا این منجر به ترویج کینه و نفرت در بین گروه های سیاسی و ادامه اتهام تندروی که هیچ بی اخلاقی و خرابکاری به جناح انقلابی نمی شود؟ اگر فردا یکی از این آقایان به یک جلسه ای رفت و یکی از مردم برگشت به جای نقد و تبیین یک توهینی به ایشان کرد آن را به پای آقای عباسی و حامیان ایشان نمی نویسند؟ نمی دانم فکر که می کنم می گویم شاید حامیان ایشان بگویند خسارتی که این چهار نفر به کشور طی این ۶ سال زدن آنان را لایق چنین ادبیاتی می کند. ولی به این فکر کنند اگر همین ادبیات در کشور باب شود چه خواهد شد؟ http://www.entekhab.ir/fa/news/458515/%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا می‌داند من نگران حضور انقلابی هستم که باید توسط نخبگان جامعه پشتیبانی شود. بنده تنها نظر آقای دکتر صافیان که از شاگردان آقای دکتر داوری است و سخت به انقلاب اسلامی علاقه دارند را؛ برای شما می‌فرستم تا ببینید چرا انسانی که علاقه به این انقلاب و حضور تاریخی آن دارد، باید از دست امثال آقای دکتر عباسی خون گریه کند. موفق باشید

 اما درد و دلِ آقای دکتر صافیان در مورد عرایض بنده:

برادر بزرگوارم استاد طاهر زاده عزیز

شوی حمله به  معلم تفکر دکتر داوری را دیدم. بر این شخص که اوصافش معلوم اهل نظر است حرجی نیست.‌ به فضایی می اندیشم که امثال او را قدر می نهد و بر صدر می نشاند. به این باید اندیشید که چه شده است که در بین ما عده ای هرچه بی پروا سخن گویند مأجور ترند و میدان دار تر. مگر مثل دکتر داوری در تاریخ معاصرمان چند تن داریم که چنین قربانی اش می کنیم. مگر واقعا از فیلسوف و متفکر انتظار داریم که نظر خود را با ما تنظیم کند. فیلسوف ما باید از عباسی ها بپرسد که چگونه فکر کند و چه نظر بدهد؟ از آن بالاتر آیا متفکر باید نظر فکری و فلسفی خود را از رهبر دینی و سیاسی بپرسد؟ در این صورت به چه معنا متفکر خواهد بود؟ در مذهبی که تفکر ساعة خیر من سبعین سنه عباده شمرده می شود چگونه می توان بنام همان مذهب بزرگترین و بهترین سرمایه های فکری را به باد تکفیر و ناسزا گرفت؟ نتیجه این حملات شنیع و ناشی از تهی مغزی جز بسط بی فکری و نیست انگاری و اشاعه جو شخص پرستی و اطاعت کورکورانه چه خواهد بود؟ تفکر هرچه عمیق تر باشد همواره غریب بوده و خواهد بود. اما جامعه ای که نتواند دوست را از دشمن تمییز دهد و بویژه بنام دین همه را با تیغ تهمت و انگهای جاهلانه براند بر چه چیز تکیه خواهد کرد؟

سخنان سخیف این شخص چنانکه به درستی اشاره کرده اید قابلیت پاسخ گویی ندارد اما نگرانی از مجالی است که برای چنین رویه های ناصوابی ایحاد شده است. به نظرم باید بر چرایی آن اندیشید.

توفیق حضرت عالی مستدام باد. 

و بد نیست باز نظر یکی از کاربران را نسبت به سخنان آقای عباسی و عرایض بنده بدانید که می‌فرماید:

۱. استاد سلام راستش من در عین اینکه نقدهای جدی به آقای عباسی دارم ایشون را بیرون از جبهه انقلاب نمی بینم. ۲. بعضی نقد های ایشون را مفید می دانم. ۳. اما به نظر من راه عبور از چنین فکری سکوت در مقابل اینها می باشد و علی بن یقطین وار در جبهه انقلاب کار کردن. 

متاسفانه گوش بچه های حزب اللهی برای شنیدن این نوع ادبیات آماده تر است تا شنیدن سخنان جنابعالی ما باید بدون درگیر شدن صحبت خودمان را مطرح کنیم و طرح صحبت های خود ما نوعی جدل هم محسوب می شود به نظر می آید اگر ما درست طرح موضوع کنیم و چشم انداز بهتری را جلوی پای جوانان حزب اللهی قرار بدهیم بدون درگیری از این نوع نگاه ها عبور می کنیم. ۴. اگر بدانیم که همین تفکرات کمر دولت نهم و دهم را شکست (البته آقای احمدی نژاد هم ضعف هایی داشت) و قدرت اینها را فهم کنیم شاید به صورت مستقیم هیچگاه به مصاف این دوستان نمی رویم. ۵. شاید گفتن این نکته هم خالی از لطف نباشد که علامه فرمود مشروطه خواهی اگر هیچ نکته مثبتی نداشت حداقل عارف کشی و صوفی کشی را متوقف کرد همین را در مورد دولت شیخ حسن روحانی می توان گفت و این که این دولت هرچقدر پر عیب و پرنقص بود اما با آمدنش زهر چنین تفکراتی را گرفت و ما با دولت شیخ حسن از نهادینه شدن نوعی تکفیر در جامعه عبور کردیم. شاید علت این که رهبری با تمام نقص ها همچنان بر ماندن این دولت اصرار دارند را این می بینم که بسیاری از گروههایی که به اسم انقلاب در حال تکفیر بودن، قدرت اجتماعی آنها یا از بین رفت یا به شدت ضعیف شدند و نتوانستند به اصل انقلاب ضربه به زنند. (اگر آزادی را اصل انقلاب بدانیم آزادیی که نه تنها با اسلام مخالفت ندارد بلکه آن نوع از آزادی همان اسلام است).

20972
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: در رابطه با یکی از موضوعات بعد از مطالعاتی و تأملاتی، یک جمع بندی مختصری خدمت تان عرضه می داریم، امید است نکات لازم در این رابطه را از ما دریغ ندارید و چنانچه صلاح ندانستید بر روی سایت قرار ندهید و خصوصی برایم ارسال نمایید: « قاعده ای هست به نام تشکیک. از طرفی می گویند انسانیت یا آدمیت یک مقوله مشکک است. یعنی دارای شدت و ضعف است. خب اگر اینگونه است و عین الانسان چهارده معصوم هستند، پس یقینا انسان هایی در ذیل انسانیت معصومین باید در حاقّ هستی و در عالَم وجود حضور داشته باشند. و همان طور که ما بعد از تعقل در مورد جایگاه عین الانسان و معصومین در هستی، در بیرون به دنبال مصادیق خارجی عین الانسان می گردیم و آن ها را می یابیم، طبق همان قاعده، باید بعد از تعقل در وجود چنین انسان هایی در غیب عالم، به دنبال مصادیق خارجی چنین انسان هایی هم که در ذیل عین الانسان هستند هم بگردیم و پیدا کنیم. حالا در همین رابطه روایاتی هست که خود معصومین به ما کمک کرده اند تا ما به چنین انسان هایی نظر کنیم. مثلا فرمودند: فی کل قرن عدول... یا فرمودند: انهم حجتی علیکم... یا فرموده اند: ان العبد اذا اختاره الله فی امور عباده شرح صدره... اگر به این روایات با نگاه «وجودی» نظر کنیم و نه با نگاه کانتی - دکارتی، به این معنا که امام معصوم که گوینده ی چنین روایاتی است، چون در درجه وجودی و مرتبه ی بالاتری از چنین انسان هایی قرار دارد و انسان هایی که در مرتبه ی بعدی هستند تجلی وجود معصومین هستند، پس این نوع روایات گزارشی از وضع خارجی و سنت ثابتی است که در عالم هستی هست، که امامان دارند به ما از چنین وجودات متعالی ای خبر می دهند، متوجه جایگاه وجودی چنین انسان هایی در ذیل معصومین می شویم. البته این بدین معنا نیست که ما این چنین انسان هایی را با معصومین مقایسه کنیم، هرگز، چون فرمودند: «لا یقاس بآل محمد احدا... احدی را با آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین قیاس نکنید» و همان طور که امامان که اولین تجلی حضرت حق هستند را با اینکه تمام کمالات حق را به نازله دارند با خدا مقایسه نمی کنیم، این انسان هایی را هم که اولین تجلی از عین الانسان هستند را هم با معصومین مقایسه نمی کنیم. و شاید فاصله اینها از معصومین به اندازه فاصله معصومین تا خدا باشد.» البته این پایان تفکر بر روی این موضوعات نیست. ببخشید که مصدع وقت شریف تان شدم. یا حق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال وقتی حقیقت انسان یعنی انسانیت، تشکیکی باشد و هر مقوله به تشکیکی وجهِ تامّی برایش محقق باشد؛ وجوهِ نازله در ذیل آن در میان خواهد بود و آن مراتب نازله‌ی انسانیت نیز در جای خود ارزش دارد. البته این غیر از وجهی است که در آیاتی مثل آیه‌ی 113 سوره‌ی نساء مطرح است که به رسول خود به جهت کاری که بر عهده‌اش گذاشته، می‌فرماید: اگر فضل و رحمت الهی نبود نقشه‌های دشمنان تو را گمراه می‌کرد. ذیل رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هر زعیمی که در راستای تحقق نظام اسلامی عمل کند از آن توفیقات خاص جهت امورات مردم برخوردار خواهد بود و مردم اگر به آن زعیم اعتماد کنند از رحمت خدا جهت زندگی اجتماعی و فردی بهره‌مند خواهند شد. موفق باشید

20747

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
چگونه باید متوجه شویم وظیفه مان در این برهه تاریخی چیست؟ سلام بر استاد و زیارت قبول: ساعت ها پرسش هایی که مخاطبین با حضرت عالی مطرح می کردند در سایت را می خواندم و نکات جالبی بود در سئوالات و جوابها و جرقه ای شد که سئوال ها و مطالبی را که با متخصصین و اهل فن چه دانشگاهی چه حوزوی مطرح کرده بودم و به جایی نرسیده بودم و البته جوابهایی گرفته بودم اما هنوز قلبم اقناع نشده است را با شما مطرح کنم. استاد عزیز هفته ها و ماه هاست که شدیدا فکری من را درگیر کرده است و آن مسئله تحصیلات_اشتغال_ازدواج زنان است. مسئله ای که وجود دارد این است که وظیفه ای که برای خود ساخته ایم و می خواهیم آن را با وظایف زن و... جمع کنیم و یا وظیفه ای که الهی است (شبیه مثالی که سنگه رو طلا گرفته اند و یا سنگِ طلا بوده است) و این مسئله ای هست که شدیدا دغدغه ی ذهنی حقیر شده است و با مطالعه و مشاور و .... حل نشده است که هر کسی از ظن خود شد یار من. استاد عزیز سئوالی که از شما داشتم این است که آیا زنان مسیری را نرفته اند و بعد از آن در میان راه سئوال می کنند و می خواهند مشکل خود را حل کنند و شما و مرجع و هر فرد دیگری هم با فرمونی که رفته اند مجبور هستید به آنها پاسخ دهید؟ واضح تر بگویم: به یکی تقسیم بندی بندی زنان ما بعد از سالها دانشگاه رفته اند و بعد رشته ای که در آن هستند را به آن علاقه دارند و می خواهند تا آخر ادامه دهند و خدمتی انجام دهند الهی و انقلابی و طعم دانشگاه و خدمت و علاقه و سرگرمی و....آن زیر دهانشان می رود و بعد در همین حین سئوالات و شبهات و درگیری ها و تزاحم ها و تناقض هایی برای آنها شروع می شود. الف: این که نکند من وظیفه داشته باشم هجرت کنم به حوزه؟ بعد استفتا هم بکنند مرجع در چنین پازلی به آنها صرفا چند تا توصیه می کند و در آخر می گوید دانشگاه را ادامه بدید و بعضا بالعکس. ب: بحث اشتغال و ارتباط با نامحرم و...؟ که باز هم بحث بر سر این می شد که شرایط امروزی دیگر چنین است و نمی شود کاری کرد و باید شما رعایت کنید و صرفا توصیاتی که شرایطی را خودتان باید نگاه دارید و... پ: بحث تدریس دانشگاه و محیط مختلف آن و....؟ ت: جمع کردن درس و اشتغال با خانه داری و شوهر داری و فرزند داری و...؟ اولویت با کدام است و...؟ که این هم با توجه به شرایطی که مطرح شد یا باید فرزند خود را مهد بگذارد که اشکال دارد پس مهد قرآن باید بگذارد!! و یا نیمی از روز را فرزرند را در اختیار مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها گذاشت و تربیتی که خوبی ها و معایب خود را دارد و.... تازه استرس ها و اضطراب ها و سختی ها را با برچسب خیالی خدمت کردن و انقلاب و تمدن سازی سختی هایی را هم دارد باید توجیه کرد و به آن جواب داد. ث: بحث ازدیاد نسل و نگه داری آن و وظیفه ما الان چیست با این همه کاری که برای خودمان ساخته ایم و روی زمین وجود دارد مگر می شود؟ خلاصه بحث های دیگه ای هم که مطرح می شود و ما توجه نمی کنیم به نظرم که فرمان از اول اشتباه بوده است و هر چه جلو تر می رویم مجبور به درپوش گذاشتن می شویم (شبیه بحث حجاب و چادرهای مدل دار و زندگی های مصرف گرایی ارزشی و با اسم گذاری های وهمی خودمان و استفاده از احادیث برای توجیه کردن خودمان.) ان شا الله تونسته باشم قسمتی از منظورم را رسانده باشم که داستان از این هم به نظرم پیچیده تر است و زبان حقیر هم الکن و باید موضوع شناسی اساسی در این موضوع شود و با روش شناسی اساسی و گرنه هر جوابی که در این مورد ما بدهیم و یا هر صحبتی که ما در این مسئله بکنیم یا فایده ای ندارد و یا این که صرفا در شرایط موجود و با توجه به پازلی که خودمان چیده ایم مطرح می کنیم و شخص جواب گو هم راه دیگری ندارد. ممنون می شم که این سردرگمی را که ماه هاست دچار آن هستم با سخنان حکیمانه تان کمکی به این حقیر کرده باشید. (زیرا در شرایطی صرفا نظری نیستم شرایط فعلی ام ساحت عمل و انتخاب همسر هستم و گیج نظریه ها و اشخاص و قیل ها) پوزش طولانی شد، معلم صبور و زحمت کش. خدا قوت. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید در شرایطی هستیم که هنوز تعریف درستی مطابق این تاریخ از «زن» نداریم – نه زنان و نه مردان نمی‌دانند پدیده‌ی امروزین زن را چگونه باید بفهمند - باید تلاش کرد فهمی همه‌جانبه نسبت به زنان در این تاریخ داشت. کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» شروعی جهت چنین تلاشی است. زیرا همچنان‌که قبلاً عرض شد «زن» گمشده‌ی این تاریخ است. در این رابطه بد نیست سری به جواب‌ سؤال‌های شماره‌ی  10837 و 6275  و 10897 بزنید. موفق باشید

18638
متن پرسش
سلام استاد: شرح ده نکته و همچنین برهان صدیقین رو در یک برنامه منظم با صوت تمام کردم. خیلی مبناهای قوی بهم داد و معرفت خوبی داشت. ولی یه چیزی هست که نمیدونم مشکل از درک‌ منه یا بحث، در برهان با همه دقیق بودنش، باز هم یک من در میان است، در برهان میخواد بگه همه چی حق است، اما باز یک من هست. حالا شما برای ادامه مطالعات چه برنامه ای پیشنهاد میدین؟ میخوام که درست و قوی ادامه بدم ان‌شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درست تشخیص داده‌اید. از نظر عقلی، وجودْ مطلق است و تجلیّات او تنها در صحنه است ولی ناخودآگاه وقتی عقل در میان است کار به انتها نرسیده است بلکه در مسیر فنایِ فی اللّه باید موضوع را حل کرد که بنا به روایات، رعایت حرام و حلال الهی همان «فنایِ عبد» در حکمِ ربّ است. إن‌شاءاللّه بدون این‌که از درس‌های رسمی حوزه کم بگذارید، به مرور با مباحث عرفان عملیِ خواجه عبداللّه انصاری در «منازل‌السائرین» کار بهتر جلو می‌رود. فعلاً از مباحث «معاد» غافل نباشید. موفق باشید

16504
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: یک خواهشی داشتم و اون اینکه می شود در یک جلسه ای یا جزوه ای معنای جهاد کبیر در عصر حاضر را برای ما روشن کنید. با تشکر استاد این روز ها ماها را خیلی دعا کنید. استاد نزدیک 7 سال هست توفیق حتی 5 دقیقه تفکر در عالم حضور از من گرفته شده برام دعا کنید که این توفیق بزرگ دوباره بهم برگردانده بشود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن به پیامبر خود می‌فرماید «فَلا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبيراً» ـ‌ سوره فرقان آیه 52 ـ یعنی ای پیامبر از کافران و فرهنگی که آنان در جامعه حاکم کرده‌اند پیروی مکن و از طریق همین عدم تبیعیت از کفار جهار کبیری را به صحنه آور. حال از این به بعد این تکلیف ما است که سعی کنیم با تأکید بیشتر نسبت به انقلاب اسلامی و اهداف بزرگ آن این مجاهده را وارد زندگی خود نماییم شاید بتوان گفت کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» به یک معنی همان ورود به جهاد کبیری است که با عدم تبعیّت از فرهنگ استکبار وارد زندگی ما می‌گردد. موفق باشید

16219
متن پرسش
سلام علیکم: با اجازتون من چند تا سوال جدا و بی ربط نسبت به هم دارم، تو طول روز بعضی وقتا که به مسائل مختلف فکر می کنم سوالاتی برام بی جواب میمونه، یه جایی می نویسم جمع که میشه خدمت شما می رسم. جدا جدا می پرسم، ممنون میشم راهنماییم کنید. یه روز تو مدرسه زنگ ادبیات یه درس تاریخی بود اگه اشتباه نکنم، بعد معلممون گفت قدیمیا اعتقاد داشتن شهاب سنگ که رد میشه، فرشته ها هستن دارن شیاطینو میزنن، ما هم نیش خند زدیم به این باور، بعد چند وقت پیش تو قرآن همین باور رو دیدم، اگه اشتباه نکنم آیه 10 سوره صافات. آیا واقعا قرآن این باور رو درست میدونه در صورتی که شهاب سنگ دلیل علمی اینا هم داره؛ یا اینکه اصلا تفسیر آیه چیز دیگس؟ و اینکه دیدم تو قرآن که خدا ستاره ها رو زینت آسمان قرار داده، آیا فلسفه وجود ستاره ها فقط همینه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با «شهاب» در سوره‌ی «قاف» داشته‌ام. شهاب ثاقب در قرآن در نفی ِ شیاطین و توسط ملائکه مدّ نظر است و هیچ ربطی به سنگ‌های آسمانی که از این آسمان به سوی زمین سقوط می‌کنند، ندارد و اساساً معنای آسمان در آن آیات، یعنی وجهِ غیبیِ عالَم است. اشکال از آن‌جا است که عده‌ای نام این سنگ‌های سرگردان در فوق ِ جوّ زمین را «شهاب» گذاشته‌اند. موفق باشید

15914
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در سوره الرحمن آیه «فِیهِمَا مِن کُلِّ فَاکِهَةٍ زَوْجَانِ » ﴿۵۲﴾ منظور از اینکه در آن دو بهشت از هر لذتی (میوه ها) دو نوع است چیست؟ تفسیر این دو نوع لذت چیست؟ آیا می توان گفت مقصود یکی لذت روحانی (حاصل از توحید) و لذت دیگر مربوط به لذت برای تامین قوه خیال انسان می باشد؟ لطفا کمی از اسرار این آیه را بازگو بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را از آیه‌ی مذکور را متذکر شده‌اید و عموماً به همین نوع، موضوعات اشاره دارد. مثل فاکهه‌ی تجلی به مقام قلب، و فاکهه‌ی متجلی به مقام روح، که فوق قلب است. موفق باشید

15497
متن پرسش
سلام و درود: استاد ملاصدرا قایل به این است که در برزخ رشد نیست بلکه رفع موانع و حجاب ها می باشد. الته رفع این حجاب ها گاهی همراه با قرن ها عذاب است و در برزخ رشد اخلاقی و پیشرفت اخلاقی نیست. لطفا این مطلب را توضیح دهید؟ فرق رشد با رفع مانع چیست؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد «رشد» به معنای کمالی دیگر با اراده‌ی جدیدی محقق می‌شود که بعد از سکرات دیگر اراده‌ی جدید به آن معنا در میان نیست. ولی رفع حجاب به معنای بهتر مأنوس‌شدن با اراده‌هایی که در دنیا داشته‌ایم، مطرح است. موفق باشید

14645
متن پرسش

باسمه تعالی با سلام: برای مطالعه آثار شهید آوینی ترتیب خاصی هست؟ کدام را اول بخوانیم: «مبانی توسعه و تمدن غرب»، «آغازی بر یک پایان»، «فردایی دیگر»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی کنم بتوان برای کتابهای آن شهید بزرگ سیری را مشخص کرد ولی از هرکجا که شروع کنید، گویا از همان جا باید شروع می کردید زیرا سخنان او قصه ی عهدی است که ما با حقیقت بسته ایم. موفق باشید

14297
متن پرسش
سلام: 1- بنده استدلالی بر فرموده امیرالمومنین (ع) می کنم که فرمودند نگاه نکنیم چه کسی می گوید ببینیم چه می گوید. بنده اعتقاد دارم حرف درست را باید گرفت و استفاده درست کرد. و این را تفکر اسلامی می دانم. ولی کسی از طلاب می گوید درسته که علی (ع) آن جمله را فرمودند ولی در قرآن هم داریم: «فسئلوا اهل الذکر» این طلبه می گوید اهل ذکر یعنی علما. نه آقای رائفی ... حال در این بحث علمی ما حق با کیست؟ منظورم اینست حرف اسلام در این زمینه چیست با در نظر گرفتن حدیث و قرآن کنار هم؟ 2. کتب آقای طائب و مباحثشان در زمینه تبار انحراف و محار انحراف که در مورد وقایع پشت پرده زمان پیامبر است قابل استناد است؟ 3. آیا پیامبر شهید شدند؟ ظاهرا علامه حلی شیخ طوسی و... هم بر این باورند. التماس دعا...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چرا این دو نکته را نتوانیم جمع کنیم؟ بدین شکل که اگر مطلبی را می‌خواهیم بدانیم از اهل ذکر – که بنا به روایات، اهل‌البیت هستند – بپرسیم و از آن طرف هر سخن حقی که هرجایی و هرشخصی گفته شد، جدای از گوینده‌ی آن به اعتبار حق‌بودن آن، آن را بپذیریم و تصدیق کنیم 2- بنده کتاب مذکور را مطالعه نکرده‌ام 3- بنا به روایتی که می‌فرماید: ما خانواده یا مقتول، یا مسموم می‌شویم؛ می‌توان همان نظر شهیدشدنِ حضرت را پذیرفت. موفق باشید

13492
متن پرسش
سلام: همه در جامعه ما وجود بحران را کم و بیش قبول دارند. شما ریشه این بحران را کجا می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حداقل از بیست‌سال پیش بنده پیش‌بینی این نوع بحران‌های فرهنگی و اقتصادی را می‌کردم آن وقتی که دولت سازندگی به جای ورود هرچه بیشتر به بستر توحید و آموزه‌های دینی، امید خود را به روش‌های غربی بست. و مطمئن باشید هیچ راهی جز برگشت به آموزه‌های دینی به قرائت حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این تاریخ به همان روشی که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» تأکید می‌کنند و نهیب می‌زنند از تحریف شخصیت امام، راه دیگری نیست. موفق باشید

10233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: درباره آیه 63 و 64 احزاب سوال داشتم، اگر کسی روحش به آن لطافتی نرسیده باشد که مثلا متوجه شود بخاطر یک غیبت قیامت از منظرش رفته و یا بر اثر عمل صالحی به قیامت نزدیک شده ولی بر اساس اعتقاد به قبامت عمل صالحی انجام دهد یا از عمل حرامی دوری کند آیا چنین شخصی از عتاب آیه خارج است؟ حضرتعالی فرمودید باید بر اساس قیامت عمل کنیم و دیگران را به این نحوه رجوع به قیمت دعوت کنیم. اگر طبق روایت با عمل خود مردم را به عمل صالح دعوت کنیم و امر به معروف و نهی منکر کنیم هرچند شرحی درباره نحوه رجوع به معاد ندهیم به وظیفه خود عمل کرده ایم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که حرکات و سکنات ما ناشی از خداترسی و نظر به قیامت باشد، خود به خود نتایج زیادی به همراه دارد. از طرفی با توجه ممتد به قیامت اعمال صالح ما نورانیت بیشتری می‌گیرد و در ساختن جامعه‌ی سالم مؤثرتر خواهد بود. موفق باشید
10068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در تکمیل سوال شماره 10056 متن زیر را از کتاب «انسان 250 ساله» صفحه 124 چهار خط آخر پاراگراف دوم (حتی همانهایی که بعد به کربلا آمدند و همراه امام حسین (ع) جنگیدند، در زمان جناب مسلم، کاری که باید می کردند، نکردند. کوتاهی کردند، و الا مسلم آن طور نمی شد. باید قضیه را تمام می کردند که نکردند. خب این نکردنها، موجب شد که حادثه کربلا پیش آید.) در ضمن به نظر رسید که شما در جواب دادن این سوال متوجه نشدید که سوال کننده، این سخن را از قول رهبری نوشته اند. وگرنه نباید می فرمودید «این طور که میفرمایید نیست.» ببخشید حلال کنید. التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن بود که آن عزیز درست منظور مقام معظم رهبری را نگرفته‌اند و گمان کرده‌اند آقا می‌فرمایند اصحاب کوفی امام حسین«علیه‌السلام» در دفاع جناب مسلم بن عقیل کوتاهی نمودند. عرض کردم این طور نیست، آری آن‌ها در کوفه با نقشه‌ی عبیداللّه غافلگیر شدند و نفهمیدند باید چه کار کنند و معنای سخن رهبری عزیز که می‌فرمایند: «کاری که باید می‌کردند، نکردند» در این رابطه است. موفق باشید
9202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
راز عرفانی7 طبقه آسمان چیست؟ آیا منظور 7 شان از عالم وجوداست؟ در هر طبقه چه اتفاقاتی برای عالم وجود انسان در انتظار است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری منظور هفت مرتبه از عالم وجود است. در شرح سوره‌ی «ق» عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
9070
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: اگر امکان دارد در مورد مبانی تمدن در قرآن توضیح و تفسیر کاملی ارائه نمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن دستوراتی دارد که برای اجرای آن باید جامعه‌ای با قوانین اسلام باشد و در زیر سایه‌ی تمدنی دیگر قرار نداشته باشد، همین امر اقتضاء می‌کند که تمدن اسلامی شکل گیرد وگرنه باید از قیصر و یا کسری و یا اوباما اجازه گرفت مشروب‌خوار را حدّ بزنیم یا نه. بحث ضرورت جامعه‌ی اسلامی را می‌توانید در قسمت آخر کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» دنبال بفرمایید. موفق باشید
6894

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز نظر جنابعالی در خصوص کتاب «هرم هستی، تحلیلی از مبادی هستی شناسی تطبیقی» آقای دکتر مهدی حائری یزدی، چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست، خیلی قوی نیست. در موضوع اصالت وجود خوب موضوع تبیین نشده. موفق باشید
5916
متن پرسش
سلام براستادگرانقدر حاج آقا طاهرزاده بنده مبلغ هستم در 100کیلومتری قم ساکن هستم خانم بنده دانشگاه آزادقم رشته زیست شناسی قبول شده اند درهفته چهارروز باید درکلاس شرکت کنند با این اوصاف فقط سه روزدرهفته خانه می باشند دوپسر دارم هرچه صحبت کردم که صرف نظر کند فایده ندارد هم ازحیث مالی برایم مقدورنیست هم چهارروز درخانه نیست وبنده نیز ازساعت 7/5صبح تا 15/30سرکارهستم شمابفرمایید تکلیف بنده چیست واقعا استاد موندم چه کارکنم ازطرفی میترسم ناراحت بشه ازطرفی هم زندگی روچه کارکنم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: توصیه‌ی بنده به همسر محترم‌تان آن است که این فرصت طلایی را که می‌توانید فرزندان خود را تربیت کنید و در خدمت همسرتان باشید را رها کرده‌اید برای چیزی که معلوم نیست در نهایت چه نتیجه‌ای از آن می‌گیرید. آیا با دو فرزند خود مأنوس باشید و با تربیت آن‌ها گوهر مادری‌تان را ظهور دهید را رها کرده‌اید تا به چه چیزی برسید؟! روح کودکان، ظرایفی دارد که تنها مادران، و آن هم با اُنس طولانی و دلسوزی‌های ممتد می‌توانند دریابند و جهت‌گیری مناسب به آن بدهند. موفق باشید
نمایش چاپی