باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات اصلی صحبت ایشان را همراه با تاریخی که صحبت کردهاند یادداشت میکنم و نگه میدارم؛ شاید این کار برای سالهای بعد مفید باشد. در ضمن، قدرت تمرکز روی سخنان ایشان را بیشتر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت اول ما را متوجهی این حقیقت معرفتی بزرگ میکند که حضرت حق در همهی امور، تقدیر را به عهده دارد و وظیفهی ما آن است که در متن آن تقدیر امورات خود را تقدیر کنیم. مثل آنکه میفرماید: «اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ» یعنی خدا است که رزقها را تنظیم میکند و تقدیر مینماید و یکی را وسعت رزق میدهد و دیگری را رزق محدودی برایش تقدیر میکند. حال عبد، در این تقدیر الهی باید امورات خود را تدبیر نماید. و در روایت فوقالعاده توحیدی دوم بحث بر سر آن است که عبد، خود را در عرض خدا قرار ندهد بلکه در ذیل دستورات الهی و تقدیرات حضرت رب العالمین در فضای عبودیت آنچه را که حضرت رب العالمین از بندهاش انتظار دارد را تبعیت کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا آن شهید بزرگوار در افقی که در روبهروی خود در بستر شهادت احساس میکرد، این بود که متوجه شده بود در شهادتش، خبری در عالَم واقع میشود. لذا تعجیل او از این قرار بود و حقیقتاً چقدر درست تشخیص داده بود که این شهادت، چه شهادتی میتواند باشد. و این نوع کشف، البته به صورت اجمالی برای اولیاء الهی به میان میآید و نه به صورت تفصیلی که ایشان بداند چگونه شهید میشود. موفق باشید.
بسمه تعالی: سلام علیکم: باید این صحنهها پیش میآمد و باید ما منتظر چنین رویدادهایی باشیم. بحث در دفاع از جناب استاد فراستی نیست، که معلوم است همهی انتقادهای ایشان بهجا نخواهد بود؛ ولی بحث در حضور تاریخی است که تاریخِ عبور از جهنمِ مدرنیته است، به همان معنایی که قرآن برای رسیدن به بهشت، عبور از جهنم را حتمی میداند و میفرماید: «و ان منكم الا واردها كان على ربك حتماً مقضياً» (مریم/71) فرار از این صحنهها و منتظر آنها نبودن، چارهی کار نیست، چارهی کار، آمادهشدن برای عبور از چنین دنیایی است. دنیای توسعهیافتگی جز این اقتضائاتی ندارد که هرگونه امر قدسی را مزاحم خود میداند. و این با نوعی آمادگیِ خاص نسبت به آیندهای که آن آینده نه ادامهی مدرنیته است و نه برگشت به گذشته، پیش میآید، آیندهای که با حضور روح قدسی انقلاب اسلامی بخواهیم و نخواهیم در پیشِ روی ما است و ما اگر با نگاه به آن آینده خود را تنظیم کنیم، میتوانیم از این نوع پدیدهها عبور نماییم. شاید جزوهی «ما و آینده» که بر روی تابلوی سایت «لبّ المیزان» هست، چشماندازی را در این رابطه بگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش نظردادن در این مورد کار آسانی نیست. به نظر میرسد خوب بود آن نامه لیّنتر نوشته میشد، بهخصوص که گویا آیت اللّه شبیری در جریان افراد آن جلسه نبودهاند. از اینکه ممکن است خواسته باشند پدرانه با این افراد برخورد کنند، نیز نباید غافل بود. واللّه اعلم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نگاه، نگاهِ تأویلی به موضوع است شاید بدین معنا باشد که آدمیت آدم چیزی را طلب کند که در جایگاه آن نمیتواند قرار گیرد و عملاً نسبت به جایگاه خود شاکر نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علوم انسانی در فرهنگ ما معنای خاص خود را دارد و با آنچه غرب در علوم انسانی مد نظر دارد متفاوت است. ما از علوم انسانی انتظار افق گشایی داریم و غرب از علوم انسانی انتظار کنترل بحرانهایی را دارد که مدرنیته ایجاد کردهاست لذا ما نظر به اسماء الهی و تجلّیات آن را برای خود، علوم انسانی میدانیم و از این جهت هنر مقدس به عنوان مظهر حقایق عالم راهگشاست ولی موضوعاتی مثل ریاضی و فیزیک در اینجا جایی ندارد. به نظرم اگر بحث «عقل تکنیکی» را که بر روی سایت هست دنبال بفرمایید بد نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده و همهی زوّار و خدّام دعاگوی امثال شما هستند. قضیهی طرفی که دیر به نماز جماعت رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» را شنیدهاید؛ که وقتی به مسجد رسید که دید نماز تمام شده و نمازگزاران در حالِ خارجشدن از مسجدند، یکمرتبه از عمق جانش ندا کرد: «آخ». یکی از نمازگزاران که اهل معنا بود گفت حاضرم ثواب نمازهایم از آنِ تو باشد و ثوابِ آخِ تو برای من. امیدوارم ثواب «آخ»ِ جنابعالی برای ما و شما باشد و ثواب پیادهروی ما نیز. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. اساساً روحی بر دولت موجود حاکم است که متوجه نیست باید تمام مناسبات اجتماعی جامعهی ما با رجوع به اسلام شکل بگیرد. و در همین رابطه حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» میفرمایند: «ما جمهورى اسلامىِ لفظى نخواستيم؛ اينكه ما دائماً راجع به اين معنا سفارش مى كنيم كه بايد حالا كه رژيم، رژيم اسلامى شده است محتوا محتواى اسلامى باشد، براى اين است كه يك مملكتى مدعى است من مُسْلم هستم، افرادش ادعا مى كنند كه ما مُسْلم هستيم لكن در بسيارى جاها ديده مى شود كه پايبند احكام اسلام نيستند. بسيارى از اشخاص ادعاى اسلام مى كنند، همان ادعاست؛ ديگر در عمل وقتى كه مشاهده بكنيد مى بينيد كه خبرى از اسلام نيست. ما كه مى گوييم حكومت همان طور كه اسلامى است، محتوايش هم اسلامى باشد، يعنى هرجا كه شما برويد، در هر وزارتخانه كه شما برويد، در هر اداره كه شما برويد، در هر كوچه و برزن كه شما برويد، در هر بازار كه شما برويد، در هر مدرسه و دانشگاه كه شما برويد، آنجا اسلام را ببينيد؛ احكام اسلام را ببينيد. اين براى اين است كه ما حكومت اسلامى خواستيم. ما جمهورى اسلامىِ لفظى نخواستيم. ما خواستيم كه حكومت اللَّه در مملكتمان - و ان شاء اللَّه در ساير ممالك هم - اجرا بشود.»[1]موفق باشید.
[1] - صحيفهي امام، ج8، ص 282.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در روایت هست که شیطان به صورت معصوم در نمیآید ولی به شرطی که معصوم را دیده باشیم. اما اگر ما معصوم را ندیده باشیم، میآید و میگوید من فلان امام هستم. با اینهمه اگر در خواب با امام و یا شهیدی روبهرو شدیم و آثاری از عبودیت در ما ایجاد کرد، میتوان آنرا حمل بر رؤیای صادقه نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مستحضر هستید که آیتاللّه محمد شجاعی رحلت کردهاند ولی به نظر بنده آثار ایشان تا اندازهی زیادی برای یک سلوک، راهگشا است 2- در جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، عرض شده که چرا مرحوم آیت اللّه بهجت میفرمایند در این تاریخ علمِ تو استاد توست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم خداوند، علمِ اجمالی در عین کشف تفصیلی است و بدین جهت به جزئیات به همان صورت جزئی، علم دارد که بحث آن مفصل است و مرحوم علامهی طباطبایی در قسمتهای آخر «بدایةالحکمه» به خوبی بدان پرداختهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» مسلّم به نایب خود کمک لازم را میکنند، ولی نه به معنای آنکه اختیار آیت اللّه خامنهای را در اختیار بگیرند و به همین جهت رهبری، معصوم نیستند ولی به اصطلاح فقها در نسبت با سایر مردم، قلیل الاشتباهند، بر عکس معصوم که اصلاً اشتباهی ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم عالَم ظرفیتهای مختلفی دارد. مثل آنکه اگر پنجاهمین قوه به فعل تبدیل شد، فیض بعدی برای تبدیل پنجاهمین است به شصتمین، و این فیض مثل فیض قبلی نیست. قسمت اول سؤال را متوجه نشدم، شاید اگر مباحث معاد را کار کنید، ابهامات برطرف شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خواجه «منازل السائرین» را بعد از 20 سال که «صد میدان» را نوشت، تألیف نمود یعنی در زمان پختگی و اجتهاد سلوکی خود. در عین حال کتاب «صد میدان» اگر با استاد و در زمان مناسب مطالعه شود، نکات ارزشمندی در پی دارد 2- عموماً مقالات محیالدین تذکراتی است در تکمیل تفکر اصلی خود که در «فصوص» و «فتوحات» گفته است و کسی که فصوص را نمیشناسد چندان نمیتواند از آن آثار کوچک استفاده کند. موفق باشید
