بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوال : همانطور که شما فرمودید ، در روایت داریم که منظور از قبر همان برزخ است و نیز خود شما داستان سعد بن معاذ را بازگو کردید و فرمودید که اگر عذاب در همین قبر خاکی بود که همه می دیدند. حالا سوال اینجاست یکی از اهل علم فرمودند که بخشی از عذاب در همین قبر خاکی صورت می گرد و نیز گفتند که حتی نکیر و منکر هم در همین قبر خاکی سوال و جواب می کنند، ایشان در ادامه گفتند که بعد از مرگ روح تا نصفه، به بدن باز می گردد و ... من زمانی که داستان سعد بن معاذ را به منظور اشکال بر حرفشان مطرح کردم ایشان گفتند که در روایت آمده که آن جریان زمانی بوده که دیگر روی قبر پوشانده بوده ، برای همین هم کسی آن را نمی دیده. خلاصه ایشان معتقد بودن هم عذاب در قبر خاکی است و هم در برزخ. حال نظر شما چیست ، چنین چیزی درست است ؟ لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر علمایی مثل علامه‌ی طباطبایی و حضرت امام خمینی «رحمة‌اللّه‌علیهما» که در این مورد به صورت تخصصی کار کرده‌اند، همان بود که بنده عرض کردم و آن‌ها جایی برای این قبر خاکی قائل نیستند، مگر تعلقی که روح به بدن خاکی خود دارد، ولی تمام مراحل، بر روح انسان می‌گذرد. موفق باشید

20980
متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی: شما در بحث مبانی معرفتی امام زمان می فرمایید مثل امام زمان در هستی مثل من است در تن، يعني همان طور كه من تن را اداره مي كند و تن هر کاری که انجام می دهد با اذن و اجازه من است، هیچ اتفاقی در هستی بدون اجازه امام زمان رخ نمي دهد و هر حرکت در تن با اذن من است پس هر حرکت و اتفاقی در عالم با اذن و اجازه امام زمان است، حال آیا بدی ها، ظلم ها و گناه ها هم با اذن و اجازه امام زمان رخ مي دهد؟ آیا همان طور كه من در همه جای تن حضور دارد امام زمان هم در همه جای هستی حتی در جایی که گناه و ظلم هست هم حضور دارند؟ ممنون از وقتی که می گذارید. سپاسگزارم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر تدبیر نفس توسط بدن، آن مثال، مثال خوبی است با این تفاوت که تدبیر امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در عالم در عین رعایت اختیار انسان‌ها انجام می‌گیرد. مثل آن‌که وقتی خداوند عالم را تدبیر می‌کند اختیار ما را وامی‌گذارد تا نشان دهیم چگونه انسانی هستیم. موفق باشید

20972
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: در رابطه با یکی از موضوعات بعد از مطالعاتی و تأملاتی، یک جمع بندی مختصری خدمت تان عرضه می داریم، امید است نکات لازم در این رابطه را از ما دریغ ندارید و چنانچه صلاح ندانستید بر روی سایت قرار ندهید و خصوصی برایم ارسال نمایید: « قاعده ای هست به نام تشکیک. از طرفی می گویند انسانیت یا آدمیت یک مقوله مشکک است. یعنی دارای شدت و ضعف است. خب اگر اینگونه است و عین الانسان چهارده معصوم هستند، پس یقینا انسان هایی در ذیل انسانیت معصومین باید در حاقّ هستی و در عالَم وجود حضور داشته باشند. و همان طور که ما بعد از تعقل در مورد جایگاه عین الانسان و معصومین در هستی، در بیرون به دنبال مصادیق خارجی عین الانسان می گردیم و آن ها را می یابیم، طبق همان قاعده، باید بعد از تعقل در وجود چنین انسان هایی در غیب عالم، به دنبال مصادیق خارجی چنین انسان هایی هم که در ذیل عین الانسان هستند هم بگردیم و پیدا کنیم. حالا در همین رابطه روایاتی هست که خود معصومین به ما کمک کرده اند تا ما به چنین انسان هایی نظر کنیم. مثلا فرمودند: فی کل قرن عدول... یا فرمودند: انهم حجتی علیکم... یا فرموده اند: ان العبد اذا اختاره الله فی امور عباده شرح صدره... اگر به این روایات با نگاه «وجودی» نظر کنیم و نه با نگاه کانتی - دکارتی، به این معنا که امام معصوم که گوینده ی چنین روایاتی است، چون در درجه وجودی و مرتبه ی بالاتری از چنین انسان هایی قرار دارد و انسان هایی که در مرتبه ی بعدی هستند تجلی وجود معصومین هستند، پس این نوع روایات گزارشی از وضع خارجی و سنت ثابتی است که در عالم هستی هست، که امامان دارند به ما از چنین وجودات متعالی ای خبر می دهند، متوجه جایگاه وجودی چنین انسان هایی در ذیل معصومین می شویم. البته این بدین معنا نیست که ما این چنین انسان هایی را با معصومین مقایسه کنیم، هرگز، چون فرمودند: «لا یقاس بآل محمد احدا... احدی را با آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین قیاس نکنید» و همان طور که امامان که اولین تجلی حضرت حق هستند را با اینکه تمام کمالات حق را به نازله دارند با خدا مقایسه نمی کنیم، این انسان هایی را هم که اولین تجلی از عین الانسان هستند را هم با معصومین مقایسه نمی کنیم. و شاید فاصله اینها از معصومین به اندازه فاصله معصومین تا خدا باشد.» البته این پایان تفکر بر روی این موضوعات نیست. ببخشید که مصدع وقت شریف تان شدم. یا حق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال وقتی حقیقت انسان یعنی انسانیت، تشکیکی باشد و هر مقوله به تشکیکی وجهِ تامّی برایش محقق باشد؛ وجوهِ نازله در ذیل آن در میان خواهد بود و آن مراتب نازله‌ی انسانیت نیز در جای خود ارزش دارد. البته این غیر از وجهی است که در آیاتی مثل آیه‌ی 113 سوره‌ی نساء مطرح است که به رسول خود به جهت کاری که بر عهده‌اش گذاشته، می‌فرماید: اگر فضل و رحمت الهی نبود نقشه‌های دشمنان تو را گمراه می‌کرد. ذیل رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هر زعیمی که در راستای تحقق نظام اسلامی عمل کند از آن توفیقات خاص جهت امورات مردم برخوردار خواهد بود و مردم اگر به آن زعیم اعتماد کنند از رحمت خدا جهت زندگی اجتماعی و فردی بهره‌مند خواهند شد. موفق باشید

20566
متن پرسش
سلام استاد: دو تا سوال از کتاب چه نیازی به نبی دارم: سوال اول: عقل الهی که مقابل عقل جزیی بشری قرار میدید مربوط به خود انسانها، یعنی عقل انسان در مقام درک دین و حقیقت عقل الهی نام می گیرد و در مقام درک مادیات عقل جزیی؟ سوال دوم: اینکه بعضی برنامه ریزی میکنن که پزشک شن و روزیشون از اون راه باشه ولی خدا برنامه ریزی میکنه که مثلا اون راننده شه چطور با بحث اختیار جمع میشه، یعنی خواست خدا همون اراده ماست یا مغایر با اراده ما؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عقل انسان متوجه است که در اموراتش، عقلی برتر است که به آن باید رجوع کند که همان حکمت الهی است و عقل انسان متوجه‌ی محدودیت خود می‌شود 2- اختیار انسان در راستای سنن و تقدیرات الهی است مثل آن‌که اعمال شما در راستای جاذبه‌ی زمین است نه آن‌که گمان کنیم بتوانیم با اختیار خود مقابل جاذبه‌ی زمین بایستیم، بلکه در متن همین تقدیر، اعمال خود را انجام می‌دهیم. موفق باشید

20424
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی، سلام علیکم: جناب استاد، اینکه رنه گنون می گوید ساحت شرق اشراق مطلق است و ساحت غرب حسی مطلق است را آیا ایشان شهود کرده اند و یا بر اساس شواهدی می گویند؟ اگر شهود کرده اند این را بگویم که برای بنده ای که بنا دارم مانند دکارت در همه چیز شک کنم و بنا دارم مانند جناب هایدگر (پاینده باد راه او) همه چیز را بازخوانی کنم انتظار نداشته باشید کلام رنه گنون را بی دلیل بپذیرم و اگر ایشان بر اساس شواهدی چنین نتیجه گیری از شرق و غرب کرده اند آن شواهد و دلایل چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه امثال هایدگر و رنه‌گنون نگاهِ فلسفی به معنای انتزاعی و متافیزکی آن نیست، بلکه نظر به شواهد دارد و با عقل دیگری ماورای عقلِ متافیزیکی این نوع مطالب را می‌یابند وگرنه در تاریخی که دکارت تا هگل در میان هستند، این نوع معانی در حجاب خواهد بود. موفق باشید

18599
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید استاد یک شبهه ای برام پیش اومده که ذهنمو مشغول کرده. و اون اینکه تو یه سایتی چند ماه پیش خوندم که دانشمندان دارن روی این مساله کار می کنند که چه عواملی باعث پیری و سرانجام مرگ انسان می شوند و تلاش می کنند تا بتوانند یک روزی به این موفقیت برسند که با کنترل این عوامل در بدن انسان کاری کنند که او، پیر نشود و برای همیشه جوان بماند و یا حتی به طور کلی بتوانند جلوی مرگ انسان را بگیرند. استاد طاهرزاده وقتی این مطلب رو خوندم این سوال یا در اصطلاح شبهه برام پیش اومد که نکنه این انسان دو پا که همه کاری ازش برمیاد، بتونه یه روزی در برابر مرگ بایستد و یا حداقل عمری بسیار طولانی کند مثلا دو هزار سال. استاد حالا سوالم از شما اینست که بهم بگید که همچنین کاری از انسان بر میاد؟ نه اینکه نعوذ بالله خداوند ناتوان است که روح انسان را بگیرد بلکه چون خداوند بر اساس سبب و مسببات عمل می کند، میگم نکند یه وقت همچین کاری انسان بتونه بکنه!؟ ثانیا سوال دیگری نیز دارم و آن اینکه اگه ممکنه حدیث یا روایتی اگر سراغ دارید که تصریح کرده باشد که نمی توان در جلوی مرگ ایستاد و از آن فرار کرد و همه انسان ها می میرند را بهم بگید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهترین جواب برای رسیدن به مطلبی که به دنبال آن هستیدع مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است که هر دو بر روی سایت هست. در آن‌جا روشن می‌شود که قضیه‌ی مرگ از چه قرار است و چرا با علمِ تجربی نمی‌توان آن را فهمید. موفق باشید

16677
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: 1. شرط محقق شدن نابودی اسراییل پیش از 25 سال چیست؟ 2. این جمله مقام معظم رهبری حفظه الله در عین حال که امیدواری زاییدالوصفی در دل ایجاد می کند در عین حال یک ناامیدی هم برای لحظاتی هر چند کوتاه در قلب ایجاد می کند که تا 25 سال دیگر چقدر دیگر شاهد جنایت این نوادگان شمر لعین باشیم؟ 3. جدای از کشف غیبی و مشاهده حقایق در پس پرده تقوای زیاد حضرتشان طبق چه مبناهایی این پیش بینی را کردند؟ به نظر می آید ضعف قاطبه مسلمین از نظر بی غیرتی و عدم اتحاد این افق 25 ساله را خیلی دورتر می نماید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد عوامل زیادی در صحنه‌ی تاریخ معاصر در حال وقوع است که امکان ادامه اسرائیل را سخت کرده، از جمله روحی که در غرب پیش آمده که دیگر وجود اسرائیل در خاور میانه برایشان امر استراتژیک نیست و دیگر بحران‌هایی است که در خود اسرائیل در حال وقوع است. و این علاوه بر توانایی‌هایی است که در جبهه‌ی مقابل اسرائیل در حال شکل‌گیری است. موفق باشید

16077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: لطفا تعین اول و تعین ثانی و احدیت و واحدیت و فیض اقدس و فیض مقدس را با هم تطبیق دهید که هر کدام با کدام یکی مطابق است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است مباحثی را که در شرح کتاب «مصباح الهدایه» شده است دنبال بفرمایید. صوت آن بر روی سایت هست. موفق باشید

15248
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خسته نباشید سوالی داشتم: خداوند در آیه 78 سوره نسا خداوند می فرمایند: «أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا ﴿۷۸﴾» یعنی: هر كجا باشيد شما را مرگ درمى ‏يابد هر چند در برجهاى استوار باشيد و اگر [پيشامد] خوبى به آنان برسد مى‏ گويند اين از جانب خداست و چون صدمه ‏اى به ايشان برسد مى‏ گويند اين از طرف توست بگو همه از جانب خداست [آخر] اين قوم را چه شده است كه نمى‏ خواهند سخنى را [درست] دريابند (۷۸) ولی خداوند در آیه 79 همین سوره می فرمایند: «مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا ﴿۷۹﴾» یعنی: هر چه از خوبي ها به تو مى ‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‏ رسد از خود توست و تو را به پيامبرى براى مردم فرستاديم و گواه بودن خدا بس است. (۷۹) چرا خداوند در آیه 78 خوب و بد را از جانب خودش می داند ولی در آیه 79 خوبی را از خودش و بدی را از نفس بد خود انسان می داند علت تفاوت در چیست. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند با دو نگاه تکوینی و تشریعی با ما سخن می‌گوید. در نگاه تکوینی می‌فرماید: هرچه در عالم واقع می‌شود چه آن‌چه شما مایل باشید و چه مایل نباشید، همه از طرف خدا است. ولی در آیه‌ی 79 ما را متوجه‌ی حقیقت تشریعی حضرت رب‌العالمین می‌کند که اگر منوّر به اعمال نیک شدید، به جهت رعایت دستورات خداوند است که چنین توفیقی را یافتید و اگر آلوده به گناه گردیدید، به جهت دوری از دستورات الهی و پیروی از امیال خودتان است. موفق باشید

14035
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. 1. کتاب «صد میدان» خواجه عبدالله انصاری چه جایگاهی دارد؟ فرقش با منازل السائرین چیست؟ 2. کتاب جناب محی الدین به نام مجموعه رسائل قسمت تهذیب اخلاق آن ترجمه شده. برای بنده قابل مطالعه است؟ یا آن هم سنگین است؟ نام کتاب این است: تهذیب اخلاق محی الدین بن عربی. ترجمه زاهد ویسی 3. کتاب اندوه های زندانی از جناب محی الدین چطور است؟ و چگونه باید خوانده شود؟ نام عربی اش: «شجون المسجون و فنون المفتون» است. در مورد عمل و عامل و معمول است. که ظاهرا اتحاد بین اینهارا بیان می کند. بطور کلی می خواستم بدانم آیا آثار کوچک و سبک محی الدین کدام ها هستند که الان هم می توان آن را خواند و استفاده برد؟ یا اینکه آثارشان کلا عمیق و لازمه کار بیشتری است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خواجه «منازل السائرین» را بعد از 20 سال که «صد میدان» را نوشت، تألیف نمود یعنی در زمان پختگی و اجتهاد سلوکی خود. در عین حال کتاب «صد میدان» اگر با استاد و در زمان مناسب مطالعه شود، نکات ارزشمندی در پی دارد 2- عموماً مقالات محی‌الدین تذکراتی است در تکمیل تفکر اصلی خود که در «فصوص» و «فتوحات» گفته است و کسی که فصوص را نمی‌شناسد چندان نمی‌تواند از آن آثار کوچک استفاده کند. موفق باشید

9936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: تا حالا از اهمیت معرفت نفس در کتاب های خودتان و دیگران و در پاسخ در سوالات سایت گفتید،شنیده و واقعا مثل نیاز هوا اولویت آن را درک کردم می خواستم سیری از کتب در این بخش به من بدهید؟ فقط از کتبتان خیلی استفاده بردم ولی نیاز بیشتری احساس می کنم و کتب دیگری مثل آقایان حسن زاده و شجاعی خیلی زمان می برد و مفصل است و استادی می خواد شرح دهد و صبر و زمان طولانی. مثل ترجمه اسفار حضرت عالی که فعلا از لحاظ روحیم شرایط آن را مناسب نمی دانم. می خواستم منظم مطالعه کنم در این مورد و از اول تا آخر و خیلی تخصصی نباشد چه پیشنهادی می دهید؟ (بنده ده نکته و شرح آن و آشتی با خدا را کار کردم که خدا خیرتان بده) معذرت طولانی شد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا از شرح کتاب «معاد» و شرح کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شوند» غافلید تا إن‌شاءاللّه به شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برسید. موفق باشید
8583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: تفاوت تعبیر «فلما ذاقا الشجره» با آیه «فاکلا منها» به چه دلیل است و گویای چه مطلبی است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ظاهراً این دو واژه به یک معنا در این دو آیه به کار رفته است. چون چشیدن هم یک نوع خوردن است و لذا می‌خواهد بگوید وقتی خوردنشان در حدّ چشیدن هم بود، عیوبشان ظاهر شد زیرا رویکردشان دنیایی گشت. موفق باشید.
5916
متن پرسش
سلام براستادگرانقدر حاج آقا طاهرزاده بنده مبلغ هستم در 100کیلومتری قم ساکن هستم خانم بنده دانشگاه آزادقم رشته زیست شناسی قبول شده اند درهفته چهارروز باید درکلاس شرکت کنند با این اوصاف فقط سه روزدرهفته خانه می باشند دوپسر دارم هرچه صحبت کردم که صرف نظر کند فایده ندارد هم ازحیث مالی برایم مقدورنیست هم چهارروز درخانه نیست وبنده نیز ازساعت 7/5صبح تا 15/30سرکارهستم شمابفرمایید تکلیف بنده چیست واقعا استاد موندم چه کارکنم ازطرفی میترسم ناراحت بشه ازطرفی هم زندگی روچه کارکنم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: توصیه‌ی بنده به همسر محترم‌تان آن است که این فرصت طلایی را که می‌توانید فرزندان خود را تربیت کنید و در خدمت همسرتان باشید را رها کرده‌اید برای چیزی که معلوم نیست در نهایت چه نتیجه‌ای از آن می‌گیرید. آیا با دو فرزند خود مأنوس باشید و با تربیت آن‌ها گوهر مادری‌تان را ظهور دهید را رها کرده‌اید تا به چه چیزی برسید؟! روح کودکان، ظرایفی دارد که تنها مادران، و آن هم با اُنس طولانی و دلسوزی‌های ممتد می‌توانند دریابند و جهت‌گیری مناسب به آن بدهند. موفق باشید
5554
متن پرسش
سلام.علوم انسانی سکولار بدنبال چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علومی که نظر به آیات الهی ندارد و متوجه انوار اسماء الهی در همه‌ی امور نیست، سکولار است به این معنا که نسبت به حقایق معنوی غفلت دارد. موفق باشید
4065

جوهر و عرضبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ارادت قلبی در مورد سوال قبلی از جوهر و عرض ، به پاسخ یصح سکوت علیها نرسیدم! حتما به مطالعه و تأمل بیشتری نیاز دارم؛ تنها سوال من این بود که (اگر فقط فرض کنیم) لو فُرض به این که در واقع جوهری نیست و آنچه موجود است فقط وفقط عرض باشد ، چه محذور یا اشکالی پیش میآید؟ با کمال معذرت.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض کردم با توجه به تعریف عرض معنا نمی‌دهد مجموعه‌ی اَعراض تحقق خارجی داشته باشند. موفق باشید
1478

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید من مخالف ولایت فقیه نیستم و آقای خامنه ای را هم به عنوان رهبر قبول دارم اما دوستانم یه رفتارهای افراطی از خودشون در مورد آقای خامنه ای نشون میدن که حتی نعوذبالله ایشون را در حد یه امام معصوم و معجزه گر یا حتی خدا بالا میبرن. آیا این رفتارا درسته؟ راستش با این رفتاراشون دید منو نسبت به ایشون بد میکنن. آخه به نظرم این کاراشون ظاهریه و اکثر کسانی که این رفتارها را نشون میدن وقتی که خدای نکرده جنگی چیزی رخ بده قایم میشن و همون کسانی که حالا به ظاهر مخالف ولایتن جونشونو میذارن کف دست. آیا واقعا باید اینگونه رفتار کرد مثل اونا؟ نمیتونم رفتاراشونو تحمل کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده هم فکر می‌کنم عده‌ای برای ضایع کردن جایگاه ولایت فقیه، مأمورند که آن را به صورتی غلوّ آمیز مطرح کنند تا تنفّر عمومی ایجاد کنند. اعمال آن‌ها را به حساب خودشان و مأموریتشان بگذارید و نه به حساب نظام اسلامی و اعتقادی که باید به ولایت فقیه داشت. پیامبر اکرم«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند « قَصَمَ ظَهْرِی رَجُلَانِ عَالِمٌ مُتَهَتِّکٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّک‏.....» دو کس پشت من را شکستند؛ عالم هتّاک و جاهل سطحی نگر. موفق باشید
1279

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام.بنده در حالی راقم این سطور هستم که هیچ گونه راه حل مادی برای رفع گرفتاری هایم وجود ندارد.آنچنان مورد نیش وکنایه ها قرار گرفته ام که زندگی برایم فوق العاده سخت شده است بدون این که هیچ گناهی مرتکب شده باشم و هیچ راهی هم برای رفع اتهام از خودم ندارم. هر گونه رفع اتهام قضیه را بدتر می کند. هر گامی برمی دارم با ناکامی مواجه می شوم. علی رغم اینکه چندین سال است در گیرم اما باز به روی خودم نمی آورم اما در خلوت خویش زار می گریم. خواهش می کنم راهی پیش پایم بگذارید که از این وضعیت نجات یابم. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام سؤال شما برایم مبهم است، باید لااقل مثالی بزنید تا بتوانم نظر خود را بدهم. موفق باشید
873

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام.بنده درحوزه علمیه ای که مخصوص حفظ قران برای اولین بار تاسیس شده تحصیل میکنم،به دلیل سنگینی حفظ درحین تحصیل گاهی دچار سستی اراده میشوم.بنظرشما چکار باید کرد؟برای توسع وبرکت در وقت جکار کنیم؟(در حال خواندن پایه دوم هستم.)
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: وظیفه‌ی اصلی شما خوب‌درس‌خواندن دروس حوزوی است، اگر روح شما آمادگی داشت و به زحمت نمی‌افتد حفظ قرآن را ادامه دهید وگرنه به تدبّر در قرآن بپردازید. موفق باشید
865

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. من به تازگی با این سایت آشنا شده ام. روند خواب آلود زندگی و رکود حاکم برایم جذاب نیست. از طرفی عافیت طلبی و سکون مانع تحول و تعالی در من می شود.من فوق العاده راحت طلبم .سرشار از افکار بیهوده و یاس و بدبینی به همه چیز و همه کس هستم حتی امور عادی زندگی از دستم در رفته است.نمی تونم در س بخونم.وابستگی شدیدی به نصایح دیگران دارم.تا وقتی درست راه می رم که کسی پیوسته به من گوشزد کند. شیطان را کاملاً بر خودم غالب میدونم و ... اصلا حالم خوب نیست. به این شرایط راضی نیستم
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: همین‌که متوجه‌اید به قول خودتان شیطان بر شما غالب است نشان می‌دهد توانسته‌اید غلبه‌ی او را کم کنید، فکر می‌کنم اگر با حوصله کتاب «آشتی با خدا» را شروع کنید، راه گشوده می‌شود. موفق باشید
808

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد بزرگوار استاد،سوال من در زمینه ی سیر مطالعاتی می باشد.الان چند مدتی هست که سیر مطالعاتی شما رو دنبال می کنم.واز 10نکته از معرفت النفس شروع کرده ام و بعد از اون آشتی با خدا وهمین طور طبق سیر پیشنهادی دارم می رم جلو.والان چند مدتی هم هست که باسی دی های استادی آشنا شدیم که از شاگردان علامه حسن زاده آملی می باشند، به اسم آیت الله صمدی آملی که ایشون هم اکثراًاینطور که من فهمیدم شرح کتاب های علامه حسن زاده رو می گویند. حال سوال من اینجاست.من در سلسله بحث های شما فهمیدم که بهترین راه، راه معرفت النفس می باشد ،که در اینجا ما با معلوم زنده در ارتباطیم و.......آن بحث های عالی که داشتید.حال 1-در این سیر مطالعاتی شما بعد از کتاب های خودتان،برای به عمق رسیدن در این موضوع ما را متوجه جلد8و9اسفار می کنید،خوب استاد سوال من این است که آیا نمی شود بعد از سیر پیشنهادی شما ما وارد کتاب های علامه حسن زاده شویم(با شرح استاد صمدی) وبعد وارد اسفار؟یا اینکه این خودش راه دیگریست؟واصولاً شما شرح استاد صمدی را بر آثارعلامه چگونه می دانید؟ 2-استاد ما می خواهیم در این سیر به تفسیر المیزان برسیم،می خواستم ببینم تفسیر المیزان هم آیا در همین سیر معرفت النفسی قرار دارد،یا اینکه خودش راه دیگریست؟وآیا بهتر نیست بعد از سیردرکتب شما وعلامه حسن زاده وجلد8و9اسفار وارد المیزان شویم؟ موفق باشید.انشاءالله
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- به نظر بنده خوب است که با مباحث جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای صمدی آشنا شوید و از دریای سراسر گوهر علم آیت‌الله‌حسن‌زاده«حفظه‌الله» بهره‌مند گردید. 2- بدون نیاز به جلد 8 و 9 اسفار و با مبحث کتاب معاد آماده می‌شوید که با المیزان مرتبط شوید و اندیشه‌ی خود را به یک جامعیت معنوی برسانید و در این امر آثار حضرت علامه حسن‌زاده«حفظه‌الله» مددرسان خوبی است. موفق باشید
25726

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: دو سوال دارم که فکر کنم به گونه ای با هم ارتباط دارند اول اینکه در قرآن سه گونه اندیشدن داریم تفکر، تعقل، تدبر. تفاوت هر یک در چیست؟ (همه را به اندیشیدن ترجمه کرده اند)؟ و سوال دوم اینکه تفاوت قلب، صدر، فواد، چیست؟ استاد عزیز برای سوال خودم پاسخی دارم که در ذیل می آورم منت می گذارید اگر صلاح بدانید تصحیح بفرمایید. تفکر اندیشیدن بدون تزکیه نفس ولی تعقل اندیشدن همراه با تزکیه نفس است انسان در ابتدا با فطرت پاکش می اندیشد و می فهمد با تزکیه از عقل اش بهتر بهره می برد و اینگونه اندیشیدن در قرآن شاید تعقل نامیده می شود. حدیثی از امام علی (ع) که می فرماید: «من لم یهذب نفسه لم ینتفع بالعقل» یعنی هرکس خود را تزکیه نکند از عقل اش بهره نمی برد. تزکیه سبب حضور قلب و ارتباط با عوالم عالیه می شود و از این طریق عقل نوری می گیرد که بهتر می فهمد پس یک رابطه ای بین عقل و قلب که با تزکیه بدست می آید وجود دارد که آن درست فهمیدن و درست اندیشیدن از طریق قلب مطرح می شود و شاید قلوب یعقلون (قلوبی که با آن بیندیشند) در آیه ۴۶ حج معنا پیدا می کند. عقل مثل ماشین حساب می ماند که سازنده بمب اتمی در محاسباتش برای کشتن مردم از آن استفاده می کند یا برای ساخت وسیله مفید برای نیازمندان نیز بکار می رود. اگر عقل را در راستای دنیا طلبی صرف بکار ببریم در همان راستا اندیشه می کند ولی اگر به قلب هم میدان بدهیم می توانیم با عقل مفاهیم معنوی را خوب استدلال کرده و بفهمیم. اما قلب کار مهم دیگری نیز می کند که از عهده عقل ساخته نیست و آن درک و رسیدن به آن مفاهیم است و شما در کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود بخوبی تشریح کردید مثلا بوی گل که اصلا با عقل نمی توان فهمید یا شادی که عقل نمی فهمد ولی قلب توان درک آن را دارد یعنی از خدا دانی به خداداری رسیدن است. به‌عبارتی با تفکر به اسلام می رسیم و با تعقل به ایمان. و تدبر یعنی باطن هرچیزی را با اندیشه پی بردن است. اما هر یک از تعابیر دل ویژگی قلب را بیان می کند دل را از این لحاظ قلب گویند که دائم در حال دگرگونی و تقلب است. فواد گفته می شود که محل حب، بغض، خوف، رجا، اظطراب است. صدر گفته می شود که شاید مهمترین بعد وجودی نفس است یعنی قلب در صدر ابعاد وجودی نفس است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه بسیار خوبی در این نوشتار مطرح فرموده‌اید. با این‌همه عنایت داشته باشید که بعضاً از خود جمله یا آیه و روایت می‌توان فهمید با به‌کاربردنِ هر کدام از این واژه‌ها، گوینده به کجا اشاره دارد. بعضاً حتی «تفکر» بالاتر از «تعقل» به‌کار می‌آید آن‌جایی که به پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرماید: «لتبیّن للنّاس ما نُزل الیهم لعلهم یتفکرون» تفکر در این‌جا یعنی توجه به ابعاد روحانی که خداوند در جان افراد نازل کرده. در هر حال نکات خوبی را مطرح کرده‌اید. موفق باشید

21104
متن پرسش
با سلام: پیش از این عالم را کسی می دانستم که بدایات را تنقیح کرده باشد البته مقصودم عرفانی نیست بلکه در حوزه نظری و اندیشه است چه تفاوت عامی و عالم درین است که عالم از بدایات شروع و به نظریات ختم می کند لکن عامی این سیر را طی نمی کند و تبع لابا مثلا ایمان به یک دین می آورد بنابرین برایم پذیرفته نبود عالمی ادعای ایمان عالمانه به تشیع داشته باشد لکن مثلا نتواند عدم تحریف قرآن را اثبات کند و نیز بقیه گزاره های پایه ای دین. پیام آیت الله جوادی که به مرحوم هاشمی مقام شبه عصمتی می بخشید نگاه مرا به این جلب نمود که عالم کسی است که نهایات را تنقیح کرده باشد که در عصر ما نگاه کلان نسبت به تمدن اسلامی است بنابرین هرکس که قصد بنای دستگاه فکری برای خود دارد باید افق اعلی خود را مشخص کند در زمان غیبت مشخص است که در بین فقها افق اندیشه کسی بالاتر از امام نبود و بعد از ایشان مقام رهبری، بنابرین ما که جواب جان خویش را در این دو یافتیم چه حاجت به آثار آقای جوادی و... داریم مستحضرید که جوادی اصول فکری ای دارند که از آن اصول تمجید هاشمی بیرون می آید و اگر فرد بخواهد آثار ایشان را مطالعه کند و در نهایت به تمجید هاشمی نرسد کاریست بس دشوار. مرحوم غزالی گویا ریاضیات را منع می کنند تا فرد نسبت به فلاسفه متمایل نشود چگونه می توان در عالم آیت الله جوادی بود و حب به هاشمی نداشت مگر اینکه فرد ابتدا نهایات خویش را بر اساس امام و رهبری تنظیم کند بعد به مطالعه بقیه بپردازد لکن در کتاب ادب عقل و خیال و قلبتان به خاطر ندارم فرد را دعوت به خواندن صحیفه امام کرده باشید (با اینکه نسبت به کتابهایی که از ایشان معرفی کردید ساده تر است و عمق نگاه تمدنی ایشان در آنست) یا به مرور بیانات رهبری از ابتدا تاکنون دعوت کنید حتی کاربری که در سوال 19645 سیر مطالعاتی از رهبری می خواهد می گویید در مورد مقام معظم رهبری، سیر مطالعاتی خاصی نمی‌توان پیشنهاد کرد در حالی که مثلا کتابی دارند به نام طرح كلى انديشه اسلامى در قرآن‏ که نشان می دهد قبل از انقلاب ایشان چه دید کلی نگر و وسیعی به دین داشتند پس ابتدا فقط باید امام و رهبری خواند ولا غیر چون با مطالعه آثار جوادی و ... چنان عظمتی از ایشان ما را فرا می گیرد که دشوار می توان از زیر این شبهه برامد که اگر امر دایر باشد بین سهو من و سهو جوادی من اولی به سهوم تجربه چند ساله منست که بدون تنقیح نهایات وارد مطالعه شدم و چه خون دلها و چه زجر و محنتها از تردید ها نکشیدم تا باز به انقلاب رجوع کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که متوجه شد‌ه‌اید مسلّم عقل دوران ما،‌ عقلی است که بر مبنای انقلاب اسلامی تفکّر کند و نسبت هر کس را بر اساس هدفی که انقلاب اسلامی در نظر دارد تعیین نماید ولی آیا در بستر و سنّتی که انقلاب اسلامی تعیین می‌کند نمی‌توان همان طور که سایر متفکّران رجوع می‌کنیم و مسأله‌ی خود را در آن‌ها به نحوی خاص می‌یابیم، به عالِمی که در فلسفه و عرفان و تفسیر متبحّر است رجوع کنیم و استفاده نماییم؟ موفق باشید

20885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز آقای طاهرزاده: استاد بنده چند ماهی هست که نامزد کردم و خودم هم طلبه هستم. موضوعی که در این چند وقت به شدت من رو درگیر کرده مسئله اختلاف نظر و اختلاف سلیقه بین مادر بنده و همسر بنده است. استاد بنده متوجه هستم نه دل مادر باید بشکند و نه دل همسر و هر دو در جایگاه خود برای بنده ارزش و احترام دارند. اما استاد سوالم این است که کدام در اولیویت هستند و من در بعضی از شرایط باید چه کنم به خانم خودم نه بگویم یا به مادر خودم ؟ استاد بعضی از بحث ها موضوعاتی است که اصلا من نباید درگیر آن ها شوم ولی مادرم و یا خانمم من را درگیر می کنند به طوری که تمرکز برای فکر کردن و مطالعه درست از بنده گرفته شده و عبادت های من هم دائم با این مشغله ها همراه هست. استاد چه کنم شما راه حلی برای بنده قرار دهید که بنده با آرامش و نشاط بتوانم این موضوعات رو حل کنم و خودم و ذهنم درگیر آن نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر حقی است که هر کدام دارند. ابتدا هر دوی آن‌ها را از این نگرانی درآورید که خداوند برای هرکدام حقی قرار داده و شما حق هرکدام را در حدّ توان ادا می‌کنید، تا هیچ‌کدام انتظار نداشته باشند به خاطر یکی، حق دیگری را نادیده بگیرید. موفق باشید

20454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با تمایل به جلب نظر جنس مخالف چه باید بکنیم؟ به عنوان مثال بنده پسری هستم مجرد که در دانشگاه تدریس انجام می دهم، این تمایل در من سر کلاسی که خانمها نیز هستند، به صورت تلاش مضاعف جهت ارائه بهتر درس و یا گفتن سخنان جالب ظاهر می شود و خود می دانم که خلوصی در آن نیست، ولو گناهی مثل نگاه حرام هم مرتکب نشوم. تکلیف چیست؟ آیا ترک تدریس و یا فعالیت های مشابه لازم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که متوجه‌اید اگر خلوص در کار نباشد، کارها بی‌برکت و بی‌آینده است؛ به خود نهیب می‌زنید که رضایت الهی را در سخنان و رفتار خود فراموش نکنید بدون آن‌که لازم باشد تدریس را ترک کنید. این امر به مرور، نورِ خدا را در حرکات و گفتار شما رشد می‌دهد. البته اگر شرایط تدریس برای برادران برایتان فراهم است با توجه به این‌که خانم‌ها می‌دانند جنابعالی مجرد هستید، مشکل کم‌تری خواهید داشت. موفق باشید

20017
متن پرسش
بسمه تعالی: یکی از حوزویان با استناد به آیه «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت» و آیات بعدی؛ بویژه دقت در کلمه (کیف) که اشاره به علل اربعه دارد، عنوان داشته اند که دانستن علوم جدیده: زیست شناسی، فیزیک، شیمی، ریاضی و ..... واجب عینی است. مانند حج که برای مستطیع در طول عمرش یکبار واجب عینی است. نظر جنابعالی در این باره چه می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آیه‌ی مذکور به‌راحتی نمی‌توان برداشت کرد زیرا بحث تبیین نبوت در میان است و می‌خواهد بفرماید آیا منکرانِ نبوت بر کیفیت خلقتِ شتر و سیری که دارد، نمی‌نگرند که چگونه نظام الهی به نور ربوبیت ربّ آن را می‌پروراند تا متوجه شود در راستای همین سنت، خداوند به نور ربوبیت خود پیامبر می‌فرستد تا انسانِ مختار را در سیر کمالی خود قرار دهد. موفق باشید  

نمایش چاپی