بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9712
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام (ره) در بیانات مختلف به جایگاه و اهمیت گریه و عزادری بر سید الشهدا (ع) اشاره کرده اند و در این باره توصیه های موکدی دارند اما در نگاه ایشان دلیل اهمیت مجالس عزا و دلیل ثواب های بسیاری که در روایات، برای اشک بر اباعبدالله (ع) آمده است بیش از آنکه مانند اغلب علما و عرفا از بعد عرفانی و توحیدی بررسی شود از بعد سیاسی و اجتماعی تحلیل شده است یعنی از نظر ایشان مهمترین اثر و فضیلت مجالس عزا اثر سیاسی آن، یعنی ایجاد هماهنگی در میان ملت و مجتمع کردن مردم و بر انگیختن آنها در برابر ابرقدرت ها است و بدین وسیله اسلام زنده مانده است. حال سوال اینجاست که آیا حضرت امام (ره) این تحلیل را با توجه به شرایط آن روز جامعه بیان فرموده اند و یا اینکه نظر نهایی ایشان هم همین است که مهمترین عامل ثواب های کثیر و مهمترین دلیل توصیه ائمه (ع) بر اشک و عزاداری بر سید الشهدا (ع) و مهمترین اثر این مجالس همین اثر سیاسی آنهاست؟ آیا این نگاه به نگاه برخی روشنفکران که با وجه ظلم ستیزی و انقلابی گری قیام امام حسین (ع) بر سر وجوه دیگر اشک و عزاداری می زنند شباهت پیدا نمی کند؟ اگرچه حضرت امام (ره) بارها این تحلیل را ارائه کرده اند اما از باب نمونه به یک مورد اشاره می‌شود: - «شما انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس را خیال نکنید که فقط این است که ما گریه کنیم برای سیدالشهدا (ع) . نه سیدالشهدا (ع) احتیاج به این گریه‌ها دارد و نه این گریه‌ها خودش ـ فی نفسه ـ کاری از آن می آید، لکن این مجلسها مردم را همچو مجتمع می کنند و یک وجهه می دهند، سی میلیون، سی و پنج میلیون جمعیت در دو ماه محرّم و خصوصاً دهۀ عاشورا، یک وجهه، طرف یک راه می روند. اینها را در این ماه محرّم، خطبا و علما در سرتاسر کشور می توانند بسیج کنند برای یک مسئله. این جنبۀ سیاسی این مجالس بالاتر از همۀ جنبه‌‌های دیگری که هست. بیخود بعضی از ائمۀ ما نمی فرمایند که برای من در منابر بخوانند. بیخود نمی گویند ائمۀ (ع) ما به اینکه هر کس که بگرید، بگریاند یا صورت گریه، گریه کردن به خودش بگیرد اجرش فلان فلان است. مسئله، مسئلۀ گریه نیست. مسئله، مسئلۀ تباکی نیست. مسئله، مسئلۀ سیاسی است که ائمۀ (ع) ما با همان دید الهی که داشتند، می خواستند که این ملتها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند از راه‌‌های مختلف. اینها را یکپارچه کنند تا آسیب‌پذیر نباشند.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا عنایت داشته باشید که حضرت امام می‌فرمایند: «واللّه همه‌ی اسلام سیاست است» زیرا از نظر امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نور حضرت حق وقتی خود را درست نشان می دهد که جامعه‌ی مسلمین در میدان باشند و به صورت جمعی به حبل اللّه چنگ زده باشند. با این رویکرد همه‌ی دغدغه‌ی حضرت امام تحقق جامعه‌ی اسلامی است و نه به ‌وجودآوردن افراد مسلمان. و معتقدند روش ائمه«علیهم‌السلام» نیز همین بوده تا جامعه‌ی اسلامی محقق شود و تنها در بستر چنین جامعه‌ای نه‌تنها اسلام به عالی‌ترین شکل ظهور می‌کند بلکه مسلمانان به آن فعلیتی که باید برسند، می‌رسند. شاید جزوه‌ی «بررسی نحله‌ی عرفان نجف» در این مورد کمک کند. موفق باشید
6899

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام علیکم.برای بعضی ها که حدیث میخوانم میگن خیلی حدیث ها جعلی هستن و همه در بحارالانوار جمعن و یا در شرایط خاصی برای فردی خاص گفته شدن یا مثلا حدیث طبی رو میگن مال اون سرزمین بوده و...در جواب باید چی گفت؟آیا میشه گفت علمای ربانیه ما فارق از علم رجال همان طور که بعضی چشم باطن بین داشتند و مثلا جمعی رو حیوان می دیدند میتونن باطن احادیث رو هم ببینن و جعلی بودن اونو تشخیص بدن؟با تشکر از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که صحت سلسله سند روایات در صحیح‌بودن آن کمک می‌کند، سیاق روایت اگر با مبانی قرآنی تطبیق کرد می‌تواند قابل اعتماد باشد. از طرفی وقتی بتوانیم احادیث را درست مطرح کنیم حتماً انسان‌های منصف و حق‌طلب تصدیق می‌کنند. موفق باشید
4809
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز یک جا میفرمایید اهل بیت ع با حضرت رسول در یک مقامند وهمه ذات الهی بدون واسطه فیض میگیرند یکجا میفرمایید مقام محمدی ص خورشید است و اهل بیت ع قمر از علمای دیگر هم شنیده ایم اهل بیت ع و بقیه پیامبران در حجاب مقام حضرت رسولند کدام درست هست خدا حفظتان کند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو سخن در جای خود درست است. رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن صاحب مقام‌اند و به سوی عرش و ملکوت راه گشوده‌اند و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به نور محمد«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در آن راه قرار می‌گیرند و از نور خداوند منور می‌شوند هرچند آن راه ابتداء به نور خورشید محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» گشوده شده و از این جهت همه را نور محمدی در برگرفته و هروقت خواستید به یکی از آن ذوات مقدس نظر کنید ابتدا با نور محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» روبه‌رو می‌شوید به همین جهت در زیارت آن بزرگواران ابتدا به رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» سلام می‌دهید و می‌گویید: «السلام علیک یا رسول الله» نمی‌گویید: «السلام علی رسول الله». موفق باشید
3566

فطرت الهیبازدید:

متن پرسش
سلام .یکی از اولیا الهی به بنده فرمود که سرمایه های اصلی انسان درون خود شخص هست. اگر فعل بد انجام دادیم در عالم جاودانه تاثیر ان نا محدود خواهد بود و اگر خوبی کردیم همینطور.اما در دنیا بدی در اصل به خود انسان بر میگردد و تاثیر خوبی و بدی در دنیا محدود خواهد بود 1 سوال اینجاست که سرمایه اصلی که درون هر شخص هست و اگر ان را یافت راه سعادت را یافت چیست.؟ 2 چطور باید پتانسیل درونی خود را شناسایی کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- سرمایه‌اصلی درون انسان فطرت الهی است که شریعت الهی متذکر آن است و با رعایت دستورات دین به اصل خود برمی‌گردیم 2- هر اندازه انسان رعایت حرام و حلال الهی را بکند به همان اندازه به امامان معصوم نزدیک می‌شود که آن صورت کامل پتانسیل هر انسان می‌باشند، در آن حال آن‌ها را الگو قرار می‌دهیم و در آن حال پتانسیل درونی خود را شناخته‌ایم. موفق باشید
2362
متن پرسش
استاد در بحث برهان صدیقین گفتیم که خفیف الوجودیاعالم ماده وجودش را ازشدیدالوجود میگیره وتجلی شدیدالوجوداست وشدیدالوجود هم که مجرد است وزمانمندومکانمندنیست حالا برای بنده سوال است که چگونه ازوجودی مجرد عالم ماده که زمانمند ومکانمند است وجود میشود.ازطرفی هم داریم که(فللله خلق .الامر)که گفتیم خلق همان ایجاد با زمان است وفکرکنم که عالم ماده به خلق خداارتباط پیدا کند.خواستم مراراهنمایی بفرمایید که عالم ماده چگونه بوجود می ایدو ارتباط این دو مطلبی را که گفتم را بفرمایید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب روشن شد که وقتی وجود نازل شود محدود می‌شود و به صورت ماده در می‌آید و موجود از جنبه‌ی وجودی‌اش به خدا مربوط است و نه از جنبه‌ی نقص و مادی‌بودنش و این‌که می‌فرماید: «فللّه الأمر و الخلق» می‌خواهد بفهماند عالم امر و عالم خلق همه از نظر وجودی مربوط به خدا هستند. این سؤال قبلاً در قسمت برهان صدیقین با شرح بیشتر عرض شده، به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید
1445

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی... سوالی دارم از خدمتتان آیا درس خواندن و زندگی موقت داشتن در کشورهایی مثل آمریکا اشکال دارد؟ حتی اگر به نیت خدمت به کشور باشد؟آیا این یک توجیه است و یا واقعن یک شرایطی پیش می آید که شخص موظف است برای تحصیل به آن کشورها برود؟ آیا می شود گفت چون هزینه ی چنین تحصیل هایی از پول پایمال کردن مستضعفان جهان صرف می شود نمی توان از آن استفاده کرد؟آیا یج حکم قطعی در این مورد وجود دارد؟ ممنون التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با توجه به این شرطی که شما می‌فرمایید عقلاً نباید اشکال داشته باشد و حکم شرعی را هم باید از مرجع خود بپرسید. موفق باشید
979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد چرا شما سوالای منو جواب نمیدین؟ تا حالا چندتا سوال پرسیدم ولی جواب نگرفتم.البته بعضیاشم جواب دادین ممنون. استاد واقعا در معقوله ی خواب سر در گمم. آیا میشه خوابی که آدم در مورد خودش می بینه و معبر معتبر (مثل آقای صدیقین) هم اونو در مورد خودش تعبیر می کنه ، در مورد یکی از نزدیکان آدم تعبیر بشه نه برای خودش؟خواهش می کنم راهنماییم کنید . و کلا تا چه حد به رویای صادقه می توان اطمینان کرد.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی عرض شد که عموماً انسان در خواب احوالات خود را تجربه می‌کند و ظاهراً نمی‌شود خوابی که می‌بیند و خودش را در آن خواب در جایگاهی می‌بیند جایگاه کس دیگری باشد ولی همین‌طور که می‌دانید این‌قدر موضوع خواب گسترده است که به‌راحتی نمی‌توان نظر قاطع داد. موفق باشید
25726

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: دو سوال دارم که فکر کنم به گونه ای با هم ارتباط دارند اول اینکه در قرآن سه گونه اندیشدن داریم تفکر، تعقل، تدبر. تفاوت هر یک در چیست؟ (همه را به اندیشیدن ترجمه کرده اند)؟ و سوال دوم اینکه تفاوت قلب، صدر، فواد، چیست؟ استاد عزیز برای سوال خودم پاسخی دارم که در ذیل می آورم منت می گذارید اگر صلاح بدانید تصحیح بفرمایید. تفکر اندیشیدن بدون تزکیه نفس ولی تعقل اندیشدن همراه با تزکیه نفس است انسان در ابتدا با فطرت پاکش می اندیشد و می فهمد با تزکیه از عقل اش بهتر بهره می برد و اینگونه اندیشیدن در قرآن شاید تعقل نامیده می شود. حدیثی از امام علی (ع) که می فرماید: «من لم یهذب نفسه لم ینتفع بالعقل» یعنی هرکس خود را تزکیه نکند از عقل اش بهره نمی برد. تزکیه سبب حضور قلب و ارتباط با عوالم عالیه می شود و از این طریق عقل نوری می گیرد که بهتر می فهمد پس یک رابطه ای بین عقل و قلب که با تزکیه بدست می آید وجود دارد که آن درست فهمیدن و درست اندیشیدن از طریق قلب مطرح می شود و شاید قلوب یعقلون (قلوبی که با آن بیندیشند) در آیه ۴۶ حج معنا پیدا می کند. عقل مثل ماشین حساب می ماند که سازنده بمب اتمی در محاسباتش برای کشتن مردم از آن استفاده می کند یا برای ساخت وسیله مفید برای نیازمندان نیز بکار می رود. اگر عقل را در راستای دنیا طلبی صرف بکار ببریم در همان راستا اندیشه می کند ولی اگر به قلب هم میدان بدهیم می توانیم با عقل مفاهیم معنوی را خوب استدلال کرده و بفهمیم. اما قلب کار مهم دیگری نیز می کند که از عهده عقل ساخته نیست و آن درک و رسیدن به آن مفاهیم است و شما در کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود بخوبی تشریح کردید مثلا بوی گل که اصلا با عقل نمی توان فهمید یا شادی که عقل نمی فهمد ولی قلب توان درک آن را دارد یعنی از خدا دانی به خداداری رسیدن است. به‌عبارتی با تفکر به اسلام می رسیم و با تعقل به ایمان. و تدبر یعنی باطن هرچیزی را با اندیشه پی بردن است. اما هر یک از تعابیر دل ویژگی قلب را بیان می کند دل را از این لحاظ قلب گویند که دائم در حال دگرگونی و تقلب است. فواد گفته می شود که محل حب، بغض، خوف، رجا، اظطراب است. صدر گفته می شود که شاید مهمترین بعد وجودی نفس است یعنی قلب در صدر ابعاد وجودی نفس است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه بسیار خوبی در این نوشتار مطرح فرموده‌اید. با این‌همه عنایت داشته باشید که بعضاً از خود جمله یا آیه و روایت می‌توان فهمید با به‌کاربردنِ هر کدام از این واژه‌ها، گوینده به کجا اشاره دارد. بعضاً حتی «تفکر» بالاتر از «تعقل» به‌کار می‌آید آن‌جایی که به پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرماید: «لتبیّن للنّاس ما نُزل الیهم لعلهم یتفکرون» تفکر در این‌جا یعنی توجه به ابعاد روحانی که خداوند در جان افراد نازل کرده. در هر حال نکات خوبی را مطرح کرده‌اید. موفق باشید

21951
متن پرسش
استاد سلام: استاد میخوام در این مورد که حالا تعریف از کشورهای غیر دینی مثل آلمان و ژاپن و... توسط افراد زیادی از مثلا روشنفکرا گرفته تا عادی ها زیاد شده و آن ها را الگوی خود می دانند، آیا فلسفه ی این سبک زندگی آنها صرفا ایدئولوژی آنهاست. و مثلا مطالعه می کردم که در مدارس ژاپن یا چین از کودکی در مدارسشون تواضع و انسان دوستی را آموزش میدن. استاد آیا این کارهای آنها که قطع از آسمان و ریشه های دینی و خدایی است ارزشی هم دارد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌ها با عقلِ معاش، زندگی دنیایی خود را مدیریت می‌کنند ولی به گفته‌ی پروفسور کربن، نسبت به مرگ و معنویت سخت، شکننده‌اند و به همین جهت به‌کلی در پوچی به‌سر می‌برند. می‌ماند که ما چرا عقلِ معاش و عقلِ معاد را مطابق فرهنگ دینی خود به‌کار نمی‌گیریم! موفق باشید

21475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوال : همانطور که شما فرمودید ، در روایت داریم که منظور از قبر همان برزخ است و نیز خود شما داستان سعد بن معاذ را بازگو کردید و فرمودید که اگر عذاب در همین قبر خاکی بود که همه می دیدند. حالا سوال اینجاست یکی از اهل علم فرمودند که بخشی از عذاب در همین قبر خاکی صورت می گرد و نیز گفتند که حتی نکیر و منکر هم در همین قبر خاکی سوال و جواب می کنند، ایشان در ادامه گفتند که بعد از مرگ روح تا نصفه، به بدن باز می گردد و ... من زمانی که داستان سعد بن معاذ را به منظور اشکال بر حرفشان مطرح کردم ایشان گفتند که در روایت آمده که آن جریان زمانی بوده که دیگر روی قبر پوشانده بوده ، برای همین هم کسی آن را نمی دیده. خلاصه ایشان معتقد بودن هم عذاب در قبر خاکی است و هم در برزخ. حال نظر شما چیست ، چنین چیزی درست است ؟ لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر علمایی مثل علامه‌ی طباطبایی و حضرت امام خمینی «رحمة‌اللّه‌علیهما» که در این مورد به صورت تخصصی کار کرده‌اند، همان بود که بنده عرض کردم و آن‌ها جایی برای این قبر خاکی قائل نیستند، مگر تعلقی که روح به بدن خاکی خود دارد، ولی تمام مراحل، بر روح انسان می‌گذرد. موفق باشید

20530
متن پرسش
سلام استاد عزیز: پیرو پاسختون به سوال اینجانب (20518) مساله برای من حل نشد. اگر ما انتخاب می کنیم تا شخصیتمان و فعلیت ما ظهور کند و از اونجا که خدا خیرخواه بشر هست، با تمامی اینها علم به سرنوشت نهایی انسان باعث ایجاد این پرسش میشه که اگر خدا میدونه قراره نهایت ما فعلیت و ظهور خوبی نداشته باشه با توجه به صفت خیرخواهی اش پس چرا خلق می کنه ما رو؟ خب خلق نکنه که دچار و درگیر نشیم و بقیه رو هم درگیر نکنیم! از طرفی هم علم خدا به همه چیز اگر چه در وهله اول جبر رو به ذهن متبادر نمیکنه اما وقتی من بدونم تمام انتخاب هام رو خدا از قبل میدونه اون حالت اختیاری که از قبل احساس می کردم رو دیگه احساس نمی کنم. چرا که اگر به راهی هم رفتم معنیش این میشه که اگرچه خدا نمی خواهد من این راه رو برم اما میدونست که من این راه رو میرم. از اولی که متولد شدم! و خدا با علم به این منو خلق کرد. در صورتی که میتونست خلق نکنه. اینطوری دیگه لذت عبادتی هم برده نمیشه. یعنی انگار همه چیز از قبل معلومه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا خوب است جزوه‌ی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید تا روشن شود علم خدا نقشی در اختیار و انتخاب ما ندارد. دیگر این‌که حضرت حق طلبِ ذاتی هرکس را که طلبِ به‌وجودآمدن است می‌دهد، زیرا «امکان»، ذاتیِ انسان است و خدا «امکان» را وجود می‌دهد که در این مورد خوب است به کتاب «آشتی با خدا» در قسمت «خدا چرا ما را خلق کرد» رجوع فرمایید. موفق باشید

20454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با تمایل به جلب نظر جنس مخالف چه باید بکنیم؟ به عنوان مثال بنده پسری هستم مجرد که در دانشگاه تدریس انجام می دهم، این تمایل در من سر کلاسی که خانمها نیز هستند، به صورت تلاش مضاعف جهت ارائه بهتر درس و یا گفتن سخنان جالب ظاهر می شود و خود می دانم که خلوصی در آن نیست، ولو گناهی مثل نگاه حرام هم مرتکب نشوم. تکلیف چیست؟ آیا ترک تدریس و یا فعالیت های مشابه لازم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که متوجه‌اید اگر خلوص در کار نباشد، کارها بی‌برکت و بی‌آینده است؛ به خود نهیب می‌زنید که رضایت الهی را در سخنان و رفتار خود فراموش نکنید بدون آن‌که لازم باشد تدریس را ترک کنید. این امر به مرور، نورِ خدا را در حرکات و گفتار شما رشد می‌دهد. البته اگر شرایط تدریس برای برادران برایتان فراهم است با توجه به این‌که خانم‌ها می‌دانند جنابعالی مجرد هستید، مشکل کم‌تری خواهید داشت. موفق باشید

19367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: غم مقدس چیست؟ فرق این غم با غم هایی که ما برای دنیا می خوریم کجاست؟ ممنون اگه جواب بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غم مقدس یعنی غمی که انسان برای دین خداوند غمخوار حضور بیشتر دین در عالَم باشد. مثل غم حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام». موفق باشید

17899
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: من چند وقتی هست که مباحث معرفت النفس شما را دنبال می کنم شاید نزدیک به یک سال. با توجه به این نکته که نفس حاکم بر بدن است و دستور می‌دهد من در برخی مواقع نماز صبحم قضا می‌شود یعنی بیدار می‌شود ولی بلند نمی‌شوم. و حس می‌کنم که بدنم اطاعت نفس نمی‌کند یا اینکه شاید اطاعت می‌کند ولی این نفس است که نمی‌خواهد بلند شود. وقتی هم که صبح شد متوجه کارم می‌شوم به هم می‌ریزم و عصابم خورد می‌شود و از دست خودم عصبانی هستم. با این وجود که تا شب یا تا وعده نماز بعدی حالم بد است در بین این زمان نمی‌توانم کاری بکنم معمولا با عصاب خوردی ساعت ها در رخت خواب افتاده ام و از همین هم ناراحت هستم. و در چنین روز هایی معمولا به کلاس و درسم نمی‌رسم. لطفا کمک کنید که از این مشکل رها شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «خویشتن پنهان» عرض شد؛ وقتی نفس گرفتار پرحرفی و کینه و تعلقات دنیایی باشد، در تدبیر بدن ضعیف می‌گردد. موفق باشید

17346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد لطفا یه جواب مستدل برای اشکال زیر بفرمایید: آقا و هاشمی زد و بند دارن که هاشمی ساز مخالفت بزنه که مخالفین زیر سایه خود انقلابی ها باشن که از خطوط قرمز عبور نکنن و این فریب نیست به خاطر مصلحت های بالاتر مثالش هم نقل شده زمان مرجعیت عام آیت الله بروجردی یکی از رفقاش کلا علم مخالفت بلند کرد وقتی ازش پرسیدن همین جوابو داد، یا مثلا میگن حضرت علی علیه السلام حسنین علیهم السلام رو فرستاده بودن برای کمک به عثمان، و علاوه بر سوال در این مصداق مشخص یه سوال دیگه اینه که اصلا در سیاست اسلامی این کار اشکالی دارد یا نه؟ آیا این کار فریب مردم نیست؟ (هر چند به خاطر مصلحت بالاتری باشد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است این نوع کارها جهت مصلحت جامعه اشکال نداشته باشد، ولی مشخص است که روش مقام معظم رهبری در رابطه با آقای هاشمی چنین نیست. ملاحظه کردید که ایشان در آن نماز جمعه‌ی بعد از فتنه‌ی 88 چگونه علناً اظهار فرمودند من در موارد متعدد با آقای هاشمی اختلاف نظر دارم. و یا در صحبت اخیرشان که با فرماندهان سپاه داشتند به طور مستقیم مقابل سخن آقای هاشمی که نیاز به نیروی نظامی را کم‌اهمیت جلوه داده بود؛ سخن خود را اظهار کردند.

16709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1. سلام خدمت استاد: برای ورود به بحث رسالت الولایه علامه طباطبائی چه مقدماتی لازم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها مقدمه‌ی بحث مذکور خواهد بود. موفق باشید

15194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من یک جوان مجرد هستم که در زندگی مشکلاتی برایم پیش آمده و با تفکر متوجه شده ام که ریشه اکثر مشکلاتم گناههای خودم بوده و یک راه حل که به فکر خودم رسیده که باعث ترک گناهانم میشه ازدواج است ولی الان اثرات همون گناههای گذشته و مشکلات پیش آمده مانع ازدواجم هستن و فعلا نمیتونم ازدواج کنم، به نظر شما چیکار کنم که مشکلات حل بشه و بتونم ازدواج کنم تا یک زندگی با آرامش و بدون گناه داشته باشم و بتونم به خدا نزدیک بشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رعایت دستورات شریعت و مقاومت بر آن‌هاست که إن‌شاءاللّه گشایش‌ها ظهور می‌کند. موفق باشید

14250
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد: داستانی در مورد شیخی به نام حاج کاظم ساروقی شنیدم که ایشان با اینکه امی بودند به قدرت خداوند کل قرآن را یک جا حفظ شدند. آیا این روایت حقیقت دارد؟ از کجا می توان اطمینان پیدا کرد؟ من در پی حقانیت این کتاب شریف و اثبات عدم تحریفش بودم که اگر به این روایت یقیین پیدا کنم علاوه بر دلایل عقلی دلم نیز آرام می شود و خودش نیز نوعی اثبات عقلی دیگر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: افرادی که با آن مرحوم روبه‌رو شده‌اند مثل آیت اللّه مکارم شیرازی هنوز زنده‌اند و موضوع، چیزی نیست که قابل انکار یا تحریف باشد. موفق باشید

14006
متن پرسش
سلام: استاد بنده نمی دانم چگونه از سخنرانی های آقا استفاده کنم؟ فقط گوش کنم؟ نموداری کنم؟ همه کلماتش را تک تک بنویسم؟ خلاصه نویسی کنم و.... نمی دانم کدام راه بهتر است هم برای خودم هم برای استفاده کردن در منبر برای مردم. راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات اصلی صحبت ایشان را همراه با تاریخی که صحبت کرده‌اند یادداشت می‌کنم و نگه می‌دارم؛ شاید این کار برای سال‌های بعد مفید باشد. در ضمن، قدرت تمرکز روی سخنان ایشان را بیشتر می‌کند. موفق باشید

13265
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: سوال من در مورد وسوسه والقائات شیطان است چون این القائات و وسوسه ها برای هر کس به فراخور نفس انسانی از نظر نوع متنوع و گوناگون بوده ولی می خواستم ببینم استاد دستور العملی را که برای رهایی از این موضوع مطرح شده را به صورت کلی تجویز می نمایند؟ با تشکر از سایت بسیار عالی لب المیزان و تمامی زحمت کشان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دستورالعمل اولیاء معصوم به طور همه‌جانبه کارساز است. بنده دستورالعمل حضرت صادق«علیه‌السلام» به عبداللّه بن جندب را که در تحف‌العقول به‌طور کامل آمده، توصیه می‌کنم. عرایضی در شرح آن شده، می‌توانید به صوت آن رجوع کنید. موفق باشید

12738
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم خداوند چگونه نور علم را در دلها می اندازد؟ من شنیده ام که آیت الله بهجت (ره) علمش را از امام حسین (ع) گرفته، آیا برای افراد عادی هم اینگونه است که علمشان را از دیگر واسطه های فیض خداوند بگیرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در روایات ما مطرح است ایجاد زمینه‌ای است که با صداقت و تقوا فراهم می‌شود. موفق باشید

12120
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد سوالی در خصوص حج تمتع داشتم. در شرایط فعلی که عربستان ناجوانمردانه دست به کشتار مردم یمن زده و از ارسال ضروری ترین کمکها به مردم یمن نیز جلوگیری می کند آیا حج تمتع را باید انجام داد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ترک حج تمتع تنها عدم استطاعت شرط است و این‌که به نحوی نتوانیم برویم و یا ولیّ فقیه حکم به تحریم آن بکنند. منتظر باشید ببینیم مقام معظم رهبری یا مراجع بزرگ چه نظری دارند. موفق باشید

5532
متن پرسش
سلام استاد عزیز در کلیات وجود اثبات میشود که وجود جزء ندارد اما در بحث تشکیک، ترکیب وجود و ماهیت و ترکیب وجود و عدم پذیرفته می شود. پس حداقل باید به نحوه ای از ترکیب و جزء داشتن در ذات وجود - حداقل مراتب پایین آن - قائل شد، درست است؟ چون اگر این را نپذیریم تشکیک دیگر معنی پیدا نمی کند و صرفا باید به یک وجود واحد بسیط که در کمال شدت است و هیچ ترکیبی - اعم از مقداری، ذهنی و یا ترکیب به نحو نقصان -- در آن راه ندارد قائل شد و مخلوقات را نفی کرد. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تشکیک وجود معتقدیم ذات وجود عین تشکیک است و لذا یک وجود مطرح است که دارای تشکیک و شدت و ضعف می‌باشد پس دیگر جزء معنا ندارد. مگر در تشکیک کسی معتقد است آن بالایی وجود است و پایینی‌ها قسمتی از آن هستند؟ به علاوه مگر ماهیت یا عدم چیزی است که با وجود ترکیب شود؟ ماهیت در ذات خود عدم است، ترکیب عدم و وجود معنا ندارد یک وجود است که در ذات خود مشکک است. البته بحث وحدت وجود فرق می کند چون در آن حالت تشکیکی در کار نیست .موفق باشید
3203
متن پرسش
سلام. بهشت آدم و حوا از دیدگاه فلسفی و عرفانی چه بوده است.و چگونه وارد آن شدند و به چه علت از آن خارج شدند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: یا کتاب «هدف حیات زمینی آدم» را مطالعه بفرمایید و یا سی‌دی‌های ابتدای شرح سوره‌ی اعراف را گوش بدهید. موفق باشید
1172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی ببخشید استاد من در حیطه ی وظایف سیاسی ام دچار مشکل شدم یعنی اصلا نمیدونم به عنوان دانشجوی دختر از لحاظ سیاسی چه وظیفه ای دارم و چه طور متوجه بشم که کی باید چه کاری رو انجام بدم؟ از طرفی از سیاست بدم میاد و دچار سیاست زدگی شدم چون قبلا بیشتر درگیر بودم اما الان دیگه خسته شدم .از طرف دیگه هم میترسم که مبادا دچار غفلت بشم و جایی که وظیفه داشتم وارد نشم خواهش میکنم من رو راهنمایی بفرمایید باتشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بحمد الهس با وجود مقام معظم رهبری «حفظه‌الهز» جهت گیری لازم در امور اجتماعی مشخص می‌شود و انشاءالهض غفلتی پیش نمی‌آید. موفق باشید
نمایش چاپی