باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره این دین آخرین پیامبر است که باید در پرتو حضور دین او تا قیامت به وسیلهی کسانی که آنان قلبشان مطابق قرآن است، بشریت متوجهی مسیر هدایت شود. چنین شرایطی برای پیامبران قبلی نبوده است تا انتظاری اینچنینی برای دین آنها باشد. همان اندازه که آنان نوّابی برای ادامهی دین و رساندن دین به پیامبر بعدی داشتهاند، کافی بوده است. ۲. کار بسیار خوبی است وقتی متوجهی حضور تاریخی خود در بستر انقلاب اسلامی باشیم و بدانیم هدف همهی داناییها و معارف، رجوعِ بهتر به حضرت حق و به محتوای بیشتررساندنِ عبادات است. نکند بخواهیم با نگاه هایدگر، دین را ارزیابی کنیم. در حالیکه با حقّانیتِ دین و سیرهی اولیاء الهی باید بقیهی اندیشهها را اندازهگیری کرد و استفاده نمود. آری! سفر به سرزمینهای فکری بیگانه برای رجوع به وطن کار خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً نوشتهی شما ارزش خواندن داشت و این قصهی شما نیست، بلکه قصهی دورانی است که نیهیلیسم سیطره یافته و هرچیزی را حتی حرکات دینی را نیز خشک و بیخاصیت میکند. بنده منتظرم که این سخنان خیلی جدّیتر از آنکه شما گفتید، از راه برسد. فکر میکنم شما را درک کردم، هرچند معتقدم در میانهی راه، طاهرزاده را ادامه ندادهاید و با طاهرزادهی چندسال پیش هنوز فکر میکنید. باید خواسته و ناخواسته به آیندهای فکر کرد که شما، طلوعی از آیندهاید. آیا در مسیر تفکری که دنیای جدید - دنیایی ماوراء دنیای انسانهای مذهبی و یا انسانهای مدرن - در روبهروی ما قرار می دهد به نظر شما چه اتفاقی در حال افتادن است؟ در راستای درک آنچه بر شما میگذرد بنده نمیتوانم از هایدگر غافل باشم، همچنانکه از آیندهی بسیار حساسی که انقلاب اسلامی در مقابل ما متولد میکند؛ نمیتوان چشم برهم گذاشت. آیا فکر کردهاید سخنانی که امروز در محافل مذهبی ردّ و بدل میشود ما را به کدام آینده میبرد؟ گمان نمیکنید بعضی از این سخنان که فرزندان این ملت فعلاً از طریق آنها به حیات دینی خود مشغولاند، آنها را با آیندهای روبهرو میکنند که امروز شما با آن روبهاید؟ و این به دلیل آن است که کمتر نسبت به آیندهای که غیر امروز است، فکر میشود.
هر تاریخی ظاهری و باطنی که مخصوص به خودش میباشد دارد، چه آن تاریخ، تاریخِ غرب باشد و چه تاریخی که با انقلاب اسلامی بهوجود آمده باشد. آنچه بنده از انقلاب اسلامی به عنوان عطیهای پایدار و آغازین برای این دوران میشناسم باطنی است که ما را از آن سرگردانی که مسلّم بیش از پیش بشر را در بر خواهد گرفت، نجات میدهد. معتقدم گویا ندایِ بیصدای انقلاب اسلامی میتواند متذکر آیندهای باشد که در آن دوگانگیِ سوبژه و اُبژه از میان رفته است و بشر باز دوباره به مأواگرفتن در پرتو فیوضات الهی خود را مییابد، چیزی که هایدگر نیز به دنبال آن بود و دکتر فردید گفت ای کاش هایدگر زنده بود و آنچه را که انتظار میکشید، در انقلاب اسلامی مییافت، زیرا دکتر فردید بزرگ بهخوبی متوجهی باطن انقلاب اسلامی شده بود و از این جهت به خوبی حجابهای آن انقلاب یعنی مهندس مهدی بازرگان و عبدالکریم سروش را تشخیص داده بود.
تعجب بنده از آنهایی است که از یک طرف به عمق نیهیلیسم که چگونه همهی بشریت را در برگرفته است، پی بردهاند ولی روشنیگاهِ انقلاب اسلامی که در جنگل سیاه دنیای مدرن از افق تاریخ آینده سوسو میزند؛ نمییابند! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم مرگ بر آمریکا به عنوان نمادِ مقابله با استکبار، شبیه آیهی «تَبَّتْ يَدا أَبي لَهَبٍ وَ تَبَّ» و یا آیهی «إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ» (159)/بقره) باشد که در اولی میفرماید: دستِ قدرت ابیلهب بریده باد و در دومی میگوید: آنهایی که حقیقت را پنهان میکنند، همانهایی هستند که خدا آنها را لعنت میکند و لعنتکنندگان نیز آنها را لعنت مینمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن یک بار به صورت اجمالی و کلی بر پیامبر نازل شد و در این رابطه حضرت کلیّات مطلب را میدانستند و مطابق آن دستور میدادند و سپس طی 23 سال به صورت تفصیلی نازل شد و حکم هر چیزی به صورت جزئی مشخص گردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. اگر رابعه، رابعهی عارفی است که ما میشناسیم خوب میداند که تنها در مظهریت اولیاء معصوم میتوان به خدا نظر کرد و محبت خود را شعلهور نمود به همان معنا که در حدیث قدسی داریم: «كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّاً، فَاحْبَبْتُ انْ اعْرَفَ، فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لَاُعْرَف»؛[1] من گنجى پنهان بودم، دوست داشتم تا شناخته شوم، پس خلق را خلق كردم كه شناخته شوم. یعنی خداوند با مظاهرش برای ما ظهور میکند و عالیترین مظهر او، انسانهای معصوماند و از طریق آنها راهِ محبت واقعی به خداوند گشوده میشود. موفق باشید
[1] - مصباحالشريعه، ترجمه عبدالرزاق گيلانى، ص 108.
بباسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، افراط و تفریط در هر کاری خوب نیست. سعی کنید مثل سایر متدینین عمل نمایید و در عین حال، فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی داشته باشید. مؤمن باید اهل الفت با دیگران باشد. عرایضی در شرح «دعای مکارم» شده است خوب است به آن رجوع فرمایید. – در قسمت صوتِ سایت، و یا در قسمت جلسات هفتگی جلسهی روز دوشنبه آنها را میتوانید بیابید-. در این تاریخ، ارادت به رهبری بهعنوان عقلِ ولیّ الهی در این تاریخ، نورِ لازم را به عبادات و حرکات شما میدهد. متوجه باشید که آنچه دیندار را به نتیجه میرساند تنها انجام تکلیف نیست، بلکه زندگی در هوایِ حقیقت است و دغدغهی زندگیِ بقیه را داشتن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید منظور از ذهنی و خیالی در آن عبارت به معنای وَهمی آن است که هیچ مصداق خارجی نتوانیم برای آن در نظر بگیریم. در حالیکه سیرهی اهلالبیت«علیهمالسلام» در مقابل ما است و ما با سیرهی آنها میتوانیم رابطهی وجودی برقرار کنیم که بحث آن همین هفته در آخرین جلسهی شرح کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» شده است خوب است به فایل صوتی آن که بر روی سایت هست رجوع فرمایید.
در مورد حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» نیز اگر رجوع ما پس از قبول عقلی، قلبی شد چون از نظر انسانی سنخیتی با آن حضرت داریم ایشان را مصداق کامل انسانیت خود مییابیم که بحث آن در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در کلیات از موضوع دفاع میکنم تا جبران محرومیتهای این خانوادهها بشود، نه آنکه نظام کاری کند که آن خانوادهها، تافتهای جدابافته شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به پاسخ هایی که دیده اید مگر روشن نشد علم خدا علم بی معلوم نیست؟ بنابراین واقعیت عین ثابته به عنوان امکان ذاتی اش از خود اوست هرچند که وجود او از طریق خدا داده می شود ولی خداوند خلق او را به او می دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اصلاح انسان حتی در امور فردی، در حضورِ تاریخی او معنای حقیقی دارد و ما سالهای سال است به جهت خفقان حاکمان ظالم، معنای زندگی دینی را به معنای حقیقیاش گم کردهایم. به ما فرمودهاند: «واعتصموا بحبلاللّه جمیعا» یعنی در نسبتِ حضورِ جمعی، راه خدا را برای خود بگشایید و با دغدغهی برگرداندنِ خدا به جامعه، عبادات خود را که راه اُنس شما با خدا است شکل دهیم. به همان معنایی که وقتی حتی نیمه شبان با خدا راز و نیاز دارید، به خدایی رجوع کردهاید که بنا است در این تاریخ، در این جامعه ظهور کند و همهچیز را خدایی نماید. با این روحیه است که میتوانید از رذائل فردی و شخصی نیز نجات پیدا کنید. لذا مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» در 14 خرداد امسال فرمودند: «اینکه ما عرض کردیم باید به آن آرمانها پابند بود، باید دنبال عدالت اجتماعی بود، دنبال حمایت از محرومین بود، دنبال حمایت از مظلوم بود، با ظالم و مستکبر باید مقابله کرد، زیر بار او نرفت، اینها همه مطالبات اسلامی است، اسلام اینها را از ما خواسته است؛ اینجور نیست که فقط یک محاسبهی عقلائی و انسانی باشد؛ تکلیف دینی است. هرکسی این چیزها را از اسلام جدا کند، اسلام را نشناخته است؛ هرکسی حوزهی معرفتی اسلام را و حوزهی عملی اسلام را از محیط زندگی اجتماعی مردم و سیاسی مردم دور کند، بلاشک اسلام را نشناخته است. قرآن به ما می گوید: اُعبُدُوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغوت؛(۱۴) عبودیّت خدا - یعنی تسلیم در مقابل خدا بودن - و اجتناب از طاغوت، و در آیهی دیگر [می گوید]: اَلَّذینَ ءامَنوا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللهِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الطّاغوتِ فَقاتِلُوا اَولِیآءَ الشََّیطٰنِ اِنَّ کَیدَ الشََّیطٰنِ کانَ ضَعیفًا»؛(۱۵) اینها دستور قرآن است. ..؛ این یک خواست دینی است؛ رعایت آن، تقوای دینی است. این تقوای دینی است؛ تقوای سیاسی هم در داخل همین مندرج است؛ اگر چنانچه این تقوای دینی تحقّق پیدا کرد، تقوای سیاسی هم همراه همین است. تقوای سیاسی یعنی انسان از لغزشگاههایی که دشمن می تواند از آن استفاده کند، پرهیز بکند». ملاحظه میکنید که چگونه میخواهند تقوا را در فضای مقابله با دشمنان اسلام به جامعه برگردانند. توصیهی بنده به رفقا این است که وقتی چنین راهی گشوده است و میتوانیم با چنین دغدغههایی دلِ خود را داغدار و حسرت خود را، قدسی و معنوی کنید و چنین غمی را که غم برگرداندنِ خدا به تاریخ است، غم خود نمایید که این غم انبیاء و اولیاء بوده است، چرا راه دیگری را که مربوط به تاریخ گذشته است دنبال میکنید؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای مصطفی صادقی در کتاب «تحلیل تاریخی نشانهی ظهور» از انتشارات «پژوهشگاه علوم فرهنگ اسلامی» نکاتی را مطرح میکنند که با عقیدهی شما نزدیک است. تا آنجا که میفرمایند بعضی از این روایات را بنیالعباس ساختهاند تا مهدی عباسی را به عنوان مهدی امت «علیهالسلام» معرفی کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تحقیق کاملی در این مورد نداشتهام. با فرض اینکه واقعیت داشته است مطالعه کردهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاع ندارم ولی طالب آن هستم که از مطالب صوتی ایشان استفاده کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تمام گذشته و آیندهی انسان در عالم برزخ در نفس او جمع است 2- انسان در خواب با خودش روبهرو است که قوس نزول را پشت سر گذاشته است 3- برای رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» کثرت و وحدت یکجا جمع است و لذا تکتک افراد در آنجا برای حضرت مشخصاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار درستی است. پیشنهاد بنده آن است که از اول قرآن شروع کنید و در مورد دعا، هر یکسال یکی از مناجاتهای «خمسه عشر» را داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که بنده اطلاع دارم و با توجه به اینکه در شرایط اولیهی انقلاب نسبت به جریانها بیگانه نبودهام؛ چنین چیزی نبوده. حتی رئیس ساواک یعنی نصیری را هم، نظام اسلامی محاکمه کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمیتوانم در مقابل سؤالهای معرفتی افراد تفاوت قائل شوم. فراموش نکنید که اینجانب معلمی را برای خود انتخاب کردهام، نه صاحب کرامتبودن را. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود هرکس قبل از بدن در علم خدا بوده است به همان معنایی که از قول امیرالمؤمنین «علیهالسلام» داریم: «إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَرْوَاحَ قَبْلَ اَلْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ» خداوند روحها را دو هزارسال قبل از ابدان خلق کرد ولی همان روح، در صورتی برای بدن ظهور میکند و به عنوان شخص خاص، شکل میگیرد که جسم انسان مطابق حرکتِ جوهریاش آمادهی پذیرش تجلیات آن روح بشود به معنای «النّفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» که در حرکت جوهری مورد بحث قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امثال حضرت امام و مقام معظم رهبری نظر به جایگاه تاریخی جناب سیدجمالالدین اسدآبادی دارند، چیزی که جناب آقای دکتر مهدی امامیجمعه در سلسله بحثهای «تفکر معاصر در ایران» به نحو شایستهای به آن پرداختهاند. لذا اگر در این نگاه به آن سخنِ مشهور جناب سیدجمالالدین نظر کنیم، معنای آن با آنچه عزیزانی مثل آقای پناهیان در نظر گرفتهاند، متفاوت خواهد شد. زیرا سید در آن جمله میخواهد جهان اسلام را متذکر کند که چه نشستهاید که سختْ خطرِ عقبافتادن از غرب شما را تهدید میکند و به هیچوجه نمیخواهد ارزشهای غربی را اصالت دهد، بلکه میخواهد ما با عقلِ غربی و عقل تکنیکی در حوزهی اسلامی خودمان به امورات خود بپردازیم و اهداف متعالی خود را شکل دهیم. اینجا است که میبینید ما همواره نیاز داریم که هر سخنی و هر حرکتی را در جایگاه تاریخی آن در نظر بگیریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهید مطابق آموزشهای دینی و در بستر اشارات دینی فعالیت کنید، عقل فقهی - اصولی یکی از پیشزمینههای لازم و مفید است. به هر حال نمیتوان از عقل فقهی و- اصولی ساده گذشت و باز تفکر دینی را به میان آورد. موفق باشید
