باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا میفرمایید که با شکست روبهرو شدهاید؟!! چه اشکال دارد که همهی آن عزیزان ذیل انقلاب اسلامی و ولایت، هرکدام به نحوی که دوست دارند عمل کنند و شما هم همهی آنها را از خود بدانید و باز در ادامهی مسیر در نشاندادنِ معارف معرفت النفسی و توجه به انقلاب اسلامی و حضرت امام کار خود را ادامه دهید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم حضرت آقا با اینهمه کارهای حسابی که دارند کتابهای بنده را مطالعه کنند! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع نظر به مراتب وجود اشکالی پیش نمیآید که بدن مبارک حضرت عیسی«علیهالسلام» شدت یابد و مناسب آسمان چهارم گردد – مثل بدن شما در خواب - و از طرفی حضرت عیسی«علیهالسلام» به ارادهی الهی پس از ظهور حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» و به اذن خدا، بدنی مناسب عالم ماده برای خود ابداع کنند – مثل کاری که حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» انجام میدهند – و با تدبیر آن بدن مابالقوههای خود را بالفعل نمایند تا آنجا که دیگر به صورت تکوینی نیاز به بدن نداشته باشند و از این دنیا به برزخ و قیامت منتقل شوند. در مورد نزول حضرت جبرائیل به صورت «دحیه»، موضوع از این قرار است که حضرت جبرائیل به عنوان «ذی قوة متین» در عالم ماده تصرف میکند و صورتی مناسب ارادهی خود در این عالم شکل میدهند و این ربطی به بدن برای انسان ندارد تا موضوع انسانبودن برای ایشان پیش آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بصیرت حضرت حق در قوهی بینایی شما حاضر است به همان معنایی که چون او سمیع است، شما به نور سمیعبودنِ او شنوایید و این علاوه بر آن است که برای افراد خاص و اولیاء خود بصیرت اخصی قائل است 2- وجود به خودی خود یک مفهوم است. حقیقت وجود همان کمالات اسماء الهی است و همهچیز مظهر وجود مطلق است ولی در جلوات کمالاتی که همان اسماء حسنای الهی باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روز چهارشنبه عرایضی تحت عنوان «وظیفهی ما و پیام مقام معظم رهبری به جوانان» شد. خوب است که فعلاً آن را استماع فرمایید. در ضمن همین امروز در روزنامهی کیهان، آقای دکتر سعداللّه زارعی نکاتی را در رابطه با آن پیام فرمودهاند که قابل توجه است. عیناً آن را خدمتتان ارسال میکنم: موفق باشید
بیانیه روز گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به «جوانان کشور» حائز اهمیت بسیاری است. این بیانیه را از یک سو میتوان بیانیه «چشمانداز» لقب داد و از سویی میتوان آن را «مانیفست آینده انقلاب» دانست. صدور این بیانیه دو روز پس از ۲۲ بهمن چهلمین سال انقلاب اسلامی میتواند علامتی از محور بودن «جوانان» تلقی شود چرا که اگر این بیانیه در دههفجر صادر میشد، مخاطب تحتالشعاع مناسبت قرار گرفته و نقض غرض میشد.
رهبرمعظم انقلاب به جز در موارد خاصی مثل «پیام به حجاج»، «پیام روز شهید» که به نوعی به یک سنت تبدیل شدهاند، پیام و به خصوص بیانیه نمیدهند و البته سخنرانیهای پرمغز رهبری در فواصل زمانی نسبتا کوتاه جای خالی پیامها و بیانیههایی که به نسبت دوره حضرت امام خمینی (ره) کمتر صادر شدهاند، پر کرده است. در عین حال این سومین بیانیهای است که رهبرمعظم انقلاب اسلامی خطاب به «جوانان» نوشتهاند و این خود از اهمیت بسیار زیاد موضوع نزد ایشان خبر میدهد. بیانیه تفصیلی روز گذشته حضرت امام خامنهای
(مدظلهالعالی) جنبههای مختلفی دارد و تحلیل بخشهای مختلف آن مجال و زمان زیادی طلب میکند و صد البته بیانیه به دلیل ورود صریح و صمیمیاش نیازی به شرح و توضیح هم ندارد، اما از آنجا که «خوب دیدن» و «دوباره دیدن» نیاز به تذکار دارد، صاحبان قلم و بیان باید در اطراف مفاهیم کلیدی این بیانیه وارد شوند. براین اساس این قلم سه فراز از فرمایشات ایشان را اندکی تحلیل میکند: 1- در بخشی از بیانیه بسیار مهم رهبری آمده است: «مهمترین ظرفیت امیدبخش کشور، نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی است. جمعیت جوان زیر ۴۰ سال که بخش مهمی از آن نتیجه موج جمعیتی ایجاد شده در دهه ۶۰ است، فرصت ارزشمندی برای کشور است. ۲۶ میلیون نفر در سنین میانه ۱۵ و ۴۰ سالگی و نزدیک به ۱۴ میلیون نفر دارای تحصیلات عالی، رتبه دوم جهان در دانشآموختگان علوم و مهندسی، انبوه جوانانی که با روحیه انقلابی رشد کرده و آماده تلاش جهادی برای کشورند و جمع چشمگیر جوانان محقق و ارزشمندی که به آفرینشهای علمی و فرهنگی و صنعتی و غیره اشتغال دارند، اینها ثروت عظیمی برای کشور است که هیچ اندوخته مادی نمیتواند با آن مقایسه شود». در این فراز رهبر معظم انقلاب به مهمترین عنصر مورد نیاز در پیشرفت کشور یعنی «نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی» پرداخته و آن را «مهمترین ظرفیت امیدبخش کشور» دانستهاند. واقعیت این است که در مقایسه با کشورهای پیرامونی ایران و حتی تا دوردستها از مرز جمهوری اسلامی، کشور دیگری با این ظرفیت چند وجهی وجود ندارد. نیروی مستعد و کارآمد ایران به نسبت عدد جمعیتیاش حتی به نسبت کشورهای ثروتمندی نظیر هند و چین درصد بیشتری را به خود اختصاص داده است. در ایران حدود نیمی از جمعیتش از یک سو زیر چهل سال سن دارند یعنی جوانند و از سوی دیگر از این جمعیت ۴۰ میلیونی، ۱۴ میلیون نفر تحصیلات عالی را طی کردهاند و این بدان معناست که ۳۵ درصد از جمعیت جوان، دوره تحصیلات عالی را گذراندهاند از سوی دیگر دلبستگی ملی این جمعیت و اتصالشان به آموزههای انگیزهآفرین دینی که در جاهای دیگر به هیچوجه حتی در فاصله بسیار زیاد از ایران قرار ندارد، هر یک عنصر تحصیلکرده جوان متدین را ضریب داده و ظرفیت کاری و تحرک صنعتی ایران را به چندین برابر عدد جمعیتی جوانان ما رسانده است. شما یک نفر شهید دکتر شهریاری را در نظر بگیرید که خود ضریب هزاران نفر گرفته است و یا شهید طهرانی مقدم را در نظر بگیرید که در دوره خود از همین جنس جوانان بودند و چه نقش برجستهای در تاریخ و فرهنگ و صنعت این کشور زدند. در فرصت بودن این ظرفیت تردیدی نیست و لذا باید گفت فراگیری دو عنصر «علم» و «ایمان» در 14 میلیون جمعیت جوان ایران، اداره این کشور را برای مسئولین، بسیار آسان گردانیده است. صبر و تحمل همین قشر در برابر ناملایمات و در عین حال حضور آنان در صحنههای مختلف انقلاب حتی آنجا که خوف و خطری است، به خوبی نشان میدهد، اگر ارادهای در نظام برای بهکارگیری درست این ظرفیت عظیم وجود داشته باشد، مشکلی بر سر این راه وجود ندارد. در همین جا یک سوال را هم میتوانیم پاسخ دهیم، چرا فراخوانهای مختلف ضدانقلاب خارجی و داخلی برای ایستادن جوانان در مقابل نظام جواب نمیدهد؟ آیا به دلیل آن است که مشکلی وجود ندارد؟ مسلما این جمعیت ۴۰ میلیونی جوان با انواعی از مشکلات و ضعفها و بدکارکردیها و سوءمدیریتها مواجهاند و لذا ماده اصلی فراخوانها که «اعتراض به وضع موجود» است، پربیراه هم نیست، اما جوانان ما میدانند که اساس نظام مبتنی بر ترقی و تعالی کشور و شهروندان آن قرار دارد و هر فراخوانی که به «ویرانی» دعوت میکند، نمیتواند «سازنده» باشد و ویرانسازی اساس نظام به معنای پشت پا زدن به سیستمی است که دغدغهای مهمتر از پیشرفت همهجانبه کشور ندارد. از این رو به وضوح میبینیم که وقتی مثلاً در مشهد اعتراضی شکل میگیرد و به زودی سر و کله عناصر مزدور و فریبکار پیدا شده و شعارها به سمت اساس نظام سوق پیدا میکند، مردم معترض به سرعت از این صفوف خارج شده و دور آنان را خالی میکنند؛ تا معلوم شود عدد این عناصر حتی در شهر بزرگی مثل مشهد از ۲۰۰-۳۰۰ نفر تجاوز نمیکند.نکته مهمی که در این بخش از بیانیه رهبری آمد این بود که این سرمایه انسانی را برتر از «هر اندوخته مادی» دانستند. امروز میدانیم که بیشترین درآمد کشورهای بزرگ صنعتی نظیر چین از طریق «کار نیروی انسانی» و «خلاقیتهای صنعتی» به دست میآید. جوانان ایران در همین سالهای اخیر ثابت کردند که قادرند سرمایههایی برای کشور خلق کنند که حتی نفت و گاز ایران در طول 100 سال گذشته قادر به خلق آن نبودهاند. ۲. رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از بیانیه خود فرمودند: «اما پیش از همه چیز، نخستین توصیه من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. بدون این کلید اساسی همه قفلها، هیچ گامی نمیتوان برداشت. آنچه میگویم یک امید صادق و متکی به واقعیتهای عینی است. اینجانب همواره از امید کاذب و فریبنده دوری جستهام، اما خود و همه را از نومیدی بیجا و ترس کاذب نیز برحذر داشتهام و برحذر میدارم. در طول این چهل سال - و اکنون مانند همیشه - سیاست تبلیغی و رسانهای دشمن و فعالترین برنامههای آن، مأیوسسازی مردم و حتی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیلهای مغرضانه، وارونه نشان دادن واقعیتها، پنهان کردن جلوههای امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسنات بزرگ، برنامه همیشگی هزاران رسانه صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملت ایران است؛ و البته دنبالههای آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهدهاند که با استفاده از آزادیها در خدمت دشمن حرکت میکنند. شما جوانان باید پیشگام در شکستن این محاصره تبلیغاتی باشید. نگاه خوشبینانه جوانان نسبت به آینده کلید «حرکت» و «پویش» به حساب میآید. از این روست که در تعالیم و توصیههای روانشناسی «شاد بودن» و «آینده را مثبت دیدن» نشانه سلامتی فرد ارزیابی شده و در درون حکومتها، گروههای روانشناس دائماً در حال جستوجوی راههای جدیدی برای افزایش خوشبینی افراد جامعه نسبت به شرایط پیشرو هستند. «نگاه به جلو» اساساً موضوعی مرتبط با جوانان است و از این رو نوع تصویری که از آینده یک کشور و ملت ارائه میگردد، تأثیر مستقیمی بر آینده آن کشور و ملت دارد. دقیقاً به همین دلیل ایجاد نگرانی در جامعه ایران و امیدزدایی از آن در دستور کار دشمنان قرار گرفته است. شما به ادبیات دونالد ترامپ در چهلمین سالگرد انقلاب نگاه کنید، هر کس به آن نظر افکند، گمان میکند از کشوری سخن به میان آمده که در همه زمینهها به خاک سیاه نشسته است؛ در حالی که حداقل ۴۰ میلیون از جمعیت کنونی ایران به یاد دارند که پیش از انقلاب در چه فلاکتی به سر میبردند و هم اینک در چه موقعیت رشکبرانگیزی قرار دارند. از این جمعیت و جمعیت جوان همه کسانی که پایشان به اروپا رسیده میتوانند درباره ادعای ترامپ و بولتون و... علیه ایران قضاوت کنند و قطعاً در این قضاوت ایران را از اکثر کشورهای اروپایی حتی فرانسه، ایتالیا و اسپانیا پیشرفتهتر میدانند در حالی که ایران قبل از انقلاب با عقب افتادهترین کشورها توان قیاس داشت.
براساس جهتی که رهبر معظم انقلاب نشان دادند دلسوزان کشور و به خصوص صاحبان رسانههای کشور باید فکری برای «بد دیده شدن کشور» بکنند بخشی از این ناشی از توطئه هرروزه دشمن و به خصوص رسانههای آن است ولی بخشی هم بدون تردید ناشی از سیاهنمایی هر روزه رسانههای خودی به خصوص در فضای مجازی است. گاهی برای زمین زدن دولتی چنان عمل میشود که گویی آن دولت متعلق به خارج از این آب و خاک است! براساس نقش امید، رهبر معظم انقلاب در پایان بخش اول بیانیهشان به جوانان فرمودند: «در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید. این نخستین و ریشهای ترین جهاد شما است.» ۳. رهبر معظم انقلاب اسلامی (دامت برکاته) در بخش دیگری از بیانیه خود فرمودند: «جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه راهحلها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علت تحریم هم مقاومت ضد استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه حل زانو زدن در برابر دشمن و بوسه زدن بر پنجه گرگ است» خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط است هر چند گاه از زبان و قلم برخی غفلتزدگان داخلی صادر میشود، اما منشأ آن کانونهای فکر و توطئه خارجی است که با صد زبان به تصمیمسازان و تصمیمگیران و افکار عمومی داخلی القا میشود.» در واقع بیانیه در این بخش، «فارق» بین حقیقت و تزویر است. راه حل هر کشوری بدون تردید در درون آن است چه این کشور پیشرفته باشد و چه درگیر مشکلات و چه زمان راحتی باشد و چه زمان سختی. این یک قاعده عمومی و البته ساده است اما در درون ایران (که اتفاقاً حالا با این پیشرفتهای بزرگی که ایران علیرغم چهل سال محدودیت اعمال شده از سوی دشمنانش همه فهمیدهاند که راه حل در داخل کشور است،) عدهای ایران را درگیر مشکلات کمرشکن معرفی کرده و آینده آن را تیره و تار معرفی مینمایند و در داخل، ناکارآمدی خود و یا انتقال القایی که به آنان سپرده شده را به حساب کشور و نظام میگذارند و کلید حل مشکلات را در خارج نشان میدهند. این برای آن است تا تصمیم کشور که حفظ استقلال و حفظ روحیه مقاومت و عدالتطلبی و آزادیخواهی است، تغییر کند و آب ایران باز به آسیاب آمریکا سرازیر شود. این خط متأسفانه هر روز پررنگتر شده است و از این رو رهبر معظم انقلاب در پیامی که برای شرایط ۴۰ سال آتی کرده و به فعالان صحنههای آینده کشور مربوط است، از این موضوع حساس خبر دادهاند. این خط در چند سال اخیر پر رنگتر از همه سالهای پیش از آن شده و بیم آن میرود که در آینده پررنگتر هم بشود. اما واقعیت این است که کشوری که انقلاب میکند و میخواهد ساختار جدید و روند جدیدی براساس باورها و ایدهها و اصول خود بنا کند، نمیتواند به بیرون از مرزهای خود چشم بدوزد چرا که از یک سو فرض اولیه انقلاب این بود که میخواهدچیزی را بنا کند که وجود ندارد و از سوی دیگر باید آنچه دارد را به دیگران نیز صادر کند، تا محیط خویش را امنیت بیشتری ببخشد با این وصف چگونه میتواند چشم به دست محیط بیرونی و به خصوص محیط دشمن بدوزد. سعدالله زارعی
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» نکاتی در این مورد عرض شده که عیناً خدمتتان ارسال میشود. موفق باشید
در قرآن از خواب هايى نام برده است كه از رابطه اى بين آنچه شخص در خواب با آن روبه رو مى شود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليه السلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/ صافات)، و يا رؤياى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى دو رفيق هم زندانى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى پادشاه مصر، و يا رؤياى رسول خدا «صلواة الله عليه وآله» در رابطه با فتح مكه (27/ فتح)؛ كه تمامى اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطه اى با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.
با اين همه رؤيا؛ امرى است ادراكى كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالت هاى شديد مى كند. همچنان كه صفات روحى شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص و طمع در خيالاتش تأثير مى گذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفسانى است. تخيلات نفسانى نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعى يا اخلاقى است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت مى كند و حقيقت ديگرى ندارد. بنابراين هر رؤيايى، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايى تعبيرى داردكه تعبير آن، عوامل طبيعى و يا عوامل اخلاقى هستند. ولى رؤياهايى هم هست كه با حوادث خارجى و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.
رؤياها، يا خواب هاى حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبى حادثه اى كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق مى شود. نفس به علت تجردش با وجود برزخى يا عقلى يك حادثه در خواب ارتباط پيدا مى كند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث مى شود. البته نفس پاره اى از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت مى كند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر مى بيند، ولى اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالى و در صورت هاى جزيى كه با آنها مأنوس است مى يابد. مثل اين كه وقتى با معنى «عظمت» در آن عالم، روبه رو مى شود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد مى شود، و يا معنى «مكر» در خيالش صورت «روباه» به خود مى گيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه مى شناسد. يا معنى «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» مى بيند. و يا مثلًا چون رابطه اى بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معنى «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براى خود مى سازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفى مخصوص به خود دارد به طورى كه گاهى از يك معنى كه در خواب مى يابد صورت عكس آن را در خود مى سازد. مثل اين كه در بيدارى گاهى با شنيدن لغت ثروت به معنى فقر فقرا منتقل مى شود.
پس گاهى خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايى است كه نفس با آن روبه رو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزى است مناسب آن معنى يا ضد آن معنى» و گاهى آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلًا نمى توان فهميد از كدام يك از مبانى مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.
در رؤياهايى كه نفس با اصل موضوع روبه رو مى شود و به صورت مناسب آن منتقل مى شود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، به طورى كه اگر ملاحظه كرد در حال جمع كردن كثافت است، در واقع صورت به دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مى دهند، در عين آگاهى دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتى روبه رو مى شود بر اين كه بدنش ورم كرده است، با صورت به دست آوردن مال زياد روبه رو مى شود در عين آگاهى دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگى است. همچنان كه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرت يابى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنان كه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشى و خوش گذرانى دنيايى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه آن گناه است و گرفتارى و زنجير.
در هر صورت با اين احوال نمى توان به رؤيا اعتماد كرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آن قدر جولان دارد كه با ميل خود صورت ها را تغيير مى دهد و از جايگاه خود خارج مى كند.
صاحب كتاب «تحف العقول» از قول پيامبر «صلواة الله عليه وآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسى برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتى كسى راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته مى شود.
اين كه دستور داده اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خواب هاى بى خود و باطل مى گردد.
مرحوم محدث نورى در جلد 4 كتاب دارالسلام مى فرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمان ها را مي يابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي شود.
قال رسول الله «صلواة الله عليه وآله»: «الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اهاويلُ الشَّيطان لِيحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ فى يقْظَتِهِ فَيراهُ فى مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ ارْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعنى خواب سه گونه است: يكى القائاتى كه شيطان مى كند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكى اين كه آنچه را در بيدارى مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مى بيند (با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكى هم خواب هايى است كه جزيى است از چهل و شش جزء نبوت.
امام صادق «عليه السلام» مى فرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير به كار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايده اى نبود.
در فرمايش امام محمدباقر «عليه السلام» داريم كه: «رؤياى مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آن كه خودش آن را براى خود تعبير كند، يا ديگرى براى او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين مى آيد و قطعى مى شود» (كافي ج 8 ص 336).
اين بود مختصري از بحث رؤيا كه شرح بيشتر آن را در بحث آيه 42 سوره زمر عرض كرده ايم و چون عموماً در حين بحث در مورد رؤياى صادقه سؤال مى شد، آن را در اين قسمت خدمت عزيزان عرضه كرديم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: از اینکه در کنار نگاه وجودیِ صدرایی متوجهی نگاه هایدگر هستید، بسیار خوب است و در همین رابطه بنده بعد از 11 جلسه بحث در شرح کتاب «رسالة الولایه» از علامه طباطبایی، 6 جلسه با نظر به نگاه هایدگر به بحث «برکات نظر در نسبت بین «وجودِ نفس» با «صِرفُالوجود» پرداختم. اما اینکه بحثِ دوگانهی «وجود» بین ما و سایر موجودات را مطرح میفرمایید باید عنایت داشته باشید ما از طریق معرفت نفس به روش رساله الولایه، متوجه اتصال وجود خود به حضرت حق میشویم. ولی در نگاه وجودی با نظر به اصالت وجود، «وجود» را یک حقیقت گستردهای مییابیم که تمام ماهیات مظاهر آن خواهد بود و احاطهی نگاه وجود به موجودات، نمیگذارد تا ما به ماهیات اصالت دهیم.
در مورد «بدایة الحکمه» در هر حال باید با آن فکر آشنا شد و جایگاه آن را شناخت، بهخصوص که با استاد خوبی مثل آقای امینینژاد مرتبط هستید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع تا حدّی در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه «سلاماللّهعلیها» مورد بحث قرار گرفت. به این معنا که میگوییم: سلام بر تو اى بانويى كه خالق تو قبل از اينكه تو را خلق كند، تو را امتحان كرد و تو را نسبت به آن امتحان، صابر و بردبارديد. لذا يا بايد خداوند آن شعور را به حضرت زهرا عليهاالسلام نمى داد تا نفهمد اسلام بزرگ چگونه با حذف على عليه السلام به چنين خطر بزرگى گرفتار مى شود و يا بايد صبر او را قبل از خلقت مى آزمود، چون چنين شعورى، بدون صبرى بزرگ، فاطمه عليهاالسلام را از پا درمى آورد.
سوز فاطمه عليهاالسلام از آن بود كه چگونه اين همه خوبى را ناديده مى گيرند و عملًا به اسلام پشت مى كنند، ولى شكيبايى او نيز بدان جهت بود كه مى دانست آنها به هدفى كه دارند نمى رسند. اگر ديروز خليفه سخنان فاطمه عليهاالسلام را به هيچ گرفت، فاطمه عليهاالسلام خوب مى دانست كه با ايراد اين خطبه، عملًا در آينده تاريخ ايستاده است و به ملّتها نهيب مى زند كه مواظب باشيد ميلهايتان آنچنان سرگردان نگردد كه به حكومتى غير از حكومت حق و عدل قانع شويد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر حال این ذوق انسان است که در فهم روایت و آیات کمک میکند ولی نباید آن فهم را تنها فهمْ از آیات و روایات دانست، بلکه ذوق انسان وجهی از حقیقت آیات الهی را که جنبهی وجودی دارند، مینمایاند 2- همانطور که قبلاً عرض شد بنده ایشان را یکی از سربازان انقلاب اسلامی میدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی آیت اللّه بروجردی اینها گرگهایی هستند در لباس میش، تا میشها همواره متوجه گرگها حتی در حرم امامان معصوم باشند. زیرا: «ای بسا ابلیسِ آدمروی است». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل....» شواهدی آورده شده حاکی از آنکه مقام معظم رهبری بهخوبی حکمت متعالیه را کار کردهاند ولی بنا نداشتهاند به عنوان استاد فلسفه و عرفان مشهور شوند. جناب آقاى دكتر حداد عادل در رابطه با آشنائى رهبر انقلاب با فلسفه مى فرمايند: درباره ى آشنايى آيتالله خامنه اى با حوزه ى فلسفه - چه فلسفه ى غرب و چه فلسفه ى اسلامى - من يك جمع بندى اجمالى از جايگاه فلسفه در ذهن ايشان دارم. ايشان برخلاف اينكه از حوزه ى مشهد برخاسته اند، نظر رايج در حوزه ى مشهد نسبت به فلسفه ى رسمى را ندارند. در حوزه ى مشهد - نگاهى كه به مكتب تفكيك موسوم شده - با فلسفه بر سر لطف نيستند؛ البته به درجات گوناگون. آقاى خامنه اى هم به همان حوزه تعلق دارند و در آنجا نشو و نما كرده اند اما نظر منفى نسبت به فلسفه ى اسلامى پيدا نكرده اند؛ بلكه نظر مثبت دارند. ايشان در فلسفه، به اعتبارى، فرزند فكرى علامه ى طباطبايى هستند، نه فرزند آقاشيخ مجتبى قزوينى كه البته بسيار براى اين بزرگوار احترام قائل هستند. ايشان به من مى فرمودند ما در محضر آقاشيخ مجتبى دو تا درس مى خوانديم. ساعت اول ايشان فلسفه و منطق به ما درس مى داد؛ خيلى دقيق، درست و فنى. ساعت بعد همان حرفها را مطابق نظريه ى مكتب تفكيك رد مي كرد. بنابراين آقاى خامنه اى هر دو نگاه را در حوزه ى مشهد تجربه كرده است. ولى خطى كه ايشان دنبال كرده و نسبت به آن نظر دارد، خط يا مشرب فلسفى علامه ى طباطبايى و آقاى مطهرى است. ايشان بار اولى كه مي خواستند در سال 1360 رئيس جمهور شوند، در تلويزيون راجع به خودشان صحبت كردند. آنجا ايشان به نحوه ى استفاده خودشان از محضر علامه ى طباطبايى اشاره مى كنند. اصولًا يكى از جهاتى كه ايشان با آقاى مطهرى آن همه رفاقت، انس، همكارى و همفكرى داشتند، همين هم افقى و ديد مشترك نسبت به فلسفه ى اسلامى است. البته ايشان تا كنون اثر فلسفى اى ننوشته اند و درس فلسفه هم داير نكرده اند اما فلسفه ى اسلامى را خوب مي دانند. هنگامى كه ايشان رئيس جمهور بودند، گاهى ما در حضور ايشان جلساتى داشتيم تا مشخص كنيم در كتابهاى معارف اسلامى دانشگاه چه مطالبى بايد بيايد؟ و چگونه بايد اين كتابها را نوشت؟ بحثهاى كلى زياد بود. يك روز بحث به مسائل خاص، فنى و دقيق فلسفه كشيده شد. اشخاصى كه آنجا بودند - برخى دانشگاهى و برخى ديگر حوزوى - كسانى بودند كه بالفعل مشتغل به فلسفه بودند. آن زمان هم دوران سخت جنگ بود و مرتباً اخبار خوش و ناخوش جنگ حتى در ميانه ى جلسات اينچنينى به آقا مي رسيد. گاهى در ضمن جلسات پوشه اى به دست ايشان مي دادند و خبر مى رسيد كه مثلًا يك هواپيما سقوط كرده يا يك حمله اى عليه ما شروع شده است. ايشان اينگونه اشتغالات ذهنى بسيار داشتند اما به آن مباحثه ى فلسفى وارد شدند و من ديدم كه كاملًا حاضرالذهن هستند و با استدلال خوب و روشن ديدگاهشان را مطرح كردند. انگار كه هيچ كار ديگرى غير از آموزش فلسفه ندارند! اين براى من خيلى تعجب آور بود و نشان مى داد كه ايشان فلسفه ى اسلامى را خوب خوانده و فهميده اند و به آن اعتقاد دارند. از نشانه هاى ديگر اهميتى كه ايشان به فلسفه ى اسلامى مي دهد، تشويق طلاب است نسبت به جدى گرفتن فلسفه و كلام اسلامى و نيز كمك به مؤسساتى كه فلسفه ى اسلامى را آموزش مى دهند و يا در اين حوزه پژوهش مي كنند كه يكى از آنها «بنياد حكمت اسلامى صدرا» ست كه با حمايت ايشان تأسيس و فعال شده است. ايشان ضمن آنكه توجه دارند كه در مواجهه با تمدن غرب، صرفاً استناد به نقل كارساز نيست و بايد در اين ميدان چهره ى عقلانى و استدلالى تمدن اسلامى به ميدان بيايد، اعتقادشان به فلسفه ى اسلامى، صرفاً از باب محاجه و احتجاج و رفع شبهه نيست و نگاه ابزارى به فلسفه و ترويج آن ندارند ... (پايگاه اطلاع رسانى دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنهاى 1/ 1/ 1388). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون یکی از شرایط اعلمیت، اعلمبودن به زمانه است، شاید بتوان گفت حضرت آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّه» در جمع، شرایط اعلمیت را بهتر دارا میباشند. البته این بدان معنا نیست که بقیهی مراجع تقلید محترم مدّ نظر نباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان از طریق رعایت دستورات اخلاقی و اخلاق حسنه و دعا و نیایش با پروردگار خود جلو برود، مسلّم آن همسری که تقدیر او است را خداوند به او هدیه خواهد کرد و شیطان دیگر نمیتواند با تصرف در قوهی واهمهی انسان، از درک خوبیها و زیباییهای همسرش محروم شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دکتر داوری مثل همیشه به عنوان متفکری بزرگ که متعلق به این مرز و بوم است؛ هشدار میدهد و از کاستیها و سستیها میگوید. مگر بنا است با فلسفهی جدید تقابل کرد؟ آری! فلسفهی اسلامی ظرفیتهای فوقالعادهای دارد برای گشودن راهی که ما با انقلاب اسلامی شروع کردم ولی نه به آن معنا که نتوانیم با متفکرانی چون هایدگر و شیلینگ و هگل، همدلی و همزبانی نکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مقدمات لازم فراهم باشد هر سه کتاب، کتابهایی ارزشمندی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حس به تنهایی سکونهای متوالی را مییابد ولی انسان حرکت را به کمک عقل درک میکند نه از آن جهت که حرکت، سکونهای متوالی است، بلکه حرکت یک موضوع وجودی است که حسّ از آن تنها، سکونهای متوالی میفهمد 2- حرکت مکانی نیز ریشه در حرکت جوهری دارد و ما در خواب و در برزخ معنای حرکت را در نفس خود داریم و لازم نمیآید که مکانی باشد و حرکتی در آن صورت بگیرد 3- سعی کنید مباحث صوتی «حرکت جوهری» را دنبال بفرمایید در آنجا روشن میشود «قوه» خلأ و نداشتن است، پس یعنی چه که عامل آن خدا باشد؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید قلادهی شیطان را باز نکرد تا میدان به دستِ وَهم و واهمه نیفتد و او آزادانه و بدون قلاده هرکاری دلش خواست با ذهن و روان ما انجام دهد! موفق باشید
