باسمه تعالی: سلام علیکم: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. به همسر محترمتان بفرمایید ره چنان رو که رهروان رفتند، مثل امثال امام رعایت خانواده را بکنند و به جای روزههای انچنانی با کنترل غذا و با نشاط همراه با خوردن غذای مناسب چون شمعی به خانه و خانواده روشنی ببخشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که کاربران محترم بتوانند از آن سایت جهت استفاده از نظرات استاد استفاده نمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شهودی که در آن کتاب آمده خیلی معمولی و دمِ دستی است. شهود واقعی از آن عرفایی است که نظر به توحید فعلی و صفاتی و ذاتی دارند که بحث آن را باید در متونی مثل «فصوص الحکم» محیالدین دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم یادم نیست. ولی کتاب «مدرنیته و توهّم» را نگاه کنید نکاتی دارد. کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی» از نیلپستمن نیز مفید است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان ظهور حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیعلیه» غلبه بر حکم خدا است نه آنکه همهی انسانها خوب و متدیّن شوند، باز انتخاب هست و باز گناهکاری. ولی گناه، رونق ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت تا در مرحلهی علمی و مفهومی هستیم هنوز ارتباط واقعی یعنی ارتباط وجودی پیدا نکردهایم. ارتباط علمی به عنوان مقدمه خوب است ولی معرفت نفس یعنی ارتباط وجودی. گفت: «دردی که به افسانه شنیدم همه از خلق / از علم به عین آمد و از گوش به آغوش». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که عرض شد باطنِ نبوت مقام واحدیت است و باطنِ مقام واحدیت، مقامِ احدیت است. و نبوتی که حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» حامل آن هستند مظهر مقام واحدیت که مقامِ جامع اسماء الهی است، میباشد. در این رابطه مقامِ «واحدیت» و «احدیت» از شئون الهی است، ولی وقتی بحث حاملیتِ نبوت و امامت در میان آید، بحث مخلوقیت به میان میآید و موضوعِ «اوّل ما خلق اللّه» مطرح میشود که به نظر بنده حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» در کتاب شریف «مصباح الهدایه» به صورت جامع، موضوع را مطرح کردهاند که خوب است به آن کتاب رجوع شود و بنده هم شرح صوتی آن را داشتهام و میتوانید به آن شرح نیز رجوع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول مرحوم دکتر علی شریعتی آری! خداوند رزق هرکس را تعیین کرده است ولی باید ببیند که چه کسی از او قاپیده است؟ و یا چه کسی میخواهد از او بقاپد؟ مسئلهی قحطی آفریقا خیلی گستردهتر از این صحبتها است و بعضی از قسمتهای آن ریشه در روانِ قومی دارد که رواناً قحطیزدگی به جانشان افتاده است و نه قحطی. این را میتوانید در کتاب «ژئوپلوتیک گرسنگی» اثر «خوزه دو کاسترو» دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان حافظ از عالم ملکوت است و لذا هرکس به آن رجوع کند، مطابق روح او با آن شخص سخن میگوید و اشارات لازم را به او میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد دستورات اخلاقی که شریعت الهی در اختیار ما قرار داده، راههای مختلف برخورد را در مقابل ما قرار میدهد. پیشنهاد بنده آن است که سلسله مباحث شرح دعای «مکارم الاخلاق» را که در آرشیو صوت در سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظر بنده در مباحثی که عرض میکنم، آموزههای حِکمی و عرفانیِ اسلامی است و از این جهت وقتی افراد با آن متون یعنی با متون حِکمی مثل «اسفار» و یا «فصوص» ارتباط برقرار میکنند، احساس آشنایی مینمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه با این تذکر وارد تاریخی شدهاید که به ظلمات غرب پشت میکند و به حاکمیت حق و حقیقت نظر دارد همان تاریخی که با حضرت امام شروع شد و مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» امروز جلودار آن هستند تا با روش حکیمانه ما از روح و روان خودمان که متأثر از غرب است، به مرور آزاد شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بصیرت حضرت حق در قوهی بینایی شما حاضر است به همان معنایی که چون او سمیع است، شما به نور سمیعبودنِ او شنوایید و این علاوه بر آن است که برای افراد خاص و اولیاء خود بصیرت اخصی قائل است 2- وجود به خودی خود یک مفهوم است. حقیقت وجود همان کمالات اسماء الهی است و همهچیز مظهر وجود مطلق است ولی در جلوات کمالاتی که همان اسماء حسنای الهی باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده یعنی طاهرزاده همهی متن را و گِلههای شما را از حضرت پروردگار که در متنتان مطرح کردهاید، میخوانم و تعجب میکنم که چطور به مرحلهای نرسیدهاید که آنچنان محو حق باشید که بدانید هرچه آن خسرو کند، شیرین کند و ندا سر دهید: «در بلا هم میچشم الطاف او/ مات اویم، مات اویم، مات او» در آن حدّ که به خود آیی و از خود بپرسی: «زیر دریا خوش بود یا روی او / لطف او بهتر بود یا قهر او؟». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدید این نوع علاقهمندی وجهی از وجوه نفس است که بیشتر هم تکوینی است هرچند ارادهی انسان میتواند در آن سرایت کند و در نتیجه ترس از مرگ در انسان ضعیف گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:چرا که نه؟!! إنشاءاللّه با پختگی کا را جلو میبرید. اگر راهی در نظر ندارید سیر مطالعاتی روی سایت خوب است. موفق باشید
