باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با دقت به موضوع بنگریم، این حرکت خبر از آن میدهد که حقیقتاً آنها متوجهی حضور تاریخی انقلاب اسلامی شدهاند و معنای این حضور را که عبارت است از تقابل جدّی نظام اسلامی با استکبار، خوب درک میکنند. و لذا میبینند که در هر صورت این انقلاب اسلامی که دارد خود را در این تاریخ روز به روز معنا میکند و آن نحوه محدودیتها، مانعِ حضور آن نشده است. میماند که ما این موضوع را یعنی تقابل هرچه شدیدتر نظام استکبار با خود را چگونه تحلیل کنیم. ابتدا نظر جنابعالی را به آیهی 22 سورهی احزاب معطوف میکنم که میفرماید: «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» مؤمنان وقتى احزاب را یعنی اتحاد جبههی کفر را در مقابل خود ديدند، گفتند: «اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته اند!» و اين موضوع جز بر ايمان و تسليم آنان نيفزود. زیرا متوجه شدند حضرت حق میخواهد این تقابل به اوج خود برسد.
باز در این رابطه به آیهی 173 سورهی آلعمران نظر کنید که میفرماید: «الَّذينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ» اين مؤمنین كسانى بودند که وقتی در جنگ احد مسلمانان به ظاهر شکست خوردند و تعداد زیادی از آنها مجروح گشتند، با اینکه دشمن جبهه را رها کرده و رفته بود به آنها خبر رسید که بناست دشمن دوباره حمله کند؛ پس خوب است که بترسید و کمی کوتاه بیایید - و آنها برعکس، بنا به آیات قرآن: - اين سخن، بر ايمانشان افزود؛ و گفتند: خدا ما را كافى است؛ و او بهترين حامى ماست. و لذا با همان بدنهای مجروح دشمن را تعقیب کردند و دشمن که با چنین صحنهای روبهرو شد، از ادامهی جنگ منصرف گشت. و قرآن در ادامه میفرماید: «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ» پس آنها به نعمت الهی از صحنه برگشتند و فضل الهی آن هم فضلی که بر آن هیچگونه بدی و سختی نبود، به آنها رسید.
همهی اینها حکایت از آن دارد که اگر جبههی توحیدی در تاریخ به میان آید، خداوند شرایط هرچه تقابل و جداشدن آن جبهه را در مقابل نظام استکباری میگشاید و جریان اخیر یعنی کار ترامپ، حکایت جاریشدن آن سنت است تا انقلاب اسلامی معنای حضور تاریخی خود را هرچه بیشتر در عالم تثبیت کند. میماند که ما این حرکت را وعدهی الهی برای پیروزی جبههی حق بدانیم.
راستی! اگر مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» از قبل مشخص نکرده بودند که ما به آمریکا اعتماد نداریم، حال که این قضیه روشن شد، ما احساس شکست نمیکردیم؟! به آن معنا که به آمریکا اعتماد کرده باشیم و حال ایشان به اعتماد ما خیانت کرده باشد؟ و به همین جهت ما امروز در واقع با کاری که ترامپ کرد، احساس پیروزی میکنیم. پیروزی از آن جهت که مشخص شد ما از ابتدا این مسئله را پیشبینی میکردیم و در دامی که آنها برای ما پهن کرده بودند تا با صد امید با آنها به مذاکره بنشینیم و سپس آنها زیر میز بزنند؛ نیفتادیم. و آیا این همان معنای سخن حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» که روح این تاریخ را به خود برگرداند، نیست که فرمود: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به شما آسیبی نرسد» آسیبی بزرگتر از آن میتوان تصور کنیم که ملتی به آمریکا امید ببندد و آن به اعتماد آنها خیانت کند؟! ولایت فقیه ما را از چنان عرصهی شکستی نجات داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که عرض شد باطنِ نبوت مقام واحدیت است و باطنِ مقام واحدیت، مقامِ احدیت است. و نبوتی که حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» حامل آن هستند مظهر مقام واحدیت که مقامِ جامع اسماء الهی است، میباشد. در این رابطه مقامِ «واحدیت» و «احدیت» از شئون الهی است، ولی وقتی بحث حاملیتِ نبوت و امامت در میان آید، بحث مخلوقیت به میان میآید و موضوعِ «اوّل ما خلق اللّه» مطرح میشود که به نظر بنده حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» در کتاب شریف «مصباح الهدایه» به صورت جامع، موضوع را مطرح کردهاند که خوب است به آن کتاب رجوع شود و بنده هم شرح صوتی آن را داشتهام و میتوانید به آن شرح نیز رجوع کنید. موفق باشید
سلام بر استاد بزرگوار: جناب استاد بهترین طلب در اربعین چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: احساس حضوری که خداوند برای ما در این تاریخ تقدیر کرده است، نیاز اصلی و مهمِّ ما است. ما همانطور که در سُنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده ميشود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که اربعين به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آيندهي تاريخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غربزده قدم نخواهيم زد.
رخداد تاریخی، یک نوع آشکارشدن است برای جان انسان، مثل فهمیدنهای معمولی نیست، انسان در آن واقع میشود و اگر نسبت به آن خودآگاهی پیدا کند میتواند از آن تغذیه کند و با آن هماهنگ گردد، در آن صورت به داخل آن رخداد کشیده میشود و در آن حالت امری معنادار، اعتبار خود را بر آن فرد یا ملت حاکم میگرداند و به آن ملت خطاب میکند و آن ملت آن معنا را از خود میکند و حاضر میشود با آن زندگی کند و به آن آری بگوید و آن را از خود کند.
ما در اربعینی که این سالها ظهور کرده است، در داخل رخدادِ حقیقت این دوران قرار میگیریم قبل از آنکه فکر کنیم چگونه باید به آن باور داشته باشیم. پیشفهمی است در امری معنادار و معنوی که در «سنت» رخ مینمایاند و در افق درونی انسانها عالَمی را به آنها عطا میکند و انسانها در آن عالَم از خود، فهمی خاص پیدا میکنند. وظیفهی ما جهت تفسیر این رخداد، توجه به پشتِ صحنهی آن است تا بیرون از فرهنگ مدرنیته، فهم تازهای از خود پیدا کنیم و وارد تاریخی اثرگذار شویم.
در پشت صحنهی رخداد اربعین، آدمی به ندای بیصدای هستی گوش میدهد و با زبان، آن را آشکار میکند. زیرا حقیقت، صامت نیست و در هر دوران سخنی دارد و باید با گوشسپردن به آن، با زبانی مناسب، آن حقیقت را آشکار کرد. در این صورت است که انسان در عین داشتن سخنی اصیل، به معنای خود دست مییابد که آن معنا، ارتباط با حقیقت وجود است و پاسخدادن به دعوت و ندای بیصدای حقیقت، وگرنه انسانها همچنان در بیمعنایی بهسر میبرند. در یک کلمه، ندایِ بیصدایی هست که در پیادهرویِ اربعین باید به آن گوش داد تا در برگشتن، زبانی مناسبِ تبیین آن صدا به میان آوریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجهاید حضور در تاریخی غیر از تاریخ مدرنیته که همهی عالم را فراگرفته است، با تنگناهایی روبهروست. و همینطور که گفتهاید انقلابیون باید خود را با متن چنین انقلابی معنا کنند، نه با جریانهای سیاسی و نه با دولتها، وگرنه ناخواسته متوقف میشوند. آری! درست میفرمایید که غم ما باید، غمِ جاماندن از راهی باشد که شهداء در مقابل ما گشودند، نه غمِ بر مسندنشینی این دولت و آن دولت. غمِ جاماندن از افقی که زعیم الهی ما در مقابل ما گشود که آن راه، فراتر از نگاه جریانهای سیاسی است. همانطور که به قول شما مردم ما برای تحقق انقلاب فهمیدند از چه راهی کار را شروع کنند تا در یک عزم عمومی، خود را ماورای حاکمیت دوران در امور اجرایی حاضر کند و اینجاست که بنا به فرمایش رهبری مطالبات مردم آنچنان متعالی میشود که یقیناً به دولتی نظر خواهند کرد که همترازِ اهداف مقدس انقلاب اسلامی است. بنده چیزی به سخن شما نیفزودم و همین اندازه متوجه هستم چه عالم زیبایی است عالمِ فهم تاریخی انقلاب اسلامی در قرائت شهدا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید آموزههای دین را در بستری که مخصوص فرهنگ دینی است متذکر شد وگرنه فرهنگ غیر دینی غلبه میکند 2- باید برای مردم تبیین کرد که آن نوع هیجانات، آنها را از اُنس با عالم بیکرانهی معنویت محروم میکند. به قول مولوی: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زانکه نَبْوَدشان گرانی قوا». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به معنای صدقه که عبارت است از عملی که موجب تصدیق وعدهی الهی میباشد نمیتوان صدقه را منحصر به موضوعات اقتصادی نمود و در نتیجه معنای«لا تبطلوا صدقاتکم» تا آنجا وسعت مییابد که مواظب باشید اعمال دینی شما که نشانهی تصدیق وعدههای الهی است باطل نگردد. چرا که مثلا در ورایت داریم: «المتکبر مع المتکبر الصدقه» یعنی اینکه انسان در مقابل شخص متکبر تواضع نداشته باشد نیز یک نوع تصدیق حکم خدا است که فرموده است مؤمن باید عزت خود را حفظ کند. پس اگر خدمت فرهنگی هم با تکبر همراه باشد، عملاً آن خدمت بینتیجه خواهد بود به همان معنایی که در روایت داریم انسان متکبر، بوی بهشت هم به مشامش نمیرسد، یعنی عمل او قبول نمیشود 2- إنشاءاللّه با توبه آن مشکل حل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم حرف درست و خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از کتب جای خود را دارد. در یکی، موضوعی را به اجمال خواهید یافت، و در دیگری به تفصیل. شاید هرکدام آینهی دیگری باشد. بنده همهی عمر با این موضوعات، زندگی کردهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کتاب «آداب الصلواة» درست فهمیده شود، عملاً یک دور عرفان نظری مرور شده و تا حدّی میتوان به اشارات کتاب «چهل حدیث» آگاه شد. ولی اصل حرفها مبتنی بر یک دورهی عرفان نظری فهمیده میشود. 2- همینطور است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به حکم وظیفه عمل کنید و خداوند هم از شما فعلاً همین را میخواهد و این راه را به سوی شما گشوده است 2- فعلاً درس 3- فعلاً درس. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعضی موارد، همان نکاتی است که در جواب سؤال شمارهی 27641 عرض شد. 2- آری! بعضاً مطالب، مخلوط میشود و بین جذبات ملکوتی و حضور مجرد روح در عالَم، خَلط میگردد. در جذبات ملکوتی، بحث سالک مجذوب در میان است که بعضیها به آنچه سالکان بعداً میرسند، ابتدا دریافت میکنند. ولی به گفتهی جناب خواجه عبداللّه اگر همین افراد نیز قدم در مسیر «منازل السائرین» نگذارند، بعد از مدتی با آن جذبات بیگانه میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شما که تا اینجاها فکر کردهاید خوب است که نسبت به «امکان» که هر موجودی در ذات خود دارد فکر کنید و تحقق آن امکان که به خود انسان مربوط است. خداوند کسی را فرشته یا کبوتر نکرده است، بلکه ذات هرکس امکانِ انسانشدن یا فرشتهشدن یا کبوترشدن است. خداوند به آن امکان، وجود میدهد. پس اگر ما را آنطور که شما میگویید از همان ابتدا به بهشت ببرد، در واقع جواب امکانِ ما را نداده است و ما را به بهشت نبرده. تنها با به فعلیترسیدنِ امکانِ ما، ما به نتیجهای که مربوط به خود ما است میرسیم.
۲. خداوند طلبِ ذاتی مخلوق را به او میدهد و بهشتیشدن و جهنمیشدن به عهدهی خود اوست که چگونه آن امکان و بالقوهگی را جهت دهد.
۳. به این نکته فکر کنید که همهی مظلومان عالم اگر بدانند با این ظلمها که میکشند، عملاً عامل دفع ظالم میگردند؛ آیا خود را سربازی نمییابند که در جنگ به ظالم قرار گرفته باشند؟ آیا کودکانی که توسط فرعون کشته شدند عملاً سربازانی نبودند تا فرعونیت فرعون را نمایان کنند و انگیزهی مبارزهی بنیاسرائیل با او را به میان آورند؟ علی اصغر «علیهالسلام» به همان اندازه برای نهضت کربلا نقش آفرین نبود؟ آیا آن جناب ضرر کردند که در کودکی مظلومانه شهید شدند؟ البته این موضوع، بحثِ مفصلی را میطلبد که جناب ابنعربی در فصّ «موسوی» فصوص الحکم به میان آورده است. ولی همین اندازه هم خوب است که در مورد این نکته فکر کنید.
۴. شاید با طرح روایت مذکور، خواستهاند متذکر این امر باشند که ما با گناهکردن مأیوس نشویم و با توبه به اسمِ غفّار حضرت ربّ العالمین رجوع داشته باشیم، وگرنه همهی دین برای دوری از گناه است.
5- با آنهمه آشفتگی که در این عالم هست، آیا اگر مسیر دینداری طی شود، در این عالم مأواهای متنوعی نیست که ما در آن قرار گیریم؟ امروز صبح بر سر مزار شهید مدافع حرم جناب جواد محمدی در گلزار شهدای دینان به همین فکر میکردم که چه اندازه مأواهای متنوعی خداوند در مقابل ما گشوده است. شهید محمدیها در حیات خود همهی تلاششان این بود تا متذکر حقیقتی شوند که در عالم گشوده شده است و به همین مسرور بودند که انسانها را با آن حقیقت آشنا کنند. و عجیب است که با زائرِ مزارِ خود همان کار را میکنند که در حیات خود انجام میدادند. آیا این شهداء از اینکه چنین مأوایی برای انسانها هستند، مسرور نمیباشند؟ و مثل همان زمان که در دنیا با هدایت انسانها دلشاد بودند، با این نوع مأواشدن دلشاد نیستند؟
6- حضرت حق میفرماید اینطور نیست که چیزی بر من حاکم باشد ولکن حقیقیترین سنت آن است که با نظر به ابعاد منفیِ انسانها، جهنم را با چنین انسانهایی سرریز کنم زیرا خواست خدا، خواستِ حکیمانه است و در راستای همان حکمت تصمیم میگیرد و عمل میکند.
7- به نظر بنده اینطور نیست که خداوند با کوچکترین غفلت همهچیز را تمام نماید. در تصادفات هم به این فکر کنید که تقدیر طرف او را به اینجا کشانده است و زندگی او به انتها رسیده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ملاصدرا میفرماید: «النّفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» یعنی بعد از حیات دنیائی دیگر روح در حالت برزخ و قیامت، چیزی جدای از جسماش نیست، بلکه جسم آن همان ظهور روح است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. به همسر محترمتان بفرمایید ره چنان رو که رهروان رفتند، مثل امثال امام رعایت خانواده را بکنند و به جای روزههای انچنانی با کنترل غذا و با نشاط همراه با خوردن غذای مناسب چون شمعی به خانه و خانواده روشنی ببخشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست منظور آنان از تساوی جنسیتی چیست؟ در حالیکه بوی فمینیستی از آن به مشام میرسد. ولی آنچه در آن کتاب مطرح شده مبتنی بر آیات قرآن است که میفرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (97)/نحل) یعنی اگر چه زن و چه مرد در عین اینکه ایمان به خدا دارد عمل صالحی را انجام دهد، او را ما یعنی خدا به حیات طیّب حیات میبخشد و در إزای بهترین اعمالش او را پاداش میدهد و این نشان میدهد که شرط کمال، زنبودن و یا مردبودن نیست، بلکه انسانبودن است که آیت اللّه جوادی در کتاب «زن؛ آینهی جمال و جلال» بحث آن را گشودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که آخرین حربهی شیطان موضوع جنسی است که شیطان از طریق زنان به میدان میآورد. و از این جهت میگویند زنان حربهی شیطاناند، نه این که منظور، جنس زنان باشد بلکه منظور راهی است که شیطان از طریق مسائل جنسی در زندگیها ورود مینماید. موفق باشید
