بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17212
متن پرسش
سلام استاد: همانطور که فرمودید منظور اساتید از خواندن علم ابدان مدیریت بهتر آن بوده است برای بندگی. با این تعریف ما هم می توانیم در ماه پنج ساعت به این موضوع اختصاص بدهیم، یعنی پنج ساعت بنده در یک ماه خالی است و به امور طلبگی ام رسیده ام. راه ارتباطی با آقای دکتر روازاده و شاگردانشان پیدا کرده ام که کلاسهای آموزشی مفیدی دارند، به نظرتان با آن رویکرد و این استادی که عرض کردم، مفید است یا موکول به آینده شود؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است و به‌خصوص آقای دکتر روازاده پیشنهادهای مهمی دارند. منتها فراموش نکنید که شرایط جدید بعضا در گذشته نبوده است تا بخواهیم تنها با طب سنتی همه‌ی مشکلات ایجادشده برای سلامتی را رفع کنیم. به صرف وجود سرعت بیش از حدّ در این دوران، بیماری‌های جسمی و روانی خاصی پیش آمده که باید با عقلی که این نوع بحران‌ها را می‌شناسد، درمان کرد. موفق باشید

16980
متن پرسش
با سلام: وقتی به مطالعه قرآن مشغولم به این فکر می کنم که چرا مطالبی که در قرآن ذکر شده، دارای نظم منطقی خاصی نیست. مثل یک کتاب یا مقاله ای که دارای یک تریب منطقی است. آیا انتظار وجود چنین نظمی در قرآن، انتظار بیجایی است؟ اگر انتظار بیجایی نیست چگونه نظمی در قرآن وجود دارد و چگونه می توان آن نظم را کشف کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن کتاب ذکر و اشاره به همه‌ی ابعاد و حقایق عالم است و با تمام وجوه انسان اعم از قلب و عقل و خیال و روح حرف دارد. در حالی‌که در یک نظم منطقی آن‌چه در میان است مفاهیمی است که عقلِ ما را مورد خطاب قرار می‌دهد یعنی موضوع، عملاً محدود به حوزه‌ی عقل می‌شود و به همین جهت مثنویِ مولوی نیز در یک نظم عقلیِ رسمی قرار نمی‌گیرد. موفق باشید

16564
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: 1. با توجه به ظرفیت و استعداد نفوس سیر و سلوک خراباتی و مناجاتی چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ و کدام یک تجلی جمال و کدام تجلی جلال است؟ کدام بالاتر است به چه معنا؟ 2. به نظر می رسد حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری خراباتی اند. آیا درست است؟ چرا؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً در روحِ خراباتی، غلبه با احساسات قلبی است و بیشتر اسمِ «جمال» در صحنه است و روحِ مناجاتی بیشتر با اسم «جلال» مأنوس است. در عین حال به گفته‌ی شیخ شبستری: «تجلی، گه جمال و گه جلال است /  رخ و زلف، آن معانی را مثال است». موفق باشید

16192
متن پرسش
با سلام: استاد بفرمایید با توجه به سه نوع تفسیر از یک بیت در زیر به این نتیجه می رسیم که مولانا در عرفان درجاتش عالی تر است یا برداشت دیگری دارید؟ ‌ ✨سه نگاه به یک واقعه ⚡️موسی خطاب به خداوند در کوه طور عرضه داشت: اَرَنی ( خود را به من نشان بده) خداوند فرمود: لن ترانی (هرگز مرا نخواهی دید) ✅سعدی: چو رسی به کوه سینا اَرَنی مگو و بگذر که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی" ✅حافظ: چو رسی به طور سینا اَرَنی بگو و بگذر تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی" ✅مولانا: اَرَنی کسی بگوید که ترا ندیده باشد تو که با منی همیشه، چه "تری" چه " لن ترانی"
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر سه بزرگوار با نظر به ذوق روحانی که داشتند بهره‌ی خود را از آیه‌ی مذکور گزارش می‌دهند. با این حال اشکال ندارد که بگوییم مولانا از جهتی در مقام رؤیت حق است و در شعر خود آن رؤیت را گزارش می‌دهد. ولی حافظ هم در این شعر خود حرف‌ها دارد در آن حدّ که به رؤیت هم قانع نیست، می‌گوید طلب رؤیت بکن ولی تا فنایی باید جلو رفت که از دوگانگی بین شاهد و مشهود حتی اگر مشهود، حضرت حق باشد باید گذشت و لذا با شنیدن صدای دوست، راه را ادامه بده. موفق باشید  

14881
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرانقدر لطفا به من طلبه منبع یا یک اثر از آثارتان در جهت ازدیاد توانمندیهای تبلیغی و روش تبلیغ بیان فرماید. لطفا راهنمایی هم بفرمایید. سپاس فراوان
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد دو جلد کتاب «فرزندم؛ این چنین باید بود» موضوعات خوبی را با مخاطب در میان می‌گذارد. چه اشکال دارد که بعضی از قسمت‌های کتاب را روی منبر برای مردم بخوانید. موفق باشید

14702

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: پیرو سوال شماره 14609 که برای شما ارسال کرده بودم، فرمودید شماره صفحه ی مطلب رو ارسال کنم. مطلبی که درباره ی طهارت عایشه سوال کردم مربوط می شود به کتاب ممدالهمم فی فصوص الحکم، نوشته علامه حسن زاده. فص حكمت فرديه به كلمه محمديه (ص)، صفحه619 ترجمه ی آن. با تشکر.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد حضرت استاد با نظر به واقعه‌ی افک که در مسیر جنگ تبوک، جناب عایشه مدتی گم شد و منافقان تهمت خلاف به او زدند؛ نظر دارند و این غیر از حرکاتی است که او بعداً در جنگ جمل در مقابل امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» انجام داد و یا مانع دفن بدن مبارک حضرت امام حسن«علیه‌السلام» در کنار جدّشان شد. موفق باشید

14622
متن پرسش
با سلام: در آنجا که حضرت موسی (ع) در صحرای طور آتشی را دیدند و نزدیک رفتند و ندا آمد آیا از آتش صدا آمد؟ چرا آتش در اینجا مطرح می شود؟ و اینکه می گویند درختی بود که آتش داشت در قرآن صحبت از درخت نشده. و در جریان درخواست حضرت موسی (ع) برای رویت (قلبی) خدا بعد از لن ترانی ولکن آمده، این ولکن به چه معناست؟ و اینکه من یک دانشجو هستم و از نوجوانی نسبت به هم سن و سالهایم یه کم گرایشهای بیشتری به دین و مذهب داشتم ولی زیاد متوجه و پیگیر نبودم ولی بطور محیرالعقولی و شاید هم بیشتر از پارسال که برای اولین بار برنامه ی معرفت دکتر دینانی را دیدم به الهیات و عرفان و فلسفه و.... علاقه پیدا کردم و این در اوایل کمتر برام قابل درک بود الان که خودم رو با پارسال مقایسه می کنم با توجه به مطالعاتم یک تغییر بسیار زیادی کردم و اصلا نحوه فکر کردنم تفاوت کرده و در تک تک موقعیت های زندگی این تفاوت را احساس می کنم خواهش می کنم این تفاوت و حالات را برایم روشن کنید که چه ربطی با مضمون آیه شب قدر و اینکه اگر خدا بخواهد ما می خواهیم دارد؟ من در ادامه راه باید چکار کنم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صوت الهی برای کلیم اللّه در مظهریت آتش در جان آن حضرت ایجاد شد و در جواب رؤیت حق، چون حضرت در مقام شنیدن کلام الهی بودند و نه در مقام رؤیت حق، برای رؤیت حق جواب «لن ترانی» شنیدند. با این شرح که به جبل بنگرند که اگر حق در او جلوه کند و حضرت موسی«علیه‌السلام» بخواهد آن را بنگرند، کوهی در هویت خود باقی نمی‌ماند و در این رابطه حضرت موسی«علیه‌السلام» مدهوش شدند و چون به هوش آمدند عرضه داشتند: پروردگارا از این تقاضای خود توبه کردم. 2- این نوع رجوع احوالات عموماً برای افراد پیش می‌آید. آن‌هایی موفق‌اند که از آن نگهبانی کنند. إن‌شاءاللّه سیر مطالعاتی روی سایت جواب طلبِ شما را خواهد داد. موفق باشید

14243
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: صحبتی امام دارند به این مضمون: «ملت عزیز ایران، شما شرق تجاوزگر و غرب جنایتکار را به وحشت انداخته، هیچ گاه با هیچ قدرتى سازش نکنید که یقین دارم نم‏ی کنید. و هرکس در هر مقام که خیال سازش با شرق و غرب را داشت بی محابا و بدون هیچ ملاحظه او را از صفحه روزگار براندازید، که سازش با شرق و غرب خودباختگى است و خیانت به اسلام و مسلمین است. امروز روز شهادت و خون است؛ و ما هر روز انتظار همه گونه توطئه را در سراسر ایران داریم. ولى مکتب اسلام عزیزمان دستور می دهد تا دست از آزادیخواهى و استقلال طلبى برنداریم و ما نیز برنخواهیم داشت.» (امام خمینی 22 بهمن 1357/صحیفه امام/ ج12/ص148) استاد جسارتاً فکر نمی کنید دولت حاضر در مورد سازش دارد زیاده‌روی می کند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دولت اگر ضعف‌هایی دارد که دارد، به این معنا نیست که مثل سعودی‌ها با آمریکا سازش کرده است، ابداً این‌طور نیست. آن‌ها نیز برای خود در رابطه با انقلاب اسلامی و سخنان امام تعریفی دارند. موفق باشید

13611
متن پرسش
سرور گرامي با اهداي سلام و دعاي خير: بنده با آثار شما استاد گرامي زندگي مي كنم. يك عرضي داشتم. يك بار كه توفيق داشتم خدمتتان رسيدم در خصوص رفتن به سوريه و دفاع از حرم حضرت زينب (س) و استفاده از اين روزنه براي خوب مردن ولي فرموديد ما هنوز وظيفه ايي ندارم. استاد عزيز بنده خيلي به شهيد آويني حسادت مي كنم كه خوب فهميدن بايد چيكار كنند تا خوب بميرند دنبال چنين حركتي مي گردم مثل آويني. استاد عزيز! من نمي خواهم نفله شوم نمي خواهم در كشاكش زندگي هاي روزه مره كه بايد رفت كار كرد بعد حقوقي از شركت بگيري و بياي بخوري مي ترسم اين روزمره گي به دل مردگي منجر شود. دنبال يك راهي ام دنبال يك روزنه ايي كه بشود خوب مرد. متنفرم از مردن در بستر. از يك طرف تعهد به خانواده و مسئوليت زندگي از يك طرف آرزوي شهادت داشتن با سر و سامان زندگي كردن جور در نمي آيد. البته مي دانم تلاش براي روزي خانواده جهاد در راه خداست بله صد البته، اما آن كجا و اين كجا؟ لطفا راهنمايي بفرماييد. استاد عزيز! بنده دنبال اثر گذار بودن خودم در تاريخي كه در آن هستم مي گردم. من نمي دانم چه مسوليتي بر دوشم هست. همين كه بروم پول در بياورم و خانواده ام در آسايش باشد. بنده زندگي شما را حفظ حفظ ام شما در مقطعي از زندگي اين حس را داشتيد و دنبالش را گرفتيد و الان در اينجا هستيد شخصيتي هستيد اثر گذار چرا كه به آن دغدغه تان پاسخ داديد من دنبال چنين چيزي هستم. يك كلام نمي خواهم نفله بشوم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در هر تاریخی بر اساس اقتضائات زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، به وظیفه‌ی خود عمل نماییم و بقیه را به خدا واگذاریم که هرچه می‌خواهد پیش بیاورد. با توجه به این امر اگر تشخیص می‌دهید می‌توانید رسالت تاریخی خود را با حضور در سوریه به انجام برسانید، اشکال ندارد در آن فضا قدم بگذارید. موفق باشید

13082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: استاد عزیز آیا آیات و روایتی در مورد این موضوع که موجوداتی در کرات دیگر در حال زندگی هستند و یا انسان های دیگری در این دنیا هستند وجود دارد؟ و نظر خودتون هم لطفا در مورد این موجودات بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاهدی که حکایت از موجوداتی مثل موجودات زمینی در کرات دیگر باشد، نه از نظر علمی و نه از نظر روایی به‌چشم نمی‌خورد. منتها بحث عوالم دیگر به معنای عوالم معنوی و حضور فرشتگان در آن عوالم مثل حضور فرشتگان در آسمان اول، بحث دیگری است که در تبیین سوره‌ی «ق» عرایضی شده است. موفق باشید

9357
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام خدمت استاد طاهرزاده: ضمن تشکر از پاسخ سوالات قبلی یکی از عوامل وقوع انقلاب صنعتی و ظهور سازمان عقلایی در غرب و در نتیجه نظریات مدیریتی، پذیرفتن داروینیسم اجتماعی بود. طبق نظریه داروینیسم اجتماعی گفته می‌شود که ‌جوامع انسانی مانند ارگانیسم‌های زیستی با یکدیگر برای بقا منازعه می‌کنند. جوامع امروزی غرب در این منازعه برتر از دیگران بوده‌اند و بنابراین عالی‌ترین مرحله پیشرفت اجتماعی را که تا کنون به دست آمده است، نشان می‌دهند. داروینیسم اجتماعی مفاهیمی را که داروین برای تشریح تکامل ارگانیزم به کار برده بود، برای تفسیر ماهیت و کارکرد جامعه به کار می برد. در واقع جامعه همانند ارگانیزمی فرض می شود که بر آن اصل تنازع بقا حاکم است. سازگارترین فرد، سازمان یا جامعه در موقعیت رقابتی پیروز خواهد شد و باقی خواهد ماند. طبق داروینیسم اجتماعی در فراز و نشیب فرایند تنازع بقا انواع متعدد و متنوعی از سازمانها ظهور می کنند و برای دستیابی به موقعیت بهتر در یک محیط رقابتی، به تکاپو می پردازند و در بین آنها سازمانهایی که بهتر بتوانند خود را با محیط سازگار کنند باقی می مانند و بقیه از بین می روند. در جامعه رقابتی که انسانها برای زنده ماندن و بقا با هم در تنازع اند و معیار موفقیت پول است تحت داروینیسم اجتماعی، تلاش برای بدست آوردن منافع شخصی شدت می گیرد و ایدئولوژی مناسبی برای کارآفرینان و بازرگانان فراهم می شود. در این بین کسانی که قوی ترند باقی می مانند و به طبقات بالا صعود می کنند و آنهایی که نمی توانند خود را به طور مناسب با محیط رقابتی، سازگار کنند به طبقات پایین تر سقوط کرده، در نهایت حذف می شوند. در واقع هر گونه غفلت و اشتباه از طرف یک سازمان به بلعیده شدن توسط سازمانهای دیگر منجر می شود. لذا خواهشمندم نظرتان را در خصوص این عامل در مدیریت غربی بیان فرمایید و آنرا از دیدگاه مدیریت اسلامی تحلیل فرمایید. همچنین عامل جایگزین در مدیریت اسلامی برای داروینیزم اجتماعی را بیان فرمایید.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید مدیریت غربی در فضای تنازع بقاء شکل گرفته است زیرا از رحمت واسعه‌ی خدای کریم غافل است و این‌که خداوند عالمی را خلق کرده است که همه‌ی بشریت در متن آن می‌تواند نسبت به حوائج منطقی خود بهره‌مند گردد و این چیزی است که مدیریت اسلامی مدّ نظر باید قرار بدهد تا رقابت‌ها رقابت‌های حذف همدیگر نباشند بلکه سبقت‌ها برای تعالی هرچه بیشتر فضای مدیریت باشد. موفق باشید‌
8215
متن پرسش
سلام و عرض ادب بنده مدتی قبل تقریبا از سر ناچاری کاری رو انتخاب کردم و استخاره کردم خوب در اومد سوالم این است که الان من بعد از عمل به استخاره متوجه شده ام که انتخاب درستی نداشته ام و کار مناسبی نیست هم اکنون آیا باید به عمل خود ادامه دهم و یا اینکه بر خلاف استخاره عمل کنم و این کار رو ترک کنم در اونصورت آیا بی ادبی در محضر خداوند نخواهد بود و چگونه میتوان جواب استخاره و نتیجه عمل به آن را توجیه کرد؟آیا خداوند خواسته منو ادب کنه یا خیر من در این بوده که متوجه بد بودن آن کار شوم که در اینصورت باز سوال پیش میاد که آیا امکان دارد نتیجه عمل به استخاره پشیمانی از آن عمل باشد و آیا میتوان از خداوند همچین انتظاری داشت؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حضرت علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست. شما موظف‌اید به عقل‌تان عمل کنید که حجت باطنی خدا است. شما وقتی موظف بودید استخاره کنید که مقدمات و تحقیقات لازم را انجام داده بودید. حالا هم شاید مصلحت همین بود که چند قدمی بروید و متوجه راه دیگری شوید و در ادامه‌ی راه تجدید نظر کنید. موفق باشید
7619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز میخواستم اطلاعاتی در مورد عالم ذر کسب کنم لطفا راهنماییم میفرمایید؟ با سپاس فراوان-بادافره
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آیت‌اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» در مجلدات تفسیر قرآن به قرآن و در تفسیر آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف نکات خوبی دارند. موفق باشید
1376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بعضی از افراد متدین سؤال می‌کنند چرا جمهوری اسلامی این‌همه اصرار دارد بر وحدت با سایر مسلمانان و چرا این‌همه بر دفاع از فلسطین وقت صرف می‌کند؟ آیا این به نفع شیعه است و یا با این کار شیعه در اتحاد اسلامی هضم می‌شود؟
متن پاسخ
علیک السلام:: امروز امت اسلامی نیازمند باز تولید حوادث شگرف صدر اسلام و چراغ وجود مکرم پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» است. امروز امت اسلام سرگردان است، فقر و بی‌عدالتی و عقب‌ماندگی در میان امت ما است، حق امت اسلامی را ضایع می‌کنند و امت اسلامی نمی‌تواند از حق خود دفاع کند، نمونه‌ی آن اشغال فلسطین است. امروز دشمنان اسلام و مسلمین بیشترین تکته‌شان روی تفرقه است تا امت اسلامی به فکر علاج مشکلات خود بر نیاید. امروز ابزارهای مدرن را در خدمت این تفرقه قرار داده‌اند تا از نکته‌ اصلی که همه‌ی مسلمانان باید متوجه‌ی آن باشند غافل بمانند و آن اسرائیل است، ماجرای غصب فلسطین باید ما را به هم نزدیک کند و بفهمیم سال‌ها در بی‌خبری به‌سر برده‌ایم. هیچ یک ازمذاهب اسلامی در این تردید ندارند که وقتی سرزمینی از مسلمانان مورد تجاوز قرار گرفت دفاع از آن سرزمین بر همه‌ی مسلمانان واجب است و در این رابطه باید به‌شدت به فکر وحدت جهان اسلام بود. جمهوری اسلامی دوچیز را برای خود اصل قرار داده؛ یکی اتحاد مسلمین و دیگری آزادی فلسطین. ملت ما دفاع از فلسطین را به‌عنوان یک واجب می‌داند و مطمئن است اگر غدّه‌ی سرطانی اسرائیل از پیکر جوامع اسلامی بیرون آورده شود بسیاری از مشکلات جوامع اسلامی مرتفع خواهد شد و نقش تاریخ‌ساز تشیع ظهور می‌کند زیرا مسئولیت شیعه آن نیست که بقیه‌ی مسلمانان را به تشیع دعوت کند، بلکه مسئولیت شیعیان آن است که جهان اسلام را از بیگانگی نسبت به اسلام، به اسلام برگرداند همان‌کاری که مولای ما حضرت امام حسین«علیه‌السلام» انجام دادند و جهان اسلام را از چنگال امویان آزاد کردند. در چنین شرایطی چهارهزار دانشمند مسلمان که اکثراً غیر شیعه بودند به امام باقر و امام صادق«علیهماالسلام» رجوع کردند و فرهنگ اسلامی در جهان اسلام قوت گرفت. موفق باشید
767

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام. یک دانشجو در شرایط کنونی چگونه می تواند آنچه وظیفه ی اوست را عمل کند،به عبارت دیگر:لطفا به طور کاملا مشخص اصول مراقبه -با حفظ حضور در اجتماع-را بیان بفرمایید و اگر نیاز است یک منبع کامل ارائه فرمایید.در پناه امام عصر باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: علاوه بر این‌که رهنمودهای رهبری که می‌تواند بسیار کارساز باشد، کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌الهر‌علیه» کارساز است. موفق باشید
22808

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: نظر شما در خصوص اینکه مطالعات دینی من فقط شامل حفظ قرآن هفته ای یک صفحه و مطالعه تفسیر المیزان بر اساس الگویی که شما در جزوه مربوطه فرموده اید، باشد، چیست؟ آیا فعلا اینکار کافیست یا توصیه دیگری دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی است ولی از مباحث معرفت نفس غافل نشوید. موفق باشید

21043
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: ببخشید استاد سوالی داشتم. من بارها و بارها کتاب آشتی با خدا رو خوندم و شروع کردم اما فقط تا فصل ۳ پیش رفتم. نمی دونم چرا شروع می کنم و باز رها می کنم. خودم خیلی ناراحتم. و اینکه چند تا از کتاب های شما رو هم مطالعه کردم مثل معاد و جوان و انتخاب بزرگ و روزه و ... و کاملا به مسائل معرفت نفس و تزکیه نفس و خودسازی علاقه مندم و سیره علمای بزرگ و شهدا رو بسیار دوست دارم. اما نمی دانم چرا همتی در من نیست تا شروع کنم. وقتی کتاب معاد رو خوندم کاملا اطلاع دارم از عالم برزخ و قیامت و شفاعت و اینها اما نمی دانم چرا به خودم نمیام. من خیلی دوست دارم که سیر داشته باشم و روز به روز بیشتر به خدا نزدیک بشم. استاد لطفا راهنمایی بفرمایید. واقعا دارم اذیت میشم. من ... ساله هستم و احساس می کنم بهترین دوران زندگیم داره به بطالت میگذره و به خودم نمیام. و استاد سوال دیگرم هم این است من متاهل هستم و خانه دار. چه کارهای مفیدی یک خانم خانه دار میتونه انجام بده تا وقتش تلف نشه؟ لطفا نظرتون درباره تلویزیون دیدن هم بگید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آرزوهای بلند دنیایی و پرحرفی، همت عمل به وظایف را کم می‌کند. در صورتی‌که اگر در همین دوران جوانی بر مبنای معارف عالیه عبادت نکنیم و نور معارف را با عبادات به جان‌مان نچشانیم، بعد از چهل سالگی کم می‌آوریم و دیگر در اختیار خودمان نیستیم 2- زمینه‌ی ایجاد یک زندگی که همراه با آرامش و صفا و محبت و امیدواری باشد؛ به عهده‌ی شماست. در کنار چنین فضایی سیر مطالعاتی را دنبال کنید. از صله‌ی رحم و ارتباط با مؤمنین غفلت نشود. بالاخره بعضی از برنامه‌های تلویزیون مثل برنامه‌های شبکه‌ی افق می‌تواند مفید باشد ولی با انتخاب ما، و نه با انتخاب تلویزیون که همچنان بخواهیم برنامه‌ها و سریال‌های آن را دنبال کنیم! موفق باشید

20994
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: خسته نباشید. استاد بنده شنیدم که شما فرمودید ابتدای انقلاب آقای سروش درس مثنوی در صدا و سیما برگزار می کردند و بعد از چندی این درس تعطیل شد و علت تعطیلی این بوده است که امام گویا اینگونه فرموده بودند که ایشان تفسیرشان از مولوی عمیق نیست و فهمشان از مثنوی سطحی است آیا این صحت دارد و اگر اینگونه هست مدرک، دلیل و منبع این خبر کجاست؟ گرچه اگر امام هم نمی فرمودند ما می توانستیم به راحتی پی ببریم به این مطلب از آنجاییی که فهم مثنوی قلبی می خواهد که مثنوی را یافته باشد و اساسا آقای سروش را کاری با اشراقات و یافته ها نیست. ثانیا استاد شما باز در جایی در نوشته ها فرمودید آنچه را جناب آقای فردید در ابتدا از سروش فهمیدند که ایشان سواد فلسفی ندارند ما بعدها فهمیدیم می خواستم بدانم ادعای شما بر بی اطلاعی و بی سوادی این فرد چیست؟ زیرا شما فرمودید ایشان واقعا یک کلمه از فلسفه اسلامی نمی دانند. حتی از فلسفه ی غرب خوب این مدعای شما نیازمند دلیلی هم هست، دلیلتان بر این مطلب چیست و نظرتان راجع به حرکت جوهری ایشان چیست؟ چون کسانی که از مباحث ایشان استفاده می کنند صرف ادعا را پذیرا نیستند و دلیل و شاهد برای این مدعا می خواهند و شاید استناد دقیق بتواند گشایشی در روشن سازی شخصیت پیچیده ی این آقا باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خود بنده این موضوع را در سایت مرکز اسناد انقلاب دیدم که امام فرموده بودند این برنامه‌ی آقای دکتر سروش تعطیل شود. بد نیست در آن سایت، مطلب را دنبال کنید 2- دكتر فرديد در همان سال‏هاى اول انقلاب در همين رابطه مى‏ گويد: ... من پيام كوچكى به امام خمينى دارم، اين انقلاب را عبدالكريم سروش خراب مى‏ كند ...[1] ربط بين سخنان سروش و سوبژكتيويته و تقابل با حقيقت، در ابتداى انقلاب كار مشكلى بود، ممكن بود انسان در فضاى سوبژكتيويته از انقلاب اسلامى طرفدارى كند ولى با همان هدفى كه به كليسا رجوع مى‏ كند، اين نوع رجوع، رجوع پايدارى نيست چون مقصد و مقصود رجوع‏ كنندگان، رجوع به مجاز است و نه به حقيقت. به قول هايدگر: «هر جا سوبژكتيويته و ابژكتيويته باشد سخن از خدا نيست»[2] کافی است در این مورد نقدی که آیت اللّه صادق لاریجانی و آقای دکتر غفاری به ایشان داشته‌اند را مطالعه فرمایید و نقد آقای دکتر عبدالکریمی نسبت به رؤیای رسولان ایشان، هم خوب است نگاه شود  3- در شبی که بنده در منزل آقای میرزایی – معاون سیاسی استانداری اسبق همدان – دعوت داشتم و آقای سروش هم از سفر انگلستان برگشته بودند و در آن جلسه دعوت داشتند، آقای میرزایی فرمودند دکتر سروش گفت: سروش حرکت جوهری مُرد. در حالی‌که بنده در ابتدای انقلاب با بعضی از رفقا 7 روز به مدت 8 ساعت در روز با ایشان در رابطه با حرکت جوهری کار می‌کردیم و بعداً در جمع‌بندی متوجه شدم که ایشان طوری تحت تأثیر کانت می‌باشند که عملاً کارشان به سوبژکتیویته کشیده شد. بنده در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این رابطه عرایضی داشته‌ام. موفق باشید


[1] ( 1)- محمد مددپور، ديدار فرهى و فتوحات آخرالزمان، ص 168.

[2] ( 2)- سيد موسى ديباج، آراء و عقايد فرديد، ص 46. جمله‏ى فوق را دكتر فرديد از قول هايدگر نقل كرده است.

20954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده قبلا سوالی را در سایت مشاهده کردم که کاربری در مورد جناب دکتر باقری از خدمت شما سوال کرده بودند و شما ایشان را در زمینه تربیت اسلامی مورد تایید قرار داده بودید. در حال حاضر با دیدگاه تعدادی از شاگردان ایشان آشنا شدم که نقطه نظرات خود را به مبانی آقای دکتر باقری مستند می کنند و حتی در قالب گروه های تربیتی در اصفهان، شروع به کار برای کودک و نوجوان نموده اند. متاسفانه با توجه به آشنایی ای که با مباحث حضرتعالی دارم، دیدگاه این دوستان بزرگوار را شدیدا مقهور تفکر نظام سلطه و غیرمنطبق بر معارف ناب شیعی دیدم. موردی را مصداقا خدمت حضرتعالی می فرستم و از محضرتان استدعا می کنم، اگر چه مقداری از وقت شما گرفته می شود اما چون این قضیه را فتنه ای جدید علی الخصوص در شهر فرهنگی اصفهان می دانم، نظر صریح خود را قاطعانه بفرمایید تا برای عده زیادی از خانواده ها خصوصا خانواده های مذهبی فصل الخطاب و روشنگر راه باشد. چندی پیش گروه تربیتی ساقه که منتسب به ایشان است، کتابهایی را برای معرفی و فروش به یک نمایشگاه کتاب کودکانه در یکی از مدارس ابتدایی آورده بودند که تقریبا صددرصد کتب، ترجمه شده و دارای نویسنده و تصویرگر خارجی بود. متاسفانه تصاویر این کتب، دارای صحنه های نامناسب من جمله بدن های نیمه عریان خانم ها و ... بود و در خوش بینانه ترین حالت تداعی کننده سبک زندگی غربی در ذهن کودکان بود. در متن داستان ها انواع مختلف کلمات زشت و رکیک به کار رفته بود و باز مملو از آداب و رفتارهای خاص غربیها و در خوش بینانه ترین حالت، ایجاد کننده اخلاق سکولار در بچه ها بود. برای مثال در یکی از این داستان ها که با هدف رفع خجالت در کودک نوشته شده بود از ابتدا تا انتها شخصیت اصلی داستان به رقص تشویق می شد تا بر حس کم رویی خود غلبه کند. بعد از اعتراض تعدادی از خانواده های مذهبی جوابیه جناب دکتر مدنی فر از تهران به دوستان اصفهانی این بوده است: [Forwarded from محمدرضا مدنی فر] سلام: دغدغه های شما قابل تقدیر است. اما فکر می کنم در مفهوم تربیت تفاوت نظرهایی داریم. شما انسان را تا حدی شبیه دیگر موجودات عالم می بینید که معیار قضاوت در مورد خوبی یا بدی آنها وضعیت موجود آنها است نه چگونگی رسیدن به این وضعیت. بطور مثال عطری مه خوشبو است دیگر مهم نیست که چگونه و با چه فرایندی خوشبو شده مهم این است که بوی خوب می دهد. این در حالی است که برای آدمی مهم تر از این که چه هست این است که چگونه به این وضعیت رسیده؟ آگاهی و خواست و اراده او در رسیدن به این وضعیت چقدر دخیل بوده و خود این فرد چه نقشی در وضعیت خودش داشته است. (لیس للانسان الا ما سعی). آیا آنچه دارد ناشی از محیط است؟ آیا ورودی های او کنترل شده؟ انسان عامل است و بر خلاف دیگر اشیا باید وی را بر اساس عملی که انجام می دهد ارزش گذاری کرد. او ارزش ها و ضد ارزش ها را دریافت نمی کند بلکه "کسب" می کند (ما کانوا یکسبون)، "اتخاذ" (اتخذ الا ربه مابا) می کند. پس مهم تر از این که ورودی های انسان چه هستند این است که او در مقابل این ورودی ها چه واکنشی از خود نشان می دهد و چه مهارتی در حفظ خود دارد. کودکان هم از این قاعده کلی مستثنا نیستند فقط شدت موضوع متفاوت است و الا مسیر همان است. مهارت کسب از بیرون باید از همان ابتدا مورد توجه قرار گیرد. [Forwarded from محمدرضا مدنی فر] من منکر اهمیت دادن به ورودی ها نیستم. اما پرسش اصلی معطوف به میزان این توجه و نسبت آن با مهارت "کسب" از محیط است. خواه ناخواه وقتی به شکلی افراطی به کنترل ورودی ها توجه شود، سهم مهارت مواجهه با ورودی ها دچار تفریط می شود. من حساسیت هایی از نوع که مبادا ودک بفهمد که در جای دیگری از دنیا برای ابراز شادی و هیجان از رقص استفاده می شود را افراط در کنترل ورودی ها می دانم. خود رقص ذاتا ناپاک نیست بلکه در موقعیت های خاصی ناصواب است پس از آن جنس نیز که یک ورودی ذاتا آلوده محسوب شود. دوم این که در موقعیتی که در آن کتاب تصویر شده حرف از رقصیدن یک کودک بوده که اساسا در شرع حرام شمرده نشده. سوم این که کودک دبستانی قطعا با مفهوم رقص در گذشته آشنا شده و یا در آینده ای نزدیک مواجه می شود و والدین لازم است آن را برای او تبیین کنند. دقت کنید که آنچه در کتاب آمده چه بوده؟ به همین ترتیب در مورد واژه هایی مثل "خنگ". واقعا ما چه تصوری از کودکان خود داریم؟ کودکان در جمع های خصوصی خود حرفهایی به مراتب بدتر را با هم مبادله می کنند. تحریم کردن کودک از بیان این حرف ها فقط او را پنهان کار تر و جسور تر می کند. کودک را کنجکاوتر و حریص تر می کند. کودک دیر یا زود احساس می کند که از همسالان خود بی اطلاع تر بوده و منزوی است. همین احساس کمبود او را بر این می دارد که بسیار زیرکانه اطلاعات خود را از منابع دیگر کسب کند و این خود شروع مشکلاتی دیگر است. اتفاقا در چنین مسائلی نباید سخت گیری کرد و کودک را ایزوله کرد. فرض کنیم حالا کودک از سر شیطنت چند حرف زشت هم بزند. چه اهمیتی در مقابل دیگر آسیب های بزرگی دارد که در کمین او است؟ توجه به امور جزئی و کم اهمیت توجه ما را از موضوعات مهم تر منحرف می کند. خطراتی به مراتب مهم تر در کمین کودکان ما است و انرژی تربیتی خود و کودک را نباید صرف امور پیش پا افتاده کرد. و در انتها کلیه صحبتهایشان را مستند به مبانی دکتر باقری نموده و کتاب «تربیت دینی در قرن 21 ام» دکتر باقری را جهت مراجعه ارسال کرده اند که قسمتی از آن را در ایمیل بعدی خدمتتان ارسال می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با اولین کتاب ایشان که تحت عنوان «نگاهی دوباره به تعلیم و تربیت اسلامی» روبه‌رو شدم که مبتنی بر آیات و روایات بود؛ و بعد هم که در همان سال‌ها در چندین جلسه‌ی مناظره‌ی تلویزیونی شرکت کردند، نقصی در سخنان ایشان ندیدم. یک‌سال پیش هم یک سخنرانی در کانال‌شان گوش دادم، چیز منفی به نظرم نیامد. ولی با توجه به آن‌چه می‌فرمایید بیشتر حساس می‌شوم و صحبت‌های ایشان را دنبال می‌کنم. اگر مطلبی و یا نوشته‌ای هست که در این امر به بنده کمک کند، متشکر می‌شوم. موفق باشید

19937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: در مورد زمان ازدواج جوانان سئوال پرسیدم و حضرتعالی اشاره داشتید به روش حضرت امام خمینی (ره). بنده طی تحقیقات و مطالعاتی که داشتم، متوجه شدم که همسر مکرمه امام طی مصاحبه ای نقل کردند که امام فرموده من تا این سن یعنی حدود 27 سال کسی را نپسندیدم و بنا نداشته ام که از خمین زن بگیرم. استاد عزیز اما چند سئوال: 1. حضرتعالی نظر مبارک تان این است که امام عزیز به دلیل اینکه به مطالعات فکری و معرفتی شان آسیب نرساند، دیر ازدواج نمودند، اما با عنایت به خاطره مذکور آیا با فرمایش شما منافات ندارد؟ 2. استاد عزیز آیا شما فکر می کنید که ازدواج بهِ مطالعات فکری و معرفتی و مهم تر این که به سلوک عملی فرد آسیب می رساند؟ 3. استاد جان! با توجه به روایاتی از جمله این روایت که ازدواج نصف دین فرد را کامل می کند، آیا از این روایت نمی توان برداشت کرد، که ازدواج سبب می شود که حجاب های سالک برای روءیت حق تعالی گسسته می شود و سالک سریع تر به قرب الهی نائل می گردد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده مثال امام را زدم چون مرحوم علامه‌ی حلّی در کتاب «منیة المرید» که جهت طلاب تنظیم کرده است متذکر آن امر می‌شود که طلبه نباید زود ازدواج کند به جهت مشغله‌هایی که برایش پیش می‌آید، مگر آن‌که پیش نیاید و موضوع نصف دین‌بودنِ ازدواج در هر حال در جای خود ثابت است. موفق باشید

18381
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. چگونه می توان دردمند شد و در این درد مستقر ماند؟ درد محرومین، درد گرسنگان، درد مشکلات و مسائل فرهنگی، درد نجات بشریت و... مثلا در مورد گورخواب ها آیا باید هم ذات پنداری کرد و خود را در چنین موقعیتی گذاشت؟ پس سوال اول اینکه می خواهم انسان دردمندی باشم و نه آنکه درد را نقاشی و فقط به آن آگاه باشم بلکه به معنای واقعی می خواهم صاحب درد باشم. چطور؟ ۲. سوال دومم در مورد کرامت نفس است. چه راهکارهایی در جهت تقویت عزت و کرامت نفس وجود دارد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- دردمند واقعی کسی است که همچون پیامبران در این موارد متوجه باشد مشکلات بشر ریشه در ضعف ایمان و نقص توکل و عدم قناعت دارد. لذا است که اگر به گرسنه‌ای نان می‌دهد که باید بدهد، سعی می‌کند به او کشاورزی یاد دهد که چگونه گندم بکارد. و این با ایجاد روحیه‌ی ایمان و قناعت ممکن است و دردمندی آن است که سعی کنیم این نقیصه‌ها را برطرف کنیم تا طرف خود را از شهر و روستا آواره‌ی تهران و شهرهای بزرگ نکند 2- کسی که قیمت خود را دانست در مقابل دنیا به‌راحتی خود را خوار نمی‌کند. اميرمؤمنان على عليه السلام فرمودند: «انّه ليس لاَنفُسكم ثَمنٌ الاّ الجّنة فلاتَبيعوها الاّ بها» (نهج البلاغه، حکمت 456)
بدانيد كه جان شما هيچ بهايى جز بهشت ندارد پس آن را به كمتر از بهشت نفروشيد. و نیز می‌فرمایند: «و لبئس المتجر اَن تَرَى الدّنيا لنفسك ثمناً» (خطبه 32)  و چه تجارت زشتى است كه انسان دنيا را بهاى خويشتن بنگرد. موفق باشید  

18154

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: اگر امکان داره بفرمایید که جامعه که از نظر علامه حقیقت داره، چه نوع حقیقتی رو داره؟ حقیقت جامعه که مثل حقیقت انسان و درخت و گل و اینها نیست درسته؟ در کتاب جامعه در قرآن از آیة الله جوادی آملی، فرمودند که جامعه حقیقتی اعتباری داره. اگر نظر شما هم این هست امکان داره یه مقدار در این باره توضیح بدید. اگر از آثارتون جزوه یا کتابی در این مورد هست لطفا معرفی کنید. با تشکر از زحمات شما و با آرزوی سلامتی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی ذیل آیه‌ی 200 سوره‌ی آل‌عمران مفصلاً در این مورد بحث کرده‌اند و بنده نیز در جزوه‌ی «راز سقوط تمدن‌ها» عرایضی داشته‌ام. موفق باشید

16282
متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به کتاب «جنود عقل و جهل» کسی که دچار صفت رذیله سمعه است، یعنی در نیت صادق است ولی دوست دارد عبادت را به سمع دیگران برساند یا دیگران به سمع او برسانند (این صفت بسیار خطرناک و آزار دهنده است و اثر عبادات را نابود می کند و فرد مصداق «خسر الدنیا و الاخر می شود.» 1. برای رفع و ترک آن چه باید بکند؟ و به چه چیزی نظر داشته باشد؟ 2. لطفا برا رفع آن ذکر ماثوره بفرمایید؟ لطفا کمی شرح دهید. شاید سوال خیلی ها باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تجلی نور توحید است که قلب، توجه استقلالی به غیر حق را نفی می‌کند و نور توحید با عبادات شرعی حاصل می‌شود مشروط بر آن‌که رویکرد ما در عبادات، رویکرد اُنس با حضرت حق باشد. در این فضا تکرار آخرین فراز مناجات شعبانیه إن‌شاءاللّه مؤثر خواهد بود آن‌جایی که انسان اظهار می‌دارد: «الهی و الحقنی بنورک الأبهج ......». موفق باشید

13365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به اختلاف نظری که در خصوص وجود حضرت رقیه بنت الحسین علیه السلام هست می خواستم نظر حضرتعالی را در خصوص این موضوع بدانم. شما در بررسیهاتون به چه نتیجه ای رسیدید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد قبلاً در جواب سؤال10764 شده. موفق باشید

12197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سر آنکه نماز ها و به بیان دیگر روز عبادی را از نماز ظهر و عصر شروع می کنتد و به نماز صبح ختم می کنند چیست؟ و برای بهره گیری بیشتر از این سیر چه باید کرد؟ چون ما عادتا صبح را شروع روز می دانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روز شرعی از جهتی با غروب آفتابِ روز قبل شروع می‌شود. مثلاً ماه رجب از غروب آفتاب آخرین روز جمادی‌الآخر شروع می‌شود. اهمیت صلات وسطی به جهت آن است که انسان باید در حین روز خود را از کار بِکَند و به نماز بایستد. موفق باشید

نمایش چاپی