باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی است ولی از مباحث معرفت نفس غافل نشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه مرگ به معنای فنای همهی مخلوقات با تجلیِ نور واحدِ قهّار است به معنایِ ظهور مقام احدیتِ حضرت حق، که همهی مخلوقات از این جهت در نور احدیتِ او فانی هستند در عین آنکه باقی به حق میباشند. به همین جهت قرآن در جواب کسانی که میگویند آیا ما بعد از مرگ نابود میشویم؟ به پیامبر دستور میدهد که: «قُلْ يَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذي وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلي رَبِّکُمْ تُرْجَعُون»(سجده/11) بگو همهی شما را ملکالموتی را که بر شما گمارده شده است، تمام و کمال میگیرد و سپس به سوی پروردگارتان بر میگردید. لذا پس بحث بر گرفتن و برگشتن است و اینکه میفرماید به سوی پروردگارتان برمیگردید به همان معنای فنای در مقام احدیت است. و مرحلهی بعد از تجلی نور واحد قهّار، مرحلهی تجلی اسم اللّه است که با آن، «حشر» شروع میشود و هرکس در جایگاه خود قرار میگیرد. معنایِ مرگ ملکالموت در راستای تجلی کامل نور احدیت است تا هیچ موجودی با نحوهی بودنِ خود در میان نباشد، بلکه همه به «بودِ» حق موجود شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیماری، عدمِ ملکه است یعنی عدمی است که باید به جایش سلامتی باشد 2- آری! حضرت حق طهور مطلق است از آن جهت که خودْ عین پاکی و قدوسیت است و در ضمن، پاککنندهی گناهکاران نیز هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی آگاهی لازم نسبت به روزگار خود داشته باشیم به همان معنایی که در جواب سؤال 17702 عرض شد با آن آگاهی، انتخاب خود را انجام میدهیم 2- با نظر به خودآگاهی که نسبت به زمانهی خود داریم، اگر از یک طرف غربْ همهجا را گرفته، در عین آنکه در غروب خود قرار دارند، از طرفِ دیگر روحیهی گرایش به معنویت در حال طلوع بیشتر است. میتوانیم با همین نگاه، سراغ کسی برویم که بنا است با او ازدواج کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بحث را با «وجود» به میان آوریم در مقابل آن جز عدم نمیماند و از این جهت، «وجود» است که همواره در صحنه است و نه «عدم». در این دستگاه است که میگوییم آنچه غیر از «وجود» میشناسیم، چیزی جز همان «وجود» نیست با تعینات مختلف که به آنها «ماهیات» گویند به آن معنا که «ماهیات» حدّ وجودند و لذا تنهایِ تنها آنچه هست، «وجود» است و نه ماهیت اصالت مییابد و نه چیزی که بین ماهیت و وجود باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً در روحِ خراباتی، غلبه با احساسات قلبی است و بیشتر اسمِ «جمال» در صحنه است و روحِ مناجاتی بیشتر با اسم «جلال» مأنوس است. در عین حال به گفتهی شیخ شبستری: «تجلی، گه جمال و گه جلال است / رخ و زلف، آن معانی را مثال است». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری«رحمةاللّهعلیه» در «منازلالسائرین» میفرماید: سالک در ابتدای منازل باید با نظر به گناهان خود، باب «توبه» را باز کند. ولی در منازلِ بعدی، نباید با یادآوریِ گناهان، صفای بین خود و حضرت حق را مکدّر نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد حضرت استاد با نظر به واقعهی افک که در مسیر جنگ تبوک، جناب عایشه مدتی گم شد و منافقان تهمت خلاف به او زدند؛ نظر دارند و این غیر از حرکاتی است که او بعداً در جنگ جمل در مقابل امیرالمؤمنین«علیهالسلام» انجام داد و یا مانع دفن بدن مبارک حضرت امام حسن«علیهالسلام» در کنار جدّشان شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جایگاه تاریخی بسیج و سپاه، جایگاه مقابلهی ایمان و کفر است و نباید بین آن دو تفکیک کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم یادم نیست. ولی کتاب «مدرنیته و توهّم» را نگاه کنید نکاتی دارد. کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی» از نیلپستمن نیز مفید است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرد مذکور را نمیشناسم ولی روشهای امثال آقای کریشنامورتی و یا آقای مصفا را در تخلیهی ذهن مفید میدانم از آن جهت که بعد از مدتی به اهمیت دستورات دینی در رفع تعلق به دنیا برایمان روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صغیرهبودنِ یک گناه بیشتر در نسبت به خود انسان با آن گناه شکل میگیرد. مثل آن کسی که از سر غلوّ خبری را بیش از حدّ بزرگ کند. نباید بگوییم ایشان دروغ گفته و دروغ گناه کبیره است. بسیاری از سهلانگاریهای انسان ها گناه صغیره است مثل سر وقت به وعده نیامدن، نباید بگوییم این یک نوع تضییع حق است و کبیره محسوب میشود، باید موضوع را نسبت به طرفی که آن را انجام میدهد بررسی کرد که آیا مستقیماً اراده کرده حقِ رفیق خود را تضییع کند یا تنها یک سهلانگاری کرده؟! در مورد خودمان باید سختگیری کنیم، ولی در مورد بقیه باید حمل بر صحت کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:همان طور که در جواب شماره 11881 عرض شد ما باید در هر زمانی به بهانههای مختلف جامعه را به سوی تفکری دعوت کنیم که اقتضای تاریخی است که در آن زندگی میکنند و از این طریق میتوان به شکل حضوری در ذیل ارادهی الهی قرار گرفت. آیا در این کار موفق هستیم یا نه؟! موفق باشید
