باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه منوّر به محبت به حضرت امام شدهاید را غنیمت بشمارید. ولی فراموش نکنید که مقام معظم رهبری در راهی که حضرت امام گشودند، آغازی را شکل دادند که آن دفعِ خطر انحراف انقلاب اسلامی بود. اگر سعهی صدر و آزادمنشیِ رهبری انقلاب نبود، انقلاب اسلامی یا بهدست متحجرانِ تنگنظر از بین میرفت و یا گرفتار روشنفکران سکولار میشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل کار طلبگی باید ممحضشدن به دروس رسمی حوزوی باشد بهخصوص تا مطالعهی رسائل و مکاسب. و در دلِ همین نوع زندگی است که الطاف الهی سراغ طلبه میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به یک معنا عموماً شاعران در عسرتاند زیرا بیشتر زمانهها ظرفیت درک اشارات آنها را ندارند. لذا شاعر به زبان شعر که دارای جامعیت لازم است سخن میگوید و تنها شاعرانی میتوانند چنین کار مهمی را انجام دهند که با خلوص لازم، نیوشایِ اشارات روح زمانهی خود شده باشند که مرحوم سبزواری با خلوصی که در عهد خود نسبت به انقلاب اسلامی ایجاد کرد، فضای عطرآگین اشارات روحِ تاریخ انقلاب اسلامی را به مشام مستمعین خود رساند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هر دو وجه میتواند درست باشد. ولی اگر انسانها آنچه در اختیار دارند را درست بهکار گیرند، از رزقِ مقسوم محروم نمیشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤالهای شمارهی 10958 و 12594 عرض شده، واقعاً نمیتوانم که حقایق عالم را به صورت گزینشی و موضوعی بنگرم. زیرا لازمهی این کار، نظر به کثرت است در وحدت، که توان بنده در این حدّ نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بگذارید خودش انتخاب کند تأکید شما آن باشد که در هرجا که میخواهد باشد از معارف الهی غافل نگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا خود را بهدست روایاتی مثل توصیهی حضرت صادق«علیهالسلام» به عبداللّه بن جُنْدب نمیدهید. بنده هم در مورد آن روایت عرایضی داشتهام. مدتی طولانی خودتان را به دست آن روایت بدهید. گفت: «چونکه عاشقْ اوست، تو خاموش باش/ او چو گوشَت میکشد تو گوش باش». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که در سؤالات مذکور عرض شد اصلِ تذکرات جناب استاد پناهیان چیزی نیست که کسی منکر باشد؛ منتهی دو نکته را نباید فراموش کرد: یکی اینکه در هر حال، انسانِ مؤمن باید کفاف در زندگی را از دست ندهد و گرفتار ریخت و پاشها به بهانهی ثروتمندی نشود. دیگر آنکه اگر کسی متوجه شد استعدادهایش را میتواند در امور فکری و فرهنگی بالا ببرد و رشد دهد، باید مواظب باشد آن استعداد را صرف ثروتمندیِ خود حتی برای کمک به بقیه نکند. جناب صدرالمتألهین در گِلهای که به جناب شیخالرئیس ابن سینا دارد میفرماید شمائی که اینهمه استعداد در ارائهی معارف و درکِ عمیق آنها داشتی، چرا وقت خود را صرف طبابتهایی کردی که سایر افراد و اطباء میتوانستند آن را انجام دهند؟ آری! بعضیها استعداد پولدرآوردنشان خوب است میتوانند با قصد خیر به آن امور بپردازند، ولی طوری سخن گفته نشود که امثال استاد پناهیانِ کشور هم به کار تجارت بپردازند و جامعه از استاد پناهیانی که با کار فرهنگی خدمات بزرگی انجام میدهند، محروم شود. آری! قضیهی ائمه «علیهمالسلام» که علم لدنّی دارند و شرایط کسب ثروت در آن موقعیتِ اقتصادی، مانعِ شخصیت فرهنگی و سلوکِ عبادیشان نمیشود، جداست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه انسان وسعتی بیابد و خود را تا ابدیت احساس کند، احساسی بس مبارک و ارزشمند است. ولی با اینهمه باید با دوستان و خانواده رابطهی عادی خود را حفظ کنید. باید آنها را رعایت کرد و انتظار زیاد از آنها نداشت. به این روایت فکر کنید که مولایمان علی «علیهالسلام» در حکمت ۳۳۳ در تعریف مؤمن فرمودند: الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ- أَوْسَعُ شَیْءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَیْءٍ نَفْساً- یَکْرَهُ الرِّفْعَهَ وَ یَشْنَأُ السُّمْعَهَ- طَوِیلٌ غَمُّهُ بَعِیدٌ هَمُّهُ- کَثِیرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ- شَکُورٌ صَبُورٌ- مَغْمُورٌ بِفِکْرَتِهِ ضَنِینٌ بِخَلَّتِهِ- سَهْلُ الْخَلِیقَهِ لَیِّنُ الْعَرِیکَهِ- نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ- وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ« شادمانى مؤمن در چهره و غم وى در دل است، سعه صدرش از هر چیز بیشتر، و نفسش از هر چیز خوارتر است، از گردنفرازى بیزار است و خودنمایى را دشمن مى دارد. غمش طولانى، همتّش والا، خاموشى اش بسیار، و تمام وقتش مشغول است سپاسگزار، و بسى بردبار و در اندیشه فرو رفته است، در دوستى با دیگران امساک مى ورزد، خلق و خویش نرم و طبعش رام است. اراده اش از سنگ سخت محکمتر است با این که از برده اى متواضع تر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میبینید که ما مجبوریم راهِ بعد از دفاع مقدس را بازخوانی کنیم، آن راه را ادامه ندادیم. احساس تاریخی که در آن بودیم را با مادهی مخدّرِ دولت سازندگی و با شعار توسعه از دست دادیم. احساس تاریخی عجیب دیر در دسترس است. میگویید که بنده امثال جنابعالی را ببینم! اتفاقاً همیشه در منظر من امثال شما هستند که از یک طرف بنیادِ تاریخی خود را حس میکنند و میفهمند گمگشتهی آنها در عمقِ افق زندگیشان در حالِ سوسوزدن و دعوت به آن دوردستهاست، ولی به درمانِ خود که آزادشدن از تخته سنگی است که پیکر آنها را در بر گرفته است؛ نمیاندیشند. هنرمند مجسمهسازی نیاز است تا از دل این تختهسنگ پیکری را به ظهور آورد و آن پیکر، در این تاریخ با «مداد العلماء» که افضل از دماء شهداست، تراشیده میشود. پیکر سیرهی علمی و عملی شهدایی که ماورای الفاظ کهنه و مرده، کردند آنچه کردند و نگفته گفتند آنچه باید میگفتند. تاریخِ ما از این به بعد، یا تاریخ شهداست که زندگانی هستند بس آرام و یا تاریخ مردههایی هستند پر از ادعا.
مقدمهی کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی» و آن چند جلسه شرح آن مقدمه، انعکاس شخصیت گمشدهی جناب سلمانی است که میداند حالا بدون محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» و با حضور سقیفه چه کند که همهچیز گم نشود. حرفهایی در جواب سؤال 19710 داشتم. باید در جستجوی تاریخی بود که نه گذشته است و نه بهخوبی ظهور کرده است. مثل فرزندی است که هنوز در دورهی جنینی بهسر میبرد. به امید روزی که متولد شود، ولی هیچ تولدی بهراحتی صورت نمیگیرد، بهخصوص تولد تاریخی که در پیش داریم و انقلاب اسلامی بدان اشاره دارد.
چگونه میتوان نگهبانان انقلاب اسلامی بود وقتی آن را حقیقت وجودی دوران بدانیم، جز با گوشسپردن به آن از طریق وجود خود و به زبانآوردن تعلق خاطری که به آن داریم و باید بار سنگین این مسئولیت را به دوش بگیریم. زیرا همانطور که انسانها واجد ناخودآگاه فردی هستند، ناخودآگاه جمعی هم دارا هستند که در ناخودآگاه جمعی همهی افرادِ قوم شریکاند، این خودآگاهی فراتر از زمان و مکان، انسانها را در بر میگیرد، در حالیکه هنوز نمیدانند به چهچیزی رسیدهاند.[1] حقیقت به صورت رخداد در تاریخ ظهور میکند و معرفتی خاصی را به انسانها متذکر میشود، مثل حضور در مرغزاری خوش منظره، مثل پرتو روشنایی در دل تاریکی. رخداد تاریخی، یک نوع آشکارشدن است و نه مثل فهمیدنهای معمولی. انسان در آن واقع میشود و اگر نسبت به آن خودآگاهی پیدا کند میتواند از آن تغذیه کند و با آن هماهنگ گردد، در آن صورت به داخل آن رخداد کشیده میشود و در آن صورت امری معنادار، اعتبار و مرجعیت خود را بر آن فرد یا ملت حاکم میگرداند و به آن ملت خطاب میکند و آن ملت آن معنا را از خود میکند و حاضر میشود با آن زندگی کند و به آن آری بگوید.
ما در انقلاب اسلامی در داخل رخداد حقیقت این دوران قرار گرفتهایم قبل از آنکه فکر کنیم چگونه باید به آن باور داشته باشیم. پیشفهمهایی است در امری معنادار و معنوی که در سنت رخ مینمایاند و در افق درونی انسانها عالَمی را به آنها عطا میکند و انسانها در آن عالم از خود فهمی پیدا میکنند و وظیفهی ما جهت تفسیر این رخداد توجه به پشت صحنهی آن است تا انسانها بیرون از فرهنگ مدرنیته، فهم تازهای از خود پیدا کنند و وارد تاریخی اثرگذار شوند.
خوب است سری به جواب سؤالهای شمارهی 19725 و 19710 بزنید. موفق باشید
[1] - قرآن در رابطه با آگاهی تاریخی که سپس به خودآگاهی تبدیل میشود، میفرماید: «قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا»(آلعمران/84) نمیفرماید «ما اُنْزِلَ عَلیّ» که تنها شامل پیامبر (ص) شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین دنیایی برای آنکه روحاً گرفتار چنگالهای فرهنگ غربی نشویم، به گفتهی هایدگر باید عالمی را برای خود شکل دهیم که بنده در این راستا، کتاب «عالَم انسان دینی» را پیشنهاد میکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول خودتان سخن همان است که حضرت حق فرمودند که: «ولا تقنطوا من رحمة اللّه» همچنان مسیری را که خداوند در مقابل شما گشوده داشته است، ادامه دهید. إنشاءاللّه گشایشهای بعدی پیش خواهد آمد. قبل از نماز صبح نافلهی صبح را فراموش نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! جهان عاشقی جهانی است که انسان نه از ترس جهنم خدا را میپرستد و نه از طمع بهشت 2- در روایت داریم که در هنگام سپیدهدم، هم فرشتگان شب هنوز نرفتهاند و در صحنهاند، و هم فرشتگان روز به صحنه آمدهاند 3- میفرماید عبودیت حضرت حق آنچنان انسان را رشد میدهد که با ارادههای حضرت الهی، امور را جلو میبرد و لذا در عمق عبودیت، ربوبیت نهفته است 4- در نکتهی دهم «ده نکته از معرفت نفس» موضوع روح را می توانید دنبال کنید 5- سعی بفرمایید با مطالعهی کتابها به تفکری برسید که خود به خود این نوع سؤالها برایتان حل بشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صاحب اصلی مقام ولایت و نبوت، رسول خدا و علی مرتضی«علیماالسلام» هستند و حتی انبیاء، مقام ولایت و نبوت خود را از خزینهی نبوت و ولایت آن دو بزرگوار دارند. عنایت داشته باشید نفس ناطقهی آن دو که از مادرشان شروع شده است، مظهر کامل حقیقتِ ولایت و نبوت است. مفصلِ این بحث را محیالدین با دلایل بسیار خوبی در فصوص مطرح کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی پدیدهها حجاب حقیقتاند و نه مظهر حقیقت، و در همین رابطه به ما گفته میشود به نامحرم نگاه نکنید. فرهنگ غرب از آن جهت که نفیِ عالَم قدس میکند، حجابِ حق است و نسبت انسان را با خدا بههم میزند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شمارهی 7962 نظری بیندازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا میشود باید از این امور اجتناب کرد ولی نه آنچنان که کودک شما از سایر همسالانش جدا باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که میفرمایید و در جواب 12471 عرض شد.
