بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19206
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیزم: استاد من امام خمینی (ره) را عجیب دوست دارم و میدونم که معرفت خاصی نسبت به ایشون ندارم. اما قلبا می فهمم که امام راه بزرگی را جلوی پای انسانیت قرار داده، اما همچین حسی را نسبت به آقای خامنه ای ندارم و نمیدونم که ناشی از حرفای مسمومیه که می شنوم یا اینکه کاری که امام کردن را ایشون نمیکنن. ممنون میشم راهنمایی بفرمائید و کتابی در راستای این موضوع معرفی کنید. خدا شما رو حفظ کنه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که منوّر به محبت به حضرت امام شده‌اید را غنیمت بشمارید. ولی فراموش نکنید که مقام معظم رهبری در راهی که حضرت امام گشودند، آغازی را شکل دادند که آن دفعِ خطر انحراف انقلاب اسلامی بود. اگر سعه‌ی صدر و آزادمنشیِ رهبری انقلاب نبود، انقلاب اسلامی یا به‌دست متحجرانِ تنگ‌نظر از بین می‌رفت و یا گرفتار روشنفکران سکولار می‌شد. موفق باشید 

17731

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد در رابطه با سوال 17726 آخر یک طلبه دنبال یک کاری به غیر همین کار طلبگی برود یا نه محکم درس خودش را بخواند. آیت الله جوادی می گویند در ایام طلبگی مثلا چنین انفاق هایی برایم رخ داده یا مثلا آیت الله حسن زاده همچنین گفته هایی دارند. بنده به عنوان یک طلبه قبول دارم که خوب باید درس خواند ولی همینطور خشک و خالی هم که نمی شود. لطفا راهنمایی کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل کار طلبگی باید ممحض‌شدن به دروس رسمی حوزوی باشد به‌خصوص تا مطالعه‌ی رسائل و مکاسب. و در دلِ همین نوع زندگی است که الطاف الهی سراغ طلبه می‌آید. موفق باشید

16466
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. آیا در عصر حاضر نیز شعرای عرفانی و روحانی چون (مولوی، حافظ، عطار، جامی و.....) هستند؟ شاعرانی که به مقام فنای ذاتی رسیده باشند و گزارش رویت بدهند؟ 2. آیا این زمانه، زمانه شعرای عرفانی و روحانی هست یا زمانه عوض شده و شاعران با رویکرد و نظر دیگر در صحنه هستند؟ (شعرای این تاریخ در عسرت هستند یا نه؟)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به یک معنا عموماً شاعران در عسرت‌اند زیرا بیشتر زمانه‌ها ظرفیت درک اشارات آن‌ها را ندارند. لذا شاعر به زبان شعر که دارای جامعیت لازم است سخن می‌گوید و تنها شاعرانی می‌توانند چنین کار مهمی را انجام دهند که با خلوص لازم، نیوشایِ اشارات روح زمانه‌ی خود شده باشند که مرحوم سبزواری با خلوصی که در عهد خود نسبت به انقلاب اسلامی ایجاد کرد، فضای عطرآگین اشارات روحِ تاریخ انقلاب اسلامی را به مشام مستمعین خود رساند. موفق باشید

16097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آيا اينكه بسياری از جوانان بيكارند يا در سن ازدواجند اما عزب هستند يا اينكه بسياري از مردم خانه از خود ندارند، اين به دليل اين است كه رزقشان همين مقدار است يا اينكه رزقشان بيش از اينهاست اما مانند كودكان آفريقائي غارت مي شود؟ اگر دليلش چيز ديگريست بگوئيد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هر دو وجه می‌تواند درست باشد. ولی اگر انسان‌ها آن‌چه در اختیار دارند را درست به‌کار گیرند، از رزقِ مقسوم محروم نمی‌شوند. موفق باشید

15300
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: بنده تازه با سایت شما آشنا شده ام و از نوع نگاه شما به مسائل خوشحال شدم. بنده دانشجوی دکترای کلام گرایش شیعه شناسی هستم با توجه به اینکه شما نیز در مباحث مختلف مطالعه و تحقیق داشته اید بر آن شدم که از شما طلب درخواست موضوع پایان نامه کنم البته می دانم این درخواست را نباید از شما داشته باشم ولی نوع دیدگاه بنده خیلی شباهت به دیدگاه شما در همه مسائل دارد. با تشکر از شما
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال‌های شماره‌ی 10958 و 12594 عرض شده، واقعاً نمی‌توانم که حقایق عالم را به صورت گزینشی و موضوعی بنگرم. زیرا لازمه‌ی این کار، نظر به کثرت است در وحدت، که توان بنده در این حدّ نیست. موفق باشید   

11981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جناب آقای طاهر زاده دختر من می خواهد در دانشگاه پزشکی بخواند و با توجه به اینکه در دبیرستان تیزهوشان درس می خواند و دارای توانایی خوبی است اما بنده با توجه به نقش زن در خانواده در تردیدم که انتخاب درستی کرده باشد و راغبم به حوزه علمیه برود برای کسب علوم دینی و شناخت بهتر خودش و اینکه در آینده وقت بیشتری برای تربیت فرزندانش داشته باشد و باید در این زمینه متقاعدش کنم اول از همه نمی دانم کارم درسته یا نه و در ثانی با توجه به اینکه ما از وضع مالی خوبی برخوردار نیستیم نگرانم آینده اش را خراب کنم. البته در همین شراط اگر خودش حوزه را انتخواب کرده بود قضیه فرق می کرد. راستش می ترسم حوزه آن چیزی را که مد نظر من هست به او ندهد و از اینجا مانده و از آنجا رانده شود!دوست دارم دخترم را طوری راهنمایی کنم که تحت امر خدا باشد ولی خودم نمی توانم تشخیص درست بدهم. لطفا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بگذارید خودش انتخاب کند تأکید شما آن باشد که در هرجا که می‌خواهد باشد از معارف الهی غافل نگردد. موفق باشید

11490
متن پرسش
سلام استاد: تغییر کردن خیلی سخته. کتابهاتون رو میخونیم. هیأت میریم. دعا و مناجات میخونیم. به رهبری عشق می ورزیم. با همه اینها وجودمون پر از صفات رذیله است. استاد خیلی رنج میبرم از صفات رذیله. مثلا فلان صفت زشت رو که چند سال پیش داشتم هنوز دارم و بهتر نشدم. چیکار کنیم استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا خود را به‌دست روایاتی مثل توصیه‌ی حضرت صادق«علیه‌السلام» به عبداللّه بن جُنْدب نمی‌دهید. بنده هم در مورد آن روایت عرایضی داشته‌ام. مدتی طولانی خودتان را به دست آن روایت بدهید. گفت: «چون‌که عاشقْ اوست، تو خاموش باش/ او چو گوشَت می‌کشد تو گوش باش». موفق باشید

9331
متن پرسش
سلام علیکم: امام صادق علیه السلام میفرمایند: «در مورد رؤیا فکر کن که چگونه خداوند در مورد آن تدبیر به کار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آمیخته، اگر همه رؤیاها راست بود، مردم همه پیامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤیا فایدهای نبود.» خواستم بپرسم، مگر بد است مردم همه پیامبر باشند؟ یعنی منظور حضرت این است که اگر خواب های حقیقی در جلوه فرقی برای افراد با طهارت و بی طهارت نداشته باشد، جایگاه پیامبران معلوم نمیشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در این روایت می‌خواهند ما را متوجه خصوصیات رؤیا بکنند که نمی‌توان به طور کامل به آن اطمینان پیدا کرد. موفق باشید
8729

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام فراوان دانشجوی تاریخ اسلام هستم برای دوره ی کارشناسی یک پروژه علمی تحقیقاتی 4 واحدی برای ما در نظر گرفته اند که باید انجام دهیم برای موضوع آن از شما راهنمایی میخواستم که چند موضوع را که ضروری و مفید میدانید معرفی کنید و اگر منبع مفید یا راهنمایی و نکته خاصی را لازم میدانید بهره مندمان کنید. استاد ببخشید دوباره میپرسم آیا امکان هست حضوری با شما صحبت کنم؟ با سپاس فراوان و همیشگی و آرزوی سرشاری و بهره وری روزافزو نتان
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده در مورد موضوعات پایان‌نامه زمانی هم که در دانشگاه تدریس می‌کردم، هیچ آمادگی فکری نداشتم و تنها از طریق همین سایت می‌توانم در خدمت سؤالات رفقا باشم و از ملاقات حضوری معذور هستم. موفق باشید
8028
متن پرسش
سلام علیکم . استاد در صفحه 45 کتاب انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی فرموده بودید که نفس نباتی و نفس حیوانی پس از مرگ از بین میرود و تنها چیزی که می ماند نفس انسانی است . ولی استاد عده ای از افراد که از این دنیا رحلت میکنند نفس حیوانی آنها یعنی همان غضب و شهوت هم با آنهاست و نتوانستند از این نفوس حیوانی فارغ شوند . پس چگونه با توجه به گفته ی شما پس از مرگ اشان نفس حیوانی اشان از بین میرود .
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: انسان‌ها در هر شرایطی که در دنیا باشند – اعم از آن‌که نفس آن‌ها در نباتی‌بودن متوقف شده باشد یا در حیوانیت و یا انسانیت – چون این نوع شخصیت حاصل اراده‌های آن‌ها است، در قیامت باقی هستند. ولی گیاهان و حیوانات چون اراده‌های خاصی ندارند به صورت خاص در قیامت باقی نیستند، بلکه به صورت کلّی باقی‌اند. موفق باشید
24797
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: اخیرا سخنرانی هایی از استاد پناهیان با موضوع خلق ثروت توسط نیرو های مومن آورده شده است که اهم جملات ایشان را بصورت متن برایتان تایپ نموده ام و همچنین لینک نمایش ویدئو های این سخنرانی ها را در آخر همین نوشته قرار داده ام. لطفی در حق ما شاگردان خود بنمایید و با استناد بر فرمایشات ایشان و هم چنین فرمایشات خودتان در کتاب جایگاه رزق در عالم هستی راهنمایی بفرمایید که اگر یک انسان مومن در این زمانه هدف زندگی دنیایی خودش را ثروت مند شدن و خلق ثروت در جهت کسب رضای خداوند قرار دهد تا چقدر هدف صحیحی است؟ نکند در دنیای پس از مرگ باعث بشود عقب بمانیم و حسرت بخوریم که چرا ارده مان مصروف بر تولید ثروت شد؟ جملات کلیدی استاد پناهیان با موضوع ضرورت ثروت سازی: ۱. تو باید به استقبال بعضی از مسائل بروی که به ظن تو فساد انگیز است نه آنکه صورت مسئله را پاک کنی. ۲. این مسئله ها را باید برای خودت ایجاد کنی و اگر مردی بایستی و آنجا دین داری کنی (مثل پول در آوردن) ۳. حتما بچه مذهبی ها باید عرضه داشته باشند پول در بیاورند. ۴. کسی که ادعا دارد ما بچه ی خوبی هستیم ولی وقتی از او پرسیده می شود که کاسبی می کنی می گوید: کاسبی نمی کنم در درجه اول از چشم پیغمبر افتاده است و دوما روی هیچ چیزش نمی اتوان حساب کرد. ۵. در حدیث است که اگر پیامبر به شخصی نگاه می کردند و از خوبی او تعجب می کردند می پرسیدند که شغل و حرفه ی او چیست و اگر می گفتند که شغل و حرفه ایی ندارد می فرمودند که از چشم من افتاد (جامع الاخبار ص 139) ۶. طلحه و زبیر می گفتند که حضرت علی پول ندارد که خلیفه شود، حضرت به عاملینشان دستور می دهند که پول های من را که دستان هست و دارید بوسیله ی این پول ها کار می کنید را بیاورید، تپه ایی از پول نقد جمع آوری گردید سپس طلحه و زبیر را خبر نمودند و خطاب به آنها فرمودند: اینها فقط پول های نقد عاملان من در مدینه و اطراف مدینه است املاک و چاه ها و زمین های کشاورزیم را نیاورده ام. ۷. حصرت علی پول هایی که در می آورد زمین ها و چاه هایی که داشت به اندازه ی نیازش بود یا فراتر از نیازش؟ ۸. پس به اندازه ی نیازت پول در نیاوری ها!! ۹. می ترسی که خراب شوی؟ تو بدون پول هم خراب می شوی تو همین الان هم خرابی. ۱۰. اگر به تو اخلاق قناعت را آموخته اند ولی این حدیث از امام صادق را برای تو نخوانده اند که خیری نیست در کسی که دوست ندارد پولش را اضافه کند. (کافی ج 5 ص72) این دین انفعالی است و برای جامعه ضرر دارد. ۱۱. در حدیث است که بقا جامعه به آن است که پول در دست کسانی باشد که حق را می شناسند و یکی از عوامل نابودی اسلانم و جامعه ی اسلامی در آن است که پول در دست کسانی باشد که حق را نمی شناشند (کافی ج5ص25) پولدار ها کسانی باشند که نفهمند پول را باید کجا خرج کنند. ۱۲. حزب الهی که بی پولی اش به علت بی عرضگیش باشد این را نباید بگذارد به پای زهدش!!باید برود تلاش بکند اگر پولدار شد خدا داده است و اگر نتوانست پولدار شود خدا نداده است ای جانم به این فقر. ۱۳. بسیجی ها چرا جهاد به مال رو فرهنگ سازی نمی کنند؟ چرا نمی روند کارخانه و باغ بزنند که پول در بیاورند؟ ۱۴. ببخشید که در کنار نماز همیشه توصیه به ذکات شده است!!! تو پول نداری ذکات بدی. ۱۵. در آخر الزمان مردم برای حفظ دینشان نیاز به پول دارند. (کنز الاعمال ص 238ج3) ۱۶. پایان تاریخ و غلبه ی مستضعفین بر مستکبرین و ظهور حضرت حجت خلق الساعه نمی شود بلکه باید مدیریت صالح برای ثروت و قدرت بوجود بیاید پس باید برای ثروت و قدرت آماده بود. لینک سخنرانی ها: ۱. بیش از حد نیازت پول در بیاور (https://www.aparat.com/v/4SiEM) ۲. ضرورت ثروت سازی برای تشکیل حکومت جهانی (https://www.aparat.com/v/cN9pe) شماره ی سوالات مرتبط با این موضوع در سایت: ۲۴۱۴۴ ۲۴۵۸۱ ۲۴۱۶۰
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که در سؤالات مذکور عرض شد اصلِ تذکرات جناب استاد پناهیان چیزی نیست که کسی منکر باشد؛ منتهی دو نکته را نباید فراموش کرد: یکی این‌که در هر حال، انسانِ مؤمن باید کفاف در زندگی را از دست ندهد و گرفتار ریخت و پاش‌ها به بهانه‌ی ثروتمندی نشود. دیگر آن‌که اگر کسی متوجه شد استعدادهایش را می‌تواند در امور فکری و فرهنگی بالا ببرد و رشد دهد، باید مواظب باشد آن استعداد را صرف ثروتمندیِ خود حتی برای کمک به بقیه نکند. جناب صدرالمتألهین در گِله‌ای که به جناب شیخ‌الرئیس ابن سینا دارد می‌فرماید شمائی که این‌همه استعداد در ارائه‌ی معارف و درکِ عمیق آن‌ها داشتی، چرا وقت خود را صرف طبابت‌هایی کردی که سایر افراد و اطباء می‌توانستند آن را انجام دهند؟ آری! بعضی‌ها استعداد پول‌درآوردن‌شان خوب است می‌توانند با قصد خیر به آن امور بپردازند، ولی طوری سخن گفته نشود که امثال استاد پناهیانِ کشور هم به کار تجارت بپردازند و جامعه از استاد پناهیانی که با کار فرهنگی خدمات بزرگی انجام می‌دهند، محروم شود. آری! قضیه‌ی ائمه «علیهم‌السلام» که علم لدنّی دارند و شرایط کسب ثروت در آن موقعیتِ اقتصادی، مانعِ شخصیت فرهنگی و سلوکِ عبادی‌شان نمی‌شود، جداست. موفق باشید 

23018
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ممنون از اینکه هستید خدا رو صد هزار مرتبه شکر. من خیلی علاقه به مباحث شما داشتم و بعد از انتخاب رشته برق توفیق آشنایی با شما رو پیدا کردم بعد از مطالعه بعضی از مباحث علاقمند به تغییر رشته به روحانیت شدم ولی انگار که حسی می‌گفت که علومی که از شما مطرح می‌شد این نیست که مختص روحانیت باشد و می شود آن را در اعماق قلب با همین مباحث تا بی کران ها اوج گرفت، بعد از مطالعه انسان و انتخاب برتر و معرفت النفس و حقیقت نوری اهل البیت و برهان صدیقین و حرکت جوهری و مباحث ذیل شخصیت امام خمینی و مکارم اخلاق و برخی جزوات و نهج البلاغه که انگار که همه ی عالم و راه هایش نهج البلاغه است، استاد عزیز دچار احساسی شده ام که خیلی از علایقم برای زندگی مثلاً رویاهایی که برای کار و خرید و ماشین و بسیاری چیزها داشتم تاثیر گذاشته، مثلاً مدام فکر می کنم که مرگ با من است ولی نه مرگی که از آن بترسم؛ احساس می کنم اگر این حس زیادتر بشود اطرافیانم رنج می‌برند و ببخشید حتی باعث شده مقایسه ای درون خودم نسبت به حتی دوستان مومنم بکنم که چرا اینگونه عمل می کنند، ببخشید بطوری این خندیدنها و بازی های دنیایی، سینما، پارک و... خییلی از اینها برایم جذابیت ندارد که مثل بعضی از دوستانم سر و جان برایش بشکنم ولی از این احساس نگرانم که نکند باعث دوری از دوستان و قطع رابطه بشود. شبها موقع خواب یک حسی می‌گوید دیگر امشب می میرم و یا موقع نماز، غذا خوردن می‌گویم طوری عمل کن که صحیح باشد و این آخرین زمان های زنده بودنته. ببخشید خیلی پرحرفی کردم حلال کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که انسان وسعتی بیابد و خود را تا ابدیت احساس کند، احساسی بس مبارک و ارزشمند است. ولی با این‌همه باید با دوستان و خانواده رابطه‌ی عادی خود را حفظ کنید. باید آن‌ها را رعایت کرد و انتظار زیاد از آن‌ها نداشت. به این روایت فکر کنید که مولایمان علی «علیه‌السلام» در حکمت ۳۳۳ در تعریف مؤمن فرمودند: الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ- أَوْسَعُ شَیْ‏ءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَیْ‏ءٍ نَفْساً- یَکْرَهُ الرِّفْعَهَ وَ یَشْنَأُ السُّمْعَهَ- طَوِیلٌ غَمُّهُ بَعِیدٌ هَمُّهُ- کَثِیرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ- شَکُورٌ صَبُورٌ- مَغْمُورٌ بِفِکْرَتِهِ ضَنِینٌ بِخَلَّتِهِ- سَهْلُ الْخَلِیقَهِ لَیِّنُ الْعَرِیکَهِ- نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ- وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ« شادمانى مؤمن در چهره و غم وى در دل است، سعه صدرش از هر چیز بیشتر، و نفسش از هر چیز خوارتر است، از گردنفرازى بیزار است و خودنمایى را دشمن مى ‏دارد. غمش طولانى، همتّش والا، خاموشى ‏اش بسیار، و تمام وقتش مشغول است سپاسگزار، و بسى بردبار و در اندیشه فرو رفته است، در دوستى با دیگران امساک مى‏ ورزد، خلق و خویش نرم و طبعش رام است. اراده ‏اش از سنگ سخت محکمتر است با این که از برده‏ اى متواضع تر است. موفق باشید  

19714
متن پرسش
تا کی؟ تا کی دهان بستن؟ تا کی تلقین؟ تا کی توهم؟ تا کی جوابهای کتابی و منبری؟ تا کی فلسفه و عرفان؟ تا کی ندیدن واقعیت؟ لطفا تو بگذار که بگویم ... تا کی متوهمانه در انقلاب زیستن؟ چرا همه فراموش کردند؟ شما که گذشته ی انقلاب را دیده اید دیگر چرا؟ شما که دست رحمت خدا را دیدید که تا کجا رفت ... از هر کوی و برزنی، شهر به شهر، روستا به روستا ... گلچین کرد و بُرد. و آنها که پروانه وار خرامامان خرامان رفتند و ... به ما بی نوایان ِانقلاب حتی نیم نگاهی هم نینداختند ... کاش مایه ی دلسوزی آنها بودیم. کاش حداقل آنها دلشان به رحم می آمد و لقمه ای در این قحطی ِتاریخ زیر سفره ی انقلاب برای ما کنار می گذاشتند. من که به لقمه ای به اندازه ی تشییع شهدای غواص هم راضی بودم ... من که بین قناعت و حرص با دستان ِخالی و بسته، دست و پا می زنم. تا کی این تعلیق ... تا کی این پا در هوا بودن؟ تا کی این عذاب؟ تا کی این چشم به راهی؟ تا کی طعنه ی این بغض های زخمی؟ ما بال بال نزدیم؟ ما به این در نکوبیدیم؟ ما به آتش نزدیم؟ ما تشنه نبودیم؟ ما زشت و بد سیرت بودیم؟ ما پست و حقیر بودیم؟ پس چرا انقلاب آن روزها زورش رسید نوجوانی را از ته ِتهِ لجنی بیرون بکشد و به ته ِته ِ بهترین ِمرگ ها برساند؟ نکند حالا انقلاب پنچر شده که همه اینطور از زیر جواب شانه خالی می کنند؟! چرا باید با وعده ی «ان شاءالله بعدها» خودم را دلخوش کنم؟ چرا باید به خودم صبری از جنس ِنادانی قالب کنم؟! چرا نپرسم؟ چرا طلبکار نباشم؟! چرا گله نکنم؟! چرا از داغ دلم، از زخم ِ وجودم، از ویرانی َم نگویم؟ آوار ِ انقلاب بر دل ِمن یکی سنگینی می کند ... چرا نگویم که از این انقلاب ِانتزاعی خسته َم. چرا نگویم که از این زیبای ِدور که فقط وصف دل آب کن ََش به ما رسید، خسته َم. حال این روزهای من شبیه ِحال ِدختر نه ساله ایست که به گرمترین روزهای سال ِماه رمضان رسید و حالا برای اذان مدام تعلل می کنند و او از شدت ِضعف، بی رمق، گرسنه و تشنه گوشه ای رها شده َست. روزه ی انقلاب طولانی شد. اذان ِانقلاب زیادی دیر کرده َست. روحَ م ضعف کرده ... مدتهاست چیزی به عمق ِوجودم نرسیده است. تو دیگر مرا به صبر و عرفان حواله نکن. انقلاب جز راهپیمایی بیست و دو بهمن، انتخابات، روز قدس و ... حالا چه در آستین دارد؟ به من نگو که تمام افق های پیش روی ِمن در انقلاب همین َست ... پس کی قرار است این انقلاب حالی به دل لامذهب ِما هم بدهد؟ کاش می شد بگویم اگر کسی بگوید به همین ها سیر شده َست دروغ گفته َست اما چه کنم که دروغ را هم از زیر دست َم کشیدند و به نفع فکرهای روشن مصادره کردند. کاش راست هم ژست نبود و همان قدر بکر و اصیل در سینه ی کودکان به امانت می ماند. ببین مرا. من چیزی نقد، جاری و روان در تمام ِلحظاتم می خواستم. خرمای ِ روزه َم را از این انقلاب طلب دارم ... این ثانیه های آخر بدجوری امانم را بریده َست. پس این زمان ِلعنتی چرا نمی گذرد؟ چرا همه انقدر بخیل شده َند؟ چرا هر کسی یک جوری پا در دهان ِما می کند که صدایمان بلند نشود ... که مبادا ته ِدل جماعتی در این سرخوشی خالی نشود! زبان ِطلبکاری ِمن دراز است. به شر خر ها بگو حریف ِمن نمی شوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌بینید که ما مجبوریم راهِ بعد از دفاع مقدس را بازخوانی کنیم، آن راه را ادامه ندادیم. احساس تاریخی که در آن بودیم را با ماده‌ی مخدّرِ دولت سازندگی و با شعار توسعه از دست دادیم. احساس تاریخی عجیب دیر در دسترس است. می‌گویید که بنده امثال جنابعالی را ببینم! اتفاقاً همیشه در منظر من امثال شما هستند که از یک طرف بنیادِ تاریخی خود را حس می‌کنند و می‌فهمند گمگشته‌ی آن‌ها در عمقِ افق زندگی‌شان در حالِ سوسوزدن و دعوت به آن دوردست‌هاست، ولی به درمانِ خود که آزادشدن از تخته سنگی است که پیکر آن‌ها را در بر گرفته است؛ نمی‌اندیشند. هنرمند مجسمه‌سازی نیاز است تا از دل این تخته‌سنگ پیکری را به ظهور آورد و آن پیکر، در این تاریخ با «مداد العلماء» که افضل از دماء شهداست، تراشیده می‌شود. پیکر سیره‌ی علمی و عملی شهدایی که ماورای الفاظ کهنه و مرده، کردند آن‌چه کردند و نگفته گفتند آن‌چه باید می‌گفتند. تاریخِ ما از این به بعد، یا تاریخ شهداست که زندگانی هستند بس آرام و یا تاریخ مرده‌هایی هستند پر از ادعا.

مقدمه‌ی کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی» و آن چند جلسه شرح آن مقدمه، انعکاس شخصیت گمشده‌ی جناب سلمانی است که می‌داند حالا بدون محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و با حضور سقیفه چه کند که همه‌چیز گم نشود. حرف‌هایی در جواب سؤال 19710 داشتم. باید در جستجوی تاریخی بود که نه گذشته است و نه به‌خوبی ظهور کرده است. مثل فرزندی است که هنوز در دوره‌ی جنینی به‌سر می‌برد. به امید روزی که متولد شود، ولی هیچ تولدی به‌راحتی صورت نمی‌گیرد، به‌خصوص تولد تاریخی که در پیش داریم و انقلاب اسلامی بدان اشاره دارد.

چگونه می‌توان نگهبانان انقلاب اسلامی بود وقتی آن را حقیقت وجودی دوران بدانیم، جز با گوش‌سپردن به آن از طریق وجود خود و به زبان‌آوردن تعلق خاطری که به آن داریم و باید بار سنگین این مسئولیت را به دوش بگیریم. زیرا همان‌طور که انسان‌ها واجد ناخودآگاه فردی هستند، ناخودآگاه جمعی هم دارا هستند که در ناخودآگاه جمعی همه‌ی افرادِ قوم شریک‌اند، این خودآگاهی فراتر از زمان و مکان، انسان‌ها را در بر می‌گیرد، در حالی‌که هنوز نمی‌دانند به چه‌چیزی رسیده‌اند.[1] حقیقت به صورت رخداد در تاریخ ظهور می‌کند و معرفتی خاصی را به انسان‌ها متذکر می‌شود، مثل حضور در مرغزاری خوش منظره، مثل پرتو روشنایی در دل تاریکی. رخداد تاریخی، یک نوع آشکارشدن است و نه مثل فهمیدن‌های معمولی. انسان در آن واقع می‌شود و اگر نسبت به آن خودآگاهی پیدا کند می‌تواند از آن تغذیه کند و با آن هماهنگ گردد، در آن صورت به داخل آن رخداد کشیده می‌شود و در آن صورت امری معنادار، اعتبار و مرجعیت خود را بر آن فرد یا ملت‌ حاکم می‌گرداند و به آن ملت خطاب می‌کند و آن ملت آن معنا را از خود می‌کند و حاضر می‌شود با آن زندگی کند و به آن آری بگوید.

ما در انقلاب اسلامی در داخل رخداد حقیقت این دوران قرار گرفته‌ایم قبل از آن‌که فکر کنیم چگونه باید به آن باور داشته باشیم. پیش‌فهم‌هایی است در امری معنادار و معنوی که در سنت رخ می‌نمایاند و در افق درونی انسان‌ها عالَمی را به آن‌ها عطا می‌کند و انسان‌ها در آن عالم از خود فهمی پیدا می‌کنند و وظیفه‌ی ما جهت تفسیر این رخداد توجه به پشت صحنه‌ی آن است تا انسان‌ها بیرون از فرهنگ مدرنیته، فهم تازه‌ای از خود پیدا کنند و وارد تاریخی اثرگذار شوند.

خوب است سری به جواب سؤال‌های شماره‌ی 19725 و 19710 بزنید. موفق باشید

 


[1] - قرآن در رابطه با آگاهی تاریخی که سپس به خودآگاهی تبدیل می‌شود، می‌فرماید: «قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا»(آل‌عمران/84) نمی‌فرماید «ما اُنْزِلَ عَلیّ» که تنها شامل پیامبر (ص) شود.

18627
متن پرسش
با سلام و وقت به خیر استاد: انسان خود را در این دنیا چگونه باید معنا کند؟ من دوستان و اقوامی داشتم و الان هم دارم ولی انگار تمام نسبت ها از بین رفته است، خودم را در عالم دیگری می یابم انگار همه چیز خواب و خیال بوده است، خود را گم کرده ام ولی می دانم که هستم چون می اندیشم، بیشتر سیر روحانی ام روی مسیله وجود است و مسیله زمان ولی وقتی از جنبه دیگری به موضوع نگاه می کنم می بینم هنوز جای خالی زیاد دارم در روحم. انسانها دارای روح های متفاوتی هستند و تفکرات گوناگون ولی طبق گفته بزرگان، تمدن از فرهنگ پدید می آید و فرهنگ از تفکر و تمدن حاکم امروز تمدن غرب است که هیچ گونه مبنای فکری ندارد، جز عجله و شتاب چیز دیگری ندارد «العجله لشیطان و اتانی لله» ما خودمان را باید در این تمدن معنا کنیم یا اینکه منتظر عالم دیگری باید باشیم؟ آخرش انسان در تلاشست که خود را معنا کنه حالا در کدوم عالم؟ بحث دیگری که پیش می آید اینکه روح انسان در عوالمی قرار میگیره طبق گفته خودتون هنگام انتخابات آقای احمدی نزاد که گفتید حضرت رسول (ص) فرمودند تیشه به سنگ خورد و بعد روم فتح شد این هم یک نگاه است دیگر یا حتی حضور روحانی در صحنه های کربلا و زندگی با آن حقیقت، من نمی دانم چگونه نسبت بین خودم و این عوالم چه پوچ باشد چه حقیقی را برقرار کنم، خلاصه آنکه می خواستم بدانم وجودم بر حق است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین دنیایی برای آن‌که روحاً گرفتار چنگال‌های فرهنگ غربی نشویم، به گفته‌ی هایدگر باید عالمی را برای خود شکل دهیم که بنده در این راستا، کتاب «عالَم انسان دینی» را پیشنهاد می‌کنم. موفق باشید

18513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده فردی هستم میانسال، عمری را در غفلت سپری کردم. چندی است در اوج ناامیدی سعی می کنم از بدیها دوری کنم، نماز را اکثرا اول وقت می خوانم کنترل زبان و چشم و گوش را تا حد زیادی رعایت می کنم. نگاهم نسبت به بسیاری از مسائل از جمله رزق عوض شده است به کسانی که در مورد افزایش رزق مادی از شما سوال می کنند می گویم به آنچه خدا داده راضی باشید بدانید اگر گرسنگی بکشید ولی قلبتان پاک و وجدانتان آسوده باشد خیر دنیا و آخرت نصیبتان شده است. بنده هیچ گاه در زندگی گرسنگی نکشیدم ولی ای کاش نان نداشتم ولی خدا را داشتم. تا چندی پیش از کلمه رزق تصوری مادی داشتم ولی چندی است با زبان حال می گویم اللهم الرزقنی برد عفوک و حلاوه مغفرتک. مشکلی که در حال حاضر دارم دوست دارم سحرها گریه و راز و نیاز کنم، بیدار می شوم ولی آن ناامیدی که عرض کردم مانند زنجیری بر دست و پایم می پیچد و نمی توانم برخیزم و پس از مدتی خواب و بیداری برای نماز صبح بر می خیزم و پشیمان از کارم. راه حل چیست؟ با تشکر و آرزوی سلامتی برای جنابعالی. من از قالو بلی اندیش دارم گنه از برگ و بارون بیش دارم اگر لا تقنطو دستم نگیره من از یا ویلتا تشویش دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول خودتان سخن همان است که حضرت حق فرمودند که: «ولا تقنطوا من رحمة اللّه» همچنان مسیری را که خداوند در مقابل شما گشوده داشته است، ادامه دهید. إن‌شاءاللّه گشایش‌های بعدی پیش خواهد آمد. قبل از نماز صبح نافله‌ی صبح را فراموش نکنید. موفق باشید

15571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در شعر: «جهانی کان جهان عاشقانست / جهانی ماورای نار و نور است» منظور از نار و نور و عالم نار و نور چیست؟ این آیه از قرآن که می فرماید قرآن خواندن هنگام سحر و سپیده دم مورد مشاهده فرشتگان است منظور چیست؟ معنای جمله العبودیه جوهرها کنه ها الربوبیه چیست؟ و در آخر اینکه این آیه از قرآن کریم که می فرماید «قل روح من امر ربی» روح از عالم امر است به چه معناست؟ بی نهایت خواهش می کنم به همه ی سوالاتم پاسخ دهید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! جهان عاشقی جهانی است که انسان نه از ترس جهنم خدا را می‌پرستد و نه از طمع بهشت 2- در روایت داریم که در هنگام سپیده‌دم، هم فرشتگان شب هنوز نرفته‌اند و در صحنه‌اند، و هم فرشتگان روز به صحنه آمده‌اند 3- می‌فرماید عبودیت حضرت حق آن‌چنان انسان را رشد می‌دهد که با اراده‌های حضرت الهی، امور را جلو می‌برد و لذا در عمق عبودیت، ربوبیت نهفته است 4- در نکته‌ی دهم «ده نکته از معرفت نفس» موضوع روح را می توانید دنبال کنید 5- سعی بفرمایید با مطالعه‌ی کتاب‌ها به تفکری برسید که خود به خود این نوع سؤال‌ها برایتان حل بشود. موفق باشید

15031
متن پرسش
سلام: فرمودین مولای ما در مقام ولایی خود در تمام زمان ها حاضر بوده اند مساله بر من مشتبه شد. آیا منظورتون اینه که نفس ناطقه حضرت رسول (ص) یا مولا علی (ع) در اتحاد با اون مقام عالیه... ساری در همه مواطن حتی گدشته و آینده میشه؟ یا اون مقام رو فقط منظورتون هست که در همه زمان ها حاضره بدون اینکه نفس ناطقه معصومین هم در همه زمان ها حاضر باشه و آیا انسان های دیگر هم میتونن در اتحاد با اون مقام به این درجه برسن؟ که حاضر در ازمنه و امکنه بشن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صاحب اصلی مقام ولایت و نبوت، رسول خدا و علی مرتضی«علیماالسلام» هستند و حتی انبیاء، مقام ولایت و نبوت خود را از خزینه‌ی نبوت و ولایت آن دو بزرگوار دارند. عنایت داشته باشید نفس ناطقه‌ی آن دو که از مادرشان شروع شده است، مظهر کامل حقیقتِ ولایت و نبوت است. مفصلِ این بحث را محی‌الدین با دلایل بسیار خوبی در فصوص مطرح کرده است. موفق باشید

14954
متن پرسش
با عرض سلام خدمت آقای طاهر زاده: سوالی داشتم بدین شرح، آیا می توان به تمام پدیده های عالم مثل غرب یا تفکر نگاه توحیدی داشت و اگر جواب بله باشد در تضاد با این حرف شما نیست که گفتید تمام مشکل ما از اینه که به پدیده های غربی نگاه دینی داریم و بالعکس. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی پدیده‌ها حجاب حقیقت‌اند و نه مظهر حقیقت، و در همین رابطه به ما گفته می‌شود به نامحرم نگاه نکنید. فرهنگ غرب از آن جهت که نفیِ عالَم قدس می‌کند، حجابِ حق است و نسبت انسان را با خدا به‌هم می‌زند. موفق باشید

14430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت حضرت عالی بخیر. با تشکر بسیار از پاسخ دقیق به 14373. مقصود حضرت امیر (ع) از عشق عفیف در روایتی که: هر کس عاشق شود و عفاف بورزد و کتمان کند اگر بمیرد شهید مرده، چیست؟ یقینا این نوع عشق از جنس عشق جناب محی الدین است ولی داستان عفافش چیست؟ خداوند بر طول عمر و توفیقات حضرتعالی بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی 7962 نظری بیندازید. موفق باشید

13954
متن پرسش
سلام علیکم: آیا وجود مجسمه های تزیینی در خانه اثرات منفی در معنویات به دنبال دارد؟ آیا وجود عکس و تصویر در اتاق کودک و یا روی لباس نوزاد و کودک تاثیرات منفی بر روی ملکوت او دارد؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا می‌شود باید از این امور اجتناب کرد ولی نه آن‌چنان که کودک شما از سایر همسالانش جدا باشد. موفق باشید

12472

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: همانطور که می دانیم سرچشمه همه خوبیها خداست، حال اگر ما خوبی افراد را از طرفی خوبی خودشان و جز ذاتشان بدانیم و از طرفی سرچشمه این خوبیها را خدا بدانیم دیدگاه توحیدی صحیحی داشته ایم؟ با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که می‌فرمایید و در جواب 12471 عرض شد.

7346
متن پرسش
با سلام و تشکر از استاد گرامی: من دانشجوی ترم 4 مهندسی عمران در دانشگاه اصفهان هستم .حالا دچار تردید شدم که آیا این علمی که من دارم میخوانم به درد آخرتم هم می‌خوره یا نه. و یا برم حوزه بهتره؟ میخواستم نظر شما رو در این مورد جویا شوم. اگر این علم به درد آخرت می‌خوره، چه در هنگام آموختن و چه در هنگام عمل چگونه باید باشد و چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد که باعث نزدیکی به خدا و حرکت در مسیر کمال باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این نوع علم نیت خدمت به مردم است که کارساز است، برعکس علم توحید که خود آن علم موجب نظر انسان به سوی حق می‌شود و لذا در هر صورت باید در یافتن علم توحید و اخلاق تلاش خود را بکنید و در ارتباط با مهندسی عمران به عنوان مسیر امرار معاش قصد خدمت به مردم را نیز در نیت خود زنده نگه دارید. موفق باشید
5675
متن پرسش
سلام درکتاب "خطر مادی شدن دین" در قسمت سقوط سنت ها طبق سوره نحل آیه 61 گفته شده که هر ملیت و قومی فرصت معینی دارند و خوب بودن و بد بودن هیچ تاثیری در بیشتر ماندن و کمتر ماندن آن تمدن ندارد. این جمله را ربط دادید به مرگ انسان که اجل مشخصی دارد.مثال امام حسین (ع)و عمربن سعد را زدید و گفتید که اعمال خوب و بد هیچ نقشی در زودمردن و یا دیر مردن ندارد. ولی این مسئله با معرفت نفس که در مورد مرگ طبیعی و غیر طبیعی گفته شده،همخوانی ندارد. این مسئله برای من ابهام دارد که اگر اعمال هیچ نقشی در زودمردن یا دیر مردن ندارد و هیچ چیز نمیتواند اجل را به تاخیر بیندازد پس چرا بعضی از افراد به واسطه اعمال به مرگ طبیعی میمیرند و یا مثلا یه مجرمی به خاطر جرمی که مرتکب شده،اعدام میشود!! اگر این جرم را مرتکب نشده بود،شاید بیشتر زنده میماند!! منتظر راهنمایی شما هستم... یا علی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در مورد اَجل مسمی که در مورد انسان مطرح است با این فرض است که حدّ مرگ انسان از قبل تعیین شده به این معنا که نمی‌تواند از آن فرار کند ولی می‌تواند اولاً: آن مرگ را به زیباترین شکل از طریق ایمان به خدا و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» محقق کند و ثانیاً: می‌تواند آن را جلو بیندازد و عمر خود را با انواع معاصی کوتاه کند. و همین امر در معرفت نفس مورد نظر است که اولاً: هر نفسی ظرفیت و تقدیری دارد که مابالقوه‌هایش را به فعلیت برساند چه در بُعد انسانی و چه در بُعد حیوانی ثانیاً: می‌تواند با انواع معصیت‌ها نفس خود را تکویناً به یأس بکشاند تا قبل از بالفعل‌شدن ظرفیت‌هایش، تن را رها کند که این همان مرگ در اثر یأس است که بحث آن شد. موفق باشید
1430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی همانطور که جنابعالی معتقدید نظام اموزشی ما بدرد این انقلاب نمی خورد و قادر نیست نیروهای مفید برای این انقلاب تربیت نماید از طرفی اگر نیروهای دلسوز مانند جنابعالی منتظر باشند مسئولین کاری بکنند ممکن است خیلی دیر شود و فرصتها بیش ار پیش از دست رود پیشنهاد بنده این است که بیایید کاری را که مرحوم مغفور حاج شیخ عباسعلی اسلامی در زمان شاه انجام داد و اقدام به راه اندازی مدارس اسلامی نمود را انجام دهید البته با محتوایی دیگر. طرحی را که بنده به نظرم می رسد طرح تربیت انسان جامع است با چهار محور تقویت روحیه علمی تقویت روحیه جهادی حماسی تقویت روحیه معنوی عبادی و تقویت روحیه اجتماعی سیاسی منظور این است که مدارسی دائر شود با چنین طرحی یا انچه جنابعالی مصلحت میدانید که ما این قلیل را از شما یاد گرفته ایم و مدارسی دائر کنید که حداقل نیروهای مذهبی از سرگردانی نجات پیدا کنند و فرزندان خود را راهی این مدارس نمایند و همانطور که مقام معظم رهبری ارزو دارند خروجی غالب انها افرادی با منش شهید چمران باشد. امیدوارم ان پیشنهاد مورد قبول واقع شود و در این زمینه اقدامی نمایید خداوند به شما طول عمر عطا فرماید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: پیشنهاد خوبی است ولی بنده با تجربه‌هایی که نسبت به نظام آموزشی کشور دارم – اعم از دبیرستان و دانشگاه- به این نتیجه رسیدم فعلاً ما مشکل نرم‌افزاری را باید رفع کنیم و بر این اساس کتاب‌ها را می‌نویسم و در جزوه‌ی سلوک در ذیل اندیشه حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه». جایگاه موضوعات مختلف را جهت هندسه‌ی فکری نظام اسلام تبیین کرده، إن‌شاءالله مرحله‌ی بعدی کار امثال شما است که بتوانید در ذیل اندیشه‌ی حضرت امام پیشنهاد خود را عملی کنید. موفق باشید
1389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در کتاب زمزم عرفان ایت الله بهجت در خصوص مساله وحدت مجود مطلبی فرموده اند تحت عنوان وحدت حکمیه و کثرت حقیقیه و اضافه می نماید ندیدم کسی این مطلب را گفته باشد و در توضیح ان می فرماید وقتی خورشید امد ستارگان دیده نمی شوند اما واقعا هستند انچه می بینند واحد است تجلی حضرت حق است (ظاهرا منظور ایشان این است که در ان حال کثرات از نظر انان محو می شود در حالی که وجود دارند ) و می فرماید فردی مانند سید محمد کربلایی که یک شب تا صیح گریه می کند اگر وحدت حقیقیه باشد گریه برای چه ؟ کلمه حکمیه در این جا به چه معنا ست؟ و نظر شما در این باره چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به نظرم آقا در مورد محو صورت مخلوق در موقع تجلی نور حق، نظر به محو اعیان ثابته‌ی مخلوق دارند وگرنه لازم می‌آید که در عرض حضرت حق مخلوق موجود باشد که این با بی‌نهایت‌بودن خدا نمی‌سازد. ولی در مورد رجوع عبد به حق که امثال آیت‌الله محمد کربلایی دارند، موضوع عبارت است از سیر از وجود موهوم به فنای در حق است و باقی‌شدن به حق در عین احساس عبودیت به عنوان عین ثابته‌ای که معلوم حق است و نه مخلوقی در عرض خداوند. موفق باشید
نمایش چاپی