باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بحمداللّه مباحث جناب استاد آقای صمدی آملی نکات ارزشمندی را در مقابل شما میگشاید 2- شاه کلید تهذیب، معرفت نفس است که عرایضی در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست. در مورد نحوهی ارسال کتابها و مباحث صوتی و اینکه در تهران چه مراکزی در این مورد هستند با جناب آقای مهندس نظری به شمارهی 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن اُنسِ اصیل روحانی به شدت در چنین شهرهایی گم میشود، ولی با همهی این مشکلات به اندازهای که سعی کنید جنبهی وحدت در روح ما تقویت شود، کثرات عالَم از تأثیر و نفوذ ضعیف میگردد. آرزوهای بلند دنیایی و مشغولات دنیایی و کینهها و پرخوریها و پرخوابیها و چشمچرانیها؛ جنبهی کثرت را تقویت میکند و دوری از این امور جنبهی وحدانی انسان را که مناسب با اُنس با حضرت احدی است، تقویت مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این صورتها که میفرمایید نیست. منتها نظام اسلامی سعی دارد در آن حد که فقدان پدر در یک خانواده مشکلاتی را ایجاد میکند، در حدّ بسیار کم جبران کند. مگر در زمان امیرالمؤمنین«علیهالسلام» حضرت برای شهداء از بیت المال مستمری تعیین نکرده بودند؟ حتماً در جریان این موضوع هستید که مرحوم شهید مطهری در کتاب «داستان راستان» آن را آورده.
بسم اللّه الرّحم الرّحیم: زن بيچاره، مشك آب را به دوش كشيده بود و نفس نفس زنان به سوى خانه اش مى رفت. مردى ناشناس به او برخورد و مشك را از او گرفت و خودش به دوش كشيد. كودكان خردسال زن، چشم به در دوخته منتظر آمدن مادر بودند. در خانه باز شد. كودكان معصوم ديدند مرد ناشناسى همراه مادرشان به خانه آمد و مشك آب را به عوض مادرشان به دوش گرفته است. مرد ناشناس مشك را به زمين گذاشت و از زن پرسيد: خوب معلوم است كه مردى ندارى كه خودت آبكشى مى كنى، چطور شده كه بى كس مانده اى ؟ شوهرم سرباز بود. على بن ابيطالب او را به يكى از مرزها فرستاد و در آنجا كشته شد. اكنون منم و چند طفل خردسال.
مرد ناشناس بيش از اين حرفى نزد. سر را به زير انداخت و خداحافظى كرد و رفت، ولى در آن روز آنى از فكر آن زن و بچه هايش بيرون نمى رفت. شب را نتوانست راحت بخوابد. صبح زود، زنبيلى برداشت و مقدارى آذوقه از گوشت و آرد و خرما در آن ريخت و يكسره به طرف خانه ديروزى رفت و در زد. كيستى؟ همان بنده خداى ديروزى هستم كه مشك آب را آوردم، حالا مقدارى غذا براى بچه ها آورده ام. خدا از تو راضى شود و بين ما و على بن ابيطالب هم خدا خودش حكم كند! در باز گشت و مرد ناشناس داخل خانه شد، بعد گفت: دلم مى خواهد ثوابى كرده باشم، اگر اجازه بدهى، خمير كردن و پختن نان، يا نگهدارى اطفال را من به عهده بگيرم. بسيار خوب! ولى من بهتر مى توانم خمير كنم و نان بپزم، تو بچه ها را نگاه دار تا من از پختن نان فارغ شوم. زن رفت دنبال خمير كردن. مرد ناشناس فورا مقدارى گوشت كه خود آورده بود كباب كرد و با خرما، با دست خود به بچه ها خورانيد. به دهان هركدام كه لقمه اى مى گذاشت مى گفت: فرزندم ! على بن ابيطالب را حلال كن، اگر در كار شما كوتاهى كرده است. خمير آماده شد. زن صدا زد: بنده خدا همان تنور را آتش كن. مرد ناشناس رفت و تنور را آتش كرد. شعله هاى آتش زبانه كشيد و چهره خويش را نزديك آتش آورد و با خود مى گفت: حرارت آتش را بچش، اين است كيفر آن كس كه در كار يتيمان و بيوه زنان كوتاهى مى كند. در همين حال بود كه زنى از همسايگان به آن خانه سر كشيد و مرد ناشناس را شناخت، به زن صاحب خانه گفت: واى به حالت! اين مرد را كه كمك گرفته اى نمى شناسى ؟! اين اميرالمؤمنين على بن ابيطالب است. زن بيچاره جلو آمد و گفت: اى هزار خجلت و شرمسارى از براى من، من از تو معذرت مى خواهم. نه، من از تو معذرت مى خواهم كه در كار تو كوتاهى كردم (بحارالانوار، ج ۷ (باب ۱۰۳) ص ۵۹۷). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان چیزی که انسان در بیداری با اختیار خود انجام میدهد، میتواند در خواب با آن روبهرو شود، نه آنکه چون در خواب دیده است حتماً آن را انجام میدهد. بلکه چون با شخصیت خود آن کار را در آینده انجام میدهد، با همان شخصیت، قبل از انجام آن در خواب با آن عمل روبهرو میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» در رابطه با رجوع به شجرهی ممنوعه، بحث آدمیت را عرض کردم و آدمیت، قصهی همهی انسانهاست و نه حضرت آدمِ ابوالبشر. و این غیر از حقیقت انسان که مقام خلیفةاللهی است، میباشد. مقامی که اسماء الهی بدان آموخته شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجهاید ایمان حقیقی یعنی آنکه قلب، متوجهی حقیقت یعنی ذاتِ اسماء الهی شود، به همان معنایی که قرآن به اعراب به جهت آنکه فقط تسلیم احکام الهی شدهاند، میفرماید: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (14)/ حجرات) ملاحظه میکنید که بحث ایمان را به قلبْ مرتبط میکند، یعنی به محلی که انسان با حقیقت اُنس وجودی میگیرد. آری! آخر آیه میفرماید که اگر از خدا و رسول تبعیت کنید، اعمالتان بیجواب نمیماند ولی موضوعِ ایمان که با اُنسِ قلبی پیش میآید، چیز دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر حال باید رجوع ما به حقیقت، رجوع وجودی باشد. اگر استادی بتواند در این مورد کمک کند بسیار خوب است 2- بنده برای خودم و جنابعالی شرح حدیث «جنود عقل و جهل» از حضرت امام را توصیه میکنم 3- فدای آن عزیزان شوم، زیارت و یاد آنها اگر مدّ نظر قرار گیرد، وظایف عبادی ما تأثیر خود را خواهد داشت. پیشنهاد میشود در این مورد کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورها» را مطالعه فرمایید 4- به یاد آنها عبادت کنید به همان شکل که در آن گتاب عرض شده است 5- راضی به رضای خدا باشید 6- با ارادت به نایب امام زمان یعنی حضرت آیت اللّه العظمی سید علی خامنهای«حفظهاللّه» الهامات لازم، سراغتان خواهد آمد 7- در زیارت حضرت اباعبداللّه«علیهالسلام» اگر برایتان امکان دارد، سالی یکمرتبه کوتاهی نکنید و در روز جمعه زیارت مولایمان حضرت صاحبالامر«عجلاللّهتعالیفرجه» را به همان شکل که در مفاتیح هست، عمل کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیباکی وقتی مطابق شرع باشد و عقل، انتهای آن را درست بررسی کرده باشد شجاعت محسوب میشود. ولی وقتی برای خودنمایی باشد و به انتهای آن فکر نشود، «جُربزه» نامیده میشود و یک عملِ غیر عقلانی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل نفس ناطقه که مدبّر بدنِ مادی است، فرشتگان مدبّر عالم ماده میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر اینطور فرض کنیم که انسان تماماً آگاهی است و هر آنچه از بیرون میشناسد معلوم بالعرضِ اوست و معلومِ بالذات او همان آگاهی نسبت به حقیقت است، این خوب است. ولی اگر اینطور فرض شود که واقعیتی در بیرون نیست و آگاهی ما ساختهی ذهن ما است همان سوفسطاییگری است که جنابعالی متذکر آن هستید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه رعایت حرام و حلال الهی را بکنید، بیشتر به آرامش لازم میرسید زیرا دستورات دین مطابق فطرت انسان است و عمق جان انسان را آرام میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آسمان سوم یعنی باطنِ باطنِ باطنِ عالَم ارض که شدیداً مجرد است و هویت حضرت عیسی (ع) با تجرد کامل در آن آسمان هستند و وقتی روایت میفرماید باران از عرش نازل میشود یعنی جنبهی معنوی باران با نور اسماء عرشی به صحنه میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سوالات را از من نباید بپرسید؛ احاطهی بنده در این موارد نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور جدّی مطمئن باشید خدای شما، شما را فراموش نکرده، با تواضع تمام کاری که در پیش روی شما قرار گرفته است را ادامه دهید و حال که شرایط سلوک خاص برایتان فراهم شده با تعادل کامل و با مقدمات لازم از آن غافل نباشید. مقالات آیت اللّه شجاعی را همراه با شرح بنده توصیه میکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم دعاگو هستم. امید دارم با نور قرآن همواره بهسر ببرید که خدا میداند از هزاران فتنهی دوران در امان خواهید بود. به اعضای آن گروه از طرف بنده سلام برسانید به نظر بنده نباید همهی مطالب را یادداشت کنید. گفت: «نظر را نغز کن تا نغز بینی / گذر از پوست کن تا مغز بینی». سعی کنید مطالب اصلی را که گوینده بر آن تأکید دارد و پیام اصلی هر آیه میباشد، یادداشت کنید و در جلسه همان نکات اصلی را با همدیگر در میان بگذارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجهاید شکوه حرمهای اولیاء که انعکاس شخصیت ملکوتی و با شکوه آنها است، کار پسندیدهای است، ولی این غیر از تجملیکردنِ آن مکانها است. به نظرم باید در عین سادگی، شکوهِ آن مکانهای مقدس را حفظ کرد تا مثل دریا با شکوه باشد، نه همچون کاخ پادشاهان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای شعر روشن است. آری! در مسیر رسیدن به حقیقت، سنتی باید در مقابل ما باشد، انگیزهی رجوع به حضرت حق کافی نیست. لذا با نظر به سنت اولیاء الهی که تعیّن سیر إلی اللّه هستند، میتوان مسیر رجوع به حق را به درستی طی کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه مرگ به معنای فنای همهی مخلوقات با تجلیِ نور واحدِ قهّار است به معنایِ ظهور مقام احدیتِ حضرت حق، که همهی مخلوقات از این جهت در نور احدیتِ او فانی هستند در عین آنکه باقی به حق میباشند. به همین جهت قرآن در جواب کسانی که میگویند آیا ما بعد از مرگ نابود میشویم؟ به پیامبر دستور میدهد که: «قُلْ يَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذي وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلي رَبِّکُمْ تُرْجَعُون»(سجده/11) بگو همهی شما را ملکالموتی را که بر شما گمارده شده است، تمام و کمال میگیرد و سپس به سوی پروردگارتان بر میگردید. لذا پس بحث بر گرفتن و برگشتن است و اینکه میفرماید به سوی پروردگارتان برمیگردید به همان معنای فنای در مقام احدیت است. و مرحلهی بعد از تجلی نور واحد قهّار، مرحلهی تجلی اسم اللّه است که با آن، «حشر» شروع میشود و هرکس در جایگاه خود قرار میگیرد. معنایِ مرگ ملکالموت در راستای تجلی کامل نور احدیت است تا هیچ موجودی با نحوهی بودنِ خود در میان نباشد، بلکه همه به «بودِ» حق موجود شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این نوع تقسیمبندیها به جهت آن است که ما با نگاه مفهومی و آموختنی به اشاراتِ آن بزرگان مینگریم، وگرنه هرکدام از سخنان آنان در جای خود، وجهی از وجوهِ حقیقت را مدّ نظر ما قرار می دهند 2- واژهی اندماج واژهای فلسفی نیست، باید نسبت به کاربردش آن را معنا کرد. آری! با نظر به مفهوم آن به «نعتِ خارج» میتوان آن را جزو معقولاتِ ثانویهی فلسفی دانست. 3- «خودْ راه بگویدت چون باید کرد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند آیت اللّه خزعلی را که فرموده بودند: «ای کاش آیت الله خزعلی که دم مرگش همگان را به پرهیز از هاشمی دعوت کرد و فرمود اگر هاشمی دوباره بیاید خدا کند من نباشم» نگران نباشید. عرایضی در جواب سؤالات شمارهی 21057 و 21065 در این مورد شده است. بد نیست سری به آن جوابها بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید بالاخره شیطان قسم خورده در صراطی که به خدا ختم میشود، قرار گیرد و تا آنجا که ممکن است مانع سیر کسانی شود که در این مسیر هستند. از موانعی که شیطان در مقابل ما ایجاد میکند بدخلقی و عجب و بیانظباطی است که شما در امثال ما میبینید. امید است هرچه زودتر متوجه شویم اگر طالب آن هستیم که مسیر خود را به نتیجه برسانیم، از تلاش برای رفع چنین ضعفهایی کوتاهی نکنیم. آری! راه خدا بدون شیطان نیست. موفق باشید
