بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14382

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام خدمت استاد: می بخشید استاد می خوام یه تحقیقی بنویسم با عنوان علت روانی گناه بر اساس آموزه های قرآن، می خوام از این بحث کنم که غالب گناهان انسان یا شاید بیشترشون ناشی از حقارت نفس و یا ضعف نفسه، بر اساس همان آیه «ان الله غنی و انتم الفقراء الی الله» . و انسان این فقیر بودن خود را حس می کند در طلب رفع آن برمی آید منتها با چهار نوع مغالطه ای که شیطان برای انسان ایجاد می کند راه را اشتباه طی می کند. از کتایهای شما هم می خواهم کمک بگیرم به نظر شما این کار درست است؟ و اگر لطف کنید راهنمایی بفرمایید که بتوانم چیزی بنویسم که به درد بخورد سپاسگذارم. تشکر از اینکه سؤالاتم را جواب می دهید و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار درست و شروع خوبی است. در ضمن کتاب «تعلیم و تربیت» مرحوم شهید مطهری را نیز مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید

13884
متن پرسش
با سلام: در یک مراسم شنیدم که حضرت عیسی (ع) در آسمان سوم زندگی می کند ولی طبق نکته دهم معرفت نفس تضاد دارند، چون به عالم بالاتر رفتند و تجرد دارند دیگر در جایی نباید باشد؟ و اینکه عالم ماده از هفت آسمان و کرسی و عرش است، حال در حدیثی داریم باران از عرش نازل می شود چطور می شود، این عرش مادی است یا باطن عرش؟ یعنی عالم عرش و کرسی و ماده که گفته می شود باطن عالم ماده کرسی است و باطن کرسی عرش است و اینکه ملائکه حامل عرش اند این عرش مادیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آسمان سوم یعنی باطنِ باطنِ باطنِ عالَم ارض که شدیداً مجرد است و هویت حضرت عیسی (ع) با تجرد کامل در آن آسمان هستند و وقتی روایت می‌فرماید باران از عرش نازل می‌شود یعنی جنبه‌ی معنوی باران با نور اسماء عرشی به صحنه می‌آید. موفق باشید

12375
متن پرسش
با سلام: سوالی داشتم. آیا روح می تواند منشا مشکلات جسمی شود؟ چگونه؟ (آیا این مطلب در کتابی هست که معرفی نمایید؟) مثلا فردی دچار درد و ضعف و بی حسی در بدن خود باشد اما پزشکان با انجام آزمایش و معاینات هیچ مشکلی در جسمش نیابند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی موارد، جسم ضعف‌هایی و یا نقص‌هایی دارد که روح نمی‌تواند تدبیرات خود را بر جسم إعمال کند و بعضی موارد، موضوع برعکس است بدین معنا که روح به جهت گرفتاری‌هایی که امورات دنیایی و اراده‌های پراکنده برایش پیش آورده است آنچنان ضعیف است که نمی‌تواند جسمِ خود را مطابق مقصود خود تدبیر نماید. موفق باشید

10074

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: ممنون از پاسخگویی های شما و وقتی که می گذارید. بنده بعضی و قتها دچار بلاتکلیفی می شوم مثل یک گمگشته. البته در درون این احساس را دارم. آیا این یاس است؟ لطفا راهنمایی کنید بنده را. و در این سیر می تواند قدمی محسوب شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق با وظایفی که در مقابل ما گذاشته است ما را کمک می‌کند تا آرام‌آرام دریچه‌های هدایتش به سوی ما گشوده شود لذا از رعایت احکام شرعی و برخورد اخلاقی با دیگران و تقویت عقاید توحیدی غفلت نفرمایید. موفق باشید
6288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام. باصرف نظر ازاینکه کسی بخواهدسلوک ذیل اندیشه امام داشته باشد،آیاازابتدای شروع بایدانسان کاملی همچون علامه حسن زاده برای انسان باشد،؟ 2.اینگونه ازاساتیدخودشان. بایدسراغ ما بیایندیانه؟ 3.ره پیداکردنش چگونه است؟
متن پاسخ
ه تعالی: سلام علیکم: چیزی از سؤال‌تان دستگیرم نشد. به نظرم اگر بعد از مقدمات، کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مطالعه شود جواب سؤال‌تان داده خواهد شد. برای شروع سیر مطالعاتی روی سایت إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید
3429
متن پرسش
بسمه تعالی - سلام علیکم .جناب استاد دلیل اینکه حضرت صاحب الامر هنگام ظهور و تکیه دادن بر کعبه جزو اولین حرفهایشان میفرمایند " یا ایهاالناس ان جدی الحسین قتلوه عطشانا" چیست چرا در اولین برخورد به واقعه کربلا اشاره میشود جه رمزی و سری در آن است؟سوالی که طبیعتا همه انسانها در اولین برخورد دارند معرفی ایشان و دلیل حضور و ظهور و روش کار ایشان است؟ آیا این جمله مذکور پاسخی اجمالی به این سوالات است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظرم حرف خوبی است از این جهت که حضرت متذکر جهانی می‌شوند که از جهت ظلمات تا آن‌جا پیش رفته که بهترین انسان‌ روزگار خود یعنی امام حسین«علیه‌السلام» را با لب تشنه شهید کرده‌اند و حضرت با این جمله برنامه‌ی خود را روشن می‌نمایند که آمده‌اند تا این جهان را به جهانی دیگر تبدیل کنند. اللّهم عجّل لفرج مولانا صاحب‌الزمان. موفق باشید
3167
متن پرسش
سلام و آرزوی توفیق روزافزون سایت خبرآنلاین مصاحبه ای با شخصی به نام دکتر مهدی جعفری داشته اند و در آن تلویحا تایید کرده اند که امام حسین علیه السلام در زمان صلح امام حسن علیه السلام به ایشان فرموده اند :« پناه می‌برم به خدا! مبادا با پسر «ابوسفیان» مصالحه نمایی، که در این صورت، از راه پدرت دور شده‌ای!» :َآیا این نظرات و سخنان بطور کلی با اعتقادات شیعه سازگار است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون ما در روایات داریم که حضرت امام حسین«علیه‌السلام» فرموده‌اند برادرم حسن«علیه‌السلام» در زمان خود بهترین کار را کرد و چون می‌دانیم امام معصوم جز آن‌چه خدا اراده می‌کند را انجام نمی‌دهد باید چنین روایاتی را جعلی دانست.آری نه امام حسن و نه امام حسین از این صلح راضی نبودند ولی در عین حال همان کاری که مصلحت بود را انجام دادند مثل قبول قطعنامه توسط حضرت امام خمینی .موفق باشید
2338
متن پرسش
سلام علیکم! این سوال را چند مدت پیش پرسیده ام. اما هنوز جوابی به دست من نرسیده است. شما در جواب به سوال 2161 در مورد تحریف از نظر علامه طباطبائی ره فرموده بودید که علامه ره به تحریف معتقد نیستند. در حالی که در کتاب مهر تابان که گفتگوهای علامه طباطبائی ره با علامه تهرانی ره است ایشان تحریف به جابجائی را می پذیرند. عین مطلب ایشان از کتاب مذکور بدین شرح است: در اثبات عدم تحریف قرآن کریم‏ امّا آن قرآنى را که زَید بن ثابت در زمان أبو بکر جمع آورى کرد، بدون شکّ حاوى جمیع قرآن است و در آن یک کلمه کم و یا یک کلمه زیاد نشده است؛ و قول بتحریف قرآن از درجه اعتبار ساقط است. چون اخبار آحادى که در تحریف وارد شده است، حجّیّت آنها متوقّف بر حجّیّت قول امام است که آن أخبار را بیان کرده است، و حجّیّت قول امام متوقّف بر حجّیّت قول رسول الله است که امام را وصىّ و خلیفه و معصوم معرّفى فرموده است، و حجّیّت قول رسول الله متوقّف بر حجّیّت قرآن است که رسول الله را معصوم و امام و نبىّ و ولىّ معرّفى کرده است؛ و اگر قائل به کم بودن و یا زیاده بودن یک حرف در قرآن مجید بشویم، تمام قرآن از حجّیّت ساقط مى‏شود؛ و سقوط این حجّت، حجّیّت اخبار تحریف را نیز ساقط مى‏کند. و قرآن مجید بالإجماع حجّت است، و ائمّه علیهم السّلام در موارد کثیرى به آیات قرآن استدلال و استشهاد کرده‏اند و قائل به حجّیّت آن شده‏اند؛ و این مسأله هیچ جاى شبهه و تردید نیست. در زمان أبو بکر که جنگ یَمامه اتّفاق افتاد و از قرّاء قرآن در آن جنگ هفتاد نفر و یا چهارصد نفر کشته شدند، عمر نزد أبو بکر آمد و اصرار بجمع آورى قرآن نمود و گفت: قرآن امروزه فقط در سینه‏هاى قاریان قرآنست؛ اگر جنگ دیگرى پیش آید و از قرّاء در آن جنگ کشته شوند دیگر قرآن از روى زمین برداشته مى‏شود، و حتماً باید قرّاء را جمع نموده و قرآن را تصحیف نمود؛ یعنى در مجلّد قرار داده و در دفّتَیْن نگهدارى کرد. براى این امر زَید بن ثابت را مأمور نوشتن قرآن نمودند؛ و بیست و پنج نفر از قرّاء مهاجرین و بیست و پنج نفر از قرّاء أنصار را معیّن کردند که هر کس آیه‏اى از قرآن با دو شاهد عادل بیاورد آن آیه را بپذیرند. بنابراین، قرآن مشهود فعلى بدین کیفیّت در زمان أبو بکر جمع آورى و تصحیف شد؛ ولى ائمّه علیهم السّلام بالإجماع دستور داده‏اند که قرآن را بهمین کیفیّت و با همین ترتیب بخوانیم، و خودشان نیز بهمین ترتیب مى‏خوانده‏اند، و اصحاب آنها نیز بهمین ترتیب قرائت مى‏نموده‏اند. و در این قرآن جمع آورى و تصحیف شده، هر آیه‏اى که وارد مى‏شد ضبط مى‏شد، و اگر مثلًا دو بار یا سه بار وارد مى‏شد در دو جا و سه جا ضبط مى‏شد، مگر سوره فاتحة الْکتاب که به اجماع مسلمین دوبار بر پیغمبر اکرم نازل شده است ولى یکجا نوشته شده است. و ظاهراً سوره توحید هم همینطور است؛ یعنى دوبار نازل شده و یکجا ضبط گردیده است. بارى، همانطور که ذکر شد قول بتحریف قرآن از درجه اعتبار ساقط است. زیرا این قول متوقّف است بر حجّیّت أخبار تحریف، و حجّیّت آنها متوقّف است بر حجّیّت قول امام و رسول الله و بالاخره حجّیّت قرآن؛ و اخبار تحریف که قرآن را از حجّیّت سقوط مى‏دهد، عمل به مفادش موجب اسقاط خود آنها مى‏شود؛ یعنى از ثبوتش عدمش لازم مى‏آید و بنابراین عمل به آنها مستحیل است. در تغییر محلّ آیه: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ‏ بلى، جاى بعضى از آیات ممکنست که تغییر نموده باشد، ولى البتّه تغییر محلّ آیات غیر از مسأله تحریف است. بحسب ظاهر- واقعش را خدا بهتر مى‏داند- از اوّل قرآن تا آخر قرآن در دو جا قابل تردید نیست به عقیده بنده که جاى آیه عوض شده است. در جاهاى دیگر ممکنست که بگوئیم جاى آیه عوض نشده و تغییر نکرده است و قابل توجیه است، ولى در این دو مورد بهیچوجه قابل توجیه نیست. اوّل در سوره مائده است و دوّم در سوره أحزاب است. در سوره مائده همان آیه کریمه است که مى‏فرماید: در امروز مردم کافر از دین شما و از دسترسى به آئین شما مأیوس شده‏اند؛ از کفّار نترسید، و از من بترسید! امروز من دین شما را براى شما کامل کردم، و نعمت خودم را براى شما تمام نمودم، و راضى شدم که اسلام دین براى شما باشد: الْیَوْمَ یَئسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإسْلَمَ دِینًا. با شواهدى که جمع آورى کردیم و خصوصیّاتى که در آیه هست و آیه‏هاى قبلى و بعدى نشان مى‏دهد، على الظّاهر بدون تردید اینجا دست خورده و جاى آیه را عوض کرده‏اند. این آیه را بعد از محرّمات اکل، بین مستثنى و جمله مستثنى منه قرار داده‏اند، تا خلط مبحث شود و چنین گمان شود که مراد از روزى که کفّار از دستبرد به دین مسلمانان مأیوس شدند و در آن روز باید مسلمانان از خدا بترسند، و آنروزى که دین مسلمانان کامل شد و نعمت بر آنان تمام تمام گشت، و روزى که خدا اسلام را بر مسلمین مى‏پسندد؛ روزى است که مثلًا میته و خون و گوشت خوک و غیرها حرام شده است. توضیح آنکه: در چهار جاى از قرآن کریم مسأله محرّمات اکل بمیان آمده است، با یک شکل و یک سیاق و یک لحن، و در دنبال هر چهار مورد، موارد استثنا ذکر شده است، که کسانیکه در اضطرار باشند و ضرورت ایجاب کند مى‏توانند از این موارد مُحرَّمه استفاده کنند. فقط در اینجا بین جمله مستثنى منه که محرّمات اکل بیان شده است و بین جمله استثنائیّه، این آیات بدون ربط و بدون افاده معنى روشنى فاصله افتاده است؛ بطوریکه از قیاس سه آیه دیگر به اینجا خوب مسأله تغییر محلّ این آیه روشن مى‏شود. امّا آن چهار جمله استثنائیّه که بدنبال محرّمات اکل ذکر شده است، بدین طریق است: 1- فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَلآ إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. 2- فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. 3- فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. 4- فَمَنِ اضْطُرَّ فِى مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لإثْمٍ فَإِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. این چهار جمله استثنائیّه است که همانطور که ملاحظه مى‏شود یک شکل و یک سیاق وارد شده است. و اوّلى از آن در سوره بقره بوده و بدنبال این آیه است؛ بدین شکل: إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنزِیرِ وَ مَآ أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَلآ إِثْمَ عَلیْهِ إِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. [1] و دوّمى از آن در سوره أنعام است و بدنبال این آیه است؛ بدین شکل: قُلْ لآ أَجِدُ فِى مَآ أُوحِىَ إِلَىَّ مُحَرَّمًا عَلَى‏ طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ و إِلّآ أَن یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ و رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. [2] و سوّمى از آن در سوره نَحل است و بدنبال این آیه است؛ بدین شکل: إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنزِیرِ وَ مَآ أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. [3] و چهارمى از آن در سوره مائده است؛ بدین شکل: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنزِیرِ وَ مَآ أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ مَآ أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَکَّیْتُمْ وَ مَا ذِبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَن تَسْتَقْسِمُوا بِالازْلَامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإسْلَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِى مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لإثْمٍ فَإِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. [1] و همانطور که از تطبیق این آیات با یکدیگر ملاحظه مى‏شود، مشاهده مى‏گردد که در سه آیه اوّل پس از بیان محرّمات أکل بلافاصله جمله استثنا را آورده و موارد استثنا را ذکر کرده است. و امّا در این آیه با آنکه جمله استثنائیّه همان جمله استثنائیّه در سائر آیات است، و قاعدةً باید بدنبال جمله مستثنى منه آورده شود و بلافاصله ذکر گردد، با جمله الْیَوْمَ یَئسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن دِینِکُمْ بین جمله مستثنى منه و این جمله استثنائیّه فاصله افتاده است. و بخوبى روشن است که این جمله را که راجع به ولایت است و داراى آن مفاد عالى و محتواى راقى است در اینجا قرار داده‏اند تا خلط بحث شود، و مردم از فکرش بیفتند و بدنبال مفاد و محتوایش نروند؛ و چنین توهّم کنند که این آیه ولایت که دلالت بر اکمال دین و اتمام نعمت دارد و بواسطه آن، دیگر در اسلام کمبودى نیست و سزاوار است که خداوند به دین اسلام راضى باشد، راجع به مسائل عادى از قبیل مراوده با کفّار و حلّیّت طعام آنها براى مسلمانها و حلّیّت طعام مسلمانها براى آنها و أمثال ذلک مى‏باشد. و امّا دوّمین مورد که تغییر محلّش بسیار روشن است، آیه تطهیر است؛ و آن در سوره أحزاب است‏ در تغییر محلّ آیه تطهیر إِنَّمَا یُرِیدُ اللَهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا. این آیه هم در جائى واقع شده که بهیچوجه مناسبتى با ما قبل و ما بعد خود ندارد. زیرا که ما قبل آن راجع به زنهاى رسول الله است، و ما بعد آن نیز راجع به زنهاى رسول الله است؛ ولیکن این آیه با اینکه راجع به اهل بیت رسول خداست، در میان آیات آورده شده است که امر مشتبه شود. و مجموعه آیات چنین است: ینِسَآءَ النَّبِىِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَآءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا* وَ قَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَهِلِیَّةِ الاولَى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتِینَ الزَّکَوةَ وَ أَطِعْنَ اللَهَ وَ رَسُولَهُ و- إِنَّمَا یُرِیدُ اللَهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا-* وَ اذْکُرْنَ مَا یُتْلَى‏ فِى بُیُوتِکُنَّ مِنْ ءَایَتِ اللَهِ وَ الْحِکْمَةِ إِنَّ اللَه‏ کَانَ لَطِیفًا خَبِیرًا. [1] در اینجا ذکرى از اهل بیت نشده است، و اوصافى از آنان بیان نشده است تا بنحو خطاب، خداوند آنها را مخاطب قرار دهد و هر نوع پلیدى و رجسى را از آنان بزداید و تطهیر کند. بلکه دو آیه است فقط درباره نِساءُ النَّبىّ (زَوْجاتِ رسول الله): اوّل: آیه: ینِسَآءَ النَّبِىِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَآءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا. دوّم: بدنبال آن، آیه: وَ قَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَهِلِیَّةِ الاولَى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتِینَ الزَّکَوةَ وَ أَطِعْنَ اللَهَ وَ رَسُولَهُ و وَ اذْکُرْنَ مَا یُتْلَى‏ فِى بُیُوتِکُنَّ مِنْ ءَایَتِ اللَهِ وَ الْحِکْمَةِ إِنَّ اللَهَ کَانَ لَطِیفًا خَبِیرًا. تمام این آیات راجع به نِساءُ النَّبىّ است، یعنى زن‏هاى رسول خدا؛ و دستوراتى است که به آنها داده مى‏شود، و ضمائر همه راجع به آنهاست؛ یعنى ضمیر جمع مخاطب مؤنّث است مثل: لَسْتُنَّ، اتَّقَیْتُنَّ، تَخْضَعْنَ، قُلْنَ، قَرْنَ، بُیُوتِکُنَّ، تَبَرَّجْنَ، أَقِمْنَ، ءَاتِینَ، أَطِعْنَ، اذْکُرْنَ. در وسط آیه دوّم مى‏بینیم‏ که لحن خطاب تغییر مى‏کند، و یک جمله نامناسب راجع به اهل بیت رسول خدا وارد مى‏شود بطوریکه ضمیرهایش ضمیر جمع مخاطب مذکّر است؛ مثل عَنکُمْ و یُطَهِّرَکُمْ، و عیناً مانند وصله ناهموارى است که بخوبى مشخّص مى‏سازد که ربطى به آیه قبل و بعد ندارد؛ و جاى این خطاب در اینجا نیست. ولى در اینجا آورده‏اند، تا بواسطه ملابست، اذهان عامّه را متوجّه زوجات رسول الله بگردانند، و حَسَنه تطهیر و فقدان رجس را به آنها بچسبانند. و در نتیجه آیه دوّم بواسطه ادخال این زیادى بصورت دو آیه درآمده است، و تا یُطَهّرَکُمْ تَطْهِیرًا را یک آیه و تا لَطِیفًا خَبیرًا را آیه‏اى دیگر قرار داده، و مجموعاً آیات راجع به نِساءُ النَّبىّ را سه آیه کرده اند(مهرتابان صص9-412)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عنایت داشته باشید قرآن کریم در زمان پیامبر(ص)جمع آوری شده وبه صورت سوره ها ومشخص بودن جای هر آیه در هر سوره بدستور ایشان,زیرا همانگونه که میدانیم آیاتی که نازل می شد توسط کاتبان وحی نوشته می شد در لوح های مختلف.ازمجموع اسناد ومدارک وروایات،چنین استفاده می شود که ترتیب آیات در سوره های قرآن،باارشاد وراهنمائی های پیامبر اسلام (ص)صورت گرفته ورأی وسلیقه صحابه در بوجود آمدن ترتیب مذکور دخالتی نداشت. زرکشی در کتاب «البرهان» خود ،این اجماع را بدین صورت نقل کرده اند:که به اتفاق همه مسلمین،ترتیب آیاتِ سوره های قرآن بدستور پیغمبر(ص) صورت گرفته است،چون هر وقت وحی نازل می شد یکی از نویسندگان وحی را احضار می فرمود وبه وی می گفت این آیه یا آیات را در فلان محل از فلان سوره قرار دهد. ابن زبیر گوید:به عثمان گفتم:آیه«والذین یتوفون منکم ویذرون ازواجاً» را آیه دیگری نسخ کرده است،چرا دستور می دهی آنرا بنویسند؟عثمان گفت برادر زاده!من چیزی را در قرآن از جای خودش تغییر نمی دهم. رسول خدا (ص)سوره های فراوانی از قرآن رابا ترتیب کنونی آیات آنها، در نمازها وخطبه های آن می خواند، یعنی علاوه بر آنکه قبلاً ترتیب آیات راپس از نزول وحی بلا فاصله مشخص می فرمود عملاً نیز این ترتیب را رعایت می فرمود .(دکتر سید محمد باقر حجتی،تاریخ قرآن کریم،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،ص66تا70) در هر صورت این سوره ها با این ترتیب آیات،همواره متواتر بوده ومیان مسلمانه رائج بوده واحدی جرئت تغییر نداشته ،زیرا افراد زیادی قرآن را حفظ داشتند ونسل به نسل در اذهان جریان داشته ودارد وکوچکترین جا بجائی با عکس العمل مسلمانها رو برو بود.علامه طباطبائی قدس سّره،می فرمایند:اینکه ترتیب سور وآیات بدستور پیامبر باشد،ثابت نیست.بیان ایشان مشکلی را ایجاد نمی کند،زیرا از متن ومحتوا ی آیات می توان تشخیص داد که آیه مکی است یا مدنی.ضمن اینکه جابجائی آیات مکی ومدنی در مواردی که گفته شده،بعلل خاصی بوده که از نظرها مخفی نیست.مانند جا دادن آیات ولایت در لابلای آیات مربوط به میته ویا زنهای پیامبر! نکته دیگر آنست که خود علامه ره در فصلی از کتاب «قرآن در اسلام»بیان نموده که قرآن مجید از هر گونه تحریفی محفوظ است واشاره نموده که تاریخ قرآن از روز نزول تا امروز کاملاً روشن است ،وپیوسته سوره هاوآیات آن ورد زبان مسلمانها بوده ودست بدست می گشته است.قرآن در اسلام،انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،ص133 در نتیجه چیزی جابجا نشده است واگر آیه ای هم بر خلاف ترتیب نزول آمده به دستور پیامبر اکرم(ص)بوده است.ر.ک.به آیت الله معرفت،التمهید،انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،ج1 ص276 درهر صورت به تصریح همه بزرگان اهل فن ،قرآن کریم بطور متواتر نسل به نسل بدست ما رسیده وکم وزیاد نشده،والفاظ آن ولو از نظر املائی غلط هم باشد دست نزده اند تا زمینه تحریف فراهم نشود. می توان از مطالبی که در بند 1و 2 و 3 گذشت نتیجه گرفت ک نزول آیات اولا ) در یک مورد بر پیامبر نازل نمی گشت بلکه هنگام حاجت در طول 20 یا 23 سال نازل شد پیامبر ( ص ) به طور طبیعی هرآنچه که بر ایشان نازل می شد به مردم ابلاغ می فرمود و مردم هم با شوق وذوق تمام آنها را یادداشت می کردند و در حافظه هایشان جا می دادند بنابراین این گونه نبوده است که پیامبر ( ص ) در یک مورد سوره ای همانند بقره راتلاوت بکند گذشته از آن پیامبر ما فوق بشر مادی است و توانایی او در اتصال به منبع لایزال الهی را نمی توان انکار کرد قرایت کل قرآن بر چنین کسی مشکل نیست تا چه رسد به قرایت سوره بقره حتی به گواه تاریخ حضرت در نمازسوره ها را تلاوت می فرمود تا بیشتر در اذهان مردم جا بگیرد ازاین رو نه کوتاهی سوره دلیل بر نزول بی وقفه آن است و نه طولانی بودن بر نزول تدریجی دلیل می باشد چگونگی زمان دقیق نزول آیات به طور روشن معلوم نیست تنها این اندازه مشخص است که آیات در عرض 20 یا 23 سال بر پیامبرنازل گشته است . خداوند آخرین کتاب آسمانى خود را به نام قرآن، براى هدایت بشر فرستاده است. خداوند دیگر نه کتابى مى‏فرستد و نه پیامبرى؛ بنابراین قرآن اولین و آخرین منبع هدایت بشر تلقى مى‏شود. تحریف چنین کتابى برابر با عدم حفظ خداوند و مساوى با گمراهى بشر است و این با حمید و حکیم بودن خداوند سازگار نیست. بنابراین خداوند خود به مقتضاى حکیم بودنش این کتاب را حفظ مى‏کند. T}2. برهان اعجاز{T این دلیل به تعبیر علامه طباطبایى‏ ، قرآن در اسلام، ص 117.{V بهترین و متقن ترین دلیل براى صیانت قرآن در زمان کنونى به شمار مى‏رود. تقریرش این است که همان وجوه اعجازى که براى قرآن زمان رسول‏اللَّه وجود داشت (مثل تحدى، فصاحت و بلاغت و زیبایى الفاظ آن، روحانى و معنوى بودن آن، هدایت انسان به سوى حق، صدق مطلق مطالب آن و بالاخره خیلى از اوصاف دیگر) بر همین قرآن کنونى منطبق و یافت مى‏شود. بى‏تردید در صورتى که بین این فاصله زمانى کمترین نقصان و یا اضافه‏اى در آن به وقوع مى‏پیوست، به طور یقین دیگر از آن اوصاف خبرى نمى‏ماند و حال آنکه همه آنها در قرآن کنونى باز هم یافت مى‏شود. 3. از طرفى، در چندین جا تصریح مى‏کند که کلام خدا و سند نبوت است و کتاب اسلام به شمار مى‏آیدمانند آیه 34 سوره طور و آیه 88 سوره اسراء و از طرف دیگر، دین اسلام را دین خاتم معرفى مى‏کندمانند آیه 85 سوره آل عمران و آیه 40 سوره احزاب. روشن است که معناى خاتمیت، مصونیت از تحریف است. اما سخن در این است که چه چیزى از دین باید مصون از تحریف باشد؟ یقیناً آنچه به نام دین و مجموعه هدایت الهى براى یک پیامبر نازل گشته است؛ یعنى، کتاب او باید مصون از تحریف باشد و این شرط لازم مصونیت دین از تحریف است‏ همان، ص 66 و درباره خاتمیت ر.ک : مجموعه آثار استاد مطهرى، ج 2، ص 183 و ج 3، ص 1534. قرآن در همه زمان‏ها و مکان‏ها و حتى در زمان حاضر، توان و قدرت فکرى و ذهنى بشر را براى همانندسازى به مبارزه فرا مى‏خواند. اما بشر حاضر مثل انسان‏هاى گذشته، عاجزانه در مقابل آن شکست را پذیرا مى‏شود. از این ناتوانى موجود به راحتى مى‏توان پى برد که حتى قرآن کنونى به تحریف دچار نشده است. قرآن در راستاى هدایت و راهنمایى بشر، از بیان چیزى که لازمه بشر در امر سعادت باشد، فروگذارى نکرده است. قرآن حاضر همانند قرآن موجود در گذشته‏ها داراى این صفت است. حال اگر قرآن در زمان حاضر به چنین صفتى است، چگونه مى‏توان احتمال نقصان یا زیادت را در آن داد؟ بنابراین قرآن کنونى از هر گونه تغییرى مصون است. تمام آیات و سوره‏هاى کنونى قرآن مجید، همانند قرآن گذشته، دست به دست و سینه به سینه به طور همگانى توسط مسلمانان نقل گردیده است. این تواتر منطقى، دلالت مى‏کند هیچ کلمه و آیه یا سوره‏اى، نه از قرآن کاسته شده و نه بر آن افزوده شده است. بنابراین قرآن کنونى با توجه بر واجد بودن صفت تواتر، از هرگونه تحریفى سالم است. مسلمانان معتقدند وحى در واقع تکلم و گفتار لفظى خداوند است که به وسیله جبرئیل به پیامبرصلى الله علیه وآله مى‏رسید و پیامبرصلى الله علیه وآله موظف بود عین همان الفاظ را بر مردم برساند. علامه مرتضى عسکرى یکى از تمهیدات الهى براى مصون ماندن قرآن، نزول تدریجى آن، آن هم با سبک و برنامه‏اى ویژه است. در مدت تقریباً 23 سال، آیات قرآن به دو شکل نازل شده است. آیاتى که در آغاز بعثت در مکه نازل گردیده، آیاتش کوتاه و موزون است؛ مانند «وَ الضُّحى‏ وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى‏ ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى‏...» و یا الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ. این مقاطع کوتاه و موزون در حفظ آیات، تأثیر بى‏شائبه‏اى داشته است، آن هم در میان مردم روزگارى که امى بوده‏اند. اما در سال‏هاى بعد، آیات و سوره‏هاى بزرگ‏ترى در مدینه نازل شده است؛ زیرا در مدینه، هم آرامش بیشترى براى مسلمانان بوده و هم امکانات نوشتن و ثبت آیات وجود داشته است. بالاخره، نزول تدریجى قرآن، این نتیجه را داشت که وقتى حتى چند آیه نازل مى‏شد، پیامبر آن را براى مسلمان‏ها مى‏خواند (و آنان نیز حفظ مى‏کردند) و بعد آیه‏اى دیگر نازل مى‏گشت. در تاریخ قرآن مهم است بدانیم که پیامبرصلى الله علیه وآله چگونه آیات را به مردم مى‏خوانده و آنها را تعلیم مى‏داد؟ راوى مى‏گوید: پیامبرصلى الله علیه وآله در مدینه هر بار ده آیه به ما مى آموخت. ما ده آیه را یاد مى‏گرفتیم، سپس ده آیه دیگر و... براى مثال، یکى از صحابه در مسجد دمشق 1600 شاگرد را تعلیم قرآن مى‏داده است. به این شکل که آنها را به گروه‏هاى ده نفرى تقسیم کرده بود و هر ده نفر یک ناظر داشته اند که مجموع این ناظران و سرگروه‏ها 160 نفر مى‏شدند. به شهادت تاریخ، در صدر اسلام عده زیادى از مسلمانان - که تعداد آنان را تا 43 نفر نوشته‏اند به دستور پیامبرصلى الله علیه وآله هر آیه و یا سوره‏اى که نازل مى‏شد، بلافاصله مى‏نوشتند؛ از جمله معروف‏ترین اصحاب پیامبر که به نوشتن قرآن اهتمام خاصى مى‏ورزیدند، حضرت على‏علیه السلام و زید بن ثابت بودند. اهتمام مسلمانان بى‏شک از اهتمام پیامبرصلى الله علیه وآله بر قرائت قرآن و تحفیظ آن بر مسلمانان‏جامعه آن روز فضیلت بزرگى براى حفظ قرآن قائل شده بود. مؤمن و منافق در این جهت بر یکدیگر سبقت مى‏گرفتند. معاشرت و انس با قرآن، جزو آداب و رسوم مردم در آمده بود و در مسائل و مشکلات خود به آن مراجعه مى‏کردند. تقدّس و فضیلت یافتن قرآن نزد مسلمانان، این نتیجه را به دنبال داشت که کسى نمى‏توانست ایده تغییر قرآن را در سر بپروراند. اهتمام به نگه‏دارى و حفظ قرآن کریم در میان مسلمانان به اندازه‏اى بود که پس از نبى اکرم و در زمان خلافت ابوبکر، وقتى در جنگ یمامه تعدادى از حافظان قرآن کشته شدند، مسلمانان تصمیم گرفتند توجه بیشترى در حفظ قرآن به خرج دهند و به این منظور همه نسخه‏هاى قرآن را در یک جا جمع‏آورى کرده و از اینکه نقصانى در آنها واقع شود، جلوگیرى نمودند. حفظ این نسخه‏ها به شدت مورد توجه قرار گرفت و همین طور نسل بعد، قرآن را سینه به سینه حفظ مى کردند و به نسل بعد انتقال مى دادند(سید محمد حسین طباطبایى، ترجمه المیزان، ج 12، ص 167 - 161، مرکز نشر فرهنگى رجا. ‏ (براى مطالعه بیشتر ر.ک: الف. محمد هادى معرفت، تاریخ قرآن، (تهران: سمت، چاپ دوم 1377و به کتاب قرآن هرگز تحریف نشده از ایت الله حسن حسن‏زاده آملى. موفق باشید
990

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام می خواهم تحقیقی پیرامون موضوع فتنه در قران و احادیث انجام دهم اول می خواستم بدانم کلمه های دیگر با این بار معنایی آیا در احادیث و روایات آمده است یا نه ؟ دوم می خواستم منابعی با توجه به موضوع خاص من در شرح احادیث و روایات و تفسیر قرآن و شرح نهج البلغه به من معرفی کنید. ممنون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده در این مورد حضور ذهن ندارم. موفق باشید
981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی . من دختری چهار ده ساله هستم و به تازگی اهمیتم به نماز کمتر شده و از این بابت ناراحت هستم من حتی قبلا نمازم را همیشه به جماعت می خواندم ولی چند روزی است که نمازم به تأخیر می افتد . می خواستم اگر می شود کمی از اهمیت نماز برایم بگویید وکمی راهنماییم کنید.با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی سعی کنید معرفت خود را به نماز بیشتر کنید تا بفهمید می‌توانید در نماز با نور خدا اُنس بگیرید و در اثر نوری که خداوند بر قلب شما می‌اندازد امور زندگی را درست انتخاب کنید و زشتی‌های اعمال زشت را با قلب‌تان احساس کنید. موفق باشید
24797
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: اخیرا سخنرانی هایی از استاد پناهیان با موضوع خلق ثروت توسط نیرو های مومن آورده شده است که اهم جملات ایشان را بصورت متن برایتان تایپ نموده ام و همچنین لینک نمایش ویدئو های این سخنرانی ها را در آخر همین نوشته قرار داده ام. لطفی در حق ما شاگردان خود بنمایید و با استناد بر فرمایشات ایشان و هم چنین فرمایشات خودتان در کتاب جایگاه رزق در عالم هستی راهنمایی بفرمایید که اگر یک انسان مومن در این زمانه هدف زندگی دنیایی خودش را ثروت مند شدن و خلق ثروت در جهت کسب رضای خداوند قرار دهد تا چقدر هدف صحیحی است؟ نکند در دنیای پس از مرگ باعث بشود عقب بمانیم و حسرت بخوریم که چرا ارده مان مصروف بر تولید ثروت شد؟ جملات کلیدی استاد پناهیان با موضوع ضرورت ثروت سازی: ۱. تو باید به استقبال بعضی از مسائل بروی که به ظن تو فساد انگیز است نه آنکه صورت مسئله را پاک کنی. ۲. این مسئله ها را باید برای خودت ایجاد کنی و اگر مردی بایستی و آنجا دین داری کنی (مثل پول در آوردن) ۳. حتما بچه مذهبی ها باید عرضه داشته باشند پول در بیاورند. ۴. کسی که ادعا دارد ما بچه ی خوبی هستیم ولی وقتی از او پرسیده می شود که کاسبی می کنی می گوید: کاسبی نمی کنم در درجه اول از چشم پیغمبر افتاده است و دوما روی هیچ چیزش نمی اتوان حساب کرد. ۵. در حدیث است که اگر پیامبر به شخصی نگاه می کردند و از خوبی او تعجب می کردند می پرسیدند که شغل و حرفه ی او چیست و اگر می گفتند که شغل و حرفه ایی ندارد می فرمودند که از چشم من افتاد (جامع الاخبار ص 139) ۶. طلحه و زبیر می گفتند که حضرت علی پول ندارد که خلیفه شود، حضرت به عاملینشان دستور می دهند که پول های من را که دستان هست و دارید بوسیله ی این پول ها کار می کنید را بیاورید، تپه ایی از پول نقد جمع آوری گردید سپس طلحه و زبیر را خبر نمودند و خطاب به آنها فرمودند: اینها فقط پول های نقد عاملان من در مدینه و اطراف مدینه است املاک و چاه ها و زمین های کشاورزیم را نیاورده ام. ۷. حصرت علی پول هایی که در می آورد زمین ها و چاه هایی که داشت به اندازه ی نیازش بود یا فراتر از نیازش؟ ۸. پس به اندازه ی نیازت پول در نیاوری ها!! ۹. می ترسی که خراب شوی؟ تو بدون پول هم خراب می شوی تو همین الان هم خرابی. ۱۰. اگر به تو اخلاق قناعت را آموخته اند ولی این حدیث از امام صادق را برای تو نخوانده اند که خیری نیست در کسی که دوست ندارد پولش را اضافه کند. (کافی ج 5 ص72) این دین انفعالی است و برای جامعه ضرر دارد. ۱۱. در حدیث است که بقا جامعه به آن است که پول در دست کسانی باشد که حق را می شناسند و یکی از عوامل نابودی اسلانم و جامعه ی اسلامی در آن است که پول در دست کسانی باشد که حق را نمی شناشند (کافی ج5ص25) پولدار ها کسانی باشند که نفهمند پول را باید کجا خرج کنند. ۱۲. حزب الهی که بی پولی اش به علت بی عرضگیش باشد این را نباید بگذارد به پای زهدش!!باید برود تلاش بکند اگر پولدار شد خدا داده است و اگر نتوانست پولدار شود خدا نداده است ای جانم به این فقر. ۱۳. بسیجی ها چرا جهاد به مال رو فرهنگ سازی نمی کنند؟ چرا نمی روند کارخانه و باغ بزنند که پول در بیاورند؟ ۱۴. ببخشید که در کنار نماز همیشه توصیه به ذکات شده است!!! تو پول نداری ذکات بدی. ۱۵. در آخر الزمان مردم برای حفظ دینشان نیاز به پول دارند. (کنز الاعمال ص 238ج3) ۱۶. پایان تاریخ و غلبه ی مستضعفین بر مستکبرین و ظهور حضرت حجت خلق الساعه نمی شود بلکه باید مدیریت صالح برای ثروت و قدرت بوجود بیاید پس باید برای ثروت و قدرت آماده بود. لینک سخنرانی ها: ۱. بیش از حد نیازت پول در بیاور (https://www.aparat.com/v/4SiEM) ۲. ضرورت ثروت سازی برای تشکیل حکومت جهانی (https://www.aparat.com/v/cN9pe) شماره ی سوالات مرتبط با این موضوع در سایت: ۲۴۱۴۴ ۲۴۵۸۱ ۲۴۱۶۰
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که در سؤالات مذکور عرض شد اصلِ تذکرات جناب استاد پناهیان چیزی نیست که کسی منکر باشد؛ منتهی دو نکته را نباید فراموش کرد: یکی این‌که در هر حال، انسانِ مؤمن باید کفاف در زندگی را از دست ندهد و گرفتار ریخت و پاش‌ها به بهانه‌ی ثروتمندی نشود. دیگر آن‌که اگر کسی متوجه شد استعدادهایش را می‌تواند در امور فکری و فرهنگی بالا ببرد و رشد دهد، باید مواظب باشد آن استعداد را صرف ثروتمندیِ خود حتی برای کمک به بقیه نکند. جناب صدرالمتألهین در گِله‌ای که به جناب شیخ‌الرئیس ابن سینا دارد می‌فرماید شمائی که این‌همه استعداد در ارائه‌ی معارف و درکِ عمیق آن‌ها داشتی، چرا وقت خود را صرف طبابت‌هایی کردی که سایر افراد و اطباء می‌توانستند آن را انجام دهند؟ آری! بعضی‌ها استعداد پول‌درآوردن‌شان خوب است می‌توانند با قصد خیر به آن امور بپردازند، ولی طوری سخن گفته نشود که امثال استاد پناهیانِ کشور هم به کار تجارت بپردازند و جامعه از استاد پناهیانی که با کار فرهنگی خدمات بزرگی انجام می‌دهند، محروم شود. آری! قضیه‌ی ائمه «علیهم‌السلام» که علم لدنّی دارند و شرایط کسب ثروت در آن موقعیتِ اقتصادی، مانعِ شخصیت فرهنگی و سلوکِ عبادی‌شان نمی‌شود، جداست. موفق باشید 

24115
متن پرسش
با سلام: با توجه به این‌که هنوز مناطق سیل‌زده مشکلات‌شان حل نشده و نیازهای اساسی زندگی آن‌ها هنوز مانده است و عملاً دولت توانایی برآورده‌کردن آن نیازها را ندارد؛ و بعضاً افرادی هستند که مایل‌اند در این امر مهم کمک نمایند و خبردار شده‌ایم بعضی از برادران که جنابعالی با آن‌ها ارتباط دارید در مناطق سیل‌زده فعّالانه کار را ادامه می‌دهند؛ بفرمایید اگر ما بخواهیم کمک نقدی بکنیم به چه حسابی باید واریز شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید رفقایی از طلاب و سرداران سپاه هستند که با تمام وجود در خدمت آن امر مهم که مورد رضایت امام زمان «عجل‌اللّه‌‌تعالی‌فرجه» و رهبر معظم انقلاب می‌باشد؛ بنده با آن عزیزان تماس گرفتم و ایشان شماره حساب زیر را به نام آقای امیر رضا ریاحی منش اعلام فرمودند. شماره کارت  ۶۰۳۷۹۹۷۵۳۰۵۸۱۸۵۰  می‌باشد. به خصوص که بسیاری از افرادی که قبلاً در میدان بوده‌اند، میدان را ترک کرده‌اند و بدین لحاظ بنده احساس کردم نباید مسئله را فراموش‌شده گمان کرد. موفق باشید

 

22771

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: سوال داشتم در مورد پزشکی نوین و اختلافات آن با طب سنتی. به عنوان مثال می گویند حجامت به جای واکسیناسیون در صورتی که این دو مقوله کاملا از هم جدا هستند. اگر شما مخیر به انتخاب یکی باشید کدام را می پذیرید؟ چه مقدار پزشکی نوین را قبول دارید؟ به عنوان مثال همین واکسیناسیون را. ان شأء الله همیشه سلامت باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گرایش بنده بیشتر به طبّ سنتی است و فکر نمی‌کنم بتوان واکسناسیون را به جای حجامت گذاشت. ولی در مواردی که پدیده‌ای جدید پیش آید که طبّ سنتی در آن ورود نداشته باشد نمی‌توان از طبّ جدید چشم‌پوشی کرد. موفق باشید

22348

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: حلال بفرمایید که وقتتون رو می گیرم. مدتی است مسئولیت کار تربیتی مجموعه ای به عهده من گذاشته شده است که خودم رو خیلی ناتوان در این امر می دانم هر چند دیگران معتقد به این امر نیستند. و برعکس فکر می کنند. علی هذا تمرین توکل و توسل را انجام می دهم و می دانم نیاز شدید به تقویت بعد عبادی خویش دارم ولی متاسفانه به دلیل حجم کار، موضوعات مختلف هجوم زیادی بر ذهن من می آورد و اجازه نمی دهد نمازهام با فراغ بال باشد و از طرفی دلخوشیم به نماز شب و صبح بود که به دلیل هجوم درگیری ذهن در خواب، آرامش خوابی هم ندارم که صبح خالی از آن شده باشم. شدیدا دلم طالب دعا و نیایش هست به لطف الهی ولی گاهی ذهن شلوغ و گاهی خستگی مفرط اجازه بهم نمی دهد. لطفا یادم بدید چه کنم یادم بدید که در تلاوت یا زیارت خاصی یا از این قبیل مداومت داشته باشم. شاید قوت کلام شما بر اراده من بر مداوت امری موثر بیفتد (چرا که به دلیل احوالات هر زمانی، مداومت بر امری رو هم از دست می دهم. مثلا به خودم قول می دهم بعد نماز صبح نخوابم ولی زمانی برای رهایی از افکار مزاحم به خواب پناه می برم) متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر که با نیت خدمت به اسلام و مسلمین وارد شوید، پس از مدتی وسعت و سعه‌ی لازم را در آن حدّ که کاری شما را از کاری باز ندارد؛ پیش می‌آید. در عین حال چندان هم به خودتان سخت‌گیری نکنید، معلوم است که اگر دیر خوابیده باشید و بخواهید بعد از نماز صبح هم نخوابید، روح و نفس شما توان لازم جهت تدبّر در امور فکری را نخواهد داشت. موفق باشید

21062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با سوال 21038 این را هم اضافه بفرمائید هر چه می کشیم از عالمانی است که از بانیان و متفکران نئولیبرال اینچنین حمایت می کنند. استاد مقاله آقای جوادی را درباره هاشمی می خوانیم فکر می کنیم دارد امیرالمومنین را وصف می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند آیت اللّه خزعلی را که فرموده بودند: «ای کاش آیت الله خزعلی که دم مرگش همگان را به پرهیز از هاشمی دعوت کرد و فرمود اگر هاشمی دوباره بیاید خدا کند من نباشم» نگران نباشید. عرایضی در جواب سؤالات شماره‌ی 21057 و 21065 در این مورد شده است. بد نیست سری به آن جواب‌ها بزنید. موفق باشید

19854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. آقای هاشم حداد می گوید که به بزرگی آقای قاضی نه در گذشته بوده نه در آینده. خب پس ما نمی توانیم مثل آیت الله قاضی شویم او افضل منه طبق کشف ایشون. من هم دوست دارم بشوم خیلی! ۲. کشف طلب کردن خوب است یا نه؟ علامه حسن زاده طلب کرده اند بنا بر صحبت خودشان در انسان در عرف عرفان. ۳. چگونه انسان روش خودش را احراقی کند؟ ۴. چگونه و با چه روشی انسان شوق عرفانی را در افراد زنده کند؟ (مثلا یکی از آنها نقل داستانهای عرفا)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هرکدام از اولیاء از جهتی کمالات خاص خود را دارند. هرکس باید در مسیری که خداوند برای او قرار داده است، حرکت کند و به نتایج خاص خود برسد 2- طلب بندگی و اطاعت باید داشته باشیم خداوند خودش آن‌چه برای شوق عبادت نیاز است، مرحمت می‌کند 3- باید سعی کرد جز خدا در میان نباشد 4- انسان‌ها به خودی خود در جان خود شوق عرفانی دارند، باید غیر خدا را مهم نکرد تا آن شوق ظهور کند. موفق باشید

18523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: طبق سفارشتون سیر مطالعاتی ای که تو سایت هست را شروع کردم فقط دو مدل سیر نوشته شده تو سایت هست یا من درست متوجه نشدم. یکیش به صورت اعداد 123456 که هرکدوم بخش بندی داره (سير مباحث و چگونگي پيگيري آن‌ها) و دومی به صورت الف ب ج د ......و مسایل ...(ترتيب پیشنهادی مطالعه جزوات و كتاب‌هاي استاد طاهرزاده) کتاب اول در هر دو جوان و انتخاب بزرگه. اما کتاب دوم تو لیست اول آشتی با خدا هست و در لیست دوم چه نیازی به نبی. کدومشو انجام بدم؟ و اینکه چون من تنها شروع کردم فردی نیست برا مباحثه، مشکلی نیس؟ میتونم سوالی داشتم از مباحث از همین طریق بفرستم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قسمت را دنبال بفرمائید که می گوید:‌ سير مباحث و چگونگي پيگيري آن‌ها

 1- مقدمات اولیه

    الف – کتاب «جوان و انتخاب بزرگ»

    ب- كتاب «آشتي با خدا » همراه با مباحثه و بدون عجله.

    ج- کتاب «ده نكته از معرفت ‌نفس» همراه با سی‌دیِ شرح آن و در صورت امكان، مباحثه با همديگر.

    د- کتاب «از برهان تا عرفان» (برهان صدیقین) همراه با سی‌دی

آن قسمت که می فرمائید ربطی به سیر مطالعاتی ندارد بلکه مربوط به ترتيب پیشنهادی مطالعه جزوات است موفق باشید

18277
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد اکنون کلان شهرها مثل تهران، محل تردد خیل عظیمی از انسانهاست. این مسئله بر حضور قلب مان تاثیر سوء می گذارد. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن اُنسِ اصیل روحانی به شدت در چنین شهرهایی گم می‌شود، ولی با همه‌ی این مشکلات به اندازه‌ای که سعی کنید جنبه‌ی وحدت در روح ما تقویت شود، کثرات عالَم از تأثیر و نفوذ ضعیف می‌گردد. آرزوهای بلند دنیایی و مشغولات دنیایی و کینه‌ها و پرخوری‌ها و پرخوابی‌ها و چشم‌چرانی‌ها؛ جنبه‌ی کثرت را تقویت می‌کند و دوری از این امور جنبه‌ی وحدانی انسان را که مناسب با اُنس با حضرت احدی است، تقویت می‌نماید. موفق باشید  

16602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در داستان دیدار حضرت موسی (ع) و خضر نبی (ع) که محل سکونت خضر نبی مجمع البحرین ذکر شده، منظور از مجمع البحرین چیست؟ و اینکه آیا تاویلی دارد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد تأویلی در میان باشد و مجمع‌البحرین محل جمع دو بحرِ معرفت ظاهر موسوی و باطن خضری باشد. موفق باشید

16229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: از شما بسیار متشکرم که سعی بر انس هرچه بیشتر ما با قرآن این کتاب عظیم و پر برکت آسمانی دارید. به اذن خدا در مورد آیه مبارکه ۲۴ سوره نسا من تفسیر المیزان را مطالعه کرده ام. در آنجا و آیه قبل ازدواج با اشخاصی مثل مادر و عمه و خاله و... را منع می کند لطفا در مورد تفسیر آیه 24 و ابتدای آیه که می فرماید و زنان شوهردار مگر کنیزانی از شما که شوهر دارند، ازدواج با آنان حرام است. لطفا کمی توضیحی بفرمایید. منظور از کنیزان شوهردار چیست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مباحث «آیات الاحکام» که مربوط به فقها است، بنده تخصص ندارم و علامه‌ی طباطبایی نیز در همان ابتدای المیزان می‌فرمایند که در این آیات، ورود نمی‌کنند زیرا این آیات باید ذیل روایات فقهی معنای خود را ظهور دهد و نه در یک بحثِ تفسیری صِرف. موفق باشید

16193
متن پرسش
سلام: آیا درست است علما خاک پای امامان هم نمی شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر از خودشان بپرسید، خود را از این‌هم پایین‌تر می‌دانند. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» اظهار می‌دارند روحم فدای خاک پای آن حضرت شود و وقتی یکی از افراد در محضر آیت‌اللّه بروجردی«رحمة‌اللّه‌علیه» با صدای بلند گفت برای سلامتی امام زمان و آیت اللّه بروجردی صلوات؛ حضرت آقا بسیار خشمناک شدند که چرا اسم ایشان در عرض اسم حضرت مولایمان صاحب‌الزمان«صلوات‌اللّه‌علیه» آورده شد؟! موفق باشید

15727
متن پرسش
سلام و احترام: استاد گرانقدر، در آثارتان آمده است که حقیقت انسان در بهشت گناه کرد، لذا ما هبوط شده ایم. منظور از حقیقت انسان چیست؟ حقیقت انسان گناه کرده است چه ربطی به همه انسانها دارد؟ مگر همه انسانها در این خوردن گندم سهیم اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» در رابطه با رجوع به شجره‌ی ممنوعه، بحث آدمیت را عرض کردم و آدمیت، قصه‌ی همه‌ی انسان‌هاست و نه حضرت آدمِ ابوالبشر. و این غیر از حقیقت انسان که مقام خلیفة‌اللهی است، می‌باشد. مقامی که اسماء الهی بدان آموخته شد. موفق باشید

15282
متن پرسش
با سلام استاد گرامي با سلام: جواني 30 ساله، داراي مدرك كارشناسي ارشد و در يكي از ادارات دولتي مشغول به كار هستم. خيلي وقتها به سي سال ديگر فكر مي كنم كه اگر زنده باشم به پشت سر نگاه مي كنم و مي بينم سي سال از بهترين دوران عمرم در اداره اي سپري شده كه بسياري از روزهاي آن كار مشخصي براي انجام دادن نداشته ام. استاد نگرانم از نگاه حسرت بارم به گذشته وقتي در آستانه شصت سالگي قرار دارم و بايد آماده رفتن شوم. چه كنم كه به حس رضايت از خويشتن برسم؟ چگونه زندگي كنم كه احساس كنم خدا از من راضي است؟ اصلا من معني اين جمله را نمي فهمم كه همه كارها را براي رضاي خدا انجام دهيد. انگار بسياري از كارهاي روزمره انسان امروزي ربطي به رضايت پروردگار ندارد. مثلا صبح تا عصر پشت ميز اداره بنشينم براي رضاي خدا؟ فيلم و سريال ببينم، موزيك گوش كنم، رمان بخوانم، عيدها طبق رسم هر سال به ديد و بازديدهاي الكي بروم، اخبار گوش كنم براي رضاي خدا؟ علايق فرديم را دنبال كنم براي رضاي خدا؟ استاد خواهشا بفرماييد اين صبح تا شب هر روزي را چگونه بايد گذراند لحظه لحظه اش را چگونه از رضايت پروردگار سرشار كرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از نظر عقلی متوجه‌ نحوه‌ی دیگری از زندگی در این دنیا شد که با ابعاد روحانی خود می‌تواند با عوالم روحانی عالم، مأنوس باشد متوجه‌ی جایگاه ارزشمند شریعت الهی می‌شود و رویکرد او نسبت به دین خدا، رویکرد انسانی است که می‌خواهد با بنیادی‌ترین مراتب وجود خود، با اصیل‌ترین واقعیت مأنوس گردد و زندگی خود را معنا ببخشد. سیر مطالعاتی روی سایت به لطف الهی می‌تواند در این راستا کمک‌کار باشد. موفق باشید  

14954
متن پرسش
با عرض سلام خدمت آقای طاهر زاده: سوالی داشتم بدین شرح، آیا می توان به تمام پدیده های عالم مثل غرب یا تفکر نگاه توحیدی داشت و اگر جواب بله باشد در تضاد با این حرف شما نیست که گفتید تمام مشکل ما از اینه که به پدیده های غربی نگاه دینی داریم و بالعکس. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی پدیده‌ها حجاب حقیقت‌اند و نه مظهر حقیقت، و در همین رابطه به ما گفته می‌شود به نامحرم نگاه نکنید. فرهنگ غرب از آن جهت که نفیِ عالَم قدس می‌کند، حجابِ حق است و نسبت انسان را با خدا به‌هم می‌زند. موفق باشید

13459
متن پرسش
سلام: در صوت دستورالعملهای آیت الله بهجت (ره) فرمودید: تبلیغ باید عمل باشد نه حرافی. مرز بین تبلیغ عملی و مبتلا به ریا شدن چیست؟ بعضا من می خواهم تبلیغ کنم با عملم ولی احساس می کنم که ریا می شود. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ریا یعنی برای جلب نظر افراد به خود، حرکات دینی انجام دهیم؛ در حالی‌که معتقد به آن‌ها نباشیم. ولی این‌که شما طبق وظیفه‌ی شرعی خود عمل کنید تا افراد نیز متوجه شوند، که ریا نیست! موفق باشید 

نمایش چاپی