باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانها فطرتاً با خدا روبهرو شدهاند و بر اساس همان فطرتی که توحیدی است، ربوبیت حق را تصدیق کردهاند. لذا انسان طبق آیهی فطرت اولاً: نشان داده در ذات و فطرت خود توحیدی است و ثانیاً: آن توحید را با ختیار خود اقرار کرده است، هرچند ممکن است بر اساس همان اختیار در زندگانی دنیایی از آن فاصله بگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم شنیدهام و ظاهراً همینطور بوده. ولی اینکه رسانههای آن طرف آبی میگویند او خودکشی کرده و یا او را به قتل رساندهاند؛ بیخود میگویند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید در فضای عدالتگرای نظام اسلامی بعد از آنکه جرمی اثبات شد، تازه باید بررسی کرد با مجرم چگونه برخورد کنیم. اگر بشود تنبیه او را بیسر و صدا انجام داد، این بهتر است، مگر آنکه مجرم و جرم یک جریان باشد. اینجا است که بنا به توصیهی علی«علیهالسلام» به مالک اشتر باید او را به مردم معرفی کرد و در شهر گرداند تا آن جرم و آن مجرم و آن جریان رسوا شود که به نظر بنده در موضوع بیبند و باری نسبت به حقوقهای نجومی، موضوعِ آخر باید مدّ نظر باشد. زیرا این یک جریان است که از اول انقلاب در متن انقلاب با عنوانهای به ظاهر انقلابی نفوذ کردند و همواره برای انقلاب مشکل ایجاد نمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی آیت اللّه جوادی«حفظهاللّه» ترس از جهنم بیشتر مردم را از گناه باز میدارد تا وعدهی بهشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل نفس ناطقه که مدبّر بدنِ مادی است، فرشتگان مدبّر عالم ماده میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر اینطور فرض کنیم که انسان تماماً آگاهی است و هر آنچه از بیرون میشناسد معلوم بالعرضِ اوست و معلومِ بالذات او همان آگاهی نسبت به حقیقت است، این خوب است. ولی اگر اینطور فرض شود که واقعیتی در بیرون نیست و آگاهی ما ساختهی ذهن ما است همان سوفسطاییگری است که جنابعالی متذکر آن هستید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سوالات را از من نباید بپرسید؛ احاطهی بنده در این موارد نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که میدانید قوهی واهمه قوهای است که معانی را صورت میدهد 2- وقتی نفس ناطقه در عین حفظ قوهی واهمه، به عالم معنا سیر کند صورت آن معانی در قوهی واهمه ظهور میکند که صورتهای ارزشمندی است. ولی در مورد عقل عملی تنها میتوان گفت که عقل وقتی به معنای افعالی که باید انجام دهد نظر داشته باشد و انسان موانع ارادهی آن اعمال را برطرف کرده باشد، منوّر به عقل عملی است. حال آیا این دو در بعضی موارد شبیه همدیگر عمل میکنند ظاهراً همینطور است وقتی که تصور عملی را قوهی واهمه داشته باشد و عقل عملی نیز موانع اراده به آن عمل را برطرف کرده باشد، این دو در کنار همدیگرند 3- همینطور است که میفرمایید که نفس در این موارد از نفس امّاره پیروی میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این نوع تقسیمبندیها به جهت آن است که ما با نگاه مفهومی و آموختنی به اشاراتِ آن بزرگان مینگریم، وگرنه هرکدام از سخنان آنان در جای خود، وجهی از وجوهِ حقیقت را مدّ نظر ما قرار می دهند 2- واژهی اندماج واژهای فلسفی نیست، باید نسبت به کاربردش آن را معنا کرد. آری! با نظر به مفهوم آن به «نعتِ خارج» میتوان آن را جزو معقولاتِ ثانویهی فلسفی دانست. 3- «خودْ راه بگویدت چون باید کرد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت آن نحوه انتقامگیری که حضرت مولا «علیهالسلام» به این نحوه باشد که انسان کوچکترین ملکهی گذشت را در خود رشد نداده باشد. ولی اینکه انسان به جهت ظلمی که به او شده است، ناراحت باشد؛ مشکلی پیش نمیآورد، میماند تا آنجا که ممکن است باید با روحیهی گذشت، خود را از این افکار راحت کنیم زیرا «در سینهی پر کینه اسرار نمیگنجد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایت بدین معنا است که خود انسانها در درون خود به دنیا علاقهمند باشند که نشان میدهد نور ایمان در درونشان جایگزین نشده. ولی ما در مورد بقیه نمیتوانیم چنین قضاوتی بکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوعِ کاملاً عقلی است از آن جهت که ولیّ فقیه متخصص کشف حکم خدا و رسول خدا است. با سخن او از آن جهت که سخن خدا و رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» را به میان میآورد باید مثل سخن رسول خدا برخورد نمود زیرا آن سخن و آن دستور، سخن و دستورِ خود ولیّ فقیه نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچیک از روحانیون، به خودی خودشان تقدسی ندارند. قداست به علمِ توحید و عمل به آن است. باید جامعه به آنچنان کمال و رشدی برسد که بدون دلیل برای کسی قداست قائل نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم همان سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست، همراه با دنبالکردن شرح سورهی احزاب، إنشاءاللّه مفید واقع شود به شرطی که کار تا رسیدن به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» ادامه یابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجهاید ایمان حقیقی یعنی آنکه قلب، متوجهی حقیقت یعنی ذاتِ اسماء الهی شود، به همان معنایی که قرآن به اعراب به جهت آنکه فقط تسلیم احکام الهی شدهاند، میفرماید: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (14)/ حجرات) ملاحظه میکنید که بحث ایمان را به قلبْ مرتبط میکند، یعنی به محلی که انسان با حقیقت اُنس وجودی میگیرد. آری! آخر آیه میفرماید که اگر از خدا و رسول تبعیت کنید، اعمالتان بیجواب نمیماند ولی موضوعِ ایمان که با اُنسِ قلبی پیش میآید، چیز دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بنده فکر نکردهام و این، نیاز به یک تحقیق مفصل دارد که در حدّ فرصت بنده نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز دعاگوی عزیزان هستم. امید است که خداوند توفیقِ بهرهبرداری ادعیهای که ازاولیاء معصوم در مدّ نظر ما قرار دارد، به ما عنایت فرماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صاحب اصلی مقام ولایت و نبوت، رسول خدا و علی مرتضی«علیماالسلام» هستند و حتی انبیاء، مقام ولایت و نبوت خود را از خزینهی نبوت و ولایت آن دو بزرگوار دارند. عنایت داشته باشید نفس ناطقهی آن دو که از مادرشان شروع شده است، مظهر کامل حقیقتِ ولایت و نبوت است. مفصلِ این بحث را محیالدین با دلایل بسیار خوبی در فصوص مطرح کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم. شاید موضوع را بتوان به تقدیر الهی نسبت داد از آن جهت که تقدیر الهی در نسبت با شخصیت انسان سرنوشت انسان را مقدّر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی با نظر به اشارات مقام معظم رهبری فضا دستتان باشد میتوانید با رجوع به فضای رسانهای در آگاهیِ تاریخیِ خود بهسر برید 2- اگر طلبه نیستید سراغ ترجمهی آقای موسوی همدانی بروید ولی با روشی که در جزوهی «روش کار با المیزان» عرض شده است 3- اگر صادقانه رعایت حرام و حلال الهی بشود نور قلب محمّدی«صلواتاللّهعلیهوآله» در قلب شما میافتد و شیطان در نهایت ناکام میماند. موفق باشید
