بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3166

جلسات هفتگیبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و احترام آیا گروه فرهنگی المیزان دارای مراسم مناجات دسته جمعی هفتگی یا روزانه با حضور جناب استاد می باشد که ورود برای عموم آزاد باشد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نه؛ فقط جلسات هفتگی شرح حدیث و قران و شرح "تفسیر حمد امام خمینی(ره)" هست. موفق باشید
3041
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز در خوابگاهی که هستم شرایط طوری است که به لحاظ دسترسی به کتاب ها و جزوات بهترین مکان برای درس خواندن در اتاق چهارنفره خوابگاه است . یعنی درس خواندن در اتاق ترجیح دارد به درس خواندن در نمازخانه یا سالن مطالعه . از طرفی نه میتوانم هم اتاقی ها را اجبار کنم و نه امکان دارد که همیشه رعایت سکوت را بکنند . همچنین به لحاظ شخصیتی انسانی نیستم که ساعت مشخصی برای درس خواندن داشته باشم . حالا با تمام این اوصاف تصمیمی گرفتم که میخواستم از شما بپرسم در صحت تصمیم اشکال وارد است یا نه ؟ و این تصمیم این است که اگر برای تمرکز و پرهیز از شنیدن صحبت های هم اتاقی ها ( که همگی اعضای تشکل هستند و معمولا بحث ها طوری است که ذهن من نمی تواند به آن توجهی نکند ) در گوش خود هدفون بگذارم و ترتیل قرآنی را بدون توجه به آیات و فقط صرفا برای رفع توجه به اطراف گوش کنم و به درسم توجه کنم ( با توجه به این که این تجربه را در درس خواندن برای کنکور داشته ام ) این عمل من بی احترامی به قرآن و نوعی سوء استفاده از این کتاب عظیم نیست ؟ منظور این است که نمیخواهم برای یک کار مباح(درس خواندن) یک کار حرام یا مکروه را انجام دهم حتی مکروه اخلاقی با تشکر و آرزوی قبولی طاعات
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: إن‌شاءالله مفید هم هست چون با نسیم آهنگین قرآن روح‌تان احساس می‌کند در فضای منظمی در حال سیر است. موفق باشید
2326
متن پرسش
سلام علیکم. استاد استفاده ی ابزاری از انسان بصورتی که مثل یک نوکر با مومن یا انسان رفتار شود بطوری که مومن به خواسته آنان تن دهد شکستن منیت است یا اینکه اشتباه محض است و مومن نباید اجازه دهد از شخصیتش به عنوان نوکر استفاده شود؟به عنوان مثال اگر مومن خود را بسیار بی خود و بی منیت بداند که هر کسی از راه میرسد کارهای شخصیش مثل شستن ماشین وشستن لباس و غیره را به او واگذار کند . آیا این تواضع مومن است و مبارزه با منیت و خودبینی و غرور است یا اشتباه محض است و انسان نباید اجازه بدهد اینگونه با او رفتار شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: انسان در آن حدّی که در خدمت حوائج منطقی پدر و مادرش باشد خوب است و در حدّی که به کارهایش ضربه نخورد به اقوام نزدیک کمک کند کار پسندیده‌ای انجام داده، ولی اگر اقوام خودشان به راحتی می‌توانند کار خود را انجام دهند کمک‌کردن معنا ندارد. به کار خودتان باید برسید. موفق باشید
1572

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام استاد سوالی از محضر شما داشتم مراقبه در در غرب به معنای مدیتیشن ونظارت کردن از بالا بر اعمال خود است. و نیازی نیست انسان کاری کند باید نظارت کند و کم کم اخلاق خود رابدون قضاوت کردن بپذیرد. اما در در دیدگاه اسلامی گویا اینگونه است که نوعی مشارطه هست و سپس مراقبه به این معنا که از آن شروط عدول نشود و نوعی کنترل هم هست. استاد من درست این تفاوت را متوجه شده ام؟ درستش کدام است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حرف خوبی است ولی در مراقبه باید دل متوجه امامان معصوم باشد تا در ذیل نور ولایت آن‌ها ملکوت انسان نورانی شود و رعایت حرام و حلال الهی شرط اصلی است. موفق باشید
1555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم یادم هست که در یکی از جلسات داستان مسافرت خود به مشهد را گفتید و از پذیرایی و مهمانوازی امام رضا فرمودید . در مورد توکل و خوشبینی به خداوند داستان های زیادی شنیده ایم در بعضی فرد توکل کننده از این که به خدا توکل کرده و رزقش به راحتی به دستش رسیده می گوید در بعضی از این که توکل باعث شده که مال از دست رفته دوباره به صاحبش بازگردد در بعضی دیگر توکل موجب نجات جان فرد شده و داستان هایی از این دست . سوال بنده این است که آیا در توکل انتظاراتی از این دست داشتن درست است و اگر کسی توکل کند جانش نجات یابد و مصلحت خداوند در زنده ماندن او نباشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ با تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: توکل به این معنا است که انسان در عین انجام وظیفه، کار را و نتیجه را به عهده‌ی خدا بگذارد و به آن‌چه از طرف خدا می‌رسد راضی باشد، حتی اگر مرگ او از طرف خدا تقدیر شد. موفق باشید
1296

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام استاد عزیز،برای افزایش تمرکز واراده باید چه کنم.الان در حال حاضر قادر نیستم کتاب های شما را مطالعه کنم خواهشمندم جواب من را همین جا بدهید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اولاً: از کتاب‌های آسان‌تر که بزرگان دین نوشته‌اند شروع کنید مثل کتاب داستان راستان شهید مطهری«رحمه‌الله‌علیه» یا کتاب‌های جاذبه و دافعه و حماسه‌ی حسینی ایشان. ثانیاً: اگر بتوانید کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را با سی‌دی تصویری آن کار کنید إن‌شاءالله نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
1288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی با توجه به معنی که در مورد نقد حال فرمودید وقتی مولوی در اول داستان شاه و کنیزک می فرماید این داستان در حقیقت نقد حال ماست ایا منظور این است که این داستان ما را به مقام نقد حال می برد یا می خواهد بگوید وصف آن مقام است ؟ در مجموع بفرمایید منظور ایشان چیست؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به نظرم می‌خواهد وصف مقام مذکور را بکند و غم غربت خود را شرح دهد. موفق باشید
1063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.حس انحصارطلبی نسبت به دوست وناراحت شدن ازارتباط صمیمی دوست خود بادیگر افرادخبراز وجود کدام صفت رذیله در درون بنده دارد؟چه کار باید کرد برای برطرف کردن ان؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی با نظر به محبوب حقیقی یعنی حضرت «الله» حقیقت این حالت ظاهر می‌شود که می‌خواهید خداوند تماماً به شما توجه کند و او هم تماماً به شما توجه می کند در حالی‌که به سایرین نیز توجه کامل دارد. پس مصداق را اشتباه کرده‌اید و راه‌کار هم جایگزینی است به این صورت که هروقت متوجه محبت خود به دوستتان می‌شوید دل را منتقل کنید به محبت به خدا. موفق باشید
22979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: حضرتعالی فرمودید که خداوند متعال (انقلاب اسلامی) به خاطر لطفی که نسبت به هدایت مردم دارد، رئیس جمهوری درجهت پیشرفت امور دینی و دنیوی مردم می پروراند!! و آقایان جلیلی و رئیسی را از نمونه های آن دانستید، اما مردم انتخاب نکردن! اما سئوالات: اولا طبق فرموده جنابعالی پس باید نتیجه بگیریم که در سال های 68 ،72 ،76 ،80 ،84 نامزدهای با این خصوصیات بوده، منتهی مردم انتخاب نکردند، آیا این برداشت بنده را می پذیرید؟ اگر پاسخ جنابتان مثبت است مصادیق این نامزدها را بفرمایید؟ دوماً سال 88 به نظر جنابعالی در میان آقایان رضایی و احمدی نژاد کدامین رئیس جمهور مورد دلخواه انقلاب بود؟ ثالثا فلسفه و حکمت دقیق این اراده خدا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد سال 88 که در یاد دارم، به نظرم باز همان آقای احمدی‌نژاد برای ادامه‌ی انقلاب اسلامی مفید بودند اشکال از خانه‌نشینیِ ایشان شروع شد و غفلت ایشان از شرایطِ تاریخی آن سال‌ها. در مورد سال‌هایی که نام بردید، کاندیداهای رقیب را در ذهن ندارم. آری! سالی که آقای توکلی رقیب آقای هاشمی بود اگر مردم به آقای توکلی رأی داده بودند شرایط بهتری در مقابل کشور قرار می‌گرفت. موفق باشید

21808
متن پرسش
سلام: به یک نتیجه ای رسیدم که می خواستم در جهت درست یا اشتباه بودن آن، مرا را راهنمایی کنید. با توجه به محیط و واقعیت جامعه آن چیزی که درونا هست و آن چیزی که از بیانات رهبری متوجه می شوم، این است که ملت ایران پایبند به انقلاب و اسلام هستند ولی گاهی اوقات از طرف قشر حزب اللهی این خط کش بسیار حساس تر و ریزتر و با ملاک های جزئی سنجیده می شود. احساس می کنم همه ما در ظاهر و اسم انقلاب و ولی فقیه مانده ایم و می خواهیم همین اسم را بشنویم از اطرافیان تا او را وفادار به انقلاب تلقی کنیم. در حالی که کسی که به هر دلیلی و با هر انگیزه ظاهری از وضع مردم کشورش ناراحت است، او هم دارد انقلابی فکر می کند و در جهت انقلاب حرکت می کند؛ حالا می توان سطح آن را با وسواس تعیین کرد چون انگیزه و یا رویکرد ایشان برای حل معضلات مورد سوال است ولی معمولا یک نگاه صفر و صدی صورت می گیرد و با الفاظ به سمت اصلاح جامعه می رویم تا عمل. بنده این جور مواقع تازگی ها سکوت می کنم با اینکه می دانم طرف حق و حرف حق چیست ولی حس من این است که الان زمانه گفتن و فقط حرف زدن و پافشاری بی حساب نیست و جوانان انقلابی شاید لازم است به سمت عمل و علمی کار کردن (عقل تکنیک) بروند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بر نقطه‌ی مهمی انگشت گذاشته‌اید و در این بستر است که «تفکر» شروع می‌شود و برعکسِ آن، ما با کلامی‌شدنِ اندیشه‌ی سیاسی بیشتر سعی می‌کنیم رقیب را حذف کنیم در صورتی‌که باید با عقلِ سیاسیِ انقلاب اسلامی در عالَم حاضر شویم و مسائل جزئی که عارض بر انقلاب شده است را، مهمان‌های ناخوانده‌ای بدانیم که دیر یا زود می‌روند، البته با کمی حوصله و سعه‌ی صدر. لذا باید مراقب اصول کلی انقلاب بود. به نظر می‌رسد در حرکات و تحلیل‌های بعضی از نیروهای انقلاب، مرکز جابه‌جا شده است و به جایِ آن‌که با رهبری، انقلاب را ادامه دهیم؛ از رهبری می‌خواهیم که برود و انقلاب را ادامه دهد و ما بنشینیم ببینیم ایشان چه‌کار می‌کنند. مثل آن‌که وقتی بنی‌اسرائیل به دروازه‌ی شهر عمالقه رسیدند به حضرت موسی«علیه‌السلام» گفتند: «إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُوا فِيهَا ۖ فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ» (24/مائده) ما داخل شهر نمی‌شویم، همین‌جا می‌نشینیم، تو و پروردگارت بروید و با آن‌ها بجنگید تا ما وارد شویم. موفق باشید  

21478
متن پرسش
به نام خدا استاد عزیز سلام علیکم: با توجه به پاسخی که به سوال ۲۱۴۵۱ فرمودید و اینکه انسان ها در اصل خلقت و مرتبه وجودی یکسان هستند. پس خلقت ائمه معصومین (ع) و انبیا (حضرت مسیح (ع) و ... ) که از بدو تولد (و حتی قبل آن) به گونه ای دیگر می باشند و نیز ولدالزنا که داریم حتی بهشتشان از دیگران جداست (بر فرض بهشتی بودن) و نیز انسانهای دیوانه، چگونه توجیه می شود. درست است که پیامبر (ص) بشری مثل ماست ولی آیا مرتبه وجودی او هم با ما یکی است؟ مگر غیر این است که ما هر قدر هم پاک و پاکیزه باشیم به پیامبر (ص) نخواهیم توانست رسید. (البته از ما هم این را نخواسته اند) عقل ناقص بنده این را از این موضوع برداشت می کند که هر موجودی باید به کمال مرتبه وجودی خودش برسد تا موجود کامل (انسان کامل) شود و ۹ هیچ گاه به ۱۰ و ۱۰ هیچ گاه به ۱۰۰۰ نخواهد رسید و.... [یوم الله ۲۲ بهمن را نیز تبریک عرض می کنم]
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که انسان‌ها از نظر فطرت یکسان‌اند و همچنان که عرض شد آیه‌ی 30 سوره‌ی روم می‌فرماید: «لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» یعنی از نظر فطری، تفاوتی بین انسان‌ها نیست. آیه‌ی مذکور چنین است: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» می‌ماند که هرکس باید نسبت خود را با اختیار خود با فطرت الهیه‌ی خود روشن کند. و البته این غیر از مقامِ خاص انبیاء و اولیاء معصوم است که در جهت هدایت مردم به آنان موهباتِ خاص شده است. موفق باشید

21211
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: استاد پر از درد و نامیدی هستم، مراقبه دارم و حواسم به اینه که کاری خلاف رضای خداوند انجام ندم، تنها آرزوم اینه که بشم اون بنده ای که خداوند میخواد، اما انگار من لایق این قرب نیستم نه پیشرفتی نه امیدی، من خطا کردم خطا کردم لغزش پیدا کردم حالا پر از غمم پر از یاس، چه فایده که همه اش مراقبه داشته باشی و یک دفعه گناهی مرتکب بشی و کل اندوخته ات به باد بره، هی بری و برگردی روی نقطه اول؟ که چی اینم شد بندگی؟ از دست خودم عصبانی هستم و همچنین به این فکر می کنم شاید من بنده خوبی نیستم که خدا بخواد توی مسیر قربش کمکم کنه وگرنه دل گرمم می کرد نه اینجوری نامید که احساس کنم خیلی بنده بی خودی هستم، تنها هدفم اینه بندگی کنم اما اگر موفق نشم دیگه این دنیارو میخوام چیکار، مرگ که بهتر از اینکه نفس بکشی دور از خدا و رضایت خدا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر کتاب «ادب خیال و عقل و قلب»، جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» در این مورد خوب است. سعی کنید با تمرکز بر روی متون معرفتی و دینی کار را جلو ببرید. اساساً وقتی که انسان حرکت سلوکی خود را شروع کند با انواع خیالات روبه‌رو می‌شود و به گفته‌ی مولوی: «آب گل خواهد که در دریا رود / گل گرفته پای او را می‌کشد» اگر کسی قصد عبور از کثرت به دریای وحدت نداشته باشد که متوجه‌ی این‌همه خیالات که در درون او بود نمی‌شود! به گفته‌ی مولوی باید رنج‌ها و بلاها کشید و خون دل‌ها خورد تا روح، از این کثرات آزاد شود. گفت: «بس بلا و رنج بایست و وقوف / تا رهد این روحِ صافی زین حروف. این حروف واسطه ای یارِ غار / پیش سالک خار باشد خارِ خار» . عمده آن است که متوجه باشید هر وقت که انسان اتفاقاً پای در راه گذارد، مشکلاتش که پنهان بود، آشکار می‌شود و این خود، نشانه‌ی در راه‌بودن است. باید با صبر و پشتکار از این مشکلات عبور کرد. موفق باشید

20576
متن پرسش
سلام و تهیت خدمت استاد معزز و ضمن عرض تسلیت بابت ماه صفر: به نظر حضرت عالی می شود موضوع توسل به اهل بیت (ع) را بر مبنای حکمت متعالیه مورد تحقیق قرار داد؟ چه مباحثی از آن به موضوع توسل مربوط می شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! وقتی انسان متوجه‌ی رابطه‌ی وجودی‌اش با حضرت حق شد که عینِ ربط با حق است و باید سعی کند در شخصیت و انتخاب‌های فردیِ خود این‌ حالت تکوینی را به صورت بالفعل در شخصیت خود محقق کند؛ جای توسل به حضرت حق پیش می‌آید و توسل به اولیاء معصوم هم توسل به کسانی است که این راه را رفته‌اند و علامه‌ طباطبایی بر همان مبنایِ حکمت متعالیه «رساله الولایه» خود را تنظیم کردند و جناب آقای مهدی امام‌جمعه در سلسله بحث‌های خود که در مرکز «سُها» تحت عنوان «فلسفه‌ی اجتماعی حکمت متعالیه»  https://t.me/nedayeandishe/518 داشتند، مطالب خوبی نسبت به ظرفیت حکمت متعالیه در این امور مطرح نمودند. موفق باشید

19559
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: دو سئوال 1. به لطف الهی بنده عمده آثار شما را مطالعه کردم، می خواهم بدانم که بعد از مطالعه آثار شما، مباحث کدام از بزرگان را مورد مطالعه و مداقه قرار دهم؟ 2. منظور از آزاد اندیشی که جنابعالی می فرمایید، آیا ناظر یر سخنرانی های افرادی که تصریحا و تلویحا با رهبری و نظام زاویه دارند می شود یا خیر؟ چون گاها شنیده می شود این محافل توسط دوستان مذهبی با رایزنی ها و اغتشاشات لغو یا به هم ریخته می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر بتوانید آرام‌ارام در ادامه، با تفسیر المیزان رفیق شوید، خیلی خوب است. روش کار با تفسیر المیزان را در جزوه‌ای با همین عنوان عرض شده است. جزوه بر روی سایت هست 2- اولاً: ما هرگز حق نداریم محافل رفقای خود را به‌هم بریزیم. ثانیاً: منظور از آزاداندیشی، تلاش برای فهم نظرات رقباست و ایجاد دیالوگی جهت این امر. موفق باشید

18670
متن پرسش
سلام: چند سوال پیرامون فصل اول کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره)» ۱. در تعریف فکر از منظر ارسطویی و فلسفه می فرمایید «الفکر حرکه الی المبادی و ...» حرکت از کجا به سمت مبادی؟ بالاخره باید برای حرکت ابتدا و انتهایی متصور بود؟ در پاورقی فرمودید که «از مطلب به مبادی و از مبادی به مطلب» تعریف «مطلب» اولی چیست؟ ۲. آیا بدون مبادی می توان فکر کرد؟ پس چگونه حرکت اول که به سمت مبادی است را فکر می نامیم در صورتی که هنوز به مبادی نرسیده ایم؟ ۳. اگر فکر انسان را به مبادی می رساند و بعد از مبادی به مراد و مطلوب، آیا آن چیزی که غرب داشته را می توان مبادی نامید؟ اگر مبادیست پس غرب فکر را به صحنه آورده که به مبادی رسیده پس چرا به بی فکری متهم می کنیم؟ آیا نمی شود گفت اصلا غرب فکر نکرد و آن چیزی که داشت مبادی نبود بلکه وهم بود؟ ۴. اگر این درست باشد که مبادی غرب وهم است چگونه وهم می تواند عامل هماهنگی در یک تمدن و عالم شود؟ ۵. حضرتعالی که فکر را از منظر فلسفه و عرفان بررسی کردید چرا فکر را از منظر قرآن بررسی نکردید؟ و تفاوت ها و شباهت های «فکر» و «عقل» از نگاه قرآن چیست؟ ۶. مدتیست به شدت درگیر تفاوت دقیق بین واژه ها و مشتقات «فکر» و «عقل» و «علم» از منظر قرآن هستم اگر لطف کنید و جهت بررسی بیشتر منابعی رو با این رویکرد معرفی فرمایید. بسیار متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آن‌چه را در ابتدا داریم. مثل آن‌که می‌دانیم حسن مسلمان است و می‌دانیم مسلمان نماز می‌خواند، پس نتیجه می‌گیریم حسن نماز می‌خواند 2- نه! در علم حصولی هر فکری مبتنی بر مبادی است. در کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» این موضوع بیشتر شرح داده شده است. 3- مبادی غلط، ایشان را به نتیجه‌ی غلط می‌رساند. 4- هماهنگی‌اش مشکل ندارد، هدفی که دنبال می‌کنند توهمی است 5- قرآن بیشتر از منظر فهم حضوری با ما سخن می‌گوید و از این جهت نگاه عرفا به قرآن نزدیک‌تر است 6- تفسیر شریف المیزان هر وقت به هر کدام از این واژه‌ها می‌رسد آن واژه را شرح می‌دهد لذا با نظر به آیاتی که این واژه‌ها را دارد می‌توانید از المیزان استفاده کنید، در ضمن در حین مطالعه‌ی متون، خود به خود این واژه‌ها معنای خود را نشان می‌دهد. موفق باشید

18371

آقای هاشمیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از روشنگری های حضرتعالی. راجع به پاسخ به سوال 18360 و اینکه فرمودید: «در مورد آقای هاشمی بیشتر بر آن قسمت تأکید شود که ایشان مقابله‌ی مستقیم با رهبری نکرد. با این‌که به قول رهبری خنّاس‌هایی بودند که در این امر تلاش می‌کردند.» همه می دانیم که آقای هاشمی فرصت این کار را پیدا نکرد، نه اینکه نمی خواست. ایشون اگر می توانست در تقابل با رهبری نتیجه ای بگیرد خوب حتما این کار را می کرد، و تلاش ایشان در فتنه 88 بیشتر از هر مقطع دیگری از تاریخ انقلاب این مطلب را آشکار ساخت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خارج از تعارف، حقیقتاً این‌طور نبود. خود آقای هاشمی از جاهایی دیگر خودش حاضر نبود جلو بیاید. درست است که در آن‌جایی که نباید سکوت می‌کرد، سکوت کرد؛ ولی به فتنه دامن نزد. روی این سخن مقام معظم رهبری که فرمودند خنّاس‌ها تلاش کردند آقای هاشمی را در مقابل نظام قرار دهند؛ فکر کنید. آقای هاشمی ابداً قبول نداشت فرزندش مهدی مجرم است و باید به زندان رود و دیدید که در هنگام خداحافظی مهدی چه گفت؟! با این‌همه تسلیم نظام شد. موفق باشید

17554
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به اینکه فرمودید بحث در عرفان نظری نسبت به راز خلقت، در نظرِ حق به جمال خود است در مقام تفصیل. این سوال از «چرایی» این مسئله همچنان باقی است. توضیح اینکه چرا خداوند می خواست در مقام تفصیل به خود بنگرد؟ مگر علم به ذات خود به طور کامل نداشت؟ اگر ممکن است توضیحی در رابطه با عبارت فوق بفرمایید. حقیقتا برای بنده این تعبیر از هدف و راز خلقت، نامفهوم و گیج کننده است. ممنونم از لطف حضرت استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلاسفه و عرفا ابتدا روشن می‌کنند زیبایی کمال است و دوست‌داشتنِ زیبایی نیز کمال است و خدا کمال مطلق است؛ پس هم زیباست و هم خود را دوست دارد و از آن‌جایی که کمال خود را دوست دارد، نظر به تفصیل آن کمال در مخلوقات می‌کند و آن‌ها را می‌آفریند تا در آینه‌ی آن‌ها خود را بنگرد. به همین جهت جناب حافظ می‌فرماید: «نظری کرد ببیند به جهان قامت خویش / خیمه در مزرعة آب و گِل آدم زد». موفق باشید

16921
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: نظر شما در مورد روستای ایسنا و اهالی آنجا که به آنها اهل توقف می گویند چیست؟ آیا واقعا این اشخاص یاوران حضرت مهدی سلام الله علیه می باشند؟ و برای خودسازی و دور بودن از فضای مدرنیته در چنین حالتی زندگی می کنند؟ ممنون از پاسخگوییتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم شنیده‌ام، ولی یاوران مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» بسیجیان و شهدایی‌اند که در زیر سایه‌ی نایب او، امروز در مقابل استکبار جهانیِ زشت و پلشت ایستاده‌اند. موفق باشید

16501
متن پرسش
سلام: آیا این برداشت درست است؟ معرفت نفس؛ معرفتیست که با یک برنامه عملی و نه علمی بدست می آید. هرچقدر که انسان بتواند با عمل و مجاهده زنگارهای نفس را بزداید و موجب تجرد بیشتر نفس شود، در نهایت به شهود بلاواسطه نفس نایل می شود و از این طریق می تواند حق را هم بشناسد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در صورتی که با معارف لازم نظر و توجه به حق را مدیریت کنند تزکیه با رویکرد قرب به حق کارساز است. موفق باشید

13125
متن پرسش
سلام: شما در پاسخ به سوال 13109 فرموده ايد كه مسئله عمیق‌تر از آن است که با تصور نفی نظام اسلامی مشکل حلّ شود. چه چيزي بدتر از اينكه با شكل گيري نظام به اصطلاح اسلامي، از دين استفاده ابزاري شد و وجهه ي روحانيت و دين تخريب گشت و دين گريزي تا اين سطح افزايش پيدا كرد. چه دليلي بهتر از اينها براي نفي نظام به اصطلاح اسلامي شما؟ اين نظام آمده كه احكام اسلام از جمله قسط و عدالت را پياده كند؟ يا با ضربه وارد كردن به اسلام و دامن زدن به دين ستيزي در جهان، آبروي دين را ببرد و آن را حداقل از قلوب عده اي از مردم ريشه كن كند؟ اهداف انقلاب موارد بالا بوده يا اين انقلاب و نظام اهدافش مقدس بوده ولي نتيجه ي عكس داده،‌ چيزي كه الان در جامعه فعلي اثراتش را مشاهده مي نمائيم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً دشمنان اسلام با مشکلاتی که برای نظام اسلامی ایجاد کردند همین را می‌خواستند که جنابعالی و امثال جنابعالی بدان رسیدید و از حقیقت بزرگی که در تاریخ شما در حال وقوع است با یک ظاهربینی، غافل شدید. در حالی‌که انقلاب اسلامی عزیز در این تاریخ چهره‌ی زیبای خود را در 8 سال دفاع مقدس از یک‌طرف، و در شخصیت‌های بزرگواری همچون شهید رجایی و باهنر از طرف دیگر، نشان داد. گویا فراموش کرده‌اید که یک تمدن به صورت یک فرایند و در طول زمانی طولانی آرام‌آرام خود را جایگزین تمدن ظلمانی قبلی می‌کند. موفق باشید

13046
متن پرسش
سلام استاد گرامی خسته نباشید. آن حجاب اکبری که در علم توحید هست انسان چگونه باید ار آن عبور کند؟ همین که انسان بداند حجاب در کجا و چگونه ظاهر می شود و مانع می شود کافیست؟ همین که انسان بداند این علم ها خود او نمی شود کافیست تا از کنار آن عبور کند؟ یک توضیحی بفرمایید. ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین نکته که می‌فرمایید خوب است. جایگاه حجاب‌های سلوکی را می‌توانید در شرح تفسیر سوره‌ی حمد حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید

12901

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده با وجود اینکه می دانم سحرخیزی سیره امامنم بوده و طبیعت و باطن آدمی نیز بر سحرخیزی استوار است اما با هر تدابیری که می اندیشم و تلاش هایی که می کنم صبح پس از نماز صبح دوباره می خوابم و در واقع در طول روز همتم به سحرخیزی و عذاب وجدان از عدم سحر خیزی است اما سحرها آن قدر میل خواب دارم که همه تدابیرم برای سحرخیزی از کار می افتد، حال بفرمایید برای بشری که مدرنیته او را به سمتی برده که شب ها نمی تواند زود به خواب برود و از طرفی می ترسد با عدم سحرخیزی از سیر انسانی خود عقب بیفتد چه باید بکند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با برنامه‌ریزی لازم مقدمات کار را فراهم کنید. شب‌ها زود بخوابید، غذای سنگین نخورید، در روز پرحرفی نداشته باشید، آرزوهای بلند دنیایی ذهن شما را از آرامش خارج نکند، به لطف الهی زمینه‌ی یک نماز شب 20 دقیقه‌ای که 8 رکعت اول آن فقط به حمد اکتفا شود، فراهم می‌شود. موفق باشید

12841
متن پرسش
با سلام: سوالاتی داشتم اینکه آیا ولایت تکوینی منحصر به مقام امر است؟ و اینکه آیا ولایت تکوینی ائمه(علیهم سلام) کامل است؟ و اینکه آیا ولایت تکوینی آنها با یکدیگر متفاوت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری ولایت تکوینی از مقام امر می‌باشد و یک موضوع وجودی است و نه یک موضوع تدریجی و ولایت ائمه از نظر تکوین در موطن انسانی، کامل است و از این جهت تفاوتی ندارند مگر در ظهور آن که آن نیز مربوط به شرایط می‌باشد. موفق باشید

12216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی با سلام و عرض احترام خدمت استاد: موضوع پایان نامه ارشد حقیر پیرامون راهکار های تاثیر گذاری ظاهر انسان اعم از رفتار، محیط، مزاج و طبع بدنی انسان بر باطن او (ایجاد، تقویت یا ترمیم شاکله اخلاقی) اوست. این بحث ابتداً نیازمند تبیین مبانی ای است. اینکه چه فرایندی در نفس انسانی اتفاق می افتد که تغییر ظاهر انسان با بکارگیری راهکارهایی چون تلقین قولی و فعلی، تکلف و واداشت نفس، تحمیل بر نفس، تکرار، مراقبه، تغییر موقعیت و... در ترمیم یا تقویت یا ایجاد شاکله اخلاقی (ملکات) موثر واقع می شود؟ اصولا چه خصیصه ای در نفس آدمی این تاثیر و تاثر بین ظاهر و باطن را رقم می زند؟ از استاد محترم تقاضا دارم با نورانیت فکر و قلب خویش حقیر را در این تبیین با ارجاعات علمی خویش چون گذشته ممنون بذل خویش فرمایند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار که می‌خواهید انجام دهید کار بسیار خوبی است، زیرا باید معدّات را در نفس بررسی کنید و جایگاه حقیقی نفس را با جایگاه عواملی که زمینه برای نفس است تبیین نمایید. باید دست و آستین را بالا بزنید و مجموعه‌ای از کتاب‌هایی که مربوط به معرفت نفس است مطالعه کنید تا آن‌جایی که به قول مرحوم قیصری در شرح فصوص‌الحکم در فصّ یوسفی می‌گوید: زیبایی ظاهری حضرت یوسف«علیه‌السلام» ریشه در خیال زلال آن حضرت دارد، خیالی که آن‌قدر لطیف بود که آن‌چه را در خواب دید پس از سال‌ها آن را یافت. موفق باشید  

12111
متن پرسش
با سلام استاد: شما در جواب سوال 12097 فرمودید که (بنده به‌جای آن‌که بگویم «بدیهیات جبری است»، عرض می‌کنم «بدیهیات ذاتی وجود انسان است».) خب مگر نه اینکه تا وجود مطرح است بدیهیات هم هستند چون حیات دارند و بدیهیات از مبانی وجودند پس جبری هستند و در اختیار ما نیستند، البته جبری که عین لطف است و تا باشه از این جبرها.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی جبر در مقابل اختیار به‌کار می‌رود و نه در مورد ذاتیات. هیچ‌وقت نمی‌گوییم آب جبراً تر است. موفق باشید

نمایش چاپی