بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19580
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: در ده نکته از معرفت نفس فهمیدیم که حقیقت انسان من اوست و تن ابزار ، و چیستی من همان هست اوست و مجرد زمان و مکان ندارد و من نظر به تن دارد و در برهان صدیقین فهمیدیم که یک وجود در صحنه هست آن هم خداست و هر چه هست تجلی عین وجود است که تجلی کرده و این عالم هم پایین ترین مرتبه وجود است از همان تجلی. و خدا گفته شد که همه جا هست و به تمامه هست مثل من در بدن که همه جاست و گاهی در بینایی گاهی در شنوایی و غیره ظهور و تجلی می کند و باز روشن شد که خدا همه جا حضور دارد و ظهورات متفاوت دارد مثل همان من. سوال من این است که از آنجایی که تمام هستی تجلی حضرت حق است و بود ما و هستی همان ربطمان به خداست و همان طور که خدا اراده کرده و این هستی را تجلی کرده و مرتب فیض می رساند و اگر اراده کند فیض قطع شود تمام این ممکن الوجودات نیست می شوند مطلب اینجاست که آیا کل این عوالم از مجردات گرفته تا این پایین ترین مرتبه عالم ماده فعلی، همه در اراده خدا اتفاق می افتد؟ یا مطلب بطور دیگریست چون خدا تجرد شدید دارد و دانستیم که خدا شبیه هیچ چیزی نیست مثل من انسان که فقط هست حال اگر ما ارداده چیزی کنیم بدون نیاز به جا در ذهنمان محیاست آن هم به اراده خدا ولی خدا چگونه تجلی می کند در اراده خودش آخر خودش که ثابت است و حرکت ندارد این عوالم نیاز به حرکت دارند تا به ثبات برسند خلاصه این مطلب چگونه جمع می گردد این هستی در چه حالتی اتفاق می افتد آیا جز در اراده خداست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه‌ی نسبت وجود عالم با خدا شد و این‌که وجود عالم، عین ربط به حضرت حق است و بودن عالم همان ربط به حق‌بودن است. در این حالت است که این فرض مطرح می‌شود که اگر رابطه قطع شود، بودنِ عالم یعنی وجود آن دیگر محقق نیست. حال آیا عالم در وضعیتی قرار می‌گیرد که از طرف حضرت حق و بر اساس سنن ثابت او اراده‌ی دیگری محقق شود یا نه، واللّه اعلم. موفق باشید

19420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی: طبق این آمار که فاصله بین بلوغ و ازدواج بیشتر شده و شکافی ایجاد شده و طبق اینکه الان ازدواج کردن بسیار سخت شده و سرکوب هم که نمی شود کرد، تقوا پیشه کردن هم برای تمام مردم ممکن نیست، حتی جدیدا برای بعض طلاب هم دیگر ممکن نیست و این باعث شده که به سمت و سوی گناه بروند، عده ای قائلند مردان باید در تنگنا از صیغه استفاده کنند. حال دختران باید چه کنند که شرط صیغه آنها اذن پدر معرفی شده؟! دختری که اینگونه است که عرف هم کار او را نمی پذرد. چه باید بکند؟ استاد این سوالی است که از بنده پرسیدند و من واقعا ماندم چه جوابی بدهم. راهنمایی بفرمایید. اوضاع ازدواج جوانان به حدی معضل شده که واقعا از عاقبت اخروی برخی مسئولین مربوط می ترسم.! چگونه می خواهند جوابگو باشند. چگونه به این راحتی مسئولیت گرفتند؟ خدا عاقبت امر همه را بخیر کند. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معضل بزرگی است. راه صحیح آن است که همه به این مطلب برسند که شرایط ازدواج آسان را فراهم کنند، وگرنه کار به انواع گناهان و فحشاها کشیده می‌شود. موفق باشید

19412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: آقاي طاهرزاده، بنده دو روز پيش خدمت شما، سؤالي ارسال كردم ولي متاسفانه پاسخي دريافت نكردم (spam إيميل رو هم چك كردم ولي ...) با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این صورت جواب داده شد:

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجر زحمات شما مسلّم محفوظ خواهد ماند. عرایضی شب گذشته در همین رابطه مطرح شده است که جهت اطلاع به آدرس: http://lobolmizan.ir/sound/1173#5090 (فایل شماره 19 با عنوان «ضعف ایمان و پذیرش داوری جهان استکبار») که در سایت، بخش جلسات هفتگی، قسمت صوت جلسات هفتگی، بخش سوره نساء، فایل شماره 19 قرار گرفته است، رجوع فرمایید. در ضمن در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره‌ی 19384 رجوع فرمایید موفق باشید

16774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: آیا این درست است که کسی به فهم عمیق دین می رسد که فلسفه ملاصدرا و عرفان تسلط داشته باشد؟ آیا راهی دیگر برای فهم حقیقت دین نیست؟ مثلا غور کردن در احادیث و آیات و انس با آنها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بستگی به روحیه و ذوق افراد دارد که با مباحث حِکمی راه سلوک را طی کنند و از آن طریق به روایات رجوع نمایند، و یا این‌که مستقیماً خود را با روایات مأنوس کنند. موفق باشید

16464
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: یکی از سخنران های اصفهان از قول شما می فرمود: که گاهی خوردن یک فست فوت انسان را 10 سال از سیر و سلوک عقب می اندازد آیا صحیح است؟ این کلام به چه معناست و جایگاه آن در کجاست؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» رسیده است آن است که حضرت می‌فرمایند تا زمانی که غذا و لباس امت من شبیه غیر مسلمان‌ها نشده است، نگران امتم نیستم. و از این جهت باید مواظبت کرد غذاهایی را که با فرهنگِ غیر اسلامی تهیه می‌شود، وارد زندگی خود ننمود، ولی نه آن‌طور تعصب داشت که تصور کنیم فعل حرام انجام داده‌ایم. موفق باشید

15906
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم و تبریک یوم الله مبعث: آیا بعثت پیامبر (ص) مربوط به مقام نفس ناطقه ی پیامبر است که حقیقت بعثت که در مقام نوری شان به اجمالی است به تفصیل در مقام نفس ناطقه رسانده اند؟ اگر این صحبت درست است می شود گفت اهل بیت (ع) تمام کارهایشان در میادین امتحانات در واقع نمایش و ظهور و تفصیل حقیقت نوری شان است و نه اینکه این امتحانات برای ترفیع درجه شان باشد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعثت، بعثتِ مقام کلیه‌ی حضرت در مقامِ تعیّنِ خلقی یا نفس ناطقه‌ی حضرت است و حفظ این حالت و پشت‌کردن به جذبه‌های نفس امّاره که برای آن بزرگان هم مطرح است، موجب کمال و تکامل آن‌ها می‌شود. موفق باشید

15238
متن پرسش
با سلام خدمت جناب استاد عزیزم: استاد عزیزم بنده از فرمایشات حضرتتان اینطور برداشتم بوده تا الان: حضرت حق در مقام ذات که با نام احدیت خونده میشه یک تجلی اسمائی میکنه که اسم جامع الله هست و این مقام رو واحدیت گفتن و اعیان ثابته به تبع اسماء موجود هستن به وجود علمی، تا اینجا تجلی درون صقعی هست. حالا در مقام ایجاد و ظهور خلق، هر کدام از اعیان ثابته بنا به طلب و اقتضائی که دارن به صحنه میان و در تمام این اعیان خارجه ی بوجود اومده اسم جامع الله به جامعیت در هر عینی تجلی کرده، در واقع مراتب مربوط به ظرفیت اعیان هست که هر کدام به قدر طلب و اقتضاء اول خودش به محدوده ای اسم جامع الله رو نمایش میده وگرنه در ظهور و وجود، فقط اسم الله در صحنه حاضره نه این که همه الله هستن بلکه اصلا جز الله در صحنه نیست چون ماهیات به معنای اعیان خارجه ای که ظهور اعیان ثابته خودشون هستن اصلا چیزی نیستن بلکه امکان هست و امکان که به ظهور و وجود بیاد در واقع دیگری هست که به صحنه اومده که همون اسم جامع الله هست. حالا وقتی میگیم اسم الله تجلی میکنه و خلائق به صحنه میان یعنی چی؟ در واقع چه نسبتی بین اسم الله و تجلی اون هست؟ من اینطور جواب میدم که هیچ فرقی نیست همون اسم الله به جامعیت هست که چون دارای وحدت سعی هست به صحنه اومده و نمایان شده. اصولا ظهور هر چیزی یعنی یک چیز از باطن به ظاهر بیاد، همون هست که به ظاهر اومده! حالا چرا ما مراتب می بینیم در کمالات و ظهورات؟ اولا چون ماهیات هر کدوم به قدر خودشون نمایش اسم الله هستن و دوما ما متفاوت می بینیم یعنی منشاء تفاوت حجاب های درونی ماست. مثال نور خورشید وقتی در آینه های متعدد بتابه هر کدام از آینه ها نور رو به قدر محدوده خود نمایش می دهند یعنی آینه ها صرف نمایش هستن صرفا نمایش دیگری هستن، حالا نور در همه جا همون نور هست اما مراتب بازگشت به مرائی داره در نمایاندن ها مراتب هست. نور به کمال شدت در همه تابیده ولی هر کدام از آینه ها به قدری نشونش میدن، اما باز مرائی هم یک حقیقت اند با ظرفیت های متفاوت، حالا ما اگه ازین سو نگاه کنیم میگیم اسم در مسمی فانی هست چون مرائی و محدوده نمایش رو می بینیم ولی اگه از آن سو نگاه کنیم یعنی از نور به مرائی سفر کنیم دیگر فقط خودشه حتی فنای اسم در مسمی هم مطرح نیست بلکه فقط نور موجود هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه بسیار خوبی به موضوع انداخته‌اید. به امید حضوری بیشتر بعد از حضوری که خداوند به جنابعالی مرحمت فرموده است. آری! معنی وحدت وجود، جز این نیست. موفق باشید

13867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد من مدتی به کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی ‍‍پوچ می شود» شما علاقمند شدم و مقداری از آن را مطالعه کردم و به جایی رسیدم که دیگر برایم نامفهوم بود و وقتی از شاگردانتان علت را پرسیدم گفتند ابتدا باید «معرفت النفس» و «برهان صدیقین» را کار می کردی و بعد سراغ این کتاب می رفتی. اما بنده اکنون در شرایط خاصی هستم که نمی توانم روی کتب شما وقت بگذارم و از طرفی نگران عمر و جوانی خودم هستم که نکنه به پوچی بگذره هر صبح که از خواب پا میشم و در هر لحظه از خودم می پرسم آیا من در مسیری که معبود می خواد هستم یا «یعلمون ظاهره من حیات الدنیا و هم عن الاخرتهم غافلون» هستم من این چند سال اخیر تو بحران هویت اسلامی ایرانی بودم و به لطف خدا از این مرحله عبور کردم و می خوهام سیر الی الله رو به عنایت خود تبارک و تعالی شروع کنم اما همیشه نگران هستم که آیا اعمالم درسته و آیا دارم به وظایفم خوب عمل می کنم یا نه؟ سوالم از محضر شریف اینه که اگه من بخوام از همین امروز کاری کنم که آخر عمر مانند خیلی از پیران جامعه سرخورده و نادم نباشم چه باید بکنم و چه رویکردی باید داشته باشم؟ صبحم رو چگونه و با چه رویکردی آغاز و اون رو ادامه بدم که شرمنده جوانیم نشم و چه کنم مکر لیل و نهار به رویکرد متعالیم ضربه نزنه. استدعا دارم منو به کتاب و جزوه و صوت رجوع ندید چون باور کنید شرایط زندگی به نحویه که اصلا نمیتونم رو مطالعه تحقیقی دینی وقت بگذارم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال با رجوع به معارف معرفت النفسی راهی به سوی حق برای شما گشوده می‌شود. فایل صوتی «ده نکته از معرفت نفس» که بر روی سایت هست، کارساز است. موفق باشید

13789
متن پرسش
با سلام: می خواستم خواهش کنم اگه امکان داره در مورد کیفیت ارتباط نفس جزئی پیامبر یعنی نفس ناطقه ایشون و حقیقت نوری ایشون در دو قوس صعود و نزول توضیح بدید ممنون. آیا نفس ناطقه ایشون در قوس صعود چون مظهر کامل صادر اول میشه در اثر تکامل نفس صادر اول رو حقیقت محمدیه میگن یا در قوس نزول هم این رابطه معنا داره و اگه آره کیفیت این رابطه در قوس نزول چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت محمدیه«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به عنوان «اول ما خلق اللّه» فوق قوس نزول و صعود است و با نزول آن حقیقت، همه‌ی عالم ظهور کرد و شخص ایشان با آن حقیقت در همه‌ی عالم حاضر است. موفق باشید

12179

بدون عنوان+بازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام: بنده می خواهم «فصوص ابن عربی» را مطالعه کنم برای فهم بهتر آن چه مقدماتی یا کتبی یا مطالعاتی لازم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بدون استاد بخواهید کار کنید باید تا حدّی با حکمت متعالیه آشنا باشید. جناب آقای حجت‌الاسلام و المسلمین استاد یزدان‌پناه از اساتید مؤسسه‌ی امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در قم آن را خوب شرح داده‌اند. موفق باشید

11988
متن پرسش
سلام استاد: شما در سوال 11965 فرمودید که: در هر صورت تا در مرحله‌ی علمی و مفهومی هستیم هنوز ارتباط واقعی یعنی ارتباط وجودی پیدا نکرده‌ایم. ارتباط علمی به عنوان مقدمه خوب است ولی معرفت نفس یعنی ارتباط وجودی. گفت: «دردی که به افسانه شنیدم همه از خلق / از علم به عین آمد و از گوش به آغوش» اما جواب سوال بنده را ندادید که: 1. چگونه و به چه روشی از ارتباط علمی به ارتباط وجودی برسیم؟ 2. ملاک تشخیص اینکه از ارتباط علمی به ارتباط وجودی رسیده ایم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» همراه با شرح آن، إن‌شاءاللّه کارساز است. موفق باشید

9134
متن پرسش
شما در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» برای آن که جا بیندازید که غایت مفقود محال است و حتماً باید غایتی وجود داشته باشد، این مثال را میزنید که: «قبل از این که به خانه برسیم، خانه‌ای هست تا ما به آن برسیم.». ولی این مثال شما تمام نیست؛ چرا که در این مثال، غایت خارجی، «در خانه بودن» است، نه خود خانه. و «در خانه بودن» هم موجود نیست مگر در ذهن. لذا بهتر است به جای این که غایت را «خانه» معرفی کنید و بگویید قبل از رسیدن به آن، موجود است، «در خانه بودن» معرفی کنید و بگویید: در ذهن فاعل موجود است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت اگر هم در خانه‌بودن مدّ نظر باشد، با نظر به امکان وجود خارجی‌ این فعل، ما به سوی خانه حرکت می‌کنیم که با حضور ما در آن خانه معلوم می‌شود، این امکان به صورتی بالفعل در خارج بود هرچند نسبت به ما هنوز بالقوه است. موفق باشید
7817
متن پرسش
سلام علیکم. در سوره یوسف که می فرماید 11 ستاره و ماه و خورشید بر حضرت سجده کردند ، منظور از ستاره و ماه و خورشید چیست؟منظورم این است که حضرت ماه و خورشید و ستاره را چگونه دیدند؟آیا مانند خورشید و ماه که ما هر روز آن ها را می بینیم ، دیدند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حضرت یوسف«علیه‌السلام» یازده ستاره دیدند که حاکی از برادران ایشان بوده و یک ماه که حاکی از پدر بزرگوارشان بوده که همه به حضرت یوسف«علیه‌السلام» سجده می‌کردند. صورت ظاهر خواب به همان صورت ستاره و ماه بوده، مهم تعبیر آن بوده که حضرت یعقوب«علیه‌السلام» متوجه آینده‌ی حضرت یوسف«علیه‌السلام» شدند که مدیریتی الهی در پیش خواهند داشت و فقدان حضرت یوسف برای حضرت یعقوب«علیه‌السلام» از آن جهت سخت بود که نکند آن مدیریت به عقب بیفتد و یا مختل شود. موفق باشید
7476

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد محترم مدت ده سالی است که با مباحث شما آشنایی دارم وبه نوعی وارد یک مراحلی از سلوک وحملات شدید خیالات،دیدن خوابهای گوناگون وگاهی خطرناک وترسناک وبسیاری دیگر از حالات دیگر تقریبا این اواخر خودم را در عالم برزخ حس می کنم وخودم را مثل پر کاهی در عالم حس می کنم انگار که نیستم وفقط خیال است به طوری که بیشتر حالاتم در روز در حال سکوت ودر خود می گذرد حتی زمانی که سر کار هستم زیاد با کسی حرف نمی زنم انگار متوجه خودم شده ام ودچار یک حالت حیرت در من شده است که باعث سر درگمی اینجانب شده است ودچار یک بی نظمی در ظاهر وباطن شده ام حتی دیگر از جواب های شما نیز خسته شده ام چون کاربردی نمی بینم وخودم را نسبت به حرفهای شما بیگانه احساس می کنم از نظر شما این حالات را چگونه احساس می کنید اون غم غربتی که گفتید شدیدا گرفتاریم که ما را از زندگی کردن انداخته است وفقط در پی کشف حقیقت نفس می کشیم استاد چه کنیم؟ راه کار شما چیست ؟حب اهل البیت را هم خوانده ایم ولی روح مان سیر نشده است باید چه کرد ؟دیگر نه اشتهایی !نه تفریحی !نه زندگی ای برایمات نمانده است . چه کنیم ؟ کمک کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن صبری که در آیات قرآن توصیه می‌شود برای همین است که در این حالت شکیبایی به‌خرج دهید و در ظاهر مثل همه عمل کنید تا إن‌شاءاللّه روحیه‌ی جمع بین کثرت و وحدت در زیر سایه‌ی حضرت حق نصیب شما بشود. از مباحث مربوط به انقلاب اسلامی و حضرت امام غفلت نفرمایید. موفق باشید
31106
متن پرسش
سلام علیکم: استاد سوالی داشتم در کیفیت انفاق و ایثار: فرض بفرمایید اگر در ماه ۱۰ واحد حقوق و رزق دریافت کنیم چه میزان آن را باید در راه خدا انفاق کنیم؟ برای مثال اگر اشتباه نکنم در مورد سید هاشم حداد میخونیم که سید علی اقا قاضی بهشون گفتن هر وقت فقیری به سمتت آمد دست در جیب کن و هر چه در جیبت است را بده. که نوعی ایثار است. حال در مسیر سلوک الی الله شخص از رزق و روزی خود چه میزانی را باید برای انفاق و ایثار در راه خدا کنار بگذارد؟ آیا سخت گیری و آینده نگری و تدبیر در این امر به نوعی شرک خفی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا» (اسراء/29) و دستت را بخیلانه بسته مدار [که از انفاق در راه خدا باز مانی] و به طور کامل هم [در انفاق] دست و دل باز مباش [که چیزی برای معاش خودت باقی نماند] که در نهایت [نزد شایستگان] نکوهیده [و در زندگی خود] درمانده گردی.

آری! چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش / چون رنده ز کار خویش بیگانه مباش

تعلیم ز ارّه گیر در کار معاش / نیمی سوی خود می کش و نیمی می‌پاش

موفق باشید 

20861

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله سلام بر آقای طاهرزاده: تعریف حضرتعالی از معرفت چیست و پاسختان به مساله گتیه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع گتیه را در سایت‌های مربوطه دنبال فرمایید. معرفت، حالتی است که در نسبت انسان با نفس‌الأمر برایش پیش می‌آید و دانا به واقعیت می‌شود. موفق باشید

19644
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز: دو سئوال دارم: 1. نظر مبارک جنابعالی پیرامون فعالیت های فرهنگی که به تعبیر بنده مقطعی و سطحی و شاید کم بازده هستند و شاید به تعبیر حضرتعالی شبه قدسی (کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود خواندم) هستند مثل اکران فیلم های انقلابی، مراسم ترویج مفهوم شهید و شهدا،...چیست؟ واقعا چقدر باید برای این اقدامات وقت و قوت هزینه کرد؟ 2. استاد نظرتون در مورد برخی از آزادی های اجتماعی چیست؟ مثل حضور بانوان در ورزشگاه ها، کنسرت ها،... با توجه به این که حضرتعالی تاکید دارید بر نگاه تاریخی، بهتر نیست این آزادی های اجتماعی را مانع نشیم و بیشتر دنبال تقویت زیرساخت ها باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر صورت فعالیت‌های فرهنگی در متن کارهای هنری مثل فیلم‌هایی که حقایق دفاع مقدس را نشان می‌دهد، بسیار نتیجه‌بخش است، می‌ماند که باید سعی کنیم عمق موضوع به مخاطب منتقل شود 2- در هرحال تا آن‌جایی که گناهی صورت نگیرد، نظام اسلامی موظف است آزادی افراد را پاس بدارد تا مردم احساس نکنند ما با سلیقه‌ی خودمان و به نام اسلام مانع آزادی‌های آن‌ها می‌شویم. موفق باشید

18654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: لطفا پیرامون تفاوت های منظومه فکری امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی (ره) توضیحاتی بفرمایید همچنین در مورد نسبت این دو شخصیت و همچنین اندیشه و عملشان نیز توضیحاتی بفرمایید. ضمنا اگر نیاز به مطالعه ی بیشتر و دقیقتر است کتب یا منابعی معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» شده است به صفحات 398 به بعد آن کتاب رجوع فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

18343
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد چه خوب است تحلیلی درباره پیام رهبری درباره فوت مرحوم هاشمی (ره) بفرماید عده ای معتقدند پیام بسیار عمیق و زیرکانه بوده است و در عین تعریف و تمجید از زحمات مرحوم هاشمی (ره) مطالبی که بیشتر در قالب ذم شبیه به مدح است نیز آورده شده است براستی چه می شود که رهبری می فرماید دشمنان نتوانستند از محبت او به من کم کنند به طور طبیعی باید برعکس آورده شود. یا در شمردن زحمات ایشان از شکنجه های قبل از انقلاب از دوران جنگ از رئیس مجلس می گوید ولی یک مرتبه بدون ذکری از تاثیر گذارترین قسمت مسئولیتهای مرحوم هاشمی (ره) یعنی دوران ریاست جمهوری او سراغ مجمع تشخیص می رود اساسا آیادر پیام تسلیت سخن از محاسبه خدا گفتن مرسوم و معمول است؟ و چه می شود در پیام تسلیت آیت الله مهدوی کنی (ره) حضرت آقا طلب علو درجات می کنند ولی در پیام مرحوم هاشمی طلب عفو. و چرا رهبری در نماز آیت الله کنی سه بار عبارت اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا را می خواند ولی برای ایشان اصلا نمی خواند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها که همه روشن است که قضیه از چه قرار است. معلوم است که برای آقای هاشمی طلب عفو می کنند ولی مگر می‌شود بگویند: «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا»؟ آیا همین روش حضرت آقا نباید برای ما حجت باشد که در عین انتقادها، تنفرها در میان نیاید و از قبولِ یک جا و ردّ یک‌جا که روش عوام است، عبور کنیم؟! موفق باشید

17452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدایی که در این تاریخ درکش نمی کنیم چطوری می توانیم به خاطر رضایش ترک معصیت کنیم تقوا داشته باشیم و بندگی اش کنیم؟ چیزی که بنده به ذهنم خطور کرد این است که ما می توانیم خدای ذهنی بسازیم و به خاطرش ترک معصیت کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت ماوراء هر تاریخی از طرف حضرت رب‌العالمین به صحنه می‌آید تا هرکس در هر تاریخی با رجوع به آن در خودآگاهیِ تاریخی خود حاضر شود. عمده آن است که رویکرد ما به آیات و روایات، رویکردی برای درک زمانه‌ی خود باشد تا جواب لازم را از قرآن و روایات بگیریم. موفق باشید

16396
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم نظر حضرت عالی درباره ی تفکرات و جایگاه علمی و نظرات جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی میرباقری (مسئول فرهنگستان علوم اسلامی) چیست؟ آیا سخنرانی های ایشان را برای افراد معمولی و همچنین برای طلبه های دوره ی سطح توصیه می کنید؟ در کل سپاسگزارم اگر نظر خود را درباره ی جنبه ی مختلف شخصیتی، علمی و... ایشان بیان فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد معظم حجت الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی میرباقری از شخصیت‌های بسیار ارزشمند و مفید برای همه‌ی اقشار جامعه می‌باشند. بنده عموماً با دقت کامل سخنان ایشان را دنبال می‌کنم و استفاده می‌نمایم. موفق باشید 

15845
متن پرسش
سلام استاد: یه تضادی برام پیش اومده از یک طرف عقلم بهم میگه انسان اگر خود را دوست داشته باشد به طرف زیبایی ها حرکت می کند و پرواز به سوی آسمان می کند و در واقع قدم اول برای دوست داشتن خدا دوست داشتن خود است و اگر انسانی خود را تحقیر کند آن وقت است که دست به هر اشتباه و گناهی می زند. کسی که خود را دوست دارد چون می داند زیباست هیچ وقت نسبت به مردم متکبر نمی شود چون نیازی ندارد و یا شیطانی که خود را زیبا نمی دانست از این که خدا مخلوقی بالاتر از او آفریده بود دست به طغیان زد. از سوی دیگر تو دعاها ما فقط ذکر بزرگی خدا و اهل البیت (ع) را انجام می دهیم و انگار من بنده خدا هیچ زیبایی ندارم (شاید مکر شیطان در من اثر کرده) و در محافل مذهبی ابدا و اصلا روی دوست داشتن خود تاکید نمی شود و فقط منبع نور دیده می شود. در حالی که اگر قدم اول یعنی زیبا دانستن خود انسان (همین که خدا ارزش قائل شده و من را آفریده و برایم راهنما گذاشته و ثانیه به ثانیه برایم برنامه ریزی می کند) تاکید بشه شاید انسان سرعت حرکتش به اوج زیبایی ها چند برابر هم بشود. این در حالی است که از خود گذشتن و خود را فراموش کردن تو حرفهای عرفا تاکید شده است. سوال دوم هم بپرسم استاد من بر خلاف تفکر شما که خوشبینی به مسئولین کشور دارید احساس می کنم بدجور دارن به کشور و مردم خیانت میکنن. مثلا تو حوزه شهر که یکم آشنایی دارم می دونم فروش تراکم به ضرر شهر و در واقع خیانت به آیندگان است ولی مدیران شهری که دین مداری شون گوش فلک را پر کرده رویه فعلی را ادامه میدن با این که بهتر از هرکس عاقبتش را میدونن. ربای بانک ها و روند غلط پروش بچه ها در آموزش و پرورش و... هم بگذریم. استاد پس نقش ولایت فقیه در این میان چیست؟ فقط باید صبر کرد تا مردم به میزان رشدی برسن تا بشود اصلاحی انجام داد؟ حذف ربا و تغییر تو روند آموزش و پروش و... اینقدر سخته که تو 40 سال از گذشت انقلاب نمیشه کاری کرد؟ تشکر....
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تمام دستورات شرع مقدس و ادعیه‌ی مأثور با نظر به خلیفة اللهی انسان و اشرف مخلوقات‌بودنِ او مطرح است، به آن معنا که انسان متوجه‌ی کمالات و ظرفیت خود می‌باشد و با رعایت دستورات الهی آن کمالات را حفظ و رشد می‌دهد 2- بنده 20 سال پیش در مورد این مشکلات، عرایضی را مطرح کردم که صوت آن سخنان هنوز در خدمت عزیزان هست. عمده آن است که متوجه باشیم این مشکلات، مشکلاتِ تاریخی ما است و با تغییر فکر و فرهنگ مردم حل می‌شود و نه با دستور و بخش‌نامه. و عظمت رهبری عزیز انقلاب آن است که متوجه‌اند باید بسترهای فرهنگیِ لازم را جهت رفع این مشکلات فراهم کرد. موفق باشید

15809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: من حدود 3 ماه است که با افکار حضرت عالی آشنا شده ام و این نعمت را جواب خواسته ام از امام حسین علیه السلام در اربعین گذشته می دانم. سوال بنده این است که امامی را در عبادات نصب العين خود قرار دهیم به چه معنا است؟ و در جای دیگر از صحبت های شما این حکم را در مورد حضرت امام (ره) و یا علامه طباطبایی داده شده است. مشخصا سوالم اینست به چه کیفیتی و چه روشی در عبادتمان به این سروران اقتدا کنیم؟ آیا منظور الگو قرار دادن سیره و روش سلوکی آنها است؟ با تشکر از استاد محترم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» را با شرح صوتی آن لازم است به عنوان مقدمه دنبال فرمایید. موفق باشید

15447

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: می خواستم بپرسم این نوع نگرش به عالم رو عمدتا از تدبر روی آثار ملاصدرا و ابن عربی به دست آوردید تا با مطالعه این آثار ما هم با همین روش این نگرشو پیدا کنیم بعد از به دست آوردن این نگرش زیر سایه انقلاب بدون گروه شما میشه ادامه داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گروهی که مربوط به بنده باشند، در کار نیست. همه‌ی حرف ما این است که در این تاریخ به حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و معارفی که آن مرد بزرگ به صحنه آورده است و امروزه مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» متذکر آن هستند؛ متصل باید شد. موفق باشید

14838
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد در مباحث حرکت جوهری به این موضوع برخوردم که جوهر اشیاء قابل ابصار نیست فقط عقل اون رو درک میکنه ... آیا وجود هم همین حکم رو داره البته منظورم در عرفان نیست منظورم فلسفه هست. به این معنا که ما در ابصار ماهیت رو رویت می کنیم با چشم و وجود رو رویت نمی کنیم فقط به درک عقلی باید درک کرد وجود این ماهیت خاص رو؟؟ مثلا ما فقط ماهیت انسان رو رویت میکنیم با چشم و با حس و وجودش رو عقلا درک میکنیم آیا اینطوره توی مبانی فلسفی تشکیک وجود.؟؟ و یا اینکه وجود انسان رو میبینیم،؟؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جوهر؛ اساساً واقعیتی ندارد بلکه عقل برای تفسیر پدیده‌ای که صورت‌های مختلف را به خود می‌گیرد، چنین چیزی را فرض می‌کند ولی «وجود»، یک حقیقت است که قلب می‌تواند با تربیت لازم آن را درک کند. موفق باشید

نمایش چاپی