بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد دوستان اشکالاتی به جریان پیاده روی های اربعین می گیرند. 1. چرا سپاه در آنجا موکب زده است و هزینه می کند؟ چرا استانداریها موکب دارند تا جایی که شنیده شده آیت الله سیستانی هم فرموده اند بگذارید هزینه و مراسم مردمی باشد حال اگر اصل قضیه صحت دارد چون ما که بنا به شغل معلمی توفیق حضور نیافته ایم، چرا چنین می کنند و زمینه اشکال را فراهم می سازند. چرا مقام معظم رهبری سپاه را منع نمی کنند مگر اینها بودجه بیت المال نیست؟ 2. برخی از همکاران فرهنگی کلاسهای خود را از چند روز پیش رها کرده و به سوی کربلا رهسپار شده اند آیا واقعا این کار مورد رضای خداست و چون برای زیارت امام می روند از این حق الناس و ظلمی که بر بچه ها، کادر دفتری و.... می رود خدا و امام می گذرند؟ با تشکر و التماس دعا خصوصا در اربعین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایجاد بستر مناسب جهت تحقق هرچه بیشتر این امر مهم به عهده‌ی تمام نهادهای دولتی اعم از سپاه و نیروی انتظامی است، همان‌طور که دولت عراق نیز به همین شکل عمل می‌کند. 2- چون معلمین در زمان آموزش حق مرخصی ندارند و مرخصی آن‌ها منحصر به تابستان می‌باشد، نمی‌توانند کار را ترک کنند مگر آن‌که در آن مدت کلاس نداشته باشند. موفق باشید

17610
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: حقیر از آن جهت که جنابعالی را برخوردار از یک نگرش و تفکر سیاسی انقلابی و در عین حال خردمدار و متین می دانم، دوست دارم ببینم نظر شما درباره نگاه و تحلیل بنده نسبت به دولت آقای روحانی صحیح است یا نه؟ فکر می کنم شخص آقای روحانی و بدنۀ دولت ایشان را از طرفی نمی توان برخوردار از یک نگرش عمیق و متعالی انقلابی از جنس آنچه که در تفکر دینی و سیاسی امام خمینی (ره) و رهبری و شهید بهشتی و شهید مطهری مشاهده می کنیم، دانست؛ و از سوی دیگر نمی توان این جریان سیاسی را ضد انقلاب، خائن و خارج از کشتی انقلاب و آمریکایی و اسرائیلی دانست، بر خلاف آنچه که برخی از افراد و سخنرانان برجستۀ اصولگرا – که بنده به خاطر عشق و دغدغۀ ایشان نسبت به رهبری و انقلاب اسلامی دوست شان دارم - تلاش می کنند این نوع نگاه را تصریحاً یا تلویحا به قشر مذهبی و جوانان ولایی و حزب اللهی القاء کنند. به نظرم نگاه معقول و به دور از احساسات و برخوردهای چکشی و یکجانبه نگر و حذفی، این است که این دولت را همان طور که مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) تصریح فرمودند انقلابی بدانیم – به این معنا که داخل مجموعه و خانوادۀ انقلاب هستند، با وجود تمام ضعف های مبنایی و تئوریک و حتی اجرایی ای که دارند – اما در عین حال، به جهت اهداف و دغدغه ها و مواضعی که دارند، انقلابی گری اینها را در پاییین ترین سطح و یا متوسط بدانیم و نه یک نوع تفکر انقلابی متعالی و عمیق و مترقّی، عین آنچه که امام (ره) و رهبری در نظر داشتند و دارند. استناد این نگاه و تحلیل بنده نیز، ریشه در سخنان خود حضرت آقا دارد که هر چند وقت یک بار، این دولت و تیم مذاکره کننده را تأیید می کنند و القابی همچون انقلابی بودن، شجاع بودن، با غیرت بودن، متدین بودن، مورد اطمینان بودن و غیره را دربارۀ ایشان به کار می برند، در عین نقدهای جدّی، فراوان، صریح و علنی ای که به برخی از مواضع آقای روحانی و آقای هاشمی دارند. به عبارت دیگر، این کمترین معتقدم برخلاف تفکر و مشی سیاسی جبهه پایداری که گمان می کنند تمام مواضع و برنامه های دولت با انگیزۀ تخریب انقلاب و ضدیت با امام (ره) و رهبری، و به نیت دوستی و سازش با آمریکا است، بیشترِ دیدگاه های آقای روحانی، چه در حوزه مسائل دینی و چه در زمینۀ مسائل سیاسی و فرهنگی و نظامی و بین المللی و به خصوص سیاست خارجی، نه از سر خباثت و دشمنی با انقلاب اسلامی و بغض نسبت به امام (ره) و رهبری و با انگیزه خیانت به خون شهدا و دوست داشتن آمریکای جنایتکار، بلکه بیشتر بر این اساس است که اینها به زعم خود گمان می کنند راه پیشرفت انقلاب – با توجه به تصور سطحی ای که نسبت به حقیقت و اهداف انقلاب اسلامی دارند – واقعاً همین است و این طوری بهتر می توانند زمینۀ پیشرفت کشور و محبوبیت اسلام را فراهم کنند؛ یعنی واقعاً اینطوری فکر می کنند و باورشان این است و حتی در مواردی هم با رهبری عزیز اختلاف نظر دارند – و نه لزوماً ضدیت! – ولی گمان می کنند تفکر صحیح و معتدل انقلابی یعنی این؛ هر چند که با این وجود نمی توان انکار کرد که ممکن است در موارد معدودی هم، واقعاً انگیزۀ خوبی نداشته باشند و آگاهانه یک سری خطوط قرمز را زیرپا بگذارند و یا گاهی از سرِ سیاست زدگی و تعصب و مصالح حزبی و جناحی حرفی را بزنند یا عملی را انجام بدهند، اما در مجموع فکر می کنم بنای مخالفت با انقلاب و امام (ره) و رهبری را ندارند؛ ضمن این که مگر سایر جریان ها مثل اصول گراها از این مقدار اغراض سیاسی حزبی و نامناسب، مصون هستند و تمام مواضع و رفتارشان با خلوص صد درصد و بدون هیچ گونه شائبۀ سیاست کاری و تعصب و صفر و صدی دیدن امور صورت می پذیرد؟! پس اندکی از افکار و اعمال سیاسی با انگیزه های نادرست، دربارۀ همۀ جریان ها - اعم از تدبیر و امید و اصلاح طلبان و اصول گراها – مطرح است نه فقط دولتی ها! خلاصه اینکه بر این باورم که «سعۀ صدر» تفکر اصیل انقلابی و ویژگی «عدم انحصارطلبی» که برگرفته از اندیشه امام (ره) و رهبری و شهید بهشتی و شهید مطهری است، در مواجهه با اشخاصی مثل آقای روحانی و دولتش که – اصل انقلاب و ولایت فقیه و استکبارستیزی را قبول دارند و فقط سطح نگرش و تفسیرشان از اصول گرایان متفاوت است و بنای ضدیت با ارزش های دینی و انقلاب اسلامی را ندارند – برخوردی غیر از برخورد جبهه پایداری را اقتضاء می کند؛ برخوردی که – در عین دلسوزی و داشتن دغدغه های ارزشمند انقلابی و ولایی- با سعۀ صدر پایین و با رویکرد حذفی و کاملاً بدبینانه و صفر و صدی و شرّ مطلق دانستن رقیب و در مواردی غیرمنصفانه با این دولت برخورد می کنند، بر خلاف برخوردی از جنس آنچه که بنده در شما و آقای دکتر عماد افروغ سراغ دارم. البته بنده در مجموع، اصول گرایان و جبهۀ پایداری را – در عین نقدهایی که به ایشان دارم – به خاطر ولایت مداری و پافشاری بر اصول و ارزش های انقلاب و امام (ره) رهبری، بدون تردید ترجیح می دهم به جریان و گفتمان آقای هاشمی و روحانی که در عین قرار گرفتن ذیل نظام و انقلاب اسلامی، بسیار فاصله دارند از انقلابی گریِ اصیلی که در چهار رهبر بزرگ و ایدئولوگ اصلی انقلاب اسلامی مشاهده می کنیم (امام خمینی (ره)، شهید بهشتی، شهید مطهری و مقام معظم رهبری). با تشکر از مباحث دینی و سیاسی عمیق و روشنگرانه ای که در این سال ها مطرح نموده اید. وفقکم الله فی طریق السداد والیقین 2 شهریور 1395
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً این نوع تفکر، تفکرِ سیاسی دوران ما است که ماوراء نگاه جناحی، متوجه‌ی حقیقت انقلاب در این دوران است و همین‌طور که رهبری عزیز در روز عید غدیر فرمودند باید همچون علی«علیه‌السلام» دشمنان و دوستان را تقسیم‌بندی کرد و در متن جنابعالی این تدبیر به چشم می‌خورد. عرایضی که در کتاب اخیر بنده تحت عنوان «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» شده، نظر به همین نکته دارد منتها با نگاهِ هستی‌شناسانه موضوع را دنبال نموده است. موفق باشید   

17532
متن پرسش
سلام استاد عزیز: حضرتعالی مکررا فرمودید که برای ایجاد تمدن نوین اسلامی یا دیندار کردن مردم بایستی افقی را در جلوی مردم بگذاریم. فی الحال بفرمایید مقصود از این «افق» چیست؟ چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بحث های مفصلی نیاز است مثل آن‌چه در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» و کتاب «جايگاه و معني واسطه‌ی فيض» مطرح شده است. باید چنین افق‌هایی را با مردم در میان گذاشت. موفق باشید

17460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت خدمت استاد گرامی: بنده تا حدی با کتب و نوشته های شما در زمینه ی تمدن اسلامی و غرب شناسی آشنا هستم و به نظرم متفاوت با بقیه بود. در حال حاضر دانشجوی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران می باشم و علاقمندم پایان نامه خود را در موضوع تمدن اسلامی با نقشه ی راه قرآن کار کنم. دوست داشتم در زمینه ی ریز کردن موضوعم و همچنین انتخاب عنوانی که با آن بشود مباحث تمدنی را کاربردی تر نمود و در واقع آن ها را به شکل موثرتری وارد اجتماع انسانی کرد راهنماییم کنید. ای کاش امکان تماس تلفنی بود... با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در این مورد کاری نمی‌توانیم بکنیم إلاّ این‌که با تورق کتاب‌هایی مثل «تمدن‌زایی شیعه» و «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و کتابی که در دست چاپ است به نام «اربعین؛ امکان حضور در تاریخی دیگر» بتوانید ایده‌هایی را به‌دست آورید. موفق باشید

16314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: مسیر نظریه پرداز شدن از ابتدا تا انتها چیست؟ و اینکه چارچوب و بنای نظریه پردازی را چگونه می توان پدید آورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرایضی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این رابطه داشته‌ام، شاید مفید افتد. موفق باشید

15759
متن پرسش
به نام خدا خدمت استاد عزیز سلام: لطف بفرمایید این حدیث شریف را توضیح دهید اذا احب الله عبدا لم یضره ذنب (پیامبر اکرم ص)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خداوند بنده‌ای را به جهت نیّت‌های پاک و جهت‌گیری کلّی‌اش دوست داشت، حال اگر یک لغزش و گناهی از او سر بزند، آن گناه به او آن‌چنان ضرر نمی‌زند که از ادامه‌ی راه و رحمت الهی مأیوس شود. زیرا عموماً شیطان برای چنین انسان‌هایی از این نوع نقشه‌ها می‌کشد تا آن‌ها را مأیوس کند. روایت فوق شبیه همان روایتی است که رسول خدا (ص) مى‏ فرمايند: «حُبُ‏ عَلِيٍ‏ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنه‏ اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏ رساند و دشمنى على سيئه‏ اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. موفق باشید

 


[1] ( 2)- نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.

15619
متن پرسش
سلام علیکم: تعریف اصلی مومن چیست و مومن به چه کسی می گویند؟ 1. آیا فقط کسانی که یه نحوه عصمت و یا عدالت (عدم انجام کبیره و عدم اصرار بر صغیره) دارند مومن محسوب می شوند؟ 2. در جایی فرمودید مومن اگر علم اکستابی و عقلی اش را نورانی نکند تا هفتصد هزار سال در برزخ می ماند آیا اگر کسی در دنیا علمش را نورانی نکرده باشد مومن محسوب نمی شود ؟ 3. در ضمن ماندن چنین شخصی در بزرج به چه معنایی است؟ یعنی عذاب و فشار؟ یا مورد دیگر؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مؤمن کسی است که در بستر شریعت قلب خود را با حقایق عالم آشنا نماید و در راستای ارتباط با حق، وظایف خود را نسبت به خلق به عالی‌ترین شکل به انجام برساند 2- ایمان، مراحلی دارد. مسلّم کسی که رعایت شریعت را کرده باشد از نظر شرع، مؤمن محسوب می‌شود ولی این سیر تا اُنس با حقایق جلو می‌رود، حال اگر در دنیا موفق به این سیر نشد بقیه را در برزخ به‌دست می‌آورد. موفق باشید

15323
متن پرسش
سلام علیک استاد: خسته نباشید. می خواستم بدانم اگر شخصی مثل آقای مصباح نباشد چه می شود؟ ایشان سیر مباحثشان به نظر نمی رسد که به گونه ای باشد که یک جوان انقلابی با این مباحث بتواند تشنگی معرفتی خویش را سیراب کند. امثال مباحثی که آیت الله جوادی دارند ایشان به نظر می رسد که آنطور که استاد خسروپناه در جایی گفته بودند خوب نبود. استاد مصباح در مباحث سیاسی اینگونه وارد می شدند رسالت ایشان مباحث علوم بود و اگر به اینصورت وارد نمی شدند از لحاظ علمی خیلی می توانستد مطرح تر باشند و کار کنند در صورتی که الان می بینیم ایشان از لحاظ علمی آنچنن ملموس نیستند و کار جدیدی انجام ندادند و کار جدید علمی از ایشان دیگر صورت نیافته است با اینکه می بینیم آیت الله جوادی با اینکه مرجع هم می باشند و دروسی هم دارن ولی باز هر روز کارهای علمی و سیاسی ایشان پیش می رود و مسایل سیاسی خویش را هم دارند؟ و در آخر این را هم بگویم که بنده به همه ی این عزیزان ارادت ویژه دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان دولت اصلاحات و خطر به‌حجاب‌بردنِ انقلاب اسلامی توسط آن دولت، آیت اللّه مصباح در سخنان قبل از خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران نقش بسیار مهمی را ایفاء کردند و اساساً هوشیاری ایشان در شناخت خط انحراف، مورد نیاز جامعه می‌باشد به‌خصوص وقتی مردم خط انحراف را از زبان کسی می‌شنوند که می‌دانند از نظر علمی و عرفانی در مرتبه‌ی بالایی قرار دارند. موفق باشید

14531
متن پرسش
سلام: اینکه نظر انسان باید در سیر و سلوک با ائمه (انسان کامل) باشد یعنی چه؟ مگر نباید نظر به ذات اقدس احدیت باشد؟ پس تناقض ایجاد نمی شود؟ یا اینکه نظر به معنای الگو است؟ راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» مظهر تامّ و تمام انس با حق‌اند و لذا دوگانگی در میان نیست که گمان کنیم یا خدا و یا ائمه. در همين رابطه حضرت باقر«علیه‌السلام»        مى‏ فرمايند: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ حِجَابٌ حَتَّى يَنْظُرَ إِلَى اللَّهِ وَ يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْهِ فَلْيَتَوَالَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ يَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ يَأْتَمَّ بِالْإِمَامِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ كَذَلِكَ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ نَظَرَ إِلَى اللَّه»[1] هركس مايل است ‏بين او و خدا حجابى نباشد تا خدا را ببيند و خداوند نيز او را مشاهده كند بايد آل محمّد را دوست بدارد و از دشمنانشان بيزار باشد و پيرو امامى از اين خانواده گردد. اگر چنين بود خدا را مى بيند و خدا نيز او را مى‏ بيند. براى هرچه بيشتر كاربردى‏ شدنِ رجوع به حق بايد پس از نظر به وجود، به مظهر كمالى وجود يعنى اسماء الهى نظر كرد و اسماء الهى را در مظاهر كاملى كه همان سيره‏ ى اهل البيت (عليهم السلام) باشد به تماشا نشست. موفق باشید  

 


[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 23، ص 81.

14366
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: با دوستان در مسجد جلسات کتاب خوانی «کربلا مبارزه با پوچی ها» را شروع کرده ایم. در مطالعه جلسه سوم کتاب با مبحث ترس از مرگ، سوالی در جلسه از سوی دوستان مطرح شد که جواب خوبی نتوانستیم به آن پیدا کنیم. سوال این بود که اگر فرهنگ حسین علیه السلام فرهنگ نترسیدن از مرگ است. این نترسیدن از مرگ با نترسیدن از مرگ که بیان می شود در گروه های تروریستی مانند داعش هم مشاهده می شود چه تفاوتی دارد؟ و آیا در حقیقت آنها هم از مرگ نمی ترسند؟ خواهشمندیم با بیان خود پاسخ دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک‌وقت انسانی مثل حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» در مقابل دشمن مشخصی مثل یزید و عبیداللّه که می‌خواهند او را مجبور به تسلیم کنند؛ تا پای جان می‌ایستد و از مرگ نمی‌هراسد. و یک‌وقت افراد انتحاریِ تکفیری به جهت توهّماتی که از طرف مقابل دارد و به بهشتی خیالی دلگرم است، مقابله با دشمنِ خیالی خود می‌کند. این دومی گرفتار خیالات و وَهم است و از این جهت، این نترسیدن با آن نترسیدنِ حکیمانه تفاوت دارد. موفق باشید

14197
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض تبریک حلول ماه ربیع و میلاد پیامبر (ص): استاد، مدتی است تعدادی از جوانان فامیل که قبلا اهل نماز و زیارت و... بودند. دچار شبهات بسیار خطرناکی شده اند. به طوری که حتی در آیات قرآن شبهه وارد کرده و حقیقت اهل بیت (ع)، زیارت و توسل به ایشان را قبول ندارند. به هر شکلی با ایشان صحبت می کنم و با استناد به آیات و روایات برایشان دلیل می آورم قبول نمی کنند. خواستم از محضر حضرتعالی خواهش کنم که بنده را در خصوص چگونگی اثبات حقیقت اهل بیت (ع) به آنها راهنمایی فرمایید. ضمن اینکه می گویند خدا فرموده که بدون تحقیق چیزی را قبول نکنید و به این بهانه همه چیز را زیر سئوال می برند. سپاسگزارم و ملتمس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید آن‌ها را با معارفی آشنا کرد که عقل و قلب‌شان نسبت به باورهای دینی قانع شود. روش معرفت نفسی علامه‌ طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» بسیار جوابگوست و سیر مطالعاتی سایت بر آن مبنا تنظیم شده است. موفق باشید

13340
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بنده سوال ندارم که نیاز به پاسخ داشته باشم بلکه مرضی عجیب در وجودم هست که نیاز دارم شما آن را معالجه کنید و در واقع طبیب جان من باشید چرا که از این سوال و جواب های حصولی مرا هیچ چیز عاید نشد. استاد عزیز اگر می بینید که جوانان امروز دچار اکنون زدگی هستند و عمرشان را با لهو لعب و گناه سر می کنند یکی از علل آن این است که هویت اسلامی ایرانی خود را درک نکرده اند و نمی دانند برای چه متولد شده اند. اما برای بنده مشکل اساسی این است که روی این مسئله که از کجا آمده ام آمدنم بحر چه بود خیلی تفکر و تحقیق کرده ام و می دانم که آمده ام تا بندگی حق را بکنم. می دانم آمده ام تا با این زندگی محدود دنیایی زندگی به وسعت ابدیت خود را بسازم. می دانم باید خود را در ذیل نور امامان معصوم قرار دهم و انقلاب اسلامی بهترین شرایط را برای ظهور جلوه های وجودی انسان فراهم می کند. خلاصه عرض کنم من جایگاه خود را در این دنیا خوب درک کرده ام و هویت اصیل اسلامی ایرانی خود را شناخته ام اما نمی دانم چرا نمی توانم بر این اساس یک حیات طیبه برای خود شکل دهم. آنقدر اوضاعم خراب است که نماز صبح هایم را هم به زور می خوانم و خیلی اوقات قضا می شود با اینکه می دانم به عنوان جوان مسلمان شیعه باید با قرآن و سیره اهل بیت (ع) مانوس باشم و حتی کتاب های خوبی هم برای آن تهیه کرده ام اما نمی دانم چرا آن شور و شوق و حال برای مطالعه در من وجود ندارد. چه کنم استاد؟ به نظر شما این مشکل از کجا آب می خورد که با آن که من جایگاه خود را به خوبی درک کرده ام اما آن همت و اراده و شور و شوق برای انس با طریق حق در من وجود ندارد و عمرم با روزمرگی ها در حال سپری شدن است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره از مکر لیلُ و نهار غافل نباشید از آن جهت که فضا را طوری شکل می‌دهند که انسان نمی‌تواند مافی‌ضمیر خود را در بستر زندگی پیاده کند. راه‌کار، مقاومت و صبر است یعنی «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». و پایداری بر عزمی که دارید به خودی خود به مرور موانع عملی کار را رفع می‌کند. موفق باشید

12714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و تبریک این عید سعید: 1. عارض شدن حالات گوناگون بر انسان چه دلیلی دارد؟ گاهی بدون هیچ دلیی احساس غم دارم و گاهی احساس شادی، گاهی دوست دارم به من محبت شود و گاهی دوست دارم محبت کنم در کل اکثر اوقات مالک احوالات خودم نیستم و نمی دانم به چه دلیل این حال را دارم. 2. من خیلی خیالاتی هستم و به نظرم می آید علت آن این است که هنوز شخصیتم مستقل نشده و هنوز من شخصی ام برایم معلوم نشده وقتی می خواهم باشم و نمی دانم کی باشم به خیلات پناه می برم که از حرفهای اطرافیان یا تلویزیون پرشده است چه باید کرد؟ 3. راهی برای پاک کردن ذهن از خیالات نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان با روح خود کماکان با عالَم معنا ارتباط دارد و حالات متفاوتش در آن رابطه می‌باشد. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءاللّه در موردی که دنبال می‌کنید، مفید خواهد بود. موفق باشید

10556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقتتان بخیر. اگر کمک مالی ما به اطرافیان باعث توقع شود و بگویند وظیفه‌ات هست، تکلیف چیست؟ مگر پولی که ما داریم مال خدا نیست که به ما امانت داده تا به نیازمند برسانیم؟ حالا نیازمند بگوید وظیفه‌ات هست، خب! راست می‌گوید، این‌طور نیست؟ اطرافیان می‌گویند تو گرفتار افراط شده‌ای - در مورد بحث برنامه‌ریزی که عزیزان مشکل دارند ما 3 واحد برنامه‌ریزی داریم: واحد هفته یعنی من این هفته باید 4 ساعت فلسفه بخوانم هر روزی شود مهم نیست، واحد روز: یعنی امروز 1 ساعت فلسفه بخوانم هر ساعتی شود عیبی ندارد. و ساعت یعنی راس فلان ساعت یک کار خاص هر روز انجام شود. کسانی‌که ابتدای راهند بهتر است با هفته شروع کنند آرام آرام حضرت حق کمک می‌کنند و انسان را به واحد روز و بعد واحد ساعت می‌رسانند. فقط عجله نکنند و مایوس نشوند. منظم شدن کار یک روز و دو روز نیست. در واحد هفته می‌توانند برخی کارهای ساده را راس ساعت خاصی انجام دادند. و توصیه من و تجربه شخصی من و کار با جوانان :حتما حتما از دفتربرنامه ریزی استفاده کنید برکات زیادی دارد. ببخشید استاد اسائه ادب نشده باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مردم هرچه می‌خواهند بگویند، ما طبق وظیفه‌ی الهی خود عمل می‌کنیم. موفق باشید
9385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در شرح کتاب «شرح حدیث عقل و جهل» گفتید که کسی بد نیست بلکه کار او هست که بد است و باید با رافت برخورد کرد. آیا در بحث برائت، ما با عمل آن ها دشمنی می کنیم اگر با خود او دشمنی می کنیم پس چگونه است؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی از فکر و فرهنگی برائت می‌جوئیم اگر بعضی‌ها مثل ابولهب، عین آن فکر و فرهنگ بودند، مشکل خودشان است. موفق باشید
9250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به لطف الهی چند نفر از دوستان با هم حلقه ی مطالعاتی تشکیل داده ایم. سن غالبمان 17 سال و سال چهارم دبیرستان هستیم. از بحث های شما سیر انسان شناسی را به جز کتاب خویشتن پنهان، همه را کار کردیم و کتاب «ادب خیال، قلب و عقل» را هم مطالعه کردیم می خواستیم وارد مباحث تفسیری شما شویم. لطفاً بفرمایید از چه سوره ای شروع کنیم و میزان کار کردن ما در هفته چقدر باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سوره‌های عنکبوت، روم، زمر، انعام و شوری، إن‌شاءاللّه کمک می‌کنند. بیش از دو جلسه در هفته روی سوره‌ها وقت نگذارید تا ذهن‌تان فرصت تأمل بر روی مفاد آن‌ها را داشته باشد. موفق باشید
7071
متن پرسش
سلام علیکم: آیا اراده انسان در طول اراده خداوند است یا در اراده خداوند(هو معکم اینما کنتم) ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اراده ی انسان به همان معنایی که در جواب سؤال 7069 و 7070 عرض شد در طول اراده ی خداوند است و این ربطی به آن ندارد که حضرت حق همواره و در همه حال با ما است، زیرا چون با ما است اراده ی ما هم در طول اراده ی او است. موفق باشید
5801
متن پرسش
سلام علیکم آیا مباحث عقلی همیشه باید ازدریچه ی قرآن و عترت عبور کند؟ یعنی میشود که انسان به استدلالی عقلانی برسد و آن را بصورت یک تئوری دربیاورد و آن تئوری و ایده در متن روایات و احادیث نباشد .؟بطور مثال عرض میکنم حضرت آیت الله جوادی آملی یک فیلسوف مسلمان شیعه هستند .آیا تمام تئوری و استنباط هایی که ایشان از دین دارند و در کتابهایشان منقول است با احادیث و قرآن تطابق کامل دارد ؟و آیا استدلالها و اجتهادهای عقلانی ایشان از قرآن و حدیث با خود قرآن و حدیث مماس است ؟.یعنی نمیدانم چطوری بگویم . فکر کنید که ایشان به یک تئوری دینی رسیده باشند که در قرآن و احادیث نباشد .آیا این طوری میشود یا خیر؟. یا مباحث روایی و حدیثی همیشه باید از دریچه ی عقلی و قرآنی عبور کند؟آیا حدیثی هست که نتوان درباره ی آن استدلالهای عقلانی کرد ؟ و مجبور باشیم چشم بسته آن را قبول کنیم درخصوص رابطه عقل و نقل و قرآن میشود کمی توضیح دهید و یا میتوانید به من کتابی معرفی کنید .
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: عنایت داشته باشید وقتی قرآن از طرف خالق هستی و خالق انسان، نازل شده نظر به تمام ابعاد عالم و آدم دارد. نهایت تلاش انسان‌ها آن است که بتوانند با تدبّر در قرآن وجهی از ابعاد عالم و آدم را بیابند. موفق باشید
5256

سوره انعامبازدید:

متن پرسش
سلام هنوز سوره انعام فیلتره . لطفا رسیدگی کنند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلا نیز خدمت کاربر گرامی عرض کردیم که فایلهای این سوره روی سایت است ودانلود جلسات آن مشکلی ندارد.لطفا سیستم خود را بررسی کنید.
3376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
از یی از دوستانم شنیدم که در جلسه ای : « بعد از تکبیر و آیین های معمول بین دو نماز، حاج آقایی بلند شده و شروع به سخن کرد. موضوع سخن اربعین و امام حسین (ع) بود. در بخشهایی از سخنش گفت وقتی حضرت جبرئیل خبر بارداری حضرت زهرا (س) برای امام حسین (ع) را به پیامبر داد و گفت: این نوه ات به دست امت تو کشته می شود پیامبر گفت این فرزند را نمی خواهم، جبرئیل نزد خدا برگشت و خداوند باز فرمود که این فرزند به دست امت پیامبر کشته می شوند. برگشت جبرئیل نزد پیامبر و مخالفت پیامبر باز تکرار شد و در سومین بار (اینجای سخن حاج آقا دقیق یادم نیست، شاید بیشتر از سه بوده باشد ولی کمتر نبود) وقتی خداوند فرمود خون این فرزند مایه هدایت مردم می شود پیامبر راضی به تولد این فرزند شدند! سپس سخنران محترم فرمود حضرت زهرا (س) نیز با خبر دار شدن از کشته شدن فرزندش به دست مردم ناراحت شده و گفتند این فرزند را نمی خواهم و وقتی فهمیدند خون اما حسین مایه هدایت مردم است راضی شدند. بعد سخنران مثال زد و گفت حضرت زهرا (س) در دوران بارداری تا تولد امام دائماً غم زده بودند، مثل مادری که می داند فرزندی که در شکم دارد معلول است!! یا کسی که خبر دارد چند سال بعد بچه اش می میرد!» آخه اینم شد موعظه در مسجد تو روز اربعین. من که تا حالا چنین چیزهایی نشنیدم. آیا برای این حرفها سندی وجود دارد. 2. به تازگی خبری خواندم که تنم را لرزاند. البته با وجود جلسه های پربرکت شما باز جای شبهه و تردید در تمامی وعاظ ایجاد شده>خواستم نظرتان را در مورد این قضیه بدانم. خبر را در ادامه می آورم. « انتقاد صریح رسول جعفریان از ترویج ادعاهای پناهیان درباره ظهور توسط صداوسیما دین - بازتاب نوشت: حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفریان، ضمن انتقاد شدید از سخنان برخی افراد که در تریبونهای رسمی به خرافات درباره ظهور حضرت مهدی(عج) دامن می زنند، دستگیری برخی از این افراد و تشویق برخی دیگر را برخوردی دوگانه خواند. استاد تاریخ دانشگاه تهران تصریح کرد: متاسفانه به جای آن که متفکران و اندیشمندان از روحانی و دانشگاهی رشته فکر را در دست گرفته و باب اندیشه و اندیشیدن را باز نگاه دارند،، قریب هشت سال است که در این کشور مشتی روضه خوان و مداح ـ با همه ارزشی که از باب مرثیه خوانی برای اباعبدالله(ع) قائلیم ـ سردمدار فکر و اندیشه شده اند. آن روز که آن مداح معروف - که حالا هم عوارض حمایت های سیاسی بی دلیل خود را مشاهده می کند- ، علیه مرجعیت دینی بلندپایه حوزه که به روضه خوانان نصحیت کرده بود، حرف زد و آن سخن زشت را بر زبان آورد، باید حدس می زدیم این ماجرا چند سال بعد به کجا می انجامد. وقتی چند مرکز روضه خوانی و مداحی برای سیاست کشور تعیین تکلیف کرد، روشن بود که ماجرا به کجا ختم می شود؟ جعفریان با اشاره به این که نوعی انحطاط فکری کشور را فرا گرفته است، گفت: این که کسانی در همه فنون و علوم اظهار نظر کرده، کشور را با لاطائلات به ظاهر دینی خود که هیچ سنخیتی با افکار اصیل شیعی ندارد و مراجع دینی هم آنها را تایید نمی کنند، پر کرده اند، و سیما هم به آنها میدان داده، همه اینها نشان می دهد که ما در حال فرو رفتن در باتلاقی از انحطاط فکری هستیم که به سادگی از آن بیرون نخواهیم آمد. داستان تفکر طوری است که جامعه دیر و در یک تدریج طولانی وارد آن می شود؛ اما وقتی در جامعه جاگیر شد، عوارض و تبعاتش تا دیرهنگام حتی تا قرنها خواهد بود و جامعه را از جاده علم و دانش و پیشرفت و نوعی تمدن اسلامی به روز باز می دارد. وی با بیان این که داستان ظهور با این شکل که آقای پناهیان و امثال ایشان طرح می کنند، ریشه در آموزه های شیعی ندارد و بیشتر نشأت گرفته از ذهن خلاق خودشان است، گفت: همان طور که شیخ مفید و شیخ طوسی و علامه حلی نشان دادند، جامعه شیعه و دنیای تشیع را باید با فقه و شریعت زنده نگاه داشت و از اخلاق و عرفان سالم هم به عنوان وسیله ای برای ایجاد مناسبات نرم میان مردم باید استفاده کرد. ظهور هم که نوعی انتظار مثبت است، جای خود را دارد، اما نه بافتنی هایی که به اسم ظهور وجود مقدس حضرت مهدی(عج)، صدها بار در تاریخ دور و نزدیک ما به عنوان تفکر متمهدی های دروغین طرح شده و به جایی نرسیده است و هر بار به باورهای مردم هم ضربه و صدمه زده است. استاد تاریخ اسلام و ایران ادامه داد: یک نگاه ساده ای به گذشته بکنید و ببیند چند بار حرف «ظهور نزدیک است» زده شده و با افتضاح ماجرا خاتمه یافته است. با این حرفها که نمی شود برای کشور راهبرد درست کرد و آینده نگری کرد. اینها مشتی بافتنی است که به درد اداره مملکت نمی خورد؛ حتی اگر همه اش با کلمات و ترکیبات تازه بیان شود. کشور نیاز به استراتژیست هایی دارد که دنیا را بشناسند، کشور محتاج دانشمندانی است که علم حقوق را بدانند و راه تحقق حقوق مردم را یاد بدهند. وقتی شما ذهن و عقل مردم را با همین حرفهای بی پایه و پرطمطراق مثل قواعد ظهور پر کردید، دیگر کدام سخن علمی مقبول واقع خواهد شد؟ یک قوم ساده و سطحی خواهید داشت که بی دلیل جوش می آورد و بی گدار به آب می زند و بعد هم زحمات چند نسل را به باد می دهد. جعفریان گفت: این قبیل افکار در باره ظهور که برای آن قاعده درست می کنند و نمودار می کشند و وقت ظهور تعیین می کنند و هشدار باش آمادگی برای همین نزدیکی ها می دهند، در حالی که نه علم غیب دارند و نه دانش درست دینی و نه شرایط عالم را می شناسند، به راحتی می تواند زمینه ظهور فرقه هایی شبیه بابیت را در ایران فراهم کنند. این شخص تصور می کند که بحث ظهور، غیب است که پیشگویی کند یا علم است که از روی قواعد علم تجربی مثل خسوف و کسوف حدس بزند؟‌ اگر ادعای علم غیب دارد که وانفسا! اگر ادعای علمیت دارد که هم در موضوع و هم محمول و هم حامل همه محل تردید است. اگر به روایات هم عمل می کند، هر کسی پیش بینی وقت ظهور را کرد باید تکذیبش کرد و ما ترجیح می دهیم این کار را بکنیم. اینها هر روز اصطلاح جدیدی می سازند و مرتب بر حجم مذهب می افزایند و فاصله اش را با مسلمانان دیگر بیشتر و بیشتر می کنند. آیا این طور تبلیغ مذهب می شود تا آن را منزوی تر و متفردتر و دور از جمع مسلمانان می کند که وحدت میان آنها آرزوی امام و رهبری و انقلاب بوده و هست؟ وی هشدار داد: در این باره شک نباید کرد و بدون مجامله باید گفت احتمال دارد که در وقت خطر، گروهی از کسانی که در حال حاضر با پولهای بادآورده علیه جریان های سیاسی و افرادی فعال هستند، یک مرتبه تحت هدایت یکی از این افراد _ که خیلی هم مجهول نیستند _ راهشان را کج کرده، بدعتی در شیعه بگذارند که قابل جبران نباشد. اگر چنین شد، مسوولیت آن با افرادی است که الان سکوت کرده و یا حتی به این قبیل افراد میدان می دهند. این نویسنده افزود: همه می دانیم سید علی محمد باب 22 ساله بود که این ادعاها را کرد، اما عده ای بزرگتر از خودش که مشکل داشتند از او حمایت کردند و این جریان را به آنچه امروز درست شده رساندند. حجت الاسلام جعفریان بحث «ظهور صغری» را که طراحی نوعی روند برای ظهور کبری باشد، و این آقا و نظایر او طرح می کنند، نشأت گرفته از افکار سطحی سید حسن ابطحی دانست و گفت: نخستین بار، وی این مطالب را از ملاآقا جان زنجانی نقل کرد. ملاآقا جان یک روضه خوان در زنجان بود که مشتی داستان در اطرافش شکل گرفت. آقای ابطحی هم ذهنی دارد دور از فقه و پر از افکار و اندیشه های ماورائی که بسیاری از آنها مخدوش است و امروز بیش از هر زمان بی پایگی این حرفها روشن شده است. چطور آقای ابطحی در این حکومت زندانی و محدود می شود، اما افرادی مثل پناهیان که همان حرفها را، اما در قالب انقلابی می زنند و بعد از ظهور صغری، حرف از قواعد ظهور به میان می آورند و آماده باش می دهند، به راحتی فرصت می یابند که مدام در سیما مطالب و افکار و اندیشه های بی اساسشان منتشر شود. این شخص در کجا درس خوانده؟ چه قدر فقه می داند؟ چه قدر با مبانی فلسفی اسلام آشناست؟‌ چه قدر تاریخ اسلام خوانده؟ کجا تحصیل کرده که که در هر بابی نظر می دهد؟ آیا واقعا قرار است هر کس خوش صحبت است و چند جمله را به هم وصل می کند و حرفهای درشت و تازه می زند که هیچ کدام محک خود را نزد علما پس نداده، باید بتواند از وقت سیما که متعلق به تمام مردم است استفاده کند؟ جعفریان گفت: در همین ایام با کمال شگفتی یک منبری در حضور رهبری، کربلا را با مهدویت گره زده و نفی می کند که امام حسین علیه السلام برای برپایی حکومت اسلامی مبارزه کرده باشد، به طوری که پس از منبر به وی اعتراض شده و برداشت او نادرست خوانده می شود. این که نمی شود ما با مطهری و شریعتی و بهشتی انقلاب کنیم، با نهج البلاغه انقلاب کنیم، اما در دهه اخیر همان آن حرفها را رها کرده و با علائم الظهور که منهای روایات معدودی از آن، باقی ساخته دست فرصت طلبانی است که هر از چندی قصد شورش و تصرف حکومت را داشتند، برای کشور برنامه ریزی کنیم. این نویسنده ضمن اعلام خطر درباره نفوذ این افکار در برخی از محافل نظام و شخصیت های سیاسی کشور هشدار داد: وصل شدن این سخنان که خود بوی قدرت می دهد با قدرت های سیاسی و اداری و مالی، بدون نظارت دقیق فکری از سوی مرجعیت بر آنها، کشور را در آستانه نوعی انحطاط فکری قرار داده که عوارض سیاسی آن غیر قابل پیش بینی است. جعفریان ادامه داد: بیم آن می رود تا مدتی دیگر، آن قدر این حرفها زده شود که جزو مسلمات شود و دیگر کسی نتواند از آنها انتقاد کند. البته این که این افراد در محضر رهبری این مطالب را می گویند، معنایش این نیست که آن مطالب از نظر ایشان درست است. بارها شده است که رهبری بعد از سخنرانی از آنها انتقاد کرده اند. آقای راشد یزدی به من گفتند، وقتی مداحی در حضور رهبری مطالب نادرستی گفت من به ایشان عرض کردم اینها وقتی در حضور شما این طور بگویند، جای دیگر چه ها خواهند گفت؟ رهبری فرمودند: سال قبل هم این مطالب را گفت و به او یادآور شدم نادرست است، امسال دوباره می گوید! نمی شود انتظار داشت رهبری به هر کسی گیر بدهد. این افراد متخصص و صاحب نظر هستند که باید نظر بدهند و اجازه ندهند روزنه ها بسته شود. استاد تاریخ دانشگاه تهران با اشاره به این که در دولت نهم ودهم، ضمن این که علاقه ای به آبادانی مملکت نشان داده شد، گفت: در این دولت تفکر عمیق، برنامه ریزی و خرد گرایی دینی جایی ندارد، چون اساس این دولت با همین مداحی ها پیش رفت. نهایت چیزی که هست که آن هم محل اشکال است، نوعی عملگرایی با تعریفی خاص از آبادی است که اگر این مقدار هم نبود، باید فاتحه کشور خوانده می شد. باید گفت درآمدهای هنگفت نفتی در هشت سال گذشته ضمن این که بخشی از کشور را آباد کرده، اما با نگرش ماورائی حاکم بر دولت، و تسلط افکار ساده و بدون برنامه با مدیران هیئتی و دور شدن از مراجع دینی و اعتبار نهادن به اظهارات روضه خوانان، مانع از ایجاد یک نظام اندیشگی شده و به جای آن ادعاهای بزرگ، دعاوی ظهورمدارانه که به تدریج جای تسلط فقه را خواهد گرفت و راهبردی دیگر را برابر ما خواهد گذاشت، مطرح شده است. جعفریان با اشاره به این که این کشور هم در دوره اصلاحات و هم در دوره بعد از آن بدشانس بوده و هیچ کدام با افکار رهبری سازگاری ندارد، گفت: با توجه به سابقه فکری که از مقام معظم رهبری داریم و آنچه در کتاب «شرح اسم» در باره گذشته فکری ایشان خوانده ایم، ایشان را فردی خرد گرا و واقع بین می شناسیم، اما شرایط به گونه ای شده است که افکار ایشان در میان مجموعه ای از عوامل مؤثر در تفکر جامعه تنها و مغفول مانده است، به طوری که بخش های مهمی از صداوسیما، این خط خردگرایانه را دنبال نکرده و معرکه را به گروه های شعاری و افراطی واگذار کرده است. این نویسنده ضمن اشاره به فعالیت های فکری و پژوهشی که در قم جریان دارد، گفت: متاسفانه بسیاری از این مؤسسات زیر سلطه کسانی است که گرچه به ظاهر به اندیشه های فلسفی اهمیت می دهند، اما در باطن گرفتار افراط گرایی در زمینه اندیشه های مربوط به ظهور بوده و با ترویج کیش شخصیت و مراد و مریدی، طلاب خود را گرد خود و برای خود پرورش داده و به رغم هزینه های سرسام آور هیچ خروجی فکری روشنی ندارند. برخی از مشهورترین این موسسات، فقط علاقه مندند شارح افکار رئیس باشند تا حامی جریان علم و دانش دینی مستقل. هرچه می نویسند و چاپ می کنند و گاه بیش از چندین مجله هم دارند، شرح افکار بزرگ تشکیلات است و بس. به همین دلیل پیشرفت مناسبی هم نداشته و خروجی قابل ملاحظه ای ندارند و به جای آن، به روش های حذف دیگران از هر طرف، اعتماد بر گروه های افراطی از سوی دیگر و تکرار مکررات روی آورده‌اند. آنچه امروز در حوزه مطرح است، طبقه بندی همان حرفهای گذشته، دسته بندی تازه تر اما در واقع، اگر نگوییم کم محتواتر، چیزی همطراز گذشته است. جعفریان گفت: این اسباب تاسف است که یک مجری تلویزیون بگوید برج ساعت را در مکه ساخته اند برای این که اگر مهدی (ع) ظهور کرد، تک تیراندازانشان از آنجا حضرت را هدف بگیرند. آخر این چه دانشی است، چه علمی است؟‌ چه بینشی است که به مردم داده می شود؟ وی با هشدار درباره برنامه های تکراری شعاری در سیما گفت: افراط زیاد در این برنامه ها دربین مردم به تدریج نوعی واکنش منفی ایجاد می کند و شاید به تدریج باعث زدگی مردم بشود، کما این که همین الان هم بخشی از جوانان را بی اعتماد کرده است. هر چیزی، حتی نشان دادن شعائر دینی، باید معقول، به اندازه و به تدریج باشد تا اثر خود را ببخشد. این چیزی است که در روایات هم تاکید شده است. اما مع الاسف شاهد نوعی افراط هستیم. این که فکر کنیم با این کار میخ دین را محکم تر می کنیم درست نیست، این ممکن است نتیجه عکس بدهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نه می‌توان به آن روایات تکیه کرد و نه از آقای جعفریان انتظار بود که این‌طور برخورد کنند خوب بود ایشان یک نمونه از اشکالات آقای پناهیان را مطرح می‌کردند و عالمانه نقد می‌نمودند ولی این طور برخوردکردن بسیار دون شأن آقای جعفریان بود و اندیشیدن را از بین می برد. موفق باشید
2735

عبور از غضببازدید:

متن پرسش
سلام من و همسرم عاشق هم هستیم و زندگی خوبی داریم من یه مشکل اساسی دارم و هر موقع از دست شوهرم ناراحت میشم نمیتونم خودم و کنترل کنم و فقط همون تاریکی پیش اومده را میبینم و هرچی خوبی و عشق بینمون بوده را فراموش میکنم و مثل غریبه ها باهاشون رفتار میکنم و حاضر نیستم باشون حرف بزنم باید یک روز بگذره تا به حالت عادی برگردم و آخر سر هم کلی ازشون عذرخواهی میکنم با اینکه علت شروع ناراحتی از طرف ایشون بوده ولی با رفتار من، آخر سر من باید معذرت بخوام بعدشم کلی عذاب وجدان دارم که چرا یک روز از زندگیمونو خراب کردم ولی باز هر سری تکرار میکنم لطفا مرا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از کتاب «معراج‌السعاده» باب «غضب» را مطالعه کنید و اگر آمادگی دارید سی‌دی‌های «یابن الجندب» را از اول تا آخر کار کنید تا انشاء الله اصلاحات لازم در نفس شما ایجاد شود. موفق باشید
1450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیزم بنده نمی توانم وقتی به عمق بحث طینت و اینکه چرا یکی شد شمر و یکی دیگر شد حبیب یا .... جواب قابل قبولی بیابم می خواستم چنانچه امکان دارد یک کتاب یا مبحث راجع به طینت و ذات معرفی کنید که مشکل بنده حل شود با تشکر التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم اگر جواب سؤال شماره‌ی 1364 را مطالعه بفرمایید شروع خوبی است. فقط عنایت داشته باشید که طینت را به معنی زمینه‌ی مادی مثل گِل و امثال این چیزها معنا نکنید به همان معنی عین ثابته یا امکان ذاتی مخلوقات بگیرید. موفق باشید
1265

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید.می خواستم بدانم چگونه میشه دروس دانشگاهی(مقطع ارشد) راگذارند که نه تنهاموجب تظعیف تفکر ونگاه به آدم وعالم از طریق نظر به اسمائ حسنای نشود بلکه خود مقدمات شکوفایی را فراهم کند بطور مثال مطالعه دروس دانشگاه ذهن را بیشتر وبهتر آمده پذیرش علم النفس نماید.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر دل را تماماً به خدا بیندازیم به آنچه حجاب حق می‌باشد آگاهی پیدا می‌کند و دیگر حجاب محسوب نمی‌شود. موفق باشید
613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب و احترام . لطفا به شش بخش سوال ها توجه بفرمایید و در صورت دادن رفرنس ،برای هر قسمت جواب جداگانه ای بفرمایید و ازدادن جواب کلی برای همه سوال ها دوری کنید: 1) علامه محمد تقی جعفری در صفحه 32 کتاب قرآن نماد حیات معقول ، فرمودند : " برای رسیدن به وحدت و صلح در روابط انسانی ، جز شورای قضایی و شورای فتوایی راه دیگری وجود ندارد " . چرا هر عامل دیگری از جمله تبعیت از ولی فقیه برای رسیدن به وحدت و صلح در روابط انسانی مد نظر قرار نگرفته است و رد شده است ؟ 2) با توجه به پاسخ شما در سوال 595 پس فقط فقیه دیگری حق ندارد بگوید من میخواستم امور حسبیه را که ولی فقیه در اختیار دارد ( نه همه ی اموری که تحت ولایت ولی فقیه است) در اختیار بگیرم . پس هم اکنون منسب ولایت فقیه در جامعه به جز چند وظیفه ی محدود رهبری که مربوط به امور حسبیه است ، از گردن دیگر فقها ساقط نشده است . استاد انقلاب ما میفرمودند "یکبار در مجلس شورایی کردن ولی فقیه آن هم به صورت کشفی نه انتسابی مطرح شد اما به تصویب نرسید" . آیا میتوان علت مطرح شدن آن را مورد فوق دانست ؟ چه علت دیگری دارد ؟ 3) با توجه به این که تئوری های اسلامی از جمله نظریه ولایت فقیه ، باید در مقام تئوری صد در صد صحیح باشد و هیچ امری در تصحیح نظریه ولایت فقیه اثر نگذارد حتی آزمون عملی این نظریه ، اولا چرا جایگزینی یک شخص در منسب ولی فقیه با شورایی شدن این منسب در مجلس مطرح شد ؟ ثانیا استاد رحیم پور گفتند " امام ابتدا نظارت را مطرح کرد بعد از این حیث که دیدند نظارت فقیه جواب نمیدهد و انتظار ایشان را از نظریه ولایت فقیه بر آورده نمیکند ، ولایت فقیه را مطرح کردند " . آیا این به معنی تاثیر آزمون عملی در تئوری این نظریه نمیباشد ؟ 4) در اعیان الشیعه ج 6 ص 78 ،در ضمن دستور العمل های ابن اسینا به ابی سعید ابی الخیر میخوانیم " .....و آنگاه که این حالت برای او ملکه شد ......سکینه و آرامش به او افاضه میشود ، و بر اوضاع عالم ناسوت مطلع میشود ....." این در حالی است که بزرگان دیگری هم هستند که اطلاع از اخبار و اوضاع زمین را در ضمن سلوک تایید کردند بویژه پس از فرج شخصی . چطور شما میفرمایید که اوضاع عالم ناسوت به قلب شما اشراق نمیشود ؟ آیا مطالب فوق باطل است ؟ .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- در گزارشی که فقهای مجلس خبرگان می‌دادند به این نتیجه رسیده بودند که اداره کشور به صورت شورایی تصمیم‌گیری را سخت و کُند می‌کند و در صورتی که نتوانند به فردِ صاحب صلاحیت برسند به فکر شورای رهبری می‌افتند. افلاطون نیز مدیریت شورایی را موقعی معقول می‌داند که قانونی نباشد تا رهبر جامعه با تکیه بر آن بر جامعه حکم براند، در حالی‌که در نظام سیاسی جمهوری اسلامی کسی انتخاب می‌شود که به عنوان فقیه ،کارشناس کشف حکم خدا است و لذا نیاز به رهبری جامعه به صورت شورایی نمی‌ماند،با توجه به این‌که به‌واقع اگر شورای رهبری بود و می‌خواست در موردی تصمیم بگیرد با توجه به اختلاف نظر و سلیقه که به طور طبیعی بین افراد پیش می‌آید، تصمیم‌گیری بسیار کُند و غیر قاطع می‌شد. 2- وقتی فقیه در جامعه حاکم شد، امور حکومتی منوط به حکم اوست ولی مردم در امور فردی یعنی فتوا به هر فقیهی می‌توانند رجوع کنند. فکر نمی‌کنم اساساً موضوع شورایی یا غیر شورایی در امر رهبری در حیطه‌ی مجلس باشد، احتمالاً منظور استاد شما مجلس خبرگان بوده و موضوع همان بود که عرض شد. 3- نظریه‌ی ولایت فقیه به عنوان نظریه‌ای که می‌گوید: باید در زمان غیبت فقه آل محمد تکلیف جامعه و افراد را تعیین کند از جهت دلایل عقلی و نقلی یک نظریه‌ی خدشه‌ناپذیر است و چگونگی اجرای آن – چه فردی، چه شورایی – خدشه‌ای بر اصل آن وارد نمی‌کند. عنایت داشته باشید که همیشه سخن حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ولایت فقیه بوده و نه نظارت فقیه و بحث ولایت فقیه را در سال 1347 در درس خارج خود در نجف کلاملاً بحث و حلاجی کردند. آری حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در ابتدا فکر می‌کردند همین‌که در قم باشند و رهنمود بدهند کارها جلو می‌رود، ولی بعداً روشن شد باید حضور فعّال‌تری داشته باشند. پس باز موضوع برمی‌گردد به چگونگی اجراء نظریه‌ی ولایت فقیه و به وثقاقت آن خدشه‌ای وارد نیست. 4- بنده معتقدم هر قلبی با تدبّر در قرآن و دل‌دادن به پیام آیات وَحی، قواعد و سنن الهی را می‌یابد و با استحکام تمام در این عالم زندگی می‌کند که نمونه‌ی شاخص چنین شخصی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بودند. موفق باشید
19938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: ببخشید استاد سوالی داشتم. مگر نه اینکه بین علم و دین تعارض نیست؟ آخه تو یک حدیثی دیدم که امام صادق (ع) می فرمایند اگر می خواهی عمرت طولانی شود، از آمیزش زیاد با همسرت پرهیز کن. اما وقتی از یک دکتر ارولوژی درباره آمیزش زیاد پرسیدم گفت من تا حالا در جایی به این مساله برخود نکردم که آمیزش زیاد عمر را کم کند و حتی در مورد استمنا هم مطمئن نیستم همچین اثری داشته باشد. و دکتر دیگری هم گفت نه تنها آمیزش زیاد عمر را کم نمی کند بلکه تازه به این نتیجه رسیده اند که کسی که زود ازدواج کند و فعالیت جنسی بالاتری داشته باشد و مثلا هفته ای دو سه بار آمیزش کند، این شخص احتمال ابتلایش به سرطان پروستات کمتر است و از لحاظ ارولوژی وضعیت بهتری پیدا می کند. استاد اگه ممکنه توضیحی بفرمایید. البته ابن سینا هم حرفِ امام صادق را می زند و می گوید این منی، آبِ حیات است که از انسان خارج می شود و اگه می خواهی عمر طولانی تری داشته باشی با زنت کمتر آمیزش کن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور حضرت، افراط در آمیزش باشد و شاید منظور از کوتاه‌شدن عمر در إزاء افراط در آمیزش، بی‌برکتی آن باشد. از طرفی علوم تجربی آن‌چنان همه‌ی مطلب را در اختیار ندارد که بتواند نظر قاطع دهد، به همین جهت در این مورد نیز تفاوت نظر هست. عمده عدم افراط و تفریط در این موارد است. موفق باشید

نمایش چاپی