بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15912
متن پرسش
با سلامی دوباره خدمت استاد عزیز و گرانقدر: استاد در کتاب معاد بازگشت به جدی ترین زندگی فرمودید که کتاب بیان شده در قرآن و منظور از کتاب، عوالم وجود است، حال آیا می توان گفت که این عالم ماده هم کتاب خداست؟ و من در مورد کلمه ی «کتاب مبین» بیان شده در قرآن جدای از اینکه فرمودید یعنی کتابی که حقایق را آشکارا بیان می کند آیا می توانیم بگوییم که این صحنه ی عالم ماده با تمام زیبایی ها و حقایقش کتاب مبین است؟ و دوم اینکه استاد در مورد لوح محو و اثبات فرمودید که صحنه ی ظهور حقایق لوح محفوظ است که حقایق ظهور کرده و محو می شود و... در اینجا منظور شما را از محو شدن نفهمیدم؟ و اثبات در این لوح به چه معناست؟ در ذهن من اینگونه بود که در لوح محو و اثبات اگر بنده ای مسیر زندگی خود را اصلاح کند خداوند سرنوشت قبلی او را محو و سرنوشت جدیدی برای او می نویسد. آیا این چیز در ذهن ناقص بنده است غلط است؟ لطفا کمی توضیح بفرمایید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از این جهت حرف خوبی است. آری! عالم وجود در تمام مراتبش، کتاب خدا و به تعبیر علامه‌ی طباطبایی، کلام الهی است و محل ظهور زیبایی‌های عالم ملکوت است 2- از آن جهت که تجلیات، پی‌درپی می‌آیند و می‌روند، بحث «لوح محو و اثبات» در میان است. ولی «ثبات» مربوط به لوح محفوظ است که مقامِ حقایق می‌باشد 3- بحث «لوح محفوظ» و «لوح محو و اثبات» مربوط به جنبه‌ی تکوینی عالم است. شاید تطبیق آن نسبت به شخص انسان، به راحتی ممکن نباشد. موفق باشید

15906
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم و تبریک یوم الله مبعث: آیا بعثت پیامبر (ص) مربوط به مقام نفس ناطقه ی پیامبر است که حقیقت بعثت که در مقام نوری شان به اجمالی است به تفصیل در مقام نفس ناطقه رسانده اند؟ اگر این صحبت درست است می شود گفت اهل بیت (ع) تمام کارهایشان در میادین امتحانات در واقع نمایش و ظهور و تفصیل حقیقت نوری شان است و نه اینکه این امتحانات برای ترفیع درجه شان باشد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعثت، بعثتِ مقام کلیه‌ی حضرت در مقامِ تعیّنِ خلقی یا نفس ناطقه‌ی حضرت است و حفظ این حالت و پشت‌کردن به جذبه‌های نفس امّاره که برای آن بزرگان هم مطرح است، موجب کمال و تکامل آن‌ها می‌شود. موفق باشید

15809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: من حدود 3 ماه است که با افکار حضرت عالی آشنا شده ام و این نعمت را جواب خواسته ام از امام حسین علیه السلام در اربعین گذشته می دانم. سوال بنده این است که امامی را در عبادات نصب العين خود قرار دهیم به چه معنا است؟ و در جای دیگر از صحبت های شما این حکم را در مورد حضرت امام (ره) و یا علامه طباطبایی داده شده است. مشخصا سوالم اینست به چه کیفیتی و چه روشی در عبادتمان به این سروران اقتدا کنیم؟ آیا منظور الگو قرار دادن سیره و روش سلوکی آنها است؟ با تشکر از استاد محترم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» را با شرح صوتی آن لازم است به عنوان مقدمه دنبال فرمایید. موفق باشید

15672
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: به نظر شما مانع ورود بهائیت به دانشگاه شدن نادیده گرفتن حقوق شهروندی آنها نيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهائیت یک گروه جاسوس است که بر مبنای اساس‌نامه‌ی خود متعهد به آمریکا و اسرائیل‌اند. هیچ کشوری فرقه‌ای را که بر مبنای خیانت به کشور شکل گرفته است، از امکانات ملت برخوردار نمی‌کند تا با استفاده از آن امکانات، به خیانت خود عمق ببخشد. نباید از سوابق خیانت این فرقه در زمان طاغوت نیز غفلت کرد. موفق باشید

15274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد و عرض تسلیت: دیدید خود حضرت آقا هم فرمودند ممکنه رهبر جدید تعیین کنند بعد شما می فرمایید این افراد رودروی رهبر نیستند و..... ببخشید ها حالم خیلی بده که این حرفا رو می زنم یا شما علم غیب دارید که اینقدر خونسردید و با خونسردی این طوری صحبت می کنید یا که از خیلی اتفاقات بی خبرید. بازم ببخشید داغونم داغون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به صحبت اخیر مقام معظم رهبری دقت بفرمایید فرمودند اگر شرایط طوری پیش آمد که باید رهبر نظام اسلامی را انتخاب کنید، تنها ملاک‌تان رضایت الهی باشد. معنای این سخن آن است که اگر خدای ناکرده حضرت آقا رحلت کنند، آن‌ها مواظب انتخاب خود باشند، نه آن‌که این مجلس برنامه داشته باشد که رهبر انتخاب کند. موفق باشید

14839
متن پرسش
سلام علیکم: مسئله ای است که مدتها ذهنم را درگیر کرده و تقریبا در هر جایی این حرف ها گفته می شود. ما همیشه وقتی از تاریخ قبل از انقلاب صحبت می کنیم (بخصوص زمان پهلوی پدر و پسر)، از نقطه های تاریک آن دوران مانند خیانت ها، مفاسد اقتصادی، زورگویی و دیکتاتوری، سرکوب مذهب، شکنجه و کشتار ظالمانه و هزاران موارد دیگر یاد می کنیم تا 1. مروری باشد بر تاریخ معاصر و 2. عبرتی باشد برای آیندگان. اما وقتی به شرایط کنونی جامعه می نگریم، احساس می کنیم که بعضی از آن نقطه های تاریک، در زمان ما هم دیده می شود، با این تفاوت که در آن زمان دیکتاتوری محض و در این زمان مردم سالاری - در آن زمان لا مذهبی و سکولاریسم و در این زمان حکومت اسلامی بر قرار است. اگر بخواهیم همه این مسائل را در نشست های تخصصی، از روی دلیل و منطق پاسخ دهیم، جواب های زیادی وجود دارد. ولی طیف دیگری که در کف جامعه، مثلا در تاکسی یا نانوایی یا مغاره و جاهای دیگر، نسبت به وضعیت موجود معترضند، نمی شود فلسفه بافی کرد. طبیعتا شما هم با این موارد روبرو شده اید که مثلا می گویند: «خوردند و بردند - در این زمانه فقط پارتی و مسائلی از این دست ...» حال سوال بنده اینست که اگر قرار باشد اختلاس باشد، بیت المال هدر برود، ضعیف کشی باشد، پارتی بازی و تبعیض باشد، منافق و مقدس مآب ها باشند، بی عدالتی باشد، و .... ، پس هدف از تشکیل حکومت اسلامی چه بود؟ مگر غیر از این بود که در مقابل موارد ذکر شده بایستد؟ و سوال دوم اینکه چگونه باید پاسخ مردم را که انصافا در بعضی موارد حق با آنهاست، را داد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت این دو نظام در آن است که نظام شاهنشاهی، خودش عین چپاول و اختلاس و هدردادنِ اموال ملّی بود. ولی نظام اسلامی در صدد اصلاح آن امور است و به همین جهت به جای پنهان‌کردنِ اختلاس‌ها، آن‌ها را علنی می‌‌کند و مجرمان را به مردم معرفی می‌نماید. لذا در عین این‌که ما هیچ دفاعی از بودنِ چنین ضعف‌هایی نداریم، ابداً کلّیّت این نظام را با نظام شاهنشاهی قابل مقایسه نمی‌دانیم و به مردم عادی هم که با همین ادبیات و بدون تعصب سخن بگوییم، با ما همراهی می‌کنند. موفق باشید

14161

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد اگر میشه بفرمایید اگر بخواهیم احکام شرعی را عرفانی معنا کنیم چه باید بگوییم؟ منظورم اینست که معنی عرفانی فقه چه می شود؟ در کلیت موضوع
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از آن‌که خداوند انسان شایسته‌ای را متوجه‌ی عالَم ملکوت نمود، وَجه ملکوتی احکام ناسوتی را به او می‌نمایاند. موفق باشید

13237
متن پرسش
به نظر شما آيا امام زمان (عج) از روند فعلي حكومت ما راضي است؟ آيا با اين روند حكومت به آن اهداف والاي انقلاب و اسلام مي رسيم؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در کلیّات نظام نظر مبارک حضرت حجت«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است که نظام اسلامی جلو می‌رود و این بدین معنا نیست که در امور جزیی، حضرت از کارهای افراد عقده‌ای که نفوذ کرده‌اند در بعضی از قسمت‌های نظام، راضی باشند. مگر نایب او راضی است؟ که ایشان راضی باشند؟! همان‌طور که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در آخرین سخنانشان که اخیراً با خبرگان داشتند فرمودند:

«نیروهای مؤمن ما در سرتاسر کشور بدانند که حرکت، به‌سمت اهداف و آرمانهای اسلامی است؛ در این هیچ تردیدی نیست. و همه خودشان را آماده نگه بدارند، همه آماده باشند؛ نیروهای مؤمن، نیروهای اصیل و معتقد در سرتاسر کشور -که بحمدالله اکثریّت قاطع این کشور را هم تشکیل میدهند- آماده‌به‌کار باشند. آماده‌به‌کار به معنای آماده‌ی جنگ نیست؛ یعنی هم آماده‌ی کار اقتصادی باشند، هم آماده‌ی کار فرهنگی باشند، هم آماده‌ی کار سیاسی باشند، هم آماده‌ی حضور در میدانها و عرصه‌های مختلف باشند؛ آماده باشند، ما همه باید آماده باشیم. در مقابل این جهت‌گیری‌های دشمنان -که دشمنان ما شب و روز نمی‌شناسند- ما هم بایستی شب و روز نشناسیم و همه آماده باشیم. و وعده‌ی الهی هم راست است؛ خدای متعال وعده‌اش راست است، ما سوءظنّ به وعده‌ی الهی نباید داشته باشیم‌. یک‌بار من اینجا عرض کردم که باید به خدا پناه ببریم و سوءظنّ به وعده‌ی الهی نداشته باشیم‌. خدای متعال لعنت کرده؛ الظّآنّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دآئِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَ سآءَت مَصیرًا یعنی خدا لعنت کرده کسانی را که به خدا سوءظن داشته باشند. حُسن ظنّ به خدا این است که وقتی می گوید که «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم»،این را باور کن؛ این حسن ظنّ به خدا است؛ وقتی می فرماید: لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه، این را باور کنیم. اگر حقیقتاً نیّت ما نصرت دین الهی است - معنای نصرت خدا همین است - بدانیم که خدای متعال نصرت خواهد کرد و تردیدی در این زمینه نداشته باشیم؛ وقتی انسان با این روحیّه حرکت کرد، آن‌وقت آن سکینه‌ای که عرض کردیم بر دلهای ما ان‌شاءالله نازل خواهد شد.[1] موفق باشید

 


[1] - همان.

13063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر فراوان بابت زحمات شما استاد بزرگوار: سوالی داشتم، ممنون میشم پاسخی مرحمت بفرمایید. می خواهم بدانم چه شرایط و وظایفی در لحظه برایمان نسبت به نماز اول وقت اولویت دارد؟ گاهی پیش می آید که دستوری از جانب مادرم می رسد و نمي دانم نماز را اول بجا بياورم یا دستور مادرم را و یا مواقعی که میهمان می رسد. یا زمانی که با جمعی (که علی رغم تذکر فراوان، میل به نماز خواندن ندارند) بیرون از خانه ام و موقع اذان می شود و اگر بخواهم نمازم را گوشه ای بجا بياورم درگیری یا دلخوری بوجود می آید. پیشاپیش از راهنماییتون ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساس را بر این بگذارید که در اول وقت نماز خود را به‌جا آورید ولی تعصب نداشته باشید. زیرا خداوند در این موارد رخصت داده است که اگر کاری پیش آمد که لازم است نماز را از اول وقت به تأخیر بیندازید، سخت‌گیری نکنید. موفق باشید

11988
متن پرسش
سلام استاد: شما در سوال 11965 فرمودید که: در هر صورت تا در مرحله‌ی علمی و مفهومی هستیم هنوز ارتباط واقعی یعنی ارتباط وجودی پیدا نکرده‌ایم. ارتباط علمی به عنوان مقدمه خوب است ولی معرفت نفس یعنی ارتباط وجودی. گفت: «دردی که به افسانه شنیدم همه از خلق / از علم به عین آمد و از گوش به آغوش» اما جواب سوال بنده را ندادید که: 1. چگونه و به چه روشی از ارتباط علمی به ارتباط وجودی برسیم؟ 2. ملاک تشخیص اینکه از ارتباط علمی به ارتباط وجودی رسیده ایم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» همراه با شرح آن، إن‌شاءاللّه کارساز است. موفق باشید

11904

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با توجه به این که در عالم مجردات مذکر و مونث وجود ندارد پس علت ایجاد مونث و مذکر در این عالم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علت وجود جنس مذکر و مؤنث در این عالم، تولید نسل است. خداوند از این طریق انسان‌ها را خلق می‌کند. موفق باشید

10556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقتتان بخیر. اگر کمک مالی ما به اطرافیان باعث توقع شود و بگویند وظیفه‌ات هست، تکلیف چیست؟ مگر پولی که ما داریم مال خدا نیست که به ما امانت داده تا به نیازمند برسانیم؟ حالا نیازمند بگوید وظیفه‌ات هست، خب! راست می‌گوید، این‌طور نیست؟ اطرافیان می‌گویند تو گرفتار افراط شده‌ای - در مورد بحث برنامه‌ریزی که عزیزان مشکل دارند ما 3 واحد برنامه‌ریزی داریم: واحد هفته یعنی من این هفته باید 4 ساعت فلسفه بخوانم هر روزی شود مهم نیست، واحد روز: یعنی امروز 1 ساعت فلسفه بخوانم هر ساعتی شود عیبی ندارد. و ساعت یعنی راس فلان ساعت یک کار خاص هر روز انجام شود. کسانی‌که ابتدای راهند بهتر است با هفته شروع کنند آرام آرام حضرت حق کمک می‌کنند و انسان را به واحد روز و بعد واحد ساعت می‌رسانند. فقط عجله نکنند و مایوس نشوند. منظم شدن کار یک روز و دو روز نیست. در واحد هفته می‌توانند برخی کارهای ساده را راس ساعت خاصی انجام دادند. و توصیه من و تجربه شخصی من و کار با جوانان :حتما حتما از دفتربرنامه ریزی استفاده کنید برکات زیادی دارد. ببخشید استاد اسائه ادب نشده باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مردم هرچه می‌خواهند بگویند، ما طبق وظیفه‌ی الهی خود عمل می‌کنیم. موفق باشید
8848

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. اگر کسی به خاطر بیماری یا مشکلات دیگر توفیق شرکت در نماز جماعت مساجد را نداشته باشد اما بخواهد حداقل اوقات نمازها را رعایت کند در شهری مثل اصفهان فاصله بین نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء در تابستان و زمستان چند ساعت است؟ توصیه قرآن برای حفظ نماز وسطی کدام نماز یومیه است و حفظ آن به چه معنی است؟ چرا برای دیگر نمازها چنین توصیه ای نشده؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: نماز وسطی را با نماز ظهر منطبق کرده‌اند و شاید اهمیت آن به جهت حضوری باشد که باید در بین روز و در گیر و دار فعالیت‌های زندگی، در محضر حضرت حق پیدا کنیم. وقت نماز عصر در طول سال فرق می‌کند. به رساله‌های عملیه یا به سایت http://portal.anhar.ir/node/1719 رجوع فرمایید. موفق باشید
8421
متن پرسش
با سلام با توجه به تعریفی که در کتاب "حکمت الهی" شادروان "الهی قمشه ای"از مراتب مختلف کرده اند: 1- مرتبه طبع:مرتبه طبع عبارت است از مرتبه قوای نباتی و آثار و افعال آن چون خوردن و آشامیدن و نمو و تناسل است. (هر انسانی در بدو امر در این مرتبه به دنیا می آید) 2- مرتبه نفس:مرتبه نفس مرتبه قوای حیوانی و ادراکات حس و خیال و وهم است که با آن ابداع و اختراع و تهیه وسایل زندگانی و آسایش و خوشیها کند و چون به مخالف خود برخورد کند جنگ و نزاع و شورش در جهان برانگیزد. تا این سر حد احساس و فهم، حیوانیت است و هنوز خورشید کمال او از افق انسانیت طلوع نکرده است. 3- مقام قلب:مقام توجه به عالم غیب است لیکن با نظر به عالم شهود. از جهت حدوث، مقام قلب ابتدای مقام انسانیت است و آن وقتی است که نفس ناطقه را از قفس بدن، روزنه ای به عالم غیب باز باشد. لیکن چون از چنگ قوای نفسانی شهوت و غضب مستخلص نگردیده است گاهی از آن روزنه به عالم غیب نظر کند و گاهی محکوم نفس حیوانی شده، به شهوت دنیوی بپردازد و از این رو این مقام را مقام قلب گویند که پیوسته در تقلب و تحول است. گاهی مقام روح که مقام مافوق آنست متحول می شود و گاهی به مرتبه نفس که مادون آنست باز میگردد. 4- مقام روح:آن را مقام نفس ناطقه نیز می نامند که بالکل از چنگ قوای بدن و آثار طبع و نفس مستخلص شده و به روحانیون عالم قدس پیوسته است. 5- مقام سِر:در این مقام است که عارف به حق و جمال الهی یعنی به معروف، بینا می گردد و اسرار الهی را در همه موجودات مشاهده می کند و به زبان ذات می گوید: " ندیدم چیزی را مگر آنکه دیدم خدا را در آن". 6- مقام خفی:و آن مرتبه ای از نفس انسان است که تنها خدا را مشاهده می کند. دارنده مقام خفی به مقام "فنای فی الله" رسیده و حجاب را از پیش نظر برانداخته و همه حق را ببیند، نه چون صاحب مقام سِر که در همه اشیا خدا را بیند و صاحب سِر کسی است که به اسرار حق پی برده است و آن کس که به اسرار حق پی برد ماهیت اعتباری ممکنات حجاب وی نشوند بلکه آیینه مشاهده خدا در نظر او باشند. 7- مقام اخفی:این مقام همان فنای در حق است. منتهی توجه به فنا هم در این مقام نیست. یعنی عارف ملتفت فنای ذات خود در شهود حق نیز نباشد. سرگرمی به شهود جمال حق، وی را از شهود نیز فارغ ساخته است. این مقام مقام "فنای عن الفنا" و آخرین مقام انبیا و اولیا است و به آن سِر سِر یا سِر سلطان گویند. میتوانم نتیجه بگیرم از مرتبه روح به بعد درواقع مراتب مختلفی است که توسط قلب شهود میشود و همان قلب است که کم کم به عالم قدس می پیوندد و شهودش کاملتر میشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خداوند مرحوم آیت‌اللّه الهی قمشه‌ای را رحمت کند که به‌خوبی حق مطلب را اداء کردند و یکی از بهترین تقسیم‌بندی‌های مربوط به مراتب انسانی را به‌جا گذاردند. آری همان‌طور که آن مرحومِ راه‌رفته می‌فرمایند، سالک در منازلی که طی می‌کند چون به مرحله‌ی روح رسید و به مشاهده‌ی انوار الهی نایل شد و از آن بالاتر مقام او مقام حق‌الیقین گشت با نظر به جنبه‌ی حقانی مخلوقات و یا بگو عین ثابته‌ی آن‌ها، راز و سرّ عالم وجود برایش روشن می‌گردد. درود و سلام ما به محمد و آل محمد که صاحب اصلی این مقامات‌اند و از آن پایگاه ما را هدایت می‌کنند. موفق باشید
2735

عبور از غضببازدید:

متن پرسش
سلام من و همسرم عاشق هم هستیم و زندگی خوبی داریم من یه مشکل اساسی دارم و هر موقع از دست شوهرم ناراحت میشم نمیتونم خودم و کنترل کنم و فقط همون تاریکی پیش اومده را میبینم و هرچی خوبی و عشق بینمون بوده را فراموش میکنم و مثل غریبه ها باهاشون رفتار میکنم و حاضر نیستم باشون حرف بزنم باید یک روز بگذره تا به حالت عادی برگردم و آخر سر هم کلی ازشون عذرخواهی میکنم با اینکه علت شروع ناراحتی از طرف ایشون بوده ولی با رفتار من، آخر سر من باید معذرت بخوام بعدشم کلی عذاب وجدان دارم که چرا یک روز از زندگیمونو خراب کردم ولی باز هر سری تکرار میکنم لطفا مرا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از کتاب «معراج‌السعاده» باب «غضب» را مطالعه کنید و اگر آمادگی دارید سی‌دی‌های «یابن الجندب» را از اول تا آخر کار کنید تا انشاء الله اصلاحات لازم در نفس شما ایجاد شود. موفق باشید
2260

غیر مربوطبازدید:

متن پرسش
باسلام وعرض خداقوت من وهمسرم دریک مجتمع باخانوادشان زندگی میکنیم مدتی است که بین من ومادرهمسرم مشکلاتی ایجادشده من آدم آرام وکم حرفی هستم والبته کم رو هم هستم ونمیتوانم حرف دلم رابزنم باوجوداین مادرشوهرم درموردمن بدبین شده ورفتارخوبی ندارد ونیزبه خوانواده من هم توهین میکند سوال من این است که ایابایدگذشت کنم ومثل همیشه صبرکنم یا رفتارم راعوض کنم؟ درضمن شوهرمن دراختلافاتی که پیش بیایدبه صورت بدترین شکل مدیریت میکندوازخانواده اش طرفداری میکند. لطفامن راراهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این موارد را باید با کسی که دو طرف را می شناسد در میان بگذارید تا او پا در میانی کند و به دو طرف تذکرات لازم را بدهد. موفق باشید
29256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
منتظر: سلام علیکم، معمولا در نماز پس از برخی دعاهای قنوت و یا پس از دعاهای سجده آخر نماز گفته می‌شود «بحق محمد و آله الطاهرین» مثلا: «اللهم ارزقنا خیر الدنیا و الآخره واصرف عنا شر الدنیا و الآخره، بحق محمد و آله الطاهرین». یکی از آقایان مراجع معظم تقلید در نمازش و در پایان این دعا می‌گوید « ... بحق محمد و آله الطاهره» اگرچه این نحو گفتن، از نظر سجع و آهنگ آخر کلمات مناسبتر بنظر میاید، لکن شنیده ایم که صفت مؤنث را بایستی برای غیر جاندار بکار برد نه برای« آل » و صحیح همان الطاهرین است. سؤال این است که آیا کلمه «آل» مانند «شمس» دو وجهی است یعنی هم می‌توان گفت «الطاهرین و هم الطاهره»؟ (همانطور که «طلع الشمس و طلعت الشمس» هردو صحیح است) لطفا اگر مورد دیگری در دعا ها، روایات و قرآن هم هست بیان بفرمابید. با تشکر - هاشمی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. خود بنده هم نظر به « و آله الطاهرین» دارم. موفق

20831
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: نکاتی مد نظر بنده است که تقاضا دارم با سعه صدر مورد توجه قرار بدهید و باز هم تقاضا دارم که در صورت امکان با جواب خویش‌ به گشایش امر کمک بفرمایید: عجیب است که چند روزی است در فضای سایت و بین مخاطبانش بحث هدایت قلب زعیم الهی و عصمت داشتن و نداشتنش حسابی داغ شده است. کَاَنّ تمام دشواری های پیش آمده در روزگار ما با حل شدن این مساله برطرف خواهد شد. لطفا به بنده حقیر بفرمائید که این همه نقض حقوق شرعی اخلاقی و قانونی که دارد اتفاق می افتد از مصادیق هدایت زعیم الهی است! استاد عزیز باور بفرمائید الان مشکل اشتباهات احمدی نژاد نیست! به هر حال شما طبق مبانی تفکری خودتان می توانید رفتار احمدی نژاد را خارج از حکمت و ... بدانید و البته شناختی که بنده از مبانی تفکری جنابعالی دارم این است که منطق شما با مبانی خودتان سازگار است. البته می توان به این مبانی تشکیک کرد و با شما در این باب به گفتگو نشست، اما امروز مساله و بحث ما این نیست! مساله ظلمی است که دارد اتفاق می افتد و آیا در قبال آن هیچ مسئولیتی متوجه ما و شما نیست؟ آیا با برشمردن اشتباهات احمدی نژاد صورت مساله مسئولیت داشتن آقای طاهرزاده پاک می شود؟ آیا این یک نوع فرافکنی و شانه خالی کردن نیست؟ مگر نه این که پیامبر (ص) فرموده است: هر کس ندای استغاثه‌ی مسلمی را بشنود و پاسخ نگوید، مسلمان نیست. کلمه هر کس هم که مطلق است و قید ذیل زعیم الهی بودن یا نبودن را هم که ندارد. استاد عزیز اگر ما صدتا نامه امضا کنیم و هزارتا بیانیه بدهیم هیچ فایده ای ندارد در حالی که اگر چهار تا آدم وجیه در این قضیه ورود کنند، مساله متفاوت می شود. چرا حضرتعالی و امثال حضرتعالی در این قضیه ورود نمی کنید تا قوه قضائیه این مسخره بازی را تمام کند؟ اصلا ما را چه به احمدی نژاد! مگر مساله ما احمدی نژاد است؟! مساله باورهای ماست که در این قضیه دارد می لرزد! امروز اگر دشمنان نظام هر راست و دروغی را در رابطه با ظلم در جمهوری اسلامی بگویند، من بچه مسلمان انقلابی هم تنم می لرزد که نکند راست باشد. امروز پیش خود می گوییم تمام آن شایعاتی که یک زمانی می گفتند و ما باور نمی کردیم، نکند که راست بوده! و به راستی چه کسی مسئول این همه درد و فشار بر ما از جهت لرزش باورهایمان است؟ احمدی نژاد؟ درد من این است که مساله اختلاف نظرها و اختلاف مبانی ها و نسبت گیریهای متفاوت با رهبری نیست. مشکل این سکوتی است که از بالا تا پایین بزرگان جامعه را فراگرفته است! احمدی نژاد می گوید وقتی با من که به هر حال هشت سال رئیس جمهور این مملکت بودم چنین می کنید وای به حال مردم عادی! امروز متاسفانه به جایی رسیدیم که در دعوای مردم با حاکمیت در دعوای میان بالایی ها و پایینی ها از این که واقعا حق به حق دار برسد دیگر ناامید شده ایم! آیا این درد کمی است! آیا من و شما مسئول نیستیم؟ و عجیب است که پاسخ شما در قبال همه این مسائل این است که این ها در جلسات خصوصی اشان بعضی از نظرات رهبری را قبول ندارند!؟ باور بفرمائید که دیگر این یکی با مبانی خود حضرتعالی هم جور در نمی آید! متاسفانه به نظر من احمدی نژاد در یک بازی دو سر باخت گرفتار شده است، کاری نکند قربانی است، کاری هم بکند باز قربانی است! و حکایت عملکرد شما و بقیه هم جبهه ای هایتان حکایت کسانی است که به دوست یا برادرشان می گویند از جبهه امن کنار ما خارج نشو و حالا طرف به هر دلیلی بر مرزهای جبهه شما پا گذاشته است و گرفتار شیرها شده، نجنگد خورده می شود، بجنگد هم باز نابود می شود و حالا شما و بقیه بیرون از گود و در جایگاه فعلا امنتان نشستید و فقط می گویید دیدی گفتیم نرو، دیدی گفتیم نرو. و تمام! این رفتار از بسیاری از افرادی که همیشه نگاه سیاسی، حزبی، جناحی و ... بر حوزه تفکرشان غالب بوده قابل پذیرش است، اما جنابعالی چی؟ شما که مواضع سیاسی دکتر داوری را در جهت آزاد اندیشی توجیه می کنید شما که حتی تیم دولت روحانی را در جهت سعه صدر در دایره انقلاب حفظ می کنید، اما در قبال احمدی نژاد تمام سعه صدرها و آزاد اندیشی ها تمام می شود! به جرم اینکه با مبانی تفکری شما جور در نمی آید! آیا این یک نوع رفتار قبیله گرایی همیشه مورد مذمت شما نیست؟ استاد عزیز من واقعا نمی دانم احمدی نژاد دل کسی را خون کرده یا نکرده اما تو را به خدا به ما بفرمائید با صحبت های احمدی نژاد در صدای مردم ۵ چه کنیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با عدم سعه‌ی صدر و تنگ‌نظری و کینه‌ای که بعضاً نظام قضایی ما نسبت به تیم آقای احمدی‌نژاد إعمال می‌کنند؛ بنده از زمان زندانی‌کردن آقای جوانفکر اعلام موضع کردم و عرض کردم نه سید مهدی شجاعی مستحق تعطیل‌شدن مجله‌اش بود به جرم تشییع فحشاء و نه جوانفکر ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه بود. از همان زمان سعی بنده آن بود که جریان قضایی را در حدّ خود متوجه کنم این‌طور نیست که ما حرکات آن‌ها را بپذیریم، حتی آن زمانی که آقای صادق لاریجانی جواب نامه‌ی آقای احمدی‌نژاد را دادند به رفقا عرض نمودم فضای این نامه با نوعی کینه‌توزی نسبت به رقیب همراه است.

عرض بنده آن است که چرا آقای احمدی‌نژاد متوجه نشدند در چه تاریخی قرار دارند؟ و از رسالت اصلی خود با همه‌ی تنگناها که در روبه‌روی خود دیدند غافل شدند؟ از آن وقتی که نوعی مرید و مرادی با آقای مشائی به میان آمد تا خانه‌نشینی و شرکت در انتخابات بر خلاف مصلحت رهبری، معلوم شد آقای احمدی‌نژاد دیگر آن آقای احمدی‌نژادی که مقام معظم رهبری تلاش داشتند او را به عنوان نمادِ عدالت‌خواهیِ انقلاب اسلامی معرفی کنند؛ نیست. ما چوب آن حرکات آقای احمدی‌نژاد را خوردیم که عرض شد و سرشکسته‌ی این بچه‌بازی‌های ایشان هستیم، وگرنه هنوز هم بنده معتقدم نظام قضائی سختْ غیر حکیمانه عمل می‌کند و بچه‌بازی‌های آقای احمدی‌نژاد را هم آن‌ها تکرار می‌کنند و وظیفه‌ی ما است به هر نحوی شده است تذکر خود را به گوش آن‌ها برسانیم.

برتولت برشت در نمایش‌نامه‌ی گالیله متذکر می‌شود که در بعضی موارد جامعه نیاز به قهرمانی دارد که صورت آرمان‌های او باشد و وقتی مردم در اطراف دادگاهی که بنا بود گالیله را محاکمه کنند جمع شده بودند تا گالیله ـ قهرمانی که به او نیاز داشتند ـ با مقاومت خود نشان دهد که حقیقتاً زمین می‌گردد. ولی وقتی گالیله از دادگاه بیرون آمد در حالی که آن‌چه شایسته‌ی یک قهرمان بود، از خود نشان نداد؛ حساب کن مردم به چه حالی در افتادند؟! این جا است که برشت می‌گوید: وای به حال ملتی که قهرمانانشان یعنی نمادهای اهداف تاریخی‌شان شکست بخورند! در این‌ گالیله نبود که شکست خورد، این مردم بودند که در شکست نمادِ مقاومت در هم پیچیدند.

ای کاش آقای احمدی‌نژاد متوجه بود در چه تاریخی زندگی می‌کند؟!

 موفق باشید

20251
متن پرسش
سلام علیکم: بنده اتحاد بین عالم و معلوم در علم حضوری نسبت به ذات خود را می فهمم ولی اتحاد بین عالم و معلوم در علم حضوری نسبت به غیر ذات خود را نمی فهمم، مگر اینکه قایل به قسم دیگری از اتحاد باشیم که در این صورت قابل توجیه است. چون اصلا جنس این دو اتحاد با هم متفاوت است. خواهش می کنم با زبانی ساده راهنمایی ام کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اتحاد معلوم با عالِم، معلوم از جنس علمِ عالِم می‌شود و لذا همین‌که علم به خودش دارد، علم به معلوم خواهد داشت. موفق باشید    

18159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: من به عنوان یه کارگر با این مدرنیته چکار کنم؟ منظورم اینه که چه فعالیتی رو خدا از من انتظار داره؟ چه جوری موجبات ظهور رو فراهم کنم تا وظیفمو انجام داده باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کافی است ما شیفته‌ی این ابزارها نشویم و تا آن‌جا که ممکن است به وجه تخریبی آن‌ها نسبت به طبیعت دامن نزنیم. موفق باشید

17760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در نماز جمعه آقای طباطبایی اشاره ای به اربعین کردند و گفت در راهپیمایی سعی کنید جنبه معنوی اون رو مد نظر داشته باشید و کارهای سیاسی از قبیل اینکه مثلا بادکنک هوا کنید و رویش شعار مرگ بر آمریکا نوشته انجام ندهید. من به نیت و درک آقای طباطبایی از اربعین کاری ندارم ولی شما در جلسه چهارشنبه اشاره ای داشتید به اینکه یکی از علمای عراق گفتند پرچم آمریکا رو آتش نزنید و... ملت عراق نمی خواهند با آمریکا دشمنی کنند. مگر حرکت اربعین غیر از تقابل با استکبار و فرهنگ ظلمانی عالم است؟ لطفا توضیح بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید تقابل با استکبار را در کشور عراق به صورتی نشان دهیم که با سیاست‌های مخصوص آن کشور مقابله نداشته باشیم؛ نفس چنین حضوری به معنای ایجاد تاریخی است غیر از تاریخ مدرنیته. موفق باشید

17725
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در جلسه ی تفسیر امشب حدیثی از امام حسین (ع) فرمودید که خداوند رحمت کند کسی را که در بحث با دیگران در حالی که حق با اوست برای پیشگیری از مراء از حق خود کوتاه آید حال من سوالم این است که آیا همواره باید چنین کرد؟ مثلا فرض کنید در جایی برای جلوگیری از تنبلی افراد و وادار نمودن آنها به کار خوب باید تندی کرد وگرنه کار شما را راه نمی اندازند؟ لطفا یک دستگاه اخلاقی کامل مانند آیه یا حدیث یا کتاب جامع و کم حجم معرفی کنید با استفاده ی از آن بتوان روابط اخلاقی و اجتماعی را مطابق با خواسته ی خدا و بر مدار حق تنظیم نمود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نامه‌ی امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به امام حسن«علیه‌السلام» غوغا می‌کند و هیچ‌چیز کم ندارد. در همین رابطه تلاش شد دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در معرض دید علاقه‌مندان به این مباحث قرار داده شود. موفق باشید

17610
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: حقیر از آن جهت که جنابعالی را برخوردار از یک نگرش و تفکر سیاسی انقلابی و در عین حال خردمدار و متین می دانم، دوست دارم ببینم نظر شما درباره نگاه و تحلیل بنده نسبت به دولت آقای روحانی صحیح است یا نه؟ فکر می کنم شخص آقای روحانی و بدنۀ دولت ایشان را از طرفی نمی توان برخوردار از یک نگرش عمیق و متعالی انقلابی از جنس آنچه که در تفکر دینی و سیاسی امام خمینی (ره) و رهبری و شهید بهشتی و شهید مطهری مشاهده می کنیم، دانست؛ و از سوی دیگر نمی توان این جریان سیاسی را ضد انقلاب، خائن و خارج از کشتی انقلاب و آمریکایی و اسرائیلی دانست، بر خلاف آنچه که برخی از افراد و سخنرانان برجستۀ اصولگرا – که بنده به خاطر عشق و دغدغۀ ایشان نسبت به رهبری و انقلاب اسلامی دوست شان دارم - تلاش می کنند این نوع نگاه را تصریحاً یا تلویحا به قشر مذهبی و جوانان ولایی و حزب اللهی القاء کنند. به نظرم نگاه معقول و به دور از احساسات و برخوردهای چکشی و یکجانبه نگر و حذفی، این است که این دولت را همان طور که مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) تصریح فرمودند انقلابی بدانیم – به این معنا که داخل مجموعه و خانوادۀ انقلاب هستند، با وجود تمام ضعف های مبنایی و تئوریک و حتی اجرایی ای که دارند – اما در عین حال، به جهت اهداف و دغدغه ها و مواضعی که دارند، انقلابی گری اینها را در پاییین ترین سطح و یا متوسط بدانیم و نه یک نوع تفکر انقلابی متعالی و عمیق و مترقّی، عین آنچه که امام (ره) و رهبری در نظر داشتند و دارند. استناد این نگاه و تحلیل بنده نیز، ریشه در سخنان خود حضرت آقا دارد که هر چند وقت یک بار، این دولت و تیم مذاکره کننده را تأیید می کنند و القابی همچون انقلابی بودن، شجاع بودن، با غیرت بودن، متدین بودن، مورد اطمینان بودن و غیره را دربارۀ ایشان به کار می برند، در عین نقدهای جدّی، فراوان، صریح و علنی ای که به برخی از مواضع آقای روحانی و آقای هاشمی دارند. به عبارت دیگر، این کمترین معتقدم برخلاف تفکر و مشی سیاسی جبهه پایداری که گمان می کنند تمام مواضع و برنامه های دولت با انگیزۀ تخریب انقلاب و ضدیت با امام (ره) و رهبری، و به نیت دوستی و سازش با آمریکا است، بیشترِ دیدگاه های آقای روحانی، چه در حوزه مسائل دینی و چه در زمینۀ مسائل سیاسی و فرهنگی و نظامی و بین المللی و به خصوص سیاست خارجی، نه از سر خباثت و دشمنی با انقلاب اسلامی و بغض نسبت به امام (ره) و رهبری و با انگیزه خیانت به خون شهدا و دوست داشتن آمریکای جنایتکار، بلکه بیشتر بر این اساس است که اینها به زعم خود گمان می کنند راه پیشرفت انقلاب – با توجه به تصور سطحی ای که نسبت به حقیقت و اهداف انقلاب اسلامی دارند – واقعاً همین است و این طوری بهتر می توانند زمینۀ پیشرفت کشور و محبوبیت اسلام را فراهم کنند؛ یعنی واقعاً اینطوری فکر می کنند و باورشان این است و حتی در مواردی هم با رهبری عزیز اختلاف نظر دارند – و نه لزوماً ضدیت! – ولی گمان می کنند تفکر صحیح و معتدل انقلابی یعنی این؛ هر چند که با این وجود نمی توان انکار کرد که ممکن است در موارد معدودی هم، واقعاً انگیزۀ خوبی نداشته باشند و آگاهانه یک سری خطوط قرمز را زیرپا بگذارند و یا گاهی از سرِ سیاست زدگی و تعصب و مصالح حزبی و جناحی حرفی را بزنند یا عملی را انجام بدهند، اما در مجموع فکر می کنم بنای مخالفت با انقلاب و امام (ره) و رهبری را ندارند؛ ضمن این که مگر سایر جریان ها مثل اصول گراها از این مقدار اغراض سیاسی حزبی و نامناسب، مصون هستند و تمام مواضع و رفتارشان با خلوص صد درصد و بدون هیچ گونه شائبۀ سیاست کاری و تعصب و صفر و صدی دیدن امور صورت می پذیرد؟! پس اندکی از افکار و اعمال سیاسی با انگیزه های نادرست، دربارۀ همۀ جریان ها - اعم از تدبیر و امید و اصلاح طلبان و اصول گراها – مطرح است نه فقط دولتی ها! خلاصه اینکه بر این باورم که «سعۀ صدر» تفکر اصیل انقلابی و ویژگی «عدم انحصارطلبی» که برگرفته از اندیشه امام (ره) و رهبری و شهید بهشتی و شهید مطهری است، در مواجهه با اشخاصی مثل آقای روحانی و دولتش که – اصل انقلاب و ولایت فقیه و استکبارستیزی را قبول دارند و فقط سطح نگرش و تفسیرشان از اصول گرایان متفاوت است و بنای ضدیت با ارزش های دینی و انقلاب اسلامی را ندارند – برخوردی غیر از برخورد جبهه پایداری را اقتضاء می کند؛ برخوردی که – در عین دلسوزی و داشتن دغدغه های ارزشمند انقلابی و ولایی- با سعۀ صدر پایین و با رویکرد حذفی و کاملاً بدبینانه و صفر و صدی و شرّ مطلق دانستن رقیب و در مواردی غیرمنصفانه با این دولت برخورد می کنند، بر خلاف برخوردی از جنس آنچه که بنده در شما و آقای دکتر عماد افروغ سراغ دارم. البته بنده در مجموع، اصول گرایان و جبهۀ پایداری را – در عین نقدهایی که به ایشان دارم – به خاطر ولایت مداری و پافشاری بر اصول و ارزش های انقلاب و امام (ره) رهبری، بدون تردید ترجیح می دهم به جریان و گفتمان آقای هاشمی و روحانی که در عین قرار گرفتن ذیل نظام و انقلاب اسلامی، بسیار فاصله دارند از انقلابی گریِ اصیلی که در چهار رهبر بزرگ و ایدئولوگ اصلی انقلاب اسلامی مشاهده می کنیم (امام خمینی (ره)، شهید بهشتی، شهید مطهری و مقام معظم رهبری). با تشکر از مباحث دینی و سیاسی عمیق و روشنگرانه ای که در این سال ها مطرح نموده اید. وفقکم الله فی طریق السداد والیقین 2 شهریور 1395
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً این نوع تفکر، تفکرِ سیاسی دوران ما است که ماوراء نگاه جناحی، متوجه‌ی حقیقت انقلاب در این دوران است و همین‌طور که رهبری عزیز در روز عید غدیر فرمودند باید همچون علی«علیه‌السلام» دشمنان و دوستان را تقسیم‌بندی کرد و در متن جنابعالی این تدبیر به چشم می‌خورد. عرایضی که در کتاب اخیر بنده تحت عنوان «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» شده، نظر به همین نکته دارد منتها با نگاهِ هستی‌شناسانه موضوع را دنبال نموده است. موفق باشید   

17148
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده: استاد با توجه به این که حضرت مهدی یاران خاصی برای حکومت جهانی خود دارند می خواستم بدونم با داشتن چه ملاک هایی می توان جزء یاران خاص آن حضرت قرار بگیریم و چه طور می توانیم آن حضرت را بهتر بشناسیم چون شناختن آن حضرت در رسیدن به این امر مهم بسیار لازم است اگر می شود مرا راهنمایی کنید چون واقعا نمی دانم چطور می توان به این امر مهم دست یافت. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  نمونه‌ی یاران خاص حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» می‌باشند با صفاتی مثل تفقه در دین، دغدغه‌ی خدمت به مردم، دلسوزی برای منحرفین، مقابله‌ی جدّی با کفر و استکبار، و زمان‌شناسی بس هوشیار و انسانی سختْ پرحوصله و امیدوار. دست حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» درد نکند که می‌توانند چنین یارانی تربیت کنند. موفق باشید                                                                                                              

16297
متن پرسش
حضرت استاد سلام: بنده اندیشیدم که چرا هاشمی این جمله را بکار برده که «اگر وضع عمومی همین‌گونه باشد و مردم را داشته باشیم، نتیجه انتخابات ۹۶ روشن است ولی اگر دست‌های دیگری دخالت کنند، بحث‌ جداگانه است.» به این رسیدم که او می خواهد باز فتنه به پا کند. حال به نظرم ما باید تدابیر محکمی بیاندیشیم، با آینده پژوهی و برنامه ریزی. شما را به خدا این مسئله حساس را با سیاسیون و علماء در میان بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نایب مولایمان حضرت صاحب الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» با تأکید بر فریضه‌ی تبیین، راهی را که ما باید طی کنیم و به نتیجه‌ی حتمی برسیم، برای ما گشوده‌اند. عمده آن است که ماوراء جدال‌ها و حاکم و محکوم‌کردن‌ها، جایگاه هر فکر و نظری را در نسبت با اهداف پذیرفته‌شده‌ی انقلاب اسلامی نشان دهیم. کاری که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» همیشه و به‌خصوص در سخنان 14 خرداد امسال نشان دادند. موفق باشید

نمایش چاپی