بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17574
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: 1. با توجه به این که خداوند قرآن را برای هدایت انسان ها نازل کرده و در قرآن گفته شده که این کتاب «هدی للمتقین» است؛ پس چرا برخی از طالبان علم و هدایت که به قرآن رجوع کرده اند؛ از فهم حقیقت قرآن و مراد اصلی آیات در بسیاری موارد بازمانده اند؟ به طور مشخص منظورم برخی علمای شیعه هست. چه در مورد توحید، چه معاد جسمانی و غیره. اگر قرآن مایه هدایت است چرا این همه اختلاف نظرهای جدی در فهم آن توسط بزرگان شیعه که به نظر می رسد سلیم النفس نیز بودند وجود دارد؟ 2- اگر بپذیریم که وجود سرچشمه کمالات است و تمام کمالات از وجود ناشی می شود و همچنین عالم ماده در یک مرتبه واحد از وجود قرار دارد؛ سوال اینجاست که فی المثل وجود عین شکوه و عظمت است. پس چرا ما درجه وجودی پدیده های با شکوه و با عظمت عالم ماده نظیر کوه و یا دریا را برتر و شدیدتر از پدیده های دیگر نمی دانیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنا بر آن است که در قرآن تدبّر شود. آیا تا حال دیده‌اید کسانی با روش درست در قرآن تدبّر کنند و باز گرفتار اختلاف‌های افراطی باشند؟ یا دعوا به جهت ظاهرگرایی در مقابل تدبّر پیش می‌آید؟ 2- گفت: «تا خون‏ نکنى دیده و دل پنجه سال ‏/ از قال تو را ره ننمایند به حال‏». بالاخره باید زحمت کشید تا از عالَم محسوس به عالم ملکوت سیر کنیم و شکوه آن عالم را دریابیم. موفق باشید

16393

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خدا قوت: آیا این حدیث «الإمامُ المهديُّ عليه السلام و قد سألَه عليُّ بنُ مهزيارَ: يا سيّدي، متى يكونُ هذا الأمرُ؟ ـ إذا حِيلَ بينَكُم و بينَ سبيلِ الكعبةِ» مربوط به این جریانات اخیر که سعودی ها مانع انجام حج زائران شدند می تواند باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم تطبیق، کار آسانی باشد. هرچه هست مسیر آل سعود، مسیر مقابله با تکوین عالم است و این مسیر، مسیر انحطاط آنان خواهد بود. موفق باشید 

15719

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
برای مطالعه ی کتاب مبانی عرفان نظری جناب یزدان پناه چه مقدماتی لازم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین». موفق باشید

15617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت شما بخیر. من دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی و همچنین دانشجوی حوزه دانشگاه هستم. مدتی است با افکار جدیدی مبنی بر جامع نبودن دستورات دینی و تناقض هایی بین دین و عقل آشنا شده ام و متاسفانه درگیر شک و شبهه درباره اصل دین شده ام و اینکه آیا ایمان فعلی من باب تلقین خانواده و اجتماع است یا به واقع انتخاب عقلی و شخصی بینده می باشد. این مسئله به شدت مرا سردرگم و بی انگیزه کرده است. پس از در میان گذاشتن این موضوع با یکی از اساتید حوزه دانشگاه، به من پیشنهاد دادند که راهکار این مشکل را از استاد طاهرزاده بپرسم. با سپاس از توجه شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال گذشته در حوزه‌ی دانشگاه شریف بر همین مبنا عرایضی داشتم که چگونه نسبت به دین و تاریخی که در آن زندگی می‌کنیم، به خودآگاهیِ لازم برسیم. در این رابطه پیشنهاد می‌کنم سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست را دنبال فرمایید. إن‌شاءاللّه جواب خود را خواهید گرفت. موفق باشید

14799
متن پرسش
با سلام: من در مباحث اعتقادی با عقل و احساس به توحید و معاد و نبوت رسیدم، ولی پس از مدتی به وجود عقل و احساس و درستی تشخیصشان در مورد هر مسیله من جمله همین مباحث اعتقادی شک کردم لطفا در این زمینه راهنمایی کنید. و بفرمایید اگر بخواهم اصول دین را از پایه درست کنم چه راهی را پیشنهاد می کنید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شک نکرده‌اید. این لازمه‌ی سیر عقلی به سیر قلبی است. شما حکم عقل را در این موارد در جان خود کافی نمی‌دانید. زیرا در نسبت با عقاید، باید قلب به یقین برسد و لذا انسان در این مسیر وقتی هنوز به حیات قبلی نرسیده است خود را نسبت به باورهای عقلی قانع نمی‌یابد ولی با صبر و تقوا، باورهای عقلی به قلبی تبدیل می‌شود. موفق باشید

14487
متن پرسش
این سوال پیوست سوال درباره حرف هادی غفاری هستش، جناب استاد یجایی از سخنشون گفتند که «من ولایت فقیه رو قبول دارم اما با شخص ولی فقیه زمان مشکل دارم» استاد این حرف منطقیه؟ مگه میشه ایجوری؟ حرفهای آقای غفاری رو تقریبا نقل به مضمون گفتم، کاملش اینجاست http://vip.opload.ir/vipdl/94/7/marzi/hadi-ghafari-speech.mp3
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس مخالف اصل نظام است می‌تواند مخالفت خود را در زیر پوشش همین جمله اظهار کند. در حالی‌که نظام اسلامی در مجلس خبرگان، ولیّ فقیه را انتخاب می‌کند، پس عملاً این آقا اصل نظام را قبول ندارد. موفق باشید

13004
متن پرسش
سلام: خدا قوت. دروغ گفتن به شوخی حرام اخلاقی است؟ در عرفان اینکار حرام می شود برای سالک؟ آن حدیث شریفی که داریم حضرت علی (ع) امام العارفین فرمودند: «ولو باالمزاح» این مزاح که حضرت فرمودن چیست؟ این حدیث شریف را وقتی با احادیث دیگر در این رابطه ها جمع کنیم نتیجه کلی می توانیم بگیریم که: دروغ به شوخی برای عموم مردم اشکال ندارد ولی برای سالک دور از اشکال نیست و حتی حرام است؟ ۲. در تمامی اعمال دایره برای سالک تنگ تر می شود؟ و همین تنگ تر شدن باعث می شود دریچه رو به خدا گشاده شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو نگاه شما را ارزشمند می‌بینم. همین‌طور است که می‌فرمایید. آری! در این مسیر انسان می‌بیند نه‌تنها بقیه‌ی راه‌ها تنگ، بلکه پوچ و بیراهه است تنها رجوع به حضرت حق، راهِ گشاده و حقیقی است. موفق باشید

11975
متن پرسش
با سلام خدمت جنابعالی: در برخی کتب شیعه آمده است هر کس ولایت ندارد از دین خارج شده محسوب می گردد. در خصوص اهل تسنن که نبوت را قبول دارند توضیح دهید آیا مسلمان هستند یا از دین خارج شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر بحث معاند در روایات مدّ نظر است یعنی کسی که بغض و کینه نسبت به انسان‌های معصوم داشته باشد که منظور بنی‌امیه است و مصداق امروزی آن تکفیری‌ها هستند. به همین جهت در روایات شیعه داریم بالاخره مسلمانان – اعم از شیعه و سنی - عاقبت به‌خیر می‌شوند. موفق باشید

9322

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: این جانب فارغ التحصیل رشته فیزیک می باشم و در دوران دانشجویی در تشکل های دانشجویی نیز حضور داشتم و اصلا بخش عظیمی از انگیزه و علاقه من را برای ادامه در دانشگاه تشکیل می داد، اما اکنون که دانشگاه به پایان رسیده دچار سردرگمی شده ام و برای ادامه راه نیاز به راهنمایی دارم. اگر ناگزیر باشم حاضر به ادامه تحصیل می شوم تنها به این علت که احساس می کنم که می توان در دانشگاه موثر بود و مایل به تغییر رشته به یکی از رشته های علوم انسانی نظیر فلسفه غرب هستم، چرا که معدود مطالعات و اطلاعاتی هم در این زمینه داشته ام اما همه اینها را در صورتی که نیاز و ضرورت جامعه فعلی نباشد حاضر به تغییر هستم چرا که آنچه که برای من حائز اهمیت است این است که بتواند در جامعه و این زندگی دنیایی خود مفید واقع شوم و احساس کنم با این کار و فعالیتی که انجام می دهم، خدا را در تمام صحنه ها ببینم و احساس کنم که از من راضی است بنابراین بسیار درگیر هستم که اکنون در اوج جوانی باید چه فعالیتی را انجام دهم تا خودم هم از خود راضی باشم. و اکنون واقعا احساس می کنم مثل یک کبوتری هستم که در قفس قرار گرفته و می خواهد پرواز کند اما یا بالی برای پرواز ندارد و یا اگر هم بالی داشته باشد از وجود آنها اطلاعی نداشته و یا توانایی استفاده از آن را ندارد. با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فضای انقلاب اسلامی و ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام اگر کسانی هستند که در رشته‌ی فیزیک کار را ادامه دهند حال که آمادگی کار در علوم انسانی در شما هست، إن‌شاءاللّه ضرر نمی‌کنید اگر وارد علوم انسانی شوید مشروط بر این‌که از عقاید محکمی برخوردار باشید، زیرا فلسفه‌ی غرب مشکلات پنهانی دارد که هرکس از آن در نمی‌رود. موفق باشید
7967
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز. استاد پسری هستم 24 ساله دانشجوی رشته مهندسی مکانیک و اکنون متوجه شده ام که در باب مطالعات دینی ام باید تجدید نظر کرده و محکم تر و عمیق تر و موثر تر این مهم را انجام دهم. . . سوال بنده این است که انچه که به عنوان یک سیر مطالعاتی سایتتان مطرح کردید برای بنده می تواند مناسب باشد؟ فرصت آزمون و خطا ندارم و باید سیر مطالعاتی ام منجر به تحول اینجانب شود. . . متشکرم استاد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آنچه ما پیشنهاد می‌کنیم معرفت نفس است زیرا علاوه بر تأکیدی که در روایات شده در تجربه هم روشن شده که از این طریق انسان به معارف خوبی که نظر به حقایق دارد می‌رسد و سیر مطالعاتی سایت بر این مبنا تنظیم شده. موفق باشید
6933
متن پرسش
باسلام آیا برای وقت ظهور یک زمان مششخصی در نزد پروردگار عالم وجود دارد یا این زمان متغییر است مثلا میگویند عدم آمادگی بشر وشیعیان برای ظهور موجب تاخیر میشود وشنیده ای هم مطرح است که ایت الله.... فرموده در زمان من فقط پنج مرتبه ظهور به تاخیر افتاده
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خدا معلوم است، حتی معلوم است که چندبار به تأخیر می‌افتد. موفق باشید
5587
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: استاد دچار مشکلات فکری روحی شدم که بعید می بینم به این راحتی بتوانم ازشرش راحت بشم چندی پیش یکی از عزیزانم را از دست دادم علم پزشکی زنده بودنش را 50 50 اعلام کرد و من اعتمادم را به خاندان اهل بیت 100 در ص دمحسوب کردم قبل از اینکه برای مان چنین مشکلی پیش بیاد من به مشهد رفتم و دست به دامان امام رضا (ع) شدم متاسفانه نمی دانستم این همه راه رفتم ولی امام جوابم را نمی دهد بعد از سفر خودم و همسرم بیکار شد یم در حالی که کلی التماس امام رضا را کردم که چنین اتفاقی نیفتد و بعد خیلی ساده با وجود آنکه التماس امام زمان و امام حسین و امام رضا را کرده بودم و کلی نذر و نیاز برای خاندان نبوت کردم فرزندم را از دست دادم برایم جالب است قبل از این وقایع عجیب به این 3 امام علاقه داشتم اما جواب را از این بزرگوار ها نگرفتم پس انتظاری از بقیه شان ندارم حالا در شرایطی روزگار را می گذرانم که دلخوری از این بزرگواران تمام وجودم را گرفته چندین بار برایم شرایط زیارت جمکران و امام رضا پیش آمد اما حاضر به رفتن نشدم چرا که زیارت را بی فایده می دانم راستش به خودم می گویم هر چه بخواهداتفاق بیفتد در شبهای قدر رقم خورده اگر بنا بر التماس باشد همان شبها باید اینکار را بکنم مابقیش باید رفتارم رااصلاح کنم و بس اعتقادی ندارم که آنها بتوانند برایم کاری کنند چون خدا نمی خواهد وقتی خدا نخواهد هیچ کس هیچ کاری نمی تواند انجام دهد دعا را فقط صرف آرامش و کمال می دانم نه صرف برآورده شدن در شرایط روحی به سر می برم که اگر کسی بگوید از این خاندان کرامت دیده اند یا شفا گرفتن فکر می کنم یا دروغ می گویند یا نه چون مشکلشان قرار بوده رفع شود و این رفع مشکل در اراده خداوند هم بوده پس حل شده حالا آنها اسمش را کرامت و شفا و ... می گذارند به خودم می گویم من این بزرگواران را فقط صرف امام قبول دارم وقتی قرار است همه چیز طبق خواست و طبق برنامه خدا پیش برود چرا باید برای حاجاتم التماس این خاندان را بکنم و به خودم می گم تو ی تقدیر م این بوده که من و همسرم بیکار شویم و به خانه ای برویم که برکت و روزی ندارد و فرزندمان را از دست بدهیم در حالیکه دیگران وقتی فرزندشان در شرایط بچه ما بوده باید زنده بماند این خواست خداست و نباید به منطق خدا اعتراض کرد چون هیچ کس سر از حکمت آن در نمی آورد این خواست خداست یک فرد با مباحث شما به کمالات برسد و یک فرد مثل من نتواند از بن بست نجات پیدا کند راستش دیگر انگیزه ای برای دعا ندارم چه برسد به اینکه مباحث را دنبال کنم استاد دیگر دلم برای امام رضا (ع) امام زمان(ع) و امام حسین(ع) تنگ نمی شود و دیگر آرزوی زیارتشان را ندارم خواهشا من را از این بی دینی نجات دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره‌ی 5499 ، سؤال‌تان جواب داده شده است. موفق باشید
3376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
از یی از دوستانم شنیدم که در جلسه ای : « بعد از تکبیر و آیین های معمول بین دو نماز، حاج آقایی بلند شده و شروع به سخن کرد. موضوع سخن اربعین و امام حسین (ع) بود. در بخشهایی از سخنش گفت وقتی حضرت جبرئیل خبر بارداری حضرت زهرا (س) برای امام حسین (ع) را به پیامبر داد و گفت: این نوه ات به دست امت تو کشته می شود پیامبر گفت این فرزند را نمی خواهم، جبرئیل نزد خدا برگشت و خداوند باز فرمود که این فرزند به دست امت پیامبر کشته می شوند. برگشت جبرئیل نزد پیامبر و مخالفت پیامبر باز تکرار شد و در سومین بار (اینجای سخن حاج آقا دقیق یادم نیست، شاید بیشتر از سه بوده باشد ولی کمتر نبود) وقتی خداوند فرمود خون این فرزند مایه هدایت مردم می شود پیامبر راضی به تولد این فرزند شدند! سپس سخنران محترم فرمود حضرت زهرا (س) نیز با خبر دار شدن از کشته شدن فرزندش به دست مردم ناراحت شده و گفتند این فرزند را نمی خواهم و وقتی فهمیدند خون اما حسین مایه هدایت مردم است راضی شدند. بعد سخنران مثال زد و گفت حضرت زهرا (س) در دوران بارداری تا تولد امام دائماً غم زده بودند، مثل مادری که می داند فرزندی که در شکم دارد معلول است!! یا کسی که خبر دارد چند سال بعد بچه اش می میرد!» آخه اینم شد موعظه در مسجد تو روز اربعین. من که تا حالا چنین چیزهایی نشنیدم. آیا برای این حرفها سندی وجود دارد. 2. به تازگی خبری خواندم که تنم را لرزاند. البته با وجود جلسه های پربرکت شما باز جای شبهه و تردید در تمامی وعاظ ایجاد شده>خواستم نظرتان را در مورد این قضیه بدانم. خبر را در ادامه می آورم. « انتقاد صریح رسول جعفریان از ترویج ادعاهای پناهیان درباره ظهور توسط صداوسیما دین - بازتاب نوشت: حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفریان، ضمن انتقاد شدید از سخنان برخی افراد که در تریبونهای رسمی به خرافات درباره ظهور حضرت مهدی(عج) دامن می زنند، دستگیری برخی از این افراد و تشویق برخی دیگر را برخوردی دوگانه خواند. استاد تاریخ دانشگاه تهران تصریح کرد: متاسفانه به جای آن که متفکران و اندیشمندان از روحانی و دانشگاهی رشته فکر را در دست گرفته و باب اندیشه و اندیشیدن را باز نگاه دارند،، قریب هشت سال است که در این کشور مشتی روضه خوان و مداح ـ با همه ارزشی که از باب مرثیه خوانی برای اباعبدالله(ع) قائلیم ـ سردمدار فکر و اندیشه شده اند. آن روز که آن مداح معروف - که حالا هم عوارض حمایت های سیاسی بی دلیل خود را مشاهده می کند- ، علیه مرجعیت دینی بلندپایه حوزه که به روضه خوانان نصحیت کرده بود، حرف زد و آن سخن زشت را بر زبان آورد، باید حدس می زدیم این ماجرا چند سال بعد به کجا می انجامد. وقتی چند مرکز روضه خوانی و مداحی برای سیاست کشور تعیین تکلیف کرد، روشن بود که ماجرا به کجا ختم می شود؟ جعفریان با اشاره به این که نوعی انحطاط فکری کشور را فرا گرفته است، گفت: این که کسانی در همه فنون و علوم اظهار نظر کرده، کشور را با لاطائلات به ظاهر دینی خود که هیچ سنخیتی با افکار اصیل شیعی ندارد و مراجع دینی هم آنها را تایید نمی کنند، پر کرده اند، و سیما هم به آنها میدان داده، همه اینها نشان می دهد که ما در حال فرو رفتن در باتلاقی از انحطاط فکری هستیم که به سادگی از آن بیرون نخواهیم آمد. داستان تفکر طوری است که جامعه دیر و در یک تدریج طولانی وارد آن می شود؛ اما وقتی در جامعه جاگیر شد، عوارض و تبعاتش تا دیرهنگام حتی تا قرنها خواهد بود و جامعه را از جاده علم و دانش و پیشرفت و نوعی تمدن اسلامی به روز باز می دارد. وی با بیان این که داستان ظهور با این شکل که آقای پناهیان و امثال ایشان طرح می کنند، ریشه در آموزه های شیعی ندارد و بیشتر نشأت گرفته از ذهن خلاق خودشان است، گفت: همان طور که شیخ مفید و شیخ طوسی و علامه حلی نشان دادند، جامعه شیعه و دنیای تشیع را باید با فقه و شریعت زنده نگاه داشت و از اخلاق و عرفان سالم هم به عنوان وسیله ای برای ایجاد مناسبات نرم میان مردم باید استفاده کرد. ظهور هم که نوعی انتظار مثبت است، جای خود را دارد، اما نه بافتنی هایی که به اسم ظهور وجود مقدس حضرت مهدی(عج)، صدها بار در تاریخ دور و نزدیک ما به عنوان تفکر متمهدی های دروغین طرح شده و به جایی نرسیده است و هر بار به باورهای مردم هم ضربه و صدمه زده است. استاد تاریخ اسلام و ایران ادامه داد: یک نگاه ساده ای به گذشته بکنید و ببیند چند بار حرف «ظهور نزدیک است» زده شده و با افتضاح ماجرا خاتمه یافته است. با این حرفها که نمی شود برای کشور راهبرد درست کرد و آینده نگری کرد. اینها مشتی بافتنی است که به درد اداره مملکت نمی خورد؛ حتی اگر همه اش با کلمات و ترکیبات تازه بیان شود. کشور نیاز به استراتژیست هایی دارد که دنیا را بشناسند، کشور محتاج دانشمندانی است که علم حقوق را بدانند و راه تحقق حقوق مردم را یاد بدهند. وقتی شما ذهن و عقل مردم را با همین حرفهای بی پایه و پرطمطراق مثل قواعد ظهور پر کردید، دیگر کدام سخن علمی مقبول واقع خواهد شد؟ یک قوم ساده و سطحی خواهید داشت که بی دلیل جوش می آورد و بی گدار به آب می زند و بعد هم زحمات چند نسل را به باد می دهد. جعفریان گفت: این قبیل افکار در باره ظهور که برای آن قاعده درست می کنند و نمودار می کشند و وقت ظهور تعیین می کنند و هشدار باش آمادگی برای همین نزدیکی ها می دهند، در حالی که نه علم غیب دارند و نه دانش درست دینی و نه شرایط عالم را می شناسند، به راحتی می تواند زمینه ظهور فرقه هایی شبیه بابیت را در ایران فراهم کنند. این شخص تصور می کند که بحث ظهور، غیب است که پیشگویی کند یا علم است که از روی قواعد علم تجربی مثل خسوف و کسوف حدس بزند؟‌ اگر ادعای علم غیب دارد که وانفسا! اگر ادعای علمیت دارد که هم در موضوع و هم محمول و هم حامل همه محل تردید است. اگر به روایات هم عمل می کند، هر کسی پیش بینی وقت ظهور را کرد باید تکذیبش کرد و ما ترجیح می دهیم این کار را بکنیم. اینها هر روز اصطلاح جدیدی می سازند و مرتب بر حجم مذهب می افزایند و فاصله اش را با مسلمانان دیگر بیشتر و بیشتر می کنند. آیا این طور تبلیغ مذهب می شود تا آن را منزوی تر و متفردتر و دور از جمع مسلمانان می کند که وحدت میان آنها آرزوی امام و رهبری و انقلاب بوده و هست؟ وی هشدار داد: در این باره شک نباید کرد و بدون مجامله باید گفت احتمال دارد که در وقت خطر، گروهی از کسانی که در حال حاضر با پولهای بادآورده علیه جریان های سیاسی و افرادی فعال هستند، یک مرتبه تحت هدایت یکی از این افراد _ که خیلی هم مجهول نیستند _ راهشان را کج کرده، بدعتی در شیعه بگذارند که قابل جبران نباشد. اگر چنین شد، مسوولیت آن با افرادی است که الان سکوت کرده و یا حتی به این قبیل افراد میدان می دهند. این نویسنده افزود: همه می دانیم سید علی محمد باب 22 ساله بود که این ادعاها را کرد، اما عده ای بزرگتر از خودش که مشکل داشتند از او حمایت کردند و این جریان را به آنچه امروز درست شده رساندند. حجت الاسلام جعفریان بحث «ظهور صغری» را که طراحی نوعی روند برای ظهور کبری باشد، و این آقا و نظایر او طرح می کنند، نشأت گرفته از افکار سطحی سید حسن ابطحی دانست و گفت: نخستین بار، وی این مطالب را از ملاآقا جان زنجانی نقل کرد. ملاآقا جان یک روضه خوان در زنجان بود که مشتی داستان در اطرافش شکل گرفت. آقای ابطحی هم ذهنی دارد دور از فقه و پر از افکار و اندیشه های ماورائی که بسیاری از آنها مخدوش است و امروز بیش از هر زمان بی پایگی این حرفها روشن شده است. چطور آقای ابطحی در این حکومت زندانی و محدود می شود، اما افرادی مثل پناهیان که همان حرفها را، اما در قالب انقلابی می زنند و بعد از ظهور صغری، حرف از قواعد ظهور به میان می آورند و آماده باش می دهند، به راحتی فرصت می یابند که مدام در سیما مطالب و افکار و اندیشه های بی اساسشان منتشر شود. این شخص در کجا درس خوانده؟ چه قدر فقه می داند؟ چه قدر با مبانی فلسفی اسلام آشناست؟‌ چه قدر تاریخ اسلام خوانده؟ کجا تحصیل کرده که که در هر بابی نظر می دهد؟ آیا واقعا قرار است هر کس خوش صحبت است و چند جمله را به هم وصل می کند و حرفهای درشت و تازه می زند که هیچ کدام محک خود را نزد علما پس نداده، باید بتواند از وقت سیما که متعلق به تمام مردم است استفاده کند؟ جعفریان گفت: در همین ایام با کمال شگفتی یک منبری در حضور رهبری، کربلا را با مهدویت گره زده و نفی می کند که امام حسین علیه السلام برای برپایی حکومت اسلامی مبارزه کرده باشد، به طوری که پس از منبر به وی اعتراض شده و برداشت او نادرست خوانده می شود. این که نمی شود ما با مطهری و شریعتی و بهشتی انقلاب کنیم، با نهج البلاغه انقلاب کنیم، اما در دهه اخیر همان آن حرفها را رها کرده و با علائم الظهور که منهای روایات معدودی از آن، باقی ساخته دست فرصت طلبانی است که هر از چندی قصد شورش و تصرف حکومت را داشتند، برای کشور برنامه ریزی کنیم. این نویسنده ضمن اعلام خطر درباره نفوذ این افکار در برخی از محافل نظام و شخصیت های سیاسی کشور هشدار داد: وصل شدن این سخنان که خود بوی قدرت می دهد با قدرت های سیاسی و اداری و مالی، بدون نظارت دقیق فکری از سوی مرجعیت بر آنها، کشور را در آستانه نوعی انحطاط فکری قرار داده که عوارض سیاسی آن غیر قابل پیش بینی است. جعفریان ادامه داد: بیم آن می رود تا مدتی دیگر، آن قدر این حرفها زده شود که جزو مسلمات شود و دیگر کسی نتواند از آنها انتقاد کند. البته این که این افراد در محضر رهبری این مطالب را می گویند، معنایش این نیست که آن مطالب از نظر ایشان درست است. بارها شده است که رهبری بعد از سخنرانی از آنها انتقاد کرده اند. آقای راشد یزدی به من گفتند، وقتی مداحی در حضور رهبری مطالب نادرستی گفت من به ایشان عرض کردم اینها وقتی در حضور شما این طور بگویند، جای دیگر چه ها خواهند گفت؟ رهبری فرمودند: سال قبل هم این مطالب را گفت و به او یادآور شدم نادرست است، امسال دوباره می گوید! نمی شود انتظار داشت رهبری به هر کسی گیر بدهد. این افراد متخصص و صاحب نظر هستند که باید نظر بدهند و اجازه ندهند روزنه ها بسته شود. استاد تاریخ دانشگاه تهران با اشاره به این که در دولت نهم ودهم، ضمن این که علاقه ای به آبادانی مملکت نشان داده شد، گفت: در این دولت تفکر عمیق، برنامه ریزی و خرد گرایی دینی جایی ندارد، چون اساس این دولت با همین مداحی ها پیش رفت. نهایت چیزی که هست که آن هم محل اشکال است، نوعی عملگرایی با تعریفی خاص از آبادی است که اگر این مقدار هم نبود، باید فاتحه کشور خوانده می شد. باید گفت درآمدهای هنگفت نفتی در هشت سال گذشته ضمن این که بخشی از کشور را آباد کرده، اما با نگرش ماورائی حاکم بر دولت، و تسلط افکار ساده و بدون برنامه با مدیران هیئتی و دور شدن از مراجع دینی و اعتبار نهادن به اظهارات روضه خوانان، مانع از ایجاد یک نظام اندیشگی شده و به جای آن ادعاهای بزرگ، دعاوی ظهورمدارانه که به تدریج جای تسلط فقه را خواهد گرفت و راهبردی دیگر را برابر ما خواهد گذاشت، مطرح شده است. جعفریان با اشاره به این که این کشور هم در دوره اصلاحات و هم در دوره بعد از آن بدشانس بوده و هیچ کدام با افکار رهبری سازگاری ندارد، گفت: با توجه به سابقه فکری که از مقام معظم رهبری داریم و آنچه در کتاب «شرح اسم» در باره گذشته فکری ایشان خوانده ایم، ایشان را فردی خرد گرا و واقع بین می شناسیم، اما شرایط به گونه ای شده است که افکار ایشان در میان مجموعه ای از عوامل مؤثر در تفکر جامعه تنها و مغفول مانده است، به طوری که بخش های مهمی از صداوسیما، این خط خردگرایانه را دنبال نکرده و معرکه را به گروه های شعاری و افراطی واگذار کرده است. این نویسنده ضمن اشاره به فعالیت های فکری و پژوهشی که در قم جریان دارد، گفت: متاسفانه بسیاری از این مؤسسات زیر سلطه کسانی است که گرچه به ظاهر به اندیشه های فلسفی اهمیت می دهند، اما در باطن گرفتار افراط گرایی در زمینه اندیشه های مربوط به ظهور بوده و با ترویج کیش شخصیت و مراد و مریدی، طلاب خود را گرد خود و برای خود پرورش داده و به رغم هزینه های سرسام آور هیچ خروجی فکری روشنی ندارند. برخی از مشهورترین این موسسات، فقط علاقه مندند شارح افکار رئیس باشند تا حامی جریان علم و دانش دینی مستقل. هرچه می نویسند و چاپ می کنند و گاه بیش از چندین مجله هم دارند، شرح افکار بزرگ تشکیلات است و بس. به همین دلیل پیشرفت مناسبی هم نداشته و خروجی قابل ملاحظه ای ندارند و به جای آن، به روش های حذف دیگران از هر طرف، اعتماد بر گروه های افراطی از سوی دیگر و تکرار مکررات روی آورده‌اند. آنچه امروز در حوزه مطرح است، طبقه بندی همان حرفهای گذشته، دسته بندی تازه تر اما در واقع، اگر نگوییم کم محتواتر، چیزی همطراز گذشته است. جعفریان گفت: این اسباب تاسف است که یک مجری تلویزیون بگوید برج ساعت را در مکه ساخته اند برای این که اگر مهدی (ع) ظهور کرد، تک تیراندازانشان از آنجا حضرت را هدف بگیرند. آخر این چه دانشی است، چه علمی است؟‌ چه بینشی است که به مردم داده می شود؟ وی با هشدار درباره برنامه های تکراری شعاری در سیما گفت: افراط زیاد در این برنامه ها دربین مردم به تدریج نوعی واکنش منفی ایجاد می کند و شاید به تدریج باعث زدگی مردم بشود، کما این که همین الان هم بخشی از جوانان را بی اعتماد کرده است. هر چیزی، حتی نشان دادن شعائر دینی، باید معقول، به اندازه و به تدریج باشد تا اثر خود را ببخشد. این چیزی است که در روایات هم تاکید شده است. اما مع الاسف شاهد نوعی افراط هستیم. این که فکر کنیم با این کار میخ دین را محکم تر می کنیم درست نیست، این ممکن است نتیجه عکس بدهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نه می‌توان به آن روایات تکیه کرد و نه از آقای جعفریان انتظار بود که این‌طور برخورد کنند خوب بود ایشان یک نمونه از اشکالات آقای پناهیان را مطرح می‌کردند و عالمانه نقد می‌نمودند ولی این طور برخوردکردن بسیار دون شأن آقای جعفریان بود و اندیشیدن را از بین می برد. موفق باشید
1582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام در جلسه ی سلوک ذیل اندیشه امام خمینی این هقته فرمودید پیامبر ارکم فرموده هرکسی صورتی صورتگری کند در روز قیامت می گویند در این صورت به دم و اگر نتوانست به جهنم می رود سوال من این است که در مناسبتها و کارهای مختلفی مجبور به طراحی پوستر و یا بنر با کامپیوتر هستیم آیا این هم همان صورت گری می باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در روایت داریم عن ابی‌العباس، عن ابی‌عبدالله قال: «سَاَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ‌الله عَزَّ وَجَلَّ (یَعْمَلوُنَ لَهُ ما یَشاءُ مِنْ مَحاریبَ وَ تَماثیل)، مَا الَّتماثیلُ الَّتی کانوُا یَعْمَلوُنَ؟ قالَ وَ اللهِ ما هِیَ التَّماثیلُ الَّتی تَشَبَّهَ النّاسَ وَلکِنْ تَماثیلُ الشَّجَرِ وَ نَحْوه». راوی می‌گوید: از امام صادق در مورد آیه‌ای که خداوند فرمود، سوال کردم؛ (جنّیان برای حضـرت سلیمـان هرچه می‌خواست از محراب‌هـا و پیکرهـا می‌ساختند) آن تماثیـل که جنیان می‌ساختند چه بوده ؟ حضرت فرمودند: والله پیکرهایی شبیه انسان نبوده بلکه تماثیلِ درخت و امثال آن بوده است. پس مواردی که می‌فرمایید شامل صورتگری نمی‌شود. موفق باشید
1192

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی باسلام خدمت استاد طاهرزاده لطفا کتابی مبسوط درباره برداشتن رذایل وبدست آوردن حضور قلب معرفی کنید به طوری که قدم به قدم با من همراه شه ومنو در این موارد یاری کنه ودر ضمن اصطلاحات سخت هم نداشته باشه.ممنون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی ابتدا شرح حدیث «یابن جندب» را گوش بدهید و سپس شرح کتاب حضرت امام خمینی در مورد شرح حدیث جنود عقل و جهل را کار کنید. موفق باشید
997

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام.تفاوت اقامه نماز با خوندن نماز چیست
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اقامه‌ی نماز یعنی نظامی به‌وجود آوریم که هدف نماز که قرب الی الله است محقق شود، ولی خواندن نماز یک عمل فردی است و عبادتی است خاص که یک مسلمان باید به انجام آن مبادرت ‌کند. موفق باشید
24592
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: با عرض تسلیت به خاطر ازدست دادن فرزند عزیزتان آرزوی صبر برای شما و خانواده گرامی دارم. استاد درک مباحث معرفت نفس در زندگی روزمره بسیار دشوار می آید. من خودم معمولا پس از فضای کار و غوغای بیرون و انواع استرسها و در شب به تفکر و مطالعه این بحثها می پردازم که خوب است و آرامش بخش. دوباره فردا صبح با اضطراب ها صبح را آغاز می کنم. گویا بین آن مباحث و زندگی معمولی برای من فاصله هست یا نمی توانم از آنها همه جانبه بهره بگیرم. چگونه در این غوغا و هیاهوی دنیا آن مباحث همیشگی با ما می توانند باشند تا در مواجه با مسایل سخت دنیا دچار شوک نشویم. ممنون از راهنمایی شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگیِ انسان در جمع این دو نوع حضور متفاوت است. زیرا «ز آبِ خُرد ماهی خرد خیزد/ نهنگ آن بِه که در دریا ستیزد». در مواجهه با دریای طوفانی دنیای مدرن باید خود را از طریق معارف الهیه به ظهور آورید. مثل نقش انقلاب اسلامی در این تاریخ که نه فرار از دنیای مدرن است و نه اسیر دنیای مدرن شده است. موفق باشید

20732

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در حوزه فلسفه درست خوانده نمی شود پس بهتر نیست ابتدا دانشگاه رفته و فلسفه بخوانیم بعد حوزه رویم؟ الان چهارم دبیرستانم شما چه می فرمائید؟ با توجه به این که تمرکز روی مسائل فلسفی داشته باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دانشگاه هم در رشته‌ی فلسفه خیلی کار نمی‌شود. هرکس چه در حوزه و چه در دانشگاه باید خودش چنین موضوعاتی را دنبال کند. موفق باشید

20452
متن پرسش
خواهشمندم به این سئوال من پاسخ دهید اگر چه شاید تکراری و پیش پا افتاده باشد و در شان سئوال کننده ؛ می خواهم جواب این سئوال را از شما مستقیما بگیرم و به یادگار داشته باشم چرا که برای سئوال کننده ارزشمنداست. من اخیرا با آثار شما آشنا شده ام و علاقه مند. سئوال من این است: اگر از شما بپرسند چه جوابی می دهید؟ در زندگی باید دنبال چه باشیم؟ و از کجا شروع کنیم؟ از این که لطف می کنید و جواب می دهید ممنون هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون» می‌خواهد بگوید هدف جنّ و انس در خلقت‌شان بندگی خدا است. یعنی انسان در بندگیِ خدا معنی حقیقی‌اش را پیدا می‌کند و در همین رابطه برای تحقق بندگی، شریعت فرستاده است تا ما با رعایت شریعت الهی بدانیم از کجا شروع بکنیم و به زندگی خود معنا دهیم. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «چه نیازی به نبی؟» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید

20344
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: بنده الان در فکر و قلبم «شور عاطفی » نسبت به جنس مخالف دارم و شرایط نسبی برای پاسخ به این نیاز (ازدواج) را دارم منتهی شدیداً نگران آن هستم که در این سن (24سالگی) تصمیمی بگیرم که خداوند متعال بیشتر دوست دارد، حال بین دو انتخاب قرار دارم این که اردواج کنم و پاسخ مثبت به این غریزه بدم یا ازدواج نکنم اما به مدد الهی با مبارزه با نفس و خیال این نیاز را کنترل نمایم، به نظر حضرتعالی میان این دو راه، انتخاب کدام یک بیشتر مورد رضایت الهی است و خدا آن را دوست دارد؟ 1. تصمیم به ازدواج یا 2. ترک ازدواج در عین کنترل غرایز و وهمیات (رعایت تقوای الهی)، لازم به ذکراست که بنده طلبه نیستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر تحصیل علم خوب است تا انسان می‌تواند نسبت به ازدواج عجله نکند، مگر آن‌که خطر به گناه‌افتادن در او باشد یا طوری بتواند زندگی خود را تأمین کند که از تحصیل علم عقب نیفتد. موفق باشید

18145
متن پرسش
با سلام و احترام: می بخشید استاد! دوره ای برای عفاف و حجاب گذاشته بودند که گروهی رو آموزش بدند برای چگونه برخورد کردن با بی حجاب ها! زیر نظر حوزه و بسیج حوزه. یکی از مباحثی که در این کلاس ها بیان شد کار کرد مغز بود. از ناحیه ای از مغز به نام آمیگدال صحبت کردند که می گفت این نقطه از مغز احساسات رو درک می کنه و رفتار هیجانی از این قسمت ناشی می شه و اثری که یک مرد از دیدن یک خانم بی حجاب در این ناحیه از مغزش میگذاره رو می گفت از هیپو کامپ و ... صحبت می کرد که هر کدوم از اینها با بخشی از رفتار و و یا قدرت تصمیم گیری ؟ اون خانمی که این مباحث و بیان می کرد نورولوژیست بود و می گفت این تحقیق در آمریکا انجام شده و نوشته شده است. سوال اینه که مغز به عنوان یک موجود مادی چطوری میتونه عوامل احساسی رو درک کنه؟ یادمه یکی از جوابهایی که آیه الله مصباح به ماتریالیستها می داد همین بود که موجود کاملا مادی نمیتونه منشأ احساسات و عواطف باشه. و اگه این مطالبی که بیان شد درسته چگونه با تجرد روح قابل جمعند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علوم تجربی از جمله نورولوژی تنها عکس‌العمل‌های مادی را می‌توانند تجربه کنند و باید متوجه باشند که منشأ این عکس‌العمل‌ها نفس ناطقه‌ی انسان است. آری! همان‌طور که چشمْ محلِ ظهور بیناییِ نفس ناطقه است،. موفق باشید

17829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: من چندین کتاب شما را مطالعه کرده ام. حال برایم این سوال پیش آمده که حضرت الله که به ذات احدی خود وابسته است و در حضرت الله تجلی کرده از مقام احدیت ،,و از آنجا به بعد خلق است که بحث زمان پیش می آید ، حال سوال اینکه عرفا هم کل عالم را تجلی خدا می دانند، فرق این تجلی دنیا و تجلی در مقام الله چیست؟ اگر تجلی را به این معنی بگیریم که مثلا در تجلی نور جز نور در میان نیست ، حال در تجلی این دنیا از وجود مطلق چگونه. لطفا کمی توضیح فرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه با مطالعه‌ی «برهان صدیقین» و شرح صوتی آن این مسائل برایتان حل می‌شود، به‌خصوص آن‌وقتی که از تشکیک در وجود به تشکیک در ظهور برسید. موفق باشید

17086
متن پرسش
سلام استاد: جمعی هستیم با حول و قوه الهی کار تشکیلاتی مردمی را شروع کرده ایم، بنا داریم کارگروههایی مثل «بایدها و نبایدها در فضای مجازی» «آمادگی جسمانی» مطالعه و مباحثه با رویکرد تمدنی تشکیل دهیم.برای فعال شدن شاخه مطالعه و مباحثه کتاب جوان و انتخاب بزرگ در نظر گرفته شده، در اولین جلسه از جزوه «نحوه مطالعه و ضرورتهای آن» مطالبی مطرح شد. طالب این نوشتار می تواند تا سالهای سال نسلها را تغذیه کرده و راه ارتباط با عقل فعال را برایمان بگشاید. برای پیدا کردن روح استمرار و خسته نشدن در مسیر مطالعه در زمانه امروز چه توصیه ای به جوانان بی رغبت به مطالعه دارید؟ اگر برای چگونگی رویکرد جلسات مباحثه با شروع کتاب جوان و انتخاب بزرگ به عنوان نویسنده کتاب پیامی دارید تا به استمرار کار کمک دهد با جان و دل آماده شنیدن آن هستیم. از همه کسانی که در فراهم کردن بستر برای ارتباط با شما نقش ایفا می کنند قدردانی می کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در بحث «نحوه‌ی مطالعه و ضرورت‌های آن» عرض شد انسان‌ها به همان اندازه‌ای که نیاز به تغذیه‌ی بدن خود دارند، مایل به تغذیه‌ی روح خود نیز هستند و اگر نیاز روحی خود را درست جواب ندهند، پس از یک مدتی با سرخوردگی و بی‌تفاوتی نسبت به مطالعه روبه‌رو می‌شوند. از این جهت است که جوانان ما باید متوجه ابعاد متعالی خود باشند و مباحث خودشناسی، گستره‌ی شخصیت انسانی را به او متذکر می‌شود تا خود را در محدوده‌های زندگی مدفون ننماید. موفق باشید

16135
متن پرسش
با سلام: اینکه در جواب سوال ۱۶۰۷۰ فرمودید که جهنمیان آنچنان گرفتار عذاب خود هستند که وقت انجام کارهای دیگری را ندارند، آیا می توان گفت علت این درجه از مشغول بودن و وقت نداشتن در جهنم صورت سرگرم بودن افراطی به عالم ماده و این دنیا بوده؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خوبی است این برداشتی که از موضوع کرده‌اید، زیرا آن‌هایی که مخلّد در جهنم‌اند، در دنیا هیچ ملکه‌ای از طریق شریعت الهی برای رجوع به حضرت حق با خود نبرده‌اند. موفق باشید

15969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: استاد وقتی سوالاتی که بدون موضوع است را مطالعه می کنم می بینم برای آنها هم می توان موضوع مرتبط نوشت آیا بهتر نیست این کار انجام شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که به عقل بنده می‌رسد عنوان‌گذاری می‌کنم. موفق باشید

نمایش چاپی