بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18651

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار اینکه گفته می شود برای مداومت بر زیارت عاشورا حتما بعدش باید دعای علقمه بخوانی درست است؟ اینکه می گویند هر کسی نمی تواند دعای صباح را بخواند درست است؟ اما بنده مدتی است که با کلام حضرت مولا (علیه السلام) در دعای صباح انس گرفته ام و به نظرم از لحاظ الفاظ عربی (شاید به خاطر عرب زبان بودنم این حس را دارم و گفته ی دوستان به جای خود درست باش) یکی از بهترین ادعیه هایی است که می توان بوسیله ی آن با حضرت حق ارتباط گرفت، البته بقیه ادعیه جای خود دارند. اینکه می گویند قراِئت ختم سوره ی واقعه در ماه قمری آن هم ماهی که اولین روزش دوشنبه باشد، درست نیست و طبق احادیث این مورد اصلا نیامده درست است؟ اینکه گویند در قرائت نماز اگر الفاظ را بهتر از امام ادا کنی نمی توانی نمازت را به امامت امام بخوانی، درست است؟ بنده عرب زبان هستم و متوجه شدم جاهایی امام در ادا کردن الفاظ اشکال دارد ولی چون در شهر مذهبی تعداد کثیری از مردم نمازشان را به امامت ایشان می خوانند و از ثواب نماز جماعت نمی توان چشم پوشی کنم و صدالبته عرفان و حضور قلب امام بر من پوشیده نیست نمی توانم حرف بعضی از دوستان طلبه را قبول کنم. به نظر جنابعالی سخن شان درست است؟ و اینکه می گویند نماز ظهر و عصر را افضل است که با هم قرائت شود و همچنین نماز مغرب و عشاء و اینکه هر کدام از نمازها را طبق وقتی که گفته اند جدا نباید خواند درست است؟ به لطف الهی بنده مدتی است نیت کرده ام نافله های ظهر و عصر را به جا آورم و به همین جهت نماز ظهر و عصر را جدا از هم می خوانم همچنین مغرب و عشا آیا اینگونه عمل کردن اشکال دارد؟ ببخشید سوالاتی است که مدتی با آن ها مواجهه شده ام و جواب گویی بهتر از جنابعالی سراغ نداشتم. ممنون از بزرگواری تان!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بهتر است بعد از زیارت عاشورا، علقمه خوانده شود ولی لازم نیست 2- دعای صباح تذکرات توحیدیِ فوق‌العاده‌ای را ابتدا مطرح می‌کند و با عالی‌ترین تقاضاها، کار را جلو می‌برد چرا از آن کوتاهی شود؟ مگر مرحوم ملارجبعلی خیاط برای ما حجّت است؟ 3- مستحب است هرشب قبل از خواب سوره‌ی واقعه خوانده شود، چرا با این بهانه‌ها از آن کوتاهی کنیم 4- در ادای الفاظ نماز نباید چندان حساسیت به خرج داد تا از حضور در نماز جماعت محروم شویم 5- حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در «تحریرالوسیله» می‌فرمایند جداخواندن نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء بهتر است. به‌خصوص وقتی انسان بخواهد نافله‌ی آن اوقات را نیز انجام دهد. آری! جمع‌خواندنِ نمازهای مذکور را رخصت داده‌اند. موفق باشید

17436
متن پرسش
با عرض سلام و احترام و تشکر بابت وقتی که برای پاسخ به سوالاتمان می گذارید. در رابطه با سوال 17419، با تشکر فراوان از پاسختون، متآسفانه پاسخ شما هیچ ارتباطی با سوال ندارد. دقیقا مثل سوال قبلی که در رابطه با زن پرسیده بودم. جوابتان بسیار راهگشاست ولی جسارتا بعضا ارتباطی به سوال حقیر ندارد. سوال من ناظر به «تصریح علنی رهبری» به این مسئله و تبعات آن بود. نه راجع به اصل نظر ایشان. اول سوال هم تصریح کردم که در محتوای حرف رهبری و حکمت آن هیچ بحثی ندارم بلکه سوال و بحث من ناظر به «طرح علنی» آن از سوی رهبر بود. متأسفانه نمی دانم چرا یکی دو سری است که پاسخ های بی ارتباط با سوالم دریافت می کنم. تو سوال 17419 از تبعات زدن این حرف توسط رهبری در درس خارج فقه پرسیدم. و ناظر به «تبعات بیان علنی» که به نظر حقیر می رسد شاید از اشتباهات قلیل رهبری باشد، این طور نیست؟ از جمله تبعات آن این است که رهبری با این حرفشان، به حرف های درگوشی که از قول ایشان زده می شود در عمل صحه گذاشتند بدون اینکه حتی خورده ی کوچکی بگیرند از کسانی که محتوای جلسات خصوصی رهبر را عمومی می کنند. علی رغم اینکه در سخنرانی شان قبلا فرموده بودن که شما کاری با حرف های درگوشی نداشته باشید و به سخنرانی های رهبری برای فهم موضعش کفایت کنید. در حالی که به ذهن هر آدم عاقلی می رسد اگر این حرفی که از آقا نقل می شد درست بود و آقا به آن تصریح کردن پس لابد همه ی نقل قول هایی که از طرف آقا ضد احمدی نژاد می شد در دوران قبل، هم می تواند درست باشد، یا اینکه حرفشان برای سوء استفاده کسانی مناسب است که بر طبل تقابل دکتر و آقا می کوبیدند. و خیلی موارد دیگر. فعلا به نظرم می رسد رهبری با این حرفشان در عمل موارد بسیاری از سخنرانی های خود را نقض کردند و به خلاف آن صحه گذاشتند و در مجموع اهرمی شد برای دشمن، نظر حضرتعالی چیست؟ آیا بهتر نبود رهبری به گفتن نظر و دلیلشان «به شخص آقای احمدی نژاد» بسنده می کردند؟ چه ضرورتی در علنی کردن آن بود؟ ضمن اینکه آقای احمدی نژاد هم در نامه شان تصریح می کنند که در همان جلسه ی خصوصی نظر آقا را پذیرفته بودند لذا نمی توان گفت علت علنی کردن آن، فشاری بوده بر اینکه احمدی نژاد وارد عرصه انتخابات نشود، حقیر هرچقدر فکر کردم همه ی احتمالاتی که علنی کردن این نظر می توانست مفید باشد، در نظرم صفر است. چه مصلحت و ضرورتی داشت گفتن این حرف؟ ببخشید در صورت امکان همان سوال 17419 نظرتان را ناظر به «تصریح آشکار و علنی این مسئله از سوی آقا» بفرمایید. اگر سوالم نامفهوم است ممنون می شوم تذکر بدهید. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید موضوعی که با مشورت به میان آمده است و بعداً به دلایلی علنی شده – که بحث آن باید در جای دیگر بشود به‌خصوص که از طرفِ طرفدارانِ افراطی آقای احمدی‌نژاد نحوه‌ای از انکار در میان آمد و از طرف شخص آقای احمدی‌نژاد نیز اقدام مناسب صورت نگرفت - غیر از موضوعاتی است که مقام معظم رهبری در بین دانشجویان فرمودند، من صحبت مخفی ندارم و نظرات من همان‌هایی است که به صورت علنی می‌گویم. از طرفی توجه داشته باشید که در بسیاری موارد بنده جواب‌هایی که به سؤال کاربران محترم می‌دهم به امید آن است که چشم‌اندازی را در مقابل آن‌ها بگشایم تا تفکر، ادامه یابد نه آن‌که بخواهم جوابی بدهم برای اطلاعِ بیشتر کاربر و توقفِ تفکر او در موضوعِ مورد بحث! موفق باشید

16384
متن پرسش
با سلام: آیا در عرفان اسلامی رابطه اسماء الهی با ذات حق که عینیت است به این معناست که صفات و ذات عین هم و هر دو اصیل هستند؟ یا ذات حق بذات اصیل و صفات الهی بالتبع ذات متحقق هستند؟ به نظرم این طور میاد که باید صفات الهی «بالتبع» تحقق داشته باشند گرچه صفات و ذات اتحاد دارند، که مقام برزخیت کبری رو بشه برای پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) در نظر گرفت این طور نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غفلت نفرمایید که اسماء الهی همان ذات است به صفت خاص. بنابراین چنین مشکلی در میان نیست. موفق باشید

15393

معاد جسمانیبازدید:

متن پرسش
با سلام: بنده بارها از شما شنيده ام كه معاد جسماني نه به معناي جنس دنيايي و مادي بلكه به معناي جسماني از جنس مثالي است و اين يعني امور با چشم دل رؤيت مي شود نه با چشم سر. اما پرسشي كه ذهن مرا مشغول كرده آنست كه افراد داراي چشم برزخي با همين چشم سر باطن افراد را مي بينند، يا در قرآن آمده كه نوك انگشتان شما را هم برمي گردانيم. همچنين اين همه تأكيد قرآن بر بازآفريني مردگان نشان دهنده آفرينش همين استخوان هاي پوسيده مادي است، پس چگونه بپذيريم جسم افراد در قيامت غير از ماده است. در اين حالت آيا ياز نياز به اين همه تأكيد قرآن و انكار مشركان وجود مي‌داشت؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب همین نکات که می‌فرمایید بزرگانی مثل آیت اللّه جوادی و علامه‌ی طباطبایی و به‌خصوص جناب ملاصدرا نکاتی را مطرح فرموده‌اند که در جزوه‌ی «حیات بدن اخروی» آورده شده. خوب است به آن جزوه که بر روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید

14979
متن پرسش
با عرض سلام: وقتی خداوند قادر و حکیم است و برای مخلوقاتش کفایت می کند؛ سوالم این است من که پسری حدود 24 ساله ام و مجرد و طبق گفته صاحب نظران نیاز جنسی و ازدواج یکی از نیازهای اولیه انسان است مثل آب و غذا و ... به هر حال چرا خداوند قادر، زندگی من و بسیاری مثل مرا طوری قرار نداد که مثلا در سن 17 ، 18 سالگی ازدواج کنیم و از مفاسد و خطرات تاخیر در ازدواج آن هم در این دوره و زمانه بیشتر مصون بمانیم؟ البته من به ارادی و اختیاری بودن کارهایم اعتقاد دارم و دستور قرآن در مورد عفت پبشه کردن را می دانم اما آیا در به گناه افتادن ما در اثر تاخیر در ازدواج خیر و مصلحتی است که در ازواج به موقع و به گناه نیفتادن نبود؟ با تشکر فراوان و آرزوی توفیق
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این شرایط یکی از نمونه‌های ظلمات آخرالزمانی است که جوانان ما با کوتاهی‌های امثال ما گرفتار آن شده‌اند. خداوند شرایط تکوینی عالم را مطابق دستوراتی که داده فراهم نموده ولی ما مردم آن‌طور که باید عمل نمی‌کنیم، هرچند امثال شما با عفتی که خرج می‌کنید، نتایج فراوانی می‌گیرید. موفق باشید

14393
متن پرسش
سلام علیکم: خداوند اول مرگ را خلق کرد یا حیات را؟ چرا؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم این سؤال به چه دردی می‌خورد؟!! موفق باشید

13185
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله استاد بزرگوار: حاج آقا، مدتی است که توفیق بیتوته با خدای سبحان از حقیر سلب شده؛ دلم برای اون تهجدهای دلنشین تنگ شده. لطفا نزدیکترین راه جهت نائل شدن به همچین ایامی را می فرمایید؟ خیلی متشکر از وقتی که برای پاسخ به سؤالم می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قرار خداوند است که ابتدا درِ باغ سبزی را به ما نشان می‌دهد که به معنای «چه عشق آسان نمود اول» باشد ولی بعداً انتظار حضرت حق آن است که با معارف و فضائل اخلاقی لازم به آن دست بیابیم به معنای آن‌که «ولی افتاد مشکل‌ها». پیشنهاد می‌شود در کنار کتاب‌های «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» جهت استفاده از شرح مقالات آیت اللّه شجاعی را با شماره‌ی 09136032342 تماس فرمایید. موفق باشید

12116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: حقير طلبه هستم و قصد دارم در باب جهان بيني و انسان شناسي و رابطه ي اين دو شروع به تحقيق و مطالعه كنم. استاد محترم بفرمايند از كجا بايد شروع كنم و به عنوان منبع مطالعاتي از چه كتابهايي چه از خودتان و چه از اساتيد ديگر استفاده كنم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولین بار مرحوم شهید مطهری باب این نوع مباحث را در مقابل مباحثی که مارکسیست‌ها داشتند، باز کردند تنها از آن کتاب‌ها به طور مشخص اطلاع دارم. امروزه خوب است مباحثی در رابطه با اثرات متقابل عقیده و عمل کار شود که آیت اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» در جلد اول «تحریر رسالة الولایة» از علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» باب آن را باز کردند. موفق باشید

10432
متن پرسش
با سلام: به لطف خدا عاشق و مطیع امر ولایت فقیه هستم اما گاهی اطرافیان شبهاتی در رابطه با ولایت فقیه مطرح می کنند که نمی توانم جواب بدهم از جمله که چرا ولایت فقیه وظیفه اجرایی ندارد یا چرا در برابر این همه بی قانونی و.... سکوت می کنند لطف بفرمایید چگونه می توانیم به طور کامل مباحث ولایت فقیه را کار کنیم؟ با تشکر. التماس دعا استاد عزیز
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایطی که امور اجتماعی با گستردگی خاصی وارد تاریخ ما شده و مردم از طریق دولت‌ها کارهای خود را انجام می‌دهند و مثل قبل نیست که عموم کارها توسط مردم انجام شود و امام فقط رهنمود بدهند، در این شرایط عاقلانه آن است که ولیّ فقیه در عین نظارت کلّی خود را درگیر امور اجرائی با این گستردگی که دارد نکند. موفق باشید
9540
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد بزرگوار: در کتاب معرفت النفس و الحشر صفحه ی 28 فرموده اید مفهوم وجود (وجود ذهنی) تشکیک بردار نیست اما خود وجود (وجود خارجی) تشکیک بردار است. دلیلتان برای این فرمایش چیست؟ آیا مفهوم وجود و خود وجود انفکاک و غیریت با هم دارند؟ آیا این گونه نیست که اگر مفهوم وجود (وجود ذهنی) و خود وجود (وجود خارجی) غیریت داشته باشند به نوعی سوفسطی گری دچار میشویم؟ مگر نه این است که "خود وجود" یا " وجود خارجی" هم نزد ما مفهوم دارند؟ به نظر می رسد اگر کسی بخواهد از سوفسطایی گری برهد باید عینیت و نه غیریت ما بین وجود بما هو ذهنی و وجود بما هو خارجی برقرار کند و از وجود بما هو موجود اعم و لابشرط از ذهن و خارج سخن بگوید. آیا نمی توانیم بگوییم در فهم معنای وجود نوعی حرکت وجود دارد و فهم ما از وجود تشکیک بردار است؟ اگر این سخن را بپذیریم قاعدتا مفهوم وجود هم تشکیک بردار خواهد بود و بر خلاف مفاهیم ماهوی در مورد مفهوم وجود و خود وجود غیریت، کمرنگ، و یگانگی، برقرار خواهد شد. گویا اصالت وجود می خواهد به ما همین امر را بفهماند. از طرف دیگر گویا صدرا به این قائل است که در مفاهیم بما هو مفهوم حرکت جوهری برقرار است و در صورت پذیرش این حرف هم نمی توان پذیرفت که مفهوم وجود تشکیک بردار نیست. از طرف دیگر اگر بپذیریم که علم از سنخ وجود است اولا و وجود تشکیک بردار است ثانیا در این صورت مگر نه این است که علم هم تشکیک بردار خواهد بود و در این صورت مگر نه این است که مراتب علم از جمله علم تصوری هم تشکیک بردار خواهد بود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مشکک‌بودنِ وجود همین اندازه کافی است که بدانیم غیر از وجود در خارج نیست و لذا تفاوت عالم عقل و عالم مثال و عالم ماده تنها در درجه‌ی وجود آن‌ها است. اشکال این که می‌فرمایند در فهم معنای وجود نوعی حرکت هست و این را به معنای تشکیک ِ وجود می‌گیرد را باید در کتاب‌هایی مثل بدایة الحکمة و نهایه الحکمة دنبال کنید و نیز بحث عینیت وجود ذهنی با وجود خارجی مربوط به حمل اولی ذات است که باز باید در کتاب‌های مذکور و با شرح استادهای مربوطه دنبال بفرمایید. موفق باشید
7807
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم خلقت جنین در رحم آیا توسط ملائکه شکل می گیرد یا توسط نفس؟آیا می توان گفت جنین تا مدت 4 ماه توسط ملائکه صورتگری می شود و بعد از آن که نفس بر اساس حرکت جوهری ظهور می کند و بعد ماورائی انسان در ظرف بدن تجلی می کند،این تدبیر توسط نفس انجام می شود؟ چرا در آیه 6 سوره آل عمران - هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الأَرْحَامِ کَیْفَ یَشَاء لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ،این صورتگری را مستقیما به ذات خداوند با لفظ هو بیان کرده و از الفاظی نظیر انا نصورکم که نقش ملائکه را بیان کند در آیه نیامده است
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هر حرکتی که در عالم صورت گیرد، حتی نزول یک قطره باران، با هدایت و مدیریت ملائکةالله انجام می‌شود هر چند صورت ظاهری آن را در عالم ماده با جاذبه‌ی زمین می‌یابید. مثل حرکات دست که باطن آن مربوط به نفس ناطقه‌ی انسان است هرچند صورت ظاهری آن با قبض و بسط ماهیچه‌ها و حرکات استخوان‌ها و سوخت و ساز داخلی ظاهر می‌شود. در مورد حرکات جنین نیز موضوع از همین قرار است که شما مدیریت ملائکه‌الله را در نفس ناطقه می‌یابید و در هر حال این ملائکه‌الله هستند که در حرکات نفس ناطقه صورت‌گری را به ظهور می‌رسانند، همان‌طور که در زندگی دنیایی نیز نفس ناطقه‌ی شما با الهامات ملائکه‌الله اراده‌های مختلف را دارا است این‌که در بعضی موارد خداوند اراده‌ها و افعال خود را به صورت فردی می‌آورد به جهت آن است که می‌خواهد ما را متوجه کند که در نهایت ماوراء نظام عالم این خداوند است که کارها به وسیله‌ی او انجام می‌گیرد. موفق باشید
7296
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی ببخشید بنده یک مشکل بزرگ در زندگی دارم و آن رابطه نامناسب من و مادرم است. واقعیت این است که در برابر بی‌منطقی‌های ایشان از کوره درمی‌روم و خیلی راحت بحثمان می‌شود. بعد فقط آیه های احترام و احسان به والدین به ذهنم می آید و عذاب وجدان می گیرم. ولی واقعا نمی توانم حرکتی در جهت اصلاح این رابطه انجام بدهم؛ چون فقط و فقط بی منطقی می بینم و گوش ندادن و متوجه نشدن و پیش داوری و... حتی شده گاهی اوقات نیت کار خیری داشته ام ولی به خاطر فهم اشتباه ایشان از موضوع، شده ام مصداق باطل کردن صدقه با آزار و منت! خیلی ناراحت این قضیه ام و دنبال راه‌حل. به خصوص که ایشان زبان به نفرین و دعای بی‌خیری زیاد باز می کنند. ضمن التماس دعا از شما خواهشمندم راه مناسب برای حل‌شدن این قضیه بفرمایید. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! مگر بنا داری مادر خود را تربیت کنی؟ کلّی برایشان احترام قائل باش که با این سادگی‌هایشان چطور توانسته‌اند تو را شیر و غذا بدهند و به این‌جا برسانند. شدیداً با احترام تمام با ایشان مدارا کنید تا مزه‌ی مدارا با ایشان را بچشید که مزه‌ی آن از هزاران نماز شب بهتر است. موفق باشید
5627

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد چهار نکته پیرو سوالات قبلی، قابل عرض است که در ضمنش یک سوال مهم از شما پرسیده ام. اول این که خیلی برای آدم هایی متأسفم که برای قضاوت درباره زن دوم، همه چیز را لحاظ می کنند جز شرایط و روحیات زن اول را. و عمیقا بعد از نمازهای یومیه ام دعا می کنم خدا سر مردهایی که به زن دوم در شرایط امروز - توجه بفرمایید گفتم در شرایط امروزی - معتقداند همان بلایی رو بیاره که بهش اعتقاد دارن. یعنی توجه زن های اون ها رو به مرد دیگری از راهی حلال جلب کنه. شاید ابتدا تصور بشه راه حلالی وجود نداره ، اما یک راه اینه که مثلا یک مردی شدیدا عاشق زن اون ها بشه . در این صورت زن که گناهی نکرده که یک مردی عاشقش شده. و عشق اون مرد به زن ، زندگی زن و شوهر رو به هم بریزه که : از ماست که بر ماست. دوم : خیلی حرف مسخره ای است که بگن به خاطر حسادت زن هست که زن دیگری رو کنار خودش تحمل نمی کنه. این که گفته بشه به خاطر طبع زنانه است می تواند حرف درستی باشد. اما این که از روی حسادت باشد یک حرف مزخرف است که زن ها می دونن واقعیت نداره. البته من نمی گم که هیچ زنی نیست که به خاطر حسادت با زن دوم مخالف باشه. شاید زن هایی باشن که حسادتشان موجب این امر شده. اما خاستگاه مخالفت با زن دوم به هیچ وجه حسادت نیست و این از بدیهیات است. سوم : کسانی که به راحتی انگ ضدولایت فقیه یا ضد مراجع یا ... به افراد می زنن عاقبت خوشی ندارن و بدونن تا زمانی که نمرده اند خداوند بهشون چنین انگی خواهد زد!. من به کسانی لعنت می کنم که بدون زمان شناسی حکم خدا رو جا به جا کنند نه به مراجع زمان شناس. پس اگر مراجع امروزی زمان شناس باشن این لعنت ازشون برداشته می شه. چهارم : استاد یک سوالی ازتون داشتم . سوال مهمی که دارم این است که چرا در بین احکام فقهی که مراجع تقلید امروزی می دهند ، حکم شرعی ای وجود داره که با طبع زن معاصر سازگار نیست اما حکم شرعی وجود ندارد که با طبع مرد معاصر سازگار نباشد؟؟؟ چون انجام هیچ کدام از احکام شرعی برای من که با طبعم زندگی می کنم سخت نمیاد ولی مورد زن دوم را حتی اعتقاد ندارم بهش . پس فقط همین مسئله است که با طبع بنده ناسازگاره. اما چرا برای مرد هایی که با طبعشان دینداری می کنند ، حکم شرعی خلاف طبعشان وجود ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیه‌ی بنده آن است که مطلب را کِش ندهید چون ممکن است کار به مراء بکشد ولی نمی‌دانم چرا می‌فرمایید دستورات دین تماماً مطابق طبع مردان است؟ مگر ندیده‌اید مردانی که مسئولیت خانواده را به جهت آن‌که آن دستورات مطابق طبع‌شان نیست به عهده نمی‌گیرند؟ موفق باشید
5442
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز قبلا هم پرسیدم ولی در کتاب معاد هم جواب را نیافتم سوال این است که آیا هرکسی که میمیرد وارد برزخ و بعد هم قیامت میشود و با آن حقیقت روبرو میشود در حالیکه حیات زمینی انسانهای دیگر همچنان ادامه دارد و آن فرد متوفی وارد قیامتی میشود که در آن قیامت کل ابناء بشری حاضرند هرچند در واقع هنوز نمرد ه اند؟ یا نه این زندگی دنیا واقع در بستر زمان به پایان میرسد ؟ در نظر بگیرید که از نظر عقلی هردو فرض امکانپذیر است یعنی اینکه هر کس بمیرد مثلا (فقط مثال) نوار ضبط شده برزخ و قیامت برایش روشن میشود ولی زندگی دنیایی تا ابد باقیست واینکه فرموده کوهها متلاشی میگردد و فلان و فلان یعنی با مرگ هریک از انسانها آن انسان فوت شده دریاها برایش آتش میگیرند و فلان و فلان؟خواهش میکنم یک کلمه مطمین بگویید این نظر درست است یااشتباه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که بنده کتاب معاد را تنظیم کردم تا زمینه‌‌ای باشد جهت شرح و بسط موضوعات، لذا انتظار دارم دوستان کتاب معاد را همراه با 70 جلسه شرح‌اش دنبال بفرمایند 2- هرکس می‌میرد وارد برزخ می‌شود ولی تا همه وارد برزخ نشوند قیامت کبری شروع نمی‌شود قیامت کبریی که قرآن در وصف آن می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ× لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِیقَاتِ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ» از طرفی دلایل عقلی و ظاهر آیات حکایت از آن دارد که واقعاً این دنیا به‌کلی از این حالت خارج می‌شود و به درجه‌ی وجودی شدیدتری تبدیل می‌گردد، به این معنا که همین دنیا قیامت می‌شود و زمین به نور رب نورانی می‌گردد. موفق باشید
3118
متن پرسش
سلام استاد -در خانه ی ما یک خواهر و برادرم نماز نمیخوانند بدرم نمازش قضا میشود مادرم هم نمازش چندان درست نیست وظیفه من چیست در چنین محیط گناه الودی -موفق باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شما کار خودتان را بکنید با آن‌ها هم درگیر نشوید اگر زمینه بود تذکر بدهید و اگر زمینه نبود محیط خانه را به محیط مشاجره تبدیل نکنید. موفق باشید
2527
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار در جلسات 27 و 28 تفسیر سوره اعراف فرمودید قطع دابر یک قوم به معنای بی تاریخ شدن و اضمحلال تدریجی آن است آیا می توان وضعیت فعلی گروهک منافقین را تفسیر و مصداقی روشن از این آیه دانست کسانی که بدست خود و به رغم اندیشه باطلشان با اتخاذ روش هایی نظیر ممنوعیت ازدواج سازمانی در حقیقت بدست خود ریشه نسل و آینده خود را قطع وهدم کردند . و به نظر میرسد آینده دوری نخواهد بود که به جز نام وننگی از انان در تاریخ چیزی باقی نخواهد ماند هب مانند اسلاف خود مانند اقوام هود لوط و...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمونه‌ی خوبی را مورد توجه قرار داده اید. موفق باشید
24216
متن پرسش
سلام استاد شب‌های قدرتان ذوالقدر حیرت شکوه شعرش قاسم است گویی جبرائیل بر لسانش ناطق است برقعی ناز بر رخش آویخته است بازگیرد گوشه‌اش نور صاعق است نمی‌دانم در این اشعار شکوه علی را می‌بینم یا شکوه این علی‌گو را! آخر چه طور ممکن است؟ http://magifa.com/video/52085989
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: من که از کار آقای برقعی در حیرتم. به قول خودش گویا تا اذنی برای گفتن نباشد چنین شعرگفتن به ظهور نمی آید. آیا قصه ی حسان ابن ثابت نیست که پیامبر به او فرمودند جناب جبرائیل در این اشعار به تو می کند. در راستای ارات به مولایمان علی(ع) چگونه ارادتم را به این شاعری که گویا آن حضرت را با زلالی قابل احساس در مقابلمان می گشاید تقدیم نکنم؟ موفق باشید

21096
متن پرسش
سلام استاد عزیز: هر شخص قبل از بوجود آمدنش توسط خداوند بصورت علمی در ذات علیم خداوند بوده و علم مطلق خداوند مخلوق خداوند نیست بلکه عین ذاتش می باشد. سوال: آیا درست است که می گویند حقیقت هر موجود در علم خداوند بوده و خود هر حقیقت در حالی که هنوز به صورت علم در ذات علم مطلق خداوند می باشد قدرت اختیار داشته که برای خلقتش در آینده چه عاقبتی داشته باشد و چه تصمیماتی بگیرد و چه کار هایی انجام دهد؟ (که مانند اینکه یک نقشه ای برای خود طراحی کند) که اصطلاحا به آن قَدَر می گویند و خداوند با ارده اش موجود را با نقشه ای که برای خودش ترتیب داده بوجود آورد که اصطلاحا قضاء می گویند. اگر درست باشد پس چرا همه موجودات اعلی اهداف را انتخاب نکردند و چرا همه مقام پیامبری و اصطلاحا کمال تمام را برنگزیدند؟ و آیا فقط نفس انسان چنین اختیار کرده یا همه موجودات اعم از جمادات، نباتات، حیوانات، ملائکه و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر، وجهِ دوم درست می‌آید زیرا انسان در ذات خود انتخاب‌گر است و از همان اول آن‌چه را دوست دارد، انتخاب می‌کند، حال یا دوست‌داشتنش بر اساس نفس امّاره است و یا بر اساس نفس مطمئنه. مثل انتخاب‌هایی که در همین دنیا دارد، فرق نمی‌کند به هر صورت علت انتخاب‌هایش خودش می‌باشد. موفق باشید

21021
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: دو سئوال مهم: 1. در ترسیم فرایند تمدن نوین اسلامی که رهبری انقلاب فرمودند، چرا دولت اسلامی قبل از جامعه ی اسلامی قرار گرفته است؟ مبانی قرآنی و روایی آن را بفرمایید؟ 2. این که حضرتعالی می فرمایید، برای داشتن یک زندگی معنابخش و تعالی بخش و پیشبرد انقلاب به سمت قله ها، بایستی ذیل امام خمینی رضوان الله تعالی علیه سلوک فردی و اجتماعی با رویکرد اشراقی داشته باشیم. حال اگر ما در تفکرات و تصمیمات فردی و اجتماعی خود ذیل امام معصوم علیه السلام (نه امام خمینی (ره)) با رویکرد اشراقی تفکر کنیم و تصمیم فردی و اجتماعی بگیریم، آیا آن زندگی متعالی که هم منجر به پیشبرد انقلاب گردد، تحقق می یابد یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید دولتی تشکیل شود تا زیرساخت‌های یک تمدن در امورات مختلف شکل بگیرد. تمدن اسلامی که یک امر انتزاعی نیست. آری! این یک امر بدیهی است که تا دولتی تشکیل نشود، تمدنی شروع نمی‌شود؛ آیه و روایت نمی‌خواهد. 2- چرا که نه! بالاخره قلب حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این تاریخ محلّ تجلیات خاص انوار الهی است. هر اندازه با سیره‌ی ایشان منطبق شویم، قلب ما منوّر به انوار الهی خاص می‌شود. موفق باشید

20938
متن پرسش
سلام استاد: چرا شخصی در آمریکا در بدترین شرایط به وجود می آید و شرایط بر روی او موثر می شود و خودش با دست خودش، خودش را به گنداب گناه می اندازد در حالی که اگر در ایران می بود این گونه نمی شد واقعا چرا؟ لطفا به کتابی ارجاع ندهید و نفرمایید خدا به اندازه توان می خواهد. تشکر از استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک بحث دقیق و عمیق عرفانی است که هرکس قبل از تولدش، خودش زندگیِ زمینی خود را و نحوه‌ی آن را انتخاب می‌کند و خداوند سمیع و علیم جواب طلب او را می‌دهد به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» ‏(50/طه) پروردگار ما کسی است که به هر موجودی خلقتِ مخصوص آن موجود را می‌دهد و پس از آن هدایتش می‌کند. حال اگر کسی طلب خلقت در آمریکا را داشت، خداوند همان را به او می‌دهد، منتها از هدایت او باز نمی‌ماند تا در همان شرایط نیز بتواند حق را از باطل تشخیص دهد. موفق باشید  

20110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد اصغر طاهرزاده: 1. نظر شما در مورد آقای مهدی طیب (از شاگردان مرحوم دولابی) چیست؟ 2. تحمل اذیت و آزار خویشان و نزدیکان خصوصاً در جائی که انتظار محبت از ایشان می رود چه فوایدی دارد؟ 3. چند سال پیش در هنگام خواب با دیدن یک گل محتلم شدم علت چه بوده؟ 4. چرا بعضی از عرفای بزرگ و معروف سیگار می کشیده اند با اینکه اینان قاعدتاً اسیر نفس نبوده اند؟ لطفاً پاسخ فرمائید. با تشکر و احترام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جناب آقای استاد مهدی طیب با زحمات و با آثارشان خدمت شایسته‌ای به فرهنگ شیعه نموده‌اند. 2- تحمل آزار نزدیکان موجب سعه‌ی صدر و ریزش رحمت الهی می‌شود. 3- نمی‌دانم. 4- کار نیکان را قیاس از خود مگیر. موفق باشید

19628
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: با توجه به پاسخ های شما به سوالات 19520 و 19535 اینطور متوجه شدیم که همان طور که خداوند برای رفع عطش آب را وسیله قرار داده است و ما با دعا کردن نمی توانیم رفع عطش کنیم به همین ترتیب خداوند برای برآورده شدن حاجات نیز نورهای مقدس از جمله حضرت عباس را وسیله قرار داده است و ما (مانند رفع تشنگی) برای رسیدن به خواسته هایمان باید به این انوار مقدسه متوسل شویم. اگر این برداشت صحیح بوده باشد چند سوال دارم: 1. اگر برآورده شدن حاجات از طریق این انوار ممکن است و بس، پس وجود دعای مستقیم از خداوند تبارک و تعالی چه جایگاهی دارد؟ 2. در امور دنیوی به کدام یک از این ذوات مقدسه متوسل شویم؟ 3. آدم ابوالبشر که اولین انسان بود برای برـورده شدن حاجاتش به چه کسی متوسل می شد؟ 4. اینکه فرمودید: «مثل بچه‌ی آدم از آن وسایل استفاده کنیم و بهره ببریم» یعنی چی؟ 5. خیلی مواقع حاجاتمان بدون توسل به این انوار مقدسه برآورده می شود. پس می توان گفت استجابت دعا فقط از طریق توسل به این انوار مقدسه نیست و راه های دیگری هم وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «یا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (35)/ مائده) در این آیه مؤمنین را در عین رعایت تقوا تشویق می‌کند از وسایل در مسیر رجوع به حضرت حق بهره بگیرند و این بدین معنا نیست که به غیر از خدا رجوع داشته باشند، بلکه بدین معناست که از این طریق راحت‌تر رجوع به حضرت حق برایشان فراهم می‌شود. در امور دنیوی نیز همه‌ی اولیای معصوم کمک‌کار خواهند بود. در روایت داریم که حضرت آدم به پنج تن متوسل شدند. این‌که گفته می‌شود مثل بچه‌ی آدم از وسایل استفاده کنید یعنی گرفتار روحیه‌ی وهابی‌گری نشوید که استفاده از واسطه‌ها را شرک می‌داند. بالاخره همیشه باید نظر به حضرت حق داشت هرچند که از طریق واسطه‌های فیض راحت‌تر رجوع به خداوند ممکن می‌شود، مشروط بر آن‌که آن‌ها را مظاهر الهی بدانیم. موفق باشید

19620
متن پرسش
سلام علیکم: منظور ابن عربی از این عبارات چیست؟ جناب حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در باب هفتاد و یک کتاب مستطاب فتوحات مکیه که در مورد روزه و بیان اسرار آن است می فرمایند : مردمان در لیلة القدر اختلاف دارند - یعنی در زمانش - برخی از آنها قائلند که در تمام سال می‌گردد، و من هم به همین قائلم، زیرا من آن را در شعبان و در ربیع و ماه رمضان دیدم و بیشتر آن را در رمضان و در دهه آخر دیدم و یک‌بار هم در دهه دوم از رمضان در غیر شب وتر و نیز در وتر (شبهای فرد) از آن دیدم، من یقین دارم که آن در سال می گردد یعنی در وتر و شفع (زوج) از ماهی که تو در آن می‌بینی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولاً: شب قدر تشکیکی است و بعضی از شب‌های قدر دارای شدت بیشتری است. ثانیاً: همان‌طور که در روایت شیعه هست آن شب در شب‌های تمامِ سال پنهان شده است. ولی ظاهراً برای شیعیان همان سه شب، تعیّنِ بیشتری دارد. موفق باشید 

19296
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت روز استاد رو هم بهتون تبریک میگم، ایشالا هدیه‌تونو از امام زمان (عج) بگیرید. ۱. کتاب معاد رو باید با شرح پیش رفت؟ ۲. بحث جسمانیه الحدوث ...،برام گنگه، قسمت حدوثش رو هنوز درک نکردم، یعنی دمیدن، اینجا به چه معنیه؟ ۳. برهان حرکت جوهری رو قبل از معاد میشه خوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بلی! زیرا اساساً کتاب مذکور برای شرحی که داده شده است، تنظیم گشته 2- وقتی متوجه حرکت جوهری در نطفه باشیم، متوجه می‌گردیم در مسیر تبدیل «قوه» به «فعل» از طریق تجلیات عالم معنا، نطفه به مرحله‌ای می‌رسد که زمینه‌ی تجلی نفس ناطقه در آن فراهم می‌شود که در این شرایط گفته می‌شود: «النفس جسمانیة الحدوث و روحانیت البقاء» 3- بله. موفق باشید

17758
متن پرسش
استاد دو تا موضوع رو‌ به مضحکه گرفتند یکی تولد و دیگری هفت سین ایام عید که گفتند احمقانه است. اگر گرفتن تولد مسخره است چرا تولد ائمه را مبارک و‌ میمون می دانیم. جدای از بحث اینکه قابل قیاس نیستیم و ائمه واسطه فیض الهی هستند و ... ببینید مثلا محترم دانستن تولد یک مادر که بواسطه اون مادر فرزندی تربیت میشه که مثلا می شود علامه حلی یا هر عزیز دیگه ای اشتباه هست؟ آیا اشتباه هست که روز به دنیا آمدن عزیزانمون رو‌ مبارک ندونیم؟ دوم اینکه چرا استاد گفتند سنت هفت سین احمق نامه است؟ اولا که مخالف این لفظ بودم، ثانیا پیامبر (ص) فرمودند هر اونچه که به درد نمی خورد را باید ترک کرد، وقتی برای چیدن سفره هفت سین برای دختر بچه کوچیک خودمون دلیل میاریم که سکه یعنی ... سبزی یعنی ... و‌ همه اینها در رابطه با شادی و البته نزدیک شدن به خدا و لطافت آفرینش هست چرا باید احمقانه باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این که واژه‌ی «احمقانه» را تند میدانید توصیه و تذکر به جایی است به بنده ولی در مورد جشن تولد برای خودمان یا سفره ی هفت سین انداختن بحث در این است که تا می‌توانیم نباید کاری کرد که از یک طرف لغو است و مومنین «عن اللغو معرضون» هستند زیرا با مشغول شدن در امور لغو از کار های اصلی باز می‌مانند. از طرفی دیگر سنّت‌های حسنه اشاره‌ ای به این نوع اعمال ندارد. جشن تولد ائمه «علیهم‌‌السلام» به جهت توجه به روزی است که اولیاء‌الهی متولد می‌شوند و عبادات خاص آن روز موجب گشودگی راه بین انسان و پروردگارش می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی