باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مرتدّ بالفطره مثل کسروی و سلمان رشدی، موضوع با تبادلِ نظر علمی فرق میکند. در اینجا بحث توطئه برای زیر سؤالبردنِ اصل اسلام است در قرآن داریم که: یهود برای ضربهزدن به اسلام، بعضیها مأمور میشدند که صبح اعلام کنند ما مسلمان شدهایم و بعد عصرهنگام بگویند تحقیق کردیم متوجه شدیم اسلام دین حقیقی نیست و دروغ است. و قرآن دستور داده است با این توطئهگران که در مقابل حق و حقیقت نقشه میکشند، برخورد شود. چون اینها دشمن حقیقتاند. در حالیکه اگر صِرف تحقیق بود خداوند در سورهی توبه میفرماید: «به آنها اجازه دهید وارد جامعهی اسلامی شوند، تحقیق کنند و بعد در حفاظت مسلمین برگردند به قبیلهی خود و هرطور خواستند تصمیم بگیرند». در مورد سؤال شما نیز قضیه از این قرار است که واقعاً اگر کسی در نظام اسلامی متولد شده است و اهل تحقیق است و در مورد اسلام تحقیق کرده است، جایی برای آن میماند که اعلام کند اسلام دروغ است و بخواهد به دین دیگری گرایش پیدا کند؟ یا عملاً این یک توطئه است در زیر پوشش تحقیق. و این غیر از آن است که بنده و جنابعالی بدون آنکه نسبت به اسلام کافر شویم، در رابطه با بقیهی ادیان تحقیق نماییم. در این رابطه خوب است به جواب سؤالهای شمارهی 8622 و 11671 و 13674 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر کنم اگر با جدّیت مباحث صوتی آن را دنبال کنید و مباحثه فرمایید به خودی خود معارفی را در کنار بصیرت تاریخی بهدست خواهید آورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از نظر روحی و قلبی متوجهی حقایق شد، به خودی خود جهت سیر به سوی آن حقیقت، اشکش جاری میشود ولی این کار نباید تصنعی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با جوابدادن به نفس امّاره، نفس امّاره با شدت و حدّتِ بیشتر، میلِ خود را طلب میکند و لذا چنین روشی که میفرمایید هرگز نتیجه نخواهد داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نمیتوانیم برای دیگران پرسش به معنایی که فیلسوف و فلسفه مطرح میکنند، ایجاد کنیم. پرسشگری در رابطه با درک روح زمانه برای انسان متفکر پیش میآید از آن جهت که جایگاه روحِ زمانه را حسّ کرده است و اینکه چه نسبتی با فضای تاریخیِ پیشآمده باید پدید آورد و چگونه باید متذکر آن فضا شد. پرسش از زمانه نظر به معنای رسالت تاریخی دارد که هر انسان میتواند آن رسالت را در خود ایجاد نماید. آری! تذکر به رسالت تاریخی به عنوان راهِ هویتبخشیِ هرکس به خودش، چیزی است که میتوان آن را با بقیه در میان گذاشت و به گفتمان به معنی حقیقی آن، معنا بخشید. و این در صورتی ممکن است که هیچکس، هیچ فکر و سخنی را تمامشده تصور نکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فلسفهی حکمت متعالیه در این مورد بسیار مفید خواهد بود 2- حقایق، کثرتبردار نیستند هرچند دارای شدت و ضعف باشند و لذا همواره تمام بواطن قرآن در حقیقت قرآن حاضر است هرچند که آن حقیقت به تناسب محل تجلی آن دارای شدت و ضعف باشد 3- قلب از قوای نفس ناطقه جدا نیست، پس بنابراین همواره موطن دریافت حقایق به صورت حضوری، قلب است 4- در رابطه با تفاوت حدس و فکر، تعریفی که میفرمایید رویهمرفته قابل قبول است 5- بد نیست 6- حجابهای نورانی است 7- بسیاری موارد همینطور است 8- بعضاً خصلتهای انسان مانع ظهور بعضی از انوار قوا است و بعضاً مصالح مقدّرشده توسط حضرت حق. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: غفلت نفرمایید که اسماء الهی همان ذات است به صفت خاص. بنابراین چنین مشکلی در میان نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شک نکردهاید. این لازمهی سیر عقلی به سیر قلبی است. شما حکم عقل را در این موارد در جان خود کافی نمیدانید. زیرا در نسبت با عقاید، باید قلب به یقین برسد و لذا انسان در این مسیر وقتی هنوز به حیات قبلی نرسیده است خود را نسبت به باورهای عقلی قانع نمییابد ولی با صبر و تقوا، باورهای عقلی به قلبی تبدیل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرقی نمیکند. همین نکته باز در جواب سؤال 14507 مدّ نظر کاربران عزیز قرار گرفته است که معبود ما غیر از مظاهرِ حضرت حق است. این خطری است که ممکن است برای بعضی پیش بیاید به بهانهی حضور حق در مظاهر، معبود خود را که حضرت حق است گم کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در رابطه با جایگاه وجودی مخلوقات در عالم است که مثلاً نمیشود صادرهی اول نباشد و صادرهی دوم ظهور کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مکالمهی بین آن یار امام با حضرت در حینی است که هنوز وقت اذان نرسیده است و در حین مکالمه وقت اذان وارد میشود و او نه به عنوان آنکه حضرت از وقت اذان غفلت دارند، بلکه به عنوان آنکه میخواهد نماز را با امام بگذارد مسئله را با امام در میان میگذارد و امام نیز به جهت ادب او برای او دعا کردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شروع میتواند مفید باشد ولی مسلّما جوابگوی بسیاری از سوالات دقیق جوانان این نسل پرسشگر نمیباشد مگر اینکه مطالعهی آن تفسیر مقدمهای باشد برای اطلاعات کلی که در ادامه به تفسیر المیزان رجوع شود. موفق باشید
به نام خدا
باسلام
به جواب سوالات 11803 و 11831 مراجعه فرمایید.
با تشکر. مدیریت سایت
22510-باسمه تعالی: سلام علیکم: البته اینکه انسان متوقف در شخص و شخصیتی نشود، چیزِ پسندیدهای است. عمده آن است که کمک کند و بگوید: «رهسپار چه میدانی است» تا بقیه را نیز به وسعتی که او بدان دست یافته است، وارد کند. هایدگر از استادش هوسرل در رابطه با پدیدارشناسی عبور کرد و نشان داد که پدیدارشناسی استادش هنوز در گردونهی سوبژکتیویته است و با این کار، خدمت بزرگی به ما نمود تا بفهمیم که پدیدارشناسی اگزیستانسیالِ ما میباشد و برای ما شبکهای از حضور با پدیدهها پیش میآورد. و چه خوب بود که در این شرایط تاریخیِ تفکر، گفتمانِ این نوع عبورها به میان آید تا هرچه بیشتر به صورت حضوری و وجودی با حقیقتِ دوران که انقلاب اسلامی است مرتبط باشند.
بنده هم نمیدانم که آیا چنین انتظاری از من هست که در امور جزئی و موسمی وارد شوم، در حالیکه تجربهی سه دورهی مدیریت، بنده را متوجه کرد که اگر به صورت زیربنایی مسائل خود را حل نکنیم و معارف لازم را به میدان نیاوریم باید به گفته حافظ «چو بید بر سر ایمانِ خویش میلرزم» مصداق ما باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر! اینطور نیست، اسفار بالاخره چیز دیگری است 2- علامه عرفان خود را در لابهلایِ المیزان به صورتی ظریف مطرح کردهاند. موفق باشید
