بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14061
متن پرسش
سلام: استاد چگونه مثنوی و دیوان شمس را مطالعه کنم تا خوب جانم آن را حس کند؟ بخوانم و جلو بروم؟ حفظ کنم؟ نمی دانم چگونه مطالعه کنم. چون حجمش هم زیاد است. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شرح مثنوی لااقل شرح آقای کریم زمانی هست. دیوان شمس را نمی‌دانم چگونه باید به معنای واقعی‌اش پیدا کرد. در دستیابی به این پرنده‌ی گریزپا که به صورت عشق، همواره در پرواز است، خودم هم مانده‌ام. اگر راهی و یا چاهی سراغ دارید به من نیز خبر دهید. موفق باشید

13368

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خسته نباشید. لطفا با دقت پاسخ داده شود چون ترتیب مباحث دقیق و منطقی است و نتیجه سه سال تحقیق در این رابطه است. البته بحث خود نشان دادن هم نیست. ۱. شما فرمودید: آیت الله بهجت رحمت الله چون فرمودند استاد شما علم شماست، ولی از کجا باید فهمید که منظور ایشان این بوده که (تا آخر می شود بی استاد بود). دلالت جمله های ایشان به نداشتن استاد عرفان تا آخر، کجاست؟ به واقع برایم حل نشده است. لطفا استدلال بفرمایید. ۲. از کجا معلوم ایشان به عموم نگفته اند؟ همانطور که استادشان مرحوم قاضی (ره) فرمودند: هرکس نماز اول وقت بخواند و به مقامات نرسد مرا لعن کند. درحالی که هم شما می دانید هم بنده حقیر که فقط با نماز اول وقت صرفا نمی شود به مقامات عالیه رسید و منظور ایشان این بوده که برای عموم مردم شروع رسیدن به مقامات عالیه با همین کافیست و باب این می شود که برسند. ولی خودش که کافی نیست. خب ایشان هم منظورشان همین می تواند باشد که برای عموم بفرمایند. الان کسانی هستند که نماز خواندن و ترک محرمات کامل و انجام واجبات به طور کامل، و حتی بالاتر از آن انجام بعضی مستحبات بسیار دقیق و پر ثواب که موجب رفع حجب است هم کاملا برایشان ملکه شده ولی طبق قراین و شواهد هیچگونه پیشرفتی نکرده اند و با معاشرت با آنها می فهمیم که رفع حجبی برایشان نشده، درحالی که طبق صحبت آقای بهجت (ره) باید به جایی می رسیدند و حداقل یک فتح بابی می شد برایشان. شواهد بسیار است. درست است که شما فرمودید ترک محرمات یه سری کارها را خودبخود به همراه دارد ولی خب این افراد این کارها را هم انجام داده اند ولی نتیجه خاصی نگرفته اند. مثلا عقایدشان را با ملاصدرا اصلاح کردند. و حتی بالاتر از آن بعضی را می شناسم که فصوص کار کرده اند ولی باز هم حجاب و حتی حجاب بدتر از گذشته که دیگر تند تند حرف دیگران را رد می کنند و به حرف کسی گوش نمی دهند. پس مشخص بفرمایید که آیت الله بهجت به عموم نفرمودند. یکی از اساتید معروف اخلاق که مدت زیادی با آیت الله بهجت حشر و نشر داشته و بسیار از ایشان سوال پرسیده و کتب بسیار معتبری هم دارند و اجازه تربیت هم دارند، فرمودند: آیت الله بهجت به ما فرمودند مرد راه نمی بینم وگرنه شاگرد می گیرم. بله ممکن است بگویید از کجا معلوم این قضیه راست باشد. من شما را ارجاع می دهم به مستند حدیث سرو که بسیار معتبر است. که در آن مستند یک نفر را نشان می دهند که می فرمایند (من دنبال استاد بودم و مضطر بودم، و با توسل خدا آیت الله بهجت را سر راهم قرار داد و ایشان مرا اجابت کرد) حضرت استاد اینها نزدیکان آیت الله بهجت هستند. شیخ علی بهجت هم که پسر ایشان است می فرمایند: ایشان شاگرد خصوصی داشتند ولی بسیار کم. حال شما این را جواب بدهید تا در سوالات بعدی، من نقد دلایل دیگر شما را هم بنویسم. منظورم (تفسیر سوره حمد امام، شهدا ، و...) التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال بنده در حدّ خود عرایضی داشته‌ام. شما خودتان فکر کنید بهترین راه کدام است و همان راه را بروید. این موضوعات موضوعاتی نیست که نیاز به بحث داشته باشد. موفق باشید

13262
متن پرسش
سلام: درباره اون سوال و جواب و فرمایشات شما به نظرم اومد با ذکر این جمله تان «حاصل سال‌ها تفکر بنده جهت جمعِ بین تفکر و عدالت؛ در آن می‌باشد که دینداری در جلوه و سیره‌ی یک انسان قدسی محقق شود.» دارید سوالات بی جواب رضا داوری اردکانی را این گونه راه حل می دهید و ما را از گیجی مطالعه افکار دکتر داوری بزرگوار می رهانید؟ درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دکتر داوری همیشه سعی دارد اشاراتی را مدّ نظر ما قرار دهد که در دل آن اشارات، ما خودمان راه را پیدا کنیم. و در جمع‌بندی بنده عرض کردم در این تاریخ با نظر به شخصیت اشراقی حضرت امام، تفکر به تاریخ ما برمی‌گردد، زیرا ما در سابقه‌ی دینی خود باید به دنبال تفکر باشیم و عقل دینی برای ما امکان تفکر را فراهم می‌کند. موفق باشید

12640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليکم: استاد عزيز آن خطبه اى که حضرت امير (ع) بر خوارج خواند و چند هزار نفر از آنها جدا شدند آيا موجود است وکدام خطبه است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در یاد ندارم. فکر می‌کنم اگر در کتاب‌های تاریخ وقایع سال‌های 40 هجری را دنبال کنید، جواب خود را پیدا می‌کنید. موفق باشید

12569
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد گرامی و عرض قبولی طاعات حضرتعالی در پاسخ به سؤال بنده به شماره 12536 فرمودید نفس ناطقه محل اصلی علم است نه بدن (طبیعتا منظور سؤال بنده و نیز جواب حضرتعالی علم حصولی است). از طرف دیگر در کتاب «آشتی با خدا» و نیز «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» فرموده اید در مواقف مرگ علم (حصولی) انسان از بین می رود. از طرف سوم می دانیم که مفاهیم (اعم از اولیه و ثانویه) دارای وجود ذهنی هستند. پس حظّی از وجود دارند. حال طبق این سه گزاره، اگر دانسته های انسان جزو ادراکات نفسانی است و از طرف دیگر حظّی از وجود دارد (اعم از اینکه منشأ اعتبارش حقیقی باشد یا اعتباری) چگونه می شود که پس از مرگ از بین می رود؟ ممنون از حضرتعالی و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از مرگ ما با حقایقی مرتبط هستیم که «وجودی» می باشند زیرا پس از مرگ دیگر قلب ما و افئده‌ی ما در میان است، چیزی به نام حسّ و فکر که منجر به وجود مفاهیم ذهنی می‌شود، در میان نیست! موفق باشید

11953
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: در برهان صدیقین فرمودید هر موجودی به اندازه شدت وجودی خودش همان مقدار علم و قدرت و حیات دارد. آیا جسم انسان که یک موجود است سوای روح به خودی خود دارای حیاتی که در برهان صدیقین گفتین هست یا نه حیات بدن انسان به حیات روح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم انسان به اعتبار مادی‌بودن و با توجه به این‌که ماده پایین‌ترین مرتبه‌ی وجود است دارای حیات و علمِ در حدّ ماده است ولی از آن جهت که توسط نفس ناطقه تدبیر می‌شود مظهر حیات خاصی است که سایر موجودات مادی دارای آن حیات و علم نیستند. موفق باشید

10195

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در مقدمه کتاب شرح مثنوی از کریم زمانی آمده است بعد از آنکه مولوی به دنبال شمس عازم سفر شد او را نیافت ولی در عوض حقیقت شمس را در طالع خود دید و سیر روحانی در او پدید آمد و در ادامه می نویسد: «مولانا به قونیه باز آمد و رقص و سماع و ترانه را دوباره از سرگرفت قوالان و خوانندگان را نز خود می خواند تا بخوانند و بنوازند و او در سماع غرق می شد و...» این چه حالی بوده که مولانا گرفتار آن شده بود و به آوازخوانی و نوازندگی روی آورده بود در حالی که نوازندگی و خوانندگی هیچ کمکی در سیر و سلوک نمی کند بلکه عقب هم می راند. می گویند انسان عارف که شد شاعر می شود نه اینکه دنبال هرزگی برود. لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع سماع و رقص که در گروه عرفای مولویه هست جایگاه خاصی در عرفان دارد و با رقص و آوازی که حکایت از خوش‌گذرانی‌های معمولی دارد فرق می‌کند، حتی از نظر فقهی هم فقها آن نوع سماع را از خوانندگی های معمولی جدا می‌دانند. موفق باشید
9094
متن پرسش
سلام علیکم: برای رفع کینه ای که گاه تمام وجود انسان را در آتش خود فرو می برد چه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک کلمه را فراموش نکنید که همه‌ی این برخوردهایی که با شما شده مصلحت شما بوده. همان طور که مسیر رسیدن حضرت یوسف«علیه‌السلام» به عزیزی مصر، آن نوع برخورد برادارانش بود. لذا حضرت یوسف«علیه‌السلام» هیچ کینه‌ای به برادران نشان نداد. موفق باشید
8289
متن پرسش
سلام خدمت شما استاد حقیقتا احساس می کنم عنایاتی داره به من میشه که هر چی نظر میکنم به زندگیم واقعال نکته مثبتی توش نمیبینم که بگم به خاطر این نکات مثبته که خدا نظر کرده نه نماز درستی دارم نه رفتارم با والدینم تعریف داره و خیلی چیزای دیگه اما احساس میکنم روح معنویم هر روز در حال تقویته با اینکه در اوج جوانی و شهوت هستم اصلا میل به نامحرم دیگه ندارم حتی دیگه نگاه بهشون اذیتم میکنه اصلا میل به حرف زدن ندارم و خیلی چیزای دیگه برام ابهام شده که چرا انقد مورد عنایتم اخه من که تو بندگی به خودم صفر میدم چرا انقد دارم رشد میکنم به خدا شرمنده خدام شرمنده برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که باخرمن مجنون دل افگار چه کرد
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با این‌همه سعی کنید تعادل خود را در رابطه با خدا و والدین درست کنید و در غذاخوردن هم مواظب باشید از حدّ معمول کم‌تر نخورید و ورزش هم فراموش نشود چون در این موارد ممکن است قوه‌ی واهمه ورود پیدا کند و به مشکل ایجاد شود . موفق باشید
7057

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خداوند به آدم امر میکند که به آن شجره نزدیک نشو وحال آنکه میخواهد که آدم از آن بخورد،به شیطان امر میکند که سجده کن اما نمیخواهد که سجده کند،چرا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «هدف حیات زمینی آدم» در این مورد کمک کند. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
6826
متن پرسش
سلام علیکم استاد من یکبار فایلهای شرح معرفت نفس و آشتی با خدا را گوش کردم . الان هم دارم روی کتاب از برهان تا عرفان کار میکنم و طبق برنامه ای که دارم سپس میخواهم روی کتاب خویشتن پنهان کار کنم و سپس فایلهای صوتی معاد را گوش کنم و پس از آن تفسیر و تشریح مجموعه مقالات استاد شجاعی را تهیه کنم. حال دو سوال داشتم اول اینکه من مباحث فلسفی شما را به راحتی متوجه میشوم وچندماه پیش رفتم دی وی دی رحیق مختوم (شرح اسفار آیت الله جوادی ) را تهیه کردم ولی هیچی نمیفهمم.میخواستم بپرسم برای آموختن فلسفه همین مباحث شما کافیست یا باید مطالب دیگر بزرگان را هم بخوانم؟ و برای اینکه رحیق مختوم را متوجه بشوم باید ازقبل فلسفه مشاء و اشراق را یاد داشته باشم یا اینکه علوم دیگری نیاز است برای اینکه بتوان شرح اسفار آیت االله جوادی و یا شرح فصوص الحکم را متوجه شد ؟ اگر نیاز است میتوانید سیر مطالعاتی دروس پیش نیاز اسفار و فصوص را برایم بگویید سوال دوم اینکه شما هر سه جلد مجموعه مقالات استاد شجاعی را شرح داده اید یا فقط جلد اول آن را ؟ سوال سوم : شما در کتابی در خصوص عالم دینی فرموده بودید.حال من برای این عالم دینی خودم مباحث و سیر مطالعاتی شما را انتخاب کردم .آیا باید وارد عالم دیگر علما هم شد یا فقط روی آثار شما کار کنم؟ سوال چهارم : نمیدانم چرا وقتی مباحث دکتر دینانی( مباحث مربوط به عرفا و حکما) را دنبال میکنم دل ام یاری نمیکند و پای رفتن اش لنگ میزند و گاهی هم برایش حجاب پیش می آید اما با مباحث شما چنین قضیه ای رخ نمیدهد و حتی در شرخ نامه ی 31 نهج البلاغه آنقدر این دل پای رفتن گرفته بود که از رفتن باز نمی ایستاد و از هرچه عارف و حکیم از مولوی بگیر تا حافظ از صدرا بگیر تا ابن سینا بی نیاز شده بود و الطاف ربوبی را در حد بضاعت خود حس میکرد .با این حال پیگیری آثار استاد دینانی لازم است یا خیر ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در صورتی که با ادبیات عرب آشنا باشید و با مقدماتی که طی کرده‌اید و بدایة‌الحکمة را نیز کار کرده باشید، اگر متن اسفار را جلوی روی خود قرار دهید و با شرح استاد مطالب را دنبال کنید إن‌شاءاللّه متوجه نکات ظریف اسفار می‌شوید. 2- بنده هرسه جلسه را شرح داده‌ام 3- آثار بنده باید مقدمه‌ای باشد تا بتوانید با آثار علمائی مثل حضرت امام و شهید مطهری و علامه طباطبایی و آیت‌اللّه جوادی و آیت‌اللّه حسن‌زاده و امثال این‌ بزرگان مأنوس گردید 4- این یک قاعده است که روح‌ها مشرب‌های متفاوتی دارند. بحث در مورد آقای دکتر دینانی نیست که ایشان برای ما بسیار محترم‌اند، ولی شما باید ببینید با کدام مشرب می‌توانید تشنگی خود را سیراب کنید. خدا را شکر که از چشمه‌ی آل‌اللّه«علیهم‌السلام» که در نامه‌ی 31 مطرح است، احساس سیرابی می‌کنید. موفق باشید
6417
متن پرسش
با سلام با توجه به تفسیر انفسی حضرت امام از کوه که آنرا به انانیت تفسیر کرده اند و یا تفاسیر انفسی از این دست،آیا حمل آیه بر معنای واقعی جبل که وجود کوهی است که حضرت موسی در آنجا تجلی حضرت حق را دیدند اشکالی دارد؟اگر واقعا به معنای کوه گرفته شود چرا از دیدن تجلی کوه بیهوش شدند یا شاید هم از دنیا رفتند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر تفسیر انفسی باید در عین نظر به ظاهر آیه به جبنه دیگر آیه تظر داشته باشد. بدین معنا که نور حق بر کوه تجلی کرد و حضرت موسی«علیه‌السلام» منتقل شدند به تجلی حق به درون خود و به اصطلاح مدهوش شدند. موفق باشید
6236
متن پرسش
با سلام یکی از دوستان پرسید: دلیل شما چیست که در صفحه30 کتاب سلوک می فرمایید: «غرب ذیل بیکن سلوک کرده است.»؟لطفا چند تا از مبادی فکر بیکن را که غرب بر اساس آن پیش رفت را ذکربفرمایید. چه دلیلی دارید که مردم غرب مبادی فکری شان را از بیکن گرفتند نه این که در عرض هم با هم به یک سری نتایجی برسند و ادامه دهند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخنی است که در فلسفه‌ی غرب مشهور است. هرکس مختصر اطلاعی از فلسفه‌ی غرب داشته باشد می‌داند که بیکن را پدر غرب جدید می‌دانند و تمام مبانی عملی غرب بر اساس کتاب «ارغنون نو» بیکن بنا شده. دوستتان اگر فرصت کرد کتاب «فیلسوفان انگلیسی» از کاپلستون، و یا «سیر حکمت در اروپا» را مطالعه فرمایند. موفق باشید
5436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.تهمت و تخریب و افترا بدستن به مومن از نظر عرفان برهان و قرآن چقدر در تنزل وجودی انسان موثر است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار زیاد، وقتی حق افراد نادیده گرفته شود حضرت حق از انسان رخ برمی‌گرداند. موفق باشید
4996
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .بابت سوالات پیاپی و گرفتن وقت حضرتعالی بسیار عذر خواهیم. . .بنده در فضای مجازی فعالیتی دارم،خواستم اطلاعات پروفایل شخصی و مطالبی که برای دوستان حول محور رهبری میگذارم،لینکش را برای شما ارسال کنم،اگر صلاح دانستید فقط نگاهی گذرا به کتیبه های موجود در لینک بفرمایید و فعالیت این جانب را ارزیابی کنید و بفرمایید در چه زمینه هایی بهتر میتوانم عمل کنم(http://www.cloob.com/profile/wall/list/username/shayan851/wrapper/true). . .البته هدف رجوع دوستان به سیر مطالعاتی شما هم هست که در این فضا توانسته ایم مسیر زندگی تعداد معدودی از دوستان را تغییر دهیم علاوه بر فعالیت حول رهبری و البته ذیل هر مطلب هم عکس و هم لینک مرتبط با آن مطلب هست که اگر استاد خواستند استفاده بیشتر کنند. . .اگر خواستید با مطالب بیشتر روبرو بشوید لطفا به پایین صفحه رفته و فلش سبز رنگ جهت به سمت چپ را بزنید. . .و آیا این فعالیت ارزش وقت گذاشتن دارد یا خیر؟(ناگفته نماند هم زمان حدود 2000 نفر میتوانند این مطالب را مشاهده کنند ولی خب کم لطفی و گذر دوستان هست). . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوب و ارزنده‌ای است زیرا امروز وظیفه‌ی ماست که به هر شکل ذهن‌ها را متوجه زبانی بکنیم که در حال حاضر سخن خدا و امام زمان «عجل‌الله فرجه» از آن ظاهر می‌شود. سعی بفرمایید سخنان رهبری را همواره در ذهن‌ها نگه‌دارید تا شامل مرور زمان نگردد. به نظر بنده هنوز شماره‌ یک پیام رهبری بعد از حماسه‌ی 24خرداد باید مدّ نظر ها باشد چون نقشه‌ی راهنمای ماست در دورانی که داریم زندگی می‌کنیم. موفق باشید
2003
متن پرسش
با سلام خدمت استاد.استاد من دختری هستم که خواستگار طلبه دارم با توجه به این که تقریبا همه ی جوانب را بررسی کردم ولی پدرم مخالفت میکنند به نظرتون چطور پدرم را راضی کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این یک مسئله‌ی خصوصی است که باید خودتان نسبت به آن فکر کنید. شاید اگر به نحوی از طرف مادرتان یا کسی که به پدرتان نزدیک است مثل عموتان، به پدرتان بفهمانید وقتی من احساس می‌کنم با یک طلبه خوشبخت می‌شوم و شما هم که خوشبختی مرا می‌خواهید چرا مخالفت می‌کنید، مشکل حل ‌شود. موفق باشید
1797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز با توجه به تورم بی سابقه و بعضا طاق فرسای موجود در جامعه که متاسفانه غالب مردم از چشم رئیس جمهور می بینند و از آنجا که رئیس جمهور با تفکر عالی خود مقابل زور گویی غرب ایستاده است و شاید علت گرانی موجود همین باشد ، با مردم عادی که گول فریبکاران و معاندان نظام را میخورند و گرانی موجود را به رخ می کشند ،چگونه باید برخورد کرد و دید آنان را نسبت به نظام تصحیح نمود .
متن پاسخ
.
23209
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم. سوال حقیر ناظر به درک علمای هر زمانی از حساسیتهای زمان خودشان است. آیا حظور جناب استاد رحیم پور ازغدی بعد از مدتها در تریبون نماز جمعه و انتقاد به جمود درونی در کشور چه در حوزه و چه در دانشگاه و چه در امامت جمعه و جماعات و چه در مراجع تقلید و مسئولین و.... چرا برای دیگر علمای کشور سنگین باشد؟ حق چیست؟ حق کیست؟ اون طرفیها نماز می خوانند!! و این طرفیها هم اقامه نماز همچنین! آن از استکبار می گوید و این هم همینطور! آن از امریکا می گوید و این هم ایضآ اما او از حوزه می گوید این اما می گوید نگو! این از ضعف درونی سیستم می گوید او می گوید نگو! او دنبال رفع ضعف در درون می گردد این می گوید ضعف در درون نداریم و در خارج از نظام است. این عمار؟ این مقداد؟ این حق؟ عمامه راست می گوید یا کت و شلوار و مقامی نزدیک به اجنهاد؟ والله اعلم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر جناب استاد رحیم‌پور ازغدی چون در صحنه هستند اولاً: اشکالات را خوب‌تر از امثال بنده تشخیص می‌دهند. ثانیاً: راهِ حل‌ها را به‌خوبی می‌دانند که باید با روحیه‌ی انقلابی بسیاری امور را متحول کرد. در حالی‌که اگر کسی فقط مشکل را بداند و نداند چگونه می‌توان آن را رفع کرد، جرأت این نوع انتقاد در او ظهور نمی‌کند. سوابق ایشان حکایت از آن دارد که ایشان علم‌شان را در خدمت عمل مطابق آن علم قرار داده‌اند. موفق باشید     

19544
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: اینکه می فرمایید نباید غافل شد از نظم ذیل عقل تکنیکی آیا این همان حرف معروف نیست که می گویند خوب غرب را بگیر بدش را رها کن که امثال دکتر داوری و شما نقد می کردید غرب یک تکه و واحد است و نمی توان گفت خوبش را بگیر و بدش را رها کن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً غرب یک کلّ واحد است به این معنا که اگر خودآگاهیِ لازم نسبت به این امر نداشته باشیم با اتخاذ هر جزیی از آن، بقیه‌ی آن را عملاً گرفته‌ایم و از این جهت، غرب وارد زندگی ما شده است. با این‌همه آیا می‌توان گفت که آن عقل تکنیکی در جای خود توانایی‌هایی ندارد؟ مسلّم چنین نیست که کسی منکر آن توانایی‌ها باشد، بحث بر سر آن است که اگر ملتی شیفته‌ی آن نظم و فرهنگ شد، باید بپذیرد که روح سکولاریته‌ی آن او را در بر می‌گیرد. و این‌جا است که به قول شهید آوینی، می‌توان با خودآگاهی به گزینش نسبت به غرب اقدام کرد. موفق باشید

18069
متن پرسش
با سلام خدمت مبارک استاد عزیزم: استاد چندین سئوال مرتبط از محضر مبارک دارم: 1. این که جنابعالی در آثار گوهر بارتان فرمودید که ما تا نگاه وجودی به عالم و آدم نداشته باشیم که طبعا بعد از این، نگاه ما به حقیقی ترین موجود یعنی انسان کامل می افتد و ما مردم از این نگاه بسیار دور هستم و به زعم جنابعالی این مسئله از تنگناهای تاریخی ما تلقی می شود، پس با این اوصاف حالا حالا ها نباید انتظار ظهور تام امام زمان روحی له الفدا را بکشیم، درست عرض کردم؟ 2. عموم مردم آیا قبل از ظهور امام زمان روحی له الفدا باید به آن قرب خاص الهی نائل گردند تا ظهور تام تحقق یابد یا صرف شناخت مقام نوری امام زمان روحی له الفدا و شعور یافتن به این که این زندگی، زندگی حقیقی نیست و باید طالب زندگی دیگری باشند کفایت می کند؟ 3. بنده خیلی وقت ها که فکر می کنم، میگم ما ان شاءالله خدا توفیق بدهد بتونیم در آینده نزدیک نظام آموزشی که سرشار از ارائه مباحث معرفتی عمیق هست را بسازیم ولی میگم برای آن دسته از مردم که دیگر دانش آموز یا دانشجو نیستند را چکار کنیم؟ به نظر مبارک شما تغییر جهت گیری و نگاه مردم چقدر با سخنرانی ها درست می شود؟ ابزار چقدر تعیین کننده هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به این نکته فکر کنید که مقدار زیادی از مشکلات روحی و فکری جامعه با ظهور مولایمان«روحی و ارواحنا لتراب مقدمه فداه» حل می‌شود و به همین جهت در خطاب به آن حضرت اظهار می‌شود: «ای لقاء تو جواب هر سؤال / مشکل از تو حل شود بی‌قیل و قال» 2- همین‌که مردم به این نوع خودآگاهی برسند که حقیقت در جای دیگری است و انتظار واقعی شروع شود، امید ظهور بیشتر می‌گردد 3- خیلی امیداوار باشید، مردم مشکل چندانی ندارند.  موفق باشید

18018
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت: در مورد اینکه هابیل و قابیل با خواهران خود ازدواج نکرده اند برای ادامه نسل بشر تا زنا صورت نگیرد روایت هست که خداوند جن یا ملک یا نسناسی برای حمل نطفه اینان خلق نموده است حال سوال بنده این است که آیا ما فرزندان جن یا نسناس یا ملک هم هستیم یا فقط فرزندان آدم و حواییم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً در اولین جلسه‌ی بحث در مورد سوره‌ی نساء عرض شد که به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی حکم ازدواج با خواهر و برادر بعداً آمده و فرزندان آدم با همدیگر ازدواج کردند. در این مورد خوب است که به تفسیر اولین آیه‌ی سوره‌ی نساء در المیزان رجوع شود. موفق باشید

17958
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: حدیثی از امام رضا (ع) شنیدم که فرموده اند خداوند به یکی از پیامبرانش وحی کرد، رضایتم را در اطاعتم قرار دادم و اگر از کسی راضی شدم، نعمتم را بر او افزون کنم و پایانی برای نعمت من متصور نیست و از طرفی اگر کسی مورد خشم من قرار گیرد، او را لعنت می‌کنم و آثار لعنت من تا هفت نسل او را شامل خواهد شد. حال سوالم اینست که با توجه به اینکه آثار وضعی گناهان حتی با استغفار و توبه برطرف نمی شود 1. آیا این شمول لعنت تا هفت نسل بعد، از آثار وضعی گناهان است؟ 2. آیا راهی برای افراد پشیمان هست که از تاثیر گناهان گذشته خود در نسلشان جلوگیری کنند؟ 3. آیا کلمه رحیم که بعد از کلمه غفور در قرآن آمده نظر به درخواست از خدا جهت برطرف کردن آثار وضعی گناهان دارد؟ با عرض معذرت از تصدیع اوقات و آرزوی توفیق روزافزون برای جنابعالی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1-  در آن روایت خواسته‌اند شدت خشم خداوند را متذکر شوند ولی در هرحال به حکم «کلّ نفسٍ بما کسبت رهینة» هرکس در زندگی خود در رهن اعمال خود است 2- همین‌که طرف توبه کند، آثار وضعی گناه او نیز از بین می‌رود 3- حرف خوبی است به‌خصوص که می‌فرماید بعد از غفران، به جهت رحیمیتش آن بنده را به خود نزدیک می‌کند. موفق باشید

16059
متن پرسش
بسم الله النور سلام علیکم: و اما بعد، بنده به چند سایت و وبلاگ که آدرس آنها در ذیل می آید و دیدن آن برای استحضار و درک مطلب لازم است را چندی پیش رویت نمودم. درک بنده این بود که این آموزه ها دارای بار منفی و ملحدانه بعضا می باشد. چرا که اولا یک نوع اصالت برای این نیروها در روح مطالب آن مفروض شده و از طرفی ذوقیات ضاله که هیچ ما به ازای خارجی ندارد مطروح شده و چه بسا اگر هم ما به ازای خارجی داشته باشد این ما به ازا در برابر روش باطل مثل کهانت و سحر بدست می آید. بنده در تذکری به گردانندگان آن معروض داشته: (بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم مع الاسف و العجب بارگذاری مطالب ضاله و بعضا شهوانی و ترویج عقائد الحادی مکاتب ضاله چون هندویسم، چون سونامی فساد و فحشاء جامعه را به بلیات شیطانی مبتلا می سازد. که البته شکی نیست قدرت تخیل و تمرکز و تفال نیک مثل سایر نیروهای موجود در گیتی یک امر مبرهن است لکن باید دیگران را بدین اعتقاد حقه رهنمون کرد که تمامی این نیروها به اذن الهی متنفذ می شود در حالی که روح برخی این خاطرات داستانی، اصالت دادن به این نیروها مفاهمه می شود. و این بزرگترین خطر یا همان فرموله کردن عقائد الحادی و تفکرات ضاله می باشد که اظهر من الشمس است که این قبیل پایگاهها برای تخدیر اعتقادات و اخلاقییات جوامع اسلامی کفایت کرده و می تواند دریچه ی نفوذ استکبار جهانی و ایادی آن را تسریع کرده و جامعه ی ما را به زخارف شیطانی و ملغمه های الحادی آلوده کند. و درگاهی که شاکله اش بر اساس تباهی باشد یقینا تالی مفاسدی چون انهدام کانون مصفای خانواده و التهابات فردی - اجتماعی را رقم زده و ام القرای جامعه ی اسلامی را به گرداب ضلالت و تباهی و فرو ریختن ارکان هدایت سوق می دهد و جامعه را به سرنوشت آندلس و عواقب شوم آن منتهی می کند. و حقیقتا این عملکرد واهی، قبح منکرات اخلاقی را شکسته و از طرفی اباحه گری اخلاقی و اعتقادی را ترویج می کنند همان رویه ی باطل شیطانی که در قرآن مجید مذمت شده و رهیافت آن را انکار معاد و سایر اعتقدات صحیحه می داند. ( بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿٥﴾ يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ: بلکه انسان مي خواهد [با دست و پا زدن در شک و ترديد] فرارويش را [از اعتقاد به قيامت که بازدارنده اي قوي است] باز کند [تا براي ارتکاب هر گناهي آزاد باشد!] ( 5 ) [با حالتي آميخته با ترديد] مي پرسد: روز قيامت چه وقت است؟ سوره : القيامة آیه : 6 و7 و در آخر شما را به خشیت در برابر اوامر عالیه ی الهی دعوت نموده و از نشر و تسهیل مبادی فساد و فحشاء بجد بر حذر داشته لذا بایسته است به چارچوبهای مدون در نظام مقدس اسلامی پایبند بوده و از این گناه دخیل درسرنوشتتان، خود و دیگران را رهایی بخشید. و مبادا اینکه به سهولت خود را در دام کبائر محرمه بیاندازید که تاوان دنیوی و اخروی آن بسی سخت و سهمگین خواهد بود و نور فطرت و عظمت روحانی آدمی را مضمحل می کند. :(قَوْله تَعَالَى: { مَنْ يَشْفَع شَفَاعَة حَسَنَة يَكُنْ لَهُ نَصِيب مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَع شَفَاعَةسَيِّئَة يَكُنْ لَهُ كِفْل مِنْهَا } هر كس وساطت پسنديده‏ اى (در هر امر خيرى در نزد خدا يا مخلوق) انجام دهد او را بهره‏ اى از آن (پاداشى در دنيا يا آخرت) خواهد بود، و هر كس وساطت ناروايى (در هر امر باطلى يا در حق شخص ناشايسته ‏اى) انجام دهد او را نيز نصيبى از (گناه و وبال) آن خواهد بود، و خداوند همواره بر هر چيزى توانا و نگهبان است.) حال سوال اساسی اینجاست به نظر حضرت استاد این درک بنده از جریانات مذکور درست و حق است یا اینکه این طیف در دایره ی ضلالت نیستند؟ لطفا جواب مکفی داده و برخی خلأ های احتمالی را متذکر شوید. با تشکر و امتنان فراوان والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید با دقت نظر و با نظر به رویکرد نهایی هر سایتی با آن برخورد نمود. آری! آن نوع سایتی که همان‌طور که شما می‌فرمایید عمل می‌کند، بدیهی است که باید به همان شکل جواب داد. ولی اگر سایتی صِرفاً به عنوان سرگرمی و تفنن کارهای خود را جلو می‌برد، نمی‌توان آن را متهم به دریچه‌ی نفوذ استکبار نمود. موفق باشید

15976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، می دانیم که علم و وجود مساوق هستند، حال سوالم این است که اراده و خواست یک فرد، چه نسبتی با علم او دارد؟ آیا این حرف درست است که علم که مساوق با وجود است، ذاتی است و علم و وجود او با اراده انسان تجلی می یابد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چندان معنا نمی‌دهد بگوییم علم و وجود مساوق هم هستند. بلکه آن‌چه می‌توان گفت مساوقتِ وجود با وحدت است. آری! وجود مطلق که عین کمال است، عین علم و حیات نیز هست از آن جهت که علم و حیات، کمال است. و موضوع رابطه‌ی علم و اراده موضوع دیگری است که هر اراده‌ای مسبوق به علم است تا ما تصور علمیِ چیزی را نداشته باشیم، اراده‌ای نسبت به آن نمی‌کنیم. موفق باشید

15748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: خدا خیر کثیر به حضرت عالی عنایت بفرماید 1. گاهی اوقات در نماز به انسان حالتی دست می دهد که گویا اصلا حضور قلب ندارد و احساس می کند که مثل اوایلی که نماز را شروع به خواندن کرده بود شده است و حضوری در نماز ندارد و حال اینکه همه مقدمات نماز را فراهم آورده و هرچند که سعی در حضور در محضر حق بودن را دارد ولی توجه به الفاظ نمازش می رود وبه معنای منتقل می شود. آیا می توان گفت در چنین حالتی انسان می خواهد نشئه تازه تری از حضور قلب را دریافت کند و برای آن آماده شود؟ چه موقع می توان درک کرد که به نشئه جدید از این حضور انسان رسیده است؟ ۲. گاهی در نماز انسان دیگر به معنای کلمات نیز نظر ندارد و گویا اصلا متوجه معنای نیست آیا این نیز مرتبه بالاتر از حضور قلب است؟ (با توجه به داستان شهید مطهری و هاشم حداد) خواهشا توضیح دهید و کمی از اسرار حضور قلب را بیان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در شرح حدیث «چهل و هفتم» کتاب «چهل حدیث» حضرت امام، اخیراً در اعتکاف داشته‌ام که دوستان در اسرع وقت آن را بر روی سایت قرار می‌دهند. علاوه بر آن عنایت داشته باشید بحثی در اخلاق و سیر و سلوک داریم تحت عنوان «قبض و بسط». در قبضِ قلب، شوق عبادات انسان کم می شود و از جهتی قلب به عبادات پشت می کند که به آن ادبار قلب می گویند. برعکسِ آن را اقبال قلب می نامند که با تجلی اسم جمال حق ظهور می کند در حالی که در ادبار، اسم جلال تجلی می نماید. موفق باشید

نمایش چاپی