باسمه تعالی: سلام علیکم:همینطور است. زیرا هر اندازه توحید به معنای واقعی آن خوبتر معنا شود، جایگاه اولیاء معصوم«علیهمالسلام» که حقیقت قرآن به قلب آنها اشراق میشده، معلوم میگردد، و لذا اسلام را در محدودهی فقه متوقف نمیکردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایاتی که مدّ نظر دارید، بحث حقیقت ولایت الهیه مطرح است که مظهر آن، حضرت علی«علیهالسلام» میباشند و از این جهت در روایات داریم: «يَا عَلِي! كُنْتَ مَعَ الْانْبِيَاءِ سِرّاً وَ مَعِيَ جَهْراً»؛[1] اى على! تو با بقيه انبياء در باطن و سرّ آنها بودى و براى من در ظاهر هستى و در كنار من، و يا مى فرمايند: «لِكُلِّ نَبِيٍّ صَاحِبُ سِرٍّ وَ صَاحِبُ سِرّي عَلِيِ بْنِ ابي طالِب»؛[2] براى هر پيامبرى صاحب سرّى است و صاحب سرّ من على بن ابى طالب است. در این رابطه عرایضی در کتاب «حقیقت نوری اهلالبیت«علیهمالسلام» شده است و مفصلتر آن را محیالدین در فصّ شیثیّهی فصوصالحکم بحث میکند. موفق باشید
[1] ( 2)- القطره من بحار مناقب النبى و العتره، ج 1 ص 188.
[2] ( 3)- ينابيع الموده، ص 235.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در حدّ ممکن، این خطورات را دنبال نکرد تا شیطان مأیوس گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 2- خوب است که از جزوهی «امام صادق«علیهالسلام» و شبههشناسی» شروع کنید ولی باور بفرمایید یک کتاب جامع که همهی ابعاد شخصیت امام صادق«علیهالسلام» را گردآوری کرده باشد، در دست ندارم. از امام صادق«علیهالسلام» آقای حسن قاضی بگیر تا آنچه استاد پیشوایی در کتاب «زندگی امامان معصوم» نوشتهاند و آنچه مرحوم مجلسی در جلد 47 بحارالانوار تنظیم فرموده. تازه بعد از چندین و چند کتاب متوجه خواهید شد چه اندازه نیاز است ما ابعاد بسیار بسیار متعالیِ شخصیت آن امام بزرگوار را دریابیم. 3- شایدنظر به مقام مکنون قرآن باشد که در آیات 77 و 78 سورهی واقعه بدان اشاره شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مُحیی به معنای حیاتبخش، یکی از از اسماء الهی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت افراد گناهکار عمرشان کوتاه میشود و به مرگ غیر طبیعی میمیرند – یعنی نه حیوان کاملاند و نه انسان کامل- که گناه عین شخصیت آنها نشده باشد. آنکسی که با تمام وجود شقی شده سنت الهی آن است که در عذاب ابدی میماند زیرا هیچ وجهی که شامل رحمت الهی شود برای خود باقی نگذارده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به کتاب لغت رجوع فرمایید. سؤالاتی هست که اگر مشغول این نوع سؤالات شوم، از جواب آنها باز میمانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اینکه جهت کسب روزی تأکید بر کدّ یمین و عِرق جبین شده؛ بر این مبنا است تا مسیر کسب روزیِ انسان متزلزل به میل و هوس بقیه نباشد. مثل کاری که یک کشاورز انجام میدهد و خودش غذای خود را میکارد و درو میکند. ولی یک لوستر فروش امیدش به میل و هوس مردم است. با اینهمه به هرحال امروز نمیتوان خود را به این بهانهها از کسب درآمد محروم کرد. مهم آن است آن نکتهی آرمانی در کسب روزی مورد غفلت قرار نگیرد و به کارهایی که بیشتر مورد نیاز مردم است پرداخته شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکات حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» وجه حماسیِ خاصی دارد که باید با دسته و سینهزنی، برجسته بماند. ولی حرکات سایر ائمه «علیهمالسلام» بیشتر باید با نظر به شرایط تاریخی و معرفی معارف لازم مدّ نظر قرار گیرد وگرنه با دسته و سینهزنی برای آن عزیزان، از روحِ حرکات خاصّ آنها غفلت میشود و به ظاهر متوقف میشویم. در حالیکه ظاهر حرکات سیدالشهداء«علیهالسلام» به خودی خود، هزاران پیام را به بشریت منتقل میکند. موفق باشید
تعالی: سلام علیکم: بیخیال این بحثها باش!!! المیزان را بچسب. خواب و ماب را ول کن!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور نیست. شیعه به جهت آنکه میخواهد حقانیت خود را از زبانِ دیگران اثبات کند، نظر دیگران را میآورد و اساساً تاریخنگارها خیلی شیعه و سنیبودن برایشان مطرح نیست، به طوری که اکثراً یعقوبی صاحب تاریخ مشهور را شیعه میدانند بدون اینکه خودش این موضوع را اظهار کند، وگرنه اهل سنت از رجوع به تاریخ او سر باز میزدند و عیناً این موضوع برای صاحب تاریخ «مروج الذّهب» هم صدق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد تخصصی ندارم. ولی میدانم جناب ابنسینا، مقدمهی طبّ را معرفت نفس میداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شايد بتوانيد از اين جملات، نكاتي را برگيريد: 1- زائر اربعینی حسین «علیهالسلام» به انسان مصلحی تبدیل میشود که عزم تغییر تاریخ را در خود مییابد.
2- اربعین در این تاریخ، زمانِ سستشدن عهد انسان با فرهنگ سکولاریته است.
3- با حضور در رخدادِ اربعین، راهِ آیندهی جهان در مقابل ما گشوده میشود.
4- در پاسداشتِ اربعین روشن میکنیم هر حرکت توحیدی پس از اربعینِ خاص خود، تازه شکوفا میشود.
5- بدون درک زمانه هیچ قدمی به سوی آیندهی خود نمیتوان برداشت و رخدادِ اربعین در این تاریخ، آن زمان و زمانهای است که با قرارگرفتن در آن و خودآگاهی نسبت به آن، میتوانیم سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنیم.
6- راز اصلی تحقق کربلا آن طور که اصحاب حضرت اباعبداللّه«علیهالسلام» نسبت به امامشان عمل کردند در حُبّ نهفته است. اگر بخواهیم صحنهای را نشان دهیم که توصیهی قرآنیِ «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى»[1] از طریق اصحاب امام به خوبی عمل شد، کربلا بود و اگر بخواهیم صحنهای را نشان دهیم که برکات این توصیه به نمایش آمد، آن صحنه، صحنهی کربلا است. از طریق این حُبّ بود که اصحاب امام حسین«علیهالسلام» توانستند از صراط دنیا که ظهور صراط آخرت است بگذرند، به همان معنایی که رسول خدا«صلیاللّهعلیهوآله» فرمودند: «مَعرِفَةُ آلِ مُحَمَّدٍ«صلیاللّهعلیهواله»: بَراءَةٌ مِنَ النّارِ، وَ حُبُّ آلِ مُحَمَّدٍ«صلیاللّهعلیهواله» جَوازٌ عَلَى الصِّراطِ، وَ الوِلايَةُ لِآلِ مُحَمَّدٍ«صلیاللّهعلیهواله»: أمانٌ مِنَ العَذابِ».
اگر بخواهیم به لایهای نهادین از لایههای کربلا آگاهی پیدا کنیم باید آن لایه نهادین را در حُبّی پیدا کرد که اصحاب حضرت اباعبداللّه«علیهالسلام» نسبت به آن حضرت بهدست آورده بودند، در آن حدّ که مبادی میل محبوب خود را به مبادی میل خوب ترجیح میدادند به همان معنایی که در محضر مبارک آن امام اظهار میداشتند: «إنّی سِلمٌ لِمَن سالَمکم وَ حربٌ لِمَن حارَبکُم». این شعار به این معنا است که ما شما خانواده را ماوراء آنچه خودمان از خود سراغ داریم، پذیرفتهایم و از حرکات و تلاشهای کسانی که امروز در رخداد اربعینی این تاریخ شرکت میکنند معلوم میشود که همه در جستجوی آن نوع ارتباطی هستند که اصحاب امام با امامشان برقرار کرده بودند زیرا اینان نیز متوجه شدهاند عصر و زمان امروزشان همان عصر و زمان امام حسین«علیهالسلام» و اصحاب آن حضرت است و لذا زائران آن حضرت و خدمهی محترم آن حضرت در نهایت ایثار نسبت به همدیگر قرار گرفتهاند. زیرا همه متوجهاند در کربلا به دنبال رسالتی می باشند که در این تاریخ به دوششان گذاشته شده و این با حُبّ امام حسین«علیهالسلام» و وابستگانِ به آن حضرت به نتیجه میرسد.
راز کششی که شیعه به کربلا دارد و تلاش دارد کربلا را کشف کند، در حُبّ به امام«علیهالسلام» نهفته است. امامی که در کربلا به جای همهی بشریت به صحنه آمده تا انسان، حقیقت خود را گُم نکند.
برای کشف کربلا، آری برای کشف کربلا باید به شعوری دست یافت که تنها با حُبّ ظهور میکند. امام حسین«علیهالسلام» برای طلوع آن حُبّ هر آنچه از دستشان برمیآمد انجام دادند تا ما در کربلا به تماشای تابلوی ایثار و محبت بنشینیم تا حقیقتاً وارد منزل دینداری شده باشیم به همان معنایی که حضرت باقر«علیهالسلام» مى فرمايند: «هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ» مگر دين جز محبّت چيز ديگرى هست؟ تا آنجا كه مى فرمايند : «الدِّينُ هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدِّين» ؛[2] دين محبّت است و محبّت همان دين مى باشد.
کربلا به معنی زندگی در مرزهای دلنواز عشق به حسین (ع) و تنفر از طاغوت است تنفر از طاغوت در هر جلوهای و در هر زمانی که میخواهد باشد، این یعنی زندگی و زندگیکردن و کربلا را از خود دانستن و در کربلا امر سرمدی را به تماشا نشستن و امر الهی را به شفافترین شکل در قول و فعل امام دیدن، تا در هیچ زمانی یزید مدار حق و باطل نباشد. موفق باشید
[1] - سورهی شوری، آیهی 23
[2] - بحارالأنوار، ج 66، ص 238.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند را باید ماوراء حجابهای دنیایی با چشم قلب و حقیقتِ ایمان به تماشا نشست. سایر پدیدهها، وسایل امتحان ما هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی ندارم که واژهی «اسلام فقاهتی» از چه زمانی و توسط چه کسی مطرح شد. ولی اسلام به یک معنا، سراسر اسلامِ فقاهتی است از آن جهت که روحیهی تعمق در دین را مورد تأکید قرار می دهد و حضرت امام نیز بر همین اساس بر اسلام فقاهتی تأکید دارند 2- مقابله با امثال علامهی قاضی، عموماً ریشه در خلاصهکردن اسلام در فقه است و یا یک نوع سطحینگری در کار است. و امروز متأسفانه جریان تفکیکیها به این مشکل گرفتارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً مرحوم ملا احمد نراقی در موضوع «عدل» به تقسیمبندی ارسطویی استناد میکنند که ما نباید به این قسمتهای کتاب کاری داشته باشیم ولی وجوه دیگر آن که به کمک روایات مباحث خود را مطرح میکنند، نکات ارزشمندی دارد. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده با دیدن مقالهی جنابعالی بسیار مسرور و دلگرم شدم زیرا نخواستهاید مطالب را به صِرفِ احساس دینی بپذیرید؛ بلکه سعی کردهاید مطالب فکریتان مبتنی بر فهم تاریخیِ موضوعات شکل بگیرد. البته عنایت داشته باشید آنجا که در قسمت ثانیاً میفرمایید که سالک به جایی میرسد که با ولیّ الهی متحد میگردد؛ اتحاد به معنای اتحاد بین واصل و تابع منظور باید باشد، نه آنکه کسی در عرض ولیّ الهی قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این امر که میفرمایید ولی بالاخره وقتی اسم انسان بهخصوص یک روحانی، نمادِ یک شخصیت معنوی باشد، بیشتر میتواند ابعاد روحانی مخاطبانش را مورد خطاب قرار دهد. موفق باشید
12767- باسمه تعالی: سلام علیکم: «امکان» برای هر موجودی، ذاتیِ آن موجود است به همین جهت در فلسفه گفته میشود ممکنالوجودبودنِ موجودات ذاتیِ آنها است و خطاب حضرت حق که به موجودی میفرماید بشو و میشود؛ خطاب به جنبهی امکانی موجود است که در علم خدا هست و لذا «طلب» ذاتیِ ما است، نه آنکه حضرت حق آن را ایجاد کند، بلکه او طلب را جواب میدهد و اینکه میفرماید اگر نافرمانی کنید شما را میبرم، نظر به جنبهی اختیار انسان دارد که اگر مطابق نظام اَحسن عمل نکند، نظام احسن ظرفیت کارهایی که ندارد را برنمیتابد. موفق باشید
