باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده هم اینطور فکر میکنم 2- نمیدانم، شاید منظور آن باشد که در آن حالت هم باید با خدا بود 3- عرایضی در این رابطه در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» با نظر به آیات و روایات مربوطه شده است مبنی بر آنکه در این روایات منظور از زن، شهوت است و نه صِرف جنس زن 4- «بلا» به معنای عسر و سختی که دروازهی آسانی است مورد توجه اولیاء الهی بوده است به همان معنایی که قرآن میفرماید: «إنّ مع العسر یسرا» ولی به معنای آنچه مانعِ کمال است، هرگز مورد توجه و طلب نبوده است. مثل بلای بنیامیه برای اسلام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به جزوهی «شرح مختصر دستورالعمل سلوکی آیت اللّه بهجت» به آدرسhttp://lobolmizan.ir/leaflet/1361/ که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به هر حال یک موضوع آن است که حضرت زینب کبری «سلاماللّهعلیها» متوجه زیبایی کاری میشوند که در مسیر الهی جلو رفته است و موضوع دیگر آن است که تقاضا میکنند خداوند آن عمل را بپذیرد تا رشد کند و جهانگیر شود 2- در عین صفا و خلوص شهید حججی ظاهراً خدا میخواهد از طریق این شهید شایسته، سرآغازِ دیگری از انقلاب اسلامی را بنمایاند. به قول معروف؛ این راهی است که از «سر» گرفتیم و این اولِ کلام است ما از این به بعد باید با چشمی دقیقتر انقلاب را بنگریم با همان چشمی که شهید حججی عزیز افقهای دور انقلاب را نگریست و خواست ما نیز از آن افق چشم برنداریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیر قَیّم المیزان حقیقتاً از بهترین متون برای اُنس با حقایق قرآنی است، میماند که اگر با مقدمات لازم به آن رجوع شود، ارتباطِ بهتری با آن برقرار میشود. لذا پیشنهاد بنده آن است که ابتدا سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست را دنبال کنید تا خود به خود در فهمِ مطالب تفسیر المیزان راحتتر جلو بروید و به وقتش قبل از رجوع به المیزان، جزوهی «روش کار با تفسیر المیزان» را که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینجا که ملاک، تحقیقات دانشمندان در مورد نابینایانِ مادر زاد نیست! ملاک، خودِ آن نابینایاناند که در ذهن خود صورتهایی مطابق آنچه حس کردهاند، میسازند. و در خواب نیز، نفس ناطقهی آنها مثل بقیهی انسانها، معانیِ بهدستآورده را در ذهن خود به کمک قوهی واهمه تبدیل به صورت میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقهی انسان توانایی آن را دارد که صورتهایی را در درون خود بسازد، چه آن صورتها ریشه در محسوسات او داشته باشد و چه در عقاید او. و لذا به اقتضای معاد جسمانی، در برزخ و قیامت انسان با صورتهای عقاید و اعمالش روبهروست در آن حدّ که وقتی از یکی از آن صورتها میپرسد «مَن اَنتِ»؟ جواب میدهد: «اَنا رأیکَ الحسن الذی کُنت علیه». یعنی من عقیدهی نیکوی تو هستم که در دنیا بر آن بودی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطورِ همینطورِ همینطور است. چه وسعتی است آنوقت که انسان از محدودهی تنگ خود در آید و نور خود را ذیل نور خدا در عالم هستی چه در دنیا و چه در قیامت، احساس کند، آنهم با وسعتی همهجانبه که گفتنی نیست. خوشا به حال آنانکه چشیدند!! به قول حافظ: «رونق عهد شباب است دگر بستان را / میرسد مژدهی گل، بلبلِ خوشالحان را» یعنی؛ حال که با رفع حجابهای خودبینی و خودخواهی رونق عهد شباب برای سالک در گلستان عالمِ وجود ظهور کرده؛ مژدهی گل برای بلبلِ خوش الحان در حال رسیدن است تا ترانههای مناجات اُنس با محبوب را آغاز کند که فرصت وصال سر رسیده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی شیطان نظر به خود دارد و خود را مهم میداند عظمت حضرت حق برایش جلوه نمیکند تا خود را پیرو حضرت حق قرار دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نباید مشغول عیب دیگران شویم. آنها هم مثل شما سعی دارند رذائل خود را از خود دور کنند و مثل من و شما هنوز گرفتار آن هستند، پس باید طوری به آنها نگاه کرد که از آن رذائل رستهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ در سیر و سلوک خود به مقام اُنس با حق میرسد که اِنس در زیر سایهی انوار الهی و محلّ آرامش خواجه است و تجلیّات مقام اُنس او به زیباترین شکل که در گل ارغوان ظهور کرده، او را آرامش میدهد 2- کتاب «جمال آفتاب» یکی از شروح دیوان حافظ است ولی حافظ گستردهتر از آن است که در یک شرح متوقف گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین اینکه به نظر میرسد نباید چندان سختگیری کنید، و روح زنبودنِ آن را از او بگیرید؛ در این مورد به سایت «مزرعهی ایمانی» از حجتالاسلام آقای اشترانی که در این رابطه تلاش میکنند، رجوع فرمایید. ایشان جلساتی در اصفهان و قم دارند. از طریق همان سایت دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در اینکه باید مباحث فنی را در مراکز علمی و با اهل فن به صورت فنی مطرح کرد؛ حرف بهجایی است. ولی آنچه بنده برای خود در این زمان وظیفه دیدم، آوردن مباحث عمیق علمی در سطح جوانانی است که عقلِ فهمِ آن مباحث را دارند ولی اصطلاحات علمی را نمیشناسند. زیرا امروز این مردماند که تاریخساز شدهاند و باید تفکر به جامعه برگردد. 2- بنده دقت شما را به عنوان طرح مباحث علمی با آن ورود و خروج خوب دیدم. 3- اگر لطف کنید و تفاوت موضوع هبوط را در نسبت با آنچه بنده در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» و در تبیین این موضوع، در سورهی اعراف را عرض کردم را بفرمایید، حتماً استفاده خواهم کرد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار چند تا سوال از محضرتان داشتم: 1. موضع شاه در مقابل مسئله نقد غرب چه بود؟ اینکه گفته می شود شاه با این مسئله مشکلی نداشت درست است؟ اگر درست است علت آن چه بود؟ 2. چرا عمده کسانی که در مسیر غرب شناسی فردیدی قرار می گیرند از انقلاب و فضای حماسی آن دور می شوند و به نوعی روشنفکری منفعل و البته منتقد تبدیل می شوند؟ آیا این دستگاه غرب شناسی مشکل دارد یا مشکل از جای دیگری است؟ 3. چه خصوصیتی در غرب شناسی فلسفی نهفته است که هر کس که به آن دل می دهد از درون دچار یک حرارت و شوریدگی عجیبی شده و وجودش دچار تلاطم و بی قراری می شود؟ 4. آیا امکان دارد به لحاظ ثبوتی حرف های اندیشمندان غربی مطابق با حقیقت باشد؟ آیا در عالم اثبات واقع هم شده است؟ با توجه به اینکه برخی قائلند کفار و غیر شیعه هیچ گاه حرف حقی ندارند و اگر هم حرف حقی بر زبانشان جاری می شود از شیعه به عاریت رفته است. ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو پای به راه در نِهْ و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت چون باید کرد». از نوع سؤالاتتان برمیآید که چندان در جریان غربشناسی آنطور که باید و شاید نیستید. پیشنهاد اولیهی بنده آن است که از طریق کتابهای مرحوم شهید آوینی، معنای درست و رویکردِ صحیحی که ما در نسبت انقلاب اسلامی باید در غربشناسی داشته باشیم، بهدست آورید و سپس باز به سؤالات خود بنگرید، در آن صورت موضوع فرق خواهد کرد. آنهایی که میگویند نیاز نیست به غیرِ شیعه رجوع کرد؛ باید متذکر این سخن علی«علیهالسلام» باشند که حضرت میفرمایند: «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ وَ هُوَ عِلْمُ مَعْرِفَةِ النَّفْسِ وَ فِیهِ مَعْرِفَةُ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَل» در این حدیث حضرت می فرمایند مراد از علمی که باید در چین به دنبال آن بود علم معرفت النفس است که سبب معرفت خداوند عزوجل می شود. "من عرف نفسه عرف ربه". مراد از چین احتمالا کنایه از دوری باشد. موفق باشید
