باسمه تعالی: سلام علیکم: «عجب» زیرمجموعهی کبر است. اگر انسان متوجه نور توحید افعالی بشود، و همهچیز را از خدا بداند کمالی برای خودش به صورت استقلالی قائل نمیباشد و در همین رابطه، توفیقاتی را هم که بهدست میآورد از خدا میداند و برای رهایی از «عجب» به خود میگوید: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیهی حق بدان، نه کردهی خویش». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. یعنی امثال ملاصدراها از آثارشان پیدا است که در همین دنیا، برزخ خود را طی کردهاند و به تجرد قیامتی رسیدهاند. به همین جهت قرآن میفرماید: «وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ» (68/ زمر). در این آیه روشن میکند که عدهای فوق نفخهی صور هستند و نفخهی صور به آنها برخورد نمیکند تا به قیامتشان منتقل کند، زیرا در قیامت هستند. که در روایت، مصداق کامل این نوع افراد را اهلالبیت«علیهمالسلام» میداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطورِ همینطورِ همینطور است. چه وسعتی است آنوقت که انسان از محدودهی تنگ خود در آید و نور خود را ذیل نور خدا در عالم هستی چه در دنیا و چه در قیامت، احساس کند، آنهم با وسعتی همهجانبه که گفتنی نیست. خوشا به حال آنانکه چشیدند!! به قول حافظ: «رونق عهد شباب است دگر بستان را / میرسد مژدهی گل، بلبلِ خوشالحان را» یعنی؛ حال که با رفع حجابهای خودبینی و خودخواهی رونق عهد شباب برای سالک در گلستان عالمِ وجود ظهور کرده؛ مژدهی گل برای بلبلِ خوش الحان در حال رسیدن است تا ترانههای مناجات اُنس با محبوب را آغاز کند که فرصت وصال سر رسیده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ در سیر و سلوک خود به مقام اُنس با حق میرسد که اِنس در زیر سایهی انوار الهی و محلّ آرامش خواجه است و تجلیّات مقام اُنس او به زیباترین شکل که در گل ارغوان ظهور کرده، او را آرامش میدهد 2- کتاب «جمال آفتاب» یکی از شروح دیوان حافظ است ولی حافظ گستردهتر از آن است که در یک شرح متوقف گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شرح مثنوی لااقل شرح آقای کریم زمانی هست. دیوان شمس را نمیدانم چگونه باید به معنای واقعیاش پیدا کرد. در دستیابی به این پرندهی گریزپا که به صورت عشق، همواره در پرواز است، خودم هم ماندهام. اگر راهی و یا چاهی سراغ دارید به من نیز خبر دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دل کسی در صحنهای از صحنههای عالَم وجود حاضر باشد همهی حقیقت او در آن صحنه حاضر است و از بهرههای معنوی خاص آن صحنه برخوردار میشود به همان معنایی که گفته شده: «گردر یمنی چو با منی پیش منی/ گرپیش منی چو بی منی در یمنی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین اینکه به نظر میرسد نباید چندان سختگیری کنید، و روح زنبودنِ آن را از او بگیرید؛ در این مورد به سایت «مزرعهی ایمانی» از حجتالاسلام آقای اشترانی که در این رابطه تلاش میکنند، رجوع فرمایید. ایشان جلساتی در اصفهان و قم دارند. از طریق همان سایت دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان وقت هم که غیبت میکردید، به دنبال نقدِ بدیهای بنده بودید و من راضی بودم چه برسد به حالا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم مقام معظم رهبری موضوعات را پیگیری نکنند، میماند که ایشان در این شرایط متوجهی مشکلاتِ زیرساختی و تاریخی ما هستند و برای برگرداندن امور، به مسیر اصلی، حکمت و حوصلهی لازم به بهکار میبرند تا تشنجی ایجاد نشود و برای آبادکردن دهی، شهری خراب نگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعات خاص تخصصی در این مورد ندارم، فقط ذکر خیر ایشان را شنیدم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید با دقت نظر و با نظر به رویکرد نهایی هر سایتی با آن برخورد نمود. آری! آن نوع سایتی که همانطور که شما میفرمایید عمل میکند، بدیهی است که باید به همان شکل جواب داد. ولی اگر سایتی صِرفاً به عنوان سرگرمی و تفنن کارهای خود را جلو میبرد، نمیتوان آن را متهم به دریچهی نفوذ استکبار نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی ندارم که واژهی «اسلام فقاهتی» از چه زمانی و توسط چه کسی مطرح شد. ولی اسلام به یک معنا، سراسر اسلامِ فقاهتی است از آن جهت که روحیهی تعمق در دین را مورد تأکید قرار می دهد و حضرت امام نیز بر همین اساس بر اسلام فقاهتی تأکید دارند 2- مقابله با امثال علامهی قاضی، عموماً ریشه در خلاصهکردن اسلام در فقه است و یا یک نوع سطحینگری در کار است. و امروز متأسفانه جریان تفکیکیها به این مشکل گرفتارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایاتی که مدّ نظر دارید، بحث حقیقت ولایت الهیه مطرح است که مظهر آن، حضرت علی«علیهالسلام» میباشند و از این جهت در روایات داریم: «يَا عَلِي! كُنْتَ مَعَ الْانْبِيَاءِ سِرّاً وَ مَعِيَ جَهْراً»؛[1] اى على! تو با بقيه انبياء در باطن و سرّ آنها بودى و براى من در ظاهر هستى و در كنار من، و يا مى فرمايند: «لِكُلِّ نَبِيٍّ صَاحِبُ سِرٍّ وَ صَاحِبُ سِرّي عَلِيِ بْنِ ابي طالِب»؛[2] براى هر پيامبرى صاحب سرّى است و صاحب سرّ من على بن ابى طالب است. در این رابطه عرایضی در کتاب «حقیقت نوری اهلالبیت«علیهمالسلام» شده است و مفصلتر آن را محیالدین در فصّ شیثیّهی فصوصالحکم بحث میکند. موفق باشید
[1] ( 2)- القطره من بحار مناقب النبى و العتره، ج 1 ص 188.
[2] ( 3)- ينابيع الموده، ص 235.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با پیگیری مباحثی که در شرح سورهی حمد حضرت امام و کتاب «مصباح الهدایه» شد، طبق وحدت شخصیِ وجود و تشکیک در ظهور، روشن میشود آنچه در همه حال در صحنه است، حضرت حق است و ما به اندازهی تقوی و تزکیهی خود و رفع اَنانیت از خود، او را مییابیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقهی انسان توانایی آن را دارد که صورتهایی را در درون خود بسازد، چه آن صورتها ریشه در محسوسات او داشته باشد و چه در عقاید او. و لذا به اقتضای معاد جسمانی، در برزخ و قیامت انسان با صورتهای عقاید و اعمالش روبهروست در آن حدّ که وقتی از یکی از آن صورتها میپرسد «مَن اَنتِ»؟ جواب میدهد: «اَنا رأیکَ الحسن الذی کُنت علیه». یعنی من عقیدهی نیکوی تو هستم که در دنیا بر آن بودی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است که میفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار ارزشمندی را شهید مطهری در آن مجموعهی مختصر بیان کردهاند. موفق باشید
