بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6618
متن پرسش
با سلام. از محضر شما و مقام معظم رهبری بابت این پرسش عذر می خواهم. در جلسه ای که حضرتعالی در قم برگزار کردید این مسئله به طور حضوری برای بنده مرتفع گردید و متوجه جایگاه تاریخی مقام معظم رهبری شدم اما همیشه که ما در جلسه نیستیم که مطالب را حضوری بگیریم. سؤالم اینه که آیا واقعا اشتباه مقام معظم رهبری در عدم تذکر برای افزایش جمعیت همان طور که خود ایشان گفتند ، اشتباه تاریخی بوده است ؟ و نقش ایشان در این اشتباه چقدر بوده ؟ چون همان موقع که رهبری اعتراف به اشتباه کردند بعضی از دوستداران ولایت ، جملاتی از ایشان گفتند که ایشون از همان دهه ی 70 مخالفت خود با این سیاست را اعلام کردند اما نتیجه ای نداد و به در تنگنا بودن رهبری اشاره می کردند ، از طرفی عده ای دیگر از دوستداران ولایت ، می گفتند اگر ایشان در تنگنا بودند چرا از همان سالی که آقای احمدی نژاد بحث ازدیاد جمعیت را مطرح کردند ، آقا مطرح نکردند ؟ حقیر نمی دانم کدام حرف صحت دارد و میزان اشتباه ایشان چقدر بوده و چرا ایشان اشتباه خود را تاریخی توصیف کردند ؟؟ 2) اگر بله ، آیا امکان دارد که ایشان مجددا باعرض معضرت چنین اشتباهی را مرتکب شوند ؟؟ 3) آیا ناظر به جایگاه تاریخی مقام معظم رهبری ، می توانیم بگوییم این اشتباهات هم در جایگاه تاریخی ایشان ، جا دارد و از غیبت امام زمان عج است ولی در هر حال روی جایگاه تاریخی ایشان اثری ندارد و اگر نگاه ما به ایشون تاریخی باشد ماورای اشتباهات رهبری ، هم از قدیس کردن ایشان پرهیز کرده هم همه ی توجه ما به اشارات و راهنمایی های ایشان جلب می شود ؟؟؟ با تشکر فراوان از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زعمای دین اعم از زعمای بزرگی مثل شیخ عبدالکریم حائری یا آیت‌اللّه بروجردی و یا زعمایی مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری، متوجه تقدیر الهی در زمان خود می‌شوند و به عنوان بنده‌ای که طالب است تا آنچه را خدا می‌خواهد عمل کند وارد وظیفه و رسالت تاریخی خود می‌شوند و چون متوجه تقدیر الهی در زمان خودشان شده‌اند کلیت کار را درست جلو می‌برند و در راستای تشخیص اراده‌ی کلی حضرت حق در مقایسه با هدفی که باید دنبال کنند متوجه ضعف‌های خود می‌شوند و این نیز از برکت بصیرت چنین عالمانی است. به همین جهت به آنان اطمینان می‌کنیم و حضرت رضا«علیه‌السلام» نیز در این رابطه می‌فرمایند: « «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ»اگر خداوند بنده‏اى از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سینه‏ى او را گشاده مى‏گرداند. تا در مدیریت خود کوچک‏ترین لغزشى نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد.«فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِیهِ غَیْرَ صَوَابٍ»در نتیجه آنچنان توانا مى‏شود که در جواب‏گویى به هیچ نیازى در نمى‏ماند و غیر از صواب از او نخواهى یافت و به خوبى مصلحت مردم را در نظر مى‏گیرد.«فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَیَّدٌ» پس او در کار خود موفق و محکم و مورد تأیید الهى است..» جایگاه تاریخی حضرت امام و رهبری در رابطه با نگاه کلی است که به تاریخ خود دارند. مگر امام نفرمودند در انتصاب دولت موقت به ریاست آقای بازرگان اشتباه کردم. آیا آن اشتباه حضور تاریخی انقلاب اسلامی را مختل کرد؟ در همین راستا ما متوجه شعوری در رهبری می‌شویم که متوجه می‌شوند کنترل جمعیت نسبت به آن حضور تاریخی که ما باید در آن قرار گیریم، کار خطا و اشتباهی است و لذا این نوع اشتباهات نه‌تنها اعتماد ما را به زعیم دینی زمانه‌مان کم نمی‌کند بلکه امیدوار می‌شویم که خداوند با بصیرتی که به زعمای دین می‌دهد ما را تنها نمی‌گذارد که گرفتار خطاهایی شویم که از مقصد باز بمانیم. موفق باشید
6317
متن پرسش
سلام علیکم الف)صفاتی که برای بهشت در آیات مختلف قرآن بدانها اشاره شده نظیر عدن-رضوان-خلد-فردوس مراتب بهشت هستند یا هرکدام به صفتی از بهشت اشاره دارند؟ب)لفظ تسنیم که چشمه ای در بهشت است به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حقیقت بهشت که مقام جامع اسماء الهی است جلوات مختلف دارد که هرکدام از این صفات یکی از کمالات آن را توصیف می‌کند 2- فعلاً نمی‌دانم. یادم رفته. آیت‌اللّه جوادی اول جلد اول تفسیرشان نکاتی فرموده‌اند. موفق باشید
3100
متن پرسش
با سلام و احترام به نظر شما چرا علما و مراجع نه تنها عکس العملی در برابر این پرسش بیمورد نمی کنند بلکه در جهت تائید آن متوسل به حدیث و روایت هم می شوند؟ این پرسش اینست: علت اینکه مردمان کافر در غرب از انواع نعمتهای خداوندی برخوردارند چیست ؟ مانند بارندگی فراوان در صورتی که نه سئوال کننده معنای کافر را می داند و نه مردمان غرب کافر هستند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: علمای ما مثل علامه طباطبایی‌ها در رابطه با سنت استدراج که غرب گرفتار آن است سخن‌ها گفته‌اند و روشن نموده‌اند این راحتی و رفاه افراطی فرصتی است تا خداوند باطن آن‌ها را ظاهر کند تا به شدیدترین نحو عقوبت نماید. پیشنهاد می‌کنم حتی اگر در اینترنت «سنت استدراج» را جستجو کنید مطالب خوبی به‌دست ‌آورید. موفق باشید
1684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نیاشید شوهرمن به شدت شمارو قبول داره و دائما مشغول مطالعه کتابها و گوش دادن به سخنرانی های شماس منم چنتا از کتب شمارو مطالعه کرد اما شوهرم بعد از مطالعه این کتابها به شدت ادم تک بعدی شده و اصلا به مسایل زندگی توجه نداره جوریکه بیشتر کارهای عروسیمونو خودم به تنهایی انحام دادم جتی کارهایی که وظیفه ایشون بود ادمهایی رو که از لحاظ دینداری زیاد قوی نیستند رو اصلا قبول نداره و همه چیزشون رو زیر سوال میبره حتی اخلاق و برخورد خوبشون رو در صورتی که خودش با ابن همه مطالعه هنوز نتونسته به یه خوش اخلاقی نسبی هم برسه من واقعا رنح میبرم ازین موضوع هر جایی که باهاش میرم همش تنو جونم میلرزه که نکنه الانم یه یکی یه چیزی بگه یا بار شروع کنه یه کوبیدن مزدم و اوقاتمون تلخ بشه ایشون فقط دیش میخاد در م.رد مسایل دینی صحبت کنه جتی وقتی من در مورد مسائل روزمره هم باهاش صحبت میکنم یاشه حرقی نمیزنه یا میگه اینا همش وهمه و ازین حرقا واقعا عذاب مبکشم ایا دین یه همچین رفتاری رو تایید میکنه؟ من خودم ادمی اجتماعی هستم که باهمه برخورد خوبی دارم حتی کسایی که ضعف اعتقادی دارن البته تا حایی که به عقایدم توهین نشه کدوم رفتار درسته؟ ایا ایشون درست رفتار میکنن که من هیچ لذتی از زندگی با شوهرم نمیبرم و بیشتر دوس دارم وقتمو با دوستام بگذرونم؟وحتی نسبت به کنابها و شخص شما بسیار بدبین شدم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به او نصیحت کنید که هم او سعی ‌کند شما را درک کند و هم شما سعی کنید در اموری که شریعت الهی رخصت داده است، او را درک کنید. بنا نیست کسی با مطالعه‌ی کتاب‌های بنده خود را از اُنس با همسر و لذت حلال محروم کند. بنده این موضوع را در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض کرده‌ام و در بحثی هم در سوره‌ی روم داشتم. برای همدیگر از بعضی خواسته‌هایتان کوتاه بیایید. در ضمن به همسرتان بگویید: همه‌جانبه حرکت کنید، عجله نکنند، برای آبادکردن جان خود اطراف را هم بپایید. موفق باشید
1628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وخدا قوت . ببخشید در رابطه با نام گذاری اسم برای فرزند، اگر اسم بچه را اسم ائمه انتخاب کنیم خوب است وسفارش هم شده ولی رهبری در بحث الگوی زن میفرمایند الگوی زن مسلمان ایرانی ولذا سوالم این است که برای اسم بچه اگر قرار باشد اسم ائمه وپیامبران ا انتخاب کنیم پس این جنبه ی ایرانی بودنش چه میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اسم و نام الگو های زنان ایرانی، اسم و نام اولیاء الهی و ائمه«علیهم‌السلام» است. موفق باشید
1049

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا و با سلام آیا در حال حاضر مراکز فرهنگی و مساجد می توانند از کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند در برنامه ریزی های فرهنگی خد استفاده کنند ؟ یا هنوز شرایط جامعه فراهم نیست؟ در مورد مهندسی فرهنگی که رهبر انقلاب تاکید دارند ، آیا کانون های کوچک نیز باید این نقشه را برای خود تهیه کنند ، یا این وظیفه شورای عالی انقلاب فرهنگی است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی همه باید از طریق طرح اندیشه‌ی بزرگان دین در احیاء تفکر دینی کوشش کنند. کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را برای آخرها بگذارید آن‌وقتی که افراد از طریق معرفت نفس و معاد، روح حضوری پیدا کرده باشند. موفق
1041

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام من توسط یکی از شاگردهایتان با شما اشنا شدم و اما سوال من همه مباحث اعتقادی را قبول دارم ولی ته دلم حس انکار دارم یعنی انکار میکنم مشکل من چیست و از شما می خواهم سیر مطالعاتی به من بدهید تا درست هم خدا را بشناسم و هم امامانم را با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی فکر می‌کنم اگر از طریق معرفت نفس جلو بروید از آن انکار که به نظر بنده در جای خودش خوب هم هست به سوی باوری می‌روید که دیگر آن مشکل را ندارید. سیر مطالعاتی که در روی سایت هست إن‌شاءالله کمک‌تان می‌کند. موفق باشید
22586
متن پرسش
سلام عليكم: بدليل حرمتی که برای شما قائل هستم دوست ندارم بحثی که تحت عنوان احمد الحسن راه افتاده را ادامه دهم ولی از طرف دیگر شبهه بزرگی با خواندن پاسخ های شما به آن دو نفر برایم پیش آمده. ظاهرا شما می فرمایید با توجه به انقلابی که در دست ماست همان کاری که قرار است با ظهور امام دوازدهم انجام بگیرد، با عنایات ایشان و از طریق انقلاب در حال انجام است و دیگر نیاز فیزیکی به ظهور امام وجود ندارد! درست فهمیدم استاد؟ اگر اینطور نیست (که نیست) پس حتما یک سلسله اتفاقاتی که منجر به ظهور خواهد شد انجام خواهد گرفت که مثلا خروج یمانی و بعضی اتفاقات دیگر از مقدمات آن اتفاق اصلی است و پس از آن وعده حتمی خدا اتفاق خواهد افتاد. درست است؟ خب حالا که بقیه احمق و کودن و نادان هستند، شما که استاد بزرگواری هستید بفرمایید آن سلسله اتفاقات در چه صورتی مورد قبول و حقیقی خواهند بود و افراد مدعی یزید و داعشی نیستند؟ بالاخره قرار هست افرادی تحت عنوان یمانی یا اصلا خود حضرت بیایند و خود را معرفی کنند یا نه؟ همین اتفاق دقیقا چگونه بوقوع خواهد پیوست؟ مثلا قرار است آنها خدمت رهبر عزیز، آقای خامنه ای برسند و خود را معرفی کنند و پس از تایید ایشان دعوت خود را آغاز کنند؟ خواهش می کنم دقیق جواب دهید و بحث کلی و انتزاعی را کنار بگذارید، بالاخره قرار است عده ای احمق و ابله هدایت شوند (به خواست خدا) و این امر با چند خط جواب کلی اتفاق نمی افتد! خواهش می کنم دقیق و سلسله وار جواب دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای مصطفی صادقی در کتاب «تحلیل تاریخی نشانه های ظهور» نکات محققانه‌ی دقیقی دارند: این کتاب پژوهشی است نقادانه درباره منابع و روایات مربوط به نشانه های ظهور امام زمان(عج). در مقدمه این کتاب آمده است: آمدن مهدی موعود به عنوان منجی بشریت در متون اسلامی با نشانه هایی قرین بوده است تا منتظران ظهور با دیدن آنها به حقانیت مدعی نجات بخش پی برده و با آمادگی به استقبال او بشتابند، اما در گذر زمان دسته ای از آدمیان به انگیزه های مذهبی و یا سودجویی سیاسی به نشانه سازی هایی دست زدند تا در پرتو آن حرکت خویش را زمینه ساز ظهور و یا خویشتن را به عنوان موعود آخر الزمان جای بزنند. این علائم به مرور زمان در اندیشه برخی امری مسلم تلقی و موجب رهزنی هایی شده است. این کتاب کوشیده است اخبار و روایات مجعول و غیر مجعول نشانه های ظهور را از هم تمییز دهد و آفات و آسیب های تحریف و جعل این قبیل اخبار و روایات را بررسی کند. 

مصطفی صادقی نگارنده این کتاب به تجزیه و تحلیل منابع اصلی مسئله غیبت و ظهور امام زمان پرداخته و ضمن مرور نشانه های ظهور به بررسی صحت و سقم مندرجات آنها پرداخته است. بررسی اخبار و روایات مربوط به قتل نفس زکیه، خروج سفیانی، قیام سید حسنی و سید خراسانی و روایاتی مانند طلوع خورشید از سمت مغرب از اصلی ترین پی گیری های این کتاب محسوب می شود. نگارنده این کتاب همچنین درصدد ارائه نظریه های جدید و ایجاد چشم اندازی نو در این عرصه بوده و از منابع مهم و کهن نیز سود برده است. 

«تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور» اثری تحلیلی تاریخی از «مصطفی صادقی» که در پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی آماده گردیده است، جزو معدود محموعه هایی است که به بررسی و نقد روایات نشانه های ظهور می‌پردازد. آمدن مهدی موعود (ع) به عنوان منجی بشر، در متون اسلامی با نشانه‌هایی قرین شده است تا منتظران ظهور با دیدن آن‌ها به حقانیت مدعی نجات‌بخشی پی برده و با آمادگی به استقبال او بشتابند؛ اما در گذر زمان، دسته ای از آدمیان به انگیزه‌های مذهبی یا سودجویی سیاسی، به نشانه‌سازی هایی دست زدند تا در پرتو آن، حرکت خویش را زمینه ساز ظهور یا خویشتن را به عنوان موعود آخرالزمان جای زنند. این علائم به مرور ایام در اندیشه برخی، امری مسلم تلقی، و موجب رهزنی هایی شده است و به جا می‌نماید این نشانه‌ها، با معیارهای علمی به ترازوی نقد گرفته شوند. کتاب تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور در پی چنین هدفی شکل گرفته و به بررسی نشانه‌های مشهوری می‌پردازد که در تاریخ اسلام رخ داده یا مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. از دیدگاه مؤلف برخی نشانه‌ها در حقیقت علامت ظهور به شمار نمی‌آیند. کتاب از انتشارات «پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی» در قم می‌باشد. موفق باشید

20969
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد گرامی مرز جهان ماده کجاست؟ با آنکه گفته می شود مجردات محدودیت ندارند ولی در جهان ماده نیز چه در بحث ابعاد نجومی و چه در بحث ابعاد اتمی انتهای آن مشخص نیست. منجمین با وجود اینکه با تخمین می‌توانند تا فاصله 9 میلیارد سال نوری، چیزهایی را تشخیص دهند، ولی هنوز هم نشانه‌ای از پایان جهان پیدا نکرده‌اند. در ابعاد اتمی نیز اگر طبق نظام علت و معلولی پیش برویم با توجه به دانش امروز بشر نهایتا به الکترون ها می رسیم که مشخص نیست خود آن ها از چه درست شده اند و عملا به بن بست می خوریم همانگونه که خداوند در خصوص آسمان ها می فرماید «ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَ هُوَ حَسِيرٌ» در خصوص اتم ها و ذرات تشکیل دهنده آن نیز همین حالت پیش می آید. آیا همانند پرتقالی که انسان در ذهن ایجاد می کند جهان ماده نیز خیالی بیش نیست؟ (البته کلمه خیال در مورد خداوند کلمه مناسبی نیست.) آیا همانگونه که گفته می شود در ذات خدا نباید تفکر نمود در این مورد نیز نباید فکر کرد؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا زمانی که در عالم ماده هم‌چنان سیر کنید، تنها با ماده روبه‌روئیم. این‌طور نیست که یک‌جایی ماده تمام شود و از آن به بعد مجرد باشد، زیرا همان‌جا هم باز ماده است. عالم مجردات در ساحت دیگری قرار دارد، نه در عرض عالم ماده. مثل نفس ناطقه‌ی شما که در ساحتی غیر از ساحت بدن شما مستقر است. در این مورد با مطالعه‌ی مباحث «معرفت نفس» می‌توانید بهتر این نکات را دنبال کنید. موفق باشید

17600
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: لازم به ذکر است که بنده از شاگردانتان نیستم و با میاحث شما آشناییتی ندارم و لطف می کنید اگر پاسخ مرا به صورت عمومی دهید: مهمترین سوال بنده اینست که رهبری در یک سری مسائل چرا قاطعانه و محکم وارد نمی شود زیاد شنیدم که می گویند باید مردم بخواهند و تا مردم به آن بصیرت نرسند رهبری نمی تواند کار کند یا جلوتر از مردم حرکت کند. ولی اصلا نمی توانم این پاسخ را هضم کنم و اصلا من مطمئنم اگر رهبری در یک سری مسائل وارد شوند مردم واقعا خوشحال می شوند که حداقل یک نفر در این جامعه به فکر مردم است و پشتشان است. مثلا در همین حقوق های نجومی درست است که صحبت کردند به مسئولین گفتند پیگیری کنید اینها را و... ولی وقتی مسئولین کوتاهی کردند رهبری آیا نباید کاری کند؟ مگر اینها پول بیت المالی نیست که امام علی (ع) اینقدر رویش حساس بود که به ایشان می گفتند حکومتت پایدار نمی ماند و جنگ و اینها می شود اگر بخواهی بیت المال را مساوی تقسیم کنی می فرمودند بشود. یا اینکه حضرت علی (ع) وقتی می فمند یکی از کارگزاران اقتصادی ایشان اختلاس و خیانتی کرده می گویند که سریع عزلش کنید، حبسش کنید و در نماز جمعه 35 ضربه شلاق بزنید. خب چرا رهبری اینقدر قاطع و محکم و سریع عمل نمی کنند و رهبری در سخنرانی اخیرشان با دانشجویان گفتند که البته اگر یک جایی حس شود که اصل نظام در خطر است رهبری مستقیما وارد می شود. سوال من این است مگر آرمان های نظام جزء اصل نطام نیست؟ مگر عدالت جزء آرمان های نظام نیست؟ چرا پس مستقیما وارد نمی شوند؟ من با سیاست های خارجی رهبری بسیار موافقم ولی آن قاطعیت در سیاست های خارجی ایشان را در سیاست داخلی شان نمی بینم. مگر در قانون اساسی نیامده که رهبری وظیفه نظارت بر سه قوه را دارند خب این چه نظارتی می شود که این همه مشکل در قوه ها وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم مقام معظم رهبری موضوعات را پیگیری نکنند، می‌ماند که ایشان در این شرایط متوجه‌ی مشکلاتِ زیرساختی و تاریخی ما هستند و برای برگرداندن امور، به مسیر اصلی، حکمت و حوصله‌ی لازم به به‌کار می‌برند تا تشنجی ایجاد نشود و برای آبادکردن دهی، شهری خراب نگردد. موفق باشید

17119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام .استاد وارد این لینک بشوید و به قسمت پایین صفحه بروید. 193 کتاب برای دانلود دارد که کتابهای بسیار خوبی هستند و واقعا قابل استفاده اند. لطفا نظرتان را بفرمایید که کتابها خوب بودند یا نه؟ http://soufisafinaameh.blogsky.com/1394/10 2. استاد بفرمایید نظرتان درباره شعر زیر (که شبیه قالب کتاب گلشن راز است) چیست؟ سراینده آن می تواند عارفی حقیقی و کامل باشد؟ شعر: سوال: در طریق عارفان و صوفیان اجبار چیست؟ شوق و ذوق و شاهد و هم معنی دلدار چیست؟ جواب : سالها طی شد مرا در بحث جبر و اختیار زان میان جز حیرت از آثار یارم نیست کار این معما حل نمی گردد مگر خود با سلوک هرچه ما را باز دارد نیست غیر از فکر پوک نیست کار عقل ما حل کردن این چیستان عاشقی؟ هم ناقه را سوی محبت باز ران شوق و ذوق و شاهد و معنی دلدار است او ای خوشا مستی که شد دیوانه ی رخسار هو دلستان و دلبر و دلدار ما هم ذات اوست اختیار و جبر و عقل و عشق، هر دم مات اوست شوق ما از شوق او گردیده مشتق ای رفیق ذوق ما باشد به ذوق ذات بی حدش غریق شاهد و مشهود و مشهد نیست جز رخسار وی جز خودش کو دلبر و کو دلستان، دلدار وی؟ سوال: اندکی از معنی خال و لب و گیسو بگو اندکی از غم بگو وز همت و دیدار چیست جواب: خال وحدت بر لب سرخ نگارم دیدنی است بوسه تنها از دهان او برایم چیدنی است گیسوش کسرات بی حد وجود ممکنات پیچ و تابش آرزو های کثیر جان مایت غم و هم و همت و دیدار نیست از سوی ما پیش آن جبار مطلق بود ما گردیده لا سوال: نور و علم و جهل و ظلمت را چه باشد رابطه خلوت و جلوت چه باشد معنی افکار چیست؟ جواب: جهل و ظلمت بود ماشد عین نور و علم، او نور ظلمت را کشد، علم است بر جهلت عدو ما فنا گردیم چون جهلیم و ظلمت تا ابد او بقا دارد که نور است و نباشد هیچ بد جلوت و خلوت زما در نزد او بی اعتبار جز هوا داری و مستی نیست خوش در نزد یار سوال: جلوت و خلوت چه باشد؟ ظاهر و باطن یکی است در کنار جوهر حق معنی افکار چیست؟ جواب: هر که او از سر گذشت، داند همو این سرگذشت که ندارد عشق و مستی هیچ این خاک پلشت چون حسین بن علی(ع) خاک تنت را ده به باد تا بمانی زنده و حی تا دم یوم التناد تا بر این خاک سیه چسبیده ای پستی و دون هان بخوان بر خویشتن انا الیه راجعون سوال: کیست هشیار و که باشد سالک مشتاق دوست؟ هم بگو مخمور و مست هالک و مختار چیست؟ جواب: سالک هشیار و مشتاق است مجذوب خدا تا که جذبش را نیابی، نیستی از خود رها هالک آن کو گشته زندانی این جسم خفیف سالک آن کو می پرد در عالم جان لطیف مستی و مخموری ما از سر هستی ماست در فنای مطلق ای جان آخرین مستی ماست در جهان جز ذات بی حد خدا مختار نیست این همه نقش و نگار و خال و خط بیکار نیست اختیار ای جان فقط زیبنده ی مولای ماست بندگی و اختیار اینجا ز یکدیگر جداست سوال: هم سکوت و هم خروش و هم یقین را گو به من این میان اثباط و نفی و برترین کردار چیست؟ جواب: در خروش آثار بودن در سکوت عطر فناست در یقین آرام جان و شک، همه غوغای لاست برترین کردار ما صوم و صلات و بندگی است غیر از این ابراز هستی موجب شرمندگی است نفی و اثبات این میان در لا و الا شد عیان لا فتی الا علی در نفی و اثباتت بخوان لا اله نفی و الاالله، اثبات وجود کفر نفی و دین ما هم عین این اثباط بود نفی خود بنما که اثبات خدا در نفی ما است این فنا جانا بقا اندر بقا اندر بقاست سوال: زادراه معرفت ای رهنما از جنس چیست؟ منزل و محمل چه باشد قافله سالار چیست؟ جواب: زاد راه معرفت پرسیده ای از جنس چیست زادراه معرفت ای دوست غیر از عشق نیست هر که بی عشق است او افتاده دور از معرفت بی حیات عشق ما مردار پستیم عاقبت منزل آنجایی که کردی قصد اسکان و نزول محمل آن باری که بندی تا درگاه وصول منزلت در منزل ما نیست در رفتار ماست رفتن و رفتن فقط ای دوست بهتر کار ماست تا که رفتن هست جانا حرفی از رفتن مزن پاره کن هر دم ز دست و پات بند ما و من قافله سالار تو آن رهبر فانی تست او که یار و جانپناه و دلبر جانی تست آن کسی کو غیر خیرت را نمی خواهد ز دوست قافله سالار جستی این نشان از آن اوست سوال: وندکی از عالم بالا و هم لاهوت گو تا چه باشد قسمت این کمترین اقمار چیست؟ من که ناسوتی و پستم شرح لاهوتی مخواه خاکبین و خاک بیزم نبودم دیدار شاه شوق دیداری که می بینی هم از یار من است عالم بالای من این رشته ی دار من است وحشت از گور و حراس از قبر تنگ و تار نیست چون در آنجا هم کسی غیر از نگار و یار نیست آفرین بر چشم یکتا بین مردا خدا لعنت و نفرین به هر کو دیده از چشمش دو تا ای قمر، رو روبرو بر شمس بنشین، نور جو همچو آیینه بجز از خوبی دلبر مگو همچو آیینه که بیرنگ است و بیرو و ریا باش مجلای شعاع نور خورشید خدا تا نبیند هیچکس غیر از خدا در بود تو نیست جز صیقل دلا بر سینه ی تو سود تو هر چه افزاید مرا من می گریزم از درش هر که می کاهد مرا خواهم که باشم در برش
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از راهنمایی شما. به طور اجمال سایت مذکور را نگاه کردم، فکر کنم بتوانم از آن استفاده نمایم 2- شعر مذکور از نظر محتوا خوب است و نگاه عرفانی به مسائل دارد ولی از نظر آهنگ شعری، هنوز کار دارد. موفق باشید

17071
متن پرسش
سلام استاده عزیز: بنده مثلا گناهکار به احوالات خودم هم آگاه، چطور میشه مثلا تصمیم می گیرم برم جبهه و در این راه شهید هم میشم چطور میشه که یک دفعه به اون مقام عالی انسانی و شهادت و قرب به خدا می رسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در إزای ورود در جبهه‌ی توحید، گناهان شخصی را می‌بخشد. لذا می‌فرماید: «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ (سوره‌ی محمد/ 2) و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد(ص) نازل شده - و همه حقّ است و از سوى پروردگارشان - نيز ايمان آوردند، خداوند گناهانشان را مى‏ بخشد و كارشان را اصلاح مى‏ كند! و حضور در جبهه‌ای که مقابله با توحید نظام اسلامی است، از همین جنس است که آیه‌ی فوق بدان متذکر است. موفق باشید

16306

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شخصی به اسم «سالم مولی ابی حذیفه» را چرا عرفا تعریف می کنند؟ این آدم به خانه حضرت زهرا (س) حمله کرده. مثلا آیت الله سعادت پرور (پهلوانی تهرانی) گفته: ایشان از عرفا بوده. دیگران هم تعریف کرده اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً تشابه اسمی باید باشد، وگرنه غلام حذیفه یکی از 24 نفری است که صحیفه را امضاء کرد و قسم یاد کردند که نگذارند بعد از پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه؛ مولایمان علی‌ابن ابیطالب«علیه‌السلام» راه آن حضرت را ادامه دهد. موفق باشید

15602
متن پرسش
سلام: چگونه می توان معضل گسست بین علم و عمل را که از نشانه های عصر ماست حل کرد؟ الان خیلی چیزها را می دانیم برای حیات ابدی ما خطر آفرین است اما به ترس عملی نمی رسد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع بسیار حساس و عمیقی است و ریشه در تنگنایِ تاریخی ما دارد. و تنها با جدّی‌گرفتنِ اهداف انقلاب اسلامی و عبور از غرب‌زدگی به تاریخ ما برمی‌گردد. فریادها و دلسوزی‌های جناب آقای دکتر رضا داوری اردکانی در کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» برای عبور از این مشکل تاریخی است. موفق باشید

14930
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل لطفا کتاب مختصر و مفید در مورد آشنایی با نظریات فلاسفه غرب معرفی کنید. مکاتب فلسغه غرب آیا در اصول عقایدشان همانند فلاسفه اسلامی وحدت دارند یا ندارند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است ابتدا از جزوات «فلسفه‌ی غرب» که بر روی سایت است شروع بفرمایید و سپس صوت جلسات آقای دکتر مهدی بنائی را از سایت «روزگار نو» بگیرید و در آخر، به کتاب‌های «تاریخ فلسفه» کاپلستون رجوع فرمایید. موفق باشید

14347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: حضرت علامه حسن زاده آملی روحی فداه می فرمایند ذکر بسم الله الرحمن الرحیم را نوزده روز هر روز نوزده هزار بار گفته شود. آیا این ذکر خاص است و عوارض دارد و یا عام است و ما هم می توانیم بگوییم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ولی فکر هم نمی‌کنم از اذکار خاص باشد. موفق باشید

14052
متن پرسش
سلام. 1-استاد بدایه و نهایه را میتوان گفت خلاصه ی اسفار است؟ 2-استاد پس از ج 8 و 9 اسفار که شما ترجمه فرمودید، میتوانم به شرح استاد صمدی از دروس معرفت النفس علامه رجوع کنم؟ یا چیز مفیدتری در زمینه معرفت النفس هست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بحث کتاب «معاد» را با شرح صوتی آن و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را کار کنید برای ابتدای کار ان‌شاءاللّه موفق خواهید شد. موفق باشید

13971
متن پرسش
سلام: حضرت آقا در مورد راهپیمایی کربلا صحبت فرمودند. بعد این شعر را خواندند: گرچه دوریم، به یاد تو سخن می گوییم / بعد منزل نبود در سفر روحانی معنی این چیست؟ احساس می کنم آقا یک حرف بزرگی می خواهند بگویند، ولی نمی دانم چه... راهنمایی ام کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دل کسی در صحنه‌ای از صحنه‌های عالَم وجود حاضر باشد همه‌ی حقیقت او در آن صحنه حاضر است و از بهره‌های معنوی خاص آن صحنه برخوردار می‌شود به همان معنایی که گفته شده: «گردر یمنی چو با منی پیش منی/ گرپیش منی چو بی منی در یمنی». موفق باشید

12662
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: دو سوال درباره قرآن داشتم: چرا قرآن در بعضی مسائل خیلی ریز می شود و به جزئیات می پردازد (مثلا ارث یا محرمیت)؟ اگر به خاطر اهمیت آن موضوع است چرا تمام جزئیات آن موضوع نیامده؟ در حالی که مسائل دیگر را به صورت کلی بیان می کند و توقع هم همین است که در قران احکام و قواعد کلی درباره همه موضوعات باشد و جزئیات هر موضوع با روایات و عقل فهمیده شود. چرا خطاب های قرآن متوجه مردان است که مثلا با زنان فلان طور رفتار کنید اما در جایی از قرآن عموم زنان مورد خطاب قرار نگرفته اند (غیر از مورد همسران پیامبر(ص))، البته منظورم خطاب هایی همچون «یا ایها الذین آمنوا» نیست چون هم برای مردان و هم برای زنان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- قرآن کتاب زندگی است در مواردی که نیاز به امور جزئی بوده باید به صورت جزیی وارد می‌شده 2- بسیاری احکام در بین زن و مرد مشترک است و از این جهت در قرآن خطاب به مردم‌است و مردم غیر از مردان است. مثل مسلمین که به معنای زن و مرد مسلمان است، ولی مسلمات یعنی فقط زنان مسلمان. موفق باشید

12592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: لطف تعدادی کتاب مفید برای رده سنی 12 سال معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «داستان راستان» از شهید مطهری و کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیازی به نبی». با این‌همه بنده با این رده‌ی سنی سر و کار چندانی ندارم که بتوانم خدمتتان راهنمایی لازم را بکنم. موفق باشید

10516
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی: در فلسفه بیان می شود فصل اخیر همان نوع است و تحصل دهنده نوع، از طرفی بیان می شود فعلیت مربوط به صورت است. در مورد بدن انسان که فعلیت دارد اگر ما بخواهیم فصل اخیر آن را مشخص کنیم یا به عبارت دیگر صورت آن را ،دو حالت دارد یا باید معتقد باشیم بدن به عنوان یک شی که فعلیت دارد فصلی غیر از نفس ناطقه دارد که در آن صورت باید گفت فصل اخیر آن چیست؟ یا باید قبول کنیم فصل اخیر یا صورت آن همان نفس ناطقه است اگر این را قبول کنیم باید معتقد شویم بدن همان تحصل و تعین نفس ناطقه در دنیاست یعنی نفس ناطقه که یک حقیقت مجرد است تعینش در عالم دنیا می شود بدن انسان؟ آیا این نتیجه گیری درست است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچیزی فصل اخیر و صورت خود را دارد. نفس ناطقه به عنوان موجودی مجرد فصل اخیرش، آخرین کمالاتی است که در خود شکل داده و صورت آن همان فصل اخیرش است که در بدن برزخی‌اش هم اکنون ظهور دارد و در مورد بدن مادی به عنوان یک پدیده دارای حرکت فصل اخیرش همان فعلیت‌هایی است که با تبدیل قوه به فعل محقق شده که همان آخرین صورت آن است. موفق باشید
9290
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: این که گفته میشود کافران در هنگام مرگ و لحظه جان دادن عذاب زیادی را تحمل میکنند یا همان سکرات موت در حالی که ممکن است یک شخصی در کمتر از یک ثانیه کشته شود، آیا میتوان با توجه به مباحث معرفت النفس این دو مسئله را با هم جمع کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهر قضیه آن است که کم‌تر از یک ثانیه می‌میرد، اصل قضیه، نفس اوست که تمام توجه‌اش به تعلقات دنیایی‌اش می‌باشد، در حالی‌که چون کافر است قلب او هیچ تعلقی به خدا ندارد که متوجه آن طرف باشد و آرامش داشته باشد. موفق باشید
6869
متن پرسش
هوالمحبوب سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم طاهر زاده، خدا قوت. بنده تحقیقی رو شروع کردم در رابطه با وعده های الهی در المیزان ولی با مشکل مواجه شدم. سوال مشخص بنده این است که لطفا نحوه مواجه با المیزان در رابطه با این موضوع و همچنین کتابهایی که در این رابطه مفید برای مطالعه هستند به بنده معرفی کنید. ممنون یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً در سوره‌های قرآن با وعده‌های الهی روبه‌روئید. وعده‌ای که به مؤمنان می‌دهد مثل آن‌که می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا» و یا وعده‌ای که به غیر مؤمنین می‌دهد و می‌فرماید: « وَ لا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتى‏» ساحران رستگار نمی‌شوند. پس باید حداقل یک دور قرآن را مطالعه کنید. موفق باشید
6187
متن پرسش
سلام.آیا ائمه علیهم السلام نیز به خودشناسی و تفکر در خود و هستی می پرداختند؟می نشستند به طبیعت و عظمت هستی نگاه کنندو تعجب کنند؟یا در خودشان فرو میرفتند و حیرت کنند؟اساسا چیزی برای آن ها وجود داشت که بخواهند به آن بیندیشند و کشف کنند؟آیا ان ها از لذت و حیرت و عظمت شناختن بهره ای می برده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام حسین (ع) در دعای عرفه دارند: « ُ إِلَهِی تَرَدُّدِی فِی الْآثَارِ یُوجِبُ بُعْدَ الْمَزَار» خدایا نظر به آثار تو موجب می‌شود تا از توجه به ملاقات تو دور شوم. پس معلوم است آن‌ها نیز نظر به آیات الهی دارند و به بالاتر از آیات الهی، بدون حجاب به نور حق نیز نظر دارند. و یا در همان مقدمه‌ی دعای عرفه نشان می‌دهند چقدر متوجه ظرائف خلقت انسان می‌باشند. موفق باشید
5518
متن پرسش
سلام علیکم. یکی از دلایل وجود روح و بعدی غیر مادی ثابت بودن "من " میباشد. یکی از بحث های این است که سلول ها در طول سال ها عوض میشوند ولی ما خودمون هستیم و تغییر نکرده ایم. یکی از تناقضاتی که وجود دارد ژنتیک است. اگر سلول ها عوض میشوند پس ژن ها هم باید عوض شوند ولی مشاهده میکنیم ژن ما اصلا تغییر نمیکند. پس دلیل می اورند این اطلاعات حافظه هم مانند هر اطلاعات دیگری در ما حفظ میشود و ربطی به تبدیل سلول ها ندارد. این تناقض چگونه برطرف میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کس در این شک ندارد که سلول‌ها عوض می‌شود ولی باز بدن ما همان بدن است چون روحی که بدن را تدبیر می‌کند ثابت است و در همان راستایی که بدن‌های بعدی همان بدن روح است باید ژن‌ها را به‌عنوان عامل ثبات بعضی از ابعاد بدن تعریف کرد وگرنه اتفاقاً تناقضی که می‌فرمایید برای طرف مقابل هست که این عامل ثبات که خودش تغییر می‌کند چگونه وسیله‌ی ثبات شخصیت می‌شود چون بالاخره ژن‌ها در متن سلول‌هایی است که تغییر کرده، مگر آن‌که متوجه شویم عامل ثبات سلول‌ها و ژن‌ها چیز بالاتری است که یک نحوه ثبات در آن هست و آن روح است. موفق باشید
نمایش چاپی