باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «داستان راستان» از شهید مطهری و کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیازی به نبی». با اینهمه بنده با این ردهی سنی سر و کار چندانی ندارم که بتوانم خدمتتان راهنمایی لازم را بکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آیت اللّه شجاعی«رحمةاللّهعلیه» که ذوقشان مناجاتی است در سخنان خود نظر به قاعدهی «حسنات الأبرار سیئات المقربین» دارند و به این اعتبار متذکر میشوند دلبستن به امور مباح از آن جهت که نوعی پیرویکردن از میل است؛ نوعی غفلت محسوب میشود و این غیر از آن است که امور مباح را رخصت حضرت ربّ العالمین بدانیم و در نظر داشته باشیم که خداوند دوست دارد امور مباحی که مطرح کرده است وارد شویم. و در این حالت، بیشتر انسان، خراباتی میشود. فکر میکنم جنابعالی بیشتر خراباتی هستید تا مثل آیت اللّه شجاعی و یا آیت اللّه ملکی تبریزی، مناجاتی. و لذا بدون اینکه سر به سر خود بگذارید با همان روحیهی خراباتیِ خود و امید به رحمت الهی با خود به سر ببرید و سر به سرِ خود نگذارید. در این فضا اشکال ندارد به سخنان آیت اللّه شجاعی گوش فرا دهید، ولی آن را در بستر روحیهی خراباتیِ خود شکل دهید از آن جهت که:
خراباتی خراب اندر خراب است / که در صحرای او عالم سراب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای شعر روشن است. آری! در مسیر رسیدن به حقیقت، سنتی باید در مقابل ما باشد، انگیزهی رجوع به حضرت حق کافی نیست. لذا با نظر به سنت اولیاء الهی که تعیّن سیر إلی اللّه هستند، میتوان مسیر رجوع به حق را به درستی طی کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همینطور است. اولیاء معصوم«علیهمالسلام» با سعهای که دارند از هر طریقی که بتوان به آنها نظر کرد، آنها نور خود را مینمایانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیت اللّه حسنزاده «حفظهاللّه» میفرمودند خطورات که در خیال وارد میشود، تا آخر برای انسان هست ولی میتوان با تجربهای که انسان بهدست میآورد، از آنها بهخوبی عبور کرد به همان معنایی که آیت اللّه بهجت «رحمةاللّهعلیه» میفرمایند: آمدنِ آن خطورات، در اختیار شما نیست، ولی عبور از آنها و اعتنانکردن به آنها در اختیار شماست 2- با زیارت ائمه «علیهمالسلام» امتحان کنید که چه اندازه در زیر سایهی آن بزرگواران کارها راحت جلو میرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فقه از باید و نبایدهای شریعت سخن میگوید و فلسفه نظر به هستها و بایدها دارد و از این جهت میشود که یک فقیه باید و نبایدهای شریعت را اخذ کند بدون آنکه فلسفه بداند 2- به نظر میرسد که امروزه وسعت کار یک طلبه به او اجازهی کار در بیرون از طلبگی ندهد، هرچند باید از مسائل اجتماعی و جهت اقتصادی جامعه آگاهی کامل را داشته باشد که البته در درس مکاسب تا اندازهای وارد این مسائل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر پس از سیر مطالعاتیِ سایت، با کتاب «آداب الصلواة» - بنده حدود 100 جلسه شرح صوتی بر آن داشتهام – و با شرح حمد امام و کتاب «مصباحالهدایه» شروع کنید، خداوند بقیهی راه را در مقابل شما میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایاتی که مدّ نظر دارید، بحث حقیقت ولایت الهیه مطرح است که مظهر آن، حضرت علی«علیهالسلام» میباشند و از این جهت در روایات داریم: «يَا عَلِي! كُنْتَ مَعَ الْانْبِيَاءِ سِرّاً وَ مَعِيَ جَهْراً»؛[1] اى على! تو با بقيه انبياء در باطن و سرّ آنها بودى و براى من در ظاهر هستى و در كنار من، و يا مى فرمايند: «لِكُلِّ نَبِيٍّ صَاحِبُ سِرٍّ وَ صَاحِبُ سِرّي عَلِيِ بْنِ ابي طالِب»؛[2] براى هر پيامبرى صاحب سرّى است و صاحب سرّ من على بن ابى طالب است. در این رابطه عرایضی در کتاب «حقیقت نوری اهلالبیت«علیهمالسلام» شده است و مفصلتر آن را محیالدین در فصّ شیثیّهی فصوصالحکم بحث میکند. موفق باشید
[1] ( 2)- القطره من بحار مناقب النبى و العتره، ج 1 ص 188.
[2] ( 3)- ينابيع الموده، ص 235.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم ماده از جهت مرتبهی وجودی که دارد درک مخصوص خود را از خود دارد و از این جهت هم خود را درک میکند و هم خالق خود را و بدین معنا یک نحوه تجرد دارد. و از جهت مقایسه با مراتب بالاترِ وجود، به آن ماده میگویند. ولی در رابطه با اصالت وجود، دیگر بحث ماده و مجرد در میان نیست بلکه وجود است با مراتب مختلف. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است ابتدا از جزوات «فلسفهی غرب» که بر روی سایت است شروع بفرمایید و سپس صوت جلسات آقای دکتر مهدی بنائی را از سایت «روزگار نو» بگیرید و در آخر، به کتابهای «تاریخ فلسفه» کاپلستون رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که میدانید قوهی واهمه قوهای است که معانی را صورت میدهد 2- وقتی نفس ناطقه در عین حفظ قوهی واهمه، به عالم معنا سیر کند صورت آن معانی در قوهی واهمه ظهور میکند که صورتهای ارزشمندی است. ولی در مورد عقل عملی تنها میتوان گفت که عقل وقتی به معنای افعالی که باید انجام دهد نظر داشته باشد و انسان موانع ارادهی آن اعمال را برطرف کرده باشد، منوّر به عقل عملی است. حال آیا این دو در بعضی موارد شبیه همدیگر عمل میکنند ظاهراً همینطور است وقتی که تصور عملی را قوهی واهمه داشته باشد و عقل عملی نیز موانع اراده به آن عمل را برطرف کرده باشد، این دو در کنار همدیگرند 3- همینطور است که میفرمایید که نفس در این موارد از نفس امّاره پیروی میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع را در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری مسلّم اگر حرّ چنین اقدامی را نمیکرد ممکن بود شرایط دیگری بهوجود آید. ولی این ظاهر قضیه است، گویا تقدیری که حضرت حق اراده کرده بود همان بود که میخواست با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» امویان را حذف کند. موفق باشید
