باسمه تعالی: سلام علیکم: باید برای قضاوت کامل آن سخن را کامل گوش بدهم. همین اندازه که میفرمایید به هیچ وجه قبول ندارم شهید مطهری آن عالمِ بزرگ و همهجانبه، سروشپرور باشد، هرچند که برای تمدن غربی جایگاهی قائل باشند؛ در هر صورت رویکردِ آن عالمِ بزرگ، تحققِ تمدن اسلامی است. ولی امثال آقای سروش اصالت را به نگاه غرب به همهچیز میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- عنایت داشته باشید که در کتاب «خویشتن پنهان» بحث نسبتاً مفصلی در مورد مرگ به جهت یأس شد و عرض شد که اکثراً به این شکل زندگی را به برزخ منتقل میکنند. از طرفی روشن شد که در برزخ و قیامت، انسانها ارادههایی برای تغییر شخصیت خود ندارند به همان معنایی که در روایت داریم: «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» امروز روز عمل است و فردا، روز نتیجهگرفتن از اعمال میباشد. میماند که اگر کسی نیّتهای متعالی داشته باشد ولی عمر او کفاف ندهد، مطابق نیّتهایش با او عمل میکنند. مضافاً بر آنکه بالاخره کوتاهیِ عمر او بیرابطه با اعمال و نیّتهای او نمیباشد که همهی این مطالب به نحوی در کتاب «خویشتن پنهان» مندرج شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظورشان آن بوده که خیلی طول میکشد تا به آن قلهای برسیم که تمام نگاههای ما به جایگاه انسان، نگاههای صحیحی باشد. ولی به هرحال اگر با تصوری درست نسبت به انسان جلو برویم، هر قدمی که برمیداریم به همان اندازه جلو رفتهایم. البته بنده فکر میکنم دنیا در حال عبور از سکولاریسم است و عرایضی در این مورد در قسمت سوم کتاب «اربعین حسینی» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه به این سخنان دقت کردم در آن یکنوع آلودگی نهفته است که آن را زیر سایهی حرکت سیدالشهداء«علیهالسلام» پنهان نموده است. میخواهد تحت عنوان کنش مسئولانه که به خودی خود سخن مبهمی است، نظرها را به نمونههای متعالی حرکت بشریت یعنی امامان معصوم«علیهمالسلام» که ماوراء زمان و مکان راه را نشان میدهند، نادیده بگیرد تا بتواند با عبور از امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و مقام معظم رهبری تحت عنوان کنش مسئولانه جوانان ما را گرفتار مشهوراتی کند که مدرنیته در این تاریخ حاکم کرده است وگرنه باید در کنش مسئولانه، ما را به رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» دعوت میکرد که مسئولانهترین کنش در این تاریخ است. امید است که متوجه ضعف خود باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم به طور خاص در این مورد صحبتی کرده باشم. میماند که در روایات ما بحث «اشارات» را ماوراء «عبارات» به میان میآورد تا متذکر شوند چگونه میشود از متون دینی به عنوان یک نماد استفاده کرد. از حضرت صادق داريم که ميفرمايند: «كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ- عَلَى الْعِبَارَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ- فَالْعِبَارَةُ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشَارَةُ لِلْخَوَاصِّ- وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِيَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِيَاء»[1] كتاب خدا به چهار صورت است. «عبارت» و «اشاره» و «لطايف» و «حقايق»، عبارت مخصوص عوام است و اشاره مربوط به خواص است و لطائف مخصوص اولياء است و حقايق مخصوص انبياء. و يا از بزرگان اهل عرفان هست: «العاقل یکفيه الاشاره» براي عاقل يک اشاره کافي است تا متوجه موضوع شود. موفق باشید
[1] - بحار الانوار، ج75، ص278.
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامهی طباطبایی در المیزان نکات خوبی را در این مورد فرمودهاند. خوب است به آنجا رجوع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از راهنمایی شما. به طور اجمال سایت مذکور را نگاه کردم، فکر کنم بتوانم از آن استفاده نمایم 2- شعر مذکور از نظر محتوا خوب است و نگاه عرفانی به مسائل دارد ولی از نظر آهنگ شعری، هنوز کار دارد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار چند تا سوال از محضرتان داشتم: 1. موضع شاه در مقابل مسئله نقد غرب چه بود؟ اینکه گفته می شود شاه با این مسئله مشکلی نداشت درست است؟ اگر درست است علت آن چه بود؟ 2. چرا عمده کسانی که در مسیر غرب شناسی فردیدی قرار می گیرند از انقلاب و فضای حماسی آن دور می شوند و به نوعی روشنفکری منفعل و البته منتقد تبدیل می شوند؟ آیا این دستگاه غرب شناسی مشکل دارد یا مشکل از جای دیگری است؟ 3. چه خصوصیتی در غرب شناسی فلسفی نهفته است که هر کس که به آن دل می دهد از درون دچار یک حرارت و شوریدگی عجیبی شده و وجودش دچار تلاطم و بی قراری می شود؟ 4. آیا امکان دارد به لحاظ ثبوتی حرف های اندیشمندان غربی مطابق با حقیقت باشد؟ آیا در عالم اثبات واقع هم شده است؟ با توجه به اینکه برخی قائلند کفار و غیر شیعه هیچ گاه حرف حقی ندارند و اگر هم حرف حقی بر زبانشان جاری می شود از شیعه به عاریت رفته است. ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو پای به راه در نِهْ و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت چون باید کرد». از نوع سؤالاتتان برمیآید که چندان در جریان غربشناسی آنطور که باید و شاید نیستید. پیشنهاد اولیهی بنده آن است که از طریق کتابهای مرحوم شهید آوینی، معنای درست و رویکردِ صحیحی که ما در نسبت انقلاب اسلامی باید در غربشناسی داشته باشیم، بهدست آورید و سپس باز به سؤالات خود بنگرید، در آن صورت موضوع فرق خواهد کرد. آنهایی که میگویند نیاز نیست به غیرِ شیعه رجوع کرد؛ باید متذکر این سخن علی«علیهالسلام» باشند که حضرت میفرمایند: «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ وَ هُوَ عِلْمُ مَعْرِفَةِ النَّفْسِ وَ فِیهِ مَعْرِفَةُ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَل» در این حدیث حضرت می فرمایند مراد از علمی که باید در چین به دنبال آن بود علم معرفت النفس است که سبب معرفت خداوند عزوجل می شود. "من عرف نفسه عرف ربه". مراد از چین احتمالا کنایه از دوری باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نوشتههایی که در رابطه با «عین ثابته» عرض شده، متذکر شدهایم که ذاتِ انسان عین اختیار است و خودش، کیفیت عین ثابتهی خود را انتخاب میکند و این انتخاب همیشه با اوست و میتواند هرلحظه انتخاب دیگری بکند که ادامهی آن انتخاب اولیه نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن به ما میفرماید: «تتقوا و تصبروا» یعنی اگر در مسیر رعایت تقوا همچنان پایداری کنید، چه در موقعی که حال، حالِ خوشی است و چه در موقعی که آنچنان نیست، در نهایت به نتایجی خواهید رسید که تصور آن را هم نمیکردید. خداوند در همهی این احوالات میخواهد صبر و پایداری ما را امتحان کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد که اصل این مباحث را باید در «بدایةالحکمه» دنبال کنید چون آنجا روشن میشود وجود ذهنی تأثیر وجودیِ خود را دارد که آن، ایجادِ علم است و از این جهت با وجود خارجی متفاوت است. در حالیکه از نظر صورت و ماهیت هر دو یکی است. پس تأثیر، از وجود است و نه از ماهیت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال باید عاقلانه عمل کرد و نه احساساتی. اگر با رفتن در روستا زندگیتان مختل نشود خوب است که به محل بومی خود بروید وگرنه سعی کنید با حضور در جمعه و جماعت و ارائهی اخلاق حسنه، برای خودتان جهنمِ شهر را به بهشت تبدیل کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده احضار روح نکردهام و این کار را هم قبول ندارم. موضوع آن جلسه از این نوع کارها نبود، بلکه آن روح برزخی بنا به مأموریتی که برایش تعیین کرده بودند، مأمور بود تذکراتی از طریق زبان آن جوان به جمع برساند و بنده نیز در آن جلسه دعوت شده بودم. و اینطور نیست که راهکار خاصی برای این امور در میان باشد. موفق باشید
