بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13824
متن پرسش
بسمه تعالی استاد طاهرزاده عزیز سلام علیکم: استاد از وقتی بحث معرفت نفس را گرفته ام به حقیقت بحث نفس مغرور گردیده ام و حالات عجیبی برایم حادث شده است... 1. یکی اینکه بعضی توانایی های نفسم ظهور پیدا کرده است که نمي دانم اتفاق خوبی هست يا نه؟ 2. من قوه متصوره بنظر خودم فوق العاده ای دارم یعنی تصویر حرف ها و گفته و نوشته ها را به عينه می بینم حتی این زمان که مشغول نوشتن این پیام هستم جمال حضرتعالی در پيش چشمم هست و... و اين موضوع برايم آزار دهنده شده است طوری که نمی توانم بین حقایق قلبم و تصوراتم تمیز بدهم، چه کنم؟ همین امر مشکلات زیادی برایم ایجاد کرده و وقتی موضوع حضور در معرفت نفس مطرح می شود حضور یافتن بسیار سخت شده طوری که می دانم که ماسوالله اصلا وجود ندارد ولی تصاویر برایم ایجاد تکثر کرده است، طوری که نه خدا را می بینم و نه غیر خدا برایم مهم است... در برزخی عجیب گیر افتاده ام! ببخشید بابت پرحرفي همیشگی ام. خدا عاقبت ما و شما را ختم بخیر بگرداند. یا علی مدد
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «هدف خیال و عقل و قلب» عرض شد این صورت‌ها به خودی خود چیز بدی نیستند. إن‌شاءاللّه عکس مه‌رویان بستان خدا می‌باشند. مهم آن است که از طریق این کثرات با همه‌ی زیبایی‌های قدسی‌اش ما آینه‌ای بسازیم جهت نظر به آن حقیقت وَحدانی. موفق باشید  

13493
متن پرسش
با سلام: با توجه به جواب سوال 13477 فرمودید: إن‌شاءاللّه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» جواب خود را می‌یابید. متن کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید بنده کتاب مورد نظر را خوانده ام چیزی که در کتاب و جان کلام کتاب از نظر بنده بود داشتن برنامه مخصوصا برنامه مطالعاتی و سیر مطالعاتی معرفتی دینی به خصوص در زمینه معرفت النفس است که با این کار به قوای نفس مخصوصا وهم جهت می دهیم و قوای نفس را در جهت معرفت الهی به کار می گیریم یا به قولی به جای اینکه وهم ما را به خود مشغول کند ما وهم را در سمت و سوی کسب معرفت النفس مشغول می کنیم و خود برنامه شویم. به نظر بنده این راه پیشنهادی در کتاب وقتی موثر است که فرد دارای ذهنی آرام باشد در این صورت این فرد که تشنه معارف هم هست با یک برنامه منظم و پیوسته با سیر مطالعاتی جنابعالی به جاهای خوبی خواهد رسید، اما وقتی فردی دچار افکار مزاحم و سمج و آزار دهنده باشد پس ذهنی نا آرام و نامنظم دارد که همان مشکل ذهنی به او اجازه برنامه ریزی و حرکت مستمر بر طبق برنامه را نمی دهد. لطفا ابتدا روش جدا شدن ذهن از این افکار مزاحم و حذف این افکار را که اجازه نمی دهد برنامه داشته باشیم و بر طبق برنامه پیش برویم بفرمایید تا ذهن آرام شود و بتوانیم در مرحله بعد برویم به سراغ برنامه ریزی و سیر مطالعاتی منظم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالب کتاب را به‌خوبی متوجه‌اید. با اصرار بر این‌که نگذاریم خطورات ذهنی به ما برنامه دهند، کار آرام‌آرام درست می‌شود و افکار ما هراندازه هم سمج باشد از فعالیت می‌افتد. این تنها راه عبور از افکار مزاحم است. به یک پشتکار و حوصله نیاز دارد. موفق باشید

13127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار‌: اینجانب کارگری هستم ۴۳ ساله. ۲۳سال است در تهران ساکنم. ۲۰ سال هم بیمه دارم. پسرم هم طلبه است. مقصود اینکه: از روزی که به تهران آمده ام آرامش ذهنی و فکری ندارم. روحیه ام با این محیط شهری و به اصطلاح مدرن نمی خورد، هر چه تلقین کردم هم نشد. ما روستایی داریم که علاقه دارم در آن زندگی کنم ولی آنجا هم کار و شغل کم و محدود است. حال مانده ام چه کنم. اینجا هم برایم قابل تحمل نیست. نمی دانم بروم و به تشویش در دینداری ام خاتمه بدهم یا بمانم اینجا. چون در شهرستان دینم راحت تر می ماند. راهنمایی لطفا بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال باید عاقلانه عمل کرد و نه احساساتی. اگر با رفتن در روستا زندگی‌تان مختل نشود خوب است که به محل بومی خود بروید وگرنه سعی کنید با حضور در جمعه و جماعت و ارائه‌ی اخلاق حسنه، برای خودتان جهنمِ شهر را به بهشت تبدیل کنید. موفق باشید

13028
متن پرسش
با سلام: اولا آدرس الکترونیکی را الکی زدم چون نداشتم، عفوکنید. اما سوال: بنده ادعا می کنم که از راه های کوناگون چه در خواب و چه در بیداری صوت می شنوم و مطالبی به من گفته می شود مثلا به من گفته می شود که انسانها را باید خدا بزرگ کنه یا اینکه می گویند که ولایت مال رسول الله است و نظریه ولایت فقیه را که من مطرح می کردم را زیر سوال می برند. یا اینکه گفته می شود که صداقت مال بزرگترهاست یا شما گفتید که آیت الله جوادی رشد خوبی کردند تفاوت بین رشد خوب و بزرگ کردن انسان توسط خدا چیست؟ مطالبی را خدمتتان عرض کردم رو چگونه با هم دیگه جمع کنم؟ با تشکر موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مواظب بود خود را در اختیار این نوع اصوات و خطورات قرار ندهیم وگرنه شیطان از این طریقه وارد می‌شود و به صورت‌های مختلف و انواع شبهه‌ها ما را بیچاره می‌کند. ملاک ما در فهم و تعقل، قرآن و روایت و نظر علماء باید باشد نه خطوراتی که به سراغ ما می‌آید. موفق باشید

12933
متن پرسش
سلام: می خواستم ترتیب این وقایع را بدونم: ظهور امام زمان (عج) - قیامت - به ارث بردن زمین توسط صالحان که تو قرآن گفته شده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حضرت ظهور کنند متقین به معنای واقعی از برکات زمین در راستای تعالی انسان استفاده می‌کنند و خلقت زمین به هدف اصلی‌اش نزدیک می‌شود و زمینه‌ی تحقق قیامت کبری فراهم می‌شود. موفق باشید

12543

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میشه نظرتان رو درباره برنامه خندوانه بگید لطفا؟ به نظر من ترویج خنده و شادی به این صورت درست نیست. اینکه بی دلیل یه عده چند ثانیه قهقهه بزنن و ... متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فرصت دیدن این نوع برنامه‌ها را ندارم ولی این‌طور که شما می‌گویید ما در روایات داریم خنده‌ی زیاد، روح را می‌میراند. بنده جزوه‌ای تحت عنوان «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» تنظیم کرده‌ام که ظاهراً باید در روی سایت باشد. موفق باشید

11770

فایل سوالاتبازدید:

متن پرسش
با سلام: خواهش دارم فایل سوالات همراه با جواب رو برای دانلود و مطالعه آف لاین بزارین ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی

سلام علیکم

فایل سوالات بصورت یک فایل اکسل اماده شده است ولی بدلیل اینکه استفاده از آن به سختی انجام میگرفت وبراحتی برای کاربرانقابل استفاده نبود تصمیم برآن شد که  طراحی فرمت آن تغییرکند که انشاالله درصورت آماده شدن در اختیارعزیزان قرار خواهد گرفت.مدیریت سایت

10818
متن پرسش
با سلام و احترام: در پرسش و پاسخ مطلبی دیدم تحت عنوان زبان مقدر است. آیا فکر هم مقدر است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن روایت قدسی که حضرت حق می‌فرماید: «أَنَا عِنْدَ ظَنِ‏ عَبْدِیَ‏ الْمُؤْمِن‏» من در گمان بنده‌ی مؤمن‌ام هستم. پس هرطور که انسان مؤمن از حضرت حق انتظار دارد حضرت حق بر او وارد می‌شود و امورات او را در دست می‌گیرد. موفق باشید
9845
متن پرسش
سلام علیکم: استاد وقتی جوهر سیب شدت می گیرد و رنگ و بوی آن هم شدید می شود چه چیزی باعث می شود که سیب رنگ قرمز یا مثلا فلان بو را انتخاب کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اعراض محل ظهور کمالات جوهرند، هر اندازه زمینه‌ی ظهور کمالات جوهر فراهم باشد آن کمالات در اعراض ظهور می‌کنند. موفق باشید
8338

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام‏ ‏علیکم‏ ‏در‏ ‏جواب‏ ‏سوال‏ ‏‏ ‏فرمودید‏ ‏مطالب‏ ‏عرفان‏ ‏نظری‏ ‏را‏ ‏دنبال‏ ‏کنید‏ ‏با‏ ‏توجه‏ ‏به‏ ‏اینکه‏ ‏به‏ ‏موضوع‏ ‏عرفان‏ ‏بسیار‏ ‏علاقه‏ ‏مندم‏ ‏راهنمایی‏ ‏بفرمایید‏ ‏از‏ ‏کجا‏ ‏شروع‏ ‏کنم‏ البته‏ ‏با‏ ‏اثار‏ ‏شما‏ ‏مانوس‏ ‏هستم‏ ‏ومباحث‏ ‏ده‏ ‏نکته‏ ‏برهان‏ ‏تا‏ ‏عرفان‏ ‏حرکت‏ ‏جوهری‏ ‏ومعاد‏ ‏را‏ ‏کار‏ ‏کرده‏ ‏ام‏ ‏با‏ ‏تشکر‏ ‏صمیمانه‏ ‏وعرض‏ ‏ارادت
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بعد از این مباحث که فرمودید و بعد از مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» باز سؤال بفرمایید و ایمیل خودتان را نیز بنویسید. موفق باشید
3470
متن پرسش
با سلام استاد عزیز پیامبر عظیم الشأن اسلام می فرمایند: الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم. به زبان امروز یعنی حکومت لائیک و سکولار می تواند دوام داشته باشد اما حکومت اسلامی اگر آلوده به ظلم باشد دوام نمی آورد. استاد درست است که حکومت ما دینی است اما با این همه تبعیض، رانتخواری، آقازاده بازی، تجمیع سرمایه های ملی در دست یک عده و خفه کردن صدای هرکس که نسبت به این گرانی ها و تبعیض ها معترض است؛ ایا دوام می آورد؟آیا پابرجا می ماند؟بالاخره آن مسئولینی که تبعیض قائلند، رانتخواری می کنند، جلب سرمایه می کنند،وامهای بی در و پیکر می گیرند و بر آه بیوه زنان و اشک یتیمان و فقر پابرهنگان-که به فرموده امام رضوان الله تعالی صاحبان اصلی این انقلاب هستند- کاخ قدرت خود را می آرایند باعث به زمین خوردن این نظام نمی شوند؟مگر نه اینکه رسول راستین فرمود ملک با کفر می ماند اما با ظلم نه. آیا همین جمله خبر سرنگونی نظام ما را نمی دهد؟چه باید کرد؟استاد گرامی چه باید کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این دزدی و گرگی‌ها هدف نظام نیست بلکه نظام سعی دارد ان‌ها را کنترل کند برعکس نظام‌های ظالم که خودِ نظام به مردم ظلم می‌کند. بحمدالله جهت‌گیری نظام مقدس اسلامی طوری است که از این انحراف‌ها می‌گذرد و هر روز ریشه‌های او مستحکم‌تر و اصل نظام پایدارتر خواهد بود. موفق باشید
3200
متن پرسش
ضمن عرض سلام خدمت استاد گرامی. می خواستم نظر مبارکتان را در مورد سفر به کربلا از طریق کاروانهایی که زیر نظر سازمان حج و زیارت نیستند جویا شوم. با توجه به اینکه سفر با این کاروان ها خطر جانی برای زائرین به دنبال دارد، آیا زائر خود ضامن صدمات جانی احتمالی به خودش است؟ یا اینکه نباید به خطرات احتمالی اهمیت داد؟ با آرزوی عمر با برکت برای حضرتعالی. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با توجه به این‌که شرکت شمسا ضعف‌هایی دارد و عملاً آن‌طور که شایسته است جهت زیارت کامل به زائر کمک نمی‌کند بعضی از بزرگان به صورت آزاد و مطابق قوانین نظام اسلامی مبادرت به سفر می‌کنند، نمی‌توان گفت این کار خلاف مقررات است، اشکال در برنامه‌ریزی شرکت انحصاری شمسا است و لذا حج و زیارت اصفهان مدت‌ها است تلاش می‌کند بیرون از شرکت شمسا خودش برنامه‌ریزی کند و تا حدّی هم اقداماتی انجام داده. موفق باشید
2784

نفخه ی صوربازدید:

متن پرسش
سلام نفخه ی صور اول موجب مدهوشی اهل آسمان و زمین میشود.و نفخه ی دوم همه را بیدار میکند. سوال: برای نفسی که مرگ ندارد و فرسایش نمیابد و همواره باقی و بودن است ((مدهوشی)) و ((هوشیاری پس از آن)) چه معنا میدهد؟ 2.آیاتی که بر جسمانی بودن معاد و وجود جسمی برزخی بجز این جسم مادی معرفی کنید؟ 3.منظور از اینکه مثلا فلان میوه بهشتی است چیست؟(چون مطمئنا همان میوه که در بهشت با همان صورت موجود نیست و ثانیا هر شی یک حقیقت باطنی دارد و مختص چند میوه (چیز) خاص نمیشود.)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ نفس نسبت به تعلقات خود در نفخه‌ی اول می‌میرد و با نفخه‌ی دوم آزاد از آن تعلّقات زنده می‌شود. 2ـ در جزوه‌‌ی نحوه‌ی حیات بدن اخروی آیات و روایات مربوطه را دنبال کنید و یا در تفسیر آیه سوره یس موضوع را دنبال نمائید که می‌فرماید « الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُون‏....» که روشن می‌کند در قیامت دست و پا شخیت افراد را می‌نمایانند. 3ـ تمام آن‌چه در بهشت به صورت نعمت‌ها ظاهر می‌شود صورت عقاید واخلاق و ملکات مؤمنین است. موفق باشید.
1727
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله استاد چگونه میتوان هدف ار خلقت انسان را برای کسی که حتی وجود روح را منکر میشود بدون قرآن اثبات کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در علم کلام بحثی تحت عنوان حکمت الهی هست که متکفل همین امر است که سوال فرموده اید و ما نیز در جلسات اول تا سوم کتاب «آشتی با خدا» مباحثی را طرح کرده‌ایم. سایت «مذهب دات کام» در رابطه با تبیین آفرینش انسان از زاویه‌ی حکمت الهی نکات ارزشمندی مطرح کرده است به آنجا رجوع بفرمائید. موفق باشید
1294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
من طلبه ای هستم که به سال دوم میروم.راستش نمیدانم باید چه طور از وقتهای آزادم استفاده کنم.حداقل این سوالات خیلی اذیتم میکند. 1-چه قدر باید در حوزه ادبیات خواند؟ 2-کنار قرآن چه تفسیری باید خواند؟تفسیر نمونه من را ارضا نمی کند.تفسیر المیزان را هم اساتید میگویند زود است .بدون استاد متن عربی آن را هم خوب نمی فهمم .نظر شما چیست؟ چه طوری باید به لغت مراجعه کرد مثلا خواندن التحقیق؟ 3-وقت آزاد طلبه باید چه طوری پر شود ؟کتابهای شهید مطهری در اول راه کنار کتابهای تخصصی یا بعد از تخصص خواندن کتابهای ایشان یا آثار متفکرین دیگر یا ... . 4-شما چه قدر با کار فرهنگی انجام دادن طلبه در اول راه موافقید؟اینکه میگویند فهم روایات مبتنی بر حضور در جامعه است موافقید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- یک طلبه باید کاملاً ادبیات را مسلط باشد و به موارد نادر هم در ادبیات باید توجه داشته باشد. 2- به نظرم باید المیزان را بخوانید ولی عجله نکنید فعلاً موضوعات معرفت‌ نفسی را دنبال کنید تا ادبیاتتان در حدّی بشود که متن عربی المیزان را مطالعه کنید 3- مطالعه‌ی کتاب‌های شهید مطهری«رحمة‌الله‌علیه» در ابتدای کار طلبگی از بهترین کتاب‌ها جهت وقت آزاد طلبه است 4- طلبه باید طوری با متون درسی برخورد کند که تمام فکر و ذکرش را به آن‌ها بسپارد و در حدّی باید به حواشی و یا کار فرهنگی بپردازد که ذهن او در درس و بحث متون درسی مشغول کار دیگری نباشد. موفق باشید
1162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی ببخشید استاد بحث انتخاب خریدن لوازم زندگی از جمله همین ماشین لباسشویی یک سوالی ذهن من رو درگیر کرده و اینه که در صورتی که خانمی بخواد کارکنه و به وظایف همسری و مادری هم برسه در این شرایط داشتن ماشین لباسشویی باعث ایجاد وقت آزاد میشه که باعث میشه کار کردن مانع انجام وظایف اصلیش نشه به دلیل همون وقتی که ایجاد شده .حال نکته ای که مطرح میشه اینه که خانم باید کارش را رها کند و به این وظایف مثل لباس شستن و اینا برسد که نیازی به خریدن اینجور لوازم نباشه یا این که این شرایطی است که خریدن این لوازم مشکلی ایجاد نمیکنه و کارش را هم ادامه بده؟ با تشکر از لطفتون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در حال حاضر آیا از استفاده از وسایلی مثل لباسشویی گریزی هست؟ موفق باشید
1137

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جوانی ۲۸ ساله هستم در دوران دبیرستان با معنویت وسیروسلوک آشنا شدم ولی در یک لح ظه پایم لیز خورد وگناهی مرتکب شدم بعر ازآن همیشه احساساتم با خدا در دوران بود گاهی خوب گاهی بد وناامید می شدم تا اینکه شبی بیدار شدم دیدم هیج حسی به خدا ومعنویت ندارم هیچ بلکه نوعی بغض وکینه نسبت به این مسایل دارم از خدا می ترسیدم انگار باری به انداره صد تن برروی دوشم بود همیشه خودم را نوعی پیر حشس می کردم که توانائی انجام هیچ کاری را ندارم از اینکه این حس را داشتم پریشان بودم به اعضای خانواده هم بد بودم ذره ذره نسبت به معنویت دور می شدم از قرار گرفتن در جمع های مذهبی بیزار بودم در موقع شنیدن روضه احساس سرور می کردم نوعی حق به دشمنان خدا می دادم این حالت در من بود تا چند ماه پس از چند ماه وضعم بهتر شد ولی نوعی سنگینی را حس می کردم نمی توانستم سمت خدا برم اگرحس معنوی خوبی به من دست می داد سریع بیخیال می شدم انگار قلبم گنجایش نداشت همیشه می خواستم چیزی در قلبم باشد که آرام شوم همیشه دننبال عشق زمینی بودم که در تمامی موارد شکست خوردم حدود سه سال پیش دختری دیدم که فکر کردم به خواسته ام رسیدم روز به روز خودم را در زیراشعه او میدیدم فکر جدائی و دوست نداشتن او برایم مساوی مرگ بود وهست با اینکه ما رابطه ای نداشتیم ولی این علاقه ولذت در من بود با این که حدود یکسال است که ندیدمش ولی مهرش از دلم بیرون نرفته مهر اورا با هیچ چیز عوض نمی کنم وانگار پرده ای روی قلبم کشیدن نمی زارن به چیز دیگه ای فکر کنم خودم هم ناامید شدم از اینکه بتوانم بیخیال شم می گم چون من مهر اورا به همه چیز ترجیح دادم خدا مرا تنبیه می کنه برخی اوقات چنان منو مسحور میکنه که انگار قفل شدم دیگه هیچ علاقه ای به عبادات ندارم از خودم ناامیدم وبر همین اسا دست به هر کار ی می زنم ولی بعد پشیمان می شوم من در مانده ام کسی نیست مرایاری کند چون توسل نمی توانم بکنم نسبت به همه ناامیدم وهمش دنیال راه فرارم ولی متاسفانه راهی نیست این مزه ای که از علاقه به آن شخص بردم زیر زبانم مانده ونمی توانم دست بکشم همیشه تا به سختی می فتم به سراغ افکار می روم انگار یکی مرا به سوی آتش هل می ده میگین کسی که از سلوک برگشته چاره نداره تمام بد بختی من اینه که به نظرم نتونستم جای اونو تو قلبم پرکنم ومدام از پی همه چیز می روم
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کتاب «چگونگی ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه کنید. متن کتاب روی سایت لب المیزان هست. إن‌شاءالله وقتی خیال خود را مدیریت کردید، عهد قلبی شما به خدا برمی‌گردد. موفق باشید
1013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم باسلام لطفا توضیحاتی در مورد ضعف ها و اشکالات بحث های سنت گرایان و به خصوص خود آقای گنون،چه در بحث های سلبی و نقد ایشان به غرب و چه بحث های ایجابی ایشان توضیحاتی را بفرمایید.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اکثر مطالب کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» شرح اندیشه‌ی مرحوم رنه‌گنون است. موفق باشید
814

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. خسته نباشید. استاد گرامی، در فرمایشات امام علی علیه السلام در نهج البلاغه آمده است که برخی صفات برای مردان عیب و برای زنان چسندیده است مثل بخل و تکبر و ترس. استاد سوال من این است که آیا این تکبر برای زنان نسبت به همدیگر رواست؟ من خودم کسانی را میشناختم که آنقدر مرا اذیت کردند از بس به حسب و نسب خود افتخار میکردند که ما چنین هستیم و چنان هستیم و با اینکه بنده به لطف خدا از جانب پدر و مادر سید هستم و به لطف خدا نسب شریفی است (اگرچه خداوند این نعمت را از راه الطاف واسعه خود به ما داده وگرنه ما هرگز لایق نبودیم )اما ایشان آنقدر خاندان خود را بر سر من کوبیدند که حد و حساب نداشت و فقط بحث خاندانشان نبود تحصیلات خانواده شان را آنقدر به رخ می کشیدند(اگرچه بنده خداها تا لیسانس معمولا تحصیل کرده بودند و حتی هم اینگونه نبود که حالا خیلی تا مقاطع بالا ادامه داده باشند = منظور اینکه این چیزها به نظر خودشان خیلی مهم و عجیب و عامل بزرگی و فخر بود وگرنه آنقدرها هم بلحاظ ظاهری بالانبودند که فکر میکردند. گرچه اصالت به این چیزها(خاندان و تحصیلات و پروت و ...) نیست و این توهماتی بیش نیست. اما استاد یعنی کارهای و تکبرات این افراد گناه نبوده - چون امام علی داشتن تکبر را برای خانمها خوب قلمداد میکنند - و آیا من که سعی کردم متکبر نباشم دارم خلاف خواسته امام علی علیه السلام رفتار میکنم؟ لطفا راهنمایی فرمایید. تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: منظور حضرت آن است که زنان با مردان نامحرم قاطی نشوند و از آن‌ها فاصله بگیرند و در اموال شوهر خود بذل و بخشش راه بیندازد و بی‌پروا هر جایی نروند، نه این‌که در امور اخلاقی تکبر کنند، تکبر در امور اخلاقی بر هر زن و مرد مسلمان ناروا است. موفق باشید
26124
متن پرسش
سلام محضر استاد گرانقدر: از آنجایی که می توان از شهید شدن سردار و تشییع آن شهید به یوم الفصل انقلاب تعبیر کرد، آیا می شود تا حدی تکلیف افرادی که روزانه با آنها در ارتباطیم رو با نسبتی که با این قضیه برقرار می کنند و موضعی که می گیرند مشخص کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است. باید با توجه به نسبت آن‌ها با آن شهید بزرگوار، آن‌ها را از خود دانست. موفق باشید

19765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز! حقیر طلبه هستم و چند سالی است که در حوزه هستم و با روحانیت حشر و نشر دارم. به جرأت می توانم بگویم که بزرگترین مشکل روحانیت فعلی، این است که با جامعه انس ندارد، با جوانان و نوجوانان انس ندارد. بزرگترین ضربه را زمانی خوردیم که بین مردم و روحانیت فاصله ایجاد شد. جسارت مرا ببخشید ولی این اشکال خیلی از بزرگان حوزوی هم هست که با جامعه انس ندارند. استاد! به داد اسلام برسید! به داد جوانان برسید! که دشمن دارد آنها را به خودش جذب می کند. مردم تا زمانی که روحانیت را یک تافته ی جدا بافته بپندارند، حاضر نیستند به روحانیت رجوع کنند. حقیر در این رابطه از شما دو سوال دارم. 1. بفرمائید که در نگاه تربیتی و اجتماعی چگونه با مردم و مخصوصا جوانان، ارتباط بگیریم و آنها را جذب اسلام کنیم؟ به راستی این معضلی بسیار عظیم است که مردم و جوانان به خاطر خیلی از این مقدس نما ها از دین فراری شده اند. به راستی چرا جامعه کنونی از روحانیت و از اسلام زده شده اند؟ اشکال در کجاست؟ در خودشان یا در ما مذهبی ها و ما آخوندها. 2. شما در پاسخ بسیاری از سوالات طلبه ها در خصوص معمم شدن، فرموده بودید که اوایل درس خارج. حقیر پایه چهارمم را به اتمام رسانده ام. استاد من خودم را می شناسم! اگر معمم بشوم ان شاءالله هم از لحاظ تقوایی بهتر می شوم و هم از لحاظ درسی. خودم هم قلبا دوست دارم که زودتر ملبس بشوم. آیا شما صلاح می دانید که حالا که در اوایل پایه پنجم هستم، دائما معمم شوم. اگر نظرتان مثبت است خواهشا یک نصیحت جامع و کاملی بکنید که چه کنم که به آبروی اسلام و آبروی اهل بیت علیهم السلام و روحانیت ضربه نزنم و برای تاریخی که در آن قرار گرفته ام مفید باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مشکل اصلی تبلیغات فرهنگ سکولارِ غربی است که مردم را در کلّ جهان از دیانت فاصله داده تا آن‌که به روحانیت رجوع نکنند. البته که ضعف‌هایی در روحانیت هست، ولی بیشتر وظیفه‌ی همه‌ی مردم است که برای حفظ دیداری خود به روحانیت رجوع کنند 2- چه اشکال دارد اگر احساس می‌کنید با معمم‌شدن بهتر می‌توانید بهتر کار کنید، معمم شوید به شرطی که بیشترین فرصت را جهت دروس حوزوی صرف کنید و تقوا و تواضع را ملکه‌ی خود نمایید. موفق باشید

19635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض خدا قوت و قبولی طاعات شبهای قدر: ۱. پیرو سخنان مقام معظم رهبری پیرامون آتش به اختیار فرهنگی و بازتاب بسیار گسترده اش در رسانه ها بخصوص معاند. سوالی به ذهنم خطور کرد که: حضرت آقا مگر نمی دیدند که این همه کارهای فرهنگی که انجام می گیرد خراب کرده اند کار را، و به واقع کار فرهنگی نکرده اند بلکه به دور خود چرخیده اند. که بدتر: برخی زدگی از قشر مذهبی ایجاد کرده اند. و خود شما نیز یک کتاب و یک جزوه در نقد آنها دارید. نمی دانم چرا هر چقدر فکر می کنم این کار آقا را درک نمی کنم! احساس می کنم یا اوضاع بسیار بدتر از آن است که ما می بینیم یا اینکه آقا زود تر از موعد این را فرمودن. ۲. پیرو سخنانِ عالمانه ی جناب آقای دکتر حسن روحانی پیرامون انتخاب مردم بودن امامت، آیا نمی توان گفت که ایشان فراتر از یک اختلاف دیدگاه با رهبری رفتار می کنند؟ ایشان به اندازه ی طلبه ی پایه یک که عقاید آقای قائمی را می خواند هم یعنی فهم از این موضوع ندارند؟ ایشان عقاید اسلامیشان، اصول عقایدشان مورد سوال است. حال برای مملکت شاخ و شونه می کشد این صحبتهای ایشون دادِ حضرات آیات جوادی آملی، مکارم شیرازی، نوری همدانی و... را درآورده. به نظر حضرت استاد در این شرایط و با توجه دوباره به جمله ی آتش به اختیار با معنی اصلی آن، ما باید چه کنیم و اگر تریبونی در اختیار ما بود چگونه صحبت کنیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 19553 در رابطه با مشکلات کار فرهنگی عرض شد. مشکل ما مشکل جدیدی نیست، ولی وقتی به صورتی مشخص ظهور می‌کند، رهبری فرصت را غنیمت می‌شمارند و راهنمایی لازم را انجام می‌دهند وگرنه رهنمود ایشان مبهم قلمداد می‌شد 2- به هرحال آقای روحانی بیشتر در تلاش است برای هویت بخشی به جریان خود، و چندان به آموزه‌های دینی نظر ندارد. موفق باشید

18373
متن پرسش
سلام علیکم استاد: با توجه به اینکه دلایل فراوان و مستدلی در رابطه با وحدت شخصی وجود در آثار بزرگان بیان شده (از جمله آن براهین: الف. وجود مساوق وجوب بالذات است. ب. وجوب بالذات مساوق وحدت است. وجود مساوق وحدت است) چطور بزرگانی مانند آیت الله مصباح و علامه جعفری آن را قبول ندارند و پذیرش آن را مستلزم نادیده گرفتن و انکار بدیهیات می دانند؟ آیا آنان نسبت به این براهین اطلاعی نداشتند یا اشکالات منطقی به براهین دارند؟ اشکالات چیست؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تصور آن‌هایی که وحدت شخصی وجود را نپذیرفتند آن باشد که پذیرفتن آن نفیِ مخلوقیتِ مخلوق است. در حالی‌که این با بحث ایجاد اعیان ثابته و تشکیکی‌بودنِ ظهور وجود حل می‌شود. موفق باشید

17530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سوالی پرسیده شده بود در مورد یکی از حکمت های نهج البلاغه، متن عربی را فرموده بودید، بنویسم: نهج البلاغه ترجمه محمد دشتی- حکمت 294 - وَ قَد سُئِلَ عَن مَسافةِ ما بَینَ المَشرِقِ وَ المَغرِب، فَقالَ علیه السلام: مَسیرَةُ یَومٍ للشَمس ( ترجمه آقای محمد دشتی: به اندازه یک روز رفتن خورشید) سوال این بود که با توجه به علوم تجربی منظور امام علیه السلام چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم در جواب سؤال‌کننده که اندازه‌ی مسافت بین مشرق و مغرب را می‌خواهد جواب می‌دهند به اندازه‌ای است که خورشید یک روز مسافتی را طی کند. حال اگر بتوانیم سرعت خورشید را در یک روز اندازه بزنیم می‌توانیم مسافت بین مشرق و مغرب را مشخص کنیم. در این‌جا دیگر فرق نمی‌کند که زمین به گرد خورشید بگردد و یا بگوییم خورشید حرکت می‌کند. حضرت در حدّ سؤال طرف به او جواب داده‌اند. موفق باشید

16618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد سوال ۱۶۵۸۱ و تفاوت اعظم مخلوقات و صادر اول در کتابی نظر یکی از بزرگان را مطالعه کردم که می فرمود صادر اول و اعظم مخلوقات تفاوت دارند که حال شما می فرمایید یکی هستند. ممنون.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر صادره‌ی اول به عنوان فیض مقدس، بالاترین و کامل‌ترین مخلوق است دیگر بحثِ تفاوت تعبیرها به جهت ظهورات مختلف نباید ما را به خطا بیندازد. تازه مگر چیز مهمی در این موضوع نهفته است که این‌طور مسئله را دنبال می‌کنید؟!! موفق باشید

نمایش چاپی