بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13953
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: مدتی است بعضی از جوانان وقتی صحبت از مشکلات کشور می شود فوری عملکرد رهبری معظم را نقد می کنند و وقتی هم به ایشان تذکر داده می شود می گویند در حکومت اسلامی می شود مسولین را نقد کرد به این عنوان که معصوم نیستد و ممکن است اشتباهاتی داشته باشند یعنی در واقع از مطلب حقی باطلی را انجام می دهند. جواب این دسته را چگوثه بدهیم که کامل و جامع باشد؟ ممنون از راهنماییتان، خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در جامعه‌ای که علی«علیه‌السلام» حکومت می‌کردند مشکلات نبود؟ آیا باید آن مشکلات را به پای مدیریت معصومانه‌ی علی«علیه‌السلام» بگذاریم؟ یا پای مردمی که مقید به رعایت رهنمودهای آن حضرت نبودند؟! آری! رهبری معصوم نیستند، ولی ملاک تشخیص حق از باطل در کارهای ایشان باید بر اساس قرآن و عترت باشد، نه بر اساس ضعف‌های عده‌ای که رعایت حقوق بقیه را نمی‌کنند. موفق باشید

11932
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: در کتاب مقام لیلة القدری حضرت زهرا (س) فرموده بودید باید با نگاه به روش زندگی و سخنان حضرت زهرا (س) سیر و سلوکمان به سمت ایشون رو شروع کنیم، میشه بفرمایید صحبتهای ایشون رو در کدام کتاب می تونیم پیدا کنیم؟ کتابهای تاریخی که مربوط به زندگی حضرت زهرا (س) باشه اکثرا چیزهای کلی را نوشته شما کدوم رو مناسب تر می دونید؟ خیلی ممنون از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم مجلسی یک جلد بحارالانوار را یعنی جلد 43 را به حضرت زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» اختصاص داده‌اند. مرحوم سعادت‌پرور کتاب «جلوه‌ی نور» را در این رابطه نوشته‌اند. مرحوم دکتر شهیدی کتاب «زندگی‌نامه‌ی حضرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» را نوشتند و هرکدام نکاتی را با ما در میان گذاردند، ترجمه جلد 43 از بحارالانوار را امور فرهنگی مجتمع فاطمیه اصفهان چاپ کرده و آقای محمد روحاني زمان آبادي نیز جدا آن را ترجمه کرده اند. موفق باشید

11829
متن پرسش
با سلام: موضوع پایان نامه ی کارشناسی ارشد علوم سیاسی خود را قصد دارم از نهج البلاغه انتخاب کنم اما هرجه فکر کردم نتوانستم موضوع مناسبی که الویت باشد انتخاب کنم. خواهشمندم راهنمایی کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم عرض کردم در مورد موضوعات پایان‌نامه‌ای کار نکرده‌ام. موفق باشید

10271
متن پرسش
سلام علیکم: آیا در شکل گیری علم فیزیک جدید سوبژکتیویته دخالت دارد؟ ما در آینده باید به فیزیک دیگری نظر کنیم؟ آیا فیزیک انیشیتین تفاوت اساسی با فیزیک نیوتونی دارد؟ یعنی نگاهش به عالم خارج از نگاه مدرنیته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرچیزی می‌شود نگاه سوبژکتیو داشت و آن را محدود به فاعل شناسنده کرد و در این حالت فیزیک انیشتین با نیوتن فرق ندارد. عمده آن است که متوجه باشیم نفس ناطقه‌ی انسان می‌تواند واقعیت خارج را درک کند و هر چقدر بیشتر تزکیه کرده باشد، تصور بهتری از معنای عالم خواهد داشت. موفق باشید
8222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد ارجمندم جناب آقای اصغر طاهرزاده. چندی پیش مطلبی را فردی به نام «م.م» که دکترای الهیات و علوم قرآنی و حدیث دارد درباره روضه حضرت زهرا (س) برایم کامنت گذاشتند که بعد از خواندن آن سوالاتی برایم مطرح شد که خواستم جواب آن را از شما بپرسم. ابتدا سخن ایشان را برایتان مستقیم بیان می کنم: انبوهی از کتابهای قدیم شیعه و سنی تصریح دارند که گروهی از حامیان خلافت ابوبکر ، از جمله عمر بن خطاب پس از وفات پیامبر(ص) به خانه علی(ع) حمله ور شدند و تهدید کردند که علی(ع) باید از خانه بیرون آمده ، برای بیعت با ابوبکر بشتابد وگرنه خانه ی ایشان را با ساکنانش به آتش خواهند کشید! در آنجا شخصی گفت: در این خانه دختر پیامبر (ص) نیز حضور دارد. اما عمر پاسخ داد: «حتی اگر فاطمه (س) در این خانه باشد فرقی نمی کند». روایات اشاره دارند که مهاجمان هیزم و آتش آوردند تا جدی بودن تهدید خود را نشان دهند. در قریب به اتفاق روایات ، گفته نشده که «آتش زدن در خانه امیرالمؤمنین(ع)» در مقام عمل نیز تحقق یافته بلکه آنچه قطعی است اینست که مهاجمان «تهدید به آتش زدن» را بر زبان آورده ، آتش را نیز حاضر کرده اند تا جایی که گویا دود به درون خانه امیرالمومنین(ع) راه یافته است. درباره چگونگی پایان یافتن ماجرا نیز روایتهای متفاوت و متعارضی وجود دارد. برخی از روایات می گویند از میان کسانی که در خانه تحصن سیاسی کرده بودند ، زبیر بیرون آمد و با مهاجمان درگیر شد که شمشیرش را به سنگ زدند و شکستند. اینکه شخص امیرالمؤمنین (ع) نیز دست به شمشیر دراز کرده باشند صرفا در چند روایت ضعیف نقل شده و اثبات آن دشوار است. جزئیات درگیری ها و بگومگوها بین دو طرف بسیار متعارض و متنوع نقل شده ولی اکثر این روایات دلالت دارند که مهاجمان در نهایت علی(ع) را با خود برده اند. قاعدتا بردن امیرالمؤمنین(ع) با وضع توهین آمیزی بوده و با ایشان همانند یک متهم رفتار کرده اند اما وقوع درگیری مسلحانه بین ایشان و مهاجمان در هیچ روایت معتبری ذکر نشده است. گویا ایشان نیز مثل هر مخالف سیاسی که نیروهای امنیتی برای دستگیری او به خانه اش هجوم می برند با آنان رفته اند و مقاومت جدی نشان داده اند. با این حال دستگیری توهین آمیز امیرالمؤمنین(ع) ، در نهایت سودی برای مهاجمان نداشت زیرا علی(ع) زیر فشار تهدید و در اثر حمله مهاجمان با کسی بیعت نکردند. تا اینجا مسأله هجوم به خانه فاطمه(س) و تهدید به آتش زدن خانه همراه با ساکنانش و دستگیر کردن توهین آمیز امیرالمؤمنین (ع) از اموری است که علمای شیعه از آغاز تاکنون درباره اش اتفاق نظر داشته و دارند و حتی در منابع اهل سنت نیز جسته و گریخته مورد اشاره یا تصریح قرار گرفته است و جای تردید ندارد. بی تردید توهین به امیرمؤمنان علیه الصلاة و السلام و تهدید به آتش زدن خانه ی اهل بیت پیامبر(ص) کاری نیست که بتوان آن را توجیه کرد یا سرپوشی بر آن گذاشت. همه ما به عنوان شیعیان امیرالمؤمنین(ع) بطور طبیعی در هر عرصه ای که آن حضرت در یک جبهه و دیگران در جبهه دیگری قرار گیرند در کنار مولایمان قرار می گیریم و بی تردید از آن حضرت دفاع می کنیم. دسته دوم روایات روایاتی در منابع قدیم وجود دارد که می گوید در اثر ضربه یا لگد قنفذ یا مغیره به بازو یا بدن حضرت زهرا(ع) ، آن حضرت آسیب دیده اند و حضرت محسن سقط شده است. این روایات گرچه در منابع هزار سال پیش نیز یافت می شود اما علمای ما در همان زمان نیز درباره میزان صحت این روایتها اختلاف نظر داشتند. برخی از علمای قرن 4 و 5 مثل ثقة الاسلام کلینی (صاحب کتاب مشهور کافی) و شیخ مفید (دانشمند برجسته شیعه) اعتقادی به صحت این روایات نداشتند. از سوی دیگر بزرگانی مانند شیخ صدوق و ابن قولویه قمی که هر دو از علمای قرن 4 هستند ، صحت روایت مربوط به شهادت حضرت محسن و حضرت زهرا (س) را محتمل می دانستند و دو روایت را درباره این موضوع –البته با سند ضعیف- نقل کرده اند. بنابراین علمای بزرگ حدیث و کلام شیعه تا حدود سال 500 هـ درباره این روایت که حضرت زهرا(س) مورد ضرب و جرح بدنی قرار گرفته اند و به همین علت شهید شده اند اختلاف نظر داشتند. در قرنهای بعدی به تدریج در اثر عوامل مختلف تاریخی و اجتماعی – از جمله غلبه رویکرد اخباری بر علمای شیعه در عصر صفوی - علما به این سمت گرایش پیدا کردند که ماجرای ضرب و جرح بدنی حضرت زهرا(س) را قطعی تلقی کنند. به نظر می رسد سید بن طاوس در قرن هفتم در تثبیت و تقویت این دیدگاه نقش بارزی داشته و پس از ایشان نیز این روند ادامه یافت تا در عصر صفوی که با غلبه رویکرد اخباری در محافل علمی و حدیثی ، تقریبا اجماع بر صحت این روایات تحقق یافت. » ایشان همچنین قضیه میخ در «مسمار» که به سینه حضرت اصابت می کنند را کاملا ساختگی می دانند و معتقدند این روضه صد سال است که درست شده. خواستم بپرسم که آیا واقعا مرحوم کلینی درباره روایات مذکور اظهار تردید کرده اند و حقیقتا ماجرا در و دیوار و قرار گرفتن حضرت در آن وضعیت و مصیبتهای وارد بر حضرت (س) قطعی تاریخی نیست و اینها از زمان ابن طاووس وارد روضه ها شده است؟ ممنون می شوم که بنده را از این شبهه بیرون بیاورید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این یک سخن تحقیقی و عالمانه است و بنده با این حساسیت مطالب را دنبال نکرده‌ام. آنچه در کتاب «بصیرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» پس از بررسی روایات آورده‌ام، اثبات اصل ماجرا است. ولی وقتی ابن‌ابی‌الحدید معتزلی، محسن را نیز به عنوان یکی از فرزندان علی«علیه‌السلام» نام می‌برد که به آن صورت سقط شده و با توجه به روحیه‌ی ابن‌ابی‌الحدید که در آوردن سخن دقت دارد باید موضوع را منتفی ندانست. عنایت داشته باشید ما در شرایط تاریخى سخت آن زمان انتظار نداریم مورخینِ اهل سنت آنچه را که نسبت به فاطمه علیهاالسلام واقع شده بالصراحه بنویسند، ولى به همان اندازه ناقص هم که اشاره کرده‏اند خواننده را متوجه اصل قضیه مى‏نماید. به عنوان مثال: ابن‏ابى‏الحدید در ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19 شرح نهج‏البلاغه پس از ذکر سند مى‏گوید: ابابکر به دنبال على فرستاد و از او بیعت خواست و على بیعت نکرد، و با عمر شعله‏اى از آتش بود، فاطمه عمر را در درب خانه خود دید و گفت: «یَابْنَ‏الْخَطّاب! اتُراکَ مُحَرِّقاً عَلى بابى؟ قالَ نعم، و ذلک اقوى فیما جاءَ بِهِ ابُوکَ وَ جاءَ عَلِى فَبایَعَ» یعنى؛ اى پسر خطّاب! مى‏بینم که مى‏خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: و این آتش‏زدن در آنچه پدر تو آورده استوارتر است، و على آمد و بیعت کرد. و نیز ابراهیم بن‏سعید ثقفى با طرح سند روایت مى‏گوید: «واللهِ مَا بایِعَ عَلِى حَتّى رَآى الدُّخانَ‏ قَدْ دَخَلَ بَیْتِه» یعنى؛ به خدا سوگند على بیعت نکرد مگر این‏که دید دود داخل خانه شد (امام‏شناسى از آیت‏الله‏حسینى تهرانى ج 10 ص 395). و نیز عبدالفتّاح عبدالمقصود در ج 1 کتاب امام على علیه السلام ص 343 مى‏نویسد: فاطمه به سلمى گفت: «بستر مرا در وسط خانه بگستران» و در ادامه گفت: «در این ساعت روح از بدنم مفارقت مى‏کند، شستشو کرده‏ام، دیگر کسى بازوى مرا برهنه نسازد». موفق باشید
7747
متن پرسش
حدودا دو ماه پیش سوالی شخصی درباره درگیری بین بنده و عمویم خدمتتان ارسال شد. سوال را که فرستادم فهمیدم ایمیل را اشتباه فرستادم. بلافاصله ایمیل را اصلاح و دوباره سوال را فرستادم ولی تاکنون خبری از جواب سوال نشده. لطفا اگر جوابی داده شده آن را دوباره به ایمیل بنده ارسال نمایید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سیستم ما طوری نیست که بتوانیم بدانیم سؤال چه بوده و یا ایمیل قبلی چیست. کثرت سؤالات چنین امکانی را از ما می‌گیرد. موفق باشید
6920
متن پرسش
باسلام با توجه به اینکه در قیامت به انسان گفته میشود که نامه عملت را بخوان که خودت کافی هستی چرا اعمال انسان را ملایکه هم می نویسند؟چه لزومی دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملائکه مظهر انوار و اسماء الهی هستند تا سنت الهی عالم مادون محقق شود و بدین لحاظ نور اسم حفیظ به صورت فرشتگان آنچه را انسان انجام داده در صحیفه‌ی نفس‌اش ثبت می‌کنند و حال وقتی انسان به‌خود آید و صحیفه‌ی نفس خود را بنگرد آثار حفیظ را می‌یابد. موفق باشید
6500
متن پرسش
سلام استاد گرامی با مطالعه پیش گویی های دقیق آلبرت پایک فریماسون معروف امریکایی قرن نوزدهم و همپنین پروتکل های دانشوران صهیون که تحولات عمده یک قرن اخیر را با دقت زیادی پیش بینی و در واقع طراحی کرده اند و پس از تأمل در این که تمام این پیش گویی ها و برنامه ریزی ها غیر از وقوع انقلاب اسلامی با دقت عجیبی تحقق پیدا کرده یک سوال فلسفی به ذهنم متبادر شد. میدانیم که سرنوشت انسان در این دنیا در جدال بین عقل و وهم، و القائات رحمانی و شیطانی شکل می گیرد. همچنین متناظر با این دو قوه، دو طایفه از بشریت داریم: انبیاء (ائمه حق) و ائمه کفر. انبیاء نیز خبر از آینده می دادند. و شاهد هستیم که ائمه کفر (در این جا رهبران فراماسونری و صهیونیزم) نیز با دقت زیادی تحولات آینده را پیش گویی و برنامه ریزی کرده اند. اما با توجه به این که شیاطین انس و ائمه کفر به عالم عقل دسترسی ندارند آیا میتوانیم این گونه نتیجه بگیریم که علت تحقق بسیاری از پیش بینی های آن ها این است که آن ها توانسته اند سرنوشت بشریت را تحت حاکمیت جنود وهم و جهل رقم بزنند و مادامی که بشریت تحت تأثیر وهم است نمی تواند از توطئه های آن ها بگریزد؟ جالب این جا است که علی رغم این که در یک قرن اخیر محققین غربی بسیاری بوده اند که از این توطئه آگاه شده اند منتها هیچ کس در غرب تا حالا نتوانسته جلوی موفقیت توطئه های آن ها را بگیرند و تنها انقلاب اسلامی موفق به چنین مهمی شد. نتیجه این که از این منظر تاریخی نیز این حقیقت اثبات می شود که انقلاب اسلامی به وسیله عقل قدسی هدایت شده و به وجود آمده و از آن جا که این شیاطین به عالم عقل دسترسی ندارند نتوانسته اند وقوع این پدیده مبارک و شیطان شکن را پیش بینی کنند. متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خارج ازآن‌که بپذیریم پیش‌بینی‌های اصحاب شیطان درست است یا نه ، مبنای سخن شما و نتیجه‌ای که گرفته‌اید یک مبنای کلیدی و یک نتیجه‌گیری ارزنده‌ای است که هرکس هرچوبی می‌خورد چه از شیطان و چه از ظالمان، چوب وَهم خود را می‌خورد. موفق باشید
5287
متن پرسش
سلام.جناب استاد اتهام پلورالیسم واومانیستی که به عرفا می دهند چه منشا ء ای دارد وتا چه حد عرفا به این 2نزدیک هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک تهمت بزرگ به عرفای واقعی است. ما عرفای واقعی را افرادی مثل حضرت امام می‌دانیم، آیا امثال حضرت امام معتقدند در حال حاضر همه‌ی ادیان حق‌اند؟ بعضی‌ها نه پلورالیسم را فهمیده‌اند و نه اومانیسم را و نه عرفان را، این‌ها عموماً مطالب را قاطی می‌کنند. موفق باشید
5054
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز شما شما در یکی از کتب غربشناسیتان گفته اید که با پیدایش ماشین به تدریج خانه ها از هم فاصله گرفت. اما به نظر میرسد با توجه به رشد جمعیت کشور و دنیا چاره ای جز آپارتمان نشینی و فاصله گرفتن خانه های اقوام از یکدیگر وجود ندارد. میخواستم نظر شما را در این رابطه بدانم. چون علی الظاهر اگر هم ماشینی اختراع نشده بود بازهم خانه ها مثل الان فاصله زیادی وجود داشت و ما مجبور بودیم برای دیدن اقوام راه زیادی را با پای پیاده و یا طرق دیگر طی کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌هایی که روی موضوع ماشین و تکنولوژی بحث کرده‌اند پدیده‌ی جمع‌شدن تعداد زیادی از انسان‌ها را در یک شهر و زندگی آپارتمانی را نیز به جهت تکنولوژی و ماشین می‌دانند وگرنه انسان‌ها باید در گستره‌ی زمین پخش می‌شدند و با طبیعت زندگی می‌کردند. موفق باشید
3837
متن پرسش
با سلام می خواستم بپرسم برای برون رفت از عالم غرب و ساخت تمدن شیعی باید از کجا شروع کرد؟ و چگونه؟ باید از مردم شروع کرد؟ از مسئولین شروع کرد؟ و اصلاً از علم شروع کرد از تفکر شروع کرد؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «انقلاب اسلامی، عامل برون‌رفت از عهد غربی» و یا کتاب «مبانی توسعه و فرهنگ» از شهید آوینی خوب باشد. موفق باشید
3248
متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم...سوال بنده درباره الفاظ است. الفاظی که دلالت بر حقایق عینی دارند خودشان چه حظی از عینیت دارند؟ تنها ثبوت ذهنی ؟( که مفهوم عدم و مفاهیم غیر واقعی هم ثبوت ذهنی دارند.) اگر صرفا اعتباری اند چرا در اسلام الفاظ قرآن و اذکار از ارزش ویژه ای برخوردارند؟ در لفظ بودن اینها که شکی نیست آنچه این الفاظ را متمایز می کند چیست؟ اگر بگویید به دلیل واقعیتی است که در پس این الفاظ است میگویم هر انسانی می تواند سخنی بگوید حاکی از حقیقت و عینیت اما سخن او و قرآن قطعا یکسان نیست. اگر بگویید چون خدا این الفاظ را اراده کرده است می گویم آیا اراده خدا این الفاظ را از لفظ بودن خارج می کند و چیز جدیدی به آن می افزاید؟ که در این صورت دیگر لفظی که تنها شآن آن دلالت است نیستند و از موضوع سوال خارج اند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بعضی الفاظ به بهترین شکل حقیقت را بیان می‌کنند و الفاظ قرآن ظرف کاملی از ظهور حقیقت‌اند از این جهت با ارزش‌ترین الفاظ اند، همچنان‌که اشعار مولوی بعضاً آنچنان نور معانی را در خود دارد که نمی‌توان به سادگی آنان رارها کرد مثل اشعار لسان‌الغیب که حقیقتاً ظهور غیب است. موفق باشید
2837

ممکن الوجودبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز شما فرمودید ممکن الوجود هم میتواند باشد هم نباشد وخداوند بود او را به او میدهد ولی خصوصیاتش ذاتی خود ممکن هست که خداوند به او میدهد ولی اینجا برایمان سوال هست خصوصیات ممکن طبق برهان علت و معلول خداوند به او داده یا اینکه ذاتیش هست یک اصل هست که باید بپذیریم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق برهان علت و معلول، خداوند علت وجود شیئ است و ممکن الوجود را وجود می دهد. به تعبیر قرآن «اعطاء خَلقَه» خلق آن را به آن می دهد. موفق باشید
2190

تشکیک وجودبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام وارزوی قبولی طاعات وعبادات استاد بنده برای شما این پرسش را ارسال کرده بودم:وجود عالم های دیگرغیراز عالم ماده در برهان صدیقین چگونه اثبات میشود وشما لطف کرده وپاسخ رابرای بنده فرستادیداما بنده هنوز سوالم کامل حل نشده اسناد اگربخواهیم ببینیم در فلسفه چگونه اثبات میشود که وجود دارای شدت وضعف است چه کتابی را باید مطالعه کنیم؟(استاد شما در پاورقی کتاب ازبرهان تا عرفان ص 27 نوشته اید درفلسفه ثابت میشود که ماهیات تشکیکی نیستند ولی هرچیزی که از مقوله وجود است تشکیکی است.)حالا ایا ما لازم نداریم که در بحث برهان صدیقین دلیل فلسفی تشکیکی بودن وجود را بدانیم و یا مثلا شما در سیدی فرمودید خدا وجود مطلق است ملائکه هم وجود دارند منم هستم این سنگ هم هست همه هم وجود داریم تفاوتش در چیه؟در اینکه وجود شدت و ضعف دارد خب دوباره این جا منطقا بخواهیم بحث کنیم میشه سوال کرد چرا ملائکه هستند بعد جواب میدهیم چون وجود شدت وضعف دارد بعد دوباره میپرسیم چرا وجودشدت و ضعف پذیراست بعد بگیم چون ملائکه وجود دارند این نمیشه. استاد بنده ازاینکه وقت شما را میگیرم و اینکه سوالم طولانی شد عذر خواهی میکنم.حلال بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بحث را می‌توانید در کتاب «بدایةالحکمه» دنبال کنید. ولی آیا تفاوت بین تن و نفس را به چیزی غیر از شدت و ضعف داشتن وجود می‌توانیم تفسیر کنیم؟ موفق باشید
2029

رعایت وقتبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیزتر از حانم ضمن قبولی طاعات و عبادات شما در ماه رجب بنده هرروز مجبورم بخاطر رفتن به سر کار 200 کیلومتر رفت و آمد داشته باشم گاهی با خودم میگویم که این کار جون برای در آوردن رزق و از طرفی کمک به انقلاب است و برا ی این است که من میخواستم حلال در بیاورم که مجبورم این همه راه بیایم پس خیلی باارزش است اما گاهی احساس میکنم جون با سرعت و وسایل نقلیه ای که با طبیعت معارضند سر و کار دارم این کار کار بیهوده ای است از طرفی همسرم حاضر به زندگی در شهرستان کاری من نیست می خواستم شما راهنماییم کنید تا آرام بگیرم و از این دغدغه راحت بشوم التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سعی بفرمایید در طول راه با مطالعه‌ی کتاب و یا با گوش‌دادن مطالب دینی و علمی ذهن خود را گرفتار سرعت ماشین و طول سفر نگردانید. موفق باشید
1573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد سوال بنده این است که اگر امام زمان در پایان دنیا به شهادت برسند که باز ظلم بر دنیا حاکم شده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با حاکمیت امام معصوم عالم ارض به کمال خود می‌رسد و دوره‌ی زمین به پایان می‌رسد و با رفتن امام معصوم دنیا آخر می‌شود. موفق باشید
1499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم اله الرحمن الرحیم استاد عزیز: سلام علیکم 1. نظر کلّیتان نسبت به چند کتاب اخیری که ازبیانات مقام معظم رهبری تحت عناوین : دغدغه های فرهنگی ، انسان 250ساله ، معارف انقلاب اسلامی و ... چاپ شده است ، چیست؟ آیا مطالعه آنها بدون داشتن پیش زمینه اعتقادی و فکری جایز است ؟ نحوه استفاده ما از بیانات ایشان به عنوان یک طلبه حوزه علمیه باید چونه باشد؟ کلا برداشت شما از ادبیات گفتاری ایشان چگونه است؟ ایشان عوامانه و ساده حرف می زنند یا عمقی؟ 2. مقام معظم رهبری امسال در جمع مردم فارس فرمودند: ""تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود "" آیا این نشان می دهد که ایشان به وجود انحراف در دولت خدمتگذار ، اعتقاد دارند؟ 3. در کتاب مسئله شناخت شهید مطهری ، در بخش شناخت آیه آمده : عشق و علاق و در نتیجه تعصب و همچنین کینه و نفرت ، 2 سد در برابر شناختند. چگونه می توان این مطلب را با حب به اهل بیت و بغض نسبت به دشمنانشان ، جمع کرد؟ آیا حب به اهل بیت نیز موجب عدم شناخت است؟ 4. در بخش مکانیسم تعمیم این کتاب ، توضیحی تیتروار در مورد نظریه تعالی ملاصدرا (ره) داده شده است.(در مورد رابطه عقل و احساس) در توضیح و تبیین این نظریه آیا حضرتعالی ، کتاب یا جزوه ای تالیف نموده اید که مورد استفاده اینجانب قرار گیرد؟ 5.در کتاب شرح مراتب طهارت آقای صمدی آملی در مجلس 21 ، قسمت راه تطهیر قوه خیال آمده : """از جمله راههای تطهیر قوه خیال ، مداومت در خواندن آیه سخره می باشد که به قوه خیال توحّد می بخشد.""" آیا به نظر شما این مطلب می تواند موثر باشد یا باید تحت شرایط خاص ، این ذکر را گفت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- به نظر بنده مقام معظم رهبری حکیمانه و همه‌جانبه سخن می‌گویند و هر تلاشی برای تدوین سخنان ایشان در موضوعات مختلف، تلاش ارزنده‌ای است و بنده استفاده می‌کنم. 2- روش رهبری عزیز این نیست که بخواهند جریان خاصی را نشان کنند. ظاهراً ایشان در آن جمله می‌خواستند به همه‌ی گروه‌ها اطمینان بدهند که همدیگر را به عنوان خطر برای انقلاب قلمداد نکنند. 3- حبّ به اهل البیت«علیهم‌السلام» به این اعتبار است که آن‌ها مظاهر اسماء الهی هستند و انسان را به نور الهی منتقل می‌کنند، برعکسِ عشق و کینه‌های جزیی که انسان را محجوب می‌کند. 4- در این مورد چیزی ندارم. 5- آیه‌ی سخره خواصی دارد که در هر شرایط امید تأثیر آن می‌رود. موفق باشید
1198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد گرامی : استاد بنده چند وقتی است که پی برده ام حواسم را در یک لحظه نمی توانم به چند موضوع متمرکز کنم (به خصوص در محیط کار) به عبارت دیگر وقتی تعداد کارها بیشتر از یک مورد می شود دیگر نمی توانم فکرم را متمرکز کنم وحواسم پرت می شود البته این را بگویم که در مورد کار های تک بعدی خیلی خوبم اما چند تایی نه لطفا" مرا راهنمایی کنید ؛همچنین با این مسئله هم مواجهم که اعتماد به نفس خودم را در هر زمبنه کار وتحصیل که بدست آورده ام زود از دست می دهم خواهشا" بنده را راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: باید در کنار مطالعه‌ی امور تجربی به مطالعه‌ی امور عقلی نیز مبادرت کنید. موفق باشید
951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد.من دانشجوی رشته ی دندانپزشکی هستم که اتفاقا علاقه بسیار زیادی به مطالعه کتب دینی دارم به نحوی که هر روز یک جلسه از تفسیر آقای جوادی را گوش میدهم و مقداری از کتب شهید مطهری را هم میخوانم.با توجه به اینکه دروس ما واقعا سخت است بنابراین وقت ندارم برای تثبیت مطالب دو بار یک کتاب را بخوانم یا دو بار تفسیر را گوش دهم چون اعتقاد دارم که دو بار مطلبی را خواندن بسیار بیشتر ااز یک بار تاثیر گذار است.میخواستم لطف کنید راهی را برای مطالعه صحیح با بازدهی بالا به من نشان دهید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی شما در حال حاضر با کاری که می‌کنید افق معنوی و معرفتی خود را شکل می‌دهید تا وقتی بار دروس رسمی کم شد با دقت بیشتری مطالعه فرمایید، نگران نباشید نتیجه‌ی کامل را به‌دست می‌آورید. موفق باشید
26124
متن پرسش
سلام محضر استاد گرانقدر: از آنجایی که می توان از شهید شدن سردار و تشییع آن شهید به یوم الفصل انقلاب تعبیر کرد، آیا می شود تا حدی تکلیف افرادی که روزانه با آنها در ارتباطیم رو با نسبتی که با این قضیه برقرار می کنند و موضعی که می گیرند مشخص کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است. باید با توجه به نسبت آن‌ها با آن شهید بزرگوار، آن‌ها را از خود دانست. موفق باشید

19861

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقتی همه چیز در این عالم ظهور وجود است و شدت و ضعف خاص خودش را دارد در مورد اجسام عظیمی مثل خورشید و یا زمین حتما این وجود از شدت بسیار بالایی برخورداره. مثلا خورشید که خودش عین نور هست و ظهوری نورانی و با شدت دارد حتما داراری وجودی با مراتب بسیار بالاست که ظهورش اینچنین شدید است. آیا این فکر درست است؟ با سپاس از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شدت وجود ربطی به بزرگی و کوچکی پدیده‌ها ندارد. تمام عالم ماده که شامل خورشید و همه‌ی کهکشان‌ها می‌شود، از نظر وجودی در پایین‌ترین از درجه‌ی وجود قرار دارند. شدت وجود، به جامعیتِ موجود است از نظر کمالاتی که دارد. موفق باشید

19635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض خدا قوت و قبولی طاعات شبهای قدر: ۱. پیرو سخنان مقام معظم رهبری پیرامون آتش به اختیار فرهنگی و بازتاب بسیار گسترده اش در رسانه ها بخصوص معاند. سوالی به ذهنم خطور کرد که: حضرت آقا مگر نمی دیدند که این همه کارهای فرهنگی که انجام می گیرد خراب کرده اند کار را، و به واقع کار فرهنگی نکرده اند بلکه به دور خود چرخیده اند. که بدتر: برخی زدگی از قشر مذهبی ایجاد کرده اند. و خود شما نیز یک کتاب و یک جزوه در نقد آنها دارید. نمی دانم چرا هر چقدر فکر می کنم این کار آقا را درک نمی کنم! احساس می کنم یا اوضاع بسیار بدتر از آن است که ما می بینیم یا اینکه آقا زود تر از موعد این را فرمودن. ۲. پیرو سخنانِ عالمانه ی جناب آقای دکتر حسن روحانی پیرامون انتخاب مردم بودن امامت، آیا نمی توان گفت که ایشان فراتر از یک اختلاف دیدگاه با رهبری رفتار می کنند؟ ایشان به اندازه ی طلبه ی پایه یک که عقاید آقای قائمی را می خواند هم یعنی فهم از این موضوع ندارند؟ ایشان عقاید اسلامیشان، اصول عقایدشان مورد سوال است. حال برای مملکت شاخ و شونه می کشد این صحبتهای ایشون دادِ حضرات آیات جوادی آملی، مکارم شیرازی، نوری همدانی و... را درآورده. به نظر حضرت استاد در این شرایط و با توجه دوباره به جمله ی آتش به اختیار با معنی اصلی آن، ما باید چه کنیم و اگر تریبونی در اختیار ما بود چگونه صحبت کنیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 19553 در رابطه با مشکلات کار فرهنگی عرض شد. مشکل ما مشکل جدیدی نیست، ولی وقتی به صورتی مشخص ظهور می‌کند، رهبری فرصت را غنیمت می‌شمارند و راهنمایی لازم را انجام می‌دهند وگرنه رهنمود ایشان مبهم قلمداد می‌شد 2- به هرحال آقای روحانی بیشتر در تلاش است برای هویت بخشی به جریان خود، و چندان به آموزه‌های دینی نظر ندارد. موفق باشید

17623
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: آیا می توان کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن را امتداد کتاب مصباح الهدایه امام دانست؟ در مقایسه این دو کتاب سنخیت ایمان و توحید این طرح کلی با مشکات اول مصباح و نبوت و ولایت کتاب طرح کلی با مشکات دوم مصباح محل توجه است. به خصوص اینکه حضرت آقا روی امتداد معارف در این سطح خیلی توجه دارند و به عنوان نمونه در مورد فلسفه قبلا در جمع اساتید حکمت حوزه به صراحت فرمودند نیاز به رنسانس فلسفی نیست و وحدت وجود و بسیط الحقیقه... را امتداد دهید و اخیرا هم مجددا در جمع مسئولین حوزه به این امر توجه دادند. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مصباح الهدایه» به صورتی مبنایی و با ذوق عرفانی جایگاه ولایت و نبوت و خلافت و رسالت اولیاء الهی را در مراتب گوناگون هستی مطرح می‌کند. در حالی‌که کتاب «طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی» تنها نظرها را متوجه نگاه عمومی به موضوعات دینی می‌اندازد و به یک معنا، هندسه‌ی فکری آموزه‌های دینی را به میان آورده بدون آن‌که بنا داشته باشد آن موضوعات را به مبانیِ عرفانی آن که در مشکاة دوم مبتنی بر مشکاة اول مطرح است پیوند دهد. موفق باشید

17530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سوالی پرسیده شده بود در مورد یکی از حکمت های نهج البلاغه، متن عربی را فرموده بودید، بنویسم: نهج البلاغه ترجمه محمد دشتی- حکمت 294 - وَ قَد سُئِلَ عَن مَسافةِ ما بَینَ المَشرِقِ وَ المَغرِب، فَقالَ علیه السلام: مَسیرَةُ یَومٍ للشَمس ( ترجمه آقای محمد دشتی: به اندازه یک روز رفتن خورشید) سوال این بود که با توجه به علوم تجربی منظور امام علیه السلام چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم در جواب سؤال‌کننده که اندازه‌ی مسافت بین مشرق و مغرب را می‌خواهد جواب می‌دهند به اندازه‌ای است که خورشید یک روز مسافتی را طی کند. حال اگر بتوانیم سرعت خورشید را در یک روز اندازه بزنیم می‌توانیم مسافت بین مشرق و مغرب را مشخص کنیم. در این‌جا دیگر فرق نمی‌کند که زمین به گرد خورشید بگردد و یا بگوییم خورشید حرکت می‌کند. حضرت در حدّ سؤال طرف به او جواب داده‌اند. موفق باشید

17176
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیزم: به نظر حضرتعالی پرخوری چه معنایی دارد؟ و اینکه چرا امروزه افراد بسیار می خورند اما سیر نمی شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی:سلام علیکم: روح اگر حرص به عالم ماده را در خود کم نکند آن حرص به صورت خوردن می خواهد خود را ارضاء نماید. به همین جهت در روایت داریم منافق با هفت شکم غذا می خورد زیرا از طریق نور شریعت ارضاء نشده است. موفق باشید

نمایش چاپی