بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15260

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید ان شاءالله تعالی. غرض از مزاحمت: خداوند به بنده توفیقی عنایت کرد تا بدانم دو رذیله را در خود دارم. یکی منیت. و دیگری کمی نفاق. به معنی الاعم. حال از حضرت استاد خواستارم: 1. راهنمایی عملی ای بفرمایید. 2. در مباحث اخلاقی شما. کدام صوتها را بگردم تا این دو رذیله را توضیح داده باشید؟ 3. حال که خدا عنایتی کرد و بنده را متوجه این دو ساخت. در رفع زودتر اینها هم راه را می گشاید؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌ها باید برنامه‌ریزی کرد تا آرام‌ارام از این رذایل آزاد شویم. ابتدا باید بدانیم ما با منیت و نفاق خود، حجابِ تجلی حق می‌شویم. لذا سعی بر آن باشد که کمتر خود را مطرح کنیم، به هر معنایی که ممکن است. موفق باشید

14299
متن پرسش
سلام: 1. در زمینه تاریخ امام حسین (ع) بجز کتب شما و شهید مطهری که کار کرده ام چه کتابی بخوانم؟ 2. در زمینه مقتل امام حسین (ع) بجز کتب مذکور و مقتل لهوف چه کتابی به جزئیات دقیق پرداخته؟ 3. کتب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی چگونه است؟ جایگاهش در عرفان؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع بسیار گسترده است با کتاب‌های بسیار گسترده. کتاب «پس از پنجاه‌سال» مرحوم دکتر شهیدی و کتاب «نفس‌المهموم» مرحوم شیخ عباس قمی و جلد 44 بحارالأنوار برای شروع خوب است 2- غیر از لهوف، مقتل دیگری را نمی‌شناسم 3- کتاب‌های مرحوم ملکی تبریزی در عرفان عملی، عالی است. موفق باشید

14241

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: اگر کسی مقداری پول نذر کند که در راه خدا صرف کند کدامیک از این موارد این پول صرف شود بهتر و مهمتر و باقیات صالحات ابدی بهتری است، به عبارتی می خواهم اهم و مهم کنم و بهترین گزینه را انتخاب کنم. 1. کمک به فقیر و تهیدست 2. کمک برای ساخت مسجد 3. کمک برای نشر فرهنگ اهل بیت (کمک به موسسه ای که فرهنگ اهل بیت (ع) را نشر می دهد) لطفا اگر گزینه دیگر و بهتری سراغ دارید پیشنهاد دهید با تشکر بر محمد و آل محمد صلوات
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به طور مشخص فقیر تهی‌دستی در مقابل شما نباشد، راه سوم بهتر است. موفق باشید

14068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد کسی از طلبه ها بود که عاشق آیت الله شجاعی است و بیشتر آثارشان را خوانده و مقالات را یک دور خوانده بود. بنده با اجازه تان شرح مقالات را به او دادم. بسیار مشتاق بود. اگر صلاح نمی دانید بگویم گوش ندهد. (اگر بگویم گوش می دهد).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن رفیق، عاشق خوب کسی شده است. إن‌شاءاللّه شرح بنده، «آن‌چنان را آنچنان‌تر» می‌کند. موفق باشید

13709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در حدیثی از حضرت امیر المومنین (ع) آمده است با این مضمون که با دشمن دوستت دوستی نکن. سوالم این است که در اینجا چه دشمنی مد نظر است؟ و چه نوع دوستی را با آن دشمن نباید کرد؟ برای مثال دوست من با فردی مشکل و خصومت شخصی دارد (اختلاف عقیده ای نیست) آیا من مجازم با آن شخص دوستی کنم؟ این کار خیانت به دوست اولی محسوب نمی شود؟ تشکر از خدمت استاد گرامی
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم. توصیه‌ی حضرت، یک نوع وفاداری به دوست را نشان می‌دهد؛ البته نه به معنای آن که انسان حرکات باطل دوست خود را تأیید کند. موفق باشید
 

13493
متن پرسش
با سلام: با توجه به جواب سوال 13477 فرمودید: إن‌شاءاللّه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» جواب خود را می‌یابید. متن کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید بنده کتاب مورد نظر را خوانده ام چیزی که در کتاب و جان کلام کتاب از نظر بنده بود داشتن برنامه مخصوصا برنامه مطالعاتی و سیر مطالعاتی معرفتی دینی به خصوص در زمینه معرفت النفس است که با این کار به قوای نفس مخصوصا وهم جهت می دهیم و قوای نفس را در جهت معرفت الهی به کار می گیریم یا به قولی به جای اینکه وهم ما را به خود مشغول کند ما وهم را در سمت و سوی کسب معرفت النفس مشغول می کنیم و خود برنامه شویم. به نظر بنده این راه پیشنهادی در کتاب وقتی موثر است که فرد دارای ذهنی آرام باشد در این صورت این فرد که تشنه معارف هم هست با یک برنامه منظم و پیوسته با سیر مطالعاتی جنابعالی به جاهای خوبی خواهد رسید، اما وقتی فردی دچار افکار مزاحم و سمج و آزار دهنده باشد پس ذهنی نا آرام و نامنظم دارد که همان مشکل ذهنی به او اجازه برنامه ریزی و حرکت مستمر بر طبق برنامه را نمی دهد. لطفا ابتدا روش جدا شدن ذهن از این افکار مزاحم و حذف این افکار را که اجازه نمی دهد برنامه داشته باشیم و بر طبق برنامه پیش برویم بفرمایید تا ذهن آرام شود و بتوانیم در مرحله بعد برویم به سراغ برنامه ریزی و سیر مطالعاتی منظم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالب کتاب را به‌خوبی متوجه‌اید. با اصرار بر این‌که نگذاریم خطورات ذهنی به ما برنامه دهند، کار آرام‌آرام درست می‌شود و افکار ما هراندازه هم سمج باشد از فعالیت می‌افتد. این تنها راه عبور از افکار مزاحم است. به یک پشتکار و حوصله نیاز دارد. موفق باشید

12712
متن پرسش
ضمن عرض سلام و تبریک عید خدمت استاد: آیا انسان عادی خود توان رسیدن به تکامل و ظرف استعداد های خداوندی شدن را ندارد؟ آیا حتماً باید یک انسان کامل بیاید و او را نجات دهد؟ و اینکه انسان کامل پس از آمدن، انسان های عادی را به سطح خود می رساند یا پایین تر؟ یعنی عصمت اکتسابی از عصمت ذاتی پایین تر است؟ اگر پایین تر از خود، پس با این مطلب که انسان می تواند به درجه ای برسد که تنها تفاوتش با خداوند خالق نبودنش باشد، در تناقض نیست؟ با تشکر!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر انسانی از جهت ذات خود در فقر ذاتی است حتی انسان کامل. و از جهت رجوع به حضرت حق تکویناً نیاز به واسطه‌ی فیض دارد لذا چه بداند و چه نداند در افق کمال انسانیِ انسان کامل می‌تواند به کمال انسانی خود برسد. البته باید بین مقام تکوینی انسان کامل که موهبی و غیر اکتسابی است با مقام تشریعی امام فرق گذاشت. امام نیز در مقام تشریعی تلاش می‌کنند تا مقام تکوینی خود را حفظ نمایند. در این رابطه می‌توانید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» رجوع فرمایید. موفق باشید

12543

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میشه نظرتان رو درباره برنامه خندوانه بگید لطفا؟ به نظر من ترویج خنده و شادی به این صورت درست نیست. اینکه بی دلیل یه عده چند ثانیه قهقهه بزنن و ... متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فرصت دیدن این نوع برنامه‌ها را ندارم ولی این‌طور که شما می‌گویید ما در روایات داریم خنده‌ی زیاد، روح را می‌میراند. بنده جزوه‌ای تحت عنوان «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» تنظیم کرده‌ام که ظاهراً باید در روی سایت باشد. موفق باشید

9000
متن پرسش
سلام علیکم: من فراگیری علم را با شوق دنبال میکنم اما نسبت به انجام مستحبات رغبتی در خود احساس نمیکنم. نقص من از کجا منشا گرفته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گمان می‌کنید در انجام مستحبات علمی به شما اضافه نمی‌شود، در حالی‌که این طور نیست. موفق باشید
7139
متن پرسش
باسلام حضرت استاد طاهرزاده ارتباط بین مکاتب مختلف غربی مانند پوزیتیویسم ، پلورالیسم و... با اومانیسم چیست ؟ درصورت انسجام این مکاتب ذیل اومانیسم چگونه رابطه بین این مکاتب با اومانیسم را می توان اثبات کرد ؟ 2- این نکته را بنده نمی فهمم که چگونه علوم مختلف انسانی مثل جامعه شناسی یا مدیریت و... اساس ساختارشان را بر مبنای فلسفه غرب پی ریزی می کنند در مطالعات مبنایی علوم حتی علوم کاربردی انها مملو از مکاتب فلسفی غرب است
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اومانیسم به معنای محوربودن انسان، ملاک هست و نیست را درک ذهنی انسان می‌داند. در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» ابعاد چنین نگاهی تا سوبژکتیویته تعیین شده، در چنین فضایی پوزیتیویسم ظهور می‌کند که انسان تا ساحت حسّ نزول می‌کند و درک محسوسات محور تفکر قرار می‌گیرد و معلوم است که با این نگاه هیچ‌چیزی حق نیست بلکه پلورالیسم به میدان می‌آید که هر درکی از هر انسانی قابل پذیرش است چون حقیقتی مدّ نظر اومانیسم غیر از آنچه انسان درک می‌کند نیست . در این فضای فکری حدّ جامعه‌شناسی و یا مدیریت، از درک انسان‌ها بالاتر نیست تا نظرها را به سنن جاری در هستی بیندازند. موفق باشید
6660

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم اگر امکان دارد جواب سوالی را که در مورد مثلث برمودا پرسیدم ، جامع تر توضیح دهید که مشکوک بودنش چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن است که نمی‌توان به همه‌ی آن اخباری که در رابطه با مثلث برمودا رسیده است اعتماد کرد. موفق باشید
6147
متن پرسش
سلام علیکم-قبلا از شما در مورد آیاتی سوال کردم که مانند دقت در نحوه خلقت شتر یا نحوه هدایت آبهای زیر زمینی و مانند آن که در قرآن کم نیستند و معلوم است که اهمیت زیادی دارد و نمیتوان به سادگی از آن رد شد وقتی جای جای قرآن عزیز ما را به دقت در نحوه خلقت میخواند یک مطلب بزرگی در آن نهفته است که شما فرمودید این آیات برای اثبات نبوت است در صورتیکه شما اگر به حدیث شریف مفضل دقت کنید مساله مشابهی را پیدا میکنید یعنی امام معصوم در این حدیث شریف بصورت تفصیلی عجایب خلقت را آنهم به جزییات بیان فرموده که شباهت زیادی به ایات قرآن در نحوه و جزییات خلقت دارد ولی هدف امام ع اثبات نبوت نبوده بلکه هدف ریشه دار کردن توحید است به نظر بنده در این آیات و همچنین حدیث شریف مفضل خواسته اند بگویند یک شعور خاص و ماورا قوانین فیزیکی در عالم جاریست و میخواهند انسانها از طریق پی بردن به این شعور کم کم خود را از یک ذهن مادی نگر و فیزیکی آزاد کنند و بفهمند حتی در ظاهر قوانین عالم و ظاهر این حرکت مادی نیز آیات خداوند متعال پیداست واین ارتباط مستقیم و جدی با نبوت ندارد هرچند نبوت را هم میتوان با کمک این موضوع بهتر اثبات کرد .چرا امام معصوم اینهمه وقت گذاشته اند و توحید مفضل را عنایت فرموده اند یا خداوند متعال اینهمه در قران دعوت جدی به دقت در آفرینش کرده مثلا دقت در غذا دقت در خلقت شتر و..... برای این است که همین چیزها دور وبر انسان را گرفته نمیشود چشمها را بست و ارتباط گرفت اتفاقا باید چشم ها باز باشند و لابلای همین ظاهر دنیا خدا را ناظر و حاضر دید به نظر من این آیات ارتباط جدی با بحث نبوت ندارد لطفا راهنمایی بفرمایید اثبات نبوت که اینهمه تکرار نمیخواهد ولی بیرون کشیدن انسانها از نگاه صرفا فیزیکی بدلیل تماس طولانی با موجودات عالم و زندگی در دنیای مادی نیاز به تکرار و تمرین دارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید فضایی که قرآن به صحنه آمده با چه‌چیزی روبه‌روست و فضایی که حضرت صادق«علیه‌السلام» آن حدیث را به مفضل می‌فرمایند چه فضایی است. مشرکین حجاز مشکلی به نام خالقیت خدا نداشتند، حتی علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» در تفسیر شریف خود تا آن‌جا پیش می‌روند که هیچ آیه‌ای را دلیل بر وجود خدا تفسیر نمی‌کنند چون مشکل مشرکین حجاز نبوت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بوده و اگر این موضوع که حکایت از ربوبیت حضرت حق دارد برای آن‌ها و برای بشریت حل می‌شد صراط مستقیم الهی که همان شریعت است را می‌پذیرفتند ولی در زمان امام صادق«علیه‌السلام» با منکرینی مثل ابن ابی‌العوجاع‌ها و ابن مقفع‌ها روبه‌روئیم در حدّی که جناب مفضل با ابن‌ابی‌العوجاع درگیر می‌شود، حالا حضرت صادق«علیه‌السلام» باید شبهه‌ی این‌ها را برطرف کنند. بنده فکر می‌کنم عزیزان باید متوجه تفاوت نظر بین ربوبیت حضرت حق و خالقیت او بشوند. چیزی که امروز نیز ما نیاز داریم. موفق باشید
5603
متن پرسش
سلام . باتوجه به نظر جناب عالی پیرامون نفس . سوال من در مورد کسانی است که به اصطلاح انها را حرام زاده مینامند . عده ای به نظر من جاهل میگویند اینها با حلا زاده ها فرق دارند !!!! و هادیت ناپزیند !!!!! با توجه به جمله اقای رجب علی خیاط (تاثیر روزیِ حلال و حرام آن قدر زیاد است که ممکن است حلال زاده بخورد حرام زادهشود یا حرام زاده بخورد حلال زاده شود.) و خطا ناپذیری و ناقص نبودن نفس انسان میشود گفت تناه فرق حلال زادگی و حرام زادگی در افاضات هنگام بسته شدن نطفه است . که اگر از روی شهوت باشد حرام زاده و اگر از روی پاکی و محبت حلال زاده . نظر جناب عالی را پیرامون این بحث میخواستم برانم ....
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال چون انسان‌ها بدون استثنا دارای فطرت توحیدی هستند، پس هرکس می‌تواند تا قرب الهی پیش برود هرچند زمینه‌ی تعالی به عنوان علت مُعِدّه در انسان‌ها متفاوت است ولی علت حقیقی کمال برای هر انسانی، فطرت اوست. موفق باشید
5016
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز سوالی در باره فعالیت فرهنگی داشتم . با در نظر گرفتن بیانات شما در بحث آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود به نظر شما الان اگر بخواهیم در محیط مجازی فعالیتی داشته باشیم چه موضوعی در اولویت قرار دارد.؟ حجاب . انقلاب اسلامی . عقاید و یا موضوعی دیگر اگر این فعالیت در بسیج بخواهد شکل بگیرد چه موضوعی ؟ لطفا راهنمایی کنید به طور کلی منظور ما این است که وقت رابیشتر صرف چه موضوعی کنیم که در اینده پشیمان نباشیم و انشا الله نتیجه بگیریم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از موضوعاتی که می‌فرمایید در جای خود لازم است ولی مردم تا تصور درستی از عالم غیب نداشته باشند بقیه‌ی موضوعات دینی جای خود را نمی‌یابند، لذا ابتدا باید از معرفت نفس شروع کرد. حال چه به صورت ساده که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» بحث شده و چه به صورت عمیق‌تر که در خویشتن پنهان مطرح است. موفق باشید
2871
متن پرسش
با سلام استاد بزرگوار در کتاب شرح ده نکته - شرح معرفت نفس از دیدگاه علامه طباطبایی فرمودید نفس راهرو نیست راه است پس راهرو کیست و همچنین آیا طی الارض با جسم انجام می شود یا با روح انجام می شود . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نفس راه است و راهرو نیز خود انسان است که در خود سیر می‌کند و به همین جهت نفس در سلوک خود شدت می‌یابد. طی‌الأرض با جسم و روح انجام می‌گیرد ولی جسمی لطیف‌تر از جسم مادی. موفق باشید
2378
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد،میخواستم ببینم که ائمه اطهار علیهم السلام از نظر مرتبه وجودی با یکدیگر متفاوتند یا خیر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جابر بن یزید از اصحاب خاص امام باقر می‌گوید؛ حضرت فرمودند: «یَا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ أَوَّلَ مَا خَلَقَ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عِتْرَتَهُ الْهُدَاةَ الْمُهْتَدِینَ فَکَانُوا أَشْبَاحَ نُورٍ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ، قُلْتُ: وَ مَا الْأَشْبَاحُ؟ قَالَ: ظِلُّ النُّورِ، أَبْدَانٌ نُورَانِیَّةٌ بِلَا أَرْوَاحٍ وَ کَانَ مُؤَیَّداً بِرُوحٍ وَاحِدَةٍ وَ هِیَ رُوحُ الْقُدُسِ فَبِهِ کَانَ یَعْبُدُ اللَّهَ وَ عِتْرَتَهُ وَ لِذَلِکَ خَلَقَهُمْ حُلَمَاءَ عُلَمَاءَ بَرَرَةً أَصْفِیَاءَ یَعْبُدُونَ اللَّهَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ السُّجُودِ وَ التَّسْبِیحِ وَ التَّهْلِیلِ وَ یُصَلُّونَ الصَّلَوَاتِ وَ یَحُجُّونَ وَ یَصُومُون‏» اى جابر! همانا خدا در اول آفرینش، محمد(ص)و خاندان هدایت‌شده‌ی او را آفرید، و آن‌ها در برابر خدا اشباح نور بودند. می‌گوید: اشباح چیست؟ فرمود: یعنى سایه‌ی نور، پیکرهاى نورانى بدون روح، و همه تنها به یک روح مؤید بودند و آن روح القدس بود که او و خاندانش به وسیله‌ی آن روح خدا را عبادت می‌کردند و از این جهت خدا ایشان را خویشتن‌دار، دانشمند، نیکوکار و برگزیده آفرید، با نماز و روزه و سجود و تسبیح و تهلیل خدا را عبادت می‌کردند و نمازها را می‌گزاردند و حج می‌کردند و روزه می‌گرفتند. ملاحظه کنید که چگونه حضرت باقر(ع) در این روایت ما را متوجه حقیقت قدسی چهارده معصوم(ع)می‌کنند که همه مؤید به یک روح بودند و نه روح‌های مختلف. موفق باشید
2354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام.استاد سوالی پرسیده جوابی نداده بودید گفتم شاید به دستتان نرسیده باشد.نظرتان درباره مصرف آب و میوه چیست؟آیا همانگونه که برای سیر روح باید از غذا خوردن زیادی دوری کنیم و طبق فرمایشات بزرگان و شما توجه به غذا روح را در جسم حبس میکند آیا درمورد مصرف آب و میوه به خصوص آب نیز اینگونه عمل کنیم؟آخر در نوشته های بسیاری خوانده ام که مصرف آب برای سلامتی بسیار مفید است و نباید درمورد مصرف آب امساک کرد و هر چه انسان میتواند خوب است آب بنوشد.نیز آب باعث رفع گرسنگی(برای مصرف کمتر غذا)وباعث لاغری میشود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مسلّم افراط در نوشیدن آب یا آب‌میوه آثار منفی خود را دارد حتی آقای دکتر روازاده معتعقدند نوشیدن آب زیاد برای درمان سنگ کلیه خودش موجب خرابی کلیه می‌شود. ولی عرض کردم بنده در این مورد تخصصی ندارم و این سؤالی نیست که باید از من و یا امثال بنده بکنید. موفق باشید
1366

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم اقای نصیری در مناظره با اقای غرویان مطرح کرده بودند که: اینکه عرفا و حکمای اسلامی در تفسیر "صمد" میگویند "صمد" به معنای جوف نداشتن و میان تهی نبودن است_همان طور که حضرت امام رحمه الله علیه در کتاب اداب الصلاه در ذیل تفسیر سوره توحید به ان اشاره فرمودند._صحیح نیست و در روایت داریم که "صمد" به معنای میان تهی است. لطفا این موضوع را تبیین فرمایید؟ با تشکر...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: «صمد» به معنی چیزی است که میان‌تهی نباشد. مفردات در تعریف صمد می گوید:« و هو الّذی لا جوف له‏» در نتیجه با اعتقاد به صمد بودن خداوند نباید طوری برای مخلوقات موجودیت قائل شد که در آن‌جا که مخلوقات هستند خدا نباشد و حضور همه‌جانبه‌ی خداوند با خلاء روبه‌رو شود زیرا او «واسعٌ علیم» است. به همین جهت باید مخلوقات را آیت الهی گرفت که نسبت آن‌ها با خداوند مثل نسبت ما است با پرتقالی که در ذهن خود ایجاد می‌کنیم که از یک‌طرف آن پرتقال از نفس ناطقه‌ی شما جدا نیست و از طرفی عین نفس ناطقه‌ی شما نمی‌باشد و در عین حال نزد شما است. مثل آن‌که همه‌ی مخلوقات «عندالله» هستند. وقتی قرآن در مورد خداوند می‌فرماید: «لم یلد و لم یولد» می‌خواهد ما را متوجه کند رابطه‌ی خدا با مخلوقات مثل رابطه‌ی مادر و فرزند نیست که دوگانگی در میان باشد وگرنه لازم می‌آید در جایی که مخلوقات هست خدا حاضر نباشد و معنی وحدت وجود نیز به همین معنی است. آیت الله ملکی تبریزی در کتاب لقاء الله می فرمایند:حکایت شده مرد حکیمى در اصفهان بود و عادتش بر این بود که چو ن وقت غذایش م ىرسید، خادم خود را مى فرستاد تا براى او و براى هر کس که در نزد اوست - هر که مى خواهد بوده باشد - غذا بخرد؛ و آن حکیم با آن شخص حاضر با هم غذا بخورند . اتفاقاً روزى در وقت غذا یکى از طلاب شهر براى حاجتى نزد وى آمده بود، حکیم به خادمش گفت: براى ما غذا بخر، تا ما تغذى نماییم .خادم روانه شد و براى آن دو نفر غذایى خرید و حاضر کرد .حکیم به آن مرد فاضل گفت: بسم الله، بیا غذا بخوریم! آن شیخ گفت: من غذا نمى خورم !گفت: آیا غذا خورد هاى؟! گفت: نه ! گفت: چرا غذا نمى خورى با آنکه هنوز غذا نخورده اى؟! گفت: من احتیاط مى کنم از غذاى شما بخورم ! گفت: سبب احتیاط تو چیست؟ گفت: من شنیده ام که تو قایل به وحدت وجود هستى !و آن کفر است و جایز نیست براى من که با شما از غذاى شما بخورم؛ زیرا که غذا به واسطه ملاقات و تماس با شما نجس مى شود ! گفت: تو معناى وحدت وجود را چه تصور کرده اى، تا اینکه حکم به کفر قایل به آن، نموده اى؟ ! گفت: به جهت آنکه قایل به وحدت وجود مى گوید به اینکه خدا همه اشیاء است و جمیع موجودات، الله هستند ! حکیم گفت: اشتباه کردى، بیا غذا بخور! زیرا که من قایل به وحدت وجود هستم و نم ىگویم که جمیع اشیاء خدا هستند؛ چون از جمله آن اشیاء، جنابعالى مى باشد و من شکى ندارم در اینکه شما در مرتبه الاغ هستید یا پست تر از الاغ؛ پس کجا مى تواند کسى قایل به الوهیت شما گردد؟! بنابراین احتیاط شما بدون وجه است و اشکال در غذا خوردن نیست! اینک تشریف بیار و غذا بخور ! خلاصه سخن اینکه؛ نفى وجود از موجودات، لازمه اش قائل شدن به اتحاد موجودات با خدا نیست و اصولاً وحدت غیر از اتحاد است؛ براى اینکه اتحاد صورت نمی گیرد مگر بین دو چیز و این با قول به وحدت منافات دارد . پس اگر بگویى: به فرض آنکه قبول کنیم که کلمه وحدت با کلمه اتحاد نمى سازد ولى از کلمات مفصل عارفان در تفسیر این الفاظ همین معنى به دست مى آید؛ زیرا مى گویند :در دار وجود به جز او دیارى نیست .و می گویند :اعیان خارجى همگى عبارتند از حدود و اعدام و آنچه وجود خارجى دارد همان وجود است و آن هم خداوند متعال می باشد. و براى این معنا دریا و موج دریا را مثال مى زنند که موج وجودى ندارد هرچه هست همان آب دریاست . در جوابشان گفته شده که مقصودشان از این الفاظ آن است که این اعیان از خودشان وجودى ندارند و این به آن معناست که اگر حقایق این اعیان فرض شود - نه وجودهاى آنها - همان اعتبارات و اعدا ماند . پس اگر بگویى: ما قبول نمى کنیم که مرادشان این باشد؛ براى اینکه اینان مى گویند که اعیان پس از آنکه موجود شدند نیز اعدام هستند و حدود وجود به شمار می آیند . در پاسخ مى گویم: مقصودشان آن است که ماهیات امکان ندارد متصف به وجود حقیقى شوند و وجود حقیقى خارجى یک چیز یگانه است که در حقیقت براى او شریکى قابل تصور نیست و او یکتاست و امکان ندارد دو تا گردد و حقایق و اعیان، همگى شئون این وجود و موجود حقیقى هستند ولى چون تو وجود حقیقى را به خوبى نشناخته اى، وقتى ظهور و نمودى را که براى خودت و غیر خودت می بینى خیال مى کنى که این گونه وجود همان وجود حقیقى است، همان گونه که جوهرهاى این عالم را می پندارى که واقعاً جوهر هستند ولیکن اگر عمیق و صحیح بیاندیشى یا حقیقت امر براى تو به وسیله کشف شهودى صورت پذیرد خواهى دید که همین جوهرها در حقیقت اعراض و اشکال وجود حقیقى هستند بلکه اینها اعراض و حدود براى وجود منبسط می باشند و وجود منبسط شأنى از شئون وجود حقیقى به شمار مى آید و یک امر ارتباطى است که در حقیقت اصل و ریشه اى ندارد . موفق باشید
1030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1- آیا قبض معنوی همیشه نتیجه گناهان است یا این حالت می تواند نوعی ابتلاء و امتحان هم باشد؟ 2- آیا اولیاء و معصومین نیز دچار قبض معنوی می شوند؟ اگر دچار این حالت می شوند، آیا باز هم در همان حال از مناجات لذت می برند؟ 3- آیا زمانی که از مناجات و اعمال مستحبی لذت نمی بریم، عمل کردن به آنها خوب است؟ آیا انجام مستحبات مثل نماز شب در عین لذت نبردن حوب است؟ آیا باعث عادت نمی شود؟ 4- چگونه می توان همواره در حال بسط معنوی به سر برد و همواره از مناجات لذت برد؟ آیا اصلا این حالتِ دائمی از لحاظ عملی امکان پذیر است(با توجه به حدیثی از امیر المومنین که به اقبال و ادبار قلوب اشاره دارند)؟ 5- فرق عادت با ملکه شدن اعمال حسنه چیست؟چون در هر دو انجام اعمال حسنه برای انسان آسان می شود ولی یکی خوب است و دیگری قبیح(فسنیسره للیسری) با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1- ابداً این طور نیست که قبض‌های معنوی همیشه به جهت گناهان باشد. 2- به‌جز معصوم«علیهم‌السلام» بقیه دارای قبض هستند منتها چون مبادی آن را می‌شناسند در آن حالت هم خواهند گفت: «در بلا هم می‌چشم الطاف او.... مات اویم، مات اویم، مات او». 3- رویهم‌رفته نباید مستحباتی که در برنامه‌ی خود قرار داده‌ایم مثل نماز شب در حین قبض ترک کنیم، ولی اصرار هم بر انجام همه‌ی آن‌ها نداشته باشیم که قلب خسته شود. به طوری که حضرت علی«علیه‌السلام» می‌فرمایند: « لِکُلِّ إِقْبَالٍ إِدْبَارٌ » هر اقبال و رو آوردنى را ادبار و پشت گردانیدنى باشد. اگر هم عادت شود وقتی قلب به صحنه آمد همان عادت در زمره‌ی اعمال معنوی قرار می‌گیرند. 4- فکر نمی‌کنم باید چنین انتظاری را داشته باشیم ولی مواظب باشیم خودمان با دامن‌زدن به آرزوهای دنیایی و غضب و کبر، عامل قبض نباشیم. 5- در ملکات انسان با همان حضوری که عملی را در قبل انجام می‌داده، ادامه می‌دهد ولی در عادت صورت عمل هست ولی حضور در آن عمل نیست. موفق باشید
161

بدون عنوان**بازدید:

متن پرسش
sسلام خسته نباشید من شنیدهام امام خمینی در شبانه روز سه ساعت بیشتر نمی خوابیدند ایا صحت دارد؟ایا برای رسیدن به چنین چیزی راه عملی وجود دارد؟مرا راهنمایی کنید.با تشکر
متن پاسخ

علیک السلام؛
جواب: باسمه تعالی
نه برادر! این حرف‌ها درست نیست. همان‌طور که خواب زیاد بُعد حیوانی انسان را قوت می‌بخشد، خواب کم‌تر از اندازه هم قوه‌ی وَهمیه را رشد می‌دهد. علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» فرموده‌اند: یک‌سوم و یا یک‌چهارم از بیست‌و‌چهارساعت خواب، خواب طبیعی است. یعنی بین 6 تا 8 ساعت.
موفق باشید

23014
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد مگر اصالت با روح و من نیست!؟ و تن در اختیار من نیست!؟ پس چطور بایست وقتی دچار بیماری روحی می شویم دارو و قرص مصرف کنیم؟ شما این رویه مرسوم روانپزشکی که هر نوع مشکل روحی را با قرص می خواهند درمان کنند چقدر قبول دارید؟! مثلا شخصی که دچار عارضه افسردگی یا شیدایی شده چطور بایست درمان شود!؟ خوردن قرص رو تائید می کنید در حالی که بعض تحقیقات و اساتید طب سنتی می گویند قرص در هر حال ضرر دارد!؟ چطور می توان از قرص رها شد!؟ یعنی دستوری غیر طب روز هست برای چنین مواردی!؟ مگر در چنین شرایطی مشکل از روح نیست!؟ پس دارو چه ربطی به من دارد!؟ در صدر اسلام برای چنین مشکلاتی اهل بیت چه دستوری می دادند!؟ و حال دستور اسلام چیست!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رابطه‌ی روح و بدن طوری است که بعضاً روح به جهت مشکلاتی که در ارگانیسم بدن به‌وجود آمده و نتوانسته است بدن را تدبیر کند به مشکل می‌افتد. در این مورد اگر داروی مناسبی در میان باشد که با آماده‌کردن بدن برای تدبیر روح مفید افتد، نباید از آن دارو چشم‌پوشی کرد. موفق باشید

19895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: برای شروع ماه ذی القعده و به ویژه چله کلیمی چه توصیه ای دارید؟ آیا چله کلیمی الزاما نیاز به استاد دارد؟ یعنی نمی شود مراقبتهایی را خود شخص انجام دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به فرمایش آیت اللّه بهجت، علم شما استاد شماست. لذا نیاز به استاد خاص ندارید. با روزه‌داری و آزادکردن خود از مشغله‌های دنیایی سعی کنید با عبادات و مطالعه‌ی کتب عرفانی، قلب را آماده‌ی الطاف الهی بفرمایید. موفق باشید

19641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: استاد سوالاتی راجع به مرحوم آیت الله خوئی دارم. رابطه ایشون با حضرت امام (ره) چطور بود؟ ماجرای هدیه انگشتر به فرح و این دیدار صحیح هست؟ یه سوالم راجع به آیت الله العظمی سیستانی، رابطه ایشون با امام و آیت الله خامنه ای چطور هست؟ آخر خیلی ها برای تضعیف انقلاب دست به دامن رابطه بد آیات سیستانی و خوئی و بهجت با انقلاب و دو رهبر کبیر آن می شوند! تشکر بزرگوار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام خمینی نسبت به آن ملاقات گله‌مند بودند ولی مشیِ آیت اللّه خوئی این اواخر تغییر کرد به طوری که آیت اللّه جوادی در جلسه‌ی ترحیم آیت اللّه خوئی فرمودند: آن‌چه حضرت امام در ابتدا به آن رسیدند، آیت اللّه خوئی در آخر متوجه‌ی آن شدند» 2- عالمانی همچون آیت اللّه سیستانی و بهجت، شدیداً نسبت به موفقیت حضرت امام و رهبری و انقلاب اسلامی تلاش مخصوص خود را داشته‌اند. موفق باشید

18124
متن پرسش
سلام: از کجا باید متوجه بشوم که واقعا به خدا توکل کرده ام؟ اساسا توکل به خدا یعنی چه؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید متوجه‌ی حضور خداوند در همه‌ی امور باشید و خود را تنها احساس نکنید. مطالعه‌ی کتاب «شرح جنود عقل و جهل» از حضرت امام در این مورد کمک می‌کند. موفق باشید

14218
متن پرسش
سلام جناب استاد: می خواستم نظر شما را راجع به کتاب «مکتب در فرآیند تکامل» نوشته استاد سید حسین مدرسی طباطبایی بدانم و اگر نقطه ضعف یا قوتی مشاهده می کنید بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سراسر کتاب نقطه‌ضعف و مغالطه است و ناشی از آن است که مؤلف آن هیچ حضوری در لایه‌های اصلی رابطه‌ی بین امامان و علماء نداشته. به صورت پراکنده نقدهایی به آن کتاب شده است، بهترین کسانی‌که باید به این کتاب نقد کنند علمایی می‌باشند که درس خارج را به‌خوبی لمس کرده‌اند. شاید هم از طریق آن بزرگان نقدهایی شده است و بنده اطلاعی ندارم. موفق باشید

نمایش چاپی