بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. احساس می کنم نیاز دارم در کنار برنامه مطالعاتی شما، یک برنامه عملی سیر رو هم شروع کنم، ولی نمیدونم چی؟ اگه میشه معرفی کنید. ۲. و یه سوال هم در زمینه علم و عمل، عمل به برنامه سلوکی رو تا چه جایی پیش بریم که با علممون هماهنگ باشه، یعنی ملاک تشخیص این هماهنگی چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- دعای «مکارم الاخلاق» خوب است 2- انسان باید سعی کند در راستای علم به دستورات الهی در حدّی که برایش ممکن است، آن دستورات را عمل کند. موفق باشید

18181
متن پرسش
سلام: دوباره آیت الله حسن زاده آملی گفتن که به فرض پیر بشوی و بلرزی و با چهار دست و پا راه بروی، نفست بالا نیاید و کسی را صدا نزنی که بگویی تو بیا دست مرا بگیر! این کار را نکن! این با غیرت انسانی سازگار نیست! غیرت، دفع غیر می کند. حق را هم که می گوییم غیور است، برای اینکه دفع غیر کرده است و دیگر حرف از عدم در نظام هستی پیش نمی آید، غیرتش غیر در جهان نگذارد. انسان باید آنچنان غیور و غیرتمند بشود که بی نیاز مطلق باشد! یعنی هیچ در درون خودش نخواهد! طلب نکند! حالا آن وقت باید ببیند که چه خبر می شود و چه چیزها پیش می آید! یعنی چی هیچ در درون خودش نخواهد طلب نکند؟ منظورش چیه؟ معنی این پاراگرافو متوجه نمیشم احساس می کنم اگر اینو بفهمم و عمل کنم کلا زندگی از این رو به اون رو میشه.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا ایشان را حفظ کند. حرف درست و با ارزشی فرموده‌اند. منتهی این غیر از آن است که در مسیر اهداف خود از وسایل مورد نیاز استفاده نکنیم، بلکه سخن آن است که تا آن‌جا که ممکن است کارهای خود را، خودمان انجام دهیم در آن حدّ که آن صحابی خدمت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» رسید که چگونه راه بهشت را برای خود بگشایم؟ حضرت فرمودند: به کسی دستور مده. او در آن حدّ این مسئله را رعایت کرد که وقتی در حین مقاتله با دشمنان خدا دست راست او که با آن شمشیر می‌زد، قطع شد و نیاز بود کسی شمشیر را از دست افتاده بر زمین به او بدهد تا بدون آن‌که از اسب پیاده شود با دست راست به جهاد ادامه دهد؛ خودش پیاده شد و شمشیر را از بین انگشتانش در آورد و با سختی تمام دوباره سوار اسب شد و به مقاتله ادامه داد. موفق باشید

18117
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیزم: با تشکر از زحمات فراوان شما. 1) یک روحانی می گفت که اکثر این داعشی ها بهشتی هستند زیرا جهلشان منجر شده که این جنایات را انجام دهند. به نظر من و با توجه به جواب شما به یکی از سوالات با عنوان «چه کنیم داعشی نشویم»، حرف خیلی ... زده است. اگه اینجوری باشه که اونوقت باید بگیم تو کربلا هم، بیچاره ها جهل داشتن و نمی دونستن دارن چیکار می کنن، ان شاءلله که میرن بهشت! سوالم ایجاست که با توجه به آیه ی «انا هدیناه السبیل»، آیا اصلا ممکن است شخصی در شرایطی قرار گیرد که نتواند از عقل و فطرت خود استفاده کند و دچار گناه ناخواسته شود؟ آیا اصلا ما گناه ناخواسته هم داریم... مگه داریم....مگه میشه.....! 2) این که در روایات زیاد به چشم می خورد عبارت «شیعیان گنهکار»، اصلا برایم قابل هضم نیست؛ چون در مقابلش هم روایت داریم که اگر به آنچه ما عمل کردیم، عمل می کنی، از شیعیان ما هستی و الا فلا... .. اصلا این عبارت «شیعه گنهکار»، چطور باید معنا شود؟ اگر شیعه، پیرو است که دیگر گناه نمی کند. اگر گناه می کند هم که محب محسوب می شود. پس فرق بین شیعه ی گنه کار با محب در چیست؟ 3) در روایت هست که شخص کریم، چهار نشانه دارد؛ که من با دو تای این نشانه ها کار دارم. یکی اینکه می بخشد کسی را که به او ظلم کرده (تعفو عمن ظلمک) . دیگر اینکه احسان می کند به کسی که به او بدی کرده... سوالم این جاست که خدایی که خودش گفته کریم باشید و خودش هم معدن کرم و کرامت است، چطور آن دنیا کسی را که به او ظلم کرده، بازخواست و عذاب می کند؟ چطور بدی را با بدی جواب می دهد در صورتی که خودش گفته احسان کن به کسی که به تو بدی کرد؟ خدای کریمی که از قبل می دانسته این بندگانی که دارد خلق می کند، اکثرشان جهنمی هستند، اصلا چرا آنها را خلق کرده است؟ 4) آیا گناهان فردی، باعث تاخیر در ظهور می شوند؟ اگر برایتان امکان دارد به طور خلاصه بفرمائید که موانع ظهور حضرت، چه چیزهایی هستند؟ این سوال خیلی از افراد است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در رابطه با قسمت اول سؤال در جواب سؤال شماره‌ی 16645 شده است 2- این‌که در روایت می‌فرماید: ««حُبُّ عَلِيٍّ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ‏ عَلِيٍ‏ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1]دوستى على حسنه‏ اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏ رساند و دشمنى على سيئه ‏اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. نظر به جهت‌گیریِ انسان دارد که اگر جهت‌گیریِ کلی او درست باشد، ضعف‌های جزئی او شخصیت او را به عنوان یک گنه‌کار تثبیت نمی‌کند. 3- حضرت حق به هیچ‌وجه به کسی ظلم نمی‌کند، بلکه نتیجه‌ی اعمال انسان‌ها است که پاپیچِ آن‌ها می‌شود و حضرت حق با ارسال رسل کمک می‌کند تا ما مرتکب اعمالی نشویم که حاصل آن در ابدیتِ ما مزاحم ما باشد 4- کتاب «بصیرت و انتظار فرج» نکاتی در مورد نحوه‌ی ظهور و عوامل ظهور مطرح کرده است. جواب جدّی خود را می‌توانید با مطالعه‌ی آن کتاب إن‌شاءاللّه به‌دست آورید. کتاب بر روی سایت در قسمت نوشتار هست. موفق باشید


[1] - نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.

17184
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده عزیز: بنده تازه وارد حوزه علمیه شده ام، سخنی از قول حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) شنیده ام که می فرمایند: «ما هرچه داریم از 6 ماه اول طلبگی مان است» می خواستم بپرسم که منظور استاد چیست؟! در این 6 ماه چه کار کردند که اینطور شکوفا شدند؟! ما باید در اول طلبیگی مان چیکار کنیم؟! ممنون و متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقا نمی دانم منظور آیت الله چیست. ولی اگر با همان عزمی که آمده اید نظم کارها را دنبال کنید و خود را به جز امور طلبگی به کارهای دیگری مشغول ننمایید مزه ی طلبگی به کام شما آنچنان شیرین می آید که تا آخر آن را حفظ می کنید. موفق باشید

17155
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: همانطور که می دانید انسان پنج قوه دارد حس خیال، وهم، عقل و فوق عقل، هر کدام از این قوا خوراکی مخصوص به خود دارند که می بایست تغذیه شوند البته باید حدود الهی را مراعات کرد تا جنبه فوق عقلانی و انسانی مان متوقف نشود. شما فرمودید حوزه‌ی فعالیت موسیقی تحریک خیال است و سالک إلی اللّه نمی‌خواهد در محدوده‌ی خیال متوقف شود و از این جهت است که اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» ورودی به موسیقی نداشته‌اند این گفته شما در مورد بقیه قوا هم صادق است به فرض مطالب علمی و معقولات قوه عقل را تحریک می کنند آیا چون عقل تحریک می شود و ممکن است انسان را در محدوده عقل متوقف کند نباید سراغ معقولات رفت؟ هرکدام از محسوسات برای قوه حس نیز همین حکم را دارد من احساس می کنم موسیقی کار دیگری با روح و جان انسان می کند که معصومین علیهم السلام حتی سراغ غیر حرام آن هم نمی رفتند نیاز به توضیح بیشتری دارم لطفا راهنمایی کنید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعضی از قوای نفس ناطقه‌ی انسان به خودی خود اصالت دارند و بعضی به تبع می‌توانند مفید باشند. همان‌طور که مثلاً میل جنسی یک نیاز به تبع است که اگر بدان جواب داده نشود به حقیقت انسان لطمه‌ای وارد نمی‌شود؛ بعضی از ابعاد خیال نیز اصالت ندارند و این‌طور نیست که باید همه‌ی حوزه‌های خیال را جواب داد، به‌خصوص که اگر میدان خیال از طریق عقل و قلب کنترل نشوند به خودی خود حجاب عقل و قلب می‌شود. و در مورد عقل نیز باید مقدمه‌ای باشد برای رجوع انسان از طریق قلب به حضرت حق وگرنه خود عقل نیز یک حجاب نورانی است که باید از آن نیز به عنوان یک حجاب عبور کرد. موفق باشید

15822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند، چرا غربی ها در کاربردی کردن علوم انسانی قوی تر از مسلمانها بوده اند. اگر مسلمانان تنبلی کرده اند. چرا انگیزه غربی ها در کاربردی کردن علوم انسانی قوی تر از مسلمانان بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در برهه‌ای از تاریخ، عقلی که این علوم را به دنبال آورد در غرب ظهور کرد و مردم آن خطه آن را دنبال کردند به‌خصوص بعد از جنگ‌های صلیبی و ارتباط با مسلمانان به هوش آمدند. موفق باشید

15482

ماه رجببازدید:

متن پرسش
با سلام: لطفا با توجه به نزدیک شدن ایام رجب در خصوص اعمال و توصیه ها در این ماه و چگونگی ورود به آن راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «ماه رجب؛ ماه یگانه‌شدن با خدا» شده است. کتاب بر روی سایت هست. إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

14998

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم. یکی از دوستان مزاحم وقت شریفتان شد و از حضرتعالی مشاوره گرفت در مورد آن شخص حوزوی که فرموده بودید خیلی از مطالب مطرح شده غیر واقع است و فرموده بودید ایمیل بدهیم بابت شماره کسی که می خواهد برای آن فرد حوزه معرفی کند اما ایمیل حقیر باز نمی شود اگر صلاح می دانید همینجا دستور بفرمایید در غیر اینصورت هر امری بفرمایید گوش به فرمانیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیه را به یاد ندارم و از طرفی نباید اسم و شماره‌ی افراد در معرض عموم قرار گیرد. موفق باشید

14565
متن پرسش
سلام استاد: اگر هر چه هست وجود است و جز وجود نیست و وجود هم مشهود و شهودی است و نامتناهی، پس دیگر چیزی به اسم علم حصولی معنی پیدا نمی کند؟! علم به هرچیز می شود شهودی. درست گفتم یا دچار اشتباه شدم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علمِ به مفهوم وجود و علمِ به حقایق هم علم است و مقدمه‌ی اُنس با حقایق می‌شود. موفق باشید

13912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: شهید آوینی (ره) در یکی از مقالتشان از عالم هیچکاک می گویند شما هم در مباحث نقد مدرنیته از فیلسوفانی {که} فیلم های خوب ساخته اند گفته اید. می خواستم بدانم که نظر شما در مورد فیلمی که بتواند غرب را نقد کند چیست؟ خواهشا نگویید که نمی دانم یعنی ناز نکنید و گرنه با خدا طرفید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً فیلم‌هایی هست و بعضاً هم بنده به طور پراکنده آن‌ها را دیده‌ام. ولی چون در تخصص بنده نبوده حتی نام آن‌ها را هم در ذهن خود نگاه نداشته‌ام. ناز نمی‌کنم باور کنید همین‌طور است که عرض می‌کنم! تهدید هم نکنید! موفق باشید

10936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: می خواستم راجع به ظهور صغری که علامه حسن زاده و آقای مکارم و... مطرح کردند توضیحات و نظراتی بدهید. لطفا ایمیل کنید. در ضمن می خواستم به شما پیشنهاد کنم که راجع به توسل و راه های آن یه کتابی بنویسید نمی دونم کتاب در محضر لاهوتیان رو خوندید یا نه، شیخ جعفر آقا محشره و با توسل به خیلی جاها رسید خدا رحمتش کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» عرایضی در تشکیکی‌بودن ظهور داشتم، إن‌شاءاللّه می‌توانید جواب سؤال‌تان را در آن‌جا بیابید. موفق باشید
8338

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام‏ ‏علیکم‏ ‏در‏ ‏جواب‏ ‏سوال‏ ‏‏ ‏فرمودید‏ ‏مطالب‏ ‏عرفان‏ ‏نظری‏ ‏را‏ ‏دنبال‏ ‏کنید‏ ‏با‏ ‏توجه‏ ‏به‏ ‏اینکه‏ ‏به‏ ‏موضوع‏ ‏عرفان‏ ‏بسیار‏ ‏علاقه‏ ‏مندم‏ ‏راهنمایی‏ ‏بفرمایید‏ ‏از‏ ‏کجا‏ ‏شروع‏ ‏کنم‏ البته‏ ‏با‏ ‏اثار‏ ‏شما‏ ‏مانوس‏ ‏هستم‏ ‏ومباحث‏ ‏ده‏ ‏نکته‏ ‏برهان‏ ‏تا‏ ‏عرفان‏ ‏حرکت‏ ‏جوهری‏ ‏ومعاد‏ ‏را‏ ‏کار‏ ‏کرده‏ ‏ام‏ ‏با‏ ‏تشکر‏ ‏صمیمانه‏ ‏وعرض‏ ‏ارادت
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بعد از این مباحث که فرمودید و بعد از مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» باز سؤال بفرمایید و ایمیل خودتان را نیز بنویسید. موفق باشید
8281
متن پرسش
سلام علیکم متاسفانه نسبت به خداوند متعال سوء ظن زیادی دارم.همیشه فکرمیکنم آینده ام بد است.خوشبخت نمیشوم.کلا ناامیدم به خاطر اینکه خیلی در زندگی سختی کشیده ام.اما چه کنم که وارد قلبم کنم که خداوند قادر متعال و ارحم الراحمین است؟خیلی نگران آینده ام هستم و می ترسم پر از تنهایی باشد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: برای خود یک زندگی را تعریف نکنید و از خدا بخواهید آن زندگی را به شما بدهد. سعی کنید وارد مرحله‌ای شوید که به خدا بگویید چون تو را ربّ خود می‌دانم و می‌دانم رحمت تو واسعه است، پس هرچه تو می‌خواهی می‌خواهم، تا راه‌هایی در جلو شما باز شود که سعادت و خوشبختی شما در آن است. در ضمن از گوهر تواضع و مهربانی غافل نباشید. موفق باشید
3413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .پیرو سوال 3330،همان تفاوت نگاه علامه جوادی آملی با علامه مصباح؛بحث بنده این دو عالم بزرگورا اصلا نبود،اتفاقا با مطالعه آثار این عزیزان بسیار با ولایت فقیه ارتباط برقرار میکنیم،حتی در کتاب حماسه و عرفان علامه جوادی آملی بسیار توانستیم تحلیل های سیاسی اشتباه خودمون رو درست کنیم،ایشون قطعا اهل سیاستند،منظور ما بعضی از علما هستند که تا الان از ایشان موضع ندیدم در قبال بعضی موارد سیاسی جزئی،مثلا علامه عزیز حسن زاده،یا آیت الله وحید،آیا مثلا اگر این عزیزان در قضیه فتنه،مثل علامه جوادی آملی که اون فایل صوتی ازشون منتشر شد یا علامه مصباح عمل میکردن بهتر نبود؟. . .2- راستی بنده کارمند هستم،باز هم مطالعه سیاست با اون شدت یعنی شاید در حد 4 ساعت زیاده؟. . .موفق باشید استاد و عذر خواهی برای وقت گیری از جنابعالی.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- چکار داریم ما توی کوک علماء برویم. بنده در خدمت آیت‌الله حسن‌زاده بوده‌ام و ایشان را از خیلی‌ها سیاستمدارتر دیدم البته با زبان مخصوص به خودشان. آیت‌الله وحید را هم نمی‌دانم. 2- در هرحال باید از مطالعه‌ی معارف الهی و فهم قرآن باز نمانید. موفق باشید
3200
متن پرسش
ضمن عرض سلام خدمت استاد گرامی. می خواستم نظر مبارکتان را در مورد سفر به کربلا از طریق کاروانهایی که زیر نظر سازمان حج و زیارت نیستند جویا شوم. با توجه به اینکه سفر با این کاروان ها خطر جانی برای زائرین به دنبال دارد، آیا زائر خود ضامن صدمات جانی احتمالی به خودش است؟ یا اینکه نباید به خطرات احتمالی اهمیت داد؟ با آرزوی عمر با برکت برای حضرتعالی. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با توجه به این‌که شرکت شمسا ضعف‌هایی دارد و عملاً آن‌طور که شایسته است جهت زیارت کامل به زائر کمک نمی‌کند بعضی از بزرگان به صورت آزاد و مطابق قوانین نظام اسلامی مبادرت به سفر می‌کنند، نمی‌توان گفت این کار خلاف مقررات است، اشکال در برنامه‌ریزی شرکت انحصاری شمسا است و لذا حج و زیارت اصفهان مدت‌ها است تلاش می‌کند بیرون از شرکت شمسا خودش برنامه‌ریزی کند و تا حدّی هم اقداماتی انجام داده. موفق باشید
2364
متن پرسش
با سلام خدمت استاد استادچگونه الفاظ یا بهتر بگم حروف به وجود امده اند؟ما در بحث نهم ده نکته از معرفت النفس گفتیم الفاظ معنی دارند و این معنی ریشه اش در عالم عقل است و خب از لفظ هم فقط معنیش به درد می خورد(مثل اینکه از در خونه وارد شوم و بگم خداحافظ مادرم میفهمه که منظور من سلام بوده)و به کار میاد وما توسط معنی است که می توانیم ارتباط برقرار کنیم حالا سوال من اینکه توی هرزبانی حروف(الف ب پ و...)از کجا به وجود اومدن؟و بعد چه شد که اسم گل را گذاشتند گل ویا اسم درخت را با دال , ر ,خ ,ت ساختند؟ویا خداوند وقتی قران را به صورت لفظ به پیامبر نازل کردند این لفظ ها چگونه ساخته شد؟(صرف خود کلمه ها)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جواب‌گویی به این‌ سؤال در حدّ تخصص بنده نیست. موفق باشید
1784
متن پرسش
جناب آقای استاد طاهر زاده(دامت توفیقاته) سلام علیکم ضمن تسلیت ایام شهادت حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها احتراما تقاضا دارم حقیر را نسبت به رویکرد مطالعاتی مدنظر راهنمایی فرمایید. موضوع مطالعاتی بنده "سکولاریسم اسلامی" است. و در این زمینه مباحث مختلفی را مطالعه کرده ام که عموما از منظر مبانی مدرنتیه این بحث را بررسی کرده اند. سوال اصلی در این تحقیق این است که مواجهه انقلاب اسلامی با سکولاریسم اسلامی چگونه است؟ چارچوب نظری مورد نظر نیز مباحث مطروحه حضرتعالی است در خصوص " سقیفه و خلافت به عنوان مفهومی که رودر روی امامت قرار گرفته و در جامعه گسترش می باد" پیش فرض این است که سکولاریسم یک راهبرد است برای پیاده شدن مبانی اومانیسم در جامعه. یعنی برای اجرای اومانیسم، مدرنیته دست به دامن سکولاریسم می شود. و با توجه به نفوذ مدرنیته در جوامع اسلامی این نوع مواجهه در زندگی مسلمانان نیز نفوذ کرده است. فرضیه نیز چنین است: سکولاریسم اسلامی اگر چه به لحاظ لغوی مفهومی است که در بستر محوریت عقلانیت مدرنتیه فهم می شود ولی چنین رویکردی در تاریخ اسلامی ریشه در سقیفه و جایگزینی مفهوم خلافت به جای امامت دارد. راه حل برخورد با آن نیز رجوع به امامت است. جسارتا از حضرتعالی چند خواهش و پرسش دارم 1) اصلا بررسی موضوع سکولاریسم اسلامی در این چار چوب نظری قابل طرح است؟ و آیا منتج به راه حل می شود؟ 2) برای استفاده بیشتر از مطالب حضرتعالی پیشنهاد مطالعه کدام مباحث و سرفصلها را میفرمایید؟ 3) راه حل ارائه شده باید ناظر بر مطالب کاربردی باشد لذا خواهشمند است حقیر را راهنمایی بفرمایید که چگونه از موضوع رجوع به امامت راه حلی کاربردی که در منظومه انقلاب اسلامی و شرایط فعلی قابل تعریف و اجرا باشد مطرح نمایم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- بر موضوع بسیار ارزشمندی انگشت گذاشته‌اید و حقیقتاً همین‌طور که می‌فرمایید فقط با رجوع به امامت و عقل قدسی ناشی از آن‌ها می‌توان از سکولاریسم پنهان در مناسبات جامعه‌ی اسلامی نجات یافت. 2- بنده در نوشته‌های خود دو کتاب را پیشنهاد می‌کنم یکی «خطر مادی‌شدن دین» و دیگری «امام و امامت در تکوین و تشریع». إن‌شاءالله با پیگیری این موضوع نکات حساسی را به نظام فکری و فرهنگی جامعه گوشزد می‌کنید تا بفهمند از کجاها داریم ضربه می‌خوریم. موفق باشید
1727
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله استاد چگونه میتوان هدف ار خلقت انسان را برای کسی که حتی وجود روح را منکر میشود بدون قرآن اثبات کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در علم کلام بحثی تحت عنوان حکمت الهی هست که متکفل همین امر است که سوال فرموده اید و ما نیز در جلسات اول تا سوم کتاب «آشتی با خدا» مباحثی را طرح کرده‌ایم. سایت «مذهب دات کام» در رابطه با تبیین آفرینش انسان از زاویه‌ی حکمت الهی نکات ارزشمندی مطرح کرده است به آنجا رجوع بفرمائید. موفق باشید
1703
متن پرسش
به نام آفریننده زیبایی ها.با سلام خدمت استاد.من به تازگی با شما و آثارتان آشنا شده ام نمیدانم چگونه و از کجا شروع کنم؟؟اما...با یاد او شروع می کنم.استاد من جوانی 21 ساله و دانشجو هستم.مدتی است در زندگی دچار بحران شده ام... من هم زمانی در غفلت کامل و در پی دنیا و خواسته های نفسانی خودم روزگارم رو می گذروندم.همه زندگی من در کنکور خلاصه شده بود و هدف مثلا خیلی بزرگم یعنی پزشکی.به طوری که اصلا کنکور نقطه ی تمام امال و آرزوهای من بود و حتی لحظه ای بعد از کنکور رو برای خودم تصور نمی کردم.رسیدن به هدفم یعنی موفقیت من در کنکور.و حالا فهمیدم که این طرز تفکر چقدر برایم گران تمام شد.حالا من ترم 5 دانشجوی پزشکی ام اما بدون هیچ هویتی....منی که همه ی امالم کنکور بود و وقتی که رسیدم و دیدم با این هدف اشباع نمی شم به شدت دچار سرگردانی و ناامیدی شدم. با این حال روزگارم و می گذروندم و زندگی برام سخت تر و سخت تر می شد... تا این که از طرف دانشگاه به اردوی زیارتی راهبان نور قدم گذاشتم...و این بود آغاز تحولی شگرف درمن.....گفتن آنچه بر من گذشت از حوصله بحث خارجه اما حالا که من این جا در محضر شما مشغول نوشتن هستم می خواستم سوال هایی که در ذهنم دارم و از شما بپرسم...من الان احساس می کنم توی نقطه شروع موندم. یعنی به یک یقینی رسیدم که شروع کنم تا خودم و بسازم و نهایت باید برسم به خدا.اما الان در جهل و وهم خودم گرفتارم...نمی دونم چطوری راهمو تشخیص بدم...هیچ چیز برایم خوشایند نیست...نه تفریح.نه سفر.نه معاشرت.نه درس خوندن.من گم شدم .توی نفسم و تکبر و غرور و کینه و حسد خودم گم شدم.مثل آدمی می مونم که دنبال راهه اما فقط رو یه نقطه دور خودش تاب می خوره و فکر می کنه در حال حرکته و اما دچار سرگیجه می شه و می فته.من کتاب جوانی و انتخاب بزرگ شما رو خوندم...واقعیتش همه چرف هایی که گفتین و با تک تک سلول هام حس می کنم اما من راه کار می خوام..حالا چی کار کنم...من تو شناخت خودم.شناخت خدا.شناخت دینم در جهل کاملم و گم کرده راهم...به کمک شما خیلی احتیاج دارم.لطفا کمکم کنید.با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام عزیز من! به جهت همین دغدغه‌ها بوده که بنده بعد از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» کتاب «آشتی با خدا» را پیشنهاد کردم و در ادامه عرض کردم کتاب «ده نکته از معرفت نفس» را با سی‌دی‌هایش دنبال کنید تا بعد از مطالعه برهان صدیقین به مباحث معاد برسید و احساس کنید همین حالا در ابدیت هستید و از سایه‌ی سنگین گذشته و آینده آزاد شوید. موفق باشید
1285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد میشود این قسمت از مقدمه کتاب هدف حیات را برایم توضیح تفصیلی بدهید {......سرمایه فکری تدوین شده توسط دانشمندان بز رگ اسلامی زمینه تدبردر قران وروایات را به خوبی فراهم میکند .........واکنون تاریخ مسئولیت بزرگی را بر عهده ما کذاشته.......}با توجه به مقدمه شماره 4 این برداشت میشود که فلسفه وحکمت چیزی برای جدید شدن ندارد اگر این چنین است الان ماچه وظیفه ای داریم که در اینده آیت الله جوادی یا علامه طباطائی زمان خود شویم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام علمای بزرگ همیشه راه را نشان می‌دهند و در هر صورت ما هستیم که باید با تعقل و تفکر چگونه رفتن را بیابیم و حرکت کنیم بنده معتقدم اگر در ذیل تفکر حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» جلو برویم به نتایجی از تفکر می‌رسیم که هنوز متولد نشده. در این مورد می‌توانید به جزوه‌ی «سلوک در ذیل اندیشه‌ی امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه»» رجوع فرمایید. موفق باشید
24052
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: ۱. آیا گوش دادن به صوت تلاوت قرآن، در حین مطالعه، بی احترامی به قرآن محسوب می شود؟ ۲. احادیثی که فضائل سوره ها را متذکر می شوند و ریشه قرأ در آنها به کار رفته، صرف خواندن بدون تفکر و تدبر را هم شامل می شود؟ ۳. و آیا با گوش دادن صوت، به خودی خود قرائت حاصل می شود؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه، إن‌شاءاللّه بی‌احترامی حساب نمی‌شود. ۲. امید است که خداوند با رحمت خود چنین برای ما حساب کند. ۳. اگر گوش‌سپردن به صوت قرآن، همراه با توجه باشد می‌تواند حکم قرائت قرآن را داشته باشد. موفق باشید

21660
متن پرسش
سلام علیکم: سوال دارم مختصر: در زمان ابو مسلم خراسانی که بر علیه ستم بنی امیه قیام شد چرا امام صادق علیه السلام همراهی یا تایید مشروط نکردند آیا ایشان به حضور تاریخی اعتقاد نداشتند؟ جنابعالی حضور تاریخی را اصل می دانید در حالی که امام راحل عمل به وظیفه را اصل می دانستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چون حضرت متوجه‌ی شرایط تاریخی آن زمان بودند، وارد صحنه نشدند. ابومسلم اسبابِ دستِ بنی‌العباس بود و هزاران شیعه را به قتل رساند. بد نیست سری به جزوه‌ی «هویت گمشده‌ی شیعه» قسمت مربوط به امام صادق «علیه‌السلام» بزنید. جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید

20813
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزيز: در اين كانال تلگرامي (@mohsenp1414) مطلب زير به نقل از شما آمده البته بنده هم جوابي براي Hدمين آن فرستادم كه هر دو را جهت اطلاع ارسال مي كنم: قاعده لطف و عصمت استراتژیک ولی فقیه (بخش یک از دو) ....................... آقای اصغر طاهرزاده طی سخنانی در ارتباط با اختلاف نظر رئیس جمهور سابق با مقام معظم رهبری، می‌گوید: «می‌گویند که آقا همه نظریاتش درست نیست درصورتی که خدا وقتی کسی را زعیم می کند، قلبش را در اختیار می گیرد. آیا می شود خدا ایشان را کمک نکند، آن وقت به ما ظلم کرده است و خدا این کار را نمی‌کند.» آنچه در واقع طاهرزاده در مقام بیان آن است مطلبی است که بسیاری از حامیان ایدئولوژیک آیت الله خامنه‌ای بر آن اصرار دارند و آن عبارت است از اینکه به حکم قاعده لطف، ولی فقیه در عرصه تصمیمات استراتژیک از عصمت برخوردار است. مطابق این ادعا گرچه ولی فقیه ذاتا معصوم نیست و ممکن است در برخی از ساحت‌های زندگی فردی‌اش سهو و خطا داشته باشد اما از آنجا که ولی فقیه امام امت و جامعه محسوب می‌شود، هنگامی که در طرح‌های کلان جامعه اظهار نظر می‌کند و طرحی را عملیاتی می‌کند، معصوم از خطا و اشتباه است. چرا که اگر خطا کند و خداوند مانع او نشود، خداوند به دلیل گمراهی مردم و عدم راهنمایی، به ما ظلم کرده است و خداوند از ظلم مبراست. برای ارزیابی و سنجش ادعای آقای طاهرزاده، در ابتداء تعریف اجمالی از قاعده لطف بیان می‌کنیم سپس به بررسی ادعای طاهرزاده می‌پردازیم. قاعده لطف قاعده‌ای است که در علم کلام به آن پرداخته می شود. معنای این قاعده این است که به مقتضای حکیم بودن خداوند و محدود بودن دانش بشری، عقل حکم می کند که خداوند آنچه را که مقرب به طاعت و مبعد از معصیت هست را بیان کند. با توجه به همین قاعده، استدلال بر لزوم بعثت انبیاء و ارسال پیامبران شده است چرا که اگر پیامبران مبعوث نشوند و احکام الهی را بیان نکنند، درک محدود انسان‌ها قاصر از فهم احکام الهی و عاجز از رسیدن به کمال و قرب الهی است. بنابر این، استدلال طاهرزاده و جمعی از حامیان ایدئولوژیک مقام معظم رهبری بر این امر استوار است که مطابق قاعده لطف وقتی ولی فقیه تصمیمی را برای جامعه اتخاذ می‌کند اگر آن تصمیم اشتباه باشد و خداوند جلوی آن را نگیرد، خداوند به انسانها ظلم کرده است و از آنجا که خداوند از ظلم مبراست پس مانع از وقوع اشتباه در تصمیمات استراتژیک ولی فقیه می‌شود. مشابه این نظریه در تاریخ فقه شیعه را جمعی از قدما اتخاذ کرده‌اند؛ مرحوم شیخ طوسی و جمعی از علماء در مساله اجماع، قاعده لطف را مطرح می‌کنند و می‌گویند اگر اتفاق و وحدت دیدگاهی بین عالمان و محققان شیعه بر امر نادرست و باطلی ایجاد شود ولی خداوند از طریق امام معصوم مانع این رویه نشود، خلاف لطف است و خداوند از این ظلم مبراست بنابراین اجماع علماء حکایت از صحت نظریه و دیدگاه می‌کند. اما آیا تطبیق این قاعده بر تصمیمات ولی فقیه و استنتاج عصمت استراتژیک ولی فقیه، صحیح است؟ بسیاری از فقهاء و محققان متاخر در مساله اجماع به قاعده لطف می‌پردازند و اشکالات مهمی را به آن مطرح می‌کنند که آن اشکالات بر دیدگاه آقای طاهرزاده و هم فکران او نیز وارد است. رهبر انقلاب مردم ایران امام خمینی در مباحث اصول فقه به قاعده لطف اشکال می‌کنند و آن را مقبول نمی‌دانند(1)؛ و فرزند ایشان شهید آیت الله مصطفی خمینی درباره قاعده لطف می‌نویسد: أنّ قاعدة اللطف ليست تامّة، لا في باب النبوّة، و لا في باب الإمامة. قاعده لطف نه در باب نبوت و نه در باب امامت قاعده ی تمام و صحیحی نیست. (2) @mohsenp1414 جواب با سلام: اينطور به آقاي طاهرزاده حرف بستن خارج از اخلاق در بررسي نظرات ديگران است شرح نظر هر كس را از خودش و آثارش بخواهيد. ايشان زنده است و سايت پاسخگويي هم دارند (لب الميزان) لطف كنيد چند كليك ساده كنيد و توضيح اين مطلب را بخواهيد. ايشان به عصمت هيچ كس بجز 14 معصوم قائل نيستند و معناي كمك و امداد الهي در زندگي بشر (چه قلبي و چه در عالم مادي) با عصمت متفاوت است. فقط استاد طاهرزاده اين مطلب را نمي گويد بلكه استاد مطهري نيز در كتاب (امدادهای غیبی در زندگی بشر) مي گويد: «امدادهای غیبی خداوند، تأثیر شگرفی در زندگی انسان‌ها دارد. در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) این موضوع به تأکید مطرح شده، به گونه‌ای که دیگر نمی‌توان گفت امدادهای غیبی در زندگی انسان‌ها یک استثناست و تنها در موارد نادری نمایان می‌شود، بلکه یکی از سنت‌های الهی است که مؤمن می‌تواند در سختی‌های زندگی به آن دل ببندد و امید نجات داشته باشد.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از تذکری که به نویسنده‌ی آن مقاله دادید؛ همان‌طور که در جواب سؤال‌های شماره‌ی 20774 و 20800 و 20812 عرض شد بحث عصمت برای ولیّ فقیه در میان نیست، بحث بر سر آن است که به تعبیر حضرت رضا «علیه‌السلام» : «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] اگر خداوند بنده‏ اى از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب كرد، سينه‏ ى او را گشاده مى‏ گرداند. تا در مديريت خود كوچك‏ترين لغزشى نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. در نتيجه آنچنان توانا مى ‏شود كه در جواب‏گويى به هيچ نيازى در نمى‏ ماند و غير از صواب از او نخواهى يافت و به خوبى مصلحت مردم را در نظر مى‏ گيرد.

در ضمن به این نکته‌ی عقلانی و عالمانه‌ی حضرت آیت اللّه جوادی، نمی‌توان دقت نداشت که می‌فرمایند به همان معنایی که خداوند امامان معصوم را جهت هدایت جامعه می‌پروراند، در زمان غیبت امام معصوم عالِمِ مورد نیاز جامعه را نیز می‌پروراند. آیا در تجربه‌ی وجود شخصیت‌هایی مثل حضرت امام و رهبری روی هم رفته این موضوع قابل درک نیست؟ در ضمن در فایل صوتی که بناست بر روی سایت «لبّ المیزان» تحت عنوان «مددهای الهی به زعیم جامعه» قرار گیرد، عرایضی شده است. موفق باشید  

 


[1] - تحف العقول، ص 443

20471
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: چگونه خون شهید موجب ساخته شدن تمدن و نظام اسلامی می شود و پایه های آن را مستحکم می کند؟ حضور تاریخی، مشخص نمودن نسبت ما با انقلاب و عمل به موقع قبول ولی این حضور تاریخی که شهید آن را متوجه است دقیقا چطور موجب حاکم شدن دین خدا و برگشت خدا به دنیا می شود؟ شاید نتونستم منظورم رو برسونم به هر حال متشکرم از پاسخگویی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه شد خداوند چه راهی را در مقابل او گشوده است، در تحقق آن می‌کوشد و معلوم است که با موانعی روبه‌رو می‌شود. لذا هم موشک می‌سازد و هم در سوریه برای دفعِ موانع حاضر می‌شود و این‌ها دست به دست هم می‌دهند و انقلاب اسلامی را به‌عنوان تمدنی غیر از تمدن غرب به میان می‌آورند. موفق باشید

20139

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوالی از استاد بزرگوار داشتم، ممنون میشوم انتقال دهید: سوال: جان و عفت و آبروی خانمی شیعه در خطر جدی است. فرد شیعه دیگری که از این موضوع مطلع است، در حوزه های زیر، برای کمک و رهایی این خانم، از نگاه ولایت الهی تا چه حدی وظیفه دارد هزینه کند؟ ۱. تا چه حدی از لحاظ مالی هزینه کند برای رهایی ایشان؟ ۲. تا چه حدی از لحاظ آبرو و اعتبار هزینه کند برای ایشان؟ ۳. تا چه حدی جانش را به خطر بیاندازد برای نجات ایشان؟ ۴. اگر والدین این فرد و یا همسرش و یا اطرافیانش بواسطه این کمک و هزینه طردش کنند، باید به کمک به رهایی ایشان ادامه بدهد یا منصرف شود؟ نکته اینکه ملاک این سوال ها کسب رضایت الهی هست و میزان هزینه کردها اهمیت چندانی ندارد. سوال اصلی این است که تا چه حد در این امور هزینه شود رضایت الهی را در پی خواهد داشت که اگر هزینه نشود وظیفه بندگی و حق مسلمانی و شیعه بودن به تمامه به انجام نرسیده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی شما در آن حدّ است که زندگی شما و اعتبار و آبروی شما حفظ شود. بنا نیست برای آبادکردن دهی، شهری را خراب کنید. موفق باشید

نمایش چاپی