بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22210
متن پرسش

سلام: در اعتکاف فرمودید با این عزم به مسجد بیایید که با ملکوت عالم روبرو شوید. اگر نیت ما روبرو شدن با ملکوت مسجد باشد پس‌ رضای خدا چه می شود؟ آیا اگر صرفا به نیت رضای الهی به مسجد برویم و یا هر کار دیگری انجام دهیم آیا روبرو شدن با ملکوت خودبخود حاصل نمی شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرضِ طلبِ رضای خدا باید سعی کرد نظر به ملکوت مسجد داشته باشیم تا با نور حضرت حق بهتر مرتبط گردیم. موفق باشید

16750
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: امیدوارم حالتون خوب باشه و از خدا سلامتی و طول عمر براتون مسالت دارم. استاد چه راهکاری وجود داره برای دائم الحضور بودن؟ چیکار کنیم که مراقبه همیشگی داشته باشیم و دچار غفلت نشیم؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به مرور، غیرِ حق را به چیزی نگیریم. از آن طرف، حضرت حق، ماوراء حجاب‌ها بر قلب انسان تجلی خواهد کرد و به مرور این حضور برای انسان بیشتر می‌شود و این، رازِ شدت‌بخشیدن به حضور قلب است. موفق باشید   

16614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: لطفا نظرتان را درباره متن زیر بفرمایید. شرایط تاریخی و هرمنوتیکی نوشتن کتاب آداب الصلاه توسط حضرت امام (رحمه الله علیه) همان طور که گفته شد کتاب آداب الصلاه در سال 1321 هجری شمسی به قلم حضرت امام به نگارش درآمده است. در آن دوران شرایط تاریخی خاصی حاکم بوده است که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم. این شرایط تاریخی باعث شده است که حضرت امام در آن فضا نوشته های خود از جمله کتاب آداب الصلاه را مطرح کنند و به مبارزه و تقابل با ظلمات دوران خود بپردازند. از جمله فرهنگ های غلطی که در آن دوران می توان مشاهد کرد قشری گرایی و ظاهر گرایی در دین است. همان طور که مستحضرید در دوران صفویه این روحیه به شدت قوت پیدا می کند و آخوند های قشری و ظاهرگرایی که در دربار وقت هم نفوذ داشته اند فعالیت شان را زیاد و زیاد تر می کنند تا جایی که موفق می شوند که ملاصدرا این حکیم الهی دوران را به جرم تاویل و باطن گرایی تبعید کنند و حجاب راهی که صدرا برای تمدن سازی طراحی کرده بود شوند. این روحیه ی تحجر و ظاهرگرایی با تغییرشکل و به انحاء گوناگون دیگر در دوران قاجار و پهلوی ظهور می کند در بین دینداران آن زمان تا به زمانی که حضرت امام در آن زیست می کرده اند می رسد و دامان گیر ایشان نیز می شود. همان چیزی که ایشان نمونه اش را در منشور روحانیت ذکر می کنند که روزی آقا مصطفی (فرزند ایشان) در مدرسه فیضیه از لیوانی که بر روی آب سردکن مدرسه قرار داشته آب می خورد و برخی از همین طلاب ظاهرگرا و سطحی نگر می آیند و لیوان ایشان را آب می کشند، و می گویند که چون پدر او فلسفه درس می دهد کافر و نجس است و خود او هم همین طور است و در لیوان نجس نباید آب خورد تا آب کشیده نشود. این نمونه هایی از روحیه ای است که در آن دوران وجود داشته و موجب سطحی و فردی شدن دین می شده است. در حالی که دین اسلام دینی عمیق و دارای باطن و کاملا فعال و اجتماعی است که این روحیه موجب به حجاب رفتن آن می شد. و حضرت امام با نوشتن کتاب آداب الصلاۀ با سیر از آداب ظاهری نماز به باطن و حقیقت نماز، نشان دادند در نماز که از مهمترین مناسک دینی ما است باید باطن و حقیقت نماز برای انسان به صحنه آید تا با رعایت آداب ظاهریه بتوان به مقام قرب حق و معراج روحانی نائل شد. و هر کس به اندازه ظرفیت خود باید بکوشد تا با رعایت دستورات شرعیه به باطن و حقیقت دین راه یابد، که در این راه همان طور که حضرت امام در جای جای کتاب اشاره می کنند از طرفی فلسفه و عرفان اسلامی بسیار راهگشا و یاور خوبی است و از طرف دیگر ممارست و تمرین و تمرکز در دستورات شرعی. یکی دیگر از ظلماتی که در آن دوران وجود داشته است نگاه مفهومی و ذهنی به همه چیز از جمله حقایق داشتن است. دوره ی قاجار دوره ی تجدد مآبی کشور ما است، یعنی در آن دوره، فرهنگ مدرنیته و غرب ورود جدی در کشور ما پیدا کرد و در ادامه در دوران پهلوی توانست ریشه های خود را محکم کند. یکی از مبانی اصلیِ فرهنگ غرب همین نگاه مفهومی داشتن به حقایق است. در این نگاه هر چیزی که در حیطه حس ما قرار بگیرد واقعیت خارجی دارد ولی آن دسته از حقایق که در ساحت حس ما قرار ندارند و مستوراند، فقط در ساحت ذهن ما قابل ادراک اند، نه اینکه واقعیت خارجی قابل انس و ارتباط داشته باشند. این نگاه که نگاه سوبژکتیو به عالم و آدم است موجب می شود که حقایق در حجاب روند و دیگر نتوان به عنوان حقایقی قابل دسترس با آنها انس ارتباط پیدا کرد. حال این نوع تفکر حجابی است که در آن زمان به صورت ناخودآگاه بر فکر و روح مردم سایه افکنده است و حقایق ذهنی شده اند. و این امام بزرگوار است که این حجاب زمانه را درک می کند و در نقطه ی مقابل به تبیین خدای قابل انس و ارتباط می پردازد، و در کتاب آداب الصلاۀ دائما اشاره به این دارند که مومن در نماز باید به معراج قرب خدای حیِ قیومِ سمیعِ بصیر برسد و از طریق این معراج روحانی انس و ارتباط مستمر با خدای حقیقۀ الحقایق برقرار کند، نه اینکه فقط در حد اثبات خدا با هزار برهان ذهنی متوقف شود. اصلا حضور قلب در نماز یعنی بتوانی خود را در محضر خداوند حس کنی، خدایی که کل عالم محضر اوست. این همان تاریخی جدیدی است که حضرت امام با نهضتی که با نوشتن کتاب های خود از جمله آداب الصلاۀ آغاز کردند، پدید آوردند. و دین عقلانی و معنوی و اجتماعی را احیا و به صحنه ی جامعه برگرداندند، در حالی که خیلی ها متوجه نبودند که که چه اتفاقی دارد می افتد. همان طور که در سال 1342 هجری شمسی حضرت امام نهضتی را شروع کردند که دین باید به همه مناسبت های فردی و اجتماعی برگردد و نه تنها در عرصه ی فردی حیات خود را ادامه دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن درستی است و سایر آثار حضرت امام نیز به همین موضوع نظر دارد. موفق باشید

16398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در این روزهای مبارک امیدوارم ما را هم از دعای خیر خودتان محروم نسازید. بنده می خواستم در مورد قوم گرایی و زبان سوال کنم. چرا نباید در استان های ما زبان هر قومی تدریس شود؟ چرا باید زبان فارسی زبان واحد کشور ما شود؟ اگر قرار نیست قوم گرایی شود پس فارسی هم نباید زبان رسمی کشور می شد. آیا این حق قومیت ها را نباید مطالبه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان فارسی زبان یک ملت است با هویت خاص، در وسعتی که تاجیک‌ها و بعضی از افغان‌ها را نیز شامل می‌شود. ولی این به این معنا نیست که ملت ما در زیر سایه‌ی زبان فارسی، زبان قومی خود را نداشته باشند و آن زبان در آن منطقه تدریس نشود. موفق باشید

16207
متن پرسش
سلام استاد: به نظر حضرت عالی با توجه به فضای حاکم بر جهان و غلبه مدرنیته و مادیت بر زندگی ها و بر اذهان و تغییر سبک زندگی ها آیا امکان این وجود دارد که منِ جوان خودم را چون آیت الله قاضی و آیت الله بهجت بسازم؟ امکان سیر و سلوک وجود دارد؟ اگر وجود دارد راهش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌وقت راهِ رجوع به پروردگاری که ولیِّ مؤمنین است، بسته نمی‌شود. در این تاریخ این راه را حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مقابل ما گشوده‌اند. شهداء از یک جهت در این مسیر قرار گرفته‌اند و به عالی‌ترین نتایج ممکن دست یافتند و از یک جهت دیگر نیز می‌توان با آثار ایشان مثل تفسیر سوره‌ی حمد و کتاب «مصباح الهدایه» و کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» در این مسیر قرار گرفت اگر همّت لازم در ما باشد، إن‌شاءاللّه. موفق باشید

16041
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: مدت زيادي هست كه با خواندن قرآن و دعا و طولاني كردن نماز و امثال آن سعي مي كنم خود را به ساحت قدس نزديك تر كنم. ولي نتايج چندان جالب توجهي دريافت نكردم. بارها از شما كمك خواستم فرموديد استقامت كن و من همين كار را مي كنم ولي گاهي فكر مي كنم شايد در پرونده اعمال من گناهي وجود دارد كه راه دعا را بسته يا شايد رذيله اي دارم كه خدا بواسطه آن به من نظر نمي كند، چون در تمام اين سال ها احساس درجا زدن شديدي دارم و بسيار كلافه ام. آيا راهي مي شناسيد كه جلوي اينگونه نشتي ها را اولا با اطلاع از آنها بگيرم؟ اطرافيان مرا فرد مهذبي مي دانند و اين بيشتر آزارم مي دهد، چون فكر مي كنم دچار ظاهرسازي هم شده ام. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در رابطه با پایداری و صبر نسبت به وظایف شرعی می فرماید: وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ. آن هایی که در وظایف شرعی خارج از اینکه حالی باشد یا نباشد پایداری می کنند مطابق آن بهترین عملی که در طول زندگی برایشان پیش می آید همه ی اعمالشان را جزا می دهیم. بنابراین باید متوجه بود که با همین عبادات به قول شما کم حضور بعدها چگونه همه ی آنها را به صورت آن عالی ترین نماز یا عالی ترین قرآن خواندن که حتی یکبار برایمان پیش آمد جزا می دهد. موفق باشید 

15765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ارادت دارم. اینکه شیخ عباس قمی شاگرد آقای قاضی بوده کجا اومده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به یاد ندارم که کجا دیده‌ام. ولی همین‌قدر اطلاع دارم که مرحوم شیخ عباس قمی در جریان دستورات آیت اللّه قاضی بوده‌اند هرچند که جناب شیخ عباس، بیشتر با روایات به‌سر می‌بردند و ظاهراً خیلی به عرفا نزدیک نبودند. موفق باشید

15679

تفاوت فقهابازدید:

متن پرسش
آیا فقها که التفاتی به عرفان عملی ندارند می توانند انسان کامل باشند و یا فقط عرفا اینچنین اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آن‌ها در جایگاه خود مورد قبول شریعت هستند، ولی همان طور که قرآن می‌فرماید: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏» که بعضی از پیامبران نسبت به بعضی دیگر برتری دارند، و این تفاوت به تعبیر علامه طباطبایی به جهت عمق متفاوت آن‌ها نسبت به «توحید» است. در مورد فقها نیز می‌توان این را مورد توجه قرار داد. موفق باشید     

14989

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد حضور قلبی که در نماز باید باشه حتما باید در ارتباط با ذکرهای مربوطه باشه مثلا حضور قلب در رکوع را حتما باید با ذکر رکوع بدست آورد؟ استاد بعضی وقتا یه حضور قلبی در نماز در من پیدا میشه نمی دونم چطوری اما ربطی به ذکر نداره. زبانم ذکر میگه اما قلبم با خدا ارتباط بر قرار کرده. استاد ممنون میشم راهنمایی بفرمایید این حالت که بوجود میاد را باید حفظش کنم یا باید قطع کنم و با ذکر مربوطه حضور قلب بر قرار کنم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه از دوست رسد، نیکوست. شما استقبال کنید إن‌شاءاللّه به همان چیزی که متوجه‌ی آن هستید، یعنی تطابق قلب با اذکارِ نماز می‌رسید. موفق باشید

14941
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد بزرگوار: سوالی داشتم. با توجه به این دو روایت سوالی در ذهنم هست که با این حساب اشخاصی مثل سلمان و امام خمینی و مقام معظم رهبری و آیت الله جوادی آملی از یاران امام حسین علیه السلام پایین ترند حتی از حر و اون غلام سیاه لطف. کنید توضیح بدید منظور اهل بیت از اینکه در طول تاریخ یارانی مثل یاران امام حسین نمی شناسند چیست؟ 1. حضرت امام حسين عليه السلام شب عاشورا در سخنراني خود فرمود: ... فاني لا أعلم أصحابا أوفي و لا خيرا من أصحابي و لا أهل بيت أبر و أوصل من أهل بيتي؛ فجزاكم الله خيرا . «من اصحابي بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمي دانم و اهل بيتي نيكوتر از اهل بيت خود نمي دانم، پس خداي متعال شما را جزاي خير دهد.» ( بحار الانوار ج 44 ص 316 سطر اول ، لهوف ص 142 ترجمه محمد جواد مولوي نيا ، انتشارات سرور ، چاپ سوم ،1388، امالي شيخ صدوق، ص 221 ، مجلس 30 و ارشاد مفيد، ج 2، ص 93 ) 2. حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: روز عاشورا حالاتي براي اصحاب اماما حسين عليه السلام پيش آمد كه پرده ها و حجابها كنار رفت و اصحاب امام حسين عليه السلام مقامات اخروي خود را مشاهده كردند و براي همين مشتاق شهادت بودند. ( بحار الانوار ج 44 ص 297 باب 35 ح 1 چاپ ايران ) 2. در روايت است كه حضرت امير المؤمنين وقتي به جنگ صفين مي رفتند، به سرزمين طف رسيدند، ابن عباس مي گويد من همراه امير المؤمنين بودم و حضرت با سرنيزه اشاره كرد فرمود: «ههنا مناخ ركاب ومصارع عشّاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم، ولا يلحقهم من بعدهم»[2] فرمود: «پسر عباس، آن نقطه، محل بارانداز كاروان آنان است و جايگاه عاشقان الهي است.» همانطوري كه مستحضر هستيد كلمه عشق و عاشق در روايات ما خيلي كم تعبير شده و از عدد انگشتان دست تجاوز نمي كند؛ امام علي عليه السلام در اينجا كلمه عشاق را در باب شهداي كربلا به كار برده و يك عنايت ويژه اي داشته اند. فرمود اينجا جايگاه افتادن عاشقاني است كه نه در گذشته تاريخ و نه در آينده تاريخ مانند آنان نبوده و نخواهد آمد؛ يعني حتي اصحاب بدر و احد و اصحاب امير المؤمنين و ياران امام زمان (عج) به درجه اصحاب حضرت سيد الشهدا نمی رسند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این راه را در این حدّ ایثار، حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» و یاران بزرگوارشان گشودند، یارانی که تا آن زمان نمونه نداشتند ولی آن‌چنان گشوده مانده است زیرا که شیعه دیگر طاقت غفلت از آن راهِ عشق و ایثار را ندارد و با تمام وجود سعی می‌کند این راه گشوده بماند چه در کسوت علمایی که نام بردید و چه در کسوت شهدایی که ما در دفاع مقدس 8 ساله داشتیم که حقیقتاً نورِ کربلا و نور حسین«علیه‌السلام» بود که چنین حماسه‌های غیر قابل تصور را در قرن بیستم به ظهور آورد. موفق باشید 

13184
متن پرسش
سلام استاد: حضرتعالی در پاسخ سوال فرمودید: حضرت حق را فقط می‌توان در مظاهرش مورد توجه و محبت قلبی قرار داد. در فایل صوتی خود فرموده اید: «دین می خواهد ما را به اوج برساند تا با خدا ملافات کنیم. این ملاقات با رجوع به اسماء الهی ممکن است و اسماء الهی تجلیاتش اهل البیت (علیهم السلام) هستند.» پاسخ اول شما این تصور را ایجاد می کند که ما فقط به تجلیات اسم که اهل البیت هستند می توانیم محبت بورزیم و در آنجا متوقف می شویم. ولی فایل صوتی این را بیان می کند که وقتی قلب ما تجلیات (اهل البیت) را شناخت به خود اسماء منقل می شود. این برداشت درست است که ما از طریق محبت به اهل البیت متوجه تجلیات اسماء الهی می شویم و از طریق تجلیات به خود اسماء الهی منقل می شویم؟ امثالی می زنم اگر صحیح است راهنمایی فرمایید: هنگام خواندن دعای جوشن کبیر داریم خدا را به خود اسماء می خوانیم (نه تجلیات که اهل البیت هستند) چون از طریق حب اهل البیت تجلی را شناختیم الان به خود اسماء مرتبط شده ایم. به عبارت بهتر وقتی با توجه فلبی می گوییم یا علی قلب ما متوجه تجلی اسما می شود. ولی وقتی در دعای جوشن می خوانیم يا عَظيمُ، يا قَديمُ يا عَليمُ، اینجا با خود اسما مرتبط شده ایم (نه تجلیات که اهل البیت هستند) (لطفا مثال دعای جوشن کبیر را هم جداگانه پاسخ فرمایید) 2. جایگاه حب البیت را تبین می نمایید ممنون می شود جایگاه محبت به دیگران (همسر، فرزند، مومنین و حتی سایر مخلوقات خدا نظیر پرندگان) را در دیدگاه توحیدی بیان نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت آن وقتی هم که در دعای شریف جوشن کبیر ندا می‌کنیم یا عظیم! اگر بخواهیم قلب ما در کنار معنای آن دعا در صحنه باشد، باید نظر به مظهریت آن اسم در مظاهر داشته باشیم تا موضوع ملموس باشد و با نظر به تصدیقی که قلب از اسماء در مظاهر دارد با حق روبه‌رو می‌شویم، به‌خصوص وقتی مظاهری را مدّ نظر داریم که بسیار مصفّا هستند و ما را به حق مرتبط می‌کنند. عنایت داشته باشید در همين رابطه حضرت باقر (ع) مى‏فرمايند: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ حِجَابٌ حَتَّى يَنْظُرَ إِلَى اللَّهِ وَ يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْهِ فَلْيَتَوَالَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ يَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ يَأْتَمَّ بِالْإِمَامِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ كَذَلِكَ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ نَظَرَ إِلَى اللَّه»[1] هركس مايل است‏ بين او و خدا حجابى نباشد تا خدا را ببيند و خداوند نيز او را مشاهده كند بايد آل محمّد را دوست بدارد و از دشمنانشان بيزار باشد و پيرو امامى از اين خانواده گردد. اگر چنين بود خدا را مى‏ بيند و خدا نيز او را مى‏ بيند.

 


[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 23، ص 81.

11837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
چگونه می توانیم اراده خود را تحت فرمان خدا در آوریم طوری که هر چه به دلمان وارد می شود بفهمیم امر خداست و انجامش دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی ما با انجام به شریعت الهی همین است ولی چون بالاخره تا آخر، نفس امّاره در صحنه است باید ملاک را عمل امام معصوم قرار داد که اگر مطابق حرکت و افکار آن‌ها است، آن اراده‌ی الهی است. موفق باشید

10118
متن پرسش
سلام: طی الارض چگونه انجام می شود؟ اینکه نفس با یک اراده بدنش را از یک مکان خلع وجود می کند و در مکان دیگر وجود می دهد چگونه امکان پذیر است در حالی که قوانین ماده این اجازه را نمی دهد که مثلا بدن یک شخص مسافتی طولانی را بدون گذر زمان طی کند؟ و یا در حین این عمل، ماده نیست بشود؟ لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «برهان حرکت جوهری» در این موارد عرایضی داشته‌ام. این سایت بیشتر می‌تواند جوابگوی عزیزانی باشد که مباحث را کار کرده‌اند و در دل مطالعه‌ی مباحث، سؤالاتی دارند. موفق باشید
8376
متن پرسش
سلام شرمنده اگر جسارتی در این مطلب باشد نمیدانم درست میگویم یانه در کتاب المراقبات اولین بحث ماه رمضان این است که نام مبارک این ماه را به تنهایی به کار نبرید ومثلا بگویید" ماه " رمضان برای نام کتاب جنابعالی این مطلب مطرح شد"رمضان دریچه رویت" که آیا اشکالی ندارد که این نام اینگونه بیان شده؟ باز هم اگر جسارتی کردم عمیقا عذرخواهی می کنم با سپاس فراوان از اینکه وقت پر برکت و شریفتان را در اختیارماقرار می دهید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید؛ اتفاقاً بر روی این موضوع هم بحث شد و در جمع‌بندی به این نتیجه رسیدیم که در حالت معمولی نباید بدون احترام از ماه مبارک رمضان نام برد، ولی از آن‌جایی که تیتر و عنوان کتاب‌ها باید کوتاه باشد و این بی‌احترامی به حساب نمی‌آید، آن عنوان به صورت مختصر انتخاب شد. در هر صورت از تذکرتان تشکر می‌کنیم. موفق باشید
7501
متن پرسش
سلام استاد مطلبی با عنوان " روح الله جان جان انقلاب " نوشته شده که دوست داشتم شما ببینید. این مطلب در وطن امروز منتشر شد: http://www.vatanemrooz.ir/newspaper/page/1262/12/839/0 که متاسفانه به علت کمبود جا ، سخنان آقای جوادی را حذف کردند، متن اصلی را در وبلاگم آوردم. http://iran-velait.blogfa.com/post-94.aspx البته معانی همان سخنان شماست که شاید الفاظش تغییر کرده است و نیازی به درج در سایت گرانقدر شما نیست. من فقط برای عرض ارادت مطلب را خدمتتان می فرستم، اگر چه از این که وقت شما را می گیرم شرمنده ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه همین هوشیاری‌های امثال جنابعالی است که ما را نسبت به احساسی که در رابطه با حضور تاریخی انقلاب داریم، مطمئن‌تر می‌کند و امیدواریم در ماوراء لایه‌‌ی ظاهری اجتماع امروزی که هنوز حقیقت انقلاب در آن ظهور نکرده‌است انسان‌ها متوجه لایه‌ی باطنی‌تر انقلاب شوند که در آن لایه آنچه به ظهور می‌آید معنویت و تحقق تمدن اسلامی است. موفق باشید
6750
متن پرسش
تفاوت نظریه شیعه و اهل سنت در رابطه با خصوصیات رهبر چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیعه معتقد است خداوند رهبری جامعه را با امام معصوم جلو می‌برد و در زمان غیبت آن رهبری از طریق رهنمودهای امامان معصوم با ولایت فقیه عملی می‌شود ولی متأسفانه اهل سنت به‌کلی معتقد به این امر نیستند که باید بعد از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» رهبری جامعه به کمک انسان‌های معصوم صورت گیرد. موفق باشید
5235
متن پرسش
سلام با آرزوی قبولی طاعات و عبادات تان . معرفت نفس یعنی چی ؟ یعنی باید چه کار کنیم ؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان مقدمه کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» کمک می‌کند. موفق باشید
1997
متن پرسش
با سلام استاد عزیز آیا می توان گفت علامه حسن زاده (حفظ) از لحاظ سیر در عوالم غیب و مقام ولایت بر عوالم در مرتبه ای بالاتر از امام خامنه ای هستند ؟ ضمنا آیا مقام معظم رهبری کتابهای فصوص و امثالهم را کار کرده اند ؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خداوندبه هر کدام از علماء به حکم آمادگی و وظایفی که در خود احساس می‌کنند لطف خاص خود را دریغ نمی‌دارد ولی نوری که به زعیم یک ملت می‌دهد یک نور خاصی است که با هیچ نوری نباید مقایسه شود و همه‌ی انوار سایر علماء در ذیل نور زعیم امت معنای حقیقی خود را پیدا می‌کند. در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» در این مورد مفصل بحث شده. در ضمن نمی‌دانم آقا فصوص خوانده‌اند یا نه ولی دقت‌هایی که در قرآن دارند نشان می‌دهد بحمدالله بهره‌های لازم را گرفته‌اند. موفق باشید
1803
متن پرسش
سلام استاد درآیه 48سوره نمل خداوندمحل زندگی قوم صالح راباکلمه مدینه مشخص کرده است. مگرمدینه به جایی نمی گویند که ازلحاظ تقوای مردمان آن دیارآباد باشدپس چرادراین آیه از مدینه به جای قریه استفاده کرده است درحالی که قوم صالح افراد فاسدی بودند؟(طبق تفاسیر قریه به جایی می گویندکه مردمان آن دیار بی ایمان باشندهرچندآن شهر به لحاظ ظاهر آباد باشد؟یادرآی 67سوره حجر درباره قوم لوط نیز از واژه مدینه استفاده کرده است چرا؟ لطفا توضیح دهید ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام طبق همین آیات که ملاحظه می‌فرمایید، نمی‌توان این تعریف را برای مدینه تعمیم داد که همیشه به معنای محل که مدینه زندگی افراد با ایمان است. موفق باشید
1494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم و تلاش شما در جهت آگاه سازی نسل جوان: با توجه به آثار شما در مورد انتخاب هدف در زندگی و همینطور کربلا و نقش آن در مبارزه با پوچی ها خواستم خواهش کنم توضیح جامع تری در مورد انتخاب و انواع آن بدهید: اگر بتوانیم انتخاب ها را به بزرگ و کوچک - فانی و جاوید - مهم و مهم تر و مهم و غیر مهم - آگاهانه و نا آگاهانه و ... تقسیم کنیم می خواستم خواهش کنم در صورت امکان مساله انتخاب را از جمیع جهات شرح دهید و اهمیت آن را در زندگی روشن نمایید. و به عنوان سوال تکمیلی انتخاب یاران امام حسین (ع) و دشمنان ایشان از کدام نوع انتخاب بوده و چرا چنین انتخاب هایی صورت گرفته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم در جلد دوم کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» این کار را کرده‌ام. به کتاب مراجعه کنید و با حوصله مطالب آن را دنبال بفرمایید. موفق باشید
986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی باعرض سلام می خواستم بدانم آیارشته ای هست که انسان رابه خدابرساند؟خودم رشته زبان و ادبیات عرب راخوانده ام وبااینکه می خواستم هدفم از خواندن صرف نمره نباشد ولی فکرنمی کنم آنچنان که بایدموفق شده باشم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی باید خودتان برنامه‌ای بریزید که بتوانید به کمک تفسیر المیزان با قرآن مأنوس شوید. پیشنهاد می‌کنم شرح خطبه‌ی اول از نهج‌البلاغه را کار کنید. موفق باشید
26892
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: از منظر اندیشه اسلامی آیا روح جدای از بدن و ما قبل بدن خلق شده یا روح از بدن و مقارن با خلق بدن، بوجود آمده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود هرکس قبل از بدن در علم خدا بوده است به همان معنایی که از قول امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» داریم: «إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَرْوَاحَ قَبْلَ اَلْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ» خداوند روح‌ها را دو هزارسال قبل از ابدان خلق کرد ولی همان روح، در صورتی برای بدن ظهور می‌کند و به عنوان شخص خاص، شکل می‌گیرد که جسم انسان مطابق حرکتِ جوهری‌اش آماده‌ی پذیرش تجلیات آن روح بشود به معنای «النّفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» که در حرکت جوهری مورد بحث قرار می‌گیرد. موفق باشید

23403
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوار: در همه کتب و مدارک اسلامی یکی از مهمترین نکاتی که برای سیر و سلوک عنوان شده است کم خوراک بودن و کم خوابیدن است، ولی در مورد میزان آن هیچ صحبتی نشده است. و با توجه به اینکه در رسانه های جمعی در باب نخوردن و زیاد خوردن هر میوه و خوراکی و یا کم خوابی می تواند چه مضراتی داشته باشد صحبت های فراوان شده است، آیا امکان دارد در مورد این مقوله ما را راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی در مورد خواب می‌فرمایند بین یک‌سوم تا یک‌چهارم از ۲۴ ساعت یعنی نه کم‌تر از ۶ ساعت و نه بیشتر از ۸ ساعت خوب است. در مورد حجم غذا، همان که به ما فرموده‌اند تا گرسنه نباشیم شروع به خوردن نکنیم و قبل از این‌که سیر شویم و دست بکشیم و بین آن تنقلات‌خور نباشیم و از سه روز روزه در ماه غفلت نکنیم؛ خوب است. موفق باشید  

21585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت استاد. ۱. صوتهای آقای دیباج به دست حضرتعالی رسیدند یا اینکه بنده اشتباه فرستادم؟ ۲. بعضی روایات هستند که امام معصوم (ع) می فرمایند از کسی اگر خوشت آمد، آن شخص هم از تو خوشش می آید، یا کسی که به دلت نشست او انسان خوبی است. و آن روایت که می فرماید: ارواح مومنین با هم مرتبط است. این روایات را چگونه تفسیر می شود کرد؟ آیا آن شخص که روایت به او فرموده شده، شخص خاصی بوده؟ آخر دیده شده برخی با تمسک به این روایات، به ظن بد و گمان بد و قضاوت و بدبینی و خود بزرگ بینی مبتلا شده اند؟! 3. متن خوانی دکتر صافیان، که در مورد کتب هایدگر است، مورد اعتماد می باشد؟ در کانالشان به تازگی عضو شدم، ظاهرا کتب هایدگر را تدریس می کنند. ۴. در مورد سخنان اخیر دکتر داوری، بنده احساس می کنم، یک نوع قضاوت عجولانه و بدون تفکر ، راجع به صحبتهای ایشان شکل گرفت، و باعث شد این صحبتهای دکتر را عامدانه و غیر علمی توصیف کنند. بنده که قابل نیستم، ولی هر چه بدنبال حرف غیر منطقی در این گفتار بودم، پیدا نکردم. استاد، بنده در اشتباهم، یا درست فکر می کنم؟! 5. معرفت النفس عملی دقیقا به چه معناست؟ ۶. در کتب استاد زرشناس، و دکتر داوری که دقت می شود، کتب دکتر داوری نقد غرب دارند، ولی با شیوه ای که به کسی بر نخورد و کاملا هم حکیمانه. ولی در کتب آقای زرشناس، احساس می کنم: سیاهی غرب بیشتر است. اینکه غرب چیست و چقدر فرهنگش انحراف دارد را قبول داریم و می دانیم، منتها این تفاوت بیانی بین آقای زرشناس و دکتر داوری از چیست؟ آقای زرشناس خیلی سیاه می بینند، یا آقای داوری مسامحه می کنند؟! ۷. بحث عالَم داشتن و بحث های پیرامون آن را بعد از کتب شما در این مورد، در چه کتبی می توان یافت؟ یعنی در کدام کتب عرفانی صحبت از عالم داشتن شده است که رجوعی داشته باشیم؟ ۸. در مباحث جامعه شناسی، به چه استاد یا نویسنده و یا کتابهایی می شود اعتماد کرد؟ ۹. آیا اساسا، چیز به نام روانشناسی اسلامی، طب اسلامی و امثالهم می تواند موجود باشد؟ ۱۰. در خواندن طب اسلامی چه رویکردی باید داشته باشم که به مشکلات پیش رو نخورم؟! ۱۱. در خواندن روانشناسی، چه رویکردی موجب می شود که بنده، مرعوبِ قضاوتهای نادرست روانشناسان، و وحی منزل دانستن روانشناسی نشوم؟ چگونه ورود و خروجی به علم روانشناسی باید داشت؟ ممنونم، از محضر استاد پوزش می خواهم. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- صوت‌های آقای دیباج رسید 2- به نظر می‌آید که در عین نگاه مثبت به آن روایات، مواظب خطورات شیطانی که موجب سوء ظن می‌شود، باید بود 3- کار خوبی را آقای دکتر صافیان شروع کرده‌اند 4- بنده هم همین‌طور فکر می‌کنم. در این مورد بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی 21542 و بحثی که دیشب در جلسه‌ی تفسیر تحت عنوان «عدالت؛ شرط قوام و بقاء نظام اسلامی» رجوع فرمایید. 5- یعنی رعایت دستورات شرع با رویکردی که انسان نظر به حقیقت خود داشته باشد تا آن حقیقت ظهور کند 6- نگاه دکتر داوری همانند هایدگر بیشتر هستی‌شناسانه است 7- شاید با این عنوان بحثی نشده باشد، ولی روح سلوک برای انسان عالمِ خاص خود را می‌آورد 8- نمی‌دانم 9- بحث دیشب در این مورد شاید کمک کند 10- در طبّ اسلامی نظر به معرفت نفس، زیربنای آن طبّ است 11- در این مورد بد نیست به صحبت‌های 9 اسفند آقای دکتر داوری که سیمافکر آن را تهیه کرده، نگاهی بیندازید.  موفق باشید

19765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز! حقیر طلبه هستم و چند سالی است که در حوزه هستم و با روحانیت حشر و نشر دارم. به جرأت می توانم بگویم که بزرگترین مشکل روحانیت فعلی، این است که با جامعه انس ندارد، با جوانان و نوجوانان انس ندارد. بزرگترین ضربه را زمانی خوردیم که بین مردم و روحانیت فاصله ایجاد شد. جسارت مرا ببخشید ولی این اشکال خیلی از بزرگان حوزوی هم هست که با جامعه انس ندارند. استاد! به داد اسلام برسید! به داد جوانان برسید! که دشمن دارد آنها را به خودش جذب می کند. مردم تا زمانی که روحانیت را یک تافته ی جدا بافته بپندارند، حاضر نیستند به روحانیت رجوع کنند. حقیر در این رابطه از شما دو سوال دارم. 1. بفرمائید که در نگاه تربیتی و اجتماعی چگونه با مردم و مخصوصا جوانان، ارتباط بگیریم و آنها را جذب اسلام کنیم؟ به راستی این معضلی بسیار عظیم است که مردم و جوانان به خاطر خیلی از این مقدس نما ها از دین فراری شده اند. به راستی چرا جامعه کنونی از روحانیت و از اسلام زده شده اند؟ اشکال در کجاست؟ در خودشان یا در ما مذهبی ها و ما آخوندها. 2. شما در پاسخ بسیاری از سوالات طلبه ها در خصوص معمم شدن، فرموده بودید که اوایل درس خارج. حقیر پایه چهارمم را به اتمام رسانده ام. استاد من خودم را می شناسم! اگر معمم بشوم ان شاءالله هم از لحاظ تقوایی بهتر می شوم و هم از لحاظ درسی. خودم هم قلبا دوست دارم که زودتر ملبس بشوم. آیا شما صلاح می دانید که حالا که در اوایل پایه پنجم هستم، دائما معمم شوم. اگر نظرتان مثبت است خواهشا یک نصیحت جامع و کاملی بکنید که چه کنم که به آبروی اسلام و آبروی اهل بیت علیهم السلام و روحانیت ضربه نزنم و برای تاریخی که در آن قرار گرفته ام مفید باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مشکل اصلی تبلیغات فرهنگ سکولارِ غربی است که مردم را در کلّ جهان از دیانت فاصله داده تا آن‌که به روحانیت رجوع نکنند. البته که ضعف‌هایی در روحانیت هست، ولی بیشتر وظیفه‌ی همه‌ی مردم است که برای حفظ دیداری خود به روحانیت رجوع کنند 2- چه اشکال دارد اگر احساس می‌کنید با معمم‌شدن بهتر می‌توانید بهتر کار کنید، معمم شوید به شرطی که بیشترین فرصت را جهت دروس حوزوی صرف کنید و تقوا و تواضع را ملکه‌ی خود نمایید. موفق باشید

نمایش چاپی