باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در شرایطی نیستم که فرصت مطالعهی چنین متون بلندی را در رابطه با جوابدادن به کاربرانِ عزیز که دارای سؤالاتِ متعددند؛ داشته باشم. لطفاً در یک یا دو سطر سؤالتان را بفرمایید تا بنده بتوانم در خدمتتان باشم. موفق باشید
سلام: در اعتکاف فرمودید با این عزم به مسجد بیایید که با ملکوت عالم روبرو شوید. اگر نیت ما روبرو شدن با ملکوت مسجد باشد پس رضای خدا چه می شود؟ آیا اگر صرفا به نیت رضای الهی به مسجد برویم و یا هر کار دیگری انجام دهیم آیا روبرو شدن با ملکوت خودبخود حاصل نمی شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرضِ طلبِ رضای خدا باید سعی کرد نظر به ملکوت مسجد داشته باشیم تا با نور حضرت حق بهتر مرتبط گردیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکما بیشتر به جنبهی وجودیِ نفس ناطقه نظر دارند ولی در روایات مثل روایت فوق، نظر به حالاتِ نفس ناطقه میشود و هر مرتبه از نفس ناطقه، یک نفس به حساب میآید. مثل آنکه مرتبهی نموّ آن را، نفسِ نامیه و مرتبهی احساس آن را، نفس حیوانیه و مرتبهی فطری آن را، قدسیه و مرتبهی عقلانی آن را، کلیه میگویند. و مبتنی بر این تقسیمبندی، متذکر قوای آن میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفهی شما در آن حدّ است که زندگی شما و اعتبار و آبروی شما حفظ شود. بنا نیست برای آبادکردن دهی، شهری را خراب کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان نیستم. رازِ اصلی ما جانِ ما است که از طریق معرفت نفس ظهور میکند و در عین حال، همچون «راز» میماند. اگر انسان به خود بازگردد مییابد چه چیزی میخواهد و چه چیزی نمیخواهد. سعهی وجودی انسان بیشتر از این چیزی است که اکنون دنیای مدرن در مقابل او قرار داده است. به قول شعر منسوب به حضرت امیر (ع): «أتزعم أنک جرمٌ صغیر/ و فیِکَ انطَوَی الْعَالم الأَکبر» تو پنداری همین جرم صغیری / جهانی در نهاد تو نهان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ به صورت نظام مند هنوز معارف به روز تنظیم نشدهاست و استادان و طلابی هم که بتوانند آن معارف را ارائه دهند به اندازهی کافی نیستند. هنوز ما در حدّ معارفی که در دانشگاهها تدریس میشود و عملا بسیار از نظر محتوا و موضوع ضعیف است، متوقف هستیم. 2ـ کارهای زمین مانده ارائهی معارف قرآنی است با همان منطق وجودی و حضوری قرآن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت داریم که از نمک دریا استفاده شود. بنده نیز چندین سال است از آن استفاده میکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به مرور، غیرِ حق را به چیزی نگیریم. از آن طرف، حضرت حق، ماوراء حجابها بر قلب انسان تجلی خواهد کرد و به مرور این حضور برای انسان بیشتر میشود و این، رازِ شدتبخشیدن به حضور قلب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان فارسی زبان یک ملت است با هویت خاص، در وسعتی که تاجیکها و بعضی از افغانها را نیز شامل میشود. ولی این به این معنا نیست که ملت ما در زیر سایهی زبان فارسی، زبان قومی خود را نداشته باشند و آن زبان در آن منطقه تدریس نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ بلی 2ـ در مسیر محبت، مبشّرِ رجوع به حق را «ساقی» گویند و شعفی که در مسیر محبت به حق ارائه میگردد «میّ» نامیده میشود. حضرت امام در این رابطه میفرمایند:
باسمه تعالی: سلام علیکم: سراسر کتاب نقطهضعف و مغالطه است و ناشی از آن است که مؤلف آن هیچ حضوری در لایههای اصلی رابطهی بین امامان و علماء نداشته. به صورت پراکنده نقدهایی به آن کتاب شده است، بهترین کسانیکه باید به این کتاب نقد کنند علمایی میباشند که درس خارج را بهخوبی لمس کردهاند. شاید هم از طریق آن بزرگان نقدهایی شده است و بنده اطلاعی ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت آن وقتی هم که در دعای شریف جوشن کبیر ندا میکنیم یا عظیم! اگر بخواهیم قلب ما در کنار معنای آن دعا در صحنه باشد، باید نظر به مظهریت آن اسم در مظاهر داشته باشیم تا موضوع ملموس باشد و با نظر به تصدیقی که قلب از اسماء در مظاهر دارد با حق روبهرو میشویم، بهخصوص وقتی مظاهری را مدّ نظر داریم که بسیار مصفّا هستند و ما را به حق مرتبط میکنند. عنایت داشته باشید در همين رابطه حضرت باقر (ع) مىفرمايند: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ حِجَابٌ حَتَّى يَنْظُرَ إِلَى اللَّهِ وَ يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْهِ فَلْيَتَوَالَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ يَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ يَأْتَمَّ بِالْإِمَامِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ كَذَلِكَ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ نَظَرَ إِلَى اللَّه»[1] هركس مايل است بين او و خدا حجابى نباشد تا خدا را ببيند و خداوند نيز او را مشاهده كند بايد آل محمّد را دوست بدارد و از دشمنانشان بيزار باشد و پيرو امامى از اين خانواده گردد. اگر چنين بود خدا را مى بيند و خدا نيز او را مى بيند.
[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 23، ص 81.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر انسانی از جهت ذات خود در فقر ذاتی است حتی انسان کامل. و از جهت رجوع به حضرت حق تکویناً نیاز به واسطهی فیض دارد لذا چه بداند و چه نداند در افق کمال انسانیِ انسان کامل میتواند به کمال انسانی خود برسد. البته باید بین مقام تکوینی انسان کامل که موهبی و غیر اکتسابی است با مقام تشریعی امام فرق گذاشت. امام نیز در مقام تشریعی تلاش میکنند تا مقام تکوینی خود را حفظ نمایند. در این رابطه میتوانید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» رجوع فرمایید. موفق باشید
