باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در رابطه با پایداری و صبر نسبت به وظایف شرعی می فرماید: وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ. آن هایی که در وظایف شرعی خارج از اینکه حالی باشد یا نباشد پایداری می کنند مطابق آن بهترین عملی که در طول زندگی برایشان پیش می آید همه ی اعمالشان را جزا می دهیم. بنابراین باید متوجه بود که با همین عبادات به قول شما کم حضور بعدها چگونه همه ی آنها را به صورت آن عالی ترین نماز یا عالی ترین قرآن خواندن که حتی یکبار برایمان پیش آمد جزا می دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما هنوز در مجامع علمی و دینی در تاریخ متافیزیک و تفکر مشاییگری هستیم و به همین جهت علامه طباطبایی هم با اینکه نظر به حقیقت به صورت حضوری دارند، ولی با ادبیات مفهومی و حصولی سخن میگویند. و لذا اساتید شما سخن شما را نخواهند پذیرفت تا إنشاءاللّه تاریخ آن شروع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نتیجهای که گرفتهاید، نتیجهی خوبی است ولی اگر بتوانید ابتدا از ظاهر آیه استفاده کنید و شاهدی برای عدول از ظاهر نباشد، بهتر است از ظاهر آیه استفاده کنیم مگر وقتی که میفرماید «قریه را هلاک کردیم» و شاهد لبی حکایت از آن دارد که هلاکت قریه به معنای هلاکت اهل آن است، از ظاهر عدول میکنیم و به آن شاهد نظر مینماییم إلاّ اینکه در هلاکت قریه نظرمان به انحطاط تمدنها باشد که در آن صورت باز میتوانیم به همان ظاهر اکتفا کنیم آن طور که به قول ایانباربر، نابودیِ تمدنها مثل خرابی یک کاخ نیست، بلکه مثل خالیشدن آن کاخ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت آن وقتی هم که در دعای شریف جوشن کبیر ندا میکنیم یا عظیم! اگر بخواهیم قلب ما در کنار معنای آن دعا در صحنه باشد، باید نظر به مظهریت آن اسم در مظاهر داشته باشیم تا موضوع ملموس باشد و با نظر به تصدیقی که قلب از اسماء در مظاهر دارد با حق روبهرو میشویم، بهخصوص وقتی مظاهری را مدّ نظر داریم که بسیار مصفّا هستند و ما را به حق مرتبط میکنند. عنایت داشته باشید در همين رابطه حضرت باقر (ع) مىفرمايند: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ حِجَابٌ حَتَّى يَنْظُرَ إِلَى اللَّهِ وَ يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْهِ فَلْيَتَوَالَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ يَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ يَأْتَمَّ بِالْإِمَامِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ كَذَلِكَ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ نَظَرَ إِلَى اللَّه»[1] هركس مايل است بين او و خدا حجابى نباشد تا خدا را ببيند و خداوند نيز او را مشاهده كند بايد آل محمّد را دوست بدارد و از دشمنانشان بيزار باشد و پيرو امامى از اين خانواده گردد. اگر چنين بود خدا را مى بيند و خدا نيز او را مى بيند.
[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 23، ص 81.
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح غرب که امروز در آمریکا به تمامیت خود رسیده، روحی و جوهری دارد که آن انقطاع از آسمان معنویت و غفلت از سنتهای الهی است و نتیجهی عملی آن غضب و شهوتی است که امروز در آن ملاحظه میکنید و عامل نجات جوامع از غربزدگی به گفتهی شهید آوینی توبهی بشر است نسبت به غفلتی که از معنویت داشته. توجهدادنهای مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» به عملکرد آمریکا، زمینهی نفی فرهنگ غرب را فراهم میکند. آیا ما برای عبور مردم از غرب راه دیگری داریم؟! میتوان با مردم بر اساس مبنای معرفتی غرب صحبت کرد؟ مگر قرآن برای جایگزینی توحید از حرکات عرب جاهلیت انتقاد نکرد و سپس راهکارِ خود را نشان داد؟ رهبری انقلاب اگر از غرب انتقاد میکنند در زمینی غیر از زمین غرب قرار دارند و این بهطور طبیعی نگاهها را به حرکتی میاندازد که انقلاب اسلامی شروع کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. وجود ما به عنوان موجود مدرِک، عین علم به خودمان است و بدیهیات عین علم به خودمان میباشد مثل وجود اختیار که به صورت حضوری، آن را داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نحوهی ورودی که اخیراً داشتهایم، اگر کسی مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» را بهخوبی کار کرده باشد، میتواند ورود کند. البته بهتر است افراد بعد از بحث «معاد» و استماع صوتهای آن، بحث را ادامه دهند. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم: همچنان که مستحضرید بحث، بحث دقیقی است. آنهایی که بحث «عدم خلقت عین ثابته» را در ابتدای امر دارند، به این معنا است که وجود علمی آن را مدّ نظر قرار میدهند که البته حضرت حق بر اساس آن وجود علمی، آن مخلوق را وجود میدهد. بنابر این، وجود علمی مخلوق برای خود مخلوق با تمام لوازمی که یک مخلوق مختار در خود دارد، در میان است. در این مورد، بد نیست که به بحث «عین ثابته» که در جزوهی «عرفان نظری» است رجوع فرمایید شاید جواب خود را دریافت کنید. آدرس جزوهی مربوطه عبارت است از: http://lobolmizan.ir/leaflet/1344
در ضمن به صورتهای مختلف به موضوع عین ثابته در جواب سوالهای سایت بحثهایی شدهاست؛ خوب است که آن را در قسمت «جستجوی سایت» دنبال فرمایید. موفق باشید
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند طبق آیهای که میفرماید: «ربّنا الذی اعطاء کلّ شیئ خلقه ثم هدی» خلقت ما را به ما داده و آنچه از او طلب کردهایم را به ما داده است، ولی این غیر از آن است که شما میفرمایید. ما در همهوقت دارای اختیار هستیم و این انتخابهای ما است که شخصیت ما را شکل میدهد تا به لشکر حسین«علیهالسلام» بپیوندیم یا نپیوندیم 2- در مورد قسمت دوم سؤال، این احساسها ربطی به عالم ذر ندارد بلکه چون نفس انسان مجرد است، میتواند آنچه هنوز برایش پیش نیامده است را تا حدّی بیابد. در این مورد میتوانید به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انشاءاللّه عرایضی امثال بنده مقدمهای باشد برای فهم سخنان آسمانی و ملکوتی علمایی مثل علامه حسن زاده آملی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید از آخر شروع کنیم و معنایِ مرگآگاهی که مقام فتحِ همهی امکاناتی است که بشر برای زندگی مییابد. و آن وقتی است که خود را نهتنها از گذشته و آینده، حتی از «خود» آزاد کنیم و با وجودی روبهرو شویم که عین لاوجودی و به تعبیر صدرالحکماء، عین ربط است و لاغیر. وجودِ معلّقی است که هیچچیز نیست تا بخواهد «چیزی» شود، تنها «چیزیشدنش» با نظر به هیچبودنش برایش ظهور میکند. هیچبودنی که تنها به سویِ حقبودن، او را معنا میدهد و این حقیقتاً فتح بزرگ تاریخی است که با حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» شروع شد، آنگاه که در آخرین کلماتش یعنی آن کلمات معنابخشی به همهی عالم و آدم، ندا سر داد: «مگر بيش از اين است كه فرزندان عزيز اسلام ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبههاى دار مىروند؟ مگر بيش از اين است كه زنان و فرزندان خردسال حزب اللَّه در جهان به اسارت گرفته مىشوند؟ بگذار دنياى پست ماديت با ما چنين كند ولى ما به وظيفه اسلامى خود عمل كنيم». و این ترسیمِ یک زندگی کامل در این تاریخ است که هم با انقلابیبودن و هم با بیعملی همساز میباشد. در چنین فضایی انسان با تمام وجود، یک عزم میشود و آن؛ مقابله با هرچیزی که حقیقت انسان را به حجاب برده است؛ و در عین انقلابیبودن، گرفتار سطحینگریهای روزمرّه نمیگردد که موجب خاموشکردنِ عزم انسان گردد. معلوم است که درکِ حضوری تاریخ کار آسانی نیست که زبانِ امروزین توان گزارشکردنِ آن را داشته باشد، ولی شاید تذکری را به زبان آورده باشم که موجب گشودگی افقی گردد و به جای «فهمیدن» و در حافظهسپردن، «تفکری» را به میان آورد که با هیچ فهمیدنی قرار نگیرد و همچنان «تفکر» باقی بماند. در این صورت مسلّم دیگر تقابلی بین انجامدادن و انجامندادن برای ما نمیماند که در فشار آن قرار گیریم و به گفتهی شما سؤالاتمان چون آواری بر سرمان خراب شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به معنایی که در جمله آمده است، منظور ایشان را دنبال کرد. بالاخره قرآن میفرماید: «إلی اللّه تصیر الامور». صیرورت و حرکت همهی امور به سوی خداوند است بدین معنا که خداوند، هدف است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حالت خودنمایی نداشته باشد و مزاحم تفریح مردم نگردد، به عنوان تعظیم شعائر اسلامی کار خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خدا به عنوان یک موجود در کنار سایر موجودات نیست، بلکه وجودی یگانه و برتر است که همهی موجودات را در عین یگانگی در بر دارد. نمیدانم واژهی زمینه برای حضور خدا مناسب است یا نه. 2- همین آگاهی که «من» را تشکیل میدهد به خودی خود طالب مرتبهی برتری از خود است و این جز همان اختیار برای او نیست. آری! سالک به جایی و درجهای میرسد که با اختیار خود، اختیار خود را محو اختیار حق میکند و در این حالت است که میگوید: «در پسِ آینه طویصفتم داشتهاند». موفق باشید
