باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال انتخابهایی که انسان میکند به یک معنا برایش مقبول است. مگر انتخابهای امروزینِ ما که با سختی روبهرو میشویم، همینطور نیست؟ 2- اعیان ثابته به اعتبار امکانِ ذاتیِ موجودات مربوط به وجودِ امکانیِ خودشان است و خداوند در علم خود، عالِم به نحوهی امکانیِ آنها است. لذا جعلِ به جاعل نیست، و به تعبیر محیالدین «ما شمّت رائحة الوجود» یعنی وجودی به عنوان پدیدهی خارجی ندارد، مگر آنکه خدا به آنها وجود دهد 3- کشف، یک موضوعِ حضوری است ولی آنچه در حافظه میماند، موضوعِ حصولی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیحا دمی بالاتر از سخن خدا در این مورد نیست که در آیه 53 سوره «زمر» با لحنى آکنده از نهایت لطف و محبت، آغوش رحمتش را به روى همگان باز کرده و فرمان عفو همه گنهکاران را صادر نموده، مى فرماید: «به آنها بگو اى بندگان من که بر خودتان اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى بخشد که او بخشنده و مهربان است» (قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم). دقت در تعبیرات این آیه، نشان مى دهد که از امیدبخش ترین، آیات قرآن مجید نسبت به همه گنهکاران است، شمول و گستردگى آن، به حدى است که طبق روایتى، امیرمومنان على(علیه السلام) فرمود: «در تمام قرآن آیه اى وسیعتر از این آیه نیست» (ما فِى القُرْآنِ آیَهٌ اَوْسَعُ مِنْ یا عِبادِىَ الَّذِیْنَ اَسْرَفُوا...). دلیل آن نیز روشن است زیرا: 1 ـ تعبیر به «یا عِبادِىَ» (اى بندگان من!) آغازگر لطفى است از ناحیه پروردگار. 2 ـ تعبیر به «اسراف» به جاى «ظلم و گناه و جنایت» نیز لطف دیگرى است. 3 ـ تعبیر به «عَلى اَنْفُسِهِم» که نشان مى دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى گردد، نشانه دیگرى از محبت پروردگار است، همان گونه که یک پدر دلسوز، به فرزند خویش مى گوید: این همه بر خود ستم مکن! 4 ـ تعبیر به «لاتَقْنَطُوا» (مایوس نشوید) با توجه به این که: «قنوط» در اصل به معنى مایوس شدن از خیر است، به تنهائى دلیل بر این است که گنهکاران نباید از «لطف الهى» نومید گردند. 5 ـ تعبیر «مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ» بعد از جمله «لاتَقْنَطُوا» تاکید بیشترى بر این خیر و محبت مى باشد. 6 ـ هنگامى که به جمله «اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ» مى رسیم که با حرف تاکید آغاز شده و کلمه «الذنوب» (جمع با الف و لام) همه گناهان را بدون استثنا در بر مى گیرد، سخن اوج مى گیرد و دریاى رحمت مواج مى شود. 7 ـ هنگامى که «جَمِیْعاً» به عنوان تاکید دیگرى بر آن افزوده مى شود امیدوارى به آخرین مرحله مى رسد. 8 و 9 ـ توصیف خداوند به «غفور» و «رحیم» که دو وصف از اوصاف امیدبخش پروردگار است، در پایان آیه، جائى براى کمترین یاس و نومیدى باقى نمى گذارد. آرى، به همین دلیل، آیه فوق گسترده ترین آیات قرآن است، که شمول آن هر گونه گناه را در بر مى گیرد، و نیز به همین دلیل، از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید محسوب مى شود. و به راستى، از کسى که دریاى لطفش بیکران و شعاع فیضش نامحدود است جز این انتظارى نمى توان داشت. از کسى که «رحمتش بر غضبش پیشى گرفته» و بندگان را براى رحمت آفریده، نه براى خشم و عذاب، غیر از این چشم داشتى نیست. چه خداوند رحیم و مهربانى! و چه پروردگار پر مهر و محبتى!! آیا میتوان در مقابل چنین خدایی بر خلاف نظر مبارک او گناه کرد و عصیان نمود و توبه نکرد و باز توبه نکرد و باز توبه نکرد و از رحمت واسعهی او مأیوس بود؟!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت یعقوب«علیهالسلام» طالب رؤیت پیامبری به نام حضرت یوسف«علیهالسلام» بودند و این مخالف راضیبودن از تقدیر الهی نیست و اعتراض به خدا محسوب نمیشود، بلکه طلبِ کمال برتر به حساب میاید. در مورد دعا نیز قضیه از همین قرار است که نمیگوییم آنچه حضرت حق تقدیر کرده است خلاف حکمت و مصلحت ما است، بلکه با دعا؛ تقدیرِ برتری را برای خود رقم میزنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این کارها یک نوع دکانبازکردن است. عرایضی در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» در رابطه با سؤال جنابعالی شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه به جهت گرفتاریهای بنده، جلسات متوقف شده است؛ وگرنه کسی کوتاهی نکرده است. إنشاءاللّه در هفتههای آینده باز شروع میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در معرفت به نفس، معرفت به ربّ نهفته است و تعریفکنندهی فوق نظر به فلسفه به معنیالأخص داشته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید از آخر شروع کنیم و معنایِ مرگآگاهی که مقام فتحِ همهی امکاناتی است که بشر برای زندگی مییابد. و آن وقتی است که خود را نهتنها از گذشته و آینده، حتی از «خود» آزاد کنیم و با وجودی روبهرو شویم که عین لاوجودی و به تعبیر صدرالحکماء، عین ربط است و لاغیر. وجودِ معلّقی است که هیچچیز نیست تا بخواهد «چیزی» شود، تنها «چیزیشدنش» با نظر به هیچبودنش برایش ظهور میکند. هیچبودنی که تنها به سویِ حقبودن، او را معنا میدهد و این حقیقتاً فتح بزرگ تاریخی است که با حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» شروع شد، آنگاه که در آخرین کلماتش یعنی آن کلمات معنابخشی به همهی عالم و آدم، ندا سر داد: «مگر بيش از اين است كه فرزندان عزيز اسلام ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبههاى دار مىروند؟ مگر بيش از اين است كه زنان و فرزندان خردسال حزب اللَّه در جهان به اسارت گرفته مىشوند؟ بگذار دنياى پست ماديت با ما چنين كند ولى ما به وظيفه اسلامى خود عمل كنيم». و این ترسیمِ یک زندگی کامل در این تاریخ است که هم با انقلابیبودن و هم با بیعملی همساز میباشد. در چنین فضایی انسان با تمام وجود، یک عزم میشود و آن؛ مقابله با هرچیزی که حقیقت انسان را به حجاب برده است؛ و در عین انقلابیبودن، گرفتار سطحینگریهای روزمرّه نمیگردد که موجب خاموشکردنِ عزم انسان گردد. معلوم است که درکِ حضوری تاریخ کار آسانی نیست که زبانِ امروزین توان گزارشکردنِ آن را داشته باشد، ولی شاید تذکری را به زبان آورده باشم که موجب گشودگی افقی گردد و به جای «فهمیدن» و در حافظهسپردن، «تفکری» را به میان آورد که با هیچ فهمیدنی قرار نگیرد و همچنان «تفکر» باقی بماند. در این صورت مسلّم دیگر تقابلی بین انجامدادن و انجامندادن برای ما نمیماند که در فشار آن قرار گیریم و به گفتهی شما سؤالاتمان چون آواری بر سرمان خراب شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست، کار عاقلانهای نیست. زندگی را باید ساده گرفت و به خدا توکل کرد و نگران فرزندآوری نبود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به معنایی که در جمله آمده است، منظور ایشان را دنبال کرد. بالاخره قرآن میفرماید: «إلی اللّه تصیر الامور». صیرورت و حرکت همهی امور به سوی خداوند است بدین معنا که خداوند، هدف است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نبوت و رسالت، با حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» به هر دو صورت ختم میشود. حال اینکه کدامیک از پیامبران قبلی تنها، نبیّ بودهاند و کدامیک رسول و نبیّ بودهاند، دست ما خالی است. تنها در آن حدّ که قرآن متذکر میشود که بعضی «نبیّا» و بعضی «رسولاً و نبیّا»، ما اطلاع داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید قبل از ورود به نامهی 31، مباحث ده نکته را همراه با شرح صوتی آن با همدیگر مباحثه بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشعار مولوی مثل هر کتاب عرفانی دیگر تنها از طریق استادِ راهرفته، قابل فهم و تبیین است. در حال حاضر کسی را سراغ ندارم که مثل فصوص الحکم محیالدین که اساتید مربوطه آنرا تدریس میکنند، معارف اشراقی مثنوی را تدریس کند. شرح آقای کریم زمانی از مثنوی برای فهم اصطلاحات ادبی آن کتاب شریف خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. موفق باشید
