بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18637

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: بنده چندی است که از بیماری وسواس و مخصوصا وسواس در زمینه طهارت و نجاست رنج می برم. احساس می کنم همه چیز و همه جا اطرافم نجس هستند و مدام می خواهم همه جا پاک شوند، لطفا مرا راهنمایی بفرمایید، احساس می کنم شاید مشکل از جهانبینی بنده باشد. در وظایف دینیم اخلال وارد شده. توجهم به مسایل معرفتی، معاد و غیره کم شده، رسیدگی به شوهر و فرزندم و سایر مسوولیتهای زندگیم همگی کم شده. لطفا مرا راهنمایی و درصورتی که مشاور خبره و متعهد سراغ دارید به اینجانب معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که این یک بیماری است و نه یک تدیّن. پیشنهاد بنده آن است که در کنار مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» با توجه به این‌که روان‌پزشکان در این موضوع، تحقیقات خوبی انجام داده‌اند، سری هم به آن‌ها بزنید. موفق باشید

18550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طلبه هستم و سیر مطالعاتی ها را شروع کردم و اینکه بعضی می گویند سیر مطالعاتی اول بزرگان را بخوانید آن هایی که علمیت بین مردم زیاد هست اول آن ها را بخوانید با یک مثال بیشتر روشن کنم اول کتاب های مثل علامه حسن زاده آملی بخوانید بعد کتاب های شما در صورتی که خیلی دوست دارم اول سیر شما را بخوانم بعد کتاب های دیگر. حالا سوال این شد ما وقتی بزرگانی داریم اول باید کتاب های آن را بخوانیم بعد کتاب هایی پایین ها را؟ اگر در کلام بی ادبی هست خییییییییییلی ببخشید قصد جست رو اصلا ندارم به شما که در حوزه ریشی سفید کردید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انشاءاللّه عرایضی امثال بنده مقدمه‌ای باشد برای فهم سخنان آسمانی و ملکوتی علمایی مثل علامه حسن زاده آملی. موفق باشید

15563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: چرا در غرب در اجرای قوانین به زن بیشتر از مرد اهمیت داده می شود؟ آیا فیلسوفان غربی هم همانند سیاستمداران غربی به زن بیشتر از مرد اهمیت می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شده این نوع احترام به زن که در غرب معمول است، یک جریان فمینیستی است، وگرنه متأسفانه از نظر فرهنگی گرفتار همان تاریخی هستند که زن را نیمه‌ای برای تکمیل مرد می‌دانند که باید در خدمت مرد باشد. موفق باشید

14503
متن پرسش
با سلام: در رابطه با پاسخی که به پرسش شماره 14476 داده اید سوالی برایم پیش آمد. بر طبق برهان صدیقین جز حق در صحنه نیست. مخلوقات هم فعل خداوندند و از او جدا نیستند. ذات هر چیزی خداست. با توجه به این نکات به نظرم می آمد هر وقت حق هر چیزی را ادا نکنیم در واقع حق خدا را ادا نکرده ایم. چون حق از ظهوراتش جدا نیست. حق از فعلش جدا نیست. هر شیی حق است به تعین خاص. از این جنبه اگر حق هر چیزی را ادا نکردیم در واقع حق خدا را ادا نکرده ایم. من متوجه پاسخ شما نشدم. درست است هر چیزی از جنبه محدودیتش خدا نیست ولی از جنبه وجودی خداست و حق هر چیزی را ادا نکردن در واقع حق خدا را ادا نکردن است. اگر امکان دارد پاسختان را توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. تأکید بنده آن است که مواظب باشید این‌طور نتیجه‌گیری نشود که هرچیزی به اعتبار این‌که مظهری از حق و حقیقت است، می‌تواند معبود باشد. موفق باشید

14126

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ارادت: در جواب یکی از کاربران در ارتباط با اربعین می فرمایید که اگر قرار باشد فتحی در تاریخ صورت گیرد حتما به نور حسین علیه السلام خواهد بود و سوال اینجاست که آیا این که همه ی امامان بزرگوار اذعان دارند که ما به مادرمان فاطمه اقتدا می کنیم و ایشان حجت بر ما هستند آیا این ما را سوق نمی دهد بسوی این که توجه خاصی به حضرت فاطمه داشته باشیم و بگوییم سیره و روش ایشان در رابطه با رویکرد تمدنی ما و مقابله با تمدن فعلی بهتر جواب می دهد؟ چرا که مطرح کردن امام حسین علیه السلام در اذهان مردم یک نحوه جنگ و درگیری نظامی را تداعی می کند که گویی این مربوط به شرایط ظهور است ولی در شرایط فعلی که درصدد گفتگوی بین فرهنگ ها هستیم گویی سیره ی فاطمه علیها السلام و اقتدای به ایشان بهتر جواب می دهد هرچند که کلهم نور واحد و حسین علیه السلام هم چنین سیره ای را از خود بروز دادند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کُلُهم نورٌ واحد، ولی در اربعین حتی در سال‌های اخیر به آن‌هایی که به زیارت نجف و کاظمین و سامرا می‌روند می‌گویند زوّار حسین«علیه‌السلام» و این معلوم است که در این تاریخ رویکردِ خاصی به امام حسین«علیه‌السلام» شده است و إن‌شاءاللّه موجب دلگرمی حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» خواهد شد. موفق باشید

13608
متن پرسش
سلام: خسته نباشید. استاد بعد از کار کردن روی برهان صدیقین. داشتم روی نزول و هستی نازله و مثالی که فرمودید فکر می کردم که به یه چیزی رسیدم. نمیدونم درسته یا نه. (اگر یه هستی مطلق داریم بقیه ازون نازل شدن. مثل خورشید که پرتوها از اون نازل شدن. حال اگر کمی دقت کنیم ما به پرتوهای خورشید میگیم(پرتو) به خورشید هم میگیم خورشید. ولی گفتن ما مهم نیست. در متن واقع پرتو خورشید هم همان خورشید است. آیا در مورد حضرت حق هم همینطور است؟ یعنی هرچه هست خداست و ما با توجه به وهم خود آنها را نامگذاری کردیم یا فکر می کنیم چیز دیگری هستند. بقول جناب محی الدین بقیه چیزها در عالم وهم هستند؟ استاد کمی توضیح بدهید که ان شاءالله بتوانم جلوتر بروم. ممنون. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نکات دقیق توحیدی است و به گفته‌ی محی‌الدین؛ حضرت حق همواره از طریق اعیان ثابته‌ی مخلوقات در صحنه است. لذا است که انسان موحد محدودیت مظاهر را به اعیان نسبت می‌دهد و حقیقت وجودی آن‌ها را به خدا مربوط می‌داند و معنای «سبحان اللّه والحمداللّه» به همین معناست. موفق باشید

13192
متن پرسش
سلام خدمت استاد: آیا بحث نفس واحد آیه ی یک سورهء نساء حقیقت نوری اهل بیت و روح القدس، همان مقام روح یا اول مخلوق است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است به‌خصوص که می‌فرماید زنان و مردان همه از آن حقیقت خلق شده‌اند. پس باید آن نفس واحد، حقیقت‌الانسان باشد. موفق باشید

12556
متن پرسش
سلام علیک استاد گرامی: با توجه به اینکه قدم اول در عرفان عملی یقظه است و رفع انانیت، این مرحله با سفر دوم محقق می شود. آیا اهل کرامت در سفر اول هستند هرچند قصد سلوک نداشته باشند؟ و با توجه به اینکه در انتهای سفر اول فرد به توحید نفس خودش می رسد و در این حالت می تواند کرامت از خود نشان دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و حتی ممکن است جلوتر هم بیایند، ولی قصد آن‌ها نفی إنانیت نباشد و لذا از قدرت خود حیرت هم بکند. ولی همان‌طور که در جواب سؤال 12555 عرض شد در راه توحید انسان باید اراده‌ی خود را در اراده‌ی الهی فانی گرداند. موفق باشید

12411

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا آدرس جلسات استاد را ارسال فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدرس جلسات و زمان آن‌ها بر روی سایت هست. موفق باشید

10903

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم نظرتان در مورد کلیب جوشش خون در حرم امام حسین ع در سایت هیات رزمندگان اسلام چیست ایا واقییت دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کلیپ را ندیدم. موفق باشید
9477
متن پرسش
سلام: خسته نباشید. مدت دو سال است که ازدواج کرده ام اما هیچ احساس رضایت و خوشبختی از زندگی و همسر خود ندارم همسرم رفتار بچه گانه از خود دارد و بسیار یک دنده و لجباز است و حرف شنوی از کسی ندارد نه من نه خانواده نه مشاوره. تنها پشت و پناهم خداست چند بار موضوع طلاق را بیان کردم با مخالفت شدید خانواده روبرو شدم الان هم همسرم اظهار میکند سه ماهه باردار است در صورتیکه من به او گفته بودم فعلا فرزند نمی خواهیم. با تشکر راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد در تخصص بنده نیست، با مشاوری که از نظر دینی آگاهی لازم را دارد موضوع را در میان بگذارید إن‌شاءاللّه مشکل حل می‌شود. موفق باشید
7366
متن پرسش
با سلام استاد بزرگوار، می خواستم علت آنکه خواندن سوره حمد باعث شفاست ،جیست؟ وچه رمزی بین "شفا یافتن"و اعداد "1 یا 7 یا 40 بارخواندن سوره حمد "در چیست؟ با تشکر بسیار التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست مطابق روایات ما با خواندن سوره‌ی حمد اگر تقدیر دیگری رانده نشده باشد، نور اسم شافی تجلی می‌کند. موفق باشید
6297
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد عزیز شما برای انقلاب اسلامی جایگاه ویژهء تمدنی قائل هستید ، سئوال بنده این است که طرح این موضوع چه مسئله و یا گره ای را می توان از جامعه ایران ، یا جامعه اسلامی و یا حتی جهان باز نمایدو چه لزومی برای طرح این مسئله وجود دارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأکید بر جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی تأکید بر ظهور نحوه‌ای از نظام سیاسی است که تفاوت‌های اساسی با تمدن غربی و نظام سیاسی غربی دارد و افقی در مقابل جهانی می‌گشاید که بنا دارد نسبت به پذیرفتن فرهنگ غربی تجدید نظر کند و جامعه‌ی ایرانی از این طریق به هویت اصیل خود که ریشه‌ی تمدنی در تاریخ دارد برمی‌گردد مضافاً که بر تمدنی تأکید می‌کند که نقش وَحی و آموزه‌های دینی در آن ظهور دارد و جنبه‌های معنوی انسان در امور اجتماعی و سیاسی بی‌جواب نمی‌ گزارد. موفق باشید
4832
متن پرسش
با سلام به خدمت فقط استاد طاهرزاده یه مشکلی دارم که میدونم هیچ روانشناس و مشاوری نمیتونه حلش کنه با توجه به دقت نظر و انشا الله صفای باطن حضرت عالی امیدوارم راهی جلوی من باز بفرمایید من از کودکی و نوجوانی به دلایل خاص از توان و یا میل و یا هردو در ایجاد رابطه با دیگران و معاشرت فعال با همسن و سالهایم برخوردار نبودم لذا امروز حس میکنم خیلی از دیگران عقب هستم و هرکار میکنم این شکاف پر نمیشه ممکنه تا اینجاش یه جواب روانشناسانه داشته باشه ولی به نظر خودم مشکل از جای دیگه است, اصلا حس میکنم روزی من نیست که بتونم یک عنصر مفید و فعال باشم هرچقدر هم که تلاش میکنم و با این و اون قرار و جلسه میگذارم تا این شکاف رو پر کنم دستی از غیب میاد و همه چیز رو به هم میزنه و من دوباره به همون کنج عزلت و بی خبری خودم پس رونده میشم, انگار این خدا نمیخواد منو به بازی بگیره مثل یه بازیکن نیمکت نشین شدم که هیچوقت تو زمین راهش نمیدن از دست نادانی و گیجی خودم نمیدونم به کی پناه ببرم هیچوقت به اندازه کافی کسانی دور و برم نبودن که کمکم کنن به هر کسی رو میکنم ناخواسته ازم فراری میشه این مساله ازدواج هم دیگه استخون تو گلو شده دو ساله داریم میگردیم تو کار این خدا موندم واقعا چرا باید باورم بشه پشت همه این ملغمه ها حکمتی هست؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید وارد جمع‌های مذهبی شوید چون وقتی می‌فرمایند: «یدالله لمع الجماعة» منظور جمع‌های توحیدی است تا إن‌شاءالله مدد الهی برسد. موفق باشید
3206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد گرانقدر در جایی از فیلم سخنان رهبری در جمع سرداران سپاه سخن گفته بودید ما هرچه گشتیم این فیلم را نیافتیم در صورت امکان این فیلم را ارایه بفرمایید تا منبع متقنی در دست ما باشد. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سخن از صوت آن سردار بود که آن جلسه را گزارش می‌داد و به رفقایی که پی‌گیر شدند عرض کردم از حجت الاسلام متقی یا حسینی بگیرند. موفق باشید
2991
متن پرسش
با سلام در حالی که باید بگوییم هر پدیده ای در این دنیا خود به خود به وجود نیامده و سازنده ای دارد، چگونه خداوند خود به خود به وجود آمده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون خداوند پدیده نیست. وقتی وجود همه‌ی اشیاء و پدیده‌ها از خدا است، پس خدا عین وجود است، عین وجود چیزی نیست که وجوددهنده داشته باشد، وجودش از خودش است. همین‌طور که عین تری، تری‌اش از خودش می‌باشد. در این مورد پیشنهاد می‌کنم به بحث «برهان صدیقین» رجوع فرمایید که در کتاب «از برهان تا عرفان» مطرح شده. موفق باشید
21238
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: دو سئوال از محضر مبارک دارم: 1. حضرتعالی با تغییر نظام اجرایی _ سیاسی کشور از «ریاستی» به «پارلمانی» موافق هستید؟ نظرتون را کامل و جامع بفرمایید. 2. به نظر شما «تحزب» در نظام اسلامی موجب تخدیش «وحدتی» که برای نیل به آرمان ها شدیداً به آن نیازمندیم، نمی شود؟ وحدتی که جنابعالی به آن در کتاب سلوک پرداختید. نظرتون را کامل و جامع بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر! شاید بدتر هم بشود. زیرا نمی‌توان به نمایندگان اعتماد کرد که زد و بند نکنند، به مردم بیشتر می‌توان اعتماد کرد. 2- مقام معظم رهبرى «حفظه‏ الله» در جمع دانشجويان در كرمانشاه فرمودند: ما با تحزّب‏ مطلقاً مخالفتى نداريم و معتقديم تحزّب‏ با وحدت جامعه منافاتى ندارد؛ به شرط آن‏كه با نگاه درست ايجاد شود. اگر حزبى براى كانال كشى و كادرسازى و هدايت فكرى جامعه در زمينه‏ هاى سياسى، دينى، عقيدتى و ديگر عرصه‏ ها به ‏وجود آيد و قصد خود را در دست گرفتن قدرت قرار ندهد، كارى خوب و مورد تأييد است كه البته اينگونه احزاب، اگر در رقابت‏هاى سياسى هم وارد شوند، به طور طبيعى برنده مى ‏شوند.

پيشنهاد بنده آن است، رفقايى كه گروه‏هاى مذهبى تشكيل داده ‏اند، دستورالعمل و فلسفه‏ ى وجودى خود را همين جمله‏ ى رهبرى قرار دهند، يعنى گروهى باشيد كه مبنايتان كادرسازى‏ براى نظام باشد و در هدايت فكرى و زمينه‏ هاى سياسى و عقيدتى فعاليت نماييد. مقام معظم رهبرى در ادامه مى‏ فرمايند: ولى برخى احزاب مانند احزاب كنونى غرب در واقع باشگاه ‏هايى براى كسب قدرت هستند و سعى مى ‏كنند از هر طريق، از جمله زد و بند سياسى به قدرت برسند كه ما اينگونه تحزب را تأييد نمى ‏كنيم اما اگر كسانى با همين نگاه، دنبال تشكيل حزب باشند، جلوى آنها را نمى ‏گيريم. موفق باشید

15856
متن پرسش
با سلام: در کتابتان این بحث شما در مورد عالم داشتن انسانها، اینکه ما در خارج فقط وجود داریم و اعتبارات و ماهیات عدم و ساخته ذهن ما هستند. مثلا میز اعتباری است و در اصل چوب است و چوب در اصل چیز خاصی نیست، یک چیزی است که مثلا آهن نیست، فهم قسمت اول یعنی اینکه در خارج فقط چوب است و در اصل میز ساخته ذهن ماست، برایم آسان است ولی فهم قسمت دوم یعنی آنجایی که می فر مایید در اصل چوب هم نیست فقط وجود هست برایم سخت است. خواهشا خواهشا اگر امکان داره با یک مثال یا توضیح این بحث را برایم روشن کنید. و دوم اینکه در مورد اینکه فرمودید که خداوند به تبع خالق نور بودن و فاعل سایه بودن خالق ظلمت و فاعل غیر سایه هم هستند، اگه امکان داره با یک مثال در مورد ساخته های انسان و یا یک مثال دیگر کمی توضیح دهید که چگونه می شود که به تبع خلق یک چیز خالق چیز دیگری هم بود. خواهشا خواهشا خواهشا به هر دو سوالم را پاسخ دهید که به جوابشان نیاز دارم. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مگر جز این است که همه‌ی عالم را «وجود» پر کرده است؟! و همه‌ی پدیده‌ها، صورت‌های مختلف وجوداند. مشکل کجاست که نیاز به مثال داشته باشد؟ 2- چون خداوند عین وجود است، پس از خداوند جز وجود صادر نمی‌شود و هرچه جنبه‌ی عدمی دارد، به تبعِ وجود شکل می‌گیرد. مثل محدودیت‌های مخلوقات که بعد از به‌وجودآمدنِ آن‌ها، محدودیت‌های آن‌ها معنا پیدا می‌کند، ولی محدویت‌های آن‌ها خدا خلق نکرده است. موفق باشید

15580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: به نظر استاد از مارکس و پوپر هم می توان چیز یاد گرفت؟ یا بنیان اندیشه شان ایرادات زیادی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید افراد متفکر را با فکر، فهمید و مواظب بود جهت‌های سیاسی، ما را از فهم تفکر آن‌ها در حجاب نبرد. موفق باشید

15521
متن پرسش
با سلام و نهایت تشکر: تفاوت بین سوء ظن و فکر چیست؟ از این نظر که فکر گناه، گناه نیست ولی سوء ظن با این که یک نوع فکر است گناه است. چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بدون دلیل انسانی را «بد» بدانیم این سوء ظنّ است و تحت تأثیر شیطان هستیم. ولی اگر فکرِ انجام گناهی را داشته باشیم، تا به آن گناه دست نزده‌ایم، نسبت به القائات شیطان مقاومت کرده‌ایم و به همین جهت گناهی مرتکب نشده‌ایم. موفق باشید

14748
متن پرسش
با سلام و احترام: 1. آیا هایدگر اگزیستانسیالیست بود؟! اگر پاسخ منفی است، لطفا علت را بیان کنید؟ 2. حقیر در کنه نگاه مرحوم صدرا، نوعی گذار از متافیزیک ارسطویی می بینم و موید بنده مباحث عالیه ایشان در تجلیات وجود در کتاب شواهدالربوبیه است، آیا حضرت عالی موافقید؟ 3. بر خلاف عده ای که هگل را ایده آلیست می دانند، بنده معتقدم ایشان با توجه به اقتضائات زمانه خویش، و بی توجهی ای که به مابعد الطبیعه ایجاد شده بود، با بیان «جهان عینی» سعی در سوق دادن مردم از متافیزیک آن زمان به نوعی وجودگرایی داشت، آیا حضرت عالی موافقید؟ 4. آیا هایدگر به صورت مستقیم با مباحث ملاصدرا آشنایی داشت؟ باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که هایدگر به دنبال «هستی» است چه در «زمان» و چه در «تاریخ». از این جهت اگزیستانسیالیست است ولی به سبک کی یر‌کگوریِ آن و نه به سبک سارتری 2- همین‌طور است ولی چون در بستر مفاهیم مشّایی کار را جلو برد، مکتبِ صدرایی آن‌طور که حقّ آن بود در تاریخ ما درخشش لازم را نیافت و از این جهت می‌توان گفت ملاصدرا تازه در حالِ تولد است 3- به نظر بنده هگل نمی‌تواند از چنبره‌ی ایده‌آلیستی که پارمنیدس شروع کرد و به کانت و مفاهیم استعلایی رسید، بیرون آید و از این جهت هنوز با تقلای بسیار عمیق و عالمانه‌ای که هگل به بشریت هدیه کرده است، از متافیزیک بیرون نمی‌آید هرچند اگر کسی بخواهد در تفکر زمانه‌ی خود جایی برای رجوع به «وجود» بیابد نمی‌تواند از ملکوتِ هگل غفلت کند 4- کتاب «شواهد الربوبیه» در کتاب‌خانه‌ی هایدگر موجود بوده ولی معلوم است که هایدگر به جای دیگری می‌نگرد که آن‌جا از کلافی که ملاصدرا با حاکمیت تفکر مفهومیِ مشّایی، بدان گرفتار است آزاد می‌باشد. نهایتاً می‌توانست اگر کتاب آن کتاب را مطالعه کرده بود به ما توصیه کند در بستر تفکرِ صدرایی آن‌چه هایدگر به آن اشاره دارد به نحوی قابل فهم است کی را به نفع دیگری مصادره نماییم.  موفق باشید.

14681
متن پرسش
باسمه تعالی: با سلام و آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون در ترویج معارف دینی، در مورد: «واسئل القریه» در جایی فرموده اید منظور سوال از خود قریه است نه از اهل آن چون اگر منظور اهل قریه بود می فرمود اهل قریه. اما در آیه 58 / اسرا می فرماید: هیچ قریه ای نیست مگر این که ما (اهل) آن را هلاک می کنیم... یا به عذابی سخت دچار می کنیم. از قرینه معذبوها بعد از مهلکوها می توان نتیجه گرفت که منظور از قریه اهل قریه است که عذاب می شوند. آیا «واسئل القریه» را هم نمی توان به همین سیاق تفسیر نمود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نتیجه‌ای که گرفته‌اید، نتیجه‌ی خوبی است ولی اگر بتوانید ابتدا از ظاهر آیه استفاده کنید و شاهدی برای عدول از ظاهر نباشد، بهتر است از ظاهر آیه استفاده کنیم مگر وقتی که می‌فرماید «قریه را هلاک کردیم» و شاهد لبی حکایت از آن دارد که هلاکت قریه به معنای هلاکت اهل آن است، از ظاهر عدول می‌کنیم و به آن شاهد نظر می‌نماییم إلاّ این‌که در هلاکت قریه نظرمان به انحطاط تمدن‌ها باشد که در آن صورت باز می‌توانیم به همان ظاهر اکتفا کنیم آن طور که به قول ایان‌باربر، نابودیِ تمدن‌ها مثل خرابی یک کاخ نیست، بلکه مثل خالی‌شدن آن کاخ است. موفق باشید

13466
متن پرسش
به اساس دین شک کرده و میگه عقل آیا اقتضا می کند که خرج کنیم بنزین بسوزونیم بریم خارج از شهر و برگردیم تا روزه مون را بتونیم بخوریم؟ این دینه؟ من بخاطر دفاع از دین گفتم ممکنه مراجع و فقها اشتباه کنن و روزه خوردن بدلیل مسافرت و سختی آن عقلانی ست اما 20کیلومتر رفتن و برگشتن و روزه خوردن را دین نگفته. نظر شما چیه؟ نمیشه برای کسی که خیلی پایبند نیست از «تعبد» حرف زد استاد. کجایی استاد؟!! أین؟ متی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسائل فروع دین ابتدا باید وجه عقاید و جایگاه بندگی افراد روشن شود تا جایگاه فروع دین در متن عقاید، خود را بنمایاند. آری! آن‌کسی که بندگی خود را درست بشناسد و متوجه باشد برای نفی خود و ظهور حق در قلب و روانش باید احکامی را بپذیرد، نگاه او به این نوع دستورات، نگاه دیگری است می‌فهمد که حضرت حق از طریق اطاعت ما از دستوراتش بر قلب ما جلوه می‌کند و لذا نگاه‌های کمّی و حسّی به موضوع ندارد. موفق باشید

13162
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار احتراماً در دروس تفسیر سوره حمد امام (ره) فرمودید: هر موجودی دارای دو وجه است که یک وجه آن جنبه امکانی است که هیچ است و وجه موجود بودن آن اتصال به حضرت رب العالمین دارد. با توجه به این نکته که انسان با اذن الهی دارای قوه اختیار می باشد و اعمال چه در مسیر سعادت و چه در مسیر شقاوت، بدنی برزخی را می سازد که در عوالم بعد از دنیای ماده ظهور می کند، آیا این اعمال را می توان گفت که مستقلاً متعلق به انسان است یا خیر؟ و اگر دارای استقلال است، این استقلال در طول وحدت توحیدی در عالم برزخ و عالم قیامت است یا خیر؟ لطفا توضیح فرمائید. با تشکر و آرزوی سلامتی برای معظم له
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجه امکانی انسان به این معنا است که می‌تواند در ذات خود ابعاد مختلفی را که دارد، از قوه به فعل آورد و بدین لحاظ اختیار در همان امکان ذاتی انسان نهفته است، برعکسِ موجوداتی که دارای ابعاد مختلف امکانی نیستند و به این لحاظ انتخاب و اختیار برایشان نیست. موفق باشید

10942
متن پرسش
سلام علیکم: 1. وقتی نیکانی چون اصحاب کهف و حضرت عزیر بعد از خواب طولانی و مرگشان اصلا بویی از ماجرا نبردند تا اینکه با شواهد ظاهری و سخن خداوند به خود آمدند می توان گفت ما هم تا الان متوهم بوده ایم که داستان من و بی زمانی و بی مکانی را فهمیده ایم؟ 2. آیا گزارشی مبنی بر میزان معارف کسانی که در کتب آسمانی نامشان برده شده و یادشان شده داریم؟ آیا معرفتشان از امثال کسانی که با توحید سر و کار داشته اند چون آیت الله جوادی و ... بیشتر بوده؟ 3. چرا حضرت ابراهیم و لوط و داوود و... با مواجهه با فرشتگان اللهی چنین عکس العملی از خود نشان دادند که حاکی از تعجبشان و یا ترسشان بوده؟ 4. سوالات حضرت رسول در باب توحید قبل از نزول قرآن چگونه جواب داده می شده؟ ایشان در غار حرا به صورت جزیی چه می کرده اند؟ 5. آیا عکسی که به حضرت رسول در دوره جوانی منتسب می کنند علما چقدر ارادت ورزیده اند؟ گفته شده امام خمینی این عکس و عکس آیت الله شاه آبادی را در اتاقشان داشته اند؟ آیا گزارشی داریم بیامبر از کسی سوال معرفتی برسیده باشد؟ منظورم در حالتهای خلسه و خوابشان است مثلا از حضرت آدم یا نوح و... ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی انسان در عالَم بی‌زمانی زندگی کرده، زمانی طی نشده تا احساس کند، وقتی به خود آمده‌اند در این دنیا چنین زمانی واقع شده. زمان در این دنیا چیز دروغی نیست 2- در روایت از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» داریم: «عُلَمَاءُ أُمَّتِی أفضَل مِنْ‏ أَنْبِیَاءِ بَنِی إِسْرَائِیل‏» 3- زیرا فرشتگان از ساحت دیگری برای آن‌ها ظهور می‌کنند که عموماً انسان با آن ساحت به آن شکل مأنوس نیست 4- در روایت داریم حضرت قبل از بعثت به دین حنیف بوده‌اند و با زمینه‌های توحید ابراهیمی خود را می‌پروراندند 5- نمی‌دانم. موفق باشید
نمایش چاپی