بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20285
متن پرسش
سلام علیکم استاد: وقت بخیر: ابتدا می خواهم شرایط الان خودم را با قلم ناچیزم برایتان به تصویر بکشم. الان حس بچه ای را دارم که مدام به او داریم لغت و مفاهیم جدید را آموزش می دهیم ولی او به معنای واقعی کلمه از درک آن ها و دلایل و براهین اش عاجز است و فقط در مقام تایید برمی آید. می خواستم دغدغه های ذهنی خودم که پیرامون مطالعه صحبت های گرانقدر شما برایم به وجود آمده را با شما در میان بگذارم. به امید باز شدن راهی جدید. شما به عقل تاریخی ای می پردازید و آن را تعبیر به عقلی غیر از عقل متافیزیک و مرده می کنید که کمی آدم را فراتر از جایگاهی می برید که اکنون در آن در حال گذر کردن است. و او را به آینده و حس حضور تاریخی دعوت می کنید که هم شیرین است و هم رسالت تاریخی افراد را شفاف تر خواهد کرد. به نظرم ما از این مرحله که باید فعالیت های از جنس دیگری را متناسب با شرایط تاریخی حال حاضر برای خودمان ترسیم و تعریف و عملیاتی کنیم عبور کرده ایم اما حال سوالی که پیش می آید این است که چه کنیم که این مطالب فقط در عالم انتزاع به سر نبرند و با الان ما پیوند بخورند..!؟ گاهی اوقات با خواندن مطالب آدم حس پذیرش متن را در وجود خودش احساس می کند و راستی و درستی آن را قطع به یقین باور می کند ولی پس از فکر درباره ی آن به آدم حس علوم ماورایی و دور از ذهن بودن دست می دهد. به گونه ای که شاید نتوان برای هرکسی بازگو کرد. اما این عقلی که باید متناسب با زمانه ما باشد و به قول امام صادق (علیه السلام)به شناخت زمانه ما کمک کند چه طور می خواهد قلب ما را در بگیرد؟!! چگونه می توان به این دست پیدا کرد که کاری که فعلا در حال انجام آن هستیم همان کاری است که حضور تاریخی ما آن را می طلبد! و در جواب یکی از پرسشگران بیان کرده بودید که شما فقط با قلب خود را آماده کنید تا انقلاب اسلامی شما را در بگیرد، این موضوع چگونه محقق خواهد شد.!؟ چگونه می توان با این عقل به کارآمد نبودن آینده ی دنیای توسعه یافته برای حال خودمان رسید؟ نمی دانم چرا به دنبال پاسخ روشنی برای این موضوعات می گردم با اینکه می دانم اینها همه معارفی هستند که باید تدریجا متناسب با ظرفیت هر شخصی بر دل و جانش وارد شوند. ولی خود این ایجاد ظرفیت هم جای سوال دارد. از توجه شما نهایت تشکر را دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً آن احساسی که در خود دارید نحوه‌ای از عبور تاریخی است. عبور از تاریخِ متافیزیک. ولی این‌طور نیست که سیطره‌ی روح متافیزیکی به راحتی عقب‌نشینی کند، بلکه دائم می‌خواهد موضوعات را در حیطه‌ی خود بشناسد و از این جهت است که شما می‌مانید چگونه حسّ تاریخی یا کشف تاریخی را دنبال کنید زیرا آن عقل، یعنی عقل متافیزیک باز به میان می‌آید و می‌خواهد در حیطه‌ی خودش مطلب را جستجو کند و ما باید هوشیار باشیم که این‌جا جای خطاب «واخلع نعلیک انّک بالواد المقدس طوی» است. یعنی باید نعلینِ عقل نظری و عملی را از پایِ جان بیرون کرد، زیرا حقیقتْ عریان و پیداست و در صحنه‌ی تاریخ انقلاب اسلامی به شکوفایی و گشودگی به میان آمده است به همان معنایی که ماورای این نوع عقل‌های حساب‌گر، شهید حججی را می‌فهمیم ولی در همان لحظه اگر به عقل رجوع کنیم، پیش خود می‌گوییم نمی‌فهمیم چرا نسبت به آن شهید بزرگ چنین احساسی را داریم. می‌گویی چگونه این «یافت» را به بقیه بگویم، روح بقیه آن را می‌شناسد، تنها باید متذکر شد. موفق باشید    

18559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم: من مشاور یک دبیرستان دخترانه هستم. چگونه باید با دخترانی که درگیر رابطه با جنس مخالف در سطوح مختلف هستند، کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار چندان آسانی نیست. نگاهی به کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» این نسل را به فکر فرو می‌برد تا لذت‌های دنیایی برایشان عمده نشود. موفق باشید

17819
متن پرسش
بسم الله و السلام بر استاد معزز، حاج آقای طاهرزاده در نقد سخنان اخیر آقای رئیس جمهور در تمجید از حجم وسیع خیریه ها و موقوفه ها در غرب و طعنه های جدید ایشان به انقلابی ها تحت عنوان «افراطی» مطلب زیر را عجالتا در کانال تلگرامم منتشر کردم. مناسب دیدم در صورت صلاح دید حضرت عالی آن را به رؤیت دوستان برسانم. سخنان مورد نظر آقای رئیس جمهور: وی با بیان اینکه خیرجمعی معنای وسیعی دارد، اظهار داشت:‌ گفتمان ما خیلی در جامعه سیاست‌زده شده، اشکال ندارد گفتمان سیاسی هم لازم و خوب است اما گفتمان ما مقداری هم اجتماعی و خیرجمعی بشود، فستقبل خیرات همین است که به ما می‌گوید آنقدر سر این مسائلی بحث نکنید که خیلی مفید برای جامعه شما نیست، شما الان در غرب نگاه کنید و ببینید که دانشگاه‌های اروپا و آمریکا چه مقدارش از درآمد اوقاف آن دانشگاه اداره می‌شود، دانشگاه هاروارد آمریکا موقوفاتش بیش از 33 میلیون دلار است، مردم خیر و مختلف کارخانه‌شان زمینشان و هر چه دارند به این دانشگاه وقف کرده‌اند و سالی 1.5 نت 2 میلیارد دلار از طریق درآمد این اوقاف به دانشگاه می‌رسد، این دانشگاه نصف مخارج خود را از طریق مؤسسات خیریه و اوقاف تأمین می‌کند، 70 دانشگاه بزرگ آمریکایی بخش زیادی از مخارجشان از طریق اوقاف به دست می‌آید. روحانی تأکید کرد: افرادی ثروتمند هستند که تمام زندگیشان را برای یک دانشگاه معتبر وقف کرده‌اند، البته در کشور ما هم زیاد است و قبلاً بیشتر در حوزه‌های علمیه، مساجد و امامزاده‌ها این وقف‌ها صورت می‌گرفت، این طور نیست که فکر کنیم در دنیای غرب وقف، نذر، کمک نیست، این همه خانواده‌هایی که در غرب یک فرزند را از بهزیستی می‌آورند و به عنوان فرزندخوانده می‌پذیرند و واقعاً به عنوان یک فرزند با او رفتار می‌کنند، ما وقتی می‌گوییم غرب فکر می‌کنیم یکسری مفاسدی در غرب است و همه مفاسد هستند در حالی که اینطور نیست زیرا اگر همه‌اش مفاسد بود به این رشد علمی و اقتصادی نمی‌رسیدند، بله، گوشه‌هایی از آن هم آلوده است که البته ما خوب‌هایش را یاد بگیریم و آن بخش‌های مثبتش را دریافت کنیم. ----- بسم الله چند نکته در مورد تمجیدهای اخیر آقای روحانی از غرب با استناد به تعداد بالای به ظاهر خیریه ها در آمریکا آن هم بعد از آشکار شدن نشانه های بحران های وخیم اجتماعی در امریکا که مقام معظم رهبری هم اخیرا بدان اشاره کردند. آری بنا به نگاه ظاهری در امریکا صدها مؤسسه خیریه و بنیاد وقف فعال هستند. آقای روحانی در این آمار نشانه هایی از اخلاق و خیراندیشی و انسان دوستی در غرب می بینید آن هم لابد در سطح بسیار وسیع چون مجموع دارایی های این خیریه ها به صدها میلیارددلار می رسد!! اما چند نکته در اینجا شایان ذکر است: 1. تأسیس بنیادهای خیریه یکی از شایع ترین راه های اجتناب از مالیات در غرب است چرا که این مؤسسات بنا به قانون امریکا از مالیات معاف هستند! لذا اگر کسی بخواهد یک فعالیت تجاری کند اگر بتواند آن را در قالب عناوین عام المنفعه که برای بنیادها تعیین شده انجام دهد سود بیشتری عایدش خواهد شد! چه قدر خیرخواهانه؟ مگه نه؟ 2. تأسیس بنیادها و ارائه کمک های مالی به گروه های مختلف از طریق آنها عملا منجر به نوعی سیادت و نفوذ بر آن گروه ها می شود! چرا که به طور کلی همیشه یکی از راه های کنترل انسان ها به دست گرفتن منشأ درآمد آنها است! لذا اگر شما تأمین هزینه های یک مثلا کلیسا یا حزب یا دانشگاه را به عهده گرفتید می توانید عملا سیاست ها و اولویت های آن را تعیین کنید! دوستان حالا می توانند حدس بزنند که فعالیت های به اصطلاح خیریه می تواند اغراضی کاملا سیاسی و مالی داشته باشد! 3. به طور کلی خاصیت نگاه سطحی و جزءنگر و غیرکیفی این است که صرفا به عناوین حقوقی و مفهومی نهادها و فعالیت های بشری توجه می کند و مثل کسی که کیفیت یک کتاب را از روی رنگ جلد آن یا مرغوبیت یک محصول غذایی را از روی جذابیت برچسب روی آن ارزیابی می کند شیفته آن نهادها و آدم ها شود! این یعنی مثلا مثل آقای رئیس جمهور صاحب نگاه جزءنگر تمجیدکننده از بنیادها و خیریه های آمریکایی اصلا به این نمی اندیشد که مشروعیت کار یک خیریه و بنیاد موقوفه به صدها عامل کیفی بستگی دارد مثلا این که منشأ پولی که صرف درآمد خیریه می شود چیست؟ یک مثال خیلی واضح بزنم مثلا اگر یک سرمایه دار آمریکایی که صاحب کارخانه مشروب سازی یا کازینو یا مؤسسه ربوی است بیاید یک کلیسا در امریکا تأسیس کند و در آن کلیسا مسیحیت صهیونیستی را ترویج کند آیا این کار به اصطلاح خیریه را باید تمجید کرد و به سر جامعه ای کوبید که پرورش دهنده اسوه های حقیقی انسانیت از مکتب حقه تشیع مثل خمینی و بهشتی و چمران و همت و باکری بوده است؟! 4. در جامعه ای که هیلاری کلینتون فاسد، دروغ گو و جنگ طلب یتیم خانه دارد و در به طور کلی در جامعه ای که فرهنگ پول پرستی و سودانگاری و ماتریالیسم حاکم است آیا اصلا زمینه های اخلاقی و روانی لازم برای کارهای خیر حقیقی وجود دارد یا این که این عناوین همگی دست مایه ای هستند برای تزویر و فریب و نفاق؟ 5. در میان بنیادهای خیریه و موقوفه آمریکایی نام های آشنایی چون بنیاد سوروس، بنیاد راکفلر، بنیاد کارنگی، موقوفه ملی برای دموکراسی (NED) و ... به چشم می خورد! این بنیادها همگی جزء بنیادهای عام المنفعه غیر انتفاعی در آمریکا ثبت شده اند که کار ویژه شان انجام خدمات عمومی و خیرخواهانه است!! البته ماهیت حقیقی این بنیادهای خاص برای ماها باید آشنا باشد و نیاز به توضیح نداشته باشد. بنیادهایی که یکی از حوزه های فعالیت «خیریه شان» «گسترش دموکراسی و حقوق بشر» در خاورمیانه است! از جمله کارنامه اینها در این زمینه مثلا سرمایه گذاری در پروژه هایی است که هدفش «تقویت دموکراسی» در کشورهایی چون ایران، سوریه، روسیه، لیبی و عراق بوده است که همگی همزمان هدف تجاوزات، کودتاها یا دسیسه های امپریالیستی پنتاگون و سیای آمریکا با تشبث به همین عناوین خیرخواهانه بوده اند! جالب این که بعد از به ثمر نشستن فعالیت های کاملا خیرخواهانه!! این بنیادها در راستای «گسترش دموکراسی» در کشورهای هدف و براندازی دولت هایی که به ادعای آنها مخالف «خیرخواهی های دموکراتیک» آنها بوده اند، دولت های مهاجم آمریکا بازارها و پروژه های اقتصادی آن کشورهای فتح شده را در اختیار شرکت های مالک این خیریه ها و بنیادها قرار می دهند! و همه اینها مزد و پاداش ناچیز و ناقابلی بوده که در ازای فعالیت های کاملا خیرخواهانه و غیرمنتفعت طلبانه صاحبان این بنیادها به آنها تقدیم شده است! 6. سؤال دیگری که از میان صدها سؤال دیگر می شود مطرح کرد اینه که با وجو این همه بنیاد و موقوفه و خیریه در آمریکا علت این بحران اجتماعی، بزه کاری، بیش از 40 میلیون فقیر و فاصله طبقاتی چیست؟ این سرمایه داران خیّر چرا جمع نمی شوند جلوی این هیلاری کلینتون خیّر و فمینیست و طرفدار همجنس بازی و خالق داعش را بگیرند تا خاورمیانه به صدقه سری خیرخواهی آنها کمی آرامش بگیرد؟ 7. اصلا از همه اینها بگذریم. فرض کنیم آقای روحانی اصلا لازم نیست از نظر علمی در جریان جزئیات موضوعی که می خواهد در مورد آن حرف بزند قرار داشته باشد! آیا صرفا با یک قیاس عقلی ساده نمی توان گفت که با توجه به این که خدا انفاق و احسان را برای برقراری قسط و عدالت در جامعه تشریع کرده است، اگر در جامعه ای که علی الظاهر میلیاردها دلار به طور سالانه صرف کارهای خیریه می شود این همه فقر و بزه کاری و منازعات نژادی و فاصله طبقاتی وجود داشت پس باید کاسه ای زیر نیم کاسه این همه کار خیر و موقوفه ها باشد؟! أفلا تعقلون؟! منتظریم ببینیم آقای روحانی بسان دیگر غرب زده ها و غرب گرایان دیگر چه جور فضیلتی در تمدن مترقی و دموکراتیک و بشردوست غرب می بینید تا ما را بدان آگاه کند و از تفکرات افراطی مان خارج مان کند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید خوبی‌های هر ملت و فرهنگی را گرفت و با حفظ هویت خود، از آن‌ها استفاده کرد و متفکران دنیا ماورای سیاستمداران، ما را متوجه‌ی این امر کرده و می‌کنند. مشکل در آن‌جا به‌وجود می‌آید که کار در دست سیاستمدارانی بیفتد که تلاش دارند با اهداف صرفاً سیاسی و حزبی و گروهی فرهنگ‌ها را در اختیار خود بگیرند. و این تذکر مهمی است که کارل‌اشمیت به حیله‌ی لیبرالیسم می‌دهد که چگونه فرهنگ را در اختیار اهداف سیاسی قرار می‌دهد تا سودجویی و کینه به انسان‌ها را پنهان نماید. و مشکل آقایان آن است که متوجه‌ی تفاوت این دو موضوع نیستند که چگونه امروز همان‌طور که جنابعالی متوجه‌اید، سیاستمداران، مراکز فرهنگی و خیریه‌ها را در اختیار می‌گیرند تا به اهداف گروهی و حزبی خود برسند نه آن‌که اهداف انسانی مدّ نظر باشد، آن‌طور که همیشه در همه‌ی فرهنگ‌ها با نظر به اهداف انسانی کارهایی شده و می‌شود. آیا ما امروز با دانشگاه آزادی روبه‌رو نیستیم که بعضی از هزینه‌های نامزدهای فتنه‌ی 88 را پشتیبانی کرد؛ در حالی‌که مردم ما به امید تحقق دانشگاهی غیر از دانشگاه‌های ساخته و پرداخته‌ی دنیای مدرن اموال خود را وقف آن دانشگاه کردند؟! موفق باشید

 

17645

صله رحمبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: از آن جای که یکی از فرایض موکد در اسلام «صله رحم» است که احادیث بلند پایه ای توسط ذوات مقدس معصومین سلام الله علیهم پیرامون آن ذکر گردیده، بنده همیشه این دغدغه و نگرانی را داشته ام که آیا این واجب را آن طور که مورد رضایت الهی است انجام داده ام یا خیر، لذا گفتم برای این که این مسئله ذهن بنده را مشغول نکند با طرح سئوالات و نکاتی که إن شاءالله حضرتعالی با ذکر جزیئات و مصادیق آن می فرمایید از این دل مشغولی خارج شوم إن شاءالله تعالی، البته شایان ذکر است که متاسفانه به دلیل این که مردم نسبت به هم انتطارات خاصی را دارند و گاها افراد هم شکننده هستند شاید این مسائل امروزه بیشتر مطرح باشد. 1. سوال مهم بنده این است که حدود معاشرت ما صرفا با اقوام درجه 1 مانند خاله، عمه ، عمو و دایی چگونه باید باشد؟ مثلا بفرمایید چند ماه یک بار یا چند هفته یک بار. 2. هر چند بنده خیلی کم شنیدم یا اصلا نشنیدم ولی گویا محبت به اقوام در روایات وارد گردیده حضرتعالی با چند مثال محبت به اقوام درجه 1 و 2 را بیان نمایید؟ 3. استاد بعضی اقوام ما انتظارات خاصی را دارند آیا ما مکلف به اجابت کردن آن انتظارات هستیم؟ البته این انتظارات به نوعی علاقه به محبت و توجه کردن می باشد. 4. فارغ از این که معاشرت با اقوام اعم از درجه 1 و 2 با هر نوع مذهب و روشی طبق روایت واجب هست آیا نوع توجه و برخورد و محبتی که اساسا آنها نسبت به ما دارد آیا باید تفاوت گذاشت؟ استاد البته خود خداوند فرموده که هر کس رابطه اش را با من اصلاح کند من هم رابطه اش با مردم را اصلا می کنم اگر نظری پیرامون این بیان داشتید بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در حدّی که عرف بگوید از احوالات هم با خبرید و نسبت به هم ارادت دارید 2- محبت به اقوام به معنای احترام به آن‌ها و احترام به خواست‌های شرعی آن‌ها است 3- به صرف وظیفه در عین احترام به آن‌ها 4- حتی با آن‌هایی که چندان مقید به دین نیستند، نباید قطع رحم کرد مگر آن‌که معاند نسبت به اسلام و دیانت باشند. موفق باشید

17409

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام استاد گرامی: می خواهم در باب نفس و شناخت نفس یک سیر مطالعاتی برای خودم و یک گروه نوجوان پر از سوال و تنش داشته باشم. لطفا کمکم کنید چون فقط خودم نیستم، نوجوانانی هستند که باید به سوالاتشان پاسخ داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ده نکته» همراه با شرح صوتی آن در این مورد کمک کند. موفق باشید

17292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. دلایل عقلیِ وجود نَفس انسان در کدام کتابتان آمده استاد؟ با بررسی دلایل کتاب ده نکته و خویشتن پنهان به این نتیجه رسیدم که دلایل مذکور شما تجربی و نقلی است. اگر اشتباه متوجه شدم بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های «معرفتِ نفس و حشر» و «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب» کمک می‌کند. موفق باشید

16822
متن پرسش
سلام: استاد عزیز من خیلی دچار تشوش خاطر هستم و نمیتونم درباره چیزی تمرکز کنم، برای همین خیلی دارم آسیب می بینم، راه کار شما برای اینکه فکرام رو جمع کنم و بهش جهت بدم چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان متوجه‌ی وظیفه و رسالت تاریخی خود بشود که بنا است جهت معنابخشیدن به خود و زندگی خود در این تاریخ به عنوان سرباز انقلاب اسلامی به میدان بیاید در حوزه‌ی علم و عمل با تمام جدّیت وارد می‌شود و نه دیگر برای او تنبلی می‌ماند و نه بی‌صبری. در ضمن پیشنهاد می‌شود از مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و راه‌کارهایِ مطرح‌شده در آن کتاب غفلت نفرمایید. موفق باشید

16246
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. آیا سیر نفس در هر مرتبه از سیر الی الله بدلیل قطع تعلقات همراه با رنج است و اگر مثلا در انجام عبادتی احساس رنج نکنیم نشانه آن است که سیری در کار نیست؟ ۲. آیا ممکن است در مواردی سیر الی الله تنها با لذت همراه باشد و از رنج خبری نباشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان به راحتی از تعلقات نفس امّاره عبور کرد و فطرت او به میدان آمد، در همه حال در سیر إلی اللّه خود در ابتهاج و لذت قرار می‌گیرد، حتی در هنگام شهادت. موفق باشید

15980
متن پرسش
با سلام: این آیه از قرآن که آسمان پایین را با ستارگان زینت دادیم منظور از آسمان پایین و ستارگان چیست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آسمان دنیا یعنی مرتبه‌ی مجرد و باطنی دنیا، و مصابیحِ آن آسمان یعنی حقایق عقلی مربوط به آن که در سوره‌ی «قاف» و سوره‌ی «حجرات» عرایضی در این مورد شده است. موفق باشید

15823
متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند، استاد شهید مطهری که از بزرگان اهل علم و عمل هستند. آیا موافقید آثارشان عرفانی و معرفتی و توحیدی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ؛ ولی در تاریخی که قرار داشتند باید با آن زبان سخن می‌گفتند. عرایضی در این مورد در جزوات «مطهریِ تاریخ ما» داشته‌ام. موفق باشید

15360
متن پرسش
استاد محترم و ارجمند با سلام و خدا قوت: بنده مدت كوتاهي است كه تصميم به طي مسير الي الله نموده ام، البته بسيار افتان و خيزان جلو مي روم كه برآمده از ضعف نفس و اراده خود مي دانم و البته هيچ راه حلي هم ندارم. اما نكته اي وجود دارد كه به نظر خودم خيلي مرا از اين راه دور كرده، و آن ترس از خداست كه از ابتداي شروع مسير به بي خيالي و خوش بيني به فرجام زندگاني ام مبدل شده است. اشك و آه از وجودم رخت بر بسته و به محض گفتن جمله «الهي انا عائذ بك من النُار» ندايي از درون به اين جمله مي‌خندد گويي اين عذاب براي من نيست. ناگفته نماند بنده خطاهاي بسياري داشته ام و در حال حاضر نيز به برخي رذايل نفساني دچارم اما نمي دانم مشكل كجاست كه تصور مي كنم خدا توبه مرا پذيرفته و من بهشتي ام! و فقط بايد رتبه خود را در بهشت بالا برم! در مناجات ها حال چنداني ندارم و به محض اينكه يك شب براي نماز بيدار مي شوم عجب وجودم را فرا مي گيرد. هر چند سعي مي كنم اين خيالات را از خود دور كنم موفق نمي شوم. خواهشمندم راهنمايي فرماييد. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (186) /آل عمران)» اگر در امور دین، پشتکار داشته باشیم و تقوا را رعایت کنیم، آرام‌آرام راه‌ها گشوده می‌شود و خطورات، کم می‌گردد و این است آن اراده‌ ای که هرکس باید داشته باشد. موفق باشید

15357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد ببخشید در تکمیل سوال قبلی گاهی پا را فراتر می نهیم، با این که یاد خدا هستیم نعوذ بالله گناه می کنیم. مثلا در حال گوش دادن موسیقی حرام هستیم در همان لحظه هم یاد خدا هستیم و می دانیم که عصیان الهی انجام می دهیم هر چند یاد خدا به معنی واقعی این است که گناه نکنیم ولی در اون لحظه باطنمان متوجه خدا هست. آیا یاد خدا بودن در لحظه گناه ارزش معنوی ندارد؟ یا مثل سوال قبلی چنین قیاسی اشتباه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر یاد خدا به معنای نظرِ قلب به حضرت حق باشد و با توجه به این‌که گناه‌کردن یعنی پشت‌کردن به حکم خدا، یادِ خدا با گناه‌کردن جمع نمی‌شود و آن یاد خدایی که می‌فرمایید، یادِ خدای واقعی نیست. موفق باشید

14465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید استاد: برای این که اسم علیم ظهور کند چه کارهایی می شود کرد؟ برای بالا رفتن علم، آن هم علم از جنس علم او ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در قرآن تدبّر کرد. موفق باشید

14040
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: زیارت قبول. 1. آیا حیوانات هم توفی می شوند و خواب می بینند؟ 2. خواب نوزاد با بزرگسال چه تفاوتی دارد؟ 3. خواب روز با شب آیا متفاوت است؟ 4. برای انجام سیر مطالعاتی دقیقا منظورتان چیست؟ آیا برای ورود به سوره «زمر» ، «شوری» ، «ص» و ... و خطبه های نهج البلاغه باید حتما سیر مطالعاتی تا تمام شدن معاد کار نشوند؟ حس می کنم اگر بدون معاد کار شوند افق صحیحی به دست نیاید. لطفا دقیقا امر بفرمایید سیر مطالعاتی چگونه و در کنار چه درسی در ایام هفته چگونه باشد؟ یعنی تا وقتی معاد کار نشده می توان به درس دیگری رجوع کرد؟ 5. اگر به حرف شما برای تواب بودن خدا اعتماد کنیم و بعد ببینیم در قیامت با ما طور دیگری رفتار شد چه؟ آیا حاضرید چنین کسی را شفاعت کنید؟ برای گناهان اخلاقی چگونه توبه کنیم و چه عملی انجام دهیم؟ توبه نعوذبالله زنا چیست؟ ایا اگر بخواهید به کسی قول شفاعت بدهید از او چه قولی می گیرید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حیوانات نیز نفس ناطقه دارند، توفی دارند و چون خیال دارند خواب هم می‌بینند ولی چون مثل انسان آرزو برای یک‌نوع زندگی برتر ندارند، خواب‌هایشان مانند خواب‌های انسان نیست 2-  چون کودکان تصورات کمی در ذهن دارند، خواب آن‌ها هم ساده است 3- تفاوت خواب روز و شب، ریشه در حالات بدن انسان دارد که در روز و شب متفاوت است 4- سیر مطالعاتی روی سایت خوب است ولی با این‌همه می‌توان اگر بحثی را برای خود لازم دیدید همان را دنبال کنید چون طوری بحث نمی‌شود که مخاطب نسبت به مقدمات بیگانه گردد 5- من چه کسی هستم که چنین ادعایی بکنم!؟ ما همه به قول خداوند که از طرف انسان‌های معصوم به ما رسیده است، اعتماد داریم و به شفاعت آن‌ها امیدواریم. موفق باشید

13538
متن پرسش
سلام استاد لطفا نظرتون را بفرمایید: بسم تعالی "از منا تا منّا " در ایامی قرار گرفته ایم که «کل یوم عاشورا» در لباس دیگری آمده خود را نشان دهد انگار این حق است که در سپیدی احرامش خود را شهادت می دهد، او آمده تا جور دیگری آدمیان را در وادی عطش مستقر کند و در خانه ی خود و در آغوش خودش «کل ارض کربلا» را به تماشا نشیند و آن را تفسیر عینی کند. انگار این بار «عرفه» نه به معنای انتزاعیش بل در حقیقت و واقعیت بیرونیش رقم خورد و آدمی به حکم «من عرف نفسه فقد عرف ربه» به معرفتی از جنس «خلیفه» بودنش رسیده و از این پس «الهی» شده است. انگار آسمان به زمین چسبید، این بار آیات حج پیامبر جور دیگری تعبیر شدند، «سلمان» و «ابوذر»ها در «منا» به مقام «منّا» رسیدند، به طوری که دیگر نه پیامبری بود و نه سلمانی و نه ابوذری، بلکه حق بود که خودش بود و خودش را در لباس مظلومیت مظلومانش نشان داد. «کل یوم عاشورا» ، «اسم مضل» را روزی در شمر و یزیدی نشان داد و روز دیگری در پادشاهان ظلم ابوسفیانی و اعراب جاهل وهابی. و «تبت یدی ابی لهب» را به تماشا نشست. حکایت و رازهاست بین «قربان» و «غدیر»ست، «کل یوم عاشورا» آمده تا بگوید این عاشوراست که در همیشه ی تاریخ «دست ولایت غدیر» را احیا می کند. و این حیات «قربانی» می خواهد و فقط «حسین» بود که در الست «قالو بلی» آن را لبیک گفت، که روزی در لباس «اسماعیل» به صحنه آمد، روزی در هفتاد دو لاله ی پرپر، و روزی در محرمان حرم عشق، و ایام ایام بیعت است با این دست ولایت که مردمان پارس به حکم «السابقون السابقون» در این بیعت سبقت گرفتند و مقرب درگاه حق شدند و بقیه را هم به دنبال خود کشاندند. ذیحجه/1436
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. شهدای منا در مقام وجودی خود و در عمیق‌ترین ابعاد انتخاب‌شان، لبریز از جواب لبیکی شدند که در آن طالب نفی حجاب‌های اسلام ناب محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بودند. و شهادت آن عزیزان به گواهی دوست و دشمن، چهره‌ی اسلام آمریکایی را هرچه بیشتر نمایان کرد. موفق باشید

13146
متن پرسش
به نام خداوند منان سلام علیکم استاد گرامی: پیرو سوال بنده مبنی بر ورود به عرصه ی سیاست حضرتعالی مرقوم فرمودید که جهت ورود به میدان سیاست و اخذ مسولیت بایستی با معیارهای دینی که منتج به اهداف الهی و فطری انسان است وارد عمل شد. حال سوالم این است که آن معیار دینی که حضرت عالی ذکر کردید چیست؟ لطف بفرمایید آنها را بر شمارید یا در صورت وجود نوشتار در این باب آن را معرفی نمایید. یا علی مدد. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر با حوصله و پشتکار، کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» را دنبال کنید معیارهای الهی را که در این زمان در مسیر سیاست متعالی باید بشناسید، بیابید إن‌شاءاللّه. موفق باشید

11950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و احترام محضر جناب استاد: پیرو سوال و جواب شماره : 11926 آنچانکه شما فرموده اید نظام اسلامی که فاسد شده باشد تنها با شورش و هرج و مرج بایستی ساقط شود. چرا نباید یک سیستم دموکراتیک وجود داشته باشد تا یک نظام اسلامی بداند اگر فاسد شود بصورت قانونی و دموکراتیک کنار گذاشته می شود. اگر نظام اسلامی بداند اگر فاسد شود به زور می تواند بماند آیا استبداد دینی به وجود نمی آید؟ و من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن سؤال بحث بر سر فساد نظام اسلامی نبود زیرا هر نظامی مطابق اهدافی که دارد راه‌های شناخت فساد و برگرداندن نظام از فساد به صلاح را در خود دارد. موفق باشید

11239
متن پرسش
به نام خدا با سلام استاد گرامی: در مورد پاسخ سؤال 11217 ضمن تأیید فرمایش شما اما بهتر نیست این را هم در نظر داشته باشیم: عده‌ای دارند با علم کردن معلول علت را پنهان می‌کنند؟ در اینکه حجاب بسیار مهم است شکی نیست ولی رفتار امروز مسئولان و متنفذان حاکی از آن است که طرف دارد از تشنگی جان می‌دهد این‌ها دارند دنبال شکر می‌گردند برایش شربت آبلیمو درست کنند! آیا درمان بیماری بدحجابی در درجه‌ی اول عدالت اجتماعی، مبارزه با اشرافیت، و اصلاح نظام اقتصادی نیست؟ آیا نه این است که با هر وام بانکی ربا بر سر سفره‌ی مردم می‌رود آیا نه این است که از زمانی که ترازو را از نانوایی‌ها حذف کرده‌اند نان‌هایمان هم شبهه‌ناک شده است؟ آیا لقمه‌ی حرام، اشرافیت ریشو و به ویژه اشرافیت عمامه‌به‌سر و بی‌عدالتی از جمله بی‌عدالتی در غالب سهمیه و آقازاده و ... اجازه نمی‌دهد درست فکر کنیم تا در پی این تفکر مثلاً همین حجاب حادث شود؟ همچنین اگر شما از طرف علمای عزیز پس از انقلاب کتابی در حد اخلاق جنسی و فلسفه‌ی حجاب مطهری با همان محتوا و همه‌کس‌فهمی سراغ دارید بفرمایید. با عرض پوزش و تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته نباید از این نکته‌هایی که می‌فرمایید غفلت کرد، ولی اگر ما از خودمان شروع کنیم و با تقوا و ساده‌زیستی ارزش دنیاطلبی‌ها را از چشم ها بیندازیم، مردم متوجه می‌شوند حقیقت را باید در جای دیگر جستجو کرد. موفق باشید
9219
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشیدخدمت استاد: رجوع به وجود چگونه صورت می گیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی باید نظر به وجود در میان آید تنها باید نظر کرد، سؤال در این مقام، خودش موجب حجاب است. بحث را در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» دنبال بفرمایید. موفق باشید
6385
متن پرسش
باعرض سلام وادب خدمت استاد بزرگوار ببخشید من وهمسرم میخواهیم یه سیر مطالعاتی راشروع کنیم با توجه به اینکه هردو شاغل هستیم لطفا راهنمایی بفرماییدکه چه طور شروع کنیم و چه کار کنیم که در این راه سست نشویم و انشااله بتوانیم به هدفمان برسیم؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه کنید تا إن‌شاءاللّه رویکرد درستی به مطالعه پیدا بفرمایید و بعد سیر مطالعاتی که روی سایت هست را دنبال کنید، إن‌شاءاللّه نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
6340

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید من کسی هستم که تا قبل از ماه رمضان امسال اصلا اهل نمازو... نبودم کلا ادم سستی در مسایل اعتقادی بودم اما از ماه رمضان شروع کردم به نماز خوندن با کسی اشنا شدم که کمی راه عرفان رو به من نشون داد ولی بعد از مدتی دیگه نتونسم پیداش کنم خیلی دوست دارم عرفان رو ادامه بدم ولی نمیدونم چجوری خلاصه از شما میخوام اگه میشه کمکم کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید سیر مطالعاتی روی سایت شروع خوبی باشد. موفق باشید
5663
متن پرسش
این رهی نیست که از خاطره اش یاد کنی**این سفر همره تاریخ به جا می ماند پیشاپیش هفته دفاع مقدس گرامی باد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است افقی که شهداء برای آینده‌ی تاریخ ما گشودند هر روز روشن‌تر از روز قبل برای ما روشن گردد و خود را در این زیباترین تقدیر که خدا برای ما اراده کرده است بپرورانیم. موفق باشید
5413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام هر چه در سایت دنبال فایل صوتی حوزه یا دانشگاه گشتم ،پیدا نکردم راهنمایی کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول سایت
1901

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید به تمام کسانیکه در این سایت مشغول فعالیت و نشر معارف دین و اسلام هستند و این معارف و سخنان شیرین استاد را در خدمت ما نسل جوان ها قرار می دهند . أجرتان با آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف . ((با عرض عذر خواهی بابت اینکه صفحه کلید این حقیر 4 حرفی را که در زبان عربی موجود نیست اما در فارسی هست را ندارد و آن 4 حرف به شکل ( ب . ک . ج ) نوشته شده است )) با سلام خدمت استاد عزیزتر از جانم استاد ما به شما افتخار می کنیم که جنین معارف عظیمی را در خدمت ما نسل جوان ها قرار می دهید که ره را کم نکنیم آن هم با بیانی شیوا و دلنشین که کمتر کسی می تواند اینکونه باشد ان شاءالله که خداوند طول عمر با برکت و توفیقات روزافزون نصیب شما بکرداند . استاد تقاضا دارم عنایت بفرمایید واین 2 صفحه را مطالعه کنید شرمنده از اینکه وقت عزیزتون را اشغال می کنم و وقت با ارزشتان را در اختیار این حقیر میکذارید . استاد طلبه ای هستم که به سال بنجم 5 حوزه مشغول هستم لذا در این 5 سال حوزه هیج کاری نکرده ام و هیج اقدامی انجام نداده ام از لحاظ درسی و علمی که خیلی ضعیف هستم و شاید الآن از طلاب سال اول حوزه هم ضعیف تر باشم و از لحاظ خدمت به جامعه هم که جون دستم خالی است کاری نکرده ام و در این 5 سال خدمتی هم نکرده ام نه مطالعات هدفمند و نه برنامه ای هدفمند و فقط این 5 سال را طی کرده ام و در دروس هم بیشتر و شاید هم همه اش به دنبال کسب نمره بوده ام . بعضا در طول این 5 سال برنامه ریزی هایی هم می کردم هم علمی و هم معنوی اما دریغ از عمل کردن و شاید هم نهایت عمل کردن 1 یا 2 هفته بوده . از لحاظ معنوی هم برنامه ریزی هایی هم می کردم برای خودم اما این را هم 2 الی 3 روز یا نهایت 1 هفته انجام و بعد رها می کردم . و از همان اوایل حوزه هم به مساءل معنوی و عرفانی بیشتر بهاء می دادم و هم بیشتر علاقه مند بودم و هم بیشتر دوست داشتم . و لذا در این ضمینه کتابهایی زیاد از بزرکان عرفاء و علماء مطالعه کرده ام و بعضا بعد از مطالعه ی این کتب مدتی برنامه ی عرفانی تنظیم می کردم اما باز هم همان مشکل . و لذا فکر می کردم که باید دنبال استاد اخلاق و عرفان و سیر و سلوک بود و لذا مدتی یا شاید سالیانی را هم با این فکر طی کرده و مشغول این کار بوده ام . و بعد هم که در این مساءل زدکی برایم بیش می آمد نه تنها مساءل عرفانی را رعایت نمی کردم بلکه دجار معصیت هم می شدم . لذا احساس می کنم در این 5 سال یا در حال افراط بوده ام یا تفریط . بعضا برنامه ی معنوی از این قبیل می ریختم : 40 شب نماز شب با 40 نماز جناب جعفر همراه دعای عهد و زیارت آل یس و خلوت و محاسبه و ... یا برنامه های دیکر اما باز هم همان مشکل ... . و یا برنامه ی علمی هم همینطور و هدف این بود که بتوانم خودم را برسانم و عقب موندکی هایم را جبران کنم و لذا مفید که نبود ضربه هم بیشتر می خوردم . و یا بعضا ماه های رمضان و شعبان و رجب یا ... هم که می رسید باز برنامه ی معنوی به همان صورت می ریختم که شاید دیکر بتوانم جبران کنم اما باز هم همان مشکل ... . (( در ضمن این مشکلاتی که ذکر میکنم بعضا هم هنوز کرفتارم . )) و الآن بعد 5 سال که می بینم تمام زندکی و این مدت طلبکی ام در این مساءل طی شده و با این مشکلات و حال دست خالی از همه جیز ... . و مدتی هم که با مباحث شما آشنا شدم و مبحث 10 نکته ی شما را 4 نکته اش را کار کردم و احساس کردم که دنیای جدیدی به رویم باز شده یا باز کردید که مشکلاتم برطرف شود اما باز مدتی در این فکرها بودم و باز هم همان مشکل ... . و لذا حدود 80 درصد کتاب های شما را خرید کردم بخاطر شیوه ی مباحث شما که متفاوت با بقیه بود و خیلی لذت می بردم و هم اکنون هم همینطور هستم حتی تا قبل از آشنایی با مباحث شما طرح مطالعه ی کتب شهید مطهری را در ذهن داشتم زیرا فکر می کردم خلأ علمی ام را بر طرف می کند اما وقتی با کتب شما آشنا شدم طرح کتب شهید را از ذهن باک کردم و سیر شما را جایکزین کردم اما خب فقط کتاب های شما را خریداری و فقط هر روز نکاهشان میکنم و هی امروز و فردا میکنم لذا الآن 5 سال کذشته . و الان هم نه کتاب های شما را می خوانم و نه کتب شهید را . و لذا الآن احساس یأس و نا امیدی دارم هم اینکه در مساءل معنوی 19 سال سن دارم و کاری نکرده ام و به جایی نرسیده ام و یا حتی قدمی هم بر نداشته ام و هم در مساءل علمی که احساس می کنم از طلاب سالهای اول هم ضعیف تر هستم . و لذا می بینم که دوستان و رفقا در هر 2 ضمینه کوی سبقت را ربوده اند و من مانده ام با این مشکلات . و الآن بعد از 5 سال حوزه احساس خلأ شدید می کنم . و لذا تقاضا دارم که راهنمایی بکنید که باید جه کنم , دیکه از این وضع خودم خسته شده ام و احساس نا امیدی به طلبکی دارم بخاطر هم مساءل علمی که اینطور عقب افتاده ام که حتی امکان مرور دروس رو هم در خودم نمی بینم بخاطر اینکه هر سالی دروس خودش رو داره و وقت خودش رو می طلبه و هم مساءل معنوی که در رأس امور است آن طور . و در حال حاضر هم همین مشکلات را دجار هستم ... لذاصمیمانه از شما که خود اینقدر باعث برکت برای ما و دیکران و اجتماع هستید و خود راه را بیموده اید هم علمی و هم بخصوص معنوی لذا تقاضا دارم که راهنمایی ام بکنید که باید جه کنم و از این وضع جکونه خارج یا خلاص شوم ... ان شاءالله خداوند تبارک و تعالی در وقت و عمرتان برکت قرار دهد تا هر جه بیشتر بتوانید به این دین و نظام و انقلاب و کشورمان خدمت کنید در سایه ی طول عمر با برکت و با عزت ان شاءالله . با تشکر که وقت با ارزشتان را در اختیار این حقیر قرار دادید . در بایان از مسءولین بزرکوار سایت درخواست میکنم اکه امکانش هست جواب این نامه را برایم ایمیل کنند با تشکر . velayat_88@yahoo.com
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: گفت: «رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود... رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود» اصل کار را بر دو چیز بگذارید 1- انجام واجبات 2- تأکید بر دروس رسمی طلبگی و سعی کنید با انجام این دو اصل خود را به تعادل برسانید. در چنین شرایطی نه‌تنها قاعده‌ی «إنّ الحسنات یذهبن السّیئات» برایتان جاری می‌شود،بلکه به لطف الهی قاعده‌ی « فَاولئِکَ یُبَدِّل‏ اللَّهُ‏ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات‏» در زندگی شما جاری می‌گردد. إن‌شاءالله. موفق باشید
1452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وخدا قوت وتسلیت به خاطر ایام محرم . 2سوال داشتم : 1.چرا در کتاب معرفت النفس می گوییم همه ی ادراکات مال نفس است وبه مغز نسبت نمیدیم چرا که شخصی که دچار مرگ مغزی میشه ادراکات اش را از دست میدهد . 2.جریان فرشتگان نقاله چیه ؟آیا این بدن را به جایی منتقل میکنند؟اگر بله .در کتاب معرفت النفس که میگوییم این بدن ابزار است ومن حقیقت داره این انتقال برای من چه فایده ای داره؟ واین انتقال بدن توسط ملائک چگونه است ؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- بالاخره کسی هست که تن خود را و مغز خود را درک می‌کند، در معرفت نفس آن ادراک‌کننده که خود را و بدن خود را نیز ادراک می‌کند مورد نظر است. 2- موضوع فرشته‌گان نقاله سخن منطقی و قابل اعتماد است و از آن جهت که انسان‌ها بعد از مرگ به بدنشان توجه داردند، اگر بدنشان در محلی باشد که به دلایل مختلف مورد نظر اولیاء الهی است، آن‌ها نیز احساس آرامش می‌کنند. موفق باشید
نمایش چاپی