باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده با طرحِ مقدمات میتوانیم مردم را متوجهی انقلاب و جایگاه رهبر انقلاب بنماییم، به عنوان حقیقتی که به دنبال آن هستند و از آن غفلت دارند بدون آنکه عنادی داشته باشند. ۲. حقیقتاً باطن اکثر بالاتفاقِ مردم ایران منوّر به نور انقلاب و ارادت به رهبریِ انقلاب است. باید آنها را با زبانی نرم متوجهی امر باطنیشان نمود.
تا زمانی که جهشی به سوی هستی خود انجام ندادهایم نمیتوانیم تقدیر هستی خود را احساس کنیم و سخن هستی خود را بشنویم. آنطور که با یاد حاج قاسم در درون ما آن حالت به صدا درآمد، چیزی جز سخن هستی ما نبود، هرچند در همان حالت هم باز هستی ذات خود را از ما دریغ میدارند تا راه ادامه یابد.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته نظام اسلامی نیاز به قضاتی دارد که احیاء حقوق مظلوم نماید و بدین لحاظ چنانکه کسی بتواند نسبت به امر فوق، وارد قضاوت شود نباید کوتاهی کند مگر آنکه در خود، اخلاقاً و عقلاً توانایی لازم را احساس نکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در امر موسیقی صاحبنظر نیستم. ولی به هیچوجه معتقد نیستم ما باید موسیقی را بالکل نفی کنیم. همانطور که متوجهای ما امروز میتوانیم با موسیقی کارهایی بکنیم که با 100 کتاب نمیتوان آن کارها را کرد. مثل کارهای آقایان میثم مطیعی و حامد زمانی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً آن احساسی که در خود دارید نحوهای از عبور تاریخی است. عبور از تاریخِ متافیزیک. ولی اینطور نیست که سیطرهی روح متافیزیکی به راحتی عقبنشینی کند، بلکه دائم میخواهد موضوعات را در حیطهی خود بشناسد و از این جهت است که شما میمانید چگونه حسّ تاریخی یا کشف تاریخی را دنبال کنید زیرا آن عقل، یعنی عقل متافیزیک باز به میان میآید و میخواهد در حیطهی خودش مطلب را جستجو کند و ما باید هوشیار باشیم که اینجا جای خطاب «واخلع نعلیک انّک بالواد المقدس طوی» است. یعنی باید نعلینِ عقل نظری و عملی را از پایِ جان بیرون کرد، زیرا حقیقتْ عریان و پیداست و در صحنهی تاریخ انقلاب اسلامی به شکوفایی و گشودگی به میان آمده است به همان معنایی که ماورای این نوع عقلهای حسابگر، شهید حججی را میفهمیم ولی در همان لحظه اگر به عقل رجوع کنیم، پیش خود میگوییم نمیفهمیم چرا نسبت به آن شهید بزرگ چنین احساسی را داریم. میگویی چگونه این «یافت» را به بقیه بگویم، روح بقیه آن را میشناسد، تنها باید متذکر شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حضرت متوجه هستند تصوری که آن طرف از حضرت دارند که موجب شده است به ایشان توهین کنند، تصور غلطی است که از آن حضرت دارد. لذا پس عملاً به آن حضرت توهین نکرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه این نکته در حال روشنشدن است که ما در بستر فرهنگ غربی و اقتصاد سرمایهداری گرفتار این تنگناها خواهیم بود. به همین جهت رهبر معظم انقلاب«حفظهاللّه» میفرمایند ما در بنبست نیستیم زیرا خدا راه دیگری را در مقابل ما گشوده است که آن، سبک زندگی غربی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار چندان آسانی نیست. نگاهی به کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» این نسل را به فکر فرو میبرد تا لذتهای دنیایی برایشان عمده نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمهی سالمماندنِ بدن آن نیست که آن بدنها نسبت به شهدایی که بدنشان سالم نمانده؛ در مقامِ توحیدیِ بالاتری باشند. بلکه به جهت صفات و اعمالِ خاص است که بدن سالم میماند. مثل استدام در نافلهی شب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: استخاره وقتی جا دارد که ما واقعاً در تصمیمگیری مانده باشیم. چرا به همان استخارهی حاجآقا، کار را جلو نبردید؟ مگر اینکه با عقل خود متوجه باشید که نباید آن کار را کرد که در این صورت، پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده موقعیت شما شبیه موقعیت سؤالکنندهی شمارهی 16617 میباشد، خوب است به جواب آن سؤال رجوع فرمایید. و عنایت داشته باشید که مسلّم فرزند جدید از رزق خالق خود بهرهمند خواهد شد، منتها با برنامهی خداوندِ عالم و نه برنامهی شما. حتی ممکن است با تعادلی که در زندگی شما پیش میآید، جایِ رزق او باز شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بله؛ به نظرم دلایل حضرت امام روشن است که همهی پیامبران برای تحقق اسلام آمدند و جمهوری اسلامی در ذات خود در راستای همین هدف محقق شده است. پس همانطور که انسان متدین باید مال خود را فدای سلامتی بدن خود نماید تا بدن او سالم بماند، بدن خود را در وقت مقتضی باید فدای ایمان خود نماید تا ایمان که همان اسلام است، سالم بماند. زیرا وقتی اسلام در میان باشد همهی انسانها به معنای واقعی خود دست مییابند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مگر جز این است که همهی عالم را «وجود» پر کرده است؟! و همهی پدیدهها، صورتهای مختلف وجوداند. مشکل کجاست که نیاز به مثال داشته باشد؟ 2- چون خداوند عین وجود است، پس از خداوند جز وجود صادر نمیشود و هرچه جنبهی عدمی دارد، به تبعِ وجود شکل میگیرد. مثل محدودیتهای مخلوقات که بعد از بهوجودآمدنِ آنها، محدودیتهای آنها معنا پیدا میکند، ولی محدویتهای آنها خدا خلق نکرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ؛ ولی در تاریخی که قرار داشتند باید با آن زبان سخن میگفتند. عرایضی در این مورد در جزوات «مطهریِ تاریخ ما» داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که «وجود» در هر مرتبهای خاصیتِ خاص خود را دارد، حرکت جوهری خاصیت یکی از مراتب وجود یعنی پایینترین مرتبهی آن که ماده است میباشد. مگر مجردات و خداوند مرتبهی پایین وجودند که چنین خاصیتی را داشته باشند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» عرض شده این نوع احترام به زن که در غرب معمول است، یک جریان فمینیستی است، وگرنه متأسفانه از نظر فرهنگی گرفتار همان تاریخی هستند که زن را نیمهای برای تکمیل مرد میدانند که باید در خدمت مرد باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» عرض شد که شیطان به «اللّه» کافر بود، هرچند که به بعضی از اسماء ایمان داشت 2 و 3 – کتاب «سفینة الصادقین» نکات خوبی دارد 4- خوب است ولی انسان را در «حال» نگه میدارد و تا شهود جلو نمیبرد 5- به عنوان علت معدّه، مؤثر است 6- هر دو مورد خوب است، بستگی به حال خودتان دارد 7- بنده برای جنابعالی آرزوی توفیق دارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. تأکید بنده آن است که مواظب باشید اینطور نتیجهگیری نشود که هرچیزی به اعتبار اینکه مظهری از حق و حقیقت است، میتواند معبود باشد. موفق باشید
