باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که خداوند میل به حضور در حوزه و استعداد درک معارف دینی را در شما گذاشتهاست اگر به این میل و استعداد جواب ندهید مسلّما بعدا پشیمان میشوید. بالاخره آدمهایی هستند با انگیزههای مختلف که پزشک شوند؛ میماند که اگر خواستید حوزوی شوید مطلقا باید حوزوی شوید،کبوتر یک بام و دو هوا به درد نمیخورد. مسألهی رزق هم مطمئنا دست خداست و اهل علم عموما مشکل رزق نخواهند داشت و تنگی و گستردگی رزق ربطی به دانشگاه و حوزه ندارد. البته فراموش نکنید که حوزه، آنچه یک طلبه لازم دارد را دراختیار وی قرار میدهد نه آنچه برای یک طلبه کافی باشد. بنابر این با مشورت با اساتید موفق خود، برنامهای بلند مدت برای خود بریزید و آنچه حوزه به شکل رسمی در اختیارتان نمیگذارد را جبران کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه ایشان با فرهنگ المیزانی بهخوبی موضوعاتِ تعلیم و تربیت را طرح میکنند. موفق باشید
سلام استاد: متن اربعین خود را به مناسبت ایام اربعین برای باز خوانی خدمت تون ارسال کردم «اربعین امری فراتر از عادات» بسمه تعالی: نمی دانم باید اسم این «رازگونهی تاریخ» را چه بگذارم او که نه میشود دانستش، نه میشود نوشتش، نه میتوان خواندش، و هزاران نهی دیگر... فقط میدانم که باید در حیرت زدهگی، گیجی و سر درگمی نظارهگرش بود؛ انگار باید در او قرار گرفت و در حضور پر معنای او غایب شد به مانند قطره در میان دریا. اصلاً مگر میشود از «سر»، جز به اشاره سخن گفت تا وجهی از وجوهش را در هر دوره ظهوری باشد؟! چه خوش گفت شاعر که: «حقیقت را به هر دوری ظهوری ست» آری این حقیقتِ بیمنتها را نه میشود و نه ظرفش هست که یکجا ویکباره به نظاره نشست. حقیقت عاشورا به مانند خورشیدیست که تابِ ماندن به پیش او را کسی ندارد، آنقدر شدید است که هرکس بخواهد به آن نزدیک شود هلاک خواهد شد، حال چه در لباس حق باشد، چه در لباس طاغوت. چرا که عاشورا محل ابراز حضور و وجود نیست، روز عاشورا محل «مستهلکشدن» است محل «فنا و نابودی هر غیری» است با این تفاوت که عدهای حسینی شوند، عدهای یزیدی. آنقدر حرارت عاشورا شدت دارد که کسی نمیتواند با «منِ» خود که چیزی جز «وَهم» نیست در آن قرار گیرد. توانِ دیدن، فهمیدن و درک عاشورا برای کسی نیست بل باید آن را در جلوهی رقیقشدهاش، به نظاره نشست. «اربعین» همان تجلیگاه، محل و مشهد عاشوراست. اگر کسی بخواهد واقعیت عاشورا و حسین«علیهالسلام» را در متن و جایجای تاریخ ببیند، باید اربعین را به تماشا نشیند و «کل یوم عاشورا» را کجا میشود تاویل و تعبیر و تفسیر کرد؛ إلاّ با اربعین؟! آری اربعین داستانها، رازها و نگفتهها در سینه دارد که گاهگاهی بنا به کاسهی ما بیظرفها «سرّی» از آن رازِ بیمنتها را برایمان فاش میکند و ما را به حیرت و سکوت وامیدارد. «اربعین» آمده بشریت را به سمت و سوی «امت واحدهی» محمدی، اشارت و بشارت دهد. «اربعین» این بارانِ کثیرِ محبت آمده تا رودهای جاری حیات را به دریاهای خروشان فطرت، و این دریاها را به اقیانوس بینهایتی به نام «اباعبدالله» منتهی کند. آری اباعبدالله «علیهالسلام» همان کلمهی واحدی ست که با «اربعین» به تاریخ آمده تا آدمی را به «بندگیاش» یعنی همان اصل فراموششدهی بشر برگرداند. عالمی که امروز در آن قرار داریم عالمِ کثرات و ارادههای معطوف به نفسانیت بشر است که طلب قدرت و طاغوتیگری دارد. بشرِ امروز حرف از مرگِ خدا میزند و حیات خدا را در گذشته جا گذاشته، به نحوی که گویی عالم امروز مطلقاً تهی از خداست، و تنها به فرهنگ انتزاعی و حصولیِ نگاه به معبود اکتفا کرده و به تبع این نگاه، میخواهد حسین«علیهالسلام» را هم در حدود 1400 پیش دفن کند و تنها بر سر قبرش فاتحهای بخواند. اما «عاشورا» در لباس «اربعین» همان خون حیاتبخش در رگههای طول تاریخ است. «اربعین» کلمهی «اُنسی» است که با زینب «سلاماللهعلیها» به صحنه آمد و فراهمکردنِ اُنس، کارِ مادر است و این زینب است که مادرانه آمده تا همه را به خانهی اُنسِ انسانیت دعوت کند، انس یعنی یگانگی بشر، فراتر از هر مذهب و ایدئولوژی و جریان و فانیشدن ذیل محبت و «امر ولایت». امروزه بشر بیسرپناه و یتیم شده است و نیاز به تکیهگاهی حقیقی دارد، و این زینب است که مادرانه برای فرزند بیپناهش آغوش گشوده و تکیهگاهی برای آرامشش شده. امروز آدمی آنقدر دچار پوچی و قهرِ طاغوت نفسانی شده که دیگر یأس، سر و پایش را گرفته و انگار نمیخواهد و نمیتواند در دل این زشتیها هیچ زیبایی را ببیند و زینب آمده تا با «صبر مادرانه» «ما رأیت إلاّ جمیلا» را ذرهذره حتی در غل و زنجیرِ طاغوت یزیدی هم که باشی یادت بدهد و همان طور که او، اسارت را در غل و زنجیر کرد؛ آمده تا بشر را فرا تر از «اسارت عادات» امروز بشر سیر دهد و متذکر «اذانِ» هستی که شهادت به «لا اله الا الله» است بشود تا بتوانیم آن به آن از «لا اله» که نفی هر خدایی است با «إلا» سیر کنیم و تمام هیمنهی کاخ یزیدی را برسرش فرو بریزیم و به «الله» برسیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب نگاهی به اربعین انداختهاید! گوارایتان باد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر عمل انسان الهی باشد که در نتیجه مطابق فطرت اوست، همان موقع ثبت میشود و اگر عمل او چنین نباشد چون مطابق فطرت او نیست مدتی ثبت نمیگردد شاید که از انجام آن پشیمان شود و اگر چنین نبود ثبت میگردد. 2- مشیت، همان ارادهی الهی است که موجب بهوجودآمدنِ مخلوقات میگردد. کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری و جزوهی «انسان و سرنوشت» که بر روی سایت هست، چشماندازیهایی را در این مورد به ظهور میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ازدیاد علم به همان رفع حجاب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جنابعالی به نکتهی بسیار مهمی اشاره کردهاید و این مشکلی است که بیش از آنکه فردی باشد، ریشهی تاریخی دارد و بدین لحاظ چون معارف الهی در جایِ خود قرار نمیگیرند، تأثیر لازم را نیز نخواهند داشت. زیرا «تفکر» در جامعه حاکم نیست و عموماً افراد در فضای خصومتهای ژورنالیستی بهسر میبرند. به همین جهت از سالها قبل بنده به این نتیجه رسیدم که اگر «تفکر» به جامعه برنگردد و انسانیت انسانها مدّ نظر قرار نگیرد، ما از دیانت خود بهرهی کافی نمیبریم، به همان معنایی که قرآن در ابتدایِ سورهی بقره می فرماید: «این کتاب برای متقین، کتاب هدایت است». یعنی آنهایی که بنا دارند از کدورتها و تنگنظریها آزاد شوند. کانونهای دینی ما بهجای آنکه انسانیتِ دیگر انسانها را درک کنند؛ غیرِ خود را با نگاه غیرِ حق میبینند و این تا آنجایی ریشه دارد که ما در تاریخ گذشته، اهل سنت را غیرِ خود میدانستیم و همین روحیه، از آن به بعد به نحوه دیگری وارد جامعهی خودی یعنی شیعه شد، و هنوز با اینکه بنا است در بلوغِ آزادشدن از غیرِ خودیدیدنِ اهل تسنن رسیده باشیم، روحیهی تحقیر دیگران در ما باقی مانده است. میفرمایید: «آیا درکی که از ایمان و انسانیت دارید، غلط است یا صحیح؟» کاملاً صحیح است. متأسفانه ما عادت کردهایم رقیبسازی کنیم و لذا در تذکرات اخلاقی هم بهجای آنکه خود را متهم کنیم، رقیبِ ذهنی خود را متهم میکنیم که چرا رعایت اخلاقیات را نمیکند! و اینجا است که حتی درس اخلاق، نتیجهی ضدِ خود را میدهد. در کتاب «امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» صفحه 351 عرض شده است: «ما هنوز گمان میکنیم با تحقق انقلاب اسلامی امری ساده به وقوع پیوسته که میتوانیم در جزیرهای به نام ایران با آن به سر ببریم و به همین جهت نیازی نمیبینیم تا نسبت خود را با اطرافیانی که در یک گروه قرار داریم و با دیگر جریانها باز تعریف کنیم. در این صورت باید بپذیریم ما با خیالات خود در این واقعهی عظیم یعنی انقلاب اسلامی وارد شدهایم. و هرگز نباید برای خود امید پیروزی داشته باشیم زیرا نه خود را مجهز به سعه صدری کردهایم که در آینده سخت به آن نیازمندیم و نه تلاش میکنیم جامعه را از دو قطبی بودن بین جناحهایی که به اهداف انقلاب معتقدند، خارج کنیم؛ همچنان اسیر جناحبندیهای گذشته هستیم، زیرا معنای حضور در آیندهای را که در میان سایر ملتها برای ما رقم خورده است متوجه نمیباشیم.» تا وسعت خود را و افراد جامعه را در این تاریخ وارد نکنیم، هنوز در تنگیِ فردانیت خود با افراد برخورد میکنیم. پیشنهاد بنده آن است که سعی کنیم حیطهی انسانها تغییر کند. وقتی افراد خود را به وسعت حضور در تمدن اسلامی احساس کردند، معنای خود را آنچنان تغییر میدهند که دیگر نهتنها به کسی بدی نخواهند کرد، از بدیِ دیگران نیز خواهند گذشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است، ولی عنایت داشته باشید آن احساسی که در ارضای امیالی مثل گرسنگی و شهوت در انسان پیش میآید غیر از احساسی است که با مناجات با حضرت حق و یا راستگویی پیش میآید، به همین جهت آن وجه اول را به طبع، نسبت میدهند و وَجه دوم را به فطرت. یعنی ما در مناجات با خدا فطرتمان ارضاء میشود نه طبعمان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عمل حکم زنا را ندارد ولی حجاب بسیار غلیظی بین خود و نور خدا برای خود ایجاد کردهاید در حدّی که آن صورت ظلمانی مدتهای مدیدی مانع تجلی انوار الهی و هدایتهای ربّانی میشود. عمق فاجعه را باید شناخت و با تمام وجود توبه کرد تا إنشاءاللّه خداوند با تجلی نور خود جذبهی نفسانی این صورت را از بین ببرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرحِ صوتی آن مفید باشد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد» یعنی من به انسانها از رگ گردنشان نزدیکترم و این حالت را اصطلاحاً «قرب وریدی» میگویند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئلهی تکاثر موضوع مهمی است که با تأکید بر اقتصاد مقاومتی و تأکید بر عدالت اجتماعی باید حلّ شود. ما گرفتار تاریخی هستیم که مردم ثروت را غنا میدانند، در حالیکه باید طاعت الهی را غنا و بهرهمندی بدانند. به گفتهی آیتاللّه بهاء الدینی؛ آیت اللّه بهجت ثروتمند واقعی بود. موفق باشید
