باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ (113) يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ (114)/آلعمران). همهی اهل کتاب یکطور نیستند بعضیها انسانهای متدینی میباشند که مشغول تلاوت آیات الهی در نیمهشبان و اهل سجدهاند، اینان به خدا و روز قیامت ایمان دارند، اهل امر به معروف و نهی از منکرند و در رسیدن به خیر، سرعت دارند و از صالحین هستند. و در ادامه میفرماید: «وَ ما يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالْمُتَّقينَ (115). اینان آنچه به عنوان عمل خیر انجام میدهند از طرف حضرت حق نادیده گرفته نمیشود و خداوند به شخصیتهای با تقوا ایمان دارد. آری! اگر کسی مسلمان بود مسلّم به کاملترین دین دستیافته و اگر به معنای واقعی چنین مسلمانی سلوک کرد با ریاضتهای راحتتر به نتایج عمیقتری میرسد ولی آیهی مذکور میفرماید که حتی در همان زمان که اسلام هست، عدهای از اهل کتاب با خصوصیات فوق،تلاشهایشان بینتیجه نمیماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه ایشان با فرهنگ المیزانی بهخوبی موضوعاتِ تعلیم و تربیت را طرح میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اجازه نمیخواهد!! این حق مردم است که از معارف الهیِ قرآنی بهرهمند شوند 2- چون پایِ قرآن در میان است حتی بدون مباحث «معرفت النفسی»، کار خود را میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش بنده هم که خبر ندارم بعد از انقلاب، زندان رفته باشم. شاید آقایان خبر دارند و بنده بیخبر باشم!! باید از این جهت تأسف خورد که چگونه دشمنان اسلام میتوانند افراد مذهبی را بازی دهند! اگر شما خبر دارید که بنده بعد از انقلاب زندان رفتهام، به من هم خبر دهید که اینهمه در جهل و نادانی نمانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ازدیاد علم به همان رفع حجاب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه«رحمةاللّهعلیه» در مجموعهی چند آیه موضوع تبیین الهی را روشن کردند، نه ذیل خودِ آیه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین ارادت به آن بزرگواران، راهی برای دیدار آنها نمیشناسم در عین حال که باید مواظب بود مزاحم آنها نشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنیانگذار این فرقه از فقهای بزرگ نجف بوده است و جهت ورود عرفان حقیقی شیعه در متن دین اقدام به تأسیس این فرقه مینماید. ولی متأسفانه انحرافی در بعضی از قسمتهای این فرقه در سالهای بعد ایجاد شده که حاصل آن را در حرکات اخیر خیابان پاسداران ملاحظه کردید 2- به قول مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب» پیشنهاد بنده آن است که خود را بیشتر مشغول مطالعات اساسی بکنید و کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» که شرح نامهی علی «علیهالسلام» به فرزندشان است در این مورد کمک میکند. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که خداوند میل به حضور در حوزه و استعداد درک معارف دینی را در شما گذاشتهاست اگر به این میل و استعداد جواب ندهید مسلّما بعدا پشیمان میشوید. بالاخره آدمهایی هستند با انگیزههای مختلف که پزشک شوند؛ میماند که اگر خواستید حوزوی شوید مطلقا باید حوزوی شوید،کبوتر یک بام و دو هوا به درد نمیخورد. مسألهی رزق هم مطمئنا دست خداست و اهل علم عموما مشکل رزق نخواهند داشت و تنگی و گستردگی رزق ربطی به دانشگاه و حوزه ندارد. البته فراموش نکنید که حوزه، آنچه یک طلبه لازم دارد را دراختیار وی قرار میدهد نه آنچه برای یک طلبه کافی باشد. بنابر این با مشورت با اساتید موفق خود، برنامهای بلند مدت برای خود بریزید و آنچه حوزه به شکل رسمی در اختیارتان نمیگذارد را جبران کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نمیدانم چه اندازه در جریان شخصیت آقای هاشمی هستید؟ آن القابی که میفرمایید که در مورد ایشان گفته شده، مربوط به هاشمیِ اول است که حقیقتاً با استعدادهایی که داشت در صدد خدمت بود و در این رابطه خدماتی از او سر زد. ولی در مرحلهای ایشان احساس کرد با انقلاب و تأکید بر اهداف اصیل آن نمیتوان کار را ادامه داد و به نحوی به جریان سکولاری که اصالت را به غرب میداد، نزدیک شد. در حالیکه باید تجربهی تاریخیِ ما برای ایشان روشن میکرد که هرچه ما مشکل داریم از غرب و غربزدهها است و مدیرانی که با نظر هاشمیِ دوم خواستند کشور را اداره کنند 2- راهکارِ اصلی برگشت به ریشههای انقلاب است و رهبر معظم انقلاب با تدبیر حکیمانهی خود مواظباند که جریان غربزده در زیر سایهی آقای هاشمی با لطایفالحیل مردم را همانطور که در انتخابات به خطا انداختند؛ به خطا نیاندازند. به این شکل که به مردم القاء شود با نزدیکی به غرب، مسائلشان حل میشود و اگر رهبری مستقیماً با این جریان درگیر شوند، در این شرایط میدان به غربزدهها داده میشود بهخصوص که رسانههای بیگانه نیز در این رابطه میتوانند بر روی مردم تأثیر بگذارند. به همین جهت ما وظیفه داریم اولاً: رهبری را تقویت کنیم. ثانیاً: سعی کنیم مردم را متوجهی اشارات رهبری و دغدغههای ایشان بکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با رجحان تفسیر المیزان حتی نسبت به تفاسیری که مبتنی بر روایات، آیات را تفسیر میکنند؛ شده است. که خوب است به آن جزوه رجوع فرمایید و از طرف دیگر همانطور که جنابعالی نیز حساسیت به خرج میدهید، علامهی طباطبایی حقیقتاً با نظر به روح زمانهای که در آن هستیم نورِ قرآن را به میان آوردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جنابعالی به نکتهی بسیار مهمی اشاره کردهاید و این مشکلی است که بیش از آنکه فردی باشد، ریشهی تاریخی دارد و بدین لحاظ چون معارف الهی در جایِ خود قرار نمیگیرند، تأثیر لازم را نیز نخواهند داشت. زیرا «تفکر» در جامعه حاکم نیست و عموماً افراد در فضای خصومتهای ژورنالیستی بهسر میبرند. به همین جهت از سالها قبل بنده به این نتیجه رسیدم که اگر «تفکر» به جامعه برنگردد و انسانیت انسانها مدّ نظر قرار نگیرد، ما از دیانت خود بهرهی کافی نمیبریم، به همان معنایی که قرآن در ابتدایِ سورهی بقره می فرماید: «این کتاب برای متقین، کتاب هدایت است». یعنی آنهایی که بنا دارند از کدورتها و تنگنظریها آزاد شوند. کانونهای دینی ما بهجای آنکه انسانیتِ دیگر انسانها را درک کنند؛ غیرِ خود را با نگاه غیرِ حق میبینند و این تا آنجایی ریشه دارد که ما در تاریخ گذشته، اهل سنت را غیرِ خود میدانستیم و همین روحیه، از آن به بعد به نحوه دیگری وارد جامعهی خودی یعنی شیعه شد، و هنوز با اینکه بنا است در بلوغِ آزادشدن از غیرِ خودیدیدنِ اهل تسنن رسیده باشیم، روحیهی تحقیر دیگران در ما باقی مانده است. میفرمایید: «آیا درکی که از ایمان و انسانیت دارید، غلط است یا صحیح؟» کاملاً صحیح است. متأسفانه ما عادت کردهایم رقیبسازی کنیم و لذا در تذکرات اخلاقی هم بهجای آنکه خود را متهم کنیم، رقیبِ ذهنی خود را متهم میکنیم که چرا رعایت اخلاقیات را نمیکند! و اینجا است که حتی درس اخلاق، نتیجهی ضدِ خود را میدهد. در کتاب «امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» صفحه 351 عرض شده است: «ما هنوز گمان میکنیم با تحقق انقلاب اسلامی امری ساده به وقوع پیوسته که میتوانیم در جزیرهای به نام ایران با آن به سر ببریم و به همین جهت نیازی نمیبینیم تا نسبت خود را با اطرافیانی که در یک گروه قرار داریم و با دیگر جریانها باز تعریف کنیم. در این صورت باید بپذیریم ما با خیالات خود در این واقعهی عظیم یعنی انقلاب اسلامی وارد شدهایم. و هرگز نباید برای خود امید پیروزی داشته باشیم زیرا نه خود را مجهز به سعه صدری کردهایم که در آینده سخت به آن نیازمندیم و نه تلاش میکنیم جامعه را از دو قطبی بودن بین جناحهایی که به اهداف انقلاب معتقدند، خارج کنیم؛ همچنان اسیر جناحبندیهای گذشته هستیم، زیرا معنای حضور در آیندهای را که در میان سایر ملتها برای ما رقم خورده است متوجه نمیباشیم.» تا وسعت خود را و افراد جامعه را در این تاریخ وارد نکنیم، هنوز در تنگیِ فردانیت خود با افراد برخورد میکنیم. پیشنهاد بنده آن است که سعی کنیم حیطهی انسانها تغییر کند. وقتی افراد خود را به وسعت حضور در تمدن اسلامی احساس کردند، معنای خود را آنچنان تغییر میدهند که دیگر نهتنها به کسی بدی نخواهند کرد، از بدیِ دیگران نیز خواهند گذشت. موفق باشید
