بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21695
متن پرسش
سلام علیکم استاد: من ۱۸ ساله هستم و به لطف خدا حافظ کل قرآن، سال قبل دیپلم رشته علوم تجربی را گرفتم. به این رشته علاقه مند بودم. ولی به خاطر شرایط نامساعد آموزش و پرورش اعم از شیوه های غلط آموزشی ، شرایط فرهنگی نامناسب و ... از مدرسه بیرون آمدم. به پیشنهاد برخی اساتید امسال رو صرف مطالعه دروس کارشناسی ارشد رشته علوم قرآنی کردم تا از طریق امتیاز حفظ قرآن بتونم لیسانس بگیرم و بعد از آن در دانشگاه ادامه تحصیل کنم. به لطف خدا در زمینه های متعددی استعداد دارم و در مدرسه هم درس خوان بودم. خیلی از دوستانم که من رو میشناسن به من توصیه کردند که با این استعداد و توانایی که داری وارد حوزه شو. از طرف دیگر عده ای دیگر بر همین اساس به من توصیه می کنند که تو می توانی پزشک موفقی شوی و اگر به حوزه بروی اشتباه می کنی و پشیمان می شوی. الان واقعا سردرگمم و نمی دانم چه کنم؟! از طرفی به علوم حوزوی و کار کردن در این زمینه علاقه مندم و احساس می کنم وظیفه ای بر عهده دارم که باید انجام دهم و از طرفی نگران وضعیت معیشت آینده و موقعیت اجتماعی خود در آینده هستم. چون می بینم که بعضی از طلاب برای امرار معاش مجبورند به کارگری و... روی بیاورند و من نمی خواهم با این توانایی و استعدادی که دارم (که حتی افرادی که با من در ارتباطند اقرار می کنند که تو می توانی از مدیران و اندیشمندان موفق در آینده شوی) البته قصد خودستایی ندارم. به امام زمان توسل کرده ام که راهی باید در آن قرار بگیرم به من نشان دهند. چند راه دارم: یا باید کنکور تجربی بدهم و وارد رشته پزشکی بشوم! یا باید برای مقطع فوق لیسانس یکی از رشته های دیگر علوم انسانی مثل روانشناسی که وضعیت درآمدخوبی داره رو انتخاب کنم و در دانشگاه ادامه تحصیل بدم. یا همین رشته علوم قرآنی رو در دانشگاه ادامه بدم. که البته با مشورت هایی که کردم متوجه شدم این رشته نه از لحاظ علمی و نه از لحاظ درآمد وضعیت خوبی دارد. یا این اینکه رشته علوم قرآنی و حوزه رو که به هم مرتبط هم هستند هم زمان ادامه بدم که هم از نظر علمی پیشرفت بکنم هم به نحوی با دانشگاه در ارتباط باشم و مدرک دانشگاهی داشته باشم تا بتوانم راحت تر در جوامع مختلف حضور پیدا بکنم و تآثیر گذار باشم و هم از این طریق کسب درآمد کنم. البته نمی دانم نظر حضرتعالی در رابطه با تحصیل هم زمان حوزه و دانشگاه چیست؟ با توجه به اینکه این رشته با دروس حوزه مرتبط است. یا اینکه صرفا در حوزه تحصیل کنم. (که یه مقدار از نظر معیشتی نگران آینده خود هستم) البته اینکه روی موضوع درآمد تاکید می کنم به خاطر این نیست که به دنبال پولدار شدن یا... باشم. بلکه به خاطر این است که می خواهم در فراغ بال و بدون دغدغه مالی به مطالعه و تبلیغ و کار فرهنگی بپردازم. واقعا نمی دانم چه کنم. لطفا راهنماییم کنید. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که خداوند میل به حضور در حوزه و استعداد درک معارف دینی را در شما گذاشته‌است اگر به این میل و استعداد جواب ندهید مسلّما بعدا پشیمان می‌شوید. بالاخره آدم‌هایی هستند با انگیزه‌های مختلف که پزشک شوند؛ می‌ماند که اگر خواستید حوزوی شوید مطلقا باید حوزوی شوید،‌کبوتر یک بام و دو هوا به درد نمی‌خورد. مسأله‌ی رزق هم مطمئنا دست خداست و اهل علم عموما مشکل رزق نخواهند داشت و تنگی و گستردگی رزق ربطی به دانشگاه و حوزه ندارد. البته فراموش نکنید که حوزه، آن‌چه یک طلبه لازم دارد را دراختیار وی قرار می‌دهد نه آن‌چه برای یک طلبه کافی باشد. بنابر این با مشورت با اساتید موفق خود، برنامه‌ای بلند مدت برای خود بریزید و آن‌چه حوزه به شکل رسمی در اختیارتان نمی‌گذارد را جبران کنید. موفق باشید

18112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر حضرتعالی در باره آقای دکتر خسرو باقری چیست؟ با توجه به اینکه تنها نظریه ی کامل و علمی در حوزه تربیت اسلامی نظریه ایشان است و از اساتید دیگر و حوزه علمیه چیزی به عنوان نظریه و راهکار جامع در دسترس نداریم، آیا مبنا قراردادن نظریه ایشان و تلاش برای پیاده کردن آن را با توجه به انتقادات وارده به آن صحیح می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه ایشان با فرهنگ المیزانی به‌خوبی موضوعاتِ تعلیم و تربیت را طرح می‌کنند. موفق باشید

17776
متن پرسش

سلام استاد: متن اربعین خود را به مناسبت ایام اربعین برای باز خوانی خدمت تون ارسال کردم «اربعین امری فراتر از عادات» بسمه تعالی: نمی دانم باید اسم این «رازگونه‌ی تاریخ» را چه بگذارم او که نه می‌شود دانستش، نه می‌شود نوشتش، نه می‌توان خواندش، و هزاران نه‌ی دیگر... فقط می‌دانم که باید در حیرت زده‌گی، گیجی و سر درگمی نظاره‌گرش بود؛ انگار باید در او قرار گرفت و در حضور پر معنای او غایب شد به مانند قطره در میان دریا. اصلاً مگر می‌شود از «سر»، جز به اشاره سخن گفت تا وجهی از وجوهش را در هر دوره ظهوری باشد؟! چه خوش گفت شاعر که: «حقیقت را به هر دوری ظهوری ست» آری این حقیقتِ بی‌منتها را نه می‌شود و نه ظرفش هست که یک‌جا ویک‌باره به نظاره نشست. حقیقت عاشورا به مانند خورشیدی‌ست که تابِ ماندن به پیش او را کسی ندارد، آنقدر شدید است که هرکس بخواهد به آن نزدیک شود هلاک خواهد شد، حال چه در لباس حق باشد، چه در لباس طاغوت. چرا که عاشورا محل ابراز حضور و وجود نیست، روز عاشورا محل «مستهلک‌شدن» است محل «فنا و نابودی هر غیری» است با این تفاوت که عده‌ای حسینی شوند، عده‌ای یزیدی. آنقدر حرارت عاشورا شدت دارد که کسی نمی‌تواند با «منِ‌» خود که چیزی جز «وَهم» نیست در آن قرار گیرد. توانِ دیدن، فهمیدن و درک عاشورا برای کسی نیست بل باید آن را در جلوه‌ی رقیق‌شده‌اش، به نظاره نشست. «اربعین» همان تجلی‌گاه، محل و مشهد عاشوراست. اگر کسی بخواهد واقعیت عاشورا و حسین«علیه‌السلام» را در متن و جای‌جای تاریخ ببیند، باید اربعین را به تماشا نشیند و «کل یوم عاشورا» را کجا می‌شود تاویل و تعبیر و تفسیر کرد؛ إلاّ با اربعین؟! آری اربعین داستان‌ها، رازها و نگفته‌ها در سینه دارد که گاه‌گاهی بنا به کاسه‌ی ما بی‌ظرف‌ها «سرّی» از آن رازِ بی‌منتها را برایمان فاش می‌کند و ما را به حیرت و سکوت وامی‌دارد. «اربعین» آمده بشریت را به سمت و سوی «امت واحده‌ی» محمدی، اشارت و بشارت دهد. «اربعین» این بارانِ کثیرِ محبت آمده تا رودهای جاری حیات را به دریاهای خروشان فطرت، و این دریاها را به اقیانوس بی‌نهایتی به نام «اباعبدالله» منتهی کند. آری اباعبدالله «علیه‌السلام» همان کلمه‌ی واحدی ست که با «اربعین» به تاریخ آمده تا آدمی را به «بندگی‌اش» یعنی همان اصل فراموش‌شده‌ی بشر برگرداند. عالمی که امروز در آن قرار داریم عالمِ کثرات و اراده‌های معطوف به نفسانیت بشر است که طلب قدرت و طاغوتی‌گری دارد. بشرِ امروز حرف از مرگِ خدا می‌زند و حیات خدا را در گذشته جا گذاشته، به نحوی که گویی عالم امروز مطلقاً تهی از خداست، و تنها به فرهنگ انتزاعی و حصولیِ نگاه به معبود اکتفا کرده و به تبع این نگاه، می‌خواهد حسین«علیه‌السلام» را هم در حدود 1400 پیش دفن کند و تنها بر سر قبرش فاتحه‌ای بخواند. اما «عاشورا» در لباس «اربعین» همان خون حیات‌بخش در رگه‌های طول تاریخ است. «اربعین» کلمه‌ی «اُنسی» است که با زینب «سلام‌الله‌علیها» به صحنه آمد و فراهم‌کردنِ اُنس، کارِ مادر است و این زینب است که مادرانه آمده تا همه را به خانه‌ی اُنسِ انسانیت دعوت کند، انس یعنی یگانگی بشر، فراتر از هر مذهب و ایدئولوژی و جریان و فانی‌شدن ذیل محبت و «امر ولایت». امروزه بشر بی‌سرپناه و یتیم شده است و نیاز به تکیه‌گاهی حقیقی دارد، و این زینب است که مادرانه برای فرزند بی‌پناهش آغوش گشوده و تکیه‌گاهی برای آرامشش شده. امروز آدمی آنقدر دچار پوچی و قهرِ طاغوت نفسانی شده که دیگر یأس، سر و پایش را گرفته و انگار نمی‌خواهد و نمی‌تواند در دل این زشتی‌ها هیچ زیبایی را ببیند و زینب آمده تا با «صبر مادرانه» «ما رأیت إلاّ جمیلا» را ذره‌ذره حتی در غل و زنجیرِ طاغوت یزیدی هم که باشی یادت بدهد و همان طور که او، اسارت را در غل و زنجیر کرد؛ آمده تا بشر را فرا تر از «اسارت عادات» امروز بشر سیر دهد و متذکر «اذانِ» هستی که شهادت به «لا اله الا الله» است بشود تا بتوانیم آن به آن از «لا اله» که نفی هر خدایی ا‌ست با «إلا» سیر کنیم و تمام هیمنه‌ی کاخ یزیدی را برسرش فرو بریزیم و به «الله» برسیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب نگاهی به اربعین انداخته‌اید! گوارایتان باد. موفق باشید

16049
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، اینکه در آیه ای خداوند در مورد عمل شخصی، فرموده اند که بزودی عمل او را ثبت می کنیم، این بزودی به چه معناست؟ و چرا بزودی؟ چرا همان موقع ثبت نشده؟ و دوم اینکه معنی قضا و قدر را در تفسیر المیزان مطالعه کردم، اگر امکان داره لطف کنید و معنی مشیت را هم کمی توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر عمل انسان الهی باشد که در نتیجه مطابق فطرت اوست، همان موقع ثبت می‌شود و اگر عمل او چنین نباشد چون مطابق فطرت او نیست مدتی ثبت نمی‌گردد شاید که از انجام آن پشیمان شود و اگر چنین نبود ثبت می‌گردد. 2- مشیت، همان اراده‌ی الهی است که موجب به‌وجودآمدنِ مخلوقات می‌گردد. کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری و جزوه‌ی «انسان و سرنوشت» که بر روی سایت هست، چشم‌اندازی‌هایی را در این مورد به ظهور می‌آورد. موفق باشید

15820

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: مستحضرید در برزخ رفع حجاب برای برخی ممکن است. آیا در برزخ ازدیاد علم ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ازدیاد علم به همان رفع حجاب است. موفق باشید

14931
متن پرسش
سلام استاد بزرگ: این غمنامه‌ای است که نمی‌دانم چقدر حدیث نفس است و چقدر ریشه در حقیقت دارد لذا بر شما عرضه می‌کنم و نظر حضرتعالی را می‌خواهم. ببخشید که طولانی است، حجم آن را به نصف رساندم. درکی که از کلیت فضای اطراف خود دارم این است که آدم ها به لحاظ سطح فرهنگ و حداقل‌های زندگی اجتماعی، بعضا در سطح خیلی پایینی هستند. گاهی بی‌دلیل و گاهی نیز با دلایلی همچون خودبینی، حسادت، کینه یا ... دیگران را با زبانشان یا از طرق دیگر مورد آزار قرار می دهند یا ایجاد مزاحمت یا دخالت یا ..... می‌کنند. و همچون مار گزنده ای که از آنها می گریزی ولی اگر دستشان بهت برسد از نیششان در امان نیستی. اینکه مزاحمت ها و آزارهای خلق، همه در هستی جایگاه دارد و برای پاک شدن ما از رذایل و ظهور حلم است و همانطور که معصوم می فرمایند «ما رضای حق را در جفای خلق قرار دادیم»، یک موضوع است که از بحث حقیر خارج است. ولی اینکه چه می شود که آدم‌ها اینگونه می شوند و حتی گاهی بدون هیچ دلیلی خلق آزاری می کنند، موضوع دیگری است که برایم محل سوال و تأمل است. (تکمله: منظورم افرادی هستند که چنین رویه ای دارند وگرنه هیچ کس معصوم نیست). و اینکه چه اتفاقی می افتد که گاهی شخصیت خود را با خلق آزاری زیر سوال می برند و چه شده که از چنین درکی بازماندند که اگر رذیله ای دارند حداقل آن را بروز ندهد و در ظاهر آداب معاشرت و انسانیت را برای خاطر خودشان حداقل، حفظ کنند؟؟ اینکه پیامبر فرمودند مؤمن کسی است که دیگران از دست و زبان او در امان باشند، شاید بیشتر چنین تحلیلی بهم می‌داد که افراد مؤمن اینچنین نیستند (یعنی حرمت دیگران را حفظ می کنند) ولی مدتی است که مشاهدات تجربی ام غیر از این را می گوید. و ظاهرا بیشتر به فرهنگ تربیتی و خانوادگی آدم ها برمی گردد تا به ایمانشان. متأسفانه بعضا افرادی با سطح معرفتی خیلی قوی حرف هایی می زنند و برخوردهایی می کنند که می مانی به درک و شعور خودت از احترام به دیگران و از دین، شک کنی یا به «نوع» معارفی که خروجی اش پس از ده ها سال احترام به دیگران و عدم خلق آزاری نیست؟ نظرتون چیه؟ و آیا برای رساندن کتب معرفتی به افرادی که به خاطر فرهنگ و شخصیتشان خلق آزاری می کنند هم باید دغدغه داشت؟ آن وقت خروجی و ثمره ی این معارف دینی اجمالا غیر از حالات خوش معنوی برایشان چیست؟ وقتی به تجربه می بینیم چیزی به ایمان افراد به آن معنایی که معصوم فرمودند اضافه نمی شود و دیگران را از دست و زبان آنها ایمن نمی کند؟ یا باید به فکر چگونگی تغییر این رویه (رویه ی خلق آزاری) بود؟ (منظورم این نیست که در دل معارف چنین خاصیتی نیست و حرفم ناظر به خروجی عملی معارف است) اینها در حد سوال است و ابدا حرف نهایی برای این مسائل ندارم. آیا درکی که حقیر از انسانیت و ایمان دارم غلط است؟ نظر و تحلیل شما از این پدیده چیه؟ به نظرتان ضرورتی دارد به عنوان انسان مسلمان، الگوی احترام به دیگران و ادب در جهان باشیم با معنایی که شامل آنچه ذکر شد، باشد؟ از اساتیدی که در جلسات دانشگاه خیلی انسانی و حق مدارانه و بزرگوارانه تعامل می‌کردند نهایت تشکر را دارم، و با نظر به نگاهی که آن بزرگواران به ما آموختند، این غمنامه را به پایان می‌رسانم و منتظر نظرات راهگشای شما می‌مانم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جنابعالی به نکته‌ی بسیار مهمی اشاره کرده‌اید و این مشکلی است که بیش از آن‌که فردی باشد، ریشه‌ی تاریخی دارد و بدین لحاظ چون معارف الهی در جایِ خود قرار نمی‌گیرند، تأثیر لازم را نیز نخواهند داشت. زیرا «تفکر» در جامعه حاکم نیست و عموماً افراد در فضای خصومت‌های ژورنالیستی به‌سر می‌برند. به همین جهت از سال‌ها قبل بنده به این نتیجه رسیدم که اگر «تفکر» به جامعه برنگردد و انسانیت انسان‌ها مدّ نظر قرار نگیرد، ما از دیانت خود بهره‌ی کافی نمی‌بریم، به همان معنایی که قرآن در ابتدایِ سوره‌ی بقره می فرماید: «این کتاب برای متقین، کتاب هدایت است». یعنی آن‌هایی که بنا دارند از کدورت‌ها و تنگ‌نظری‌ها آزاد شوند. کانون‌های دینی ما به‌جای آن‌که انسانیتِ دیگر انسان‌ها را درک کنند؛ غیرِ خود را با نگاه غیرِ حق می‌بینند و این تا آن‌جایی ریشه دارد که ما در تاریخ گذشته، اهل سنت را غیرِ خود می‌دانستیم و همین روحیه، از آن به بعد به نحوه دیگری وارد جامعه‌ی خودی یعنی شیعه شد، و هنوز با این‌که بنا است در بلوغِ آزادشدن از غیرِ خودی‌دیدنِ اهل تسنن رسیده باشیم، روحیه‌ی تحقیر دیگران در ما باقی مانده است. می‌فرمایید: «آیا درکی که از ایمان و انسانیت دارید، غلط است یا صحیح؟» کاملاً صحیح است. متأسفانه ما عادت کرده‌ایم رقیب‌سازی کنیم و لذا در تذکرات اخلاقی هم به‌جای آن‌که خود را متهم کنیم، رقیبِ ذهنی خود را متهم می‌کنیم که چرا رعایت اخلاقیات را نمی‌کند! و این‌جا است که حتی درس اخلاق، نتیجه‌ی ضدِ خود را می‌دهد. در کتاب «امام خمینی«رضوان‌الله‌‌تعالی‌علیه» و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» صفحه 351  عرض شده است: «ما هنوز گمان می‌کنیم با تحقق انقلاب اسلامی امری ساده به وقوع پیوسته که می‌توانیم در جزیره‌ای به نام ایران با آن به سر ببریم و به همین جهت نیازی نمی‌بینیم تا نسبت خود را با اطرافیانی که در یک گروه قرار داریم و با دیگر جریان‌ها باز تعریف کنیم. در این صورت باید بپذیریم ما با خیالات خود در این واقعه‌ی عظیم یعنی انقلاب اسلامی وارد شده‌ایم. و هرگز نباید برای خود امید پیروزی داشته باشیم زیرا نه خود را مجهز به سعه صدری کرده‌ایم که در آینده سخت به آن نیازمندیم و نه تلاش می‌کنیم جامعه را از دو قطبی بودن بین جناح‌هایی که به اهداف انقلاب معتقدند، خارج کنیم؛ همچنان اسیر جناح‌بندی‌های گذشته هستیم، زیرا معنای حضور در آینده‌ای را که در میان سایر ملت‌ها برای ما رقم خورده است متوجه نمی‌باشیم.» تا وسعت خود را و افراد جامعه را در این تاریخ وارد نکنیم، هنوز در تنگیِ فردانیت خود با افراد برخورد می‌کنیم. پیشنهاد بنده آن است که سعی کنیم حیطه‌ی انسان‌ها تغییر کند. وقتی افراد خود را به وسعت حضور در تمدن اسلامی احساس کردند، معنای خود را آن‌چنان تغییر می‌دهند که دیگر نه‌تنها به کسی بدی نخواهند کرد، از بدیِ دیگران نیز خواهند گذشت. موفق باشید   

 

12891
متن پرسش
سلام عرض مي كنم خدمت استاد بزرگوار: در پاسخ به سوال 12870 فرموديد كه بدي و ميل به فساد جزء طبيعت انسان است نه سرشت. حال لطفا فرق سرشت و فطرت را تبيين كنيد چنان چه در روایت هم آمده (الشر كان في طبيعة كل واحد...) و سپس اثبات كنيد كه جزء فطرت نمي باشد و ثانيا مگر بدي از عدم نمي باشد و به این اعتبار پس چگونه می توان بدی را به سرشت نسبت داد و به نظر بنده اين همان كمال طلبي فطري است كه مصداقش مشتبه شده و اشخاصي كه ظلم مي كنند چون فکر می کنند دارند به كمال و فطرت خود باز مي گردند در حالي كه بر آنها مشتبه شده است و علت اهتمام انبيا بر هدايت اين افراد اين بوده كه اين افراد مصداق كمال و فطرتشان برايشان مشتبه شده و نمي خواهند كسي آنها را از اين راه باز دارد تا به هدف كمال طلبي شان برسند و انبيا مي خواستند آنها را از اين حجاب برهانند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است، ولی عنایت داشته باشید آن احساسی که در ارضای امیالی مثل گرسنگی و شهوت در انسان پیش می‌آید غیر از احساسی است که با مناجات با حضرت حق و یا راستگویی پیش می‌آید، به همین جهت آن وجه اول را به طبع، نسبت می‌دهند و وَجه دوم را به فطرت. یعنی ما در مناجات با خدا فطرت‌مان ارضاء می‌شود نه طبع‌مان. موفق باشید

12698
متن پرسش
سلام استاد: آیا مرد نامحرمی که بدن خانم نامحرمی را لمس کند، حکم زنا را دارد؟ و اگر کسی گرفتار این گناه شود برای آنکه مطمئن شود بخشیده شده و دچار عذاب الهی و اثرات گناه مثل کاهش عمر، مستجاب نشدن دعا، بلا و بیماری و... نشود، چه باید بکند؟ آیا صرف پشیمانی و گریه و زاری به درگاه باری تعالی کافی است؟ خواهشمندم جواب بدهید تا در این روزهای پایانی ماه مبارک رمضان نقطه ی امیدی پیش روی این حقیر باز شود التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عمل حکم زنا را ندارد ولی حجاب بسیار غلیظی بین خود و نور خدا برای خود ایجاد کرده‌اید در حدّی که آن صورت ظلمانی مدت‌های مدیدی مانع تجلی انوار الهی و هدایت‌های ربّانی می‌شود. عمق فاجعه را باید شناخت و با تمام وجود توبه کرد تا إن‌شاءاللّه خداوند با تجلی نور خود جذبه‌ی نفسانی این صورت را از بین ببرد. موفق باشید

12348
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: برای مطالعه اثباتهای وجود خدا نیازمند راهنمایی شما هستم. در کدامیک از کتب می توانم اثباتهای استدلالی، فلسفی و منطقی برای اثبات خدا بیابم؟ اثباتی که متناسب با یک ذهن پیچیده، پرسشگر و دقیق باشد. از راهنمایی شما سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرحِ صوتی آن مفید باشد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

12061
متن پرسش
سلام: لطفا بفرمایید قرب وریدی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد» یعنی من به انسان‌ها از رگ گردن‌شان نزدیک‌ترم و این حالت را اصطلاحاً «قرب وریدی» می‌گویند. موفق باشید

11980
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: تفسیر آیه «کنز» در سوره تکاثر را بفرمایید؟ در کتاب منهای فقر و کلام جاودانه آقای حکیمی سخنان زیادی در مورد عدالت در حکومت اسلامی آمده است مانند اینکه امام کاظم می فرمایند: اگر در حکومت اسلامی عدالت برقرار باشد فقیر نخواهد بود. اکنون می دانیم که تلاشهای زیادی در این خصوص صورت پذیرفته اما هنوز ریشه های فقر بصورت قارچ گونه ای در حال افزایش اند نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله‌ی تکاثر موضوع مهمی است که با تأکید بر اقتصاد مقاومتی و تأکید بر عدالت اجتماعی باید حلّ شود. ما گرفتار تاریخی هستیم که مردم ثروت را غنا می‌دانند، در حالی‌که باید طاعت الهی را غنا و بهره‌مندی بدانند. به گفته‌ی آیت‌اللّه بهاء الدینی؛ آیت اللّه بهجت ثروتمند واقعی بود. موفق باشید

10741

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: و با تشکر از شما به خاطر پاسخگویی به سوالات. امام باقر ‌(ع) می‌فرماید: «سه سنگ وجود دارد که از بهشت به زمین آورده شده‌اند: مقام ابراهیم (سنگی که ابراهیم بر آن پا نهاد و کعبه را ساخت)، سنگ بنی اسرائیل (سنگی که به وسیله معجزه الهی، حضرت موسی (ع) بدان ضربه می زد و از آن برای بنی اسرائیل آب بیرون می آمد)، و حجر الأسود که خداوند آن‌را به ابراهیم داد در حالی‌که بسیار سفید و تابان بود و به جهت گناه انسان‌هایی که آن‌را لمس کرده بودند سیاه شد». سوال: یعنی چه از بهشت سنگ حجرالاسود آمده؟ و چه خاصیتی در این سنگ هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور آن باشد که این سنگ‌ها مظهر انوار خاصی هستند که بهشت حقیقت آن انوار باشد و لذا آن سنگ‌ها مددهای خاصی که منجر به انتقال انسان‌ها به بهشت می‌شود را در بر دارند. موفق باشید
10104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: جناب استاد عزیز میرباقری در سخنرانی در مورد تفسیر قرآن فرمودند تفاسیر روایی که از اهل بیت (ع) به ما رسید مقبول است زیرا مفسران قرآن آنان هستند. لطفا بهترین تفسیر روایی را معرفی فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیر صافی از فیض کاشانی و تفسیر نورالثقلین از العروسی در این مورد است. موفق باشید
10031
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می شد در دوران مشروطه مردم با روی آوردن به سخنان شیخ فضل الله نوری غرب زده نشوند و ما اکنون این قدر دچار معضل نمی شدیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیر ما آن بود که از طریق هدایت‌های شیخ فضل اللّه به چیز دیگری غیر از رضاخان برسیم ولی غفلت کردیم. موفق باشید
9424
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام و تشکر فراوان به خاطر پاسخ های حکیمانه به سوالات قبلی جناب استاد می خواستم 1- رابطه و نقش مدیریت غربی را با مدرنیته برایمان تشریح فرمایید؟ 2- در مدیریت اسلامی باید چه نسبتی با مدرنیته برقرار کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی نگاه مدرنیته به انسان بر اساس لیبرالیسم است و در لیبرالیسم هیچ قیدی که متذکر عالم قدس و شریعت الهی باشد به رسمیت شناخته نمی‌شود، با مدیریتی در غرب روبه‌رو هستیم که برای آن مدیریت ابعاد معنوی انسان و دستورات شریعت الهی به‌کلّی نادیده گرفته می‌شود و این معنی مدیریت غربی است در ذیل فرهنگ مدرنیته 2- در ابتدای امر ما از دقت‌های غرب در روش‌ها می‌توانیم استفاده کنیم ولی با رویکردی متفاوت، تا برسیم به روش‌هایی که کاملاً از رویکرد قدسی ما منتج شده باشد. موفق باشید
9310

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام: یکی از زمینه ها و مبانی مدیریت، تولید انبوه است که نیاز به کارخانه و در نتیجه مدیریت آن را الزامی می کند. بیان کلاسیک این بحث توسط آدام اسمیت در سال 1776 با مشاهدات او در کارگاه تولید سنجاق ارائه شده که منجر به تقسیم کار تخصصی شده است. لذا خواهشمندم در خصوص ارتباط تولید انبوه و مدیریت غربی که در بستر مدرنیته شکل گرفته توضیحاتی ارائه بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در حال حاضر که در دنیایی زندگی می‌کنیم که فرهنگ غرب بر آن غالب است نمی‌توانیم نسبت به مدیریتی که با تولید انبوه می‌خواهد این تمدن را اداره کند بی‌تفاوت باشیم ولی یقیناً یکی از علت‌های بحران جوامع مدرن و مدرن‌زده نیز همین است. شوماخر در کتاب «کوچک، زیباست» ضعف‌های این نوع مدیریت را مطرح کرده است و مرحوم شهید آوینی در نگاه اقتصادی خود این موضوع را به تبعیت از شوماخر تجزیه و تحلیل نموده است. موفق باشید
9308

عین ثابتهبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: جمع کردن دو موضوع برام سخت شده اینکه خداوند طبق عین ثابته هر کس آن مقدار که استعداد دارد وجود میدهند و هدایت میکنند و هر شیی در دنیا در مسیر تکاملش قرار میگیرد و پیامبران فرستاده شدند تا وجودها به کمال برسند حال یک کافر طبق ذات خودش در مکانی قرار میگیرد که از دین خبری نیست و اگر در خواسته قلبیش طلب دین باشد به او میرسد چون در المیزان فرمودند رحیمت این است که هر کس طالب خوبی یا بدی باشد به او جواب داده میشود و در عهد الست هم عهد گرفته شده. سوال: چگونه کافر با اینکه ذاتش کافر هست در دنیا با وجود اختیار هم برنگشته طلب دین هم نداشته که به او برسد حال وقتی مرد و ملکاتش در کفر محکم شده چگونه میشود گفت او از آتش رها میشود؟ چون حجت بر او تمام نشده. راهنمایمان کنید. خدا حفظتان کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کس در هر حال از اول تا آخر در مقام انتخاب است و هر لحظه می‌تواند مطابق اختیاری که دارد انتخاب قبلی خود را تغییر دهد حال اگر کسی بر کفر خود پایدار ماند و نسبت به تذکر انبیاء تغییری در انتخاب خود ایجاد نکرد حجت بر او تمام شده. موفق باشید
9253

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در اوایل کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» شما در یک پاورقی مفصل، اسامی تعداد زیادی از دانشمندان اهل سنت را میبرید که معتقدند امام زمان (عج) زنده است. من آن قسمت را که میخواندم، فکر کردم شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که امام زمان (عج) زنده است. ولی در ادامة کتاب با کمال تعجب دیدم که گفته اید: «اهل سنت می‌گویند مهدی یا مسیحِ موعود، در آینده متولد می‌شود.»، من متوجه نشدم؛ بالاخره عقیدة اهل سنت در این باره چیست؟! آیا آن اسامی که در پاورقی آورده اید، نظرات مخالف مشهورشان است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموم اهل سنت معتقدند حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» بعداً متولد می‌شوند. موفق باشید
8967
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: ببخشید که وقت شما را می گیرم استاد ولی اگر خاطرتان باشد در رابطه با مشکل همسرم که برای اولین بار در دوران عقد با آن رو به رو شدم بعد از نماز صبح خدمتتان رسیدم و با هم صحبت کردیم و راهنمایی فرمودید و بنده به آن عمل نمودم ولی تمام تلاش من فقط برای یک هفته جواب داد و دوباره رفتار خودش را ادامه داد. او راهی را که من پیش گرفته ام قبول ندارد و دینی فقط در سطح اینکه اگر شد نمازش را بخواند و یا حکم خدا را عمل کند می خواهد و نه بییشتر و رعایت حکم خدا را زحمت و سخت می پندارد. شما در آن دیدار که داشتیم فرمودید با او تعیین تکلیف کن و اتمام حجت ولی خیلی زود بهانه ای غیر شرعی از من میگرد زیر همه چیز می زند. در صورتی که تمام شرایط قبل از ازدواج من را پذیرفت ولی حالا کم کم بر عکسش عمل می کند برای همین از قران استخاره گرفتم. بنده خیلی نگران این موضوعع هستم و حجاب همسرم بیشترین دغدغه زندگی ام شده به طوری که حضور قلب موقه نماز را از من می گیرد. نمی دانم مشکل روحی و اعصاب دارد یا میخواهد من و خودش را جهنمی کند؟ باور کنید با محبت و مهربانی و با نزدیک شدن به او هم سعی کردم مشکل را حل کنم که جواب نداد و محبت و مهربانی او حس امر کردن و منیتش را بیشتر می کند و بیشتر دست به امر و نهی می زند. سر کوچک ترین چیز صدایش را بلند می کند و زندگی را تلخ. و وقتی با او قهر می کنم تنها احساس میکنم تنبیه می شود و به مقدار کمی زندگیمان آروم می شود. میدانم شاید خنده دار باشد که چقدر خودم را مشغول کردم ولی بییشتر اوقات مجبور به انجام کارهایی هستم که دلم نمی خواهد ولی آرزوی مکارم اخلاق را دارم دقیقا احساس می کنم آرامش قلبی قبل ازدواج را ندارم، حتی 30 درصد آن آرامش را، این بزرگترین مشکل زندگی من شده استاد خواهش می کنم کمکم کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که مستحضرید بنده تنها راه کارهای کلی را می توانم متذکر کاربران عزیز باشم، ولی موارد خاص را باید با کسانی در میان بگذارید که هر دوی شما را می شناسند و به روحیه طرفین آگاهی دارند. موفق باشید
7685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عکسی از رهبری در شبکه های غربی پخش شده که آقا در حال کشیدن سیگار است.این عکس فتوشاپ است؟چیه؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید
7254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم از حضرتعالی در صورت صلاحدید خواستارم که مقاله امام پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟ اقای دکتر سید علی اصغر غروی را نقدی عالمانه بفرمایید تا استفاده کنیم تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سخنرانی روز تاسوعا تحت عنوان جریان روشنفکری و تقابل آن با تمدن‌سازی غدیر و کربلا- نقدی بر مقاله ی علی اصغر غروی در روزنامه ی بهار. داشتم. مفصل نقدی که به این سخنان می‌توان داشت را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» باید دنبال کنید که آیات قرآن نقش اجرایی و سیاسی برای امام قائل است نه آن‌طور که آقای غروی می‌گویند که عملاً امام معصوم حکم سازمان ملل را پیدا می‌کند که سیاست‌مداران با احترام به او کار خود را می‌کنند. موفق باشید
7079
متن پرسش
سلام علیکم نظرتون درباره افرادی که برای گدایی میان در منزل چیه؟ باید کمکشون کرد یا نه؟ اگه بجای کمک به اونا همون پولی که میخواستیم کمک کنیم رو تو صندوق صدقات بندازیم کار درستی کردیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار مشکلی است زیرا اگر واقعاً مستحق باشند و از سر اضطرار به ما رجوع کرده باشند و ما به آن‌ها بی‌محلی کنیم بیچاره می‌شویم،پس اگر احتمال هم بدهیم که مضطر هستند نباید بی‌محلی کرد. موفق باشید
6833
متن پرسش
با سلام چرا فرموده اید مذاکرات ژنو را جام زهر نمیدانم؟این مذاکرات جز ذلت مسلمانان در برابر کفار سود دیگری هم داشت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته آن را فتح الفتوح هم نمی‌دانم. در عین آن‌که روح حاکم بر مذاکرات و سند نهایی را نمی‌پسندم ولی فراموش نکنید نظام اسلامی در این مذاکرات توانست خود را در جهانی که غرب برای خود تعریف کرده بود تثبیت کند. خدا کند مذاکره‌کنندگان متوجه هویت تاریخی انقلاب اسلامی باشند و با این منظر مذاکره را ادامه دهند. موفق باشید
4949
متن پرسش
سلام.استاد برخی از جزوات مانندجزوه کلیّات عرفان نظری جزوه معارف 1 وبرخی از کتب مانند مبانی نظری امامت ونبوت در سایت شما موجود نیست وچون در سیر مطالعاتی پیشنهادی شما می بشد نیاز به آنها ضروریست. واین که کتاب معرفت نفس وحشر که به عنوان ترجمه وتنقیح برخی جلدهای اسفار می باشد نیز در دسترس نیست لطفا راهنمایی کنید. یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» همین روز‌ها سر و کله‌اش پیدا می‌شود. سایر جزوات را هم انشاءالله مسئول محترم سایت فکری برایش می‌کنند. موفق باشید
4663
متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضر استاد طاهرزاده درست است که عالم حضور فوق زمان و مکان است ولی چون با گذشت زمان ما به ظهور امام زمان نزدیک می شویم می توان نتیجه گرفت که با با گذشت زمان عالم دارد به ساحت حضوری برتری می رود؟ مثلا ایا رجب و شعبان و رمضان امسال نسبت به رجب و شعبان و رمضان پارسال نورانیت بیشتری دارد؟ و زمینه ساز صعود معنوی بیشتری است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت انسان با امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به عنوان واسطه‌ی فیض، مثل نسبت ما با خداوند است که ربطی به گذشت زمان ندارد، هراندازه جامعه آماده‌تر باشد بیشتر با نور امام زمان مرتبط می‌شود و لذا گاهی از زمان‌ها نور حضرت در خفا می‌رود و باز ظهور می‌کند و باز ممکن است در خفا رود تا آن‌که با آمادگی جامعه به ظهور نهایی برسد. موفق باشید
نمایش چاپی