بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و التماس دعا. از منظر ما بایست با توجه به شرعی که نازله بواسطه وجود منور حضرت ختمی مرتبت رسول اکرم حضرت محمد (ص) است تمام روابط انسان اعم از نیازهای مبنایی و نیازهای جسمی و دنیایی و معرفتی و روحی و به یک کلام نیازهای اساسی و آنچه که انسان "باید" داشته باشد،ارضا و رعایت و اقناع و هدایت شود.این مرحله اثبات.حالا اصل و اساس و اعم کار باقیست:ثم ماذا؟ حالا کاری که باید انجام شود رجوع بهن کدام متون دین است؟آیا ادامه خط نبوت که ائمه اطهار باشند به عرفان امثال جناب محیی الدین که حضرت حجت(ص) را جدای از قائم آل محمد میداند منتهی است و یا در عقل راه را فلسفه (بمعنای عام و خاص) میدانند یا خود با کنار قرآن قرار گرفتن، غنی و کافی در ذات خود هستند.
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام همان‌طور که می‌فرمایید منبع اصلی هدایت، قرآن و عترت«علیهم‌السلام» است، ولی خود قرآن ما را دعوت به تدبّر در آن کرده است و لذا حاصل تدبّر در قرآن به عنوان نمونه می‌شود تفسیر «المیزان». یا ائمه«علیهم‌السلام» به ما می‌فرمایند: «علینا بِاِلقاءِ الاصول و علیکم بالتفریع» بر ما است که اصول را به شما بنمایانیم و وظیفه‌ی شما است که فرعیات آن را تبیین کنید. که آثار باقی‌مانده از امثال حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» یا شهید مطهری و علامه طباطبایی و ملاصدرا«رحمة‌الله‌علیهم» حاصل تفکر آن‌هاست بر همان اصولی که ائمه«علیهم‌السلام» فرموده‌اند و نباید این متون را جدای از خط نبوت و امامت دانست. از طرفی اگر اندیشمندان اسلامی امثال شیخ بهایی و آیت‌الله قاضی و یا حضرت امام«رحمة‌الله‌علیهم» در کتاب‌های محی‌الدین‌بن‌عربی تدبّر می‌کنند و متوجه می‌شوند وی با تدبّر در قرآن و رویات رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌و‌آله» نکات ارزنده‌ای را ارائه می‌دهد نباید به آن‌ها خرده گرفت و تصور کنیم راه صواب آن است که به محی‌الدین بی‌اعتنا باشیم. در حالی که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌و‌آله»به ما توصیه فرموده‌اند: « اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّین‏» ( بحار الأنوار ، ج‏1، ص: 177) برای کسب علم تا چین هم بروید. دائماً از خود بپرسیم اگر بخواهیم از قرآن و روایات استفاده کنیم آیا می‌توانیم خود را از دانشمندان آن امر بی‌نیاز بدانیم؟ مگر ما در فروع دین می‌توانیم خود را از فقهای عظام بی‌نیاز بدانیم که در اصول دین از متفکران آن امر بی نیاز باشیم؟ موفق باشید
20957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. لطفا آدرس بدید که این بحث دقیق عرفانی که انسان انتخاب های خود را در قبل دنیا کرده در چه کتابهایی است؟ فارسی باشند بهتره چند کتاب را نام ببرید. ۲. چرا خدا شیطان را در حالی که می دانست خود را جهنمی می کند آفرید؟ بله، برای کسی که جهاد اکبر می کند وسوسه ها مفید است ولی استاد توجه بفرمایید که خدا بعضی انسانهای مومن را اجازه سربلند شدن برای نماز شب نمی دهد چون برایشان ضرر دارد پس چرا از آفریدن شیطان، یزید، معاویه و... خودداری نمی کند در حالی که برایشان ضرر دارد آیا صحیح است که چیزی آفریده شود که می دانیم جهنمی خواهد شد و شقی ازل و ابد می شود؟ فکر می کنم که این جواب که وجود خیر محض است و ماهیتشان طلب موجود شدن می کند جواب کاملی نباشد یک بچه اگر آتش را طلب کند ما به او اجازه نمی دهیم پس این چگونه...؟ با تشکر اگر می شود استاد عزیز جواب تفصیلی بفرمایید که باعث سوالات متعدد نگردد و در آینده این جواب تفصیلی مورد رجوعتان باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع مباحث در کتاب‌های مربوط به عرفان تحت عنوان «اعیان ثابته» مطرح می‌شود. کتاب «مبانی و اصول عرفان نظری» از استاد حجت‌الاسلام و المسلمین آقای یزدان‌پناه نکاتی در این مورد در اختیار شما می‌گذارد 2- در مباحث «عدل الهی» و جزواتِ مربوطه عرایضی شده است و مرحوم شهید مطهری نیز در کتاب «عدل الهی» به این موارد پرداخته‌اند. فراموش نکنید که خداوند به عنوان حکیم مطلق، حجت را بر همه تمام می‌کند. لذا اگر شیطان و یزید آفریده نمی‌شدند، فردای قیامت که باید جایگاه هرکس معلوم شود، آن‌ها طلب‌کار بودند. از طرفی خداوند جواب طلبِ وجودیِ آن‌ها را داده است و نظام عالم را به آن‌ها نبخشیده که از کنترل خدا خارج کند. موفق باشید

17511
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و عرض تسلیت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع): بنده از نوجوانی سعی کردم تا «به دلیل رضای خدا» دروغ نگویم و به تدریج طوری شد که اصلا نمی توانستم دروغ بگویم و از آن متنفر شدم، اما چندی پیش که صحبتهای شما در مورد نوع عبادت شیطان را شنیدم کمی تامل کردم در نحوه و نیت دروغ نگفتنم و متوجه شدم که اکنون علاوه بر نیت رضای خداوند، عزت نفسم اجازه نمی دهد دروغ بگویم، یعنی به خود می گویم که آن فرد یا آن چیز اصلا در حدی نیستند که تو بخواهی خود را آن قدر ضعیف ببینی که دروع بگویی و به خود می گویم تو عزتت خیلی بیشتر از آن است که به هر دلیلی دروغ بگویی! حال سوال بنده اینجاست که آیا من هم مانند شیطان در انجام این عمل خود را دیده ام و دیگر خدا در صحنه نیست و ارزشی در این عمل نیست؟ هر چند در ابتدا نیت خدا بود! با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عزت نفس غیر از تکبّر است. عزت نفس یعنی ما شأن خود را جهت سقوط نکردن در  امور دنیایی حفظ کنیم ولی تکبّر یعنی در مقابل حق و سخن حق خود را ترجیح دهیم. موفق باشید

16380
متن پرسش
سلام علیکم: شیوه امروز زندگی غربی ست، به همین علت ما غرق در سرگرمی ها و خیالیم، حال اگر بخواهیم از این شیوه جدا شویم چه باید کنیم، جایگزین این شیوه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید در فضای عالَم انسان دینی قرار گیریم معنای زندگی خود را با آموزه‌ها و دستورات دینی انجام می‌دهیم و این همان مهاجرت از شهر شیطان به شهر خدا است. موفق باشید

14873
متن پرسش
با سلام: 1. عرفا معتقد هستن که انسان در سیر عروج با صادر اول اتحاد وجودی پیدا میکنه میتونیم کیفیت این اتحاد رو اینطوری توضیح بدیم که نفس ناطقه انسان از اشراقات صادر اول هست و هر گاه صادر اول اشراقات خودش رو شدید کنه در واقع بود و هستی انسان شدید شده و در اثر شدت اشراق و تجلی انسان همسنگ و مانند صادر اول میشه تا جایی که هر دو دارای یک درجه از شدت وجود میشن که در این صورت انسان ذاتا و صفاتا و افعالا با اون حقیقت یگانه شده و در این حال چون هر دو دارای یک درجه از وجودن دیگه دو تا نیستن یکی هستن و این فقط در معصومین هست. 2. چون کل مجردها عاقل و مدرک هستن صادر اول هم به طریق اولی مدرک و دارای شعور هست و یک شخصیته، اما مثل نفس زید که یک شخصیت جزئی هست اینطوری خیر بلکه کلی سعی هست حالا چطوری دو شخصیت در اتحاد یک شخصیت میشن این اجتماع نقیضین نیست؟ چون به نظر میاد یکی منقلب به دیگری شده به خصوص اینکه صادر اول از دیدگاه عرفا ماهیت نداره و انسان هم در اون مقام منسلخ از ماهیت میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌طور است که می‌فرمایید، در نکته‌ی دهم معرفت‌النفس نکاتی در این رابطه مطرح شده است 2- مثل همان نکته‌ای که در قسمت اول سؤال فرمودید انسان تا جایی جلو می‌رود که خود را به وسعت صادره‌ی اول احساس می‌کند با همه‌ی کمالاتی که در آن مرتبه هست. موفق باشید

13977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده می خواستم کتب شفا را بخوانم (برهان شفا و الهیات شفا و طبیعیات شفا) خواستم از کتاب برهان شفا شروع کنم. 1.شرح جناب آیت الله مصباح بر آن خوب است؟ 2. کتاب نهایه را هم با شرح استاد مصباح بخوانم بهتر است؟ اگر کتابی یا صوتی قوی تر می شناسید معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤال را خوب است از اساتیدی مثل استاد یزدان‌پناه دنبال کنید. بنده کتاب «شفا» را نخوانده‌ام. موفق باشید

13329
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در جواب سوال 13304 فرمودید که: می‌ماند در مصداق‌ها که نسبت هرکس را با اهداف انقلاب و رهبری تعیین می‌کنید و در این حیطه إن‌شاءاللّه تحلیل‌های سالمی از جهت سیاسی به‌دست خواهید آورد به شرطی که خود را گرفتار جریان‌های سیاسی خاص و محدود نکنید. قسمت اول جواب شما را متوجه شدم که برای تحلیل سیاسی در عمل باید تقوا داشت و در قسمت نظری باید بینش توحیدی داشت این را خودم هم قبول دارم اما برای تعیین مصداق به چه منبعی رجوع شود؟ آیا شنیدن سخنان نامزدهای انتخاباتی به صورت مستقیم کفایت می کند؟ یا این که بخواهیم مصداق را تعیین کنیم از چه منبع خبری استفاده کنیم؟ آیا روزنامه ی کیهان در این رابطه کمک می کند؟ شما چه پیشنهادی دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روزنامه‌ها را باید خواند ولی ما نباید خود را محدود به نگاه آن‌ها نماییم. با ملاک‌هایی که بینش توحیدی و نظر به اهداف انقلاب و رهنمودهای مقام معظم رهبری در اختیار ما می‌گذارند، سخن نامزدهای انتخاباتی را می‌شنویم و خود، تصمیم می‌گیریم. موفق باشید

13319
متن پرسش
سلام علیکم استاد: آیا ظهور حضرت صاحب نزدیک است؟ چگونه خودمون رو برای ظهور آماده کنیم؟ چه کنیم تا جزو یاران ایشون باشیم؟ چه کنیم تا در زمان ظهور منکر دین و آقا امام زمان نشویم؟ من الله توفیقا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به یک معنا با به‌صحنه‌آمدن انقلاب اسلامی نور حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ظهور کرده است و با ارتباط قلبی نسبت به انقلاب و ارادت به رهبری انقلاب، عملاً وظیفه‌ی خود را نسبت به آن حضرت انجام داده‌ایم. آیا شما سخنان مقام معظم رهبری را حاصل کمک‌های حضرت صاحب‌الأمر«علیه‌السلام» به ایشان نمی‌دانید؟ موفق باشید

12955
متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از پاسخگویی به سوال ۱۲۹۳۴ با توجه به اهمیت این موضوع برای بنده خواستم سوال دیگری مطرح کنم. همانطور که می دانیم، مراتب خلوص افراد متفاوت است. حال اگر کسی با نظر به رضایت الهی اعمالش را انجام دهد صرف نظر از این که خلوص عملش در چه درجه ای است. امید قطعی به ثواب عملش داشته باشد و چنین قضاوت کند که عملش قطعا ثواب داشته است. دیدگاه درستی است؟ (هر چند ممکن است دیدگاه کاملی نباشد) با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این روحیه خوب نیست، زیرا فضای قرارگرفتن در «خوف و رجاء» را از انسان می‌گیرد و یک نحوه تکلیف‌معلوم‌کردن برای خدا است و این هم شرط بندگی نیست. موفق باشید

12698
متن پرسش
سلام استاد: آیا مرد نامحرمی که بدن خانم نامحرمی را لمس کند، حکم زنا را دارد؟ و اگر کسی گرفتار این گناه شود برای آنکه مطمئن شود بخشیده شده و دچار عذاب الهی و اثرات گناه مثل کاهش عمر، مستجاب نشدن دعا، بلا و بیماری و... نشود، چه باید بکند؟ آیا صرف پشیمانی و گریه و زاری به درگاه باری تعالی کافی است؟ خواهشمندم جواب بدهید تا در این روزهای پایانی ماه مبارک رمضان نقطه ی امیدی پیش روی این حقیر باز شود التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عمل حکم زنا را ندارد ولی حجاب بسیار غلیظی بین خود و نور خدا برای خود ایجاد کرده‌اید در حدّی که آن صورت ظلمانی مدت‌های مدیدی مانع تجلی انوار الهی و هدایت‌های ربّانی می‌شود. عمق فاجعه را باید شناخت و با تمام وجود توبه کرد تا إن‌شاءاللّه خداوند با تجلی نور خود جذبه‌ی نفسانی این صورت را از بین ببرد. موفق باشید

12406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اینکه رهبری عزیز در بیانات اخیرشان مدام از کلمه «من» استفاده می کنند نشانه چیست؟ به عنوان مثال بار ها فرموده اند که «من به مذاکرات خوشبین نیستم» آیا این نوع استفاده از کلمات نشانه تنهایی و غربت رهبری عزیز نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از فرمایشات مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» برمی‌آید که حتی به عنوان یک وظیفه‌ی فردی در این موارد سخنانی دارند و وظایفی حس می‌کنند. موفق باشید

12149
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بنده وقتی وارد مباحث معرفت النفس می شوم با اینکه با ذوق و شوق وارد می شوم، به محض شروع این مباحث شبهات بیهوده و تکراری به سراغم می آید و بنده را آزار می دهد، وقتی از مباحث معرفت النفس دست می کشم شبهات هم دور می شوند و دیگر بنده را آزار نمی دهند، چه کنم؟ حس می کنم دست شیطان در کار است که با القا این شبهات نمی خواهد بنده وارد مباحث معرفت النفس شوم، لطفا بگویید بنده چه کنم که بتوانم بدون حضور این شبهات و القائات شیطان معرفت النفس را دنبال کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید بتوانید از این شبهات رها شوید وگرنه در سکرات یقه‌ی شما را می‌گیرد. با رفقایی که معرفت نفس را کار کرده‌اند شبهات خود را در میان بگذارید. موفق باشید

11071
متن پرسش
ﺳﻼﻡ ﺟﻨﺎﺏ ﻃﺎﻫﺮﺯﺍﺩﻩ: ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ‌ی ﺷﺮﺡ ﺩﺳﺘﻮﺭﺍﻟﻌﻤﻞ‌ﻫﺎی ﺳﻠﻮﮐﯽ آیت‌اللّه بهجت«رحمة‌اللّه‌علیه» ﮔﻔﺘﯿﺪ ﮐﻪ؛ (ﺍﯾﻨ‌ﮑﻪ الآﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﻔﻬﻤﯿﺩ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﭘﻨﺞ یا ﺷﺶ ﻣﺎه ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ)، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻫﺴﺘﻢ که ﺍین ﮐﺎﺭﻫﺎ به درد ﻧﻤﯽ‌ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻫﺪﻑ، تنها ﺑﺎﯾﺪ قرب ﺍﻟﻬﯽ باشد. ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ به ﻣﻦ بگویید ﺑﺮﺍﯼ ﺍین ﮐﺎﺭ ﭼﻪ باید ﮐﺮﺩ؟ و کلاً مکانیسم این ﮐﺎﺭﻫﺎ ﭼﮕﻮﻧﻪ است؟ و ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ به ﺗﺠﺮﺩ روح چه باید کرد؟ ﻭ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﺸﺎﺑﻪ دیگر؟ ﻟﻄﻔﺎ ﺗﻤﺎﻡ کتاب‌هایی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍین ﺯﻣﯿﻨﻪ می‌شناسید معرفی ﮐﻨﯿﺪ؛ هم از ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ و هم از دیگران. «ده نکته» و «برهان ﺻﺪﯾﻘﯿﻦ» را خوانده‌ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که نفس ناطقه محدود به زمان و مکان نیست، بر همین اساس می‌توان آن را تا قرب الهی سیر داد، اگر با این رویکرد که بخواهیم به مکان‌ها و زمان‌های همین دنیا سرکشی کنیم باید ریاضت‌های خاصی جهت تضعیف حکم بدن انجام دهیم مثل ماندن در تنهایی و نخوردن گوشت و خوردن غذاهای ساده و منصرف شدن از رجوع إلی اللّه. و این غیر از آن است که روح خود را رشد دهید تا به مراتب عالیه‌ی وجود و عالم ملکوت نزدیک شود. این‌که عموماً غیر متدینین می‌توانند آن نوع حضورها را داشته باشند به جهت آن است که تصوری از سیر إلی اللّه ندارند، می‌ماند اولیاء الهی که آن‌ها به نور حق و حضور حق به همه‌ی مکان‌ها و عوالم آگاهی دارند. موفق باشید
10653
متن پرسش
یکی از اساتید دانشگاهمان ادعا می کند که پیامبر (صل الله علیه واله) طبق آیه ای از قرآن با این مضمون می فرمایند که من از 2دقیقه بعدخودم هم خبر ندارم. با این استدلال می خواست نتیجه بگیرد که امامان معصوم علم غیب ندارند. از دانشجویان خواست که تفاوت وحی و علم غیب را برایش ببرند می شود این شبهه را پاسخ دهید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور است که آن استاد محترم فرموده‌اند. رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند من بشری هستم مثل شما مگر آن‌که به من وَحی می‌شود، منتها در همان قرآن که به رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» وَحی شده و حضرت با قلب مبارک خود عمق آن را درک کرده‌اند حقایقی هست که به کمک آن حقایق خیلی چیزها برایشان روشن می‌شود و می‌فهمد که مثلاً آینده‌ی ملتی که جناب سلمان از آن ملت است چه خواهد بود مضافاً که در سوره‌ی جن می‌فرماید: «عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَدا إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏» داناى غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمى‏سازد مگر رسولانى که آنان را برگزیده. موفق باشید
10471
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: چندی است که عده ای از دوستان که مباحث شما را دنبال می کنند با ما هم که با مباحث شما آشنا و مطالعه می کنیم بحث می کنند که امروز نیاز جامعه ما حکمت متعالیه است و الان وقت گذاشتن و صرف کردن وقت و انرژی و نیرو برای هیئت بیهوده و بیخود است، باید رو بیاوریم به سمت مبانی زیرا عقیده دارند بر اینکه هیئت اصلا ذات ندارد که قابلیت کار داشته باشد معتقدند که هیئت خروجی درستی ندارد و محلی که در آن انسان تربیت شود، بندگی تقویت شود نیست.... بلکه نظر بر این دارند که گریه ۵ درصد کار است و هیئت ها آسیب بزرگی به نظام هستند و نمی شود آن ها را اصلاح کرد، بلکه بدتر نه تنها بازدارندگی ندارند دافعه دارند و بتی شده اند در مقابل مسجد... ولی استاد نمی دانم به هیچ وجه هم از ما حرف قبول نمی کنند می گویند ما به این رسیدیم که باید زانو زد در پای منبر علماء و مسجد و عزاداری ساده ای داشته باشیم با این سخنان گفتم شاید شما جوابی وافی و کامل ارائه کنید که استاد لااقل ما اگر اشتباه می کنیم نظرمان را تصحیح کنیم چون ما بر این باوریم که این هیئت ها می توانند بلندگوی نظام و سنگرهای انقلاب اسلامی و محلی برای شور و حماسه و همت های حسینی و روحیه سلحشوری باشد و در کنار آن هم باید به تقویت مبانی فکری و دینی هم عمیق پرداخته شود حال از شما خواهش داشتم اگر مقدور است سخنانتان را حتی اگر نمی توانید عمومی بگوئید در ایمیل بنده بگذارید اما جامع باشد که ما متوجه باشیم استاد از اینکه باعث اذیت جنابتان شدیم حلال کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور عزیزانی که به هیئت‌ها انتقاد دارند به جهت افراطی است که در بعضی هیئت‌ها هست که جوانان را مشغول سینه‌زنی و دسته می‌کنند بدون آن‌که متذکر معارف درستی شوند. راه‌کار، نفیِ هیئت نیست زیرا بعضی از این جوانان اگر همین هیئت‌ها هم نباشد می‌روند دنبال کارهای دیگر. بلکه راه‌کار آن است که آرام‌آرام برنامه‌ی هیئت‌ها را به سوی جمع معارف الهی و اخلاق و دسته و سینه‌زنی بکشانیم که بحمداللّه بعضاً عزیزان در این مورد موفق بوده‌اند. موفق باشید
9380
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی فرمودید: در صلوات نظر به کامل‌ترین انسان‌ها می‌کنید که بهترین رابطه را با خدا دارند و در زیر سایه‌ی رابطه‌ی کامل‌ترین انسان‌ها، با دعا، رابطه‌ی خود را با خدا برقرار می‌نمایید و معلوم است که این دعا بالا می‌رود.- استاد به صورت کامل و زیبا پاسخ گرفتیم که چگونه صلوات باعث بالارفتن دعا می شود. ولی اگر کسی صلوات را به زبان نیاورد ولی جهت قلبش بسوی حضرات معصومین (ع) باشد دعا بالا نمی رود؟ به عبارتی دعای بدون صلوات فرستادن اجابت نمی شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت نظر قلبی به سوی حضرات معصومین«علیهم‌السلام» روح صلوات را به همراه دارد، ولی کامل‌ترین شکل جمع لفظ و معنا است. موفق باشید
9259
متن پرسش
سلام استاد: می خواستم ببینم این جمله ی حضرت امام که فرمودند: حفظ نظام اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر (عج) اهمیتش بیشتر است. را چگونه ارزیابی و تحلیل می فرمایید. خواهشا به تفصیل بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این حدّ جمله‌ی امام را در ذهن دارم که فرمودند: «حفظ نظام از اوجب واجبات است» چون می‌دانید تا نظام اسلامی محقق نشود، مقصد و هدف شریعت الهی که این‌همه پیامبر برای آن تلاش کردند و حتی سیدالشهداء«علیه‌السلام» جان مبارک خود را در راه آن فدا کردند، صورت عملی به خود نمی‌گیرد. در راستای حفظ نظام اسلامی بود که ما این‌همه شهید دادیم تا زمینه‌ی تحقق اهداف شریعت الهی فراهم شود. موفق باشید
6310
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر؛اینکه میفرمایید اصل مذاکره صحیح است به چه معناست؟برداشت من از سود مذاکره فقط بهانه به دست دشمن و بهانه جویان ندادن و اثبات بیش از پیش مظلومیت ایران و ماهیت استکباری غرب است والا آمریکا با اصل نظام توحیدی ما مشکل دارد و تحریم ها فقط برای ضربه زدن به اصل این نظام است و آنچه بر سر آن مذاکره صورت میگیرد تنها بهانه است و هرگز هم به نتیجه نخواهد رسید.نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است. مگر بین کفر و ایمان مذاکره معنا دارد؟ مگر رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با اباسفیان مذاکره کردند؟ به همین جهت رهبر بصیر و الهی ما فرمودند فقط در رابطه با موضوع انرژی هسته‌ای مذاکره صورت ‌گیرد. موفق باشید
4949
متن پرسش
سلام.استاد برخی از جزوات مانندجزوه کلیّات عرفان نظری جزوه معارف 1 وبرخی از کتب مانند مبانی نظری امامت ونبوت در سایت شما موجود نیست وچون در سیر مطالعاتی پیشنهادی شما می بشد نیاز به آنها ضروریست. واین که کتاب معرفت نفس وحشر که به عنوان ترجمه وتنقیح برخی جلدهای اسفار می باشد نیز در دسترس نیست لطفا راهنمایی کنید. یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» همین روز‌ها سر و کله‌اش پیدا می‌شود. سایر جزوات را هم انشاءالله مسئول محترم سایت فکری برایش می‌کنند. موفق باشید
4663
متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضر استاد طاهرزاده درست است که عالم حضور فوق زمان و مکان است ولی چون با گذشت زمان ما به ظهور امام زمان نزدیک می شویم می توان نتیجه گرفت که با با گذشت زمان عالم دارد به ساحت حضوری برتری می رود؟ مثلا ایا رجب و شعبان و رمضان امسال نسبت به رجب و شعبان و رمضان پارسال نورانیت بیشتری دارد؟ و زمینه ساز صعود معنوی بیشتری است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت انسان با امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به عنوان واسطه‌ی فیض، مثل نسبت ما با خداوند است که ربطی به گذشت زمان ندارد، هراندازه جامعه آماده‌تر باشد بیشتر با نور امام زمان مرتبط می‌شود و لذا گاهی از زمان‌ها نور حضرت در خفا می‌رود و باز ظهور می‌کند و باز ممکن است در خفا رود تا آن‌که با آمادگی جامعه به ظهور نهایی برسد. موفق باشید
2831
متن پرسش
لطفاً چند مثال بزنید از مبادی فکر غربی که بیکن تعیین کرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اصل قضیه در آزادشدن از تکلیفی بود که غربی ها ماوراء میل نفس اماره، از طریق دین برایشان مطرح می‌شد. پیرو این گرایش انواع هوس‌ها و شهرت دوستی و رقیب‌کشی همه به عنوان مبادی روح غربی ظهور کرد. موفق باشید
1405

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم / سلام علیکم / ماشین های کوچکی هست که بچه های حدود 3 سال می توانند داخل آن بنشینند و پا بزنند و فرمان بدهند و حرکت کنند (البته برقی آن هم هست ولی نظر بنده به آن نوعی است که خود بچه پا بزند و تلاش و تحرک داشته باشد). آیا استفاده از اینگونه اسباب بازی ها باعث مانوس و وارد شدن زودتر بچه ها به فضای مدرنیته است؟ آیا باید از این اسباب بازی ها پرهیز کرد؟ یا در فضای امروزی موارد مناسبی برای بازی و رشد بچه ها به حساب می آیند و استفاده از آنها مشکلی ندارد؟ / با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: توصیه‌ی دین به این است که خیلی خود را گرفتار این امور نکنیم ولی در مورد اشخاص با شرایط متفاوتی که دارند موضوع فرق می‌کند. شما خودتان باید بررسی کنید که در عین رعایت سادگی چقدر نیاز است که این نوع اسباب‌بازی‌ها را برای فرزندتان تهیه کنید. موفق باشید
1266

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم. خواهشاً هر سوال را به صورت جداگانه پاسخ دهید. بعد از مطالعه کتاب ادب خیال، عقل و قلب سوالاتی برایم به وجود آمده که امید¬وارم با راهنمایی شما حل شود: 1- ابعاد اصلی وجود ما همان 4 بعدی است که در کتاب فرمودید؟ 2- شما فرمودید که انسان جامع انسانی است که همه ابعادش را تربیت کند و اگر نتوانست اولویت بندی کند و تربیت و پرورش قلب را در اولویت اول قرار دهد چون مهم ترین بعد ماست. اما سوال اینجاست که چگونه فردی که هنوز خیالش را مودب نکرده است توانایی ادب کردن قلب را دارد؟ کسی که هنوز نمی¬تواند خیالات خود را در نماز کنترل کند چگونه می¬تواند به حضور قلب برسد؟ به عبارت دیگر مگر تربیت بعد قلب از همه ابعاد سخت تر نیست. پس چگونه می¬توان قلب را زود تر از همه مودب کرد؟ ( مثل وزنه برداری که هنوز قادر نیست وزنه 100 کیلویی رابلند کند، اما به او می¬گوییم که وزنه 200 کیلویی را بلند کند !!!) 3- شما فرمودید که خیال، مظهر عشق و طراوت است. میخواهم بدانم اینکه ما می-توانیم تصور کنیم که در حرم امیرالمومنین هستیم و از این حضور و ارتباط لذت می¬بریم مربوط به بعد خیال است یا قلب؟ (توضیح دهید) 4- من احساس می¬کنم همین¬که از خیالات واهی رها شوم، همان لحظه ارتباط قلبی با حقایق عالم برایم ممکن می¬شود، به عبارت دیگر رها شدن از خیالات همان و حضور قلب در نماز همان. یعنی بین این دو هیچ فاصله زمانی وجود ندارد. پس اگر ما در نماز تلاش کنیم که خیالمان را پاک نگهداریم و از وهمیات استقبال نکنیم سریعا و بدون هیچ وقفه¬ای حضور قلب برایمان حاصل می¬شود. آیا این حرف درست است؟ 5- آیا برای ادب کردن خیال، عدم استقبال از خیالات واهی کفایت می کند؟ 6- آیا تنها راه ادب کردن عقل، خواندن کتب استدلالی است؟ 7- برای کسی که می خواهد فلسفه را از صفر شروع کند چه سیر مطالعاتی را پیشنهاد می کنید؟ 8- منظور از ادب کردن قلب، همان تفکر و توجه و تمرکز دائمی و مستمر بر روی حضور حضرت حق است که در جزوه گوهر اصلی ماه مبارک رمضان فرموده اید؟ با تشکر- موفق باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- آری 2- قلب در ذات خود حقایق را می‌شناسد اگر توانستیم آن را در صحنه نگه‌داریم به نور قلب خیال و اعضاء ما نیز تربیت می‌شود، این روش را روش «لِمِّی» می‌گویند که از کُل به جزء می‌رسیم برعکس ِروشی که از جزء به کل می‌رسند، شما به خودتان نظر کنید ببینید کدام روش با روح‌تان همخوانی دارد. 3- این‌جا خیال و قلب با هم کنار آمده‌اند به تعبیر امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» قلب، آن مرتبه‌ی تجرد خیالی است که در آن مرتبه، معقولی را به صورت جزئیه می‌یابد(تقریرات فلسفه، ج 3، ص 342). 4- آری درست است 5- همین‌طور است 6- خیر، اساس کار آن است که برای کثرات استقلالی قائل نباشیم و همواره وحدت را در کثرت بنگریم 7- ده نکته از معرفت نفس، برهان صدیقین، حرکت جوهری، بدایة‌الحکمه با شرح آقای صمدی آملی 8- حرف خوبی است ولی باید با نظر به وحدت در کثرت مشکل را حل کرد. موفق باشید
20871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد با سلام: لطفا روشهای اثبات صفت حکمت خداوند را به صورت کامل بیان کنید، چه ارتباطی بین صفت حکمت و صداقت و علم خداوند وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» کار کنید تا ثابت شود چون خدا عین کمال است، عین حکمت و صداقت و علم و .... هست. موفق باشید

19885
متن پرسش
سلام استاد: در باب حرکت جوهری، فرمودین که حرکت جوهری مختص عالم ماده هست، حالا اینکه فرمودین نفس آدمی هم به اعتبار بدن حرکت داره، دو تا سوال برام پیش آورده: اولی اینکه آیا خود نفس حرکت پیدا میکنه وقتی توی دنیاس یا فقط بدن حرکت داره و ما از باب وحدت بین این دو میگیم نفس هم حرکت داره؟ دومی اینکه وقتی مومن در برزخ عذاب میشه به این علته که به کمالش برسه، یعنی یه نقایصی داره، حالا اون تبدیل نقایص به کمال در برزخ که عالم مجرداته، نشانه وجود حرکت نفس در برزخه؟ یعنی میشه گفت فقط در عالم جبروت و قیامت حرکت نداریم و ثبوت داریم یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس از آن جهت که در نسبت با بدن قرار دارد حقیقتاً دارای حرکت است. ولی همین‌که از بدن جدا شد، حرکت به معنای تبدیل قوه به فعل ندارد، بلکه در برزخ و قیامت رفعِ حجاب برایش مطرح است که اگر هم آن را حرکت بنامیم، از جنس حرکت‌های دنیایی نیست. موفق باشید

نمایش چاپی