بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6717
متن پرسش
بسمه تعالی باعرض سلام .ظاهرا داستان خلقت از آنجا شروع میشود که خداوند موجودات را از عدم به وجود آورد و پس از پیمان الست به شرط " الا لیعبدون" به بودن خود ادامه دادند. از آنجایی که همه توسط خداوند تماما خیر و رحمت بوجود آمده بودند پس چه شد که عده ای از موجودات مثل ابلیس و موجودات مختار دیگر نفاق پیشه کردند و پیمان شکستند و کافر شدند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند جن و انس را برای عبودیت آفرید. عبودیت مقصد جن و انس است و نه مقصد و هدف خداوند. حال اگر جن و انس بندگی پیشه کردند مطابق هدفی که خلق شده‌اند عمل کرده‌اند وگرنه زندگی آن‌ها پوچ و بی‌ثمر خواهد بود چون به هدفی که باید می‌رسیدند، نرسیدند. عنایت داشته باشید که عبودیت هدف خداوند نیست که اگر جن و انس بندگی نکردند خداوند از هدف خود باز شده باشد. از آن‌جایی که خداوند کمال مطلق است و خودش هدف است هدف برای او معنا ندارد. موفق باشید
6395
متن پرسش
سلام.حضرت استاد در باب دیدن خواب برای افراد نابینای مادرزاد سوال داشتم که آیا آنها هم خواب می بینند ویا خیر ؟واگرمی بینند محدوده ی خواب آنها چه مقداراست وآیا رویای صادقه هم می بینند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در خواب هرکس با صورت‌هایی که در خیال خود دارد مرتبط می‌شود و شخص نابینا نیز با سایر حواس خود صورت‌هایی را در خیال ایجاد کرده و در رؤیای صادقانه نفس انسان با عالم بالا مرتبط می‌شود و مطابق صُور مأنوسی که دارد آنچه از عالم بالا به‌دست آورده است را صورت می‌دهد. موفق باشید
6345
متن پرسش
سلام ایا اقای شحیطاوی را میشناسید معلم قران ما هستند از دانشجویان شما بوده اگر ممکنه کتاب کر بلا و مبارزه باپوچی ها را در سایت بگذارید باتشکر محمد بالدی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلام مرا به ایشان برسانید و بفرمایید هنوز آن کتابی که هدیه فرمودند برایم قابل استفاده است. کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» بر روی سایت هست. موفق باشید
5597
متن پرسش
باسلام باتوجه به غربی بودن علوم انسانی که در دانشگاههای کشورمان تدریس میشود ایا شما تحصیل در این دروی امثال روانشناسی و یا مشاوره را برای افراد مذهبی توصیه می کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این شرط که این دروس بهانه باشد تا شما بتوانید به متون اسلامی رجوع فرمایید و آن‌ها را مطرح کنید و با آن معارف مشاوره بدهید. موفق باشید
3624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
(برای حفظ آبرو، لطفا جواب را روی سایت قرار ندهید و صرفا به ایمیلم بفرستید)خدمت استاد گرانقدر سلام عرض میکنم. مسئله ای ماه هاست که بنده را آزار میدهد و اکنون نیاز دارم که سریعاً پاسخ آن را بدانم. استاد بنده دختری 28 ساله هستم و حدود دو سال قبل خواستگاری داشتم که علی رغم توافق دخترو پسر برای ازدواج، خانواده ها با یک جلسه یک ساعته صحبت با هم به این نتیجه رسیدند که همطراز نیستند!!! (لازم به ذکر است که بنا به دلایلی در این جلسه ی آشنایی، عمه و والدین پدر من هم حضور داشتند). بعد از این مدت دومرتبه دخترو پسر تصمیم گرفتیم بار دیگر به ازدواج با یکدیگر فکر کنیم که باز با مخالفت خانواده ی آقا پسر مواجه شدیم. خانواده های درجه ی اول ما (پدرو مادر و خواهر و برادر) به نظر نمیرسد که خیلی زیاد با هم از نظر سطح اعتقادی و تحصیلاتی متفاوت باشند (البته نمی گویم که هیچ تفاوتی نیست)، ولی مشکل سر اینست که خانواده ی آقا پسر معتقدند فامیل های دورتر من (عمو و عمه و خاله و..) با آنها هم کفو نیستند!( از نظر سطح اجتماعی و فرهنگی و پست و مقام های دنیایی و آداب و رسوم خانوداگی و نیز اعتقادات مذهبی). دراین مدت بارها از خودم پرسیده ام که اگر رسول الله (ص) بین ما بودند و از ایشان راهنمایی می خواستیم ایشان به خاطر تفاوت خانواده های ما، ما را از انجام این ازدواج نهی می فرمودند؟! مگر ملاک هم کفوی دختر و پسر برای ازدواج، هم کفوی اعتقادی و در یک راستا بودن مسیر آنها در رجوع الی الله نیست؟ من نمی خواهم که ما بدون رضایت خانواده ی آقا پسر با هم ازدواج کنیم چون مطمئنم همین مسئله میتواند در آینده ی زندگی ما مشکل ایجاد کرده و ما را از بهره گیری درست از هدف امر مقدس ازدواج دور کند.1- لطفا بفرمایید که ما داریم اشتباه میکنیم یا خانواده های ما؟ چه کنیم استاد؟ 2- استاد بحث سرکتاب باز کردن برای گشودن گره از امر ازدواج با سلوک الی الله تغایر دارد؟ من این مدت خیلی دعا و نذر و نیاز کردم و از خاندان لطف و کرم (ع) کمک خواستم ولی گشایشی ( به چشم کور من) حاصل نشده! لطفا پاسخ من را زود ارسال بفرمایید، ضرورت دارد. خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که آن‌ها اشتباه می‌کنند ولی مسئله را باید با تدبیر و حوصله حل کنید. سرکتاب‌بازکردن کاری از پیش نمی‌برد. موفق باشید
1683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد بزرگوار میخواستم از شما بپرسم در حمله ی اعراب به ایران آیا امام علی نیز مشارکت داشتند و با این کار موافق بودند باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در حمله‌ی مسلمانان به ایران حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» شرکت نداشتند ولی نمی‌دانم به آن شکلی که انجام شد موافق بودند یا نه. موفق باشید
1665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوارم. استاد، خواهش می کنم خیلی زود جواب مفصلی بدهید ، نگران خودم هستم. از طولانی بودن سوالم عذر می خوام اما همه ی امیدم به جواب شماست. من دختری هستم که به تازگی آخرین امتحانم را دادم و از مهندسی آزاد شدم و جدی تر از قبل به دنبال پیگیری.............. خواهش می کنم حداقل تعبیر خوابی که راجع به دندان هایم بود را بفرمایید. الان که حدود یک ساعت از خوابم می گذرد هنوز هم احساس عجیبی در دندان هایم دارم. مقداری هم صدقه دادم . خدا سایه ی شما را بر سر ما نگه دارد . التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده علم به تعبیر خواب ندارم ولی شواهد نشان می‌دهد در سیر مثبتی قرارگرفته‌اید و انشاءالله تعلّقاتتان کم می‌شود و جنبه‌ی برزخی شما بر جنبه‌ی دنیائیتان غلبه می‌کند. مسیر معرفت‌النفس را ادامه دهید و قصد خود را رجوع به حق قرار دهید. موفق باشید.
1449

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. دختری 22 ساله هستم. ا ز موقعی که پسری در دانشگاهمان خودکشی کرده همیشه به این فکرم که برای نجات از مشکلات زیادم ، خودم را بکشم اما کتاب هایی که از شما خواندم این اجازه را به من نمی دهد چون فهمیدم با خودکشی فقط فرصت کمال را از خودم میگیرم و باز هم "من" من زنده است. استاد می خوام بدونم اگر خودم را بکشم دقیقا چه اتفاقی می افتد ؟ شما اگر جای من بودید با انبود مشکلات چه می کردید ؟ چه راهی برای رهایی از مشکل من وجود دارد ؟ یک راهی که هم خدا راضی باشد هم دیگر درگیر این مشکل نباشم. خواهشمندم توصیه اخلاقی نکنید. دعوت به صبر،دعوت به تضرع در برابر خدا، و دعوت به نگاه به مشکلات زندگی به عنوان امتحان خدا نکنید. یه راهی بگین که واقعا خلاص بشم . اصلا واقعا با خودکشی چه می شود ؟ دلیل قرآنی یا عقلانی شما چیست ؟ چه راهی برای خلاصی از مشکلات وجود دارد ؟ حقیقت چیست ؟ از کجا مطمئن باشیم انتخاب هایی که برای خدا انجام می دهیم واقعا خدایی است و بعد از مرگمان نمی فهمیم که در سپاه یزید بوده ایم ؟ مشکلاتی که برای من پیش اومده اصلا نه تو سیره ی علما هست نه تا به حال هیچ کدوم از امام ها این مشکل را داشتند. آشنایی من با امام می گوید که امام (ره) هم این مشکل را نداشتند. البته مشکلم خیلی بزرگ نیست اما این که نمی دانم خدا چه می خواهد مشکل را برایم بزرگتر می کند. تروخدا قسم میدم که مفصل جواب بدید. دعایمان کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده نمی‌دانم مشکل شما چیست ولی امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در دعای کمیل می‌فرمایند: بزرگ‌ترین ثروت ، اطاعت از پروردگار است. از طرفی اطاعت پروردگار دو طرف دارد یکی پروردگاری که در همه‌جا حاضر است و دیگری روح عبودیت که در درون همه هست. پس نباید مشکلی برای جنابعالی در میان باشد. تعجب می‌کنم که پرسیده‌اید نمی‌دانم خدا از شما چه می‌خواهد. خداوند از شما بندگی و اُنس با آن نور متعالی را می‌خواهد تا شما را به همه‌چیز برساند. هرگاه بر سر دو راهی هستید ببینید کدام راه به بندگی خدا و تواضع نزدیک‌تر است آن را انتخاب کنید و از هیچ‌چیز نترسید. دائم متذکر بندگی و تواضع باشید و از تکبر و خودبزرگ‌بینی و آرزوهای دنیایی فاصله بگیرید. برنامه‌ای جهت فهم قرآن برای خود بریزید تا نور بندگی و تواضع در شما رشد کند. موفق باشید
809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی می خواستم بپرسم که چطور می تونم کمتر حرف بزنم -کمتر خنده های بی جا وشوخی های بی جا بکنم-کمتر گناه بکنم.ممنون می شوم اگر راهنمایی ام بکنید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: هر اندازه در قران و روایات و متون حِکمی بیشتر تدبّر کنید تا عقل‌تان وسعت پیدا کند از تحریکات خیال و خنده و شوخیِ بی‌جا بیشتر آزاد می‌شوید و هراندازه معارف خود را نسبت به معاد بیشتر کنید بهتر از گناه فاصله می‌گیرید. موفق باشید
711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت گروه المیزان و استاد عزیز بنده مشکل خیلی بزرگی در بحث ازدواج دارم. قریب به 1 سال است که بنده امادگی خود را نسبت به متاهل شدن به خانواده ام اعلام داشته ام. البته آنها نیز استقبال خوبی داشته و تحقیقات را به خوبی انجام می دادند ولی جواب رد از خانواده دختر می گیریم مبنی بر اینکه دخترمان می خواهد درس بخواند و قصد ازدواج ندارد. حدود10 مورد اینچنین داشتیم. حال بنده با این وضعیت کم کم رو به ناامیدی خواهم رفت و همیشه این فکر در ذهنم بوده که مشکل از طرف من است. خواهشمندم نظر خود را بدهید و در صورت امکان راه حل و چاره مناسبی را برای بنده پیشنهاد کنید. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام پیشنهاد می‌کنم ملاک‌های خود را عوض کنید و به سراغ خانواده‌های دیگری بروید که بیشتر ایمان داماد برایشان ارزش دارد و در هنگام روبه‌روشدن با دختر طوری سخن نگویید که از شما یک سخصیت سخت‌گیر و متعصب تصور کنند. موفق باشید
20627
متن پرسش
با سلام: فرمودید خواب حجت نیست. پس چرا ائمه به ما دستور العمل برای دیدن خوابشان را داده اند؟ مگر نه این است که ارتباط با عالم غیب ابتدا از طریق خواب و سپس از طریق شهود است؟ اگر امیدوار به رد و بدل اطلاعات با عالم غیب نباشیم دینداری خسته کننده می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در كتاب «شرح ده ‏نكته از معرفت‏ نفس» و نيز در تفسير آيه 42 سوره زمر بحث شده است، اگر به آن مباحث رجوع بفرماييد ملاحظه مى‏ كنيد اساساً نبايد براى خواب زاويه‏ اى اساسى در زندگى و در تجزيه و تحليل‏ هاى خود باز كنيد. قصّه‏ اى خدمتتان عرض كنم شايد تا حدّى به جواب سؤالتان نزديك شويد: متوكّل عباسى، تعبيركنندگان خواب و كاهن‏ هاى دربار را جمع كرده بود و با تهديد گفته بود بايد بگوييد: «من چند سال ديگر حكومت مى‏ كنم؟» اين بيچاره ‏ها از كجا بدانند؟! يكى از آنها با اطمينان كامل گفته بود: قربان! 33 سال ديگر حكومت مى ‏كنيد. متوكّل از او مى‏ پرسد از كجا مى‏ گويى؟ گفته بود: چون شما امشب 33 دُرّ را در خواب مى ‏بينيد. همه معبّرين از جواب قاطع او خيلى تعجب كردند كه چطور مى‏ شود با توجّه به علم تعبير خواب، چنين چيزى گفت. فردا صبح كه متوكل از خواب بيدار شده ‏بود به آن شخص گفته ‏بود: بارك‏ الله! تو راست گفتى من 33 دُرّ را خواب ديدم، پس حتماً 33 سال ديگر حكومت مى‏ كنم. بعداً معبّرين از همكار خود پرسيدند: از كجا گفتى؟ گفت: من به او القا كردم كه 33 دُرّ خواب مى ‏بينى، روحش 33 دُرّ را در حالت خواب در خيال خود ايجاد كرد، و هيچ‏ خبرى هم از ادامه حكومت 33 ساله او نيست. به همين ترتيب اگر كسى خيلى به خودش القا كند كه امام زمان (ع) را در خواب مى‏ بيند، ممكن است واقعاً در خواب ببيند. امّا چه كسى را در خواب ديده ‏است؟ آن امام زمان ساخته ذهن خودش را كه در بيدارى تصور مى‏ كرد و دوست مى‏ داشت كه در خواب هم ببيند.

بر روى چگونگى «خواب‏» وقت بگذاريد، اين همه روايت داريم كه خواب‏ حجّت‏ نيست. نمى‏ خواهم بگويم كه ممكن نيست درِ غيب در خواب به روى شما باز شود، آرى؛ گاهى ممكن است در منظر صورت خياليه شما، يك نور بَصَرى از امام (ع) براى شما ظاهر شود، ولى مى ‏خواهم بگويم: خود امام به ما ياد داده ‏اند كه خواب حجت‏ نيست. و شما حق نداريد براى خوابتان در تصميم‏ گيرى‏ هايتان زاويه بازكنيد. بايد متوجه باشيد كه خيالات رهزن است و ما را بازى مى ‏دهد، به طورى كه واقعاً خيالاتمان را مى ‏شنويم و فكر مى‏ كنيم از خارج صدايى شنيده ‏ايم و يا خيالاتمان را مى ‏بينيم و فكر مى ‏كنيم در بيرون داريم مى‏ بينيم، چون اگر كسى خود را در اين وادى‏ ها انداخت و مسير طبيعى را رها كرد، خيالاتش‏ آنقدر قوى مى‏ شود كه نمى‏ تواند بين بيرون و درون را تفكيك كند، حتى براى عزيزانى كه در صدق و صفا هستند چنين خطر و اشتباهاتى هست.

در مقدمه كتاب «آيةالحق» مرحوم حسين غفارى از قول حاج شيخ عباس قوچانى (وصى مرحوم سيد على ‏آقا قاضى (ره)) نقل مى ‏كنند كه يكى از افراد مشهور به كرامت به در منزل مرحوم قاضى آمد و گفت: من حالى داشتم كه تمام گياهان، خواص و آثار خود را به من نشان مى‏ دادند، مدتى است حجابى حاصل شده و ديگر به من نمى ‏نمايانند، از شما تقاضا دارم كه عنايتى بفرماييد تا آن حال به من بازگردد. مرحوم قاضى (ره) به او فرمود: دست من خالى است. او رفت و پس از زيارت عتبات، به نجف برگشت، يك روز كه جميع شاگردان نزد مرحوم قاضى گرد آمده بودند، در منزل ايشان آمد و از بيرون در، سرش را داخل نموده، گفت: آنچه را كه از شما مى‏ خواستم و به من نداديد، از حضرت صاحب‏ الأمر گرفتم و حضرت فرمود: به قاضى بگو بيايد نزد من، با او كارى دارم. مرحوم قاضى سر خود را بلند كرد و گفت: بگو قاضى نمى ‏آيد.

نويسنده در ادامه مى‏ گويد: اوّلًا ميان راه توحيد و طريق معرفت نفس كه روش تربيتى عرفاى بالله است با راه تقويت نفس كه شيوه ارباب رياضات و اصحاب مكاشفات و كرامات است، فرق هست. وقتى گفته مى ‏شود كه اصحاب كرامات و مكاشفات و رياضات به دنبال تقويت نفس هستند و نه عبور از آن، چه بسا به ذهن افرادِ خام، از كلمه تقويت نفس، خداى ناكرده اشتغال به امور لهو و لعب متبادر شده و از اين جهت انتساب بسيارى از بزرگانِ صاحب كرامت و دعاوى باطنى را به اين طريقه، غيرقابل قبول بشمارند، ولى خوب نظر كن كه فرد مذكور يكى از اصحاب مكاشفه بوده و در چاره ‏گشايى امور مادى و معنوى خلايق اشتهار داشته و حتى در اين سال‏هاى اخير، بعضى وى را در زمره عرفاى عظام شمرده، و عبرت بگير كه چنين شخصى غايت خواسته ‏اش كه عمر گرانبها را صرف آن كرده و از اين شهر به آن شهر و از اين امام به آن امام و از مرحوم قاضى تا صاحب‏ الأمر را مورد سؤال قرار داده، بازگشت حالى است از حالات نفس و قوايى از قواى باطن كه مثلًا بتواند كشف خواص دارويى گياهان بكند. و بدان كه لذّت بهره ‏مندى از اين قواى نفسانى و لذت استفاده و بروز كرامات، گاه آنچنان قوى است كه صدها برابر لذّات ظاهرى حسّى است و شخص واجد اين حالات ابداً نمى‏ تواند از آن‏ها عبور نمايد و البته با محمل‏ هاى كمك به خلق و دستگيرى و غيره، آن‏ها را براى خود توجيه مى ‏كند، ولى مهم اين است كه همه اين‏ها كمالات و آثار نفس است و هدف عرفان، فناى تمامى آثار و شوائب نفسانى از پايين ‏ترين درجات تا بالاترين مراحل آن، كه با نورانيت بسيار شديد توأم است.

ثانياً؛ بنگر به كلام قاضى كه به آسانى و سردى مى‏ گويد: دست ما خالى است، آرى نه دست او كه دل و جان او از هر گونه خواست و قواى منتسب به انّيَت نفس خالى است. ثالثاً؛ بنگر به گفتار آن شخص در اخذ خواست خود از امام زمان (ع) و پيام معاتبه ‏آميز از جانب حضرت به مرحوم قاضى كه به قاضى بگو: بيايد با او كار دارم، كه حكايت دارد كه آن شخص به زعم خود به شرف ملاقات امام عصر (ع) نائل شده و حضرت خواسته او را برآورده ساخته ‏اند و گفته‏ اند به قاضى هم بگو بيايد. و ديدى كه قاضى هم گفت: بگو قاضى نمى‏ آيد! كه اين جواب قاضى، نشان تشخيص قاضى است از سستى توهمات و دعاوى كثيره مدعيان ملاقات با امام زمان (ع). اين پاسخ قاضى يعنى امامِ زمان مورد ادعاى شما، چيزى جز امر خيالى و نفسانى و توهّمى و ساخته نفس شما يا شيطان نيست.

در ادامه مى‏ فرمايد: در محضر آيت‏الله‏ طهرانى (ره) به مناسبتى سخن از همين دعاوى مربوط به رؤيت حضرت صاحب‏ الأمر (ع) شد. ايشان از قول حضرت آقاى هاشم حدّاد مستقلًا يا از ايشان به نقل از حضرت آقاى قاضى (قدس‏سرهما). فرمودند كه «غالب اين ادعاهاى رؤيت در طول تاريخ به جز چند موردِ محدود و معدود، امور خيالى و نفسانى بوده و حداكثر از قبيل مكاشفات روحيه است كه صاحب آن‏ها آن را امر عينى و حقيقى مى‏ پندارد. مؤلف محترم از قول مرحوم آيت‏ الله قاضى نقل مى ‏كند كه شيخ احمد احسايى روزى به شاگردان خود گفت: من هر وقت به حرم مشرف مى ‏شوم به حضرت سلام مى‏ كنم، حضرت بلند جواب مى‏ دهند، به طورى ‏كه اگر شما هم آنجا باشيد مى‏ شنويد، يك‏ مرتبه با من بياييد تا بفهميد. روزى شاگردان وى به حرم مشرف شدند، شيخ سلام كرد، بعد رو كرد به شاگردان و گفت: جواب شنيديد؟ گفتند: نه! دومرتبه سلام كرد و گفت: شنيديد؟ گفتند: نه! پس شاگردان و خود او دانستند كه شيخ در اين موضوع اشتباه كرده است (صدايى را كه نفس خودش ايجاد كرده است، مى‏ شنيده و تصور مى ‏كرده آن صدا از خارج است)» نقل از كتاب آيةالحق، تأليف سيد محمد حسن قاضى، صفحات 100- 102. موفق باشید

19166

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم بدانم از نظر شما جایگاه دانشگاه (علی الخصوص دانشگاه هایی که بیشتر آموختن یک حرفه مثل پزشکی، مهندسی یا هنر را به عهده دارند) در وضعیت تاریخ کنونی با توجه به نظریاتتان در خصوص تفاوت حکمت و دانش مدرن و همچنین رسالت دانشگاه که به گفته ی شهید آوینی تربیت شهروندان مناسب دنیای مدرن و ... می باشد که از نظامات دنیای مدرن پیروی می کند و روح دنیای مدرن در تضاد با روح اسلام می باشد، چیست؟ نحوه ی برخورد صحیح ما با این آکادمی چه باید باشد؟ تسخیر یا دوری؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما فعلاً با همین نهادهای آموزشی روبه‌روئیم. لذا باید با خودآگاهی نسبت به این نقص‌ها سعی کنیم در همین بسترها بشری تربیت شود تا به مرور هدف اصلی آموزش در نظام اسلامی شکل گیرد. موفق باشید

14710
متن پرسش
با سلام: اینکه گویند روح مخلوق بی واسطه است به چه معناست؟ روح را می دانم اما این بی واسطه بودن را نفهمیدم. آیا مقام اسماء بالاتر از مقام عقل است؟ آیا مقام فرشتگان است و نسبت آن با روح؟ آیا روح جمیع اسماء است؟ و سوال آخر در مورد مقام محمود پیامبر (ص) است که خداوند قول اعطای آن را به پیامبر دادند. می خواستم جایگاه این سخن را نسبت به «الحمدلله رب العالمین» بدانم که مقام محمود بودن پیامبر (ص) در چه درجه ای است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به بی‌واسطه‌بودنِ مخلوقیت روح، باید مقام روح را مقام جامعِ احدی اسماء دانست که واسطه‌ی بین تعیّن اول و تعیّن ثانی است 2- مقام محمود یعنی مقامی که کاملاً مورد پسند حق است. موفق باشید

13620
متن پرسش
با عرض سلام و عرض تسلیت این ایام: اینجانب اعتقاد و نگاهی به امام حسین و عاشورا دارم که می خواهم خدمت شما عرضه کنم تا درستی یا نادرستی آن را بفرمایید: باور من این است که امام حسین علیه السلام برای خدا و به خاطر عشق به خدا از همه چیزش گذشت و برای امام حسین اینگونه به شهادت رسیدن یک افتخار است و دیگر یاران امام حسین علیه السلام هم خودشان را فدای امام خویش کردند و به خاطر عشق به امامشان اینگونه شهادت را پذیرفتند و برای آنها هم یک افتخار است و گریه های حضرت زینب (س) را گریه خواهر برای برادر نمی دانم بلکه گریه در فراق ولی و رهبر خویش است. و معتقدم اگر به ما دستور دادند که هر ساله به یاد این مصیبت عظمی باشیم برای این است که ما هم این چنین درس عشق را یاد بگیریم و در حقیقت چگونه زیستن را یاد بگیریم که هر لحضه باید فدایی امام خویش باشیم اما گریه برای آن حضرت گریه برای عقب ماندگی خودمان است گریه ای است که چرا نبودیم و در رکاب او شهید شویم نه گریه برای اینکه چرا امام را شهید کردند یا برای اینکه آبش ندادند. و اگر می گویند مصیبت عظما به خاطر این است که عده ای که تعدادشان هم کم نیست با کمال بی شرمی در مقابل امام خود ایستادند و حرمتش را شکستند و نفهمیدند که این امام از جان خودشان هم عزیز تر است و این هم جای گریه دارد. به خاطر این اعتقادم نمی توانم پای هر روضه ای بنشینم و هر نوحه ای را گوش دهم از نوحه های صرفا عاطفی و اینکه فقط به زخم های حضرت اشاره می کند بدم می آید یعنی اینقدر حالم بد می شود که تا چند روز نمی خواهم پای مجلس امام حسین علیه السلام بروم. سوال دیگری از محضر شما دارم من قلبا خدا و پیامبر، ائمه و امام خمینی و حضرت آقا را دوست دارم هنگام پخش صوت قرآن، دعا، و مجلس امام حسین احساس کنده شدن از جایی را دارم که به شدت بی تابم می کند و دوست دارم به آنجا بروم و آرزویم هم رسیدن به آنجاست. حتی گاهی به خدا می گویم من دنیا را نمی خواستم و تو برای آمدن من به دنیا عشق امام حسین را در دلم نهادی تا بیایم و اینجا انتقام آن عزیز را بگیرم قلبم می گوید تو باید جوری بمیری که این هزار و چند صد سال عقب ماندگی را جبران کنی. اما در مقام فکر و تفکر نمی دانم چرا به همه چیز شک می کنم و وقتی هم به سراغ استدلال می روم آن اطمینان قلبی که خودم دارم را به من نمی دهند و خلاصه دچار تعارض شدم. راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نگاه خوبی است. سعی کنید خودتان با شنیدن آن نوحه‌ها، نظرتان را به وَجه قدسیِ آن حادثه معطوف دارید 2- این شک خوب است از آن جهت که وجه متعالی موضوعات مدّ نظرتان قرار گیرد. پیشنهاد می‌کنم «مقالات» آیت اللّه شجاعی را برای خود به‌عنوان یک مبنای فکری مدّ نظر قرار دهید. بنده نیز مختصراً آن را شرح داده‌ام. موفق باشید

13407
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: با توجه به دو سوالی که در قسمت پرسش ها توسط شما جواب داده شده در موضوع جسمانیه الحدوث بون نفس سوالی داشتم ابتدا دو سوال مورد نظر رو عینا میزارم بعد سوال میک نم شماره سوال: 11492 تاریخ ارسال: چهارشنبه ۱۳ اسفند ۹۳ آخرین تغییر: چهارشنبه ۱۳ اسفند ۹۳ موضوع: حدیث، حضرت علی(ع)، توحید، اسماءالهی، انسان شناسی، معرفت نفس، اصطلاحات، شبهات دینی، فلسفه، با سلام خدمت استاد گرامی: چند سوال ازخدمتتان داشتم: 1- با توجه به این‌که شما به «جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء» روح معتقدید، نظرتان در مورد عالم «ذر» یا عالم «ارواح» چیست؟ (امام علی«علیه‌السلام» در حدیثی می‌فرمایند: خداوند ارواح را دو هزار سال قبل از بدن‌ها آفرید). 2- منظور از لقاءالله چیست؟ پیوستن وجود به وجود خدا و وحدت‌یافتن با خداست؟ 3- آیا مشیت ازلی و ابدی است؟ با تشکر فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر شخصی به عنوان یک شخص خاص بر اساس جسمانیة الحدوث‌بودنِ نفس از رحم مادرش شروع می‌شود، ولی وجود علمیِ همان شخص قبل از بدن در علم خداوند هست و اولیاء الهی قبل از آن‌که آن افراد خلق شوند، آن روح‌ها را می‌شناسند. 2 - وقتی انسان به مخلوقات رجوعِ وجودی کرد و با وجود روبه‌رو شد لقاء الهیِ او شروع می‌شود، می‌ماند هر اندازه که عمیق‌تر سلوک کند و به فناء از خود و باقی‌شدن به بقاء الهی نزدیک شود لقاء او مصفاتر می‌شود 3- آری هر آن‌چه خدا اراده فرموده از ازل تا ابد ثابت است، می‌ماند که خود او اراده فرموده ما با تلاش، خود را بسازیم. موفق باشید شماره سوال: 9833 تاریخ ارسال: جمعه ۷ شهریور ۹۳ آخرین تغییر: سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۹۳ موضوع: انسان شناسی، معرفت نفس، فلسفه، حکمت متعالیه، با سلام: با توجه به اینکه انسان جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا است چرا می گویند انسان در قوس نزول از عوالم مختلف عبور کرده است؟ باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهت روحی تا بیاید در مرحله‌ی جسم و حدوث واقع شود، از بالا نزول کرده است. در حرکت جوهری روشن شد که نفس، جسمانیة الحدوث است نه این‌که علت نفس جسم باشد. موفق باشید استاد عزیز شما فرمودید نفس از جهت روحی از بالا نزول کرده تا در مرحله جسم و حدوث قرار بگیره سوال من اینه با این وضعیت باید نفس قبل از رسیدن به مرحله جسم و حدوث وجود داشته باشه اگر وجود داشته جسمانیه الحدوث بودن معنا نداره و اگر بفرمایید وجود نداشته پس شما از تنزل چه موجودی صحبت می کنید. سوال بعد اینه که شما روایت خلقت ارواح قبل از ابدان رو در حد علم خداوند و یا شناخت اولیا الهی توجیه کردید در صورتیکه در روایت صحبت از آفرینش ارواحه. اگه ممکنه بیشتر توضیح بدید. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت وجودِ علمی هر مخلوقی غیر از وجودِ عینی او است. به همین جهت قرآن می‌فرماید: «اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون» یعنی اگر خداوند چیزی را اراده کرد به آن چیز می‌گوید بشو و می‌شود. پس معلوم است که یک وجودِ قبل از خلقت داشته است که به آن خطاب می‌کند. در حالی‌که طبق همین آیه هنوز خلق نشده است. از این جهت گفته می‌شود انسان یک وجود علمی در نزد خدا دارد که حضرت حق با نظر به آن وجود علمی، مخلوق را ایجاد می‌کند. موفق باشید

12162
متن پرسش
سلام بنده مطالبی که در سایت شما هست را طبق یک برنامه ریزی مشخصی دنبال می کنم و بعضی مطالب را در سایتی درس می دهم یعنی با توجه به صوت سخنرانی شما مطالبی که به ذهنم می رسه را در آن سایت شرح می دم. الان مدتی هست که دیگه خانواده اجازه نمی دهن کلاس هایی که در خانه انقلاب توسط بعضی شاگردان شما اداره می شه را شرکت کنم و کلا از فضای کلاس دور شدم و کسی کنارم نیست که مدام سوالاتم را بپرسم و مطالب مطمئنی را در سایت به عنوان درس بنویسم. شما می فرمایید چه کار کنم؟ از طرفی این درس دادن ها در روحیه و فکر خودم خیلی موثر بوده و واقعا منو به فکر وامیداره از طرفی نمی خوام مطالب مشکوک و تصحیح نشده بنویسم و راه پرسش هم بر من بسته شده دوست داشتم ارتباطم مثل قبل با اساتید آزاد بود که کوچکترین تردیدی در مطالبی که می نویسم وجود نداشته باشه. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید اگر مباحث روز دوشنبه را که شرح دعای مکارم الاخلاق است دنبال کنید و توصیه‌های حضرت سجاد«علیه‌السلام» را به جامعه برسانید، زمینه‌ی تحقق تمدن اسلامی را فراهم کرده باشید، تمدنی که رابطه‌ی انسان‌ها با همدیگر در آن باید به صورتی باشد که حضرت سجاد«علیه‌السلام» مدّ نظر قرار می‌دهند. موفق باشید

11979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب «ده گفتار» علامه مطهری در خصوص تقلید می گویند: از این علما نمی توان تقلید کرد :1. آنکه اعمال خلاف دارد. 2. آنکه تعصب شدید دارد. 3. تزاحم دنیا دارد. 4. طرفداری از طرفداران خود هر چند ناصالح باشند. 5. کوبیدن مخالفان خود هر چند مستحق احسان و نیکی باشند. اگر این اعمال را در آنها حس کنند و باز هم چشم خود را ببندند و از آنها پیروی کنند مانند همان عوام یهودند و مورد مذمت و ملامت هستند. چرا آقای وحید خراسانی اعلام برائت از شبکه های معاند با رهبری ولایت و نظام نمی کنند؟ تکلیف ما که عمری مقلد ایشان بوده ایم چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آیت اللّه وحید طرفدار شبکه‌های معاند نیستند و معتقدند مقام معظم رهبری موجب عزّت اسلام‌اند. بهتر است خود را وارد این مواردی که بیشتر شایعه است نکنیم. موفق باشید

11027
متن پرسش
سلام علیکم: در میان کتب شما کتاب «آشتی با خدا» واقعا مخلوق عجیبی است؛ شاید بشود گفت بهتر از این نمی‌شد این کتاب نوشته شود. 1ـ علت نامگذاری این کتاب به این نام چه بود؟ یه دار و دسته گنده لات می‌شناسم که با این کتاب داستانی شده اند عجیب. نمی‌دانم تا حالا با این صحنه مواجه شده اید که کسی بر حرفی یا موضوعی اصرار بورزد اما با شنیدن حرفی در عرض کسری از ثانیه سرش را پایین بیندازد و بگوید قبول!!!! خداوند را شاهد می‌گیرم که خودم کسی را می‌شناسم که العیاذبالله خدا را به زور بندگی می‌کند و سر موضوعی لج می‌کرد اما طرف مقابلش تا گفت استاد چنین می‌گوید گفت اگر این را استاد گفته درست است و سرش را پایین انداخت. جالب است که می‌گوید ای کاش بقیه‌ی کتاب‌هایشان را هم مثل آشتی با خدا می‌نوشتند تا می‌توانستم بخوانم. جالب است که نمازهایش هم غلط غلوت است اما .... عجیب آدمی شده! بیشتر از اینکه حرف بزند ساکت است اما تنها چیزی که نمی‌تواند قبول کند توبه است نه اینکه هنوز هم شرور باشد انگار توبه باورش نیست به او گفتم برویم نزد استاد گفت از بوی تعفن من حال استاد بد می‌شود می‌ترسم تا آنجا هستم خدا به ایشان هم قهر کند! جالب است دچار بی‌خوابی شده و بد جوری پریشان است برایش دعا کنید تا به او بگویم شما دعایش کرده‌اید. جالب است دعای خودش این است که خدا عمر مرا کم کند و به عمر استاد اضافه کند. در پایان باز هم می‌پرسم علت نامگذاری این کتاب به این اسم چه بود؟ هر چه بوده ایشان را حیران کرده.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از آن عزیز پاک طینت تقاضای دعا دارم که برای من عاصی دعا کنند. بنده هم قول می‌دهم برای ایشان دعا کنم تا در سکوت طولانی‌شان به کلماتی دست‌یابند که هرگز در الفاظ نمی‌توان به آن معانی دست یافت. موفق باشید
9293
متن پرسش
سلام علیکم: روایاتی که خبر از پیشرفت صنایع و تسهیل امور در زمان حکومت حضرت حجت (عج) می دهد را برخی از محققان به ظهور تکنولوژی های فوق پیشرفته تعبیر می کنند. آیا چنین نظری می تواند درست باشد و در زمان حکومت حضرت که تنها زمان برقرار جامعه توحیدی و تمدن شیعی است انسانها بیش از پیش به تکنولوژی وابسته شوند و در عالم محسوسات گرفتار و یا این که انسانها با عالم توحیدی که پیدا می کنند به وسیله نفس مجرد خود امور دنیایی را انجام میدهند (چون این گونه امور در آن زمان عادی می شود) می خواهم نظر حضرتعالی را در این مورد بدانم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً آن علم و آن پیشرفت با ارتباط با استعدادهای معنوی عالم ظهور می‌کند. مثل آن‌که در روایات داریم زمین زیر پای یاران مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌پیچد، که همان طیّ الأرض می‌باشد. موفق باشید
8764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حکم آویختن گردنبند عقیق و یا هر کدام از سنگهای توصیه شده توسط معصومین سلام الله علیهم بعنوان استحباب برای انگشتری چیست؟ آیا سند روایی مبنی بر استحباب بعنوان گردنبند وجود دارد؟ یا فقط استحباب برای انگشتری است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده تنها از روایت مربوط به انگشتر عقیق اطلاع دارم. موفق باشید
8079
متن پرسش
سلام خدمت استادمحترم من دختری13ساله دارم که تازگی هاخیلی عجیب بامن ناسازگاری داردبه خصوص اعتقادات من حجاب من وحتی اینکه چراحوزه درس خواندم چراهمش دوستهای باحجاب دارم وخیلی زخم زبانهایی که قلب منومیسوزاندالبته بیشترمواقع سکوت میکنم وازخداصبرمیخواهم ومتوسل به حضرت زهرامیشوم اما بازبعضی مواقع کنترل ازدستم میرودواورامیزنم حال مانده ام چه کنم شمارابه حضرت زهراقسم راهی چاره ای نشانم دهیدتابتوانم باارامش بیشترواینکه چگونه بااوبرخوردکنم باتشکرفراوان
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با محبت به او بفهمانید زندگی اصلی ما مربوط به قیامت است و در دنیا در حدّی که خدا اجازه می‌دهد باید راحت باشیم و در دل این فضا اگر آن حرف‌ها را باز ادامه داد بدون کتک‌زدن کمی به او بی‌محلی کنید ولی نه در حدّ قهر. فضای زندگی قیامتی را خوب نشانش دهید و خطراتی که اهل دنیا در آینده دارند را به او خبر دهید به او محبت کنید. موفق باشید
7064
متن پرسش
سلام در دوران ما که افرادی با تفکرات متفاوتی هستند در همه مسائل (فرهنگی تربیتی سیاسی و...)چطور می شود راه درست را تشخیص بدهیم که به انحراف نرویم.آیا در قرآن راهی کلی را بیان کرده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن و فرهنگ اهل البیت«علیهم السلام» ملاک است. در ذیل این دو نور ثقلین تفاوت نگاه ها، تنوع را بیشتر می کند بدون آن که کار به تضاد بکشد
6363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیلکم من بر خلاف میل خودم و به اصرار همسرم و خانواده به دانشگاه غیر انتفاعی شهرمان رفتم دانشگاه مختلط است و من نگران این هستم ک ارزشهام و دینم به خطر بفتد استخاره کردم گفتن موجب خوش نامی شما در اینده است خواهش میکنم راهنماییم کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک تشخیص خودتان است اگر برای دین‌تان نگرانید نباید ورود پیدا کنید. موفق باشید
6354
متن پرسش
سلام.با توجه به این که زمان مربوطبه عالم ماده می باشد وبعد از مرگ ودربرزخ زمان موجود نیست وهرکس هم با توجه به امیال وتعلقاتی که به عالم برزخ داشته درآن می ماند ومثلا برخی 70هزارسال یا بیشتر.با این مقدمات حضرات معصومین(ع)بعداز شهادتشان به برزخ می روند ودرآنجا توقفی دارند ویا یک سره به قیامت می روند ویا فوق این حرفها می باشند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اَلآنَ قیامتی قائم» و همین حالا آن حضرت از برزخ گذشته‌اند، می‌توان گفت حضرات معصومین به یک معنا خودشان صاحب قیامت‌اند که در سوره‌ی اعراف تعبیر «وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجال‏» را کرده که امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: مائیم آن‌هایی که بر اعراف‌اند. زیرا رجالی که بر اعراف‌اند اذن می‌دهند چه کسی به بهشت برود و چه کسی به بهشت نرود. موفق باشید
5693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خداقوت در جلسه قرآن این هفته درمورد اسماء و صفات خداوند فرمایشاتی داشتید. هچنین همچنین درمورد وحدت وجود هم مواردی فرمودید. سوال اینکه میان عقیده وحدت وجودی متصوفه و دراویش و فرمایش شما قرابتی هست یا خیر. اگرعقاید متفاوت هست اختلاف در کجاست؟ آیا تفکر متصوفه درمورد وحدت وجود صحیح است؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: تنها آن وحدت وجودی که در نگاه حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مطرح است مدّ نظر بنده است که بحث آن شد و فکر نمی‌کنم کسی غیر از این را قبول داشته باشد. عرض کردم هیچ الاغی نمی‌گوید این میز و صندلی خدا است. چون بعضی ها حرف عرفا را نمی‌فهمند می‌گویند لوازم وحدت وجود آن است که این میز و دیوار خدا است! موفق باشید
نمایش چاپی