بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14326
متن پرسش
سلام: 1. این جمله آیت الله سعادت پرور (ره) چقدر درست است؟ چرا عرفای دیگر را نام نبردند؟ ایشان در مقدمه کتاب ارزشمند «سرالاسراء» در رابطه با دو استاد خود مرحوم امام (ره) و علامه طباطبائی می نویسند: «خداوند متعال در عصر ما با خلق دو حجت بالغه و نشانه هدایت‌گر بر مردم منت نهاد و راه رسیدن به حقیقت را به نوری ظلمت شکن روشن ساخت، یکی از آن دو حجت، بزرگ‌مرد میدان علم و عمل، میدان‌دار توانای علوم عقل و نقل، عارف بالله، محبوب خدا و اولیاء خدا، احیاگر دین و ایمان و برپادارنده ولایت و حکومت اسلامی، و نجات دهنده کشور از چنگال پادشاهان پس از قرن‌ها ستمگری، آیت اعظم پروردگار و حجت خدا بر اهل زمین در این زمان، حضرت امام سید روح الله موسوی خمینی (رضوان اله تعالی علیه) است. و دیگری نابغه زمان، گشاینده گره های فهم سنت و قرآن، شناگر بی بدیل دریای معارف الهی و آموزگار آنها، بزرگ‌مرد میدان علم و عمل، میدان دار توانای علوم عقلی و نقلی، زنده کننده حوزه های علمیه، مایه فخر اهل تحقیق و معرفت، صاحب تفسیر شریف المیزان و کتابهای ارزشمند دیگر، آیت حق و دین و حجت خدا بر اهل فهم و یقین، سید محمد حسین قاضی طباطبایی تبریزی (رضوان الله تعالی علیه) است. این دو بزرگوار مصداق فرمایش حضرت علی ابن الحسین(علیهما السلام) هستند که فرمود: «خداوند – عز و جل – می دانست که در آخرالزمان ژرف اندیشان خردمندی خواهند آمد و از همین دو سوره «قل هو الله احد» و آیات اول سوره حدید «و هو علیم بذات الصدور» را نازل فرمود. 2. ظاهرا شما هم دقیقا همین عقیده را دارید استاد؟ بله؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب و عالمانه آن استاد عزیز تشخیص داده‌اند که آن دو بزرگوار یعنی حضرت امام و علامه«رحمت‌اللّه‌علیهما» در این زمانه جهت ظهور تاریخ توحیدی، اصل‌اند و سایر عزیزان به نحوی در سایه‌ی آن‌ها معنا دارند. موفق باشید

14069
متن پرسش
با سلام و قبولی زیارت جنابعالی: لطفا اگر میشه ابعاد مختلف نامه رهبری را تشریح کنید. برخی در مورد اصل چنین نامه هایی حرفهایی دارند. فکر می کنم با شناساندن جایگاه تاریخی چنین نامه هایی به هم فکری بیشتری بین نیروهای داخلی می رسیم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نامه‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» بن‌بست تحجر و تکفیر سایر ملل را می‌شکند و فضای گفتگوی فرهنگ‌ها و ادیان را به میان می‌آورد تا تفکر به جامعه برگردد و در هر فرازی از آن نامه، ملت‌های جهان به تفکری خاص دعوت می‌شوند تا بین بی‌فکری و تعصب و تفکر و حق‌یابی، تفکیک شود. موفق باشید

13464
متن پرسش
سلام علیکم: در یکی از سخنرانی ها فرمودید مومن کسی است که قلبش با خدا آشناست. 1. آیا این درست که مومن الزاما به کسی که عادل است (گناه کبیره نمی کند و بر صغیره اصرار نمی ورزد) محصور نمی شود؟ شخصی می گفت در حدیث داریم شخصی که فلان گناه را می کند از ایمان خارج است این یعنی مومن هنگام گناه کلا از مومن بودن جداست یا منظور این است که از آن قرب به خدا دور می شود؟ 2. اگر مومنی گناه کبیره ای کرد و در توبه اش تاخیر ایجاد کرد آن لحظاتی که توبه نکرده عنوان مومن ندارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور اجمال در همه‌ی موارد فوق فرد مورد نظر جهت قضاوت ما یک فرد مؤمن است هرچند که گناه کرده باشد. ولی مطابق روایات نسبت قلبی او با خدا در هنگام گناه به شرطی که بداند آن گناه مقابله با خدا است، به هم می‌خورد و تا توبه نکرده است از الطاف الهی محروم است. ولی این ربطی به رابطه‌ی ما با او ندارد مضافاً که معلوم نیست تصور او از آن گناه، مقابله و تمرّد با حضرت حق باشد. موفق باشید

13367
متن پرسش
به نام خدا سلام خدمت استاد بزرگوار: در تفسیر آیه ۳۵ سوره یونس فرمودید منظور از کسی که «یهدی الی الحق احق ان یتبع» اهل البیت علیهم السلام هستند چه اشکالی پیش می آید که خود خدا را مصداق این آیه بگیریم؟ با کمال تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید که آیه می‌گوید آیا کسی که به خدا هدایت می‌کند، شایسته‌ی پیروی است؟ یا کسی که خودش از کس دیگری تعلیم گرفته؟ چگونه کسی را که به خدا هدایت می‌کند، خودِ خدا قلمداد کنیم؟! موفق باشید

11394
متن پرسش
سلام علیکم: 1- حدیث زیر چقدر سندیت دارد؟ 2- آیا مصداق این حدیث حضرت امام رحمة الله علیه می باشد؟ 3- آیا این حدیث در کتاب اصول کافی با «ترجمه و شرح فارسی آیت الله محمد باقر کمره ای» چاپ اسوه هم وجود دارد؟ 80 - بشا : بهذا الاسناد عن عبدالله بن محمد بن عبدالله بن دینار ، عن أبیه عن أحمد بن سالم ، عن محمد بن یحیى بن ضریس ، عن محمد بن جعفر ، عن نصر ابن مزاحم وابن أبی حماد ، عن أبی داود عن عبدالله بن شریک ، عن أبی جعفر علیه السلام قال : أقبل أبوبکر وعمر والزبیر وعبدالرحمن بن عوف جلسوا بفناء رسول الله صلى الله علیه وآله فخرج إلیهم النبی صلى الله علیه وآله : فجلس إلیهم فانقطع شسعه ، فرمى بنعله إلی علی بن أبی طالب علیه السلام ثم قال : إن عن یمین الله عزوجل - أو عن یمین العرش - قوما منا على منابر من نور ، وجوههم من نور ، وثیابهم من نور ، تغشى وجوههم أبصار الناظرین دونهم ، قال أبوبکر : من هم یا رسول الله ؟ فسکت ، فقال الزبیر : من هم یا رسول الله ؟ فسکت ؟ فقال عبدالرحمن : من هم یا رسول الله ؟ فسکت فقال علی علیه السلام : من هم یا رسول الله ؟ فقال : هم قوم تحابوا بروح الله على غیر أنساب ولا أموال اولئک شیعتک وأنت إمامهم یا علی .بیان : " بروح الله " أی برحمته أو بدینه وعلمه أو بخلفائه ، والحاصل أن حبهم لله لا للاحساب والاموال والانساب ، وسائر الامور الدنیویة . بحارلانوار جلد 65 صفحه 139
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن روایت که حضرت کاظم«علیه‌السلام» می‌فرمایند مردی از قم مردم را به حق دعوت می‌کند که افراد پیرامون او قلب‌هایشان همچون پاره‌های آهن است، شاید بتوان حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را مصداق واژه‌ی «روح اللّه» که در روایت فوق آمده است دانست. البته تا زمانی که شخصی به این نام در صحنه‌ی تاریخ اثر گذار نبود روح اللّه را به رحمت خدا معنا می‌کردند. موفق باشید

11186

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اگر کسی با وجود مطالعات و آگاهی های لازم هیچ اراده و توانی برای خارج کردن خود از سستی ها و ایرادهای شخصی اش نداشته باشد شما چه پیشنهاد عملی برای رها شدن او از این رخوت دارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزوهای بلند دنیایی و پرحرفی و کینه و رقابتِ بی‌جا، انسان را نسبت به انجام وظایفش سست می‌کند. موفق باشید
9589
متن پرسش
سلام استاد: عرفا چه طوری وهم و الهام رو تفاوتشو می فهمیدند؟ ممنون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: القائات وَهمی از طریق شیطان، انسان را به خود مشغول می‌کند و یک نوع تکبر با خود به همراه دارد، ولی الهام از طریق فرشتگان انسان را امیدوار به رحمت خدا می‌کند و با یک نوع تواضع و خوش‌بینی به خلق همراه است. موفق باشید
8029
متن پرسش
سلام علیکم . در صفحه ی 45 کتاب انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب در انتهای پاراگراف دوم صفحه فرموده بودید :‌پدیدهی مادی خارجی علت معّده است تا نفس به کمک عالم بالا صورتی مطابق صورت شی خارجی در خود ایجاد کند . میشود این یک خط را کمی توضیح دهید .یعنی پدیده های مادی نوعی سراب هستند و اصل آن متعلق به عالم مافوق است ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: پدیده‌های مادی سراب نیستند بلکه صورت مادی حقایق عالم ملکوت‌اند که آیه‌ی 21 از سوره‌ی حجر متذکر آن است. آن‌جا که می‌فرماید: «وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم‏» و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست؛ ولى ما جز به اندازه معیّن آن را نازل نمى‏کنیم! از این آیه نتیجه میگیریم که آنچه در مرتبه‏ى پایینِ عالمِ وجود هست، داراى مراتبى عالى‏تر در مرتبه بالاى عالم نیز هست و به اصطلاح هرچه در عالم مادون هست، داراى باطن غیبى و معنوى است و باید در نگاه خود به عالَم، همواره متوجه باطن عالم نیز باشیم، تا توجه ما به عالم قدس فراموش نشود. این نوع تجزیه و تحلیل‏ها مربوط به «نگاه قدسى» است. البته این‏که در آیه مى‏فرماید هر چیزى داراى باطن است، منظور چیزهاى حقیقى است و نه چیزهاى اعتبارى. شی‏ء چیزى است که واقعاً شخصیت دارد، مثل زمین و انسان و درخت ولى صندلى شخصیت حقیقى ندارد زیرا به اعتبار ما صندلى است، خیابان یک طرفه، یک طرفه‏بودنش به اعتبار ماست، همچنان‏که خیابان‏بودنش نیز یک امر اعتبارى است، ولى درخت به خودى خود شخصیت واقعى دارد، من و شما به خودى خود شخصیت داریم، زمین نیز همین طور است، شخصیت دارد و شخصیت آن‏ها به اعتبار معتبِر نیست. چیزهایى را که خودشان شخصیت دارند به اصطلاح جوهر مى‏گویند. پس هر «چیزى» در این عالم، باطن دارد و جنبه مادون آن به جنبه مافوق آن وصل است. به قول آقاى پروفسور کربن علم جدید عامل گسستگى مرتبه مادون عالم با عالم ملکوت شد، «باید به ارض ملکوت سفر کرد و به آن‏جا پیوست» تا متوجه شویم همه چیز در جاى خود مقدس است. اعتقاد به ملائکه در این نوع نگاه مطرح است و مى‏فهمد «ملائکه» مدبِّرات امْرَند، و عالم را ملائکه مدیریت مى‏کنند، مثل این‏که قواى مربوط به نفس شما، اعضاء بدن شما را تدبیر مى‏نمایند، قوه بینایى چشم شما را به کار مى‏گیرد و در نتیجه عمل بینایى انجام مى‏گیرد. در هر حال با توجه به آیه فوق چیزها در عالم، باطن دارند و داراى وجود خزینه‏اى مى‏باشند و توسط باطن خود تدبیر مى‏شوند، باطنى که عنداللّهى است و در نزد خدا است. موفق باشید
7061
متن پرسش
با سلام خدمت استاد و سایر دوستانی که در مدیریت سایت نقش دارند. تمنا دارم در طراحی بخش پرسش و پاسخ نکات زیر را در نظر داشته باشید: -->1) هنگامیکه پرسشی ارسال می شود، پیامی کاملا واضح و آشکار به کاربر نشان داده شود که سوال در سایت جهت رویت استاد ثبت و ذخیره شد. -->2) بتوان به راحتی سوال را با شماره پیدا کرد، به عنوان مثال با وارد کردن شماره سوال بتوان به متن و جواب دسترسی پیدا کرد. بنده چندین سوال از استاد پرسیده و جواب هم گرفته ام، ولی الان وحشت دارم دنبال همان سوالها تو سایت بگردم. -->3) ارتباط با استاد فقط یک طرفه نباشد. به عنوان مثال شخصی سوالی از استاد پرسیده، استاد جوابی ارائه می دهد، ممکن است جواب استاد آن شخص را متقاعد نکند و یا برایش نامفهوم باشد، شخص بتواند در زیر همان سوال نظر جدیدش را ارئه دهد. بنده در جواب استاد به یکی از سوالاتم این مشکل برایم پیش آمد ولی قید سوال مجدد از استاد پرسیدن را زدم. افراد مختلف نیز بتوانند با تایید مدیر سایت یا خود استاد در ذیل یک سوال نظراتشان را بیان کنند. چند وقت پیش موضوعی تحت عنوان چند همسری مردان در سایت راه افتاد. افراد مختلف نظراتشان را در قالب سوالات جداگانه ارسال می کردند و نظرات همدیگر را نقد می کردند. تنها راه ارجاع به نظرات دیگران هم شماره سوال بود و یا توضیح که کافی و گویا نیست. دقیقا منظورم امکانی مثل بخش نظرات سایتهای تابناک یا جهان نیوز هستش که افراد نظرات همدیگر را ذیل یک نظر یا سوال نقد می کنند -->4)توصیه می کنم مجموعه برگزیده ای از سوال و جوابهای استاد در قالب کتاب چاپ شود. باور کنید پیاده سازی چنین امکاناتی بیش از چند روز وقت برنامه نویسان محترم را نمی گیرد. اجرتان با اباعبدالله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت لطفاً کاربر محترم را در جریان قرار دهید
5410
متن پرسش
ایامیتوان ازشخصی که یکسری ذکر میدهد وبه بعضی اعمال مثلا رفتن به قبرستان قبل از طلوع افتاب درروزهای دوشنبه وپنج شنبه ویا مثلا گرفتن روزه درایام رجب وشعبان یا سایر اعمال دیگربعنوان استادنگاه کرد واز او تبعیت نمود . ایا همین کفایت میکند . البته ایشان هیچ عالمی را درک نکرده وفقط درمحضر یک فردی بوده که خود ان فرد هم استاد ویا عالمی را درک نکرده وظاهرا براثر بغضی اعمال وعبادتها ریاضتها چیزهایی داشته است. لطفا راهنمایی بفرمایید که ایا میتوان به چنین افرادی اطمینان کرد یا باید رها نمود ؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در ابتدای ماه رمضان امسال در تاریخ 23/4/92 فرمودند: ((اگر از محرّمات اجتناب کردیم و واجبات را انجام دادیم، این همان پرواز مورد نظر را براى من و شما ممکن و فراهم میکند؛ چیز بیشترى لازم نیست. بعضى‌ها دنبال برخى از خصوصیاتند؛ کسى را پیدا کنند، از او ذکرى بگیرند، از او ریاضتى فرا بگیرند. اینها لازم نیست؛ ریاضت شرعى، مشخص است. اگر همین نمازها را بخوانیم، درست بخوانیم، بوقت بخوانیم، ارکانش را درست به‌جا بیاوریم، با توجه بخوانیم، یا روزه را درست بگیریم - همین واجبات و فرائضى که در اختیار ما است - همینها انسان را پرواز میدهد. و من به شما عرض بکنم؛ ما اگر چنانچه همین مقدار را انجام دهیم، خود این زمینه‌اى خواهد شد براى جذب انوار الهى به میزان زیاد. یعنى این حداقلى که براى ما لازم است، هنرش فقط این نیست که ما را قادر خواهد کرد بر این که این راه را طى کنیم؛ بلکه هنر دیگرش این است که زمینه‌ى ما را براى جذب بیشتر نور الهى و تفضل الهى فراهم خواهد کرد. وقتى انسان نماز فریضه را خوب بخواند، به طور طبیعى میل به نوافل پیدا خواهد کرد. وقتى انسان از دروغ، از غیبت، از قول به غیر علم، از تهمت، از افساد، از مال مردم خورى، از خیانت در امانت پرهیز کند، خود این، دل انسان را آماده‌ى تلقى هدایت الهى و معرفت الهى خواهد کرد؛ ما را پیش خواهد برد)). بنابراین طبق فرمایش ایشان نیاز نیست دنبال این افراد راه بیفتید. به دنبال عالمانی باشید که حرام و حلال الهی را به ما متذکر می‌شوند. موفق باشید
5239
متن پرسش
اینکه علامه حقیقت ومنشا عصمت رادرجایی علم یاعلم حضوری یا نیروی درونی یاتسدیدالهی باروح القدس ودرموردی هم منشا ان رامحبت الهی دانستند ایا این موارد مخصوصا چهارمورداول باهم فرق دارند یانه؟آیا منظور از این موارد علم لدنی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف علامه حرف بسیار دقیقی است چون علم حضوری یک حقیقت وجودی است که با اتصال به وجود مطلق و نظر قلبی به حضرت حق ظهور می‌کند. آری به یک اعتبار می‌توان گفت علم حضوری علم لدنّی است زیرا وجود معلوم نزد عالم است و نه مفهوم معلوم، ولی این‌که لازم می‌آید همیشه موهبی باشد، این‌طور نیست. موفق باشید
871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام متاسفانه هرچی دنبال کتاب " ادب خیال، عقل و قلب" میگردم پیداش نمیکنم. فرموده بودید روی سایت هست. ولی نیست. اگه براتون ممکنه بذارید روی سایت. یا لطف کنید برام بفرستید. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: روی سایت هست. موفق باشید
755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد چگونه می توان با عنایت خداوند و اهل بیت بر خشم غلبه کرد اینجانب بسیار سعی کرده ام ولی به یکبار عصبانی شده و تمام کارها را خراب می کنم تو را خدا من را راهنایی کنید و صراط اصلی را به اینجانب نشان دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: موضوع فائق آمدن بر غضب از مشکل‌ترین ابعاد سلوک است تا آن‌جا که شیطان از طریق غضب عبادت شش هزارساله‌اش را نابود کرد. پس باید با برنامه‌ای دراز مدت و مرحله ‌به مرحله إن‌شاءالله خود را از آن آزاد کنید. پیشنهاد می‌شود قسمت غضب از کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» را دستور کار خود قرار دهید. موفق باشید
21072
متن پرسش
سلام استاد عزیز: مدتی است که دایم صحبت از فتنه جدید می شود که بزرگتر از فتنه قبل است. اگر منظور احمدی نژاد و اطرافیان او می باشند که واقعیت این است که عددی نیستند البته واضح است که مشکلات معیشتی مردم می تواند بستر فتنه قرار گیرد اما گویا مسئله بزرگتر از این حرفهاست و خلاصه اینکه دل ما را می لرزانند. حتما باید فتنه انجام گیرد و بگویند دیدی شد؟ چرا خواص جامعه به جز چند روزنامه و یا سایت ابعاد واقعی این فتنه را اگر اینگونه هست روشن نمی کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا بر روی این موضوع فکر نکنیم که فتنه‌ی جدید نقشه‌های داخلی و خارجی است تا مردم را از کارآمدیِ انقلاب اسلامی مأیوس کند. در حالی‌که به لطف الهی با توجه به عمق حضور تاریخی انقلاب اسلامی از یک طرف و ناتوانی استکبار از طرف دیگر، انقلاب اسلامی از این فتنه‌ها می‌گذرد و برای همیشه جریان استکباری که فعلاً ذوق‌زده دارد این حرکات کودکانه را رصد می‌کند، مأیوس می‌شود. آری! فتنه‌ی جدید برای مأیوس‌کردن مردم نسبت به کارآمدی انقلاب پیش آمده، ولی مردم به‌خوبی آگاه‌اند که این ناکارآمدی به جهت روح غرب‌زدگیِ ما و گرفتار توسعه‌نیافتگی و توسعه‌یافتگی‌شدن‌ها است و از طریق آزادشدن از این گرفتاری، ناکارآمدی‌ها به توانایی تبدیل می‌شود به همان معنایی که در افق انقلاب اسلامی اقتصاد مقاومتی معنا یافته است. موفق باشید 

20627
متن پرسش
با سلام: فرمودید خواب حجت نیست. پس چرا ائمه به ما دستور العمل برای دیدن خوابشان را داده اند؟ مگر نه این است که ارتباط با عالم غیب ابتدا از طریق خواب و سپس از طریق شهود است؟ اگر امیدوار به رد و بدل اطلاعات با عالم غیب نباشیم دینداری خسته کننده می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در كتاب «شرح ده ‏نكته از معرفت‏ نفس» و نيز در تفسير آيه 42 سوره زمر بحث شده است، اگر به آن مباحث رجوع بفرماييد ملاحظه مى‏ كنيد اساساً نبايد براى خواب زاويه‏ اى اساسى در زندگى و در تجزيه و تحليل‏ هاى خود باز كنيد. قصّه‏ اى خدمتتان عرض كنم شايد تا حدّى به جواب سؤالتان نزديك شويد: متوكّل عباسى، تعبيركنندگان خواب و كاهن‏ هاى دربار را جمع كرده بود و با تهديد گفته بود بايد بگوييد: «من چند سال ديگر حكومت مى‏ كنم؟» اين بيچاره ‏ها از كجا بدانند؟! يكى از آنها با اطمينان كامل گفته بود: قربان! 33 سال ديگر حكومت مى ‏كنيد. متوكّل از او مى‏ پرسد از كجا مى‏ گويى؟ گفته بود: چون شما امشب 33 دُرّ را در خواب مى ‏بينيد. همه معبّرين از جواب قاطع او خيلى تعجب كردند كه چطور مى‏ شود با توجّه به علم تعبير خواب، چنين چيزى گفت. فردا صبح كه متوكل از خواب بيدار شده ‏بود به آن شخص گفته ‏بود: بارك‏ الله! تو راست گفتى من 33 دُرّ را خواب ديدم، پس حتماً 33 سال ديگر حكومت مى‏ كنم. بعداً معبّرين از همكار خود پرسيدند: از كجا گفتى؟ گفت: من به او القا كردم كه 33 دُرّ خواب مى ‏بينى، روحش 33 دُرّ را در حالت خواب در خيال خود ايجاد كرد، و هيچ‏ خبرى هم از ادامه حكومت 33 ساله او نيست. به همين ترتيب اگر كسى خيلى به خودش القا كند كه امام زمان (ع) را در خواب مى‏ بيند، ممكن است واقعاً در خواب ببيند. امّا چه كسى را در خواب ديده ‏است؟ آن امام زمان ساخته ذهن خودش را كه در بيدارى تصور مى‏ كرد و دوست مى‏ داشت كه در خواب هم ببيند.

بر روى چگونگى «خواب‏» وقت بگذاريد، اين همه روايت داريم كه خواب‏ حجّت‏ نيست. نمى‏ خواهم بگويم كه ممكن نيست درِ غيب در خواب به روى شما باز شود، آرى؛ گاهى ممكن است در منظر صورت خياليه شما، يك نور بَصَرى از امام (ع) براى شما ظاهر شود، ولى مى ‏خواهم بگويم: خود امام به ما ياد داده ‏اند كه خواب حجت‏ نيست. و شما حق نداريد براى خوابتان در تصميم‏ گيرى‏ هايتان زاويه بازكنيد. بايد متوجه باشيد كه خيالات رهزن است و ما را بازى مى ‏دهد، به طورى كه واقعاً خيالاتمان را مى ‏شنويم و فكر مى‏ كنيم از خارج صدايى شنيده ‏ايم و يا خيالاتمان را مى ‏بينيم و فكر مى ‏كنيم در بيرون داريم مى‏ بينيم، چون اگر كسى خود را در اين وادى‏ ها انداخت و مسير طبيعى را رها كرد، خيالاتش‏ آنقدر قوى مى‏ شود كه نمى‏ تواند بين بيرون و درون را تفكيك كند، حتى براى عزيزانى كه در صدق و صفا هستند چنين خطر و اشتباهاتى هست.

در مقدمه كتاب «آيةالحق» مرحوم حسين غفارى از قول حاج شيخ عباس قوچانى (وصى مرحوم سيد على ‏آقا قاضى (ره)) نقل مى ‏كنند كه يكى از افراد مشهور به كرامت به در منزل مرحوم قاضى آمد و گفت: من حالى داشتم كه تمام گياهان، خواص و آثار خود را به من نشان مى‏ دادند، مدتى است حجابى حاصل شده و ديگر به من نمى ‏نمايانند، از شما تقاضا دارم كه عنايتى بفرماييد تا آن حال به من بازگردد. مرحوم قاضى (ره) به او فرمود: دست من خالى است. او رفت و پس از زيارت عتبات، به نجف برگشت، يك روز كه جميع شاگردان نزد مرحوم قاضى گرد آمده بودند، در منزل ايشان آمد و از بيرون در، سرش را داخل نموده، گفت: آنچه را كه از شما مى‏ خواستم و به من نداديد، از حضرت صاحب‏ الأمر گرفتم و حضرت فرمود: به قاضى بگو بيايد نزد من، با او كارى دارم. مرحوم قاضى سر خود را بلند كرد و گفت: بگو قاضى نمى ‏آيد.

نويسنده در ادامه مى‏ گويد: اوّلًا ميان راه توحيد و طريق معرفت نفس كه روش تربيتى عرفاى بالله است با راه تقويت نفس كه شيوه ارباب رياضات و اصحاب مكاشفات و كرامات است، فرق هست. وقتى گفته مى ‏شود كه اصحاب كرامات و مكاشفات و رياضات به دنبال تقويت نفس هستند و نه عبور از آن، چه بسا به ذهن افرادِ خام، از كلمه تقويت نفس، خداى ناكرده اشتغال به امور لهو و لعب متبادر شده و از اين جهت انتساب بسيارى از بزرگانِ صاحب كرامت و دعاوى باطنى را به اين طريقه، غيرقابل قبول بشمارند، ولى خوب نظر كن كه فرد مذكور يكى از اصحاب مكاشفه بوده و در چاره ‏گشايى امور مادى و معنوى خلايق اشتهار داشته و حتى در اين سال‏هاى اخير، بعضى وى را در زمره عرفاى عظام شمرده، و عبرت بگير كه چنين شخصى غايت خواسته ‏اش كه عمر گرانبها را صرف آن كرده و از اين شهر به آن شهر و از اين امام به آن امام و از مرحوم قاضى تا صاحب‏ الأمر را مورد سؤال قرار داده، بازگشت حالى است از حالات نفس و قوايى از قواى باطن كه مثلًا بتواند كشف خواص دارويى گياهان بكند. و بدان كه لذّت بهره ‏مندى از اين قواى نفسانى و لذت استفاده و بروز كرامات، گاه آنچنان قوى است كه صدها برابر لذّات ظاهرى حسّى است و شخص واجد اين حالات ابداً نمى‏ تواند از آن‏ها عبور نمايد و البته با محمل‏ هاى كمك به خلق و دستگيرى و غيره، آن‏ها را براى خود توجيه مى ‏كند، ولى مهم اين است كه همه اين‏ها كمالات و آثار نفس است و هدف عرفان، فناى تمامى آثار و شوائب نفسانى از پايين ‏ترين درجات تا بالاترين مراحل آن، كه با نورانيت بسيار شديد توأم است.

ثانياً؛ بنگر به كلام قاضى كه به آسانى و سردى مى‏ گويد: دست ما خالى است، آرى نه دست او كه دل و جان او از هر گونه خواست و قواى منتسب به انّيَت نفس خالى است. ثالثاً؛ بنگر به گفتار آن شخص در اخذ خواست خود از امام زمان (ع) و پيام معاتبه ‏آميز از جانب حضرت به مرحوم قاضى كه به قاضى بگو: بيايد با او كار دارم، كه حكايت دارد كه آن شخص به زعم خود به شرف ملاقات امام عصر (ع) نائل شده و حضرت خواسته او را برآورده ساخته ‏اند و گفته‏ اند به قاضى هم بگو بيايد. و ديدى كه قاضى هم گفت: بگو قاضى نمى‏ آيد! كه اين جواب قاضى، نشان تشخيص قاضى است از سستى توهمات و دعاوى كثيره مدعيان ملاقات با امام زمان (ع). اين پاسخ قاضى يعنى امامِ زمان مورد ادعاى شما، چيزى جز امر خيالى و نفسانى و توهّمى و ساخته نفس شما يا شيطان نيست.

در ادامه مى‏ فرمايد: در محضر آيت‏الله‏ طهرانى (ره) به مناسبتى سخن از همين دعاوى مربوط به رؤيت حضرت صاحب‏ الأمر (ع) شد. ايشان از قول حضرت آقاى هاشم حدّاد مستقلًا يا از ايشان به نقل از حضرت آقاى قاضى (قدس‏سرهما). فرمودند كه «غالب اين ادعاهاى رؤيت در طول تاريخ به جز چند موردِ محدود و معدود، امور خيالى و نفسانى بوده و حداكثر از قبيل مكاشفات روحيه است كه صاحب آن‏ها آن را امر عينى و حقيقى مى‏ پندارد. مؤلف محترم از قول مرحوم آيت‏ الله قاضى نقل مى ‏كند كه شيخ احمد احسايى روزى به شاگردان خود گفت: من هر وقت به حرم مشرف مى ‏شوم به حضرت سلام مى‏ كنم، حضرت بلند جواب مى‏ دهند، به طورى ‏كه اگر شما هم آنجا باشيد مى‏ شنويد، يك‏ مرتبه با من بياييد تا بفهميد. روزى شاگردان وى به حرم مشرف شدند، شيخ سلام كرد، بعد رو كرد به شاگردان و گفت: جواب شنيديد؟ گفتند: نه! دومرتبه سلام كرد و گفت: شنيديد؟ گفتند: نه! پس شاگردان و خود او دانستند كه شيخ در اين موضوع اشتباه كرده است (صدايى را كه نفس خودش ايجاد كرده است، مى‏ شنيده و تصور مى ‏كرده آن صدا از خارج است)» نقل از كتاب آيةالحق، تأليف سيد محمد حسن قاضى، صفحات 100- 102. موفق باشید

20616

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: دو مطلب اخیرا حضرتعالی مطرح کردید که نگران کننده است. از همه توقع انحراف داشتیم الا شما. یک تنزیه خلیفه ثانی و دو تشبیه روحانی بدیشان. جایگاه خلیفه برای شیعه همیشه روشن بوده حسب فرموده یکی از علمای بزرگ شهر ما وضعیتش حتی از شیطان نیز بدتر است بحث تقیه فقط در حد لعن علنی نکردن است نه این که به حوزه اعتقادات هم تسری کند و در زمینه روایاتی که در مورد کفر ایشان وارد شده و شما گفتید با روایات دیگر تعارض می یابد و نباید قبول کرد واقعا شما چه دانش روایی و اصولی دارید که وارد این مسائل دقیقه می شوید؟ شما دلیل معمم نشدن خود را نداشتن دانش فقهی می دانید چگونه وارد تفقه در این مسائل می شوید نمی دانم. در صورتی که واضح است اسلام کسی که با زهرای اطهر آن کرد که کرد و رسول را هذیان گو خواند در چه وضعیست. در مورد آقای روحانی هم فوقش ایشان انقلاب را به گونه ای متفاوت از شما می اندیشد واقعا جفای بزرگی در حقش کردید. اصلا تفسیر خود شما از انقلاب را که گفته صحیح است وقتی امام راحل فرمودند با سینما مخالف نیستم با فحشا مخالفم یعنی خط بطلان بر جریان هایدگری و فردیدی ها چون تز شما اینست که با سینما مخالفیم و استفاده کنونی از آن اکل میته است. عصمنا الله من الزلل لطفا حتما در سایت بگذارید ولو با سانسور بخشهایی از سوال تا روشنگری نسبت به شما صورت بگیرد که در قالب انقلابی گری با اندیشه های هایدگر هیتلری و فردید چگونه انقلاب را مسخ می کنید؟ جسارت مرا ببخشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد خلفا به معنای عدم اطاعت از پیامبر هیچ بحثی نیست. فکر نمی‌کنم جسارتی که خلیفه دوم به حضرت زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» کرد، کس دیگری حاضر باشد چنین بکند. ولی بحث دیگری در میان است و آن آیا اینان به گمان خودشان به وَحیی که بر پیامبر و پیامبران قبلی می‌شد، اعتقاد و ایمان داشتند؟ و یا منافقانه عمل می‌کردند، بدین معنا که اساساً نه وَحی را پذیرفته بودند و نه نبوتِ رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را . آیه‌ی 60 سوره‌ی نساء می‌فرماید: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً» که در این آیه نظر به کسانی دارد که از یک طرف گمان می‌کنند به وحی الهی ایمان دارند و از طرف دیگر داوری‌ها را به طاغوت ارجاع می‌دهند، با این‌که امر شده‌اند که به طاغوت کفر بورزند. می‌فرماید شیطان در تلاش است که اینان را گمراه کند، آن‌هم گمراهیِ شدیدی. و در آیه‌ی بعدی بحث این‌که منافقین در این جریان فعال‌اند را به میان می‌کشد، نه آن‌که آنان را منافق بداند. و به نظر ما خلفا از این جنس‌اند که در عین پذیرفتن نبوتِ نبی، اطاعت از او را قبول ندارند.

در مورد نگاه هایدگر، اگر مطالعاتی داشتید ایشان را در کنار هیتلر قرار نمی‌دادید و از جناب فردید که همه‌ی تلاش اوست تا انقلاب اسلامی را با زبان تفکر فلسفی معنا کند، بد نمی‌گفتید. که البته بحث آن طولانی است و به نظرم فضای صحبت چون فضایِ مراء و جدال است، بهتر است که بنده ورود نداشته باشم. بحث نسبتاً مفصلی تحت عنوان «محکمات و متشابهات فردید» داشته‌ام که در قسمت «یادداشت ویژه» سایت می‌توانید آن را دنبال کنید. آیا از اطلاعاتِ عرفانیِ جناب فردید و علمِ «شرح الأسمایی» او آگاهی دارید؟ کتاب «حکمت اُنسی» مرحوم معارف در این مورد، راهنمای خوبی است. موفق باشید

18578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: اگر بخواهم یک دوره مفصل تفسیر کار کنم، المیزان و تسنیم بخونم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» در این مورد شده است. پیشنهاد بنده آن است که تلاش بفرمایید آن جزوه را مطالعه کنید. موفق باشید

17652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب خدمت: استاد بزرگوار چند تا سوال داریم خدا خیرتون بده که با حوصله جواب می دهید. 1. جلسه ی لب المیزان ما سی دی تفسیر سوره ی انعام را گوش می دهند و چطور همزمان در همون جلسه ده نکته ی معرفت که با سی دی گوش دادند مباحثه بشه؟ چون نظرشون اینه دو تا با هم نمیشه؟ یعنی نظرشون فقط سی دی تفسیر باشه در صورتی که سی دی ده نکته معرفت را گوش ندادند. الحمدلله گوش کردم خیلی حیفه که بچه ها گوش ندهند. 2. استاد حکیم، در ده نکته ی معرفت، ما باید من را تقویت کنیم و بشناسیم چطور میتونم دختر یازده ساله ام را به این سمت سوق بدم که هویت خود را خوب بشناسد؟ 3. الحمدلله از طرف مدرسه دانش آموزان را می خواهند مشهد ببرن از طریق قطار، به نظر شما موقع رفت و برگشت در گوپه ها سر بزنم و چه صحبتی با دانش آموزان سن 12 تا 15 سالگی متوسطه ی اول بکنم که شناختشان و آگاهی شان نسبت به نماز یا من خود زیاد بشه؟ چه سوالی بپرسم؟ 4. جزوه ای دارین که براشون فتوکپی کنم در داخل قطار به اونا بدم که معرفتوشون زیاد بشه؟ ان شاءالله 5. استاد گرامی، من در مدرسه سخت گیر و افراطی به نظر میام، چون در مراسم های لغو اونا شرکت نمی کنم چکارکنم نسبت به این دیدگاه؟ 6. متاسفانه استدلالم نسبت به شبهات قوی نیست و کلا روحیه ام نسبت به معنویات، مطیع هستم به خاطر همین نسبت به شبهات بچه ها نمیدونم استدلال خوب بیارم گرچه گوش کردن به سخنرانی شما این مشکل را حل میکنه ولی علاقه ای نسبت به استدلال ندارم. این ضعف من هست؟ نظرتون چیه؟ «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر بحث ده نکته کار نشده حتماً به نحوی رفقا آن بحث را کار کنند 2- وقتی بحث کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را با ایشان در میان بگذارید و از قسمت دوم آن شروع کنید یعنی از قسمت «من کو؟»، خود به خود وسعت خود را در نظر خواهد داشت و عملاً به اموری که او را محدود به دنیا کند تن نمی‌دهد 3- از زندگی شهداء به‌خصوص شهدای منطقه و شهید برونسی که اهل مشهد بوده است برایشان بگویید 4- کتاب «چه نیازی به نبی؟» و قسمت دوم کتاب در مورد «فلسفه‌ی تقلید» نکاتی دارد 5- یک طوری نشان دهید دوست‌شان می‌دارید 6- اگر رسیدید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» سری بزنید. موفق باشید

17228
متن پرسش
سلام بر استاد عزیزم: خسته نباشید. ۱. آیا امروزِ انقلاب، مانند آن روزها از زندگانی امام صادق (ع) نیست که آقا با سعه صدر و آرامش کامل و امید به آینده شروع به مبارزه با رژیم می کردند و شاگرد تربیت می کردند و به دور از (سیاسی بازی) و (بازیهای سیاسی) ،بزرگترین سیاستمدار دوره خود بودند، آن هم با نور توحیدی. ۲. آیا آنهایی که امام (ع) را دوست داشتند و ارادت به ایشان داشتند و می خواستند حرکتی کنند، و وقتی به امام (ع) می گفتند، حضرت مخالف حرکت آنها بودند، آنها مثالشان مانند مثال برخی اصول گرایان و بچه مذهبی های خودمان نیست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! آری!  2- آری! و در همین رابطه کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» تدوین شده است. این که به موقعیت خودمان در تاریخ نظر دارید خوب است .موفق باشید

16871
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم. از درسهای شما ممکن و مختار بودن و تجلی خداوند با صفات مختلف بر انسان را پیش آمده ام. با دانستن تمام استدلالات نتوانسته ام استمرار خوبی در عبادت با حی حاضر سمیع داشته باشم. بیشتر چون قهار است دل کوچکم تحمل شنیدن غرها و خفتها را ندارد کانه دلم دنبال مهربان شتر دیدی ندیدیی می گردد. شاید دنبال یک فراموشی باشم که اگر هم بر نفسم از زیادی گناه اسراف کردم چند وقت هم بی خیال باشد. بگذارد کنارش باشیم با هر سر و وضعی. در کل دنبال یک مدت چشم پوشی می گردم از جانبش تا کمی سر و سامان بگیرم بعد بگوید ای یله بی ابرو هر چقدر هم بیایی فایده ندارد. موضوع اینست که لا یمکن الفرار من حکومتشم هم میراندم هم جایی را ندارم کسی را ندارم. بلا تشبیه داستانم شده شبیه آن فیلمی که از انجمن فراماسونها در آمده بود که جشن خون گرفته بودند کودکی در وسط بود به امید پناهی به طرف هرکدام می رفت میخی به او فرو می کردند و او هر بار به امید کمکی با غمی بزرگ به طرف دیگری می رفت این دور تسلسل تا تمام شدن خونش ادامه یافت. خونبهایم شده رانده شدن های متوالی به مدت های زیاد. این دوری غمگینم کرده. منم دلم خدا میخواد. اما هر دفعه میخ میزنه. دلم کسی را میخواد که در آغوشم بگیره و بگه پیش من بمون میخت نمی زنم و نمیزارم کسی میخت بزنه و من باور کنم که میخ ها تمام شده. هیچ وقت عصبانی بودنش چه در خلوت چه جلوت از جلو چشمم کنار نمی رود و در اولین فرصت میدونم میخواد باز هم بزنه. این صدای کمک خواهی من است به خاطر حدیث پیامبرت که فرمود به داد فریادخواه برسید. مسلمان کمک می خواهم به دادم برس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه به عنوان بهترین هدیه می‌توانم در جواب سؤال جنابعالی عرض کنم سخن جناب مولوی است که در خطاب به ما می‌گوید: «هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای / هیچ گل بی‌زخم خاری دیده‌ای. در گلستان جهان آب و گل / بی خزانی نوبهاری دیده‌ای. چونک غم پیش آیدت در حق گریز / هیچ چون حق غمگساری دیده‌ای. کار حق کن بار حق کش جز ز حق / هیچ کس را کار و باری دیده‌ای. هیچ دل را بی‌صقال لطف او / در تجلی بی‌غباری دیده‌ای. بی جمال خوب دلدار قدیم / جز خیالی دل فشاری دیده‌ای. از نشاط صرف ناآمیخته / شرح ده ای دل تو باری دیده‌ای. در جهان صاف بی‌درد و دغل / بی خطر ایمن مطاری دیده‌ای. چون سگ کهف آی در غار وفا / ای شکاری چون شکاری دیده‌ای. لب ببند و چشم عبرت برگشا / چونک دیده اعتباری دیده‌ای. شمس تبریزی بگیرد دست تو / گر ز چشم بد عثاری دیده‌ای». شرح این سخنان شرح زندگی آن‌هایی است که در متن سختی‌ها، چشم در گشایشِ افق‌های متعالی دارند. افق‌هایی که آسان به‌دست نمی‌آید ولی دست‌یافتنی‌اند. موفق باشید   

16462
متن پرسش
سلام استاد: خیلی رک و بی پرده می فرمایید که آیا ورود به عرفان عملی و سیر و سلوک برای رسیدن به کمال انسانی ضروریست برای همه؟ و یا اینکه بعضی از خواص باید این راه را بروند؟ اگر این طریق عمومیت دارد با مشکل کمبود استاد عرفان که خوب می دانیم انگشت شمارند چگونه قابل جمع است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌که رعایت حرام و حلال الهی، همان ورود به سیر و سلوکِ حقیقی است، نظر جنابعالی را به جواب سؤال شماره‌ی 16428 جلب می‌کنم. موفق باشید

16015
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد اگر مردی به زیبایی اهمیت می دهد چه معنوی و چه مادی، در بعد معنوی دوست دارد و سعی می کند گناه نکند تا روحش زشت و کدر و دور نشود، در بعد مادی هم از زیبایی های عالم غرق لذت می شود حال اگر چنین شخصی بینی زشتی داشته باشد و بخواهد برای درک زیبایی و زیبایی صورتش و عدم دیدن نازیبایی در چهره خودش، جراحی بینی انجام دهد عیبی دارد؟ البته منظورم از لحاظ فقهی نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این آدم‌ها زیبایی را در همه‌ی ابعاد نمی‌شناسند و متوجه نیستند آن‌چه در نظام طبیعی از طریق حضرت حق شکل گرفته است، همان زیباییِ واقعی برای هرکسی است مگر آن‌که نفس او به طور غیر عادی با موانعی روبه‌رو شده باشد که نتواند بدن خود را شکل دهد؛ مثل موجودات ناقص‌الخلقه. موفق باشید

15826

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنده 45 ساله دارای مدرک دکترا و چند سالی هم دانشگاه مجازی علوم و حدیث خوانده ام آیا تحصیل در حوزه برای من امکان پذیر است و آیا حضرتعالی سیر مطالعاتی که در برگیرنده کتب حوزی هم باشد را پیشنهاد می فرمایید یا زیر نظر شاگردان شما این سیر مطالعاتی را داشته باشم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید لااقل از طریق حوزه، ادبیات عرب و تا حدّی فقه را دنبال کنید و سپس به حکمت و عرفان و قرآن و حدیث بپردازید؛ بهتر است. موفق باشید

14836
متن پرسش
با سلام: در مورد سوالم در مورد تفاوت اصالت نور سهروردی و اصالت وجود ملاصدرا توضیح فرمودید ممنون اما کدامیک را باید ارجح دانست؟ در مورد حضرت محمد (ص) در سراسر قرآن داریم که حضرت جبرییل (ع) قرآن را به ایشان نازل کردند و در کتاب «خویشتن پنهان» و انسان تا فراخنا و... را که مطالعه کردم طبق آن کتب پیامبر (ص) به مقام فوق فرشتگان رسید که خود پیامبر علت وجودی جبرییل شده اند. لطفا این مطلب را کمی توضیح بفرمایید. و در آخر اینکه آیا وجود در هر مرتبه ای از عوالم وجود حرکت دارد که در غیر ماده حرکت تکاملی و در بالای عالم ماده حرکت ظهوری است؟ آیا وجود در کدام مرتبه عین شدت و ضعف است. خواهشا خواهشا خواهشا، به همه ی سوالاتم پاسخ دهید. بی نهایت ممنون.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در اصالت وجودِ ملاصدرا راحت‌تر می‌توان فکر کرد و جوانب امر را بررسی نمود 2- این مطلب را از طریق مباحث شرح کتاب «مصباح الهدایه» حضرت امام می‌توانید دنبال کنید که پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» از چه جهت خلیفة اللّه است در همه‌ی عوالم، و از چه جهت پیامبر است و حکم عالم غیب را به عالم شهادت می‌رساند 3- حرکت به معنای تبدیل قوه به فعل صِرفاً مربوط به عالم ماده است ولی حرکت به معنای سیر إلی اللّه که اشتداد وجود سالک را به همراه دارد، مربوط به انسان‌ها است 4- در نگاه حکمت متعالیه ذاتِ وجود عین شدت و ضعف است و در این مورد فصول اول حکمت متعالیه کمک می‌کند. موفق باشید

13997
متن پرسش
سلام: استاد من ... هستم. من هر گناهی که فکرشو بکنید کردم. هرگناهی. چون کسی منو نمیشناسه بگم چند نمونه: زنا و امثالهم هم انجام دادم. سن پایین تر که بودم دزدی هم کردم از کتابخونه .و یه عالمه گناهای دیگه. من الان پشیمونم. بطور عادی هم پشیمون نیستم. علاوه بر اینکه پشیمونم. دوست دارم به توحید برسم به مقام جمع برسم. مثل آقای ... بشم. . مثل استاد جوادی املی بشم. ولی بعضی وقتا یه صدایی تو ذهنم میاد میگه با اینهمه گناه تو به ابلیسم نمیرسی چه برسه به توحید. توقع زیاد داری. خیلی پررویی. تو هیچ وقت به کشف و شهود نخواهی رسید. تو هیچ وقت مثل عرفا نمیشی. استاد توروخدا راهنماییم کنید. میشه یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو پای به راه در نه و هیچ مپرس/ خود راه بگویدت که چون باید کرد» شما شروع کنید، خداوند بر اساس وعده‌ای که داده‌است موانع را بر طرف می‌کند؛ فرمود «انّ الحسنات یذهبن السیئات» اعمال نیک آثار اعمال بد را از بین می‌برد و بدی‌ها را به مرور از جان شما می‌زداید. موفق باشید

نمایش چاپی