باسمه تعالی: سلام علیکم: چه فرقی میکند که انسانها را موجودات کرات دیگر خلق کرده باشند یا در حین فعل و انفعالات مادی درست شده باشند، آنطور که مارکسیستها میگویند. در هر حال همهی اینها موجوداتیاند که خودشان نمیتوانند علت خود باشند و باید موجودی که عین وجود است و علت نمیخواهد، منشأ همهی عالم باشد. در این مورد خوب است به کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس از جهت آنکه بالفعل نیست، بدنی را در دورهی جنینی برای خود انتخاب میکند تا با تدبیر آن بدن در زندگی، از مابالقوه به مابالفعل برسد. 2- در روز الست، حقیقتِ انسان در صحنه است که به یک معنا، همان فطرت انسانی است. ولی جسمانیةالحدوثبودنِ روح مربوط به نفسِ یک شخص است که چگونه آن نفس، در بسترِ بدن شکل میگیرد، حال آن نفس، حاملِ همان فطرت انسانی میباشد 3- این صفات و ملکات موجب ظهوری در جسم انسان و جایگاه انسان در برزخ و قیامت میباشد 4- یعنی جایگاه وجودی 5- در فلسفه، واقعیت مرتبهی محسوسِ حقیقت است 6- مجاز، یعنی آنچه بشر اعتبار کرده است 7- سبب، همیشه به معنای علت است.
باید تلاش بفرمایید این نوع سؤالات را از طریق مطالعه در متون اصلی برای خود حل کنید، در فضای سؤال و جواب ممکن نیست زیرا مشکل حل نمیشود. پیشنهاد بنده آن است که با حوصله، اولاً: پس از «ده نکته» بحثِ برهان صدیقین را همراه با شرح آن و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را و بعد از آن مطالعهی آرشیو سؤالات در رابطه با معرفت نفس و در نهایت مطالعهی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با نیابت امام زمان«علیهالسلام» به زیارترفتن، بسیار خوب بوده و برکت چندین برابر دارد 2- انجام عبادات به نیابت والدین و اموات بسیار خوب و با برکت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پس معلوم است قضیه، قضیهی شیطان است که قسم خورده مانع سیر بنده در صراط مستقیم شود و لذا وقتی انسان متوجه باشد که این اضطرابها، حیلهی شیطان است و شیطان حیلههایش ضعیف است، میتواند با ارادهی محکم بر خلاف حیلهی شیطان عمل کند و او را مأیوس نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر، مردم، خودشان با روح خود انقلاب اسلامی را میشناسند و تذکرات ما، عهدِ قلبی آنها را نسبت به آن انقلاب زنده نگه میدارد و از این جهت فهم آنها، آمادهی جدّیترین سخنان نسبت به انقلاب است. در رابطه با فهم مردم نسبت به انقلاب در بحث «چیستی انقلاب» عرایضی شده است. بر این مبنا پیشنهاد میکنم با اطمینان تمام مردم را متوجه انقلاب اسلامی بنمایید؛ انقلابی که میخواهد تاریخی ماوراء تاریخ فرهنگ غرب را به صحنه آورد. در کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» که بر روی سایت هست، در بحث «بازگشت خدا به تاریخ» عرایضی شده است که میتواند کمککارِ بحثتان شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که تعقل و تفکر در دین، شرط دینداری است و لذا در روایت از حضرت امام رضا«علیهالسلام» داریم: «لَيْسَ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ التَّفَكُّرُ فِي أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل». عبادت، زیادیِ نماز و روزه نیست. عبادت، تفکرِ در امر الهی است. در این رابطه عین سؤال و جواب یکی از کاربران را به شمارهی 16146 خدمتتان ارسال میدارم. سلام علیکم استاد: بنده مدتی است دچار این توهم شده ام که همه ی انسان ها بهشتی اند. آنهایی هم که به ظاهر اهل مراعات شرعی نیستند جاهل قاصر هستند زیرا هنوز توفیق الهی شامل حالشان نشده تا به مسیر بیایند، حتی داعشی های آدمکش را نیز جوری می بینم که برای رضای خدا خود را منفجر می کند. بخودم می گویم اگر از بچگی این جور از لحاظ روانی روی من هم کار کرده بودند من هم الان مانند انان بودم. به خودم می گویم این بندگان خدا و انسان های به ظاهر غیرمذهبی و یا کسانی که در غرب غرق گناه هستند، هنوز طعم و لذت انس با خدا را نچشیده اند پس حرجی بر آنان نیست، بدبخت منم که به اندازه ی که می دانم عمل نمی کنم. خلاصه همه رو اهل نجات می بینم چون فکر می کنم هنوز یقظه و انتباه برای آنان روی نداده. استاد لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن مى فرمايد: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا»[1] خدا آن گاه كه بنى آدم در پشت پدرانشان بودند از آنها اقرار به ربوبيتش گرفت و آنها تصديق كردند و بلى گفتند. بديهى است كه اين رويارويى و اخذ پيمان دلالت بر وجود انسان و ادراك او در نشئه هاى قبل از دنيا دارد. بنابراین هرکس با فطرت خود میتواند متوجه باشد چه کاری حق است و چه کاری باطل است و در واقع پیامبران متذکر همان چیزی هستند که فطرت انسانها بر اساس آن سرشته شده است. قرآن در تذكرى بسيار عميق و عالمانه مى فرمايد: «فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لَا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيّمُ وَ لَكِنَّ اكْثَرَ النَاسِ لَايَعْلَمُونَ»[2] پس به پا خيز و جهت خود را در جهت دينِ حنيف قرار ده كه آن همان سرشت و فطرتى است كه خداوند انسانها را بر اساس آن خلق نموده، اين فطرت در بين انسانها يكسان است، اين دين و راه پايدارى است ولى اكثر مردم متوجه اين موضوع نيستند. درنتيجه به زندگى خيالى و كارهاى ناپايدار خود را مشغول مى كنند و با پوچى و بى ثمرى زندگى روبه رو مى شوند. انسان بايد به پا خيزد و جهتش را جهت پيامبران بزرگ قرار دهد. چون جهت آنها بر اساس دين خدايى است كه سرشت آدميان را نيز بر آن اساس سرشته اند. اينكه مى گويد سرشت انسانى به دست خدا سرشته شده يعنى گرايش «جان» انسان به سوى خداست. به عبارت ديگر بنيان «جانِ» انسانها الهى است. پس كسى كه به خدا رجوع كند به بنيان جان خودش رجوع كرده است و كسى كه از خدا دور شود از «جانِ» خودش دور شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شغل، آنچه مهم است طلب رزق حلال و خدمت به مردم است و بنده کسانی را میشناسم که مشغول همین نوع شغلهای ساده هستند و در مسیر دینداری و تقوا، در سلامت و کمال بهسر میبرند. حال چه کارفرمایِ شما آدم بدی باشد یا آدم خوبی. شما طبق قراردادی که با او میبندید، کاری را به عهده میگیرید، مگر آنکه آن کار، کار حرامی باشد. میماند که اگر در شهر خود با درآمد کم زندگیتان میگذرد بهتر است که در شهر خود باشید. و انسان هرگز نباید شغل سادهی خود را از بقیه پنهان کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خاصیت قلب، تبدیل و تحول و تقلیب است و در این رابطه گاهی در «ادبار» قرار میگیرد و نسبت به رجوعِ به حقیقت جلو نمیرود که در این حالت، انسان باید با صبرِ بر فرائض، بندگی خود را به نمایش بگذارد. و لازم نیست که تصور کنیم حتماً به جهت گناهان ما، قلبْ در ادبار قرار گرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً برکات بحث قرآنی جهت تصمیمگیریهای کلان، بسیار بیشتر است. بهترین راه برای نتیجهگیری از مباحث قرآنی آن است که رفقا هرکدام دفتری را تهیه کنند و آیهی مربوطه را بنویسند و در زیر آن خلاصهی مباحث مطرحشده را یادداشت فرمایند و سپس در جلسهی هفتگی، یادداشتهای همدیگر را بررسی کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر نمیکنم بتوان این دو موضوع را از هم جدا کرد زیرا اصل شریعت برای احیاء و رشد روحِ عبودیت است تا اُنس با حق در انسان شکل بگیرد. از طرفی پس از مدتی آن شریعت با تحریفاتی که پیدا میکند دیگر امکان ایجاد عبودیت را از دست میدهد و لذا شریعت بعدی را خداوند با کمالاتی بیشتر که امکانِ تحریف در آن کمتر باشد به بشر هدیه میکند 2- هرچه هست همانطور که امثال حضرت امام و آیت اللّه طباطبایی«رحمةاللّهعلیهما» معتقدند با تأکید بیش از حدّ بر روی فقه اصغر از فقه اوسط و فقه اکبر عقب افتادهایم و همین امر موجب میشود امام خود را که جامع آن سعه است؛ درست درک نکنیم. موفق باشید
