بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5465
متن پرسش
سلام استاد.1 - میخواستم اگه می شه مردم سالاری دینی رو توضیح بدین و تفاوت اون با لیبرال دموکراسی غربی مقایسه کنید.2 - میشه بگین چرا حجاب در کشور ما اجباریه حتی برای مشرکان در حالی که در در زمان پیامبر (ص) و امام علی (ع) اینگونه نبوده؟نظر مراجع چیه؟ سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مردم سالاری دینی جامعه‌ای در کنار هم هستند که مبنای میل‌های خود را احکام الهی قرار داده‌اند ولی در جامعه‌ی لیبرال دموکراسی هوس‌های مردم است که مبنای اجتماع را تشکیل داده است در چنین جامعه‌ای «خوب» همان است که میل انسان‌ها می‌خواهد و «بد» آن است که میل انسان‌ها نمی‌خواهد که نتیجه‌اش غربی است که شما با آن روبه‌رو هستید 2- در زمان پیامبر و علی«علیهماالسلام» و سایر خلفا حجاب اجباری بوده و بی‌حجابی حکم فسق را داشته و بر افرادی که مرتکب بی‌حجابی می شدند حد جاری می کردند. ولی در جمهوری اسلامی علاوه بر بحث اسلامی ،حجاب یک قانون است و رعایت آن برای همه‌ی افراد جامعه الزامی است. موفق باشید
5308
متن پرسش
سلام! 1‏- شما در کتاب آشتی با خدا گفته بودید بدن مادی انسان برای من انسان حکم ابراز برای رسیدن به کمال را دارد پس چرا ما در قیامت هم بدن داریم؟چرا خود من به عرصه ی قیامت نمی آید و نیاز به بدن دارد؟ 2- شبهات زیادی در سر دارم ولی حتی وقتی که جواب این شبهات را پیدا می کنم و ذهنم آرام می گیرد باز هم دلم آرام نمی گیرد؟باید چه کنم هم ذهن و هم دلم آرام بگیرد ؟ تشکر!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و در کتاب «معاد» روشن می‌شود که بدن قیامتی صورت اعمال و عقاید ما است و آن بدن غیر از بدنی است که ابزار نفس است 2- خدا را شکر کنید که دلی دارید که به زودی قانع نمی‌شود و به دنبال مطالب بزرگ‌تر است. کار را ادامه دهید تا با مطالب و معارف بزرگ‌تری روبه‌رو شوید. موفق باشید
5239
متن پرسش
اینکه علامه حقیقت ومنشا عصمت رادرجایی علم یاعلم حضوری یا نیروی درونی یاتسدیدالهی باروح القدس ودرموردی هم منشا ان رامحبت الهی دانستند ایا این موارد مخصوصا چهارمورداول باهم فرق دارند یانه؟آیا منظور از این موارد علم لدنی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف علامه حرف بسیار دقیقی است چون علم حضوری یک حقیقت وجودی است که با اتصال به وجود مطلق و نظر قلبی به حضرت حق ظهور می‌کند. آری به یک اعتبار می‌توان گفت علم حضوری علم لدنّی است زیرا وجود معلوم نزد عالم است و نه مفهوم معلوم، ولی این‌که لازم می‌آید همیشه موهبی باشد، این‌طور نیست. موفق باشید
1950

تفسیر قرآنبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم 1.نظر مبارکتان در مورد تفاسیر موضوعی علامه جوادی آملی (حفظه الله) چیست؟ 2.آیا مطالعه آن از اول تا آخر به روشی که حضرتعالی برای مطالعه تفسیر شریف المیزان فرموده اید ، مفید است؟ 3. اگر کسی قصد مطالعه آن را داشت ،‌آیا قبل از المیزان بخواند یا بعد از آن؟ 4. به نظرتان مطالعه آن چه مقدمات علمی ای نیاز دارد؟ من الله التوفیق
متن پاسخ
.باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظر بنده اگر تفسیر موضوعی حضرت آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» را یا کنار مطالعه‌ی المیزان و یا بعد از آن مطالعه بفرمایید بهتر است. موفق باشید
1639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی می خواستم بدانم برای درمان غفلت و تنبلی و همچنین برای افزایش همت خود در حد مطلوب چه باید کرد؟ خدا قوت.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با برنامه‌ریزی جهت آنچه وظیفه‌ی خود می‌دانید نگذارید زندگی‌تان به روزمرّگی بگذرد. با دوستانتان در مورد مباحث معرفتی مباحثه کنید. موفق باشید
982

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و عرض ارادت و تشکر و آرزوی توفیق روزافزون. استادمن سوالی داشتم از محضرتان: من کسی را می شناسم که به علت مشکلات خانوادگی از دستیابی به خیلی از فرصتهای خوب به خصوص در امر ازدواج محروم است. ایشان انسان خوب و متقی است اما مسایلی که به هیچ وجه در ید اختیارش نیست مانع از این می شود که افرادی درخور خودش به خواستگاریش برود. من شخصا فکر میکنم این خواست خداست و امتحان این فرد اینگونه طراحی شده است اما دیگران به این امر معتقد نیستند و می گویند شرایط باعث این امر است. من خبر دارم که این دست ما چقدر هم در این خصوص توکل به خداوند میکند و دعا میکند اما سخت در چارچوب شرایط گیر افتاده است. گاهی با خودم می اندیشم شاید دیگران درست بگویند چون چطور دخترهایی هستند که چون شرایط خوبی دارند و پدشان فلان منصب را دارد و مادرشان فلان پست را به خوبی و به راحتی با انسانهای مومن و متقی حتی ازدواج می کنند و آب از آب تکان نمیخورد اما این بینوا هرچه هم توکل کند و دعا کند چون شرایطش جور نیست مشکلش حل نمی شود و اصلا چرا حتی در زندگی خودمان میبینیم که وقتی شرایط و علل مادی جور نیست دعا هم راه به جایی نمیبرد؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی رسول خدا«صلواة‌الها‌علیه» می‌فرمایند: « إذا رأیتم الأمر لا تستطیعون تغییره فاصبروا حتّى یکون اللَّه هو الّذی یغیّره. » اگر امور طوری بود که امکان تغییر آن را نداشتید صبر پیشه کنید تا خداوند آن را تغییر دهد. آری خداوند می‌خواهد صبر ما را امتحان کند و بیشترین برکات در همین صبر و رضا نصیب انسان می‌شود. فرصتی که دارید مغتنم بشمارید و در معرفت و اُنس به خدا بکوشید. موفق باشید
755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد چگونه می توان با عنایت خداوند و اهل بیت بر خشم غلبه کرد اینجانب بسیار سعی کرده ام ولی به یکبار عصبانی شده و تمام کارها را خراب می کنم تو را خدا من را راهنایی کنید و صراط اصلی را به اینجانب نشان دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: موضوع فائق آمدن بر غضب از مشکل‌ترین ابعاد سلوک است تا آن‌جا که شیطان از طریق غضب عبادت شش هزارساله‌اش را نابود کرد. پس باید با برنامه‌ای دراز مدت و مرحله ‌به مرحله إن‌شاءالله خود را از آن آزاد کنید. پیشنهاد می‌شود قسمت غضب از کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» را دستور کار خود قرار دهید. موفق باشید
23450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده یک سایت با محتوای مطالب مذهبی دارم که هر چند وقت سئوالاتی از جانب کاربران به سایتم ارسال می شود که بنده با توجه به اینکه کارشناس نیستم به آنها پاسخی نمی دهم. به ذهنم رسید در برخی از سئوالات از شما کمک بگیرم به این شکل که کتاب یا مقاله ای از خودتان در ارتباط با آن سئوال به بنده معرفی نمایید تا به سئوال کننده معرفی کنم. ممنونم. آخرین سئوالی که برایم ارسال شده بدین شرح است: «هرگز انسان ساخته خدا نیست و قظعا موجودات فضایی انسان امروزی را درست کرده اند شما به نواقص بی پایان انسان نگاه کنید موجودی بسیار ضعیف که با یک میکروپ و ویروس به اندازه هیچ از پای درمی آید هیچ ثابتی ندارد، بشدت محتاج و نیازمند همه چیز است و یک زندگی اجباری که هیچ اختیاری در آن ندارد. نمی تواند پدر و مادر و شهر و کشور و خویشان و تحصیل و شغل و درامد و حتی اسم و نشان و قد و وزن و لباس و رنگ و.. هیچ هیچ خود را انتخاب کند. کاملا موجودی کوکی است با یک زندگی کاملا برنامه ریزی شده. این موجود ضعیف و سراسر نقص و عیب کجا ساخته خدایی قادر و متعال با آن همه تعریف و تمجید و بزرگی و دانش بی انتهایی است که در کتابهای آسمانی قرآن انجیل و تورات و غیره آمده است و یا آن خدای کتابهای آسمانی تخیلی و ساختگی است یا انسان آفرینش خدا نیست یا خدا واقعا قدرتمند و بی نقص نیست؟ نمی شود خدایی با این همه عظمت موجودی به این ذلیلی و سراسر نقص و عیب را بیافریند بعد هم آنچنان او را بشدت تهدید کند و برایش جهمنی عجیب وعده دهد. شما قرآن را بخوانید هیچ کجایش با عدل و زندگی و ضعف های انسان جور نیست. آخر یک انسانی با این همه بدبختی و نیاز بی پایان که عمر بشدت کوتاه دارد چرا باید آن عذابهای عجیب غریب را برای یک اشتباه که آن هم از روی نیاز است در نظر بگیرید یا خدا تخیلی است یا انسان ساخته پرداخته مستقیم خدا نیست و انسان محصولات مخلوقِ مخلوقِ مخلوقِ خدا است و هیچ ربطی به خدا ندارد. مثلا در قرآن بدون هیچ شرطی می گوید مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را؟ و هزاران نمونه مشابه آن در ادیان دیگر به همین مفهموم است و همه خدا را می خوانند اما از خدا و اجابت خواست انسانها خبری نیست؟ پس اگر کمی دقت کنید و خوب جهان و انسان ضعیف را نگاه کنید و آن را با تعاریف از خدا می شود مقایسه می کنید به روشنی آفتاب مشخص است که انسان ساخته و پرداخته موجوداتی فضایی است که یا برای برده کشی یا آزمایشات علمی ساخته شده است و هیچ ربطی به خدا ندارد منتظر پاسخ هستم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه فرقی می‌کند که انسان‌ها را موجودات کرات دیگر خلق کرده باشند یا در حین فعل و انفعالات مادی درست شده باشند، آن‌طور که مارکسیست‌ها می‌گویند. در هر حال همه‌ی این‌ها موجوداتی‌اند که خودشان نمی‌توانند علت خود باشند و باید موجودی که عین وجود است و علت نمی‌خواهد، منشأ همه‌ی عالم باشد. در این مورد خوب است به کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

17708

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چند تا سوال از نکته یک و دو شرح ده نکته داشتم: واقعا میدونم وقتتون کمه ولی خواهش می کنم به سوالا گنگ و مختصر پاسخ ندید. در پاسخ سوال های قبلیم به مشکل خوردم. ۱. نحوه ارتباط نفس و بدن چیه؟ این که روح را واسطه می گیرند یعنی چه؟ ۲. جسمانیة الحدوث ... با روز الست منافات ندارد؟ ۳. در عالم ماده من رو با خیلی چیزها می شناسند، مثل طلبه بودن الی آخر، در عالم حقیقت چی، اون شأنی که همه انسان ها رو بر اساس اون می شناسند چیه؟ یعنی این همه علم و تقوا و ویژگی های اخلاقی انسان رو باید به یک جایی برسونه، اون نقطه چیه؟ آیا بگیم ایمان درسته؟ ۴. کلمه شأن یعنی چی؟ ۵. فرق حقیقت و واقعیت؟ ۶. فرق حقیقت و مجاز؟ ۷. کلمه سبب توی بحث رویا (ارتباط نفس با سبب غیبی حادثه) یعنی چی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس از جهت آن‌که بالفعل نیست، بدنی را در دوره‌ی جنینی برای خود انتخاب می‌کند تا با تدبیر آن بدن در زندگی، از مابالقوه به مابالفعل برسد. 2- در روز الست، حقیقتِ انسان در صحنه است که به یک معنا، همان فطرت انسانی است. ولی جسمانیة‌الحدوث‌بودنِ روح مربوط به نفسِ یک شخص است که چگونه آن نفس، در بسترِ بدن شکل می‌گیرد، حال آن نفس، حاملِ همان فطرت انسانی می‌باشد 3- این صفات و ملکات موجب ظهوری در جسم انسان و جایگاه انسان در برزخ و قیامت می‌باشد 4- یعنی جایگاه وجودی 5- در فلسفه، واقعیت مرتبه‌ی محسوسِ حقیقت است 6- مجاز، یعنی آن‌چه بشر اعتبار کرده است 7- سبب، همیشه به معنای علت است.

باید تلاش بفرمایید این نوع سؤالات را از طریق مطالعه در متون اصلی برای خود حل کنید، در  فضای سؤال و جواب ممکن نیست زیرا مشکل حل نمی‌شود. پیشنهاد بنده آن است که با حوصله، اولاً: پس از «ده نکته» بحثِ برهان صدیقین را همراه با شرح آن و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را و بعد از آن مطالعه‌ی آرشیو سؤالات در رابطه با معرفت نفس و در نهایت مطالعه‌ی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

17678

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد گرامی: در زیارت ائمه علیه السلام آیا می شود به نیت امام دیگری به زیارت امام دیگر برویم، مثلا به نیابت از امام زمان (عج) به زیارت امام رضا علیه السلام برویم و همچنین زیارت امامزادگان را نیابتی می شود انجام داد؟ نیابت پدر یا مادر فوت شده چطور؟ در کل زیارت نیابتی بهتر است یا شخصی؟ اجرتان با سیدالشهدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با نیابت امام زمان«علیه‌السلام» به زیارت‌رفتن، بسیار خوب بوده و برکت چندین برابر دارد 2- انجام عبادات به نیابت والدین و اموات بسیار خوب و با برکت است. موفق باشید

17032
متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: واقعا این را با تمام وجود حس کردم که در زمان ها و دوره هایی که گناه نمی کنم نماز شب میخونم، حواسم هست و.... افکار اضطراب آوری را تجربه می کنم و کلا استرس و فشار دارم به بهانه های مختلف. اما در دوره ها و زمان هایی که نماز صبحم قضا میشه نماز هایم را سر وقت نمی خونم، گناه هایی ناخوسته می کنم و به رعایت شرع پایبند نیستم خیلی خیلی راحت ترم. این مرا ترغیب می کند به حالت دوم. لطفا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس معلوم است قضیه، قضیه‌ی شیطان است که قسم خورده مانع سیر بنده در صراط مستقیم شود و لذا وقتی انسان متوجه باشد که این اضطراب‌ها، حیله‌ی شیطان است و شیطان حیله‌هایش ضعیف است، می‌تواند با اراده‌ی محکم بر خلاف حیله‌ی شیطان عمل کند و او را مأیوس نماید. موفق باشید

16973
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض خالصانه ترین سلام ها به محضر منور استاد بزرگورام، حضرت استاد طاهرزاده (ادام الله ظله) حضرت استاد، از اینکه مصدع اوقات گرانبهای شما می شوم، عذرخواهم اما برای کسب تکلیف در رابطه با نقش آفرینی بهتر در عرصه اجتماع نیاز به راهنمایی حضرتعالی دارم. توضیحاً آنکه بنده طلبه ای هستم (سال چهارم) که در حدود دو سال است با دیدگاه های مترقی آن جناب، علی الخصوص درباره انقلاب اسلامی آشنا و مانوس شده ام. به آنان ایمان دارم و امیدوارم بتوانم در تحقق اهداف والای انقلاب سهم کوچکی داشته باشم. به همین خاطر عهد کرده ام در هر حضور اجتماعی، اعم از سخنرانی، مقاله و... تنها و تنها به دفاع از ولایت و تبیین مفاهیم و ارزش های مرتبط با آن بپردازم. بفضل الله و منته اکنون بحمدالله چند هفته ایست در یکی از مساجد به صحبت در خصوص انقلاب اسلامی می پردازم، و تنها منبعی که در اختیار دارم کتب مربوط به انقلاب اسلامی است که از بیان و بنان حضرتعالی تجلی نموده اند. از کتاب «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی»، آغاز نمودم و تقریباً هر جلسه ای را طی سه جلسه خدمت بزرگواران عرض می کنم. علی رغم اینکه برای ابلاغ درست و کامل آن همراه با توضیح فراوان، تمام تلاش خود را می نمایم، اما مسئولین معتقدند این مباحث برای جمع مردم سنگین است و باید سطح مطالب را پایین بیاورم. البته بنده معتقدم حتی اگر سنگین باشند، اما باید گفته شوند، چرا که بنابرآنچه از تعلیمات حضرتعالی آموخته ام، قرار بر حفظ یک سری مطالب نظری نیست، بلکه باید کم کم به شهود رسیده و ارتباط قلبی با انقلاب اسلامی برقرار نمود، معتقدم حتی اگر همه مطالب را متوجه نشوند لااقل می دانند که انقلاب اسلامی حقیقتی است قابل دفاع و مترقی. و فواید دیگری از این دست. اما برای اینکه در این مسئولیت خطیر سرافکنده خدای متعال نبوده و در شکر نعمت انقلاب اسلامی کم نگذاشته باشم، مصدع اوقات شریف آن استاد والامقام شدم و خواهشمندم راهنمایی ام بفرمایید. آیا به نظر شریف حضرتعالی به مباحث انقلاب اسلامی با ترتیب سیر مطالعاتی کتب، ادامه دهم یا آنکه از مباحث ساده تر مرتبط با انقلاب سخن بگویم؟ خداوند متعال را به خاطر وجود مبارک آن عزیز، شکر می کنم و امیدوارم حضرت روح الله رضوان الله علیه، خود دعاگویتان باشند... در طی مسیر دشوار اما شیرین انقلاب اسلامی بسیار محتاج دعای مستجابتان هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر، مردم، خودشان با روح خود انقلاب اسلامی را می‌شناسند و تذکرات ما، عهدِ قلبی آن‌ها را نسبت به آن انقلاب زنده نگه می‌دارد و از این جهت فهم آن‌ها، آماده‌ی جدّی‌ترین سخنان نسبت به انقلاب است. در رابطه با فهم مردم نسبت به انقلاب در بحث «چیستی انقلاب» عرایضی شده است. بر این مبنا پیشنهاد می‌کنم با اطمینان تمام مردم را متوجه انقلاب اسلامی بنمایید؛ انقلابی که می‌خواهد تاریخی ماوراء تاریخ فرهنگ غرب را به صحنه آورد. در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» که بر روی سایت هست، در بحث «بازگشت خدا به تاریخ» عرایضی شده است که می‌تواند کمک‌کارِ بحث‌تان شود. موفق باشید   

16645
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما: با توجه به دو حدیث «الاعمال بنیاتها» و «العمل هو نیت» و با توجه به مشاهده اتفاقات و شنیدن مطالبی در مورد تروریستهایی همچون داعش که با هدف پیوستن به پیامبر (ص) در بهشت و رواج اسلام حقیقی و اینکه تا آخرین لحظه بر این هدف خود مانده و یا خود را منفجر می کنند یا تا لحظه مرگ نبرد می کنند آیا می توان این عمل آنها را با توجه به نیتی که بیان می کنند جهاد دانست؟ چون مسلما نمی توان گفت کسی که این گونه خود را منفجر می کند به خاطر دنیا این عمل را انجام داده!!! البته خودم هم احساس می کنم یک جای کار این سوال می لنگد چون همین سوال را می توان در مورد لشگریان یزید که بعضی تا آخر جان در مقابل امام حسین (ع) ایستادتد هم پرسید!! ولی به نظر می رسد بعضی از این افراد را بشود در دسته مستضعفین فکری قرار داد!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که تعقل و تفکر در دین، شرط دینداری است و لذا در روایت از حضرت امام رضا«علیه‌السلام» داریم: «لَيْسَ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ التَّفَكُّرُ فِي أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل». عبادت، زیادیِ نماز و روزه نیست. عبادت، تفکرِ در امر الهی است. در این رابطه عین سؤال و جواب یکی از کاربران را به شماره‌ی 16146 خدمتتان ارسال می‌دارم.‏ سلام علیکم استاد: بنده مدتی است دچار این توهم شده ام که همه ی انسان ها بهشتی اند. آنهایی هم که به ظاهر اهل مراعات شرعی نیستند جاهل قاصر هستند زیرا هنوز توفیق الهی شامل حالشان نشده تا به مسیر بیایند، حتی داعشی های آدمکش را نیز جوری می بینم که برای رضای خدا خود را منفجر می کند. بخودم می گویم اگر از بچگی این جور از لحاظ روانی روی من هم کار کرده بودند من هم الان مانند انان بودم. به خودم می گویم این بندگان خدا و انسان های به ظاهر غیرمذهبی و یا کسانی که در غرب غرق گناه هستند، هنوز طعم و لذت انس با خدا را نچشیده اند پس حرجی بر آنان نیست، بدبخت منم که به اندازه ی که می دانم عمل نمی کنم. خلاصه همه رو اهل نجات می بینم چون فکر می کنم هنوز یقظه و انتباه برای آنان روی نداده. استاد لطفا کمکم کنید.

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن مى ‏فرمايد: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا»[1] خدا آن گاه كه بنى‏ آدم در پشت پدرانشان بودند از آن‏ها اقرار به ربوبيتش گرفت و آن‏ها تصديق كردند و بلى گفتند. بديهى است كه اين رويارويى و اخذ پيمان دلالت بر وجود انسان و ادراك او در نشئه ه‏اى قبل از دنيا دارد. بنابراین هرکس با فطرت خود می‌تواند متوجه باشد چه کاری حق است و چه کاری باطل است و در واقع پیامبران متذکر همان چیزی هستند که فطرت انسان‌ها بر اساس آن سرشته شده است. قرآن در تذكرى بسيار عميق و عالمانه مى‏ فرمايد: «فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ‏ اللَهِ‏ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لَا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيّمُ وَ لَكِنَّ اكْثَرَ النَاسِ لَايَعْلَمُونَ»[2] پس به‏ پا خيز و جهت خود را در جهت دينِ حنيف قرار ده كه آن همان سرشت و فطرتى است كه خداوند انسان‏ها را بر اساس آن خلق نموده، اين فطرت در بين انسان‏ها يكسان است، اين دين و راه پايدارى است ولى اكثر مردم متوجه اين موضوع نيستند. درنتيجه به زندگى خيالى و كارهاى ناپايدار خود را مشغول مى‏ كنند و با پوچى و بى ‏ثمرى زندگى روبه‏ رو مى‏ شوند. انسان بايد به‏ پا خيزد و جهتش را جهت پيامبران بزرگ قرار دهد. چون جهت آن‏ها بر اساس دين خدايى است كه سرشت آدميان را نيز بر آن اساس  سرشته‏ اند. اين‏كه مى‏ گويد سرشت انسانى به دست خدا سرشته شده يعنى‏ گرايش «جان» انسان به سوى خداست. به عبارت ديگر بنيان «جانِ» انسان‏ها الهى است. پس كسى كه به خدا رجوع كند به بنيان جان خودش رجوع كرده است و كسى كه از خدا دور شود از «جانِ» خودش دور شده است. موفق باشید 

16406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت جناب استاد بزرگوار: جناب استاد من فردی مجرد و مومن و با تقوایی هستم و در هیچ زمینه ای نیز مهارت خاصی ندارم (البته استعداد خوبی برای یادگیری حرفه ای نیز ندارم و مجبورم کارگری کنم) و سرمایه چندان مورد قبولی نیز ندارم. با توجه به اینکه شغل یک فرد، در ایمان و شخصیت آن تاثیر بسزایی دارد، بنابراین در رابطه با شغل خیلی مردد و سردرگم هستم، چون نمی خواهم ایمانم تحت تاثیر شغلم از بین برود من چند تا سوال داشتم: 1. آیا شغل های سطح پایین و پست مانند رفتگری یا نظافتچی یا سرایداری برای یک فرد مومن حلال است؟ 2. آیا در صورتی که کارفرمایم انسان جاهل و کافر باشد ترک شغل ضروری است؟ البته در تهران اکثر کارفرما ها جاهل و کافرند. 3. ایا شغل ها تاثیری در ایمان افراد ندارند و آدم باید خودش در محیط کار با ذکر و یاد خدا از تاثیر شغل و افراد بی ایمان در محیط کار در امان بماند البته سخته؟ 4. من قالیبافی نیز بلد هستم و درآمدش بسیار کم است. آیا به درآمد بسیار کمش در روستا اکتفا کنم یا اینکه به تهران رفته و در شهر غریب مشغول کارگری شوم؟ 5. توصیه جنابعالی برای انتخاب شغلم چیه؟ آیا مومن باید از شغل های پست و سطح بسیار پایین مانند رفتگری، نظافتچی و عملگی و ... دوری کند؟ یا اینکه مهم نیست؟ 6. آیا شما می شناسید افراد و شخصیت های بزرگی باشند ولی کارگری و به کارهای پست و بی ارزشی نیز مشغول شده باشند؟ 7. آیا اگر آشنایان و دوستان در رابطه با شغلم پرسیدند آیا عنوان شغلم را مخفی کنم و دروغ مرتکب شوم و یا بی ریا عنوان شغلم را بگویم مثلا بگویم آبدارچی یا نظافتچی یک شرکتم؟ 8. نظر دین مقدس اسلام در رابطه با شغل چیه (منظورم شغل های پست و کم ارزش است). 9. آیا به نظر جنابعالی یک فرد مومن یک شغل با درآمد بسیار پایین و مستقل داشته باشد ارزشمند است یا این که در شهر غریب مشغول کارگری با درآمد بالا باشد و ایمانش را به تضعیف کند؟ 10. البته معمولا عوام و افراد غافل می گویند که عنوان شغل مهم نیست شما باید صادقانه کار کنید و این کارها دزدی که نیست! بنابراین جواب سوالاتم را می خواهم از زبان عالم دینی با بصیرت و عارف بشنوم. خواهش می کنم برای رضای خدا راهنمایی ام فرمایید و در رابطه با شغل و ماهیت شغل و حضور افراد بی ایمان و غافل در محیط کار و ... بیشتر توضیح دهید. ان شاءالله خداوند شما را با امامان مان محشور فرماید ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شغل، آن‌چه مهم است طلب رزق حلال و خدمت به مردم است و بنده کسانی را می‌شناسم که مشغول همین نوع شغل‌های ساده هستند و در مسیر دینداری و تقوا، در سلامت و کمال به‌سر می‌برند. حال چه کارفرمایِ شما آدم بدی باشد یا آدم خوبی. شما طبق قراردادی که با او می‌بندید، کاری را به عهده می‌گیرید، مگر آن‌که آن کار، کار حرامی باشد. می‌ماند که اگر در شهر خود با درآمد کم زندگی‌تان می‌گذرد بهتر است که در شهر خود باشید. و انسان هرگز نباید شغل ساده‌ی خود را از بقیه پنهان کند. موفق باشید

15763
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ادبار قلب آیا به معنای پر شدن یا نداشتن ظرفیت معنوی جهت دریافت انوار الهی انسان است؟ لطفا معنا را روشن کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خاصیت قلب، تبدیل و تحول و تقلیب است و در این رابطه گاهی در «ادبار» قرار می‌گیرد و نسبت به رجوعِ به حقیقت جلو نمی‌رود که در این حالت، انسان باید با صبرِ بر فرائض، بندگی خود را به نمایش بگذارد. و لازم نیست که تصور کنیم حتماً به جهت گناهان ما، قلبْ در ادبار قرار گرفته است. موفق باشید

14589
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب استاد بزرگوار: ما در شهرستان خودمون حدود هشت سالی با بی بضاعتی و بی سوادی علمی و معنوی خودمون کلاس سیر کتب شما را با گروهی هشت نفره به فضل خدا تشکیل دادیم و حدود چند ماه رفتیم سراغ سی دی و تفسیر سوره انعام. چون گروه احساس می کنم چون شناختی در مورد شما ندارند زیاد انگیزه ندارد که سی دی را دنبال کنن چون صوتی هست میگن خسته کننده هست و طولانیه و تکراری هست. و متاسفانه چند ماهی هست که کلاس کنسل شد و ما هم خیلی محروم. لطفا دعایی، چاره ایی برای ما فقیرا بفرمایید. اگر میخوایم ادامه بدیم یک گروه چهار نفره میشیم به نظر شما همین چهار نفره خوبه؟ یا اونا را هم تشویقی یا .... با هم شروع کنیم؟ خدا عوضشو بهتون بده اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً برکات بحث قرآنی جهت تصمیم‌گیری‌های کلان، بسیار بیشتر است. بهترین راه برای نتیجه‌گیری از مباحث قرآنی آن است که رفقا هرکدام دفتری را تهیه کنند و آیه‌ی مربوطه را بنویسند و در زیر آن خلاصه‌ی مباحث مطرح‌شده را یادداشت فرمایند و سپس در جلسه‌ی هفتگی، یادداشت‌های همدیگر را بررسی کنند. موفق باشید 

14333
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید محضر استاد طاهرزاده: سؤالاتی را که خدمتتان عرض می کنم چند وقتی است که بشدت ذهن مرا درگیر خود کرده اند لذا از شما خواهشمندم جوابی کامل و صریح به حقیر بدهید: ۱. آیا انبیا و اوصیا (علیهم السلام) برای تکمیل ادیان قبلی به خاطر تکامل عقل بشری در دوره های بعدی مبعوث شده اند یا برای امتحان ولایت مداری پیروان دین قبلی؟ به عبارت دیگر آیا مدار دین بر پایه ی شریعت می چرخد و انبیاء و اوصیاء مبیّن شریعت هستند یا شریعت نمایه ای از ولایت ایشان می باشد؟ ۲. آیا توجه بیش از حد فقهای شیعه (رحمة الله علیهم) به مسائل فقهی و ظواهر شرعی در طول تاریخ تشیع باعث طولانی تر شدن غیبت حضرت ولی عصر (عج) نشده است؟ لازم است این نکته را هم ذکر کنم که این نحوه از شریعت مداری فقهای شیعه بی شباهت به شریعت مداری افراطی و ولایت ستیزی عمیق عالمان اهل سنت و علمای یهودی نیست و این شبهه را در ذهن من تقویت کرده که تاریخ تشیع در دام جریانات علمی حاکم گرفتار شد و مکتب اجتهاد را در مقابل مکتب انتظار و اضطرار به ولایت امام معصوم (ع) پررنگ تر کرد. با سپاس فروان...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر نمی‌کنم بتوان این دو موضوع را از هم جدا کرد زیرا اصل شریعت برای احیاء و رشد روحِ عبودیت است تا اُنس با حق در انسان شکل بگیرد. از طرفی پس از مدتی آن شریعت با تحریفاتی که پیدا می‌کند دیگر امکان ایجاد عبودیت را از دست می‌دهد و لذا شریعت بعدی را خداوند با کمالاتی بیشتر که امکانِ تحریف در آن کم‌تر باشد به بشر هدیه می‌کند 2- هرچه هست همان‌طور که امثال حضرت امام و آیت اللّه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیهما» معتقدند با تأکید بیش از حدّ بر روی فقه اصغر از فقه اوسط و فقه اکبر عقب افتاده‌ایم و همین امر موجب می‌شود امام خود را که جامع آن سعه است؛ درست درک نکنیم. موفق باشید

9589
متن پرسش
سلام استاد: عرفا چه طوری وهم و الهام رو تفاوتشو می فهمیدند؟ ممنون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: القائات وَهمی از طریق شیطان، انسان را به خود مشغول می‌کند و یک نوع تکبر با خود به همراه دارد، ولی الهام از طریق فرشتگان انسان را امیدوار به رحمت خدا می‌کند و با یک نوع تواضع و خوش‌بینی به خلق همراه است. موفق باشید
9460
متن پرسش
سلام علیکم: میخواستم نظرتان را درباره این جمله بدانم: «با درک آثار خدا، او را خواهیم شناخت» "رابرت بویل" پدر شیمی مدرن
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از این جمله این را می‌فهمم که با نظر به آیات الهی متوجه اسماء حسنای حضرت حق می‌شویم و این نکته‌ای است که آموزه‌های دینی به ما آموخته‌اند. موفق باشید
8296
متن پرسش
باسلام و خسته نباشید در تفسیر آیه 177 اعراف سَاء مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ کَانُواْ یَظْلِمُونَ فرمودید اینکه مثلا ماه رمضان بیاید و بگویید چیری نیود توعی تکذیب است منظور از نوعی تکذیب چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون اگر کسی قلب ایمانی داشته باشد مثل حضرت سجاد«علیه‌السلام» با نظر به ملکوت ماه مبارک رمضان متوجه آمدن آن‌ ماه قبل از آمدن هستند و در حین آن ماه بهترین بهره را از آن شرایط می‌برند و با رفتن آن‌ ماه همان‌طور که خودشان می‌فرمایند احساس می‌کنند رفیق خوبی را از دست دادند. موفق باشید
8029
متن پرسش
سلام علیکم . در صفحه ی 45 کتاب انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب در انتهای پاراگراف دوم صفحه فرموده بودید :‌پدیدهی مادی خارجی علت معّده است تا نفس به کمک عالم بالا صورتی مطابق صورت شی خارجی در خود ایجاد کند . میشود این یک خط را کمی توضیح دهید .یعنی پدیده های مادی نوعی سراب هستند و اصل آن متعلق به عالم مافوق است ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: پدیده‌های مادی سراب نیستند بلکه صورت مادی حقایق عالم ملکوت‌اند که آیه‌ی 21 از سوره‌ی حجر متذکر آن است. آن‌جا که می‌فرماید: «وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم‏» و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست؛ ولى ما جز به اندازه معیّن آن را نازل نمى‏کنیم! از این آیه نتیجه میگیریم که آنچه در مرتبه‏ى پایینِ عالمِ وجود هست، داراى مراتبى عالى‏تر در مرتبه بالاى عالم نیز هست و به اصطلاح هرچه در عالم مادون هست، داراى باطن غیبى و معنوى است و باید در نگاه خود به عالَم، همواره متوجه باطن عالم نیز باشیم، تا توجه ما به عالم قدس فراموش نشود. این نوع تجزیه و تحلیل‏ها مربوط به «نگاه قدسى» است. البته این‏که در آیه مى‏فرماید هر چیزى داراى باطن است، منظور چیزهاى حقیقى است و نه چیزهاى اعتبارى. شی‏ء چیزى است که واقعاً شخصیت دارد، مثل زمین و انسان و درخت ولى صندلى شخصیت حقیقى ندارد زیرا به اعتبار ما صندلى است، خیابان یک طرفه، یک طرفه‏بودنش به اعتبار ماست، همچنان‏که خیابان‏بودنش نیز یک امر اعتبارى است، ولى درخت به خودى خود شخصیت واقعى دارد، من و شما به خودى خود شخصیت داریم، زمین نیز همین طور است، شخصیت دارد و شخصیت آن‏ها به اعتبار معتبِر نیست. چیزهایى را که خودشان شخصیت دارند به اصطلاح جوهر مى‏گویند. پس هر «چیزى» در این عالم، باطن دارد و جنبه مادون آن به جنبه مافوق آن وصل است. به قول آقاى پروفسور کربن علم جدید عامل گسستگى مرتبه مادون عالم با عالم ملکوت شد، «باید به ارض ملکوت سفر کرد و به آن‏جا پیوست» تا متوجه شویم همه چیز در جاى خود مقدس است. اعتقاد به ملائکه در این نوع نگاه مطرح است و مى‏فهمد «ملائکه» مدبِّرات امْرَند، و عالم را ملائکه مدیریت مى‏کنند، مثل این‏که قواى مربوط به نفس شما، اعضاء بدن شما را تدبیر مى‏نمایند، قوه بینایى چشم شما را به کار مى‏گیرد و در نتیجه عمل بینایى انجام مى‏گیرد. در هر حال با توجه به آیه فوق چیزها در عالم، باطن دارند و داراى وجود خزینه‏اى مى‏باشند و توسط باطن خود تدبیر مى‏شوند، باطنى که عنداللّهى است و در نزد خدا است. موفق باشید
7473
متن پرسش
سلام.قراره تو دانشگاه ما ویژه نامه ای در مورد ایام فاطمیه چاپ بشه.اگه امکانش هست یک مطلبی در مورد شخصیت و زندگی نامه ی حضرت زهرا(سلام الله علیها)به من ایمیل کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از کتاب «مقام لیلة‌القدری حضرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها»» که روی سایت قابل دانلود است بتوانید از قسمت فاطمه؛ رازی پیدا و ناپیدا نکاتی را انتخاب کنید. موفق باشید
6141
متن پرسش
سلام.حضرت استاد! حضرات 14 معصوم(ع)هم دارای تن می باشند وهم دارای من.وبه حکم النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا به نتیجه می رسیم که نفس ناطقه آن حضرات هم از خلقت جسمانی شروع شده ومقام انسان کامل بودن آنه هم مقام نفس ومن ایشان می باشد که کون جامع می باشند. واین مقام انحصار در 14 معصوم ندارد ودیگر انبیاء هم این مقام را دارا هستند. وازطرفی ائمه دارای خلقت خاصی دیگر هستند که ازآن به عنوان حقیقت نوری تعبیر می فرمایید.سوال بنده اینجاست که آیا این دو مقام دو مقام جدا هستند ؟ وتنها اهل بیت (ع)این مقام را دارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید و روایات آن را تأیید می‌کند مقام نوری ائمه«علیهم‌السلام» که می‌فرمایند با نور عظمت ارتباط دارند ، فوق جبرائیل و میکائیل است و یک حقیقت موهبی است که خداوند برای هدایت بشر به آن‌ها داده ولی آن‌ها در مقام انسانی خود، خودشان باید کمال لازم را با حفظ ارتباط خود با آن نور عظمت در خود نهادینه کنند و از این جهت آن دو مقام جدا نیستند و ائمه سعی می‌کنند تا نفس ناطقه‌شان با آن مقام نوری متحد باشد و شما همواره طوری با آن ها روبه‌رو هستید که در حرکات و سکنات و گفتار مظهر آن مقام نوری هستند. موفق باشند
4902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در سوال 4813 گفتید: کتاب «جایگاه تاریخی حادثه‌ها» را در این رابطه نوشته‌ام آیا منظور شما همان جزوه ای است که یک اشاره ای کردید؟2.باتوجه به اطلاعات کم جوانان از تاریخ و وقایع گذشته شما چه کتابی را درباره تاریخ وجریان شناسی پیشنهاد میکنید(قبلا جزوه ای از خودتان رامعرفی کردید که خیلی مختصربود)تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتابی که عرض کردم حدود 2 هفته است از زیر چاپ بیرون آمده است 2- کتاب‌های آقایان دکتر موسی نجفی و موسی حقانی و جعفریان خوب است. موفق باشید
4865
متن پرسش
سلام استاد- شاید سوالم طولانی شود ولی خواهش میکنم بخوانید و مرا از این حال نجات دهید-استاد من اکنون دانشجوی سال سوم پزشکی ام در خانواده مقیدی بزرگ شده ام و ظواهردین را رعایت کرده ام تا کنون--ولی عمیقا ایمان نیاورده ام-میدانید شاید کسانی که مرا میشناسند این حرفهایم را بشنوند تعجب کنند چون من چادری ام ازبسیجی های فعال دانشگاه و حامی انقلاب و رهبریم--ولی مشکلم این است که خیلی شک میکنم گاهی حتی به خود خدا..با خودم میگویم من که چیزی ندیده ام همه اش یک سری احساسات بوده که تابحال داشته ام از کجا معلوم که حق باشند--واقعا چه دلیلی دارید استاد؟ ما که نه پیامبری دیده ایم نه امامی--به چند کتاب و روحانی چرا اعتماد میکنید؟ چه دلیلی برای بودن امام زمان دارید/ ایا دین فقط برای این نیست که مردم خوب باشند خب راههای زیادی برای قانع کردن آدمها هست که خوب باشند..این همه مردم که در دنیا بی دین زندگی میکنند چه مشکلی پیدا کرده اند؟ چرا من باید دیندار باشم؟میدانم فواید روحی اش را ولی میدانید راههای دیگری هم برای یافتن فوایدش هست..مثل خوب بودن با مردم خب هم احساس خوبی خواهم داشت هم دیگران بامن مهربان خواهند بود..چگونه باید به تاریخ ومثلا قضیه اصحاب فیل اعتماد کنم/ اصلا قبول که خدا هست مارا برای چه افریده؟ چرا به ما نفس اماره داده یا مثلا شیطان افریده یا اصلا میل به گناه داده که حالا ما بخاهیم توبه کنیم یا نه عذاب شویم؟ میدانید دلیل خاصی برای رد وجود خدا نیست ولی خب دلیلی هم برای قبولش نیست! من ازاینکه در تنهایی و هنگام نمازم هیچ نشانه ای از خدایی که در راه دینش حتی تلاش هم میکنم ندارم در عذابم استاد..بعضی کتابهای شما را خوانده ام سخنرانیهای مذهبی مثلا آقای پناهیان را گوش میدهم..ولی نمیدانم چرا گاهی به این شدت از درون احساس پوچی میکنم احساسی که به من میگوید شاید فقط دارم سر خودم را گرم میکنم یا به این دلیل که شجاعت نفی ندارم همه چیز را قبول کرده ام..یاد این حرف راسل میفتم که میگوید انسانها از ترس برای خودشان مذهب ساخته اند..از ترس حوادثی که نمی توانند کنترلش کنند به خدا پناه می برند از ترس آینده که نمیشناسندش-و به خاطر نیاز به دیگران به آنها خوبی میکنند و اسمش را دینداری میگذارند اینطوری غرورشان را هم حفظ میکنند! من واقعا در عذابم استاد اولین باراست که اینگونه راحت درونیاتم را میگویم..کمکم کنید..شاید مسخره باشد ولی من هرروز به همه چیز شک میکنم و دوباره مومن میشوم..جواب علمی خیلی از سوالاتم را میدانم ولی هیچ کدام مرا اغنا نمیکنند..به خاطر گناه است؟ خب باید ایمانی باشد که به خاطرش ترک گناه کرد..استاد منتظرم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: دینداری برای آن است که نفس ناطقه‌ی انسان که حقیقت مجردی است بتواند با خدا مأنوس شود و در ابدیت خود در این اُنس که عالی‌ترین زندگی ممکن است به‌سر برد. پیشنهاد می‌کنم برای رفع این مشکلات سیر مطالعاتی موجود در سایت را دنبال کنید چون بر مبنای معرفت نفس تدوین شده که انسان را با حقیقت خودش که امکان شک در آن نیست، آشنا می‌کند. موفق باشید
نمایش چاپی