بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15199

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد چی میشه که بعضی وقتا احساسم نسبت به اهل بیت (علیه السلام) و حتی خدا یه جوری میشه، مثلا من واقعا اسم امام علی (علیه السلام) رو می شنوم همه وجودم میشه ایشون و واقعا بعضی وقتا اشکم میاد از اسم ایشون، ولی یه چند وقتیه یه جوری شدم، بعضی وقتا میشه حتی تو مجلسی اسم حیدر میاد و من اون حس همیشگی رو ندارم، یه جورایی دنبال دلیلم واسه منقلب شدن!!! سن هیجده سالگی فک کنم عجیب ترین سن انسانه!! حتی بعضی وقتا این حس در مورد خداوندی و ربوبیت خدا بهم دست میده، دنبال نشونه خدام و اون حسه خودبه خودی رو بعضی وقتا ندارم!!! و شدیدا عذاب میکشما، شدید، حس می کنم تمام داراییمو از دست دادم، حاضرم هر چی دارم بدم فقط دوباره اسم امام علی منو منقلب کنه البته این حس الحمدلله بر من قالب نیست، نمیدونم این "الحمدلله" که گفتم درسته یا نه، چون نمیدونم این حسه خوبه یا بد، شما بهم بگید، مصداق این حس همون جملس که میگن «شک مقدمه یقینه»! یا نه من گناهی کردم و به خاطر اون این ثروت عظیم از من گرفته شده!؟ خلاصه خودتونو بذارید جای من، یه لحظه احساس می کنید به حیدر کرار هیچ حسی ندارید؛ بدترین عذابه، نه؟ پس راه نجاتو نشونم بدید لطفا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده تخصص جوابگوی به این سؤالات را ندارم. اگر کاربران محترم سؤالات عقیدتی داشته باشند و بتوانم جواب دهم؛ در خدمتشان هستم و إن‌شاءاللّه کوتاهی نمی‌کنم. موفق باشید

14922

در عرفانبازدید:

متن پرسش
آقای یثربی که کتب فلسفی و عرفانی نوشته اند شخص قابل اعتمادی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه درک کاملی از عرفان و حکمت متعالیه ندارند. مطالب را خیلی سطحی و گذرا فهمیده‌اند. موفق باشید

14880
متن پرسش
با سلام: استاد در قسمتی از کتاب شرح 10 نکته از معرفت نفس می فرمایند: اكثر قريب به اتفاق بيماري‌ها به اين صورت شروع مي‌شود که ابتدا روحِ انسان آماده‌ي پذيرش آن بيماري مي‌شود و سپس آن را به جسم سرايت مي‌دهد و جسم مريض مي‌شود و يا ابتدا روح از تعادل خود خارج مي‌شود و بدنِ خود را درست تدبير نمي‌کند و آثار آن عدم تدبير آن است که عضوي از اعضاء بدن نمي‌تواند به حرکت طبيعي خود ادامه دهد. سوال بنده این بود که بیماری هایی که ائمه و پیامبران دچار آن می شدند مانند بیماری امام سجاد (ع) در کربلا و .... چگونه با این مسئله تطبیق داده می شود؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در مورد امام سجاد«علیه‌السلام» می‌دانید؛ آن بیماری به اراده‌ی خاص الهی واقع شده بود تا وظیفه‌ی جهاد از دوش حضرت برداشته شود. در مورد سایر اولیاء معصوم نیز باید قضیه از همین قرار باشد. البته این غیر از بیماری‌هایی است که در اثر عوامل خارجی مثل «زهر» پیش می‌آید. مفصلِ این نکته را در کتاب «خویشتن پنهان» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

14772
متن پرسش
به نام خدا سلام خدمت شما، متاسفانه من کتابی با عنوان آغاز بی علت جهان که نگارنده آن کوئینتین اسمیت است را خوانده ام و الان دلیلی نمی بینم که خدایی وجود داشته باشد و باز متاسفانه قرآن را سندی بر وجود خدا نمی بینم و این موارد روی من تاثیر گذاشته، مواردی مانند: نظریه های تکنیگی، بیگ بنگ، نظریه داروین، نظریه هاوگینک نظریه پنروز و .... حال از شما خواهش می کنم فقط یک دلیل علمی و عقلی مبنی بر وجود خدا ارائه دهید. با سپاس بی کران
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که در مقابل آن مباحثی که دنبال کرده‌اید، با همان حوصله روی مباحث این‌طرفی‌ها هم وقت بگذارید. مثل بحث «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن و بحث «برهان صدیقین» با شرح صوتی آن، که هر دو بر روی سایت هست. بنده در مقایسه با نظریاتی که می‌فرمایید به‌خوبی به این نتیجه رسیده‌ام که آن افراد آن‌طور که باید از عقل خود برای رسیدن به حقیقت استفاده نمی‌کنند و بیشتر گرفتار گمان‌ها و توهّمات هستند. این گوی و این میدان؛ خودتان تجربه کنید.

14193
متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: خواهشا «همه ی» حرفام رو بخونید! این سوال من و جواب شما، میتونه برای خیلیا مفید باشه. پسری 20 ساله و دانشجو هستم. من کتاب جوان و آشتی با خدا و ده نکته و خویشتن پنهان شما رو خوندم. و به این نتیجه هم رسیدم که جان من خدا می خواهد. و آدمی هستم که به غیر از خدا به هیچ چیز دیگه راضی نمیشم. و میدونم و حس کردم که اگه با خدا باشم خوش هستم. و همیشه بزرگترین آرزو و هدفم اینه که با خدا باشم و خوش باشم. چی بزرگتر و بهتر از اینکه با خدا باشم؟! ولی نمیدونم کجای کار می لنگه که با این که میدونم و تجربه هم کردم که مثلا نیمه های شب با خدا راز و نیاز کردن و اذان صبح، نماز خوندن و سحرخیزی چه لذتی داره، ولی چرا بیدار نمیشم؟! چرا اکثر نمازهام رو نمیخونم؟! با اینکه میدونم اگه بخوام با خدا باشم و خوش باشم، باید این کارا رو بکنم، چرا آهسته قدم برمی دارم برای این هدفم؟ اعتقاد دارم که باید عشقی وجود داشته باشه تا محرکی باشه برای انجام تمام کارام. عشقی که هر لحظه به اون فکر کنم. و هر کاری می کنم، در راه رسیدن به اون عشق و بودن با اون عشق باشه. حتی آب خوردنم! آیا این عشق باید خدا باشه؟ چه جوری میشه عاشق چیزی شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «دانستن» اولِ کار است. با عمل به دستورات شرع مقدس است که آرام‌‌آرام حجاب‌ها برطرف می‌شود و آن دانایی‌ها به اُنس تبدیل می‌شود. عظمت شریعت الهی در این است که انسان حیرت می‌کند چگونه با این دستورات ساده، انسان به آن‌چنان اُنس و عشق می‌رسد اگر صادقانه عمل نماید. به قول حافظ: «به خُلق و لطف توان کرد صید اهلِ نظر / به بند و دام نگیرند مرغِ دانا را». و خداوند نیز با لطف خود توانسته است اهل نظر را جلب کند، همان‌طور که مرغ دانا را با دانه می‌توان جلب کرد نه با دام. موفق باشید

14043
متن پرسش
با سلام: تفاوت بین این که عالم مراتب وجود حق تعالی است با این که عالم مراتب ظهور حق تعالی است چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرقی ندارد زیرا «وجود» همواره ظهور دارد و حضرت حق چون وجودِ مطلق است تمام عالم وجود مظهر نور وجود حق خواهند بود. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در شرح سوره‌ی حمد در تفسیر آیه‌ی «اللّه نورالسموات و الأرض» نکات خوبی در این مورد فرموده‌اند. ولی از آنجایی که تنها وجود مطلق خداست پس غیر وجود مطلق غیر خدا است. موفق باشید

13632
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد داستان از این جا شروع شد که قصد ازدواج کردم و پس از طی مقدمات و ازدواج و رفتن سر کار و تا الان که در حال تایپ این مطالب هستم در نماز کاهل و گاهی حتی تارک شده ام و اون صفای درونی و اون حال گذشته رو ندارم و از کتابهای شما فاصله گرفه ام، البته از نظر وقت و ساعت فراغت که به امور دینی هم بپردازم دچار کمبود شده ام، خلاصه حس می کنم دارم دور میشم از خدا، از معارفی که یه زمانی عاشقشون بودم، و الان دارن برام عادی میشن و می ترسم همینجوری اگه پیش بره غرق تو دنیا بشم و چند سال دیگه دین رو هم به تمسخر بگیرم، نعوذ بالله منهم، استاد خیلی خلاصه اصل دردم رو گفتم، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که اگر انسان مشغول دنیا شد آن مرتبه از ادراک خود را که متوجه‌ی وجود حقایق می‌شود، ضعیف می‌گردد و به همین جهت باید در زندگی تعادل را حفظ کرد و در امور دنیا افراط ننمود. موفق باشید

12911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا الزامی وجود دارد که رهبر یک مملکتی مانند ایران حتما روحانی باشد؟ مثلا اگر امام خامنه ای روحانی نبودند می توانستند بعنوان رهبری انتخاب شوند؟ بحث من اینجاست که اگر یک شخصی تمام شرایط یک رهبر را داشته باشد ولی روحانی نباشد یعنی دروس حوزوی را خارج از حوزه فرا گرفته باشد اما به مسائل آگاه باشد می تواند در جایگاه رهبری قرار بگیرد؟ اگر نه چرا؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک برای رهبری کشور ایران، مطابق قانون اساسی، فقاهت است که عموماً فقیهان مجتهد در آن حدّ که عالِم به ابعاد فقه حکومتی نیز باشند، در کسوت روحانیت ظهور دارند. موفق باشید

8750
متن پرسش
سلام: استاد شما در کتاب ده نکته از معرفت نفس ص 17 فرموده‌اید که: در هنگام بیهوشی که نفس از بدن خارج می شود دیگر آن پاره‌کردن‌های دکتر جراح، موجب آزار انسان نمی‌شود چون نفس که ادراکاتی مثل حس‌کردن و دیدن و شنیدن همه مربوط به اوست از بدن خارج شده است. اما استاد عزیز در بیهوشی‌های موضعی مانند سزارین که روح در بدن حاضر است و تنها مقداری از بدن بی حس شده اما باز هم پاره‌کردن‌های دکتر جراح موجب آزار انسان نمی‌شود پس از این چه نتیجه ای باید بگیریم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فرق نمی‌کند که نظر و توجه نفس از موضعی از بدن خارج شود یا از کلّ بدن. همه‌ی این‌ها نشان می‌دهد که بدن به تنهایی عامل حسّ و ادراک نیست. موفق باشید
6512
متن پرسش
سلام علیکم اگر امکان دارد رابطه قسم و جواب قسم در سوره مبارک بلد را بفرمایید.از تفسیر المیزان در این رابطه چیزی نفهمیدم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اصطلاح عرب کاهی «لا اقسم» به معنای قسم است به این معنا که چرا قسم نخورم، می فرماید: چرا قسم نخورم در حالی‌که به جهت حضور تو در مکه جای قسم و تجلیل آن مکان هست و نیز به جهت حضور مقدس سنت ابراهیم و اسماعیل«علیهماالسلام» نیز جای تجلیل از این مکان هست، مکانی که ظرفیت سیر انسان به سوی آزادشدن از همه‌ی قیودات را برای رسیدن به بُعد یُمن و مبارکی دارد. موفق باشید
3383
متن پرسش
سؤال: الف) خداوند ولی فقیه را از چه جهتی انتخاب کرده‌است؟ آیا غیر از جهت «اصلاح امور بندگان» جهت دیگری برای انتخابش هست؟ ب) آیا ولی فقیه، غیر از «اصلاح امور بندگان» وظیفة دیگری دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نه. چون ولیّ فقیه حکم حضرت ربّ را در جامعه جاری می‌کند و حضرت حق به نور ربوبیتش امور بندگانی که جان خود را به او بسپارند اصلاح می‌کند. موفق باشید
1750

شرایط هدایتبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم .استاد عزیز اینکه بسیاری از مردم جهان با اصول تشیع آشنا نیستند و در اکثر نقاط کره زمین مردم دعوت اسلام را حداقل بصورت مفصل و اصولی نشنیده اند و تنها قلیلی از مردم جهان شیعه هستند چطور با رحمت خداوند متعال سازگار است چگونه با هدایت خدا مطابقت دارد چرا باید فقط کمی از مردم و آدم های خلق شده به چنن وری دسترسی داشته باشند حال آنکه خود بیتقصیرند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام از آن‌جایی که خداوند هادی است محال است شرایط هدایت انسان‌ها را فراهم نکند و هرکس را در معرض امتحان نسبت به نور هدایت قرار ندهد. ما شیعیان در معرض هدایت الهی باید امتحان بدهیم و آن‌کس که با نور هدایت الهی درست برخورد کرد او را به مراحل بعدی نور هدایت خود راهنمایی می‌کند و این در همه‌ی دنیا به شکلی انجام می‌شود. نه همه‌ی شیعیان توانستند امام خمینی شوند و نه همه‌ی غیر شیعیان از مسیر رسیدن به تشیع محرومند. ملاحظه کنید که وقتی کسی نسبت به هدایت اولیه‌ی الهی درست برخورد کرد اگر فیلم‌ساز هالیوود یعنی شان استون باشد چطور به‌دست آیت‌الله ناصری شیعه می‌شود. موفق باشید
1523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. با تشکر از حضرتعالی. در پی چند پرسش و پاسخ گذشته پیرامون مدرنیته بالاخره مشخص نشد که تحقق "‍ژاپن اسلامی" محال است یا ممکن؟ سراب است یا یک آدرس اشتباهی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با توجه به مطالبی که عرض کردم جمع ضدین است، یا اسلام در حجاب می‌رود و مدرنیته حاکم می‌شود و یا اگر بر اسلامی‌بودن تأکید کنیم جایی برای فرهنگ مدرنیته نمی‌ماند. موفق باشید
1242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت قصد داشتم درباره شأن تفکر از حضرت استاد سوالی بپرسم: آیا انسان در ساحت تفکر، ورای کفر و ایمان است؟! یا اینکه تفکر ذیل تعبد معنا می‌یابد؟ التماس دعا...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آری در ساحت تفکرِ ماوراء ایمان و کفر متوجه حقیقت می‌شوید و دل در گرو آن می‌سپارید و از این به بعد با نوری که از طریق اُنس با حقیقت به‌دست می‌آورید آن تفکر اجمالی را به تفصیل می‌آورید و لذا فرموده‌اند: «تا موضوع تفکر «وجود» نباشد تفکری صورت نمی‌گیرد» به این معنی که وقتی با تفکر از ماهیات عبور کردید حال در ذیل نظر به «وجود» ، تلاش برای اُنس با آن تفکر حقیقی ظهور می‌کند و جهت اُنس با وجود نیاز به تعبد است پس چه زیبا می‌گویید وقتی می‌فرمایند: تفکر در ذیل تعبد معنی می‌یابد. موفق باشید
26122
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا انتقام سپاه همان انتقام سختی بود که وعده آن را می دادند. ما دلهایمان با شهادت حاج قاسم داغدار شده و تنها یک انتقام درخور و متناسب با این ترور آن را آرام می کند. زدن یک پایگاه آمریکایی (هرچند دومین پایگاه بزرگ آنها در عراق باشد) چگونه می تواند با خون سلیمانی ما که سر ترامپ به اندازه کفشش ارزش ندارد باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم شکستن هیمنه‌ی آمریکا است از آن جهت که نمی‌تواند با این برخورد، ابرقدرتیِ خود را ادامه دهد. قصّه، قصّه‌ی تخریب یک پادگان از آمریکا نیست، قصّه از این قرار است که بحمداللّه ما او را در شرایطی قرار داده‌ایم که نمی‌تواند عکس‌العمل نشان دهد و خداوند با تدبیر خود کاری کرد که اسرائیل یعنی فرزندِ ناخلف و دردانه‌ی استکبار در تیررس موشک‌های ما باشد و ما اعلام کردیم اگر جواب موشک‌های ما را که به «عین الاسد» خورده است بدهد، اسرائیل را با خاک یکسان می‌کنیم. آیا زمینه‌ای از آن بهتر، برای زمین‌گیرشدنِ ابرقدرتیِ آمریکا تصور می‌شد؟! و مطمئن باشید شرایطی را خون آن شهید بزرگوار فراهم کرد که افول آمریکا به سرعتی بیش از آن‌که ما فکر می‌کردیم در حالِ تحقق است. موفق باشید.

21505
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: استاد اینکه کسی مرگ رو دوس داشته باشه بده؟ من قبلا از مرگ می ترسیدم اما آلان بعضی وقتا که بهش فکر می کنم دوسش دارم و فکر می کنم به آرامش می رسم و هم اینکه احساس می کنم خیلی هیجان داره و به خیلی از حقایق می رسم و خیلی از معماها روشن میشن برام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان همیشه باید آماده‌ی مرگ باشد و سعی کند طوری خود را در دنیا به کمالات لازمه برساند که در ابدیتِ خود با خدا و زیر سایه‌ی رحمت او باشد. زیرا بالاخره ماییم و یک ابدیت، اگر آن‌جا نتوانیم از رحمت پروردگار بهره‌مند شویم، سرنوشت سختی را برای خود رقم زده‌ایم. موفق باشید

18231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: ببخشید استاد نظرتون درباره کتاب صلات معراج مومن معراج عشق از استاد سمندری چی هست؟و اگر ممکنه بهترین کتاب در زمینه نماز رو معرفی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در جواب سؤال شماره‌ی 18208 عرض شد کتاب مذکور را مطالعه نکرده‌ام. ولی کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام را کتاب خوبی در این موضوع می‌دانم. موفق باشید

17708

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چند تا سوال از نکته یک و دو شرح ده نکته داشتم: واقعا میدونم وقتتون کمه ولی خواهش می کنم به سوالا گنگ و مختصر پاسخ ندید. در پاسخ سوال های قبلیم به مشکل خوردم. ۱. نحوه ارتباط نفس و بدن چیه؟ این که روح را واسطه می گیرند یعنی چه؟ ۲. جسمانیة الحدوث ... با روز الست منافات ندارد؟ ۳. در عالم ماده من رو با خیلی چیزها می شناسند، مثل طلبه بودن الی آخر، در عالم حقیقت چی، اون شأنی که همه انسان ها رو بر اساس اون می شناسند چیه؟ یعنی این همه علم و تقوا و ویژگی های اخلاقی انسان رو باید به یک جایی برسونه، اون نقطه چیه؟ آیا بگیم ایمان درسته؟ ۴. کلمه شأن یعنی چی؟ ۵. فرق حقیقت و واقعیت؟ ۶. فرق حقیقت و مجاز؟ ۷. کلمه سبب توی بحث رویا (ارتباط نفس با سبب غیبی حادثه) یعنی چی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس از جهت آن‌که بالفعل نیست، بدنی را در دوره‌ی جنینی برای خود انتخاب می‌کند تا با تدبیر آن بدن در زندگی، از مابالقوه به مابالفعل برسد. 2- در روز الست، حقیقتِ انسان در صحنه است که به یک معنا، همان فطرت انسانی است. ولی جسمانیة‌الحدوث‌بودنِ روح مربوط به نفسِ یک شخص است که چگونه آن نفس، در بسترِ بدن شکل می‌گیرد، حال آن نفس، حاملِ همان فطرت انسانی می‌باشد 3- این صفات و ملکات موجب ظهوری در جسم انسان و جایگاه انسان در برزخ و قیامت می‌باشد 4- یعنی جایگاه وجودی 5- در فلسفه، واقعیت مرتبه‌ی محسوسِ حقیقت است 6- مجاز، یعنی آن‌چه بشر اعتبار کرده است 7- سبب، همیشه به معنای علت است.

باید تلاش بفرمایید این نوع سؤالات را از طریق مطالعه در متون اصلی برای خود حل کنید، در  فضای سؤال و جواب ممکن نیست زیرا مشکل حل نمی‌شود. پیشنهاد بنده آن است که با حوصله، اولاً: پس از «ده نکته» بحثِ برهان صدیقین را همراه با شرح آن و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را و بعد از آن مطالعه‌ی آرشیو سؤالات در رابطه با معرفت نفس و در نهایت مطالعه‌ی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

16710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: به نظر شما چه کتاب هایی مناسب سن دختران نوجوان دوازده سیزده ساله است که بتوان درباره ی آن ها به بحث و گفتگو پرداخت؟ اگر مقدور هست چند کتاب مفید برای این سنین معرفی کنید که بشه با بچه ها به مباحثه گذاشتشون. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آخرین کتاب‌ها در این مورد نیستم. شاید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیاز به نبی؟» که بر روی سایت هست، کمک کند. موفق باشید

11038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جوانی 25 ساله هستم که از 3 سال پیش خداوند ما را هدایت و به رویت قلبی و انس با خداوند رسیده ام و دلم میخاد اعمالم همیشه خدایی و بدون انتظار پاداش باشه اما با توجه به حدیثی که میگه روز قیامت به تعداد ساعات بنده صندوق باز میشه برای اینکه اون دنیا حسرت نخورم دلم میخاد طبق اصول اخلاق پیش برم ولی سوال بنده اینه که برای اینکه اون دنیا حسرت نخورم آیا درونی کردن کمالات کافیه؟ یا اگر ذکر نگم حسرت میخورم؟ ممنون استاد عزیز
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید ظاهر و باطن را جمع کرد. موفق باشید
10539

حزن زیبابازدید:

متن پرسش
با سلام استاد گرامی: من مباحث برهان صدیقین شما رو گوش می دهم. در بحث فقر ما در برابر خدا و اضطراب هایی که ما داریم شما فرمودید اضطراب به دلیل نرسیدن به اون کمالی است که در نظر داریم و تا به خدا وصل نشیم که عین کمال است این اضطراب رفع نمی شه و هرکس خدا رو داره و به خدا وصله نباید اضطراب داشته باشه. می خواستم از خدمتتون سوال کنم که اضطراب هایی مثل اضطراب انجام ندادن تکالیف و انجام دادن گناه از چه قسمی است؟ اگر کسی در مسیر حق باشه ولی به خاطر انجام گناه و ناتوانیش در برابر نفس اماره اش به اضطراب زیادی در زندگیش دچار بشه این اضطراب چه نوع اضطرابی هست؟ یا مثلا به عنوان مثال کسی وظیفه داره یک کاری مثل درس خواندن رو انجام بده و تنبلی می کنه و نمی خونه و به اضطراب دچار می شه این قبیل اضطراب ها در برهان صدیقین چه جایگاهی داره؟ چی کار کنیم تا کوتاهی ها و انجام گناهان ما رو دچار پشیمانی و ناراحتی و حسرت و ایجاد انگیزه بکنه اما دچار اضطراب و افسردگی و عدم اعتماد به نفس نکنه؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع حزن که به جهت کوتاهی در وظایف ایجاد می‌شود از نفحات نفس لوّامه است که خداوند از آن طریق ما را متذکر راه‌های نرفته می‌کند و ما نباید به این نوع حزن‌ها بی‌محلی کنیم، بلکه باید با انجام وظیفه‌های عقب‌افتاده به آن جواب مثبت دهیم. موفق باشید
8319

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. بنده در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل هستم. از اول ترم تا الان که ترم چهارم را میگذرانم دچار افت شدید تحصیلی شدم و همچنان با نمرات پایین دروس را میگذرانم.اما علاقه ام به حوزه و رسیدن به آن هدف نهایی آفرینش انسان روز به روز بیشتر میشود.حال بروم حوزه بهتر است یا درسم را ادامه بدهم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر علاوه بر علاقه، استعداد دروس حوزه مثل ادبیات و فقه و اصول را نیز دارید و خانواده‌تان تا حدّی همراهی می‌کنند خوب است به حوزه بروید. موفق باشید
8296
متن پرسش
باسلام و خسته نباشید در تفسیر آیه 177 اعراف سَاء مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ کَانُواْ یَظْلِمُونَ فرمودید اینکه مثلا ماه رمضان بیاید و بگویید چیری نیود توعی تکذیب است منظور از نوعی تکذیب چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون اگر کسی قلب ایمانی داشته باشد مثل حضرت سجاد«علیه‌السلام» با نظر به ملکوت ماه مبارک رمضان متوجه آمدن آن‌ ماه قبل از آمدن هستند و در حین آن ماه بهترین بهره را از آن شرایط می‌برند و با رفتن آن‌ ماه همان‌طور که خودشان می‌فرمایند احساس می‌کنند رفیق خوبی را از دست دادند. موفق باشید
7157
متن پرسش
سلام علیکم . استاد کتاب خویشتن پنهان برای بچه های مقطع سوم راهنمایی و اول دبیرستان مورد ندارد؟ میتوان این مباحث را با آنها در میان گذاشت ؟ این بچه ها بسیجیان مسجد هستند . اگر مناسب نیست برای این مقطع سن از کدام بحث شما شروع کنیم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از کتاب‌هایی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» و «ده نکته در معرفت نفس» و «آشتی با خدا» و «فرزندم این‌چنین باید بود 1 و 2» استفاده کنید. موفق باشید
6141
متن پرسش
سلام.حضرت استاد! حضرات 14 معصوم(ع)هم دارای تن می باشند وهم دارای من.وبه حکم النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا به نتیجه می رسیم که نفس ناطقه آن حضرات هم از خلقت جسمانی شروع شده ومقام انسان کامل بودن آنه هم مقام نفس ومن ایشان می باشد که کون جامع می باشند. واین مقام انحصار در 14 معصوم ندارد ودیگر انبیاء هم این مقام را دارا هستند. وازطرفی ائمه دارای خلقت خاصی دیگر هستند که ازآن به عنوان حقیقت نوری تعبیر می فرمایید.سوال بنده اینجاست که آیا این دو مقام دو مقام جدا هستند ؟ وتنها اهل بیت (ع)این مقام را دارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید و روایات آن را تأیید می‌کند مقام نوری ائمه«علیهم‌السلام» که می‌فرمایند با نور عظمت ارتباط دارند ، فوق جبرائیل و میکائیل است و یک حقیقت موهبی است که خداوند برای هدایت بشر به آن‌ها داده ولی آن‌ها در مقام انسانی خود، خودشان باید کمال لازم را با حفظ ارتباط خود با آن نور عظمت در خود نهادینه کنند و از این جهت آن دو مقام جدا نیستند و ائمه سعی می‌کنند تا نفس ناطقه‌شان با آن مقام نوری متحد باشد و شما همواره طوری با آن ها روبه‌رو هستید که در حرکات و سکنات و گفتار مظهر آن مقام نوری هستند. موفق باشند
نمایش چاپی