بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21115
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: استاد یک سوالی خیلی وقتها ذهن بنده را به خود مشغول کرده و آن هم این که رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) بسیار علاقمند به مطالعه رمان های ارزشمند هستند چه خارجی مثل بینوایان و چه داخلی و در مورد شهدا و به جوانان نیز توصیه هایی در مورد مطالعه این آثار می کنند. می خواهیم بدانم خواندن این ها وقت تلف کردن نیست؟ البته بنده به آیت الله خامنه ای عزیز اعتماد و اطمینان کامل دارم ولی بعضی از مسایل را شنیدم که مثلا بعضی (مثل شیخ رجبعلی خیاط) می خواهند مثنوی بخوانند ولی یک ندای غیبی به ایشان می گوید که این کار را نکند البته عمده بحث بنده این است که کلا خواندن رمان و داستان های مشهور و ارزشمند است نظر اخلاقی چه رمان های خارجی چه داخلی وقت تلف نیست؟ با تشکر و عرض پوزش از گرفتن وقت ارزشمند شما. والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رُمان‌های بزرگی مثل بینوایان و یا برادران کارامازوف، قصه نیست تذکر به روحی است که در آن جامعه جاری بوده است و نویسنده راه حل‌های عبور از آن را متذکر می‌شود. آری! اگر با این رویکردها رُمان‌ها خوانده شود، مفید خواهد بود و خواندن خاطرات شهداء نیز، قصه‌ی عزمی است که خداوند در این مردم ایجاد کرده و در شهداء به عالی‌ترین شکل به ظهور آمده. موفق باشید

19274
متن پرسش
سلام: وظیفه طلبه ها نسبت به انتخابات چیست؟ وظیفه تبلیغی ندارند؟ آیا مانند محرم و رمضان نباید درس را تعطیل کرد و به تبلیغ پرداخت؟ در این امر بحث را کمی روشن کنید ممنون می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در شرایطی که منجر به مشاجره نشود، ضعف‌های دولت از آن جهت که مردم متوجه شوند دولت نسبت به اهداف اصلی انقلاب اسلامی متعهد نیست؛ برای مردم روشن شود. مثل صحبت اخیر مقام معظم رهبری که موضوع سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو را مطرح کردند که به‌کلّی نسبت به ارزش‌های نظام اسلامی نه‌تنها بیگانه، بلکه در تضاد است.  سند 2030 صریحاً می‌گوید هر نوع تربیت دینی خلاف حقوق بشر است/طبق این سند در مدارس ما همجنس‌بازان می‌توانند کلاس آموزشی داشته باشند. موفق باشید. رجوع شود به سخنان حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست بررسی تربیت و آموزش لیبرالی یا اسلامی در سند 2030  که به همت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی دانشگاه تهران در تالار شیخ انصاری این دانشکده در تاریخ 23 اسفند 95 برگزار شد، http://www.mashreghnews.ir/news/701627/%D8%B3%D9%86%D8%AF-2030-%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%AD%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B7%D8%A8%D9%82

18108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: تفاسیر قرآن تان توی سایت نیست. اصلا قسمتی برای تفسیر نیست. چطور به دست بیارم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تازگی‌ها شروع کرده‌اند. موفق باشید

17963
متن پرسش
با سلام استاد: آیا بعد از ظهور آقا امام زمان (عج) و انجام ماموریتشان همچون سنوات و قرون قبل انسانها دوباره با گذشت زمان همه چیز را فراموش می کنند یا شرایط ثابت می ماندد تا قیامت؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن شرایط، دیگر باطل نمی‌تواند خود را به صورت حق جلوه دهد، هرچند اختیار انسان‌ها برایشان باقی است. موفق باشید

17455
متن پرسش
سلام استاد عزیز: به زعم بنده در این تاریخ کنونی ما نیاز حیاتی و اساسی داریم به افراد «عالم دار» برای گشودن تاریخ توحیدی و احیای عالم مردم به طور مشخص، اگر این حقیر تمام مباحث مطروحه جنابعالی را کاملا هم مسلط بشوم ولی عالم دار نباشم بعید بدانم که برای اسلام و انقلاب مثمر ثمر باشم. استاد با ادله قرآنی و روایی بفرمایید اثر گذاری افرادی که دارای عالم معنوی هستند با کسانی که نیستند چقدر هست؟ یک سئوال مهم دیگه این که به نظر حضرتعالی آیا در شرایط کنونی مردم بهتر نمی توانند با افراد غیر ملبس ارتباط معنوی حاصل کنند و نور بگیرند؟ سوال اخیر را حتما جواب بدهید. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرجا قرآن دعوت به بندگی کرده است، دعوت به عالَمی کرده که همه‌ی انسان را در برمی‌گیرد. عالمی که همه‌ی حرکات انسان در حرام و حلال و مسحب و مکروه و مباح می‌گنجد. مشکل از جانب مردمی است که متوجه نیستند مقصود و مقصد شریعت، عالَم‌دارکردنِ انسان‌ها است نه آن‌که فقط بخواهد آن‌ها جهنم نروند 2- این‌طور نیست که مردم با همه‌ی تبلیغاتی که بر علیه روحانیت شده، در روان فرهنگی خود، از تاریخ معنوی خود که با روحانیت شکل گرفته، غافل باشند و سخنان روحانیون را به عنوان یک سخن عادی قلمداد کنند. موفق باشید

15330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک سال نو: استاد عزیز چرا اینقدر اختلاف بین شیعه و سنی وجود دارد آن هم در مورد مسایل خیلی مشخص مثل نماز، پیامبر(ص) سال ها بین مردم نماز می خواندند ولی الان اختلاف هست که مثلا ایشان دستهایش را بر روی هم قرار می دادند یا نه، یا سجده بر فرش می کردند یا نه... تا برسیم به وقایع مهم تر و موثرتری مثل واقعه غدیر. هر دسته هم دلایل خودش را دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از صدر اسلام عنصر یهود به عنوان یک جریان نفوذی تلاش داشتند با طرح برداشت‌های مختلف، این تشطت را ایجاد کند. در صورتی‌که اگر همه طبق حدیث ثقلین عمل کرده بودند کار به این‌جاها نمی‌رسید. کتاب شریف «الغدیر» با نگاه منصفانه، نکات ظریفی را در این مورد مطرح کرده است. موفق باشید

14922

در عرفانبازدید:

متن پرسش
آقای یثربی که کتب فلسفی و عرفانی نوشته اند شخص قابل اعتمادی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه درک کاملی از عرفان و حکمت متعالیه ندارند. مطالب را خیلی سطحی و گذرا فهمیده‌اند. موفق باشید

14193
متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: خواهشا «همه ی» حرفام رو بخونید! این سوال من و جواب شما، میتونه برای خیلیا مفید باشه. پسری 20 ساله و دانشجو هستم. من کتاب جوان و آشتی با خدا و ده نکته و خویشتن پنهان شما رو خوندم. و به این نتیجه هم رسیدم که جان من خدا می خواهد. و آدمی هستم که به غیر از خدا به هیچ چیز دیگه راضی نمیشم. و میدونم و حس کردم که اگه با خدا باشم خوش هستم. و همیشه بزرگترین آرزو و هدفم اینه که با خدا باشم و خوش باشم. چی بزرگتر و بهتر از اینکه با خدا باشم؟! ولی نمیدونم کجای کار می لنگه که با این که میدونم و تجربه هم کردم که مثلا نیمه های شب با خدا راز و نیاز کردن و اذان صبح، نماز خوندن و سحرخیزی چه لذتی داره، ولی چرا بیدار نمیشم؟! چرا اکثر نمازهام رو نمیخونم؟! با اینکه میدونم اگه بخوام با خدا باشم و خوش باشم، باید این کارا رو بکنم، چرا آهسته قدم برمی دارم برای این هدفم؟ اعتقاد دارم که باید عشقی وجود داشته باشه تا محرکی باشه برای انجام تمام کارام. عشقی که هر لحظه به اون فکر کنم. و هر کاری می کنم، در راه رسیدن به اون عشق و بودن با اون عشق باشه. حتی آب خوردنم! آیا این عشق باید خدا باشه؟ چه جوری میشه عاشق چیزی شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «دانستن» اولِ کار است. با عمل به دستورات شرع مقدس است که آرام‌‌آرام حجاب‌ها برطرف می‌شود و آن دانایی‌ها به اُنس تبدیل می‌شود. عظمت شریعت الهی در این است که انسان حیرت می‌کند چگونه با این دستورات ساده، انسان به آن‌چنان اُنس و عشق می‌رسد اگر صادقانه عمل نماید. به قول حافظ: «به خُلق و لطف توان کرد صید اهلِ نظر / به بند و دام نگیرند مرغِ دانا را». و خداوند نیز با لطف خود توانسته است اهل نظر را جلب کند، همان‌طور که مرغ دانا را با دانه می‌توان جلب کرد نه با دام. موفق باشید

12049
متن پرسش
سلام: آیا ممکن است شبهات اعتقادی و فلسفی و حتی شک در بدیهی ترین چیزها که متاسفانه برخی در گذشته و شاید حال به آن دچار شده اند به دلیل مشکلات مغزی (مثلا بالا بودن سودا در مغز و یا تغییرات هورمونی در مغز) باشد و با رفع آن مشکل مغزی به یقین برسند و شکشان برطرف شود؟ یا نه شک در بدیهیات فقط مربوط به نفس می باشد و هیچ ربطی به مشکل مغزی و جسمی ندارد و باید با بی اعتنایی به شک در بدیهیات و یا اگر شک اعتقادی مذهبی باشد با تحقیق و استدلال به یقین رسید؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم و روح رابطه‌ی متقابل دارند لذا انسان باید سعی کند از یک طرف جسم خود را در حالت تعادل قرار دهد و از طرف دیگر روح خود را از تعرضاتی مثل خطوراتی که او را گرفتار شک در بدیهیات می‌کند، حفظ کند تا به تعادل لازم برسد. فکر می‌کنم تدبّر در کتاب‌های شهید مطهری کمک کند. موفق باشید

11933
متن پرسش
سلام استاد: بنده بعضی مواقع در مسائل فلسفی خیلی ریز می شوم و به علت اطلاعات ناچیز و کم و عقل درگیر در کثرتها توان پاسخ به سوالی که برایم پیش می آید را ندارم و این عدم توان به پاسخ به سوالم باعث می شود نوعی بیقراری و ناراحتی در من به وجود بیاید که بنده را آزار می دهد، لطفا بنده را راهنمایی کنید که چه کار کنم که در مسائل زیاد ریز نشوم تا این حالت بد برایم پیش نیاید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر ابتدا از طریق معرفت نفس موضوعات را برای خود حلّ کنید و سپس با نگاهی فلسفی بخواهید بر آن موضوعات نگاه کنید بهتر است. در ضمن متوجه باشید که فلسفه یک علم است و مثل هر علمی باید از طریق استاد آن را دنبال کرد. حداقل باید از طریق شرح اساتید محترم مطالعه‌ی «بدایة الحکمة» و «نهایة الحکمة» علامه را دنبال کنید. موفق باشید

10054
متن پرسش
سلام: در اینکه حضرت ابراهیم (ع) از خداوند تقاضا می کند بخاطر بیشتر شدن یقینش زنده شدن مردگان پس از مرگ را به او نشان دهد دو حالت وجود دارد: یا حضرت ابراهیم (ع) نمی دانسته اند که زنده شدن مردگان پس از مرگ با بدن دنیوی نیست بلکه با بدن برزخی است که چنین چیزی بعید است یا اینکه می دانسته اند و اگر می دانسته چرا خداوند جسم های پرندگان را به همان صورت اولیه در آورد و این چه ربطی به زنده شدن پس از مرگ دارد؟ مگر زنده شدن پس از مرگ اینگونه است؟ و این اینگونه زنده کردن چگونه یقین حضرت را بیشتر کرد؟ و آیا این که خداوند جسم پرندگان دنیا را بعد از متلاشی شدن دوباره احیا کرد و گفت «اینگونه مردگان زنده می شوند» نمی توان این برداشت را کرد که انسانها پس از مرگ در مقطعی با همین بدن دنیوی زنده می شوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقت کنید به سخن حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» که کیفیت زنده‌کردن را از حضرت حق تقاضا کرد و این مقام فوق‌العاده متعالی است و خدا هم همان را به حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» داد که با یک اراده پرندگان تکه‌تکه‌شده به حالت اول برگردند، آری با یک اراده که حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» کرد. موفق باشید
8750
متن پرسش
سلام: استاد شما در کتاب ده نکته از معرفت نفس ص 17 فرموده‌اید که: در هنگام بیهوشی که نفس از بدن خارج می شود دیگر آن پاره‌کردن‌های دکتر جراح، موجب آزار انسان نمی‌شود چون نفس که ادراکاتی مثل حس‌کردن و دیدن و شنیدن همه مربوط به اوست از بدن خارج شده است. اما استاد عزیز در بیهوشی‌های موضعی مانند سزارین که روح در بدن حاضر است و تنها مقداری از بدن بی حس شده اما باز هم پاره‌کردن‌های دکتر جراح موجب آزار انسان نمی‌شود پس از این چه نتیجه ای باید بگیریم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فرق نمی‌کند که نظر و توجه نفس از موضعی از بدن خارج شود یا از کلّ بدن. همه‌ی این‌ها نشان می‌دهد که بدن به تنهایی عامل حسّ و ادراک نیست. موفق باشید
1896
متن پرسش
"بسم الله الرحمن الرحیم" با سلام خدمت استاد بزرگوار با توجه به مطالبی که امروزه به سرعت در اینترنت و رسانه هاوشبکه های اجتماعی منتشر می شود آیا صحیح است که بعضی مسائل از قبیل همین هتک حرمت ها به مقدسات و ائمه,آیا باید با نشر و گسترش این مطالب را سرکوب کرد یا اینکه باید با بی توجهی,از همگانی کردن این مطالب خودداری کرد؟لطفا کامل توضیح دهید چون امروزه برای افرادی که در فضای مجازی فعالیت میکنندبه مسئله ای غامض تبدیل شده است.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حقیقتاً نمی‌توان یک راه‌کار برای همه‌ی کسانی که به مقدسات توهین می‌کنند داشت. آن‌جایی که با برنامه‌ای حساب‌شده می‌خواهند فضای توهین به مقدسات را رسمی کنند باید با سخت‌ترین نوع با آن‌ها برخورد کرد مثل کاری که به حکم الهی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» با سلمان رشدی انجام دادند و برای همیشه سلمان رشدی‌های آینده حساب کار خود را کردند. ولی گاهی یک احمق نادانی یک شبهه‌ای ایجاد می‌کند که ما نباید آن شبهه را شایع کنیم تا ذهن افراد ساده گرفتار آن شود و بعد تلاش کنیم آن شبهه را از ذهن آن ها در آوریم. جواب شبهه را در همان محدوده‌ای که مطرح شده است باید داد و در جای دیگر مطرح نکرد. موفق باشید
1523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. با تشکر از حضرتعالی. در پی چند پرسش و پاسخ گذشته پیرامون مدرنیته بالاخره مشخص نشد که تحقق "‍ژاپن اسلامی" محال است یا ممکن؟ سراب است یا یک آدرس اشتباهی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با توجه به مطالبی که عرض کردم جمع ضدین است، یا اسلام در حجاب می‌رود و مدرنیته حاکم می‌شود و یا اگر بر اسلامی‌بودن تأکید کنیم جایی برای فرهنگ مدرنیته نمی‌ماند. موفق باشید
1317

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. سوال کرده بودم که "آیا ادعای اساتید موفقیت در مورد قدرت عینیت بخشی خیال صحیح است؟ آیا خیال پردازی در جهان بیرون از ذهن مناسباتی را رقم می زند؟" جواب فرموده بودید که: "آری خیال چنین قدرتی دارد که اگر شدید شد بر بدن اثر ‌گذارد ولی اگر خیال مبتنی بر واقعیت‌های عالم ملکوت نباشد انسان‌ها را به بازی می‌گیرد و با آرزوهای خیالی هلاک می‌کند." 1- سوال جدید بنده اینست که آیا پرورش خیال در مسیر صحیح می تواند باعث دستیابی راحتتر به رزق مقسوم باشد. مثلا مسکن، کار و ... . (با توجه به توضحیاتی که در کتاب ادب عقل، قلب، خیال فرموده اید) آیا با فربه سازی خیال می توان در درمان بیماری های جسمی و روحی از آن استفاده نمود و یا اینکه اصلا نفس پرورش خیال از عقل می کاهد؟ این جمله ای که فرمودید اگر خیال مبتنی بر واقعیت های عالم ملکوت نباشد... آیا شامل موارد مذکور در مثال بنده می شود؟ 2- فرموده اید که علامه طباطبائی(ره) حوری را در خیال خود رویت کرده است. و در جای دیگر فرموده اید که خیال تنها در دنیا با انسان است و بعد از مرگ تنها قلب با انسان می ماند، سوال اینجاست که حوریان اخروی چطور رویت می شوند در حالیکه در دنیا در خیال رویت می شدند. 3- آیا تنها راه مقالات ملائکه با قلب است و شیاطین با خیال؟ آیا امکان نفوذ شیاطین به عقل و قلب هم وجود دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- به نظر بنده آری با پرورش خیال در جهت صحیح مسیر زندگی به سوی رزق مقسوم راحت‌تر طی می‌شود. بسیاری از بیماری‌های جسمی ریشه در خیال آشفته و نامرتب ما دارد و لذا به همان اندازه که خیال درست عمل کند بدن را بهتر مدیریت می‌کند. این طور نیست که پرورش خیال در ذیل حکم عقل، عقل را از میدان زندگی خارج کند برعکس، عقل را به صورتی محسوس وارد زندگی می‌کند. 2- به امید روزی که جامعه‌ی ما به معارفی که حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌علیه» برای ما باقی گذارده برگردد. جواب قسمت دوم سؤال شما را با جمله‌ای از ایشان می‌دهم که می‌فرمایند: «قلب، آن مرتبه‌ی تجرد خیالی است که در آن مرتبه، معقول را به صورت جزئیه می‌یابد»(تقریرات فلسفه، ج3، ص342) پس در قیامت قلبی در صحنه است که همه‌ی صورت‌های جزئی خیالی با آن قلب متحد است و لذا صورت حوری با چشم قلب قابل رؤیت است و عمق جان را سیراب می‌کند. 3- چون حدّ شیطان خیال است به عقل راه ندارد و واقعاً اگر به عقل و قلب راه داشت که دیگر شیطان نبود. موفق باشید
765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحییت خدمت استاد ارجمند فرق بین ولایت تکوینی و تشریعی چیست و ولی فقیه دارای کدامیک بوده و حدود آنها کدام است با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: ولایت تکوینی قدرت تصرف در عالم است و ولایت تشریعی حق ایجاد تکلیف بر انسان‌ها است و هر دو بالإصاله مربوط به خدا است و خداوند بالتّبع به پیامبران نیز داده و امامان نیز به إذن الهی دارای ولایت تکوینی هستند ولی تشریع به عهده‌ی آن‌ها نیست بلکه چون از باطن شریعت آگاهند احکام شریعت را تبیین می‌کنند که در این رابطه می‌توانید به تفسیر آیه‌ی 59 سوره‌ی نساء در المیزان رجوع کنید. ولی فقیه کارشناس کشف حکم خدا است از آنچه پیامبر«صلواة‌اله ‌علیه» آورده و امام تبیین فرموده و لذا نقش ایشان را می‌توان در راستای ولایت تشریعی دانست. موفق باشید
597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام . فرمودید رنگ و بوی سیب برای سیب عرض است و خود سیب جوهر و نیز در مباحث معاد با این مضمون فرمودید که عرض با تکرار جوهر میشود لذا خوب است که اعمال خوب تکرار شوند تا انشاالله در درون اثر بگذارند . سوال این حقیر این است که چگونه عرض سیب در جوهر آن اثر میگذارد ؟ البته مطلب گفته شده با مباحث خودشناسی صدق میکند اما نتوانستم مثال سیب را با آن تطبیق دهم . با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در موضوع جوهر و عرض در امور مادی هرگز عرض بر جوهر تأثیر نمی‌گذارد چون عرض چیزی جز ظهور جوهر نیست. ولی در مورد نفس ناطقه موضوعِ اراده در میان است که اگر انسان اراده کند اعمال صالح انجام دهد آن اراده‌ها برای نفس ناطقه ملکه می‌شود و جزء ذات او قرار می‌گیرد و لذا نمی توان موضوع جوهر و عرض در امور مادی را با موضوع اراده‌ها و اعمال انسان با ذات انسان یکی دانست؛ دو موضوع‌اند با دو مقوله.
21505
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: استاد اینکه کسی مرگ رو دوس داشته باشه بده؟ من قبلا از مرگ می ترسیدم اما آلان بعضی وقتا که بهش فکر می کنم دوسش دارم و فکر می کنم به آرامش می رسم و هم اینکه احساس می کنم خیلی هیجان داره و به خیلی از حقایق می رسم و خیلی از معماها روشن میشن برام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان همیشه باید آماده‌ی مرگ باشد و سعی کند طوری خود را در دنیا به کمالات لازمه برساند که در ابدیتِ خود با خدا و زیر سایه‌ی رحمت او باشد. زیرا بالاخره ماییم و یک ابدیت، اگر آن‌جا نتوانیم از رحمت پروردگار بهره‌مند شویم، سرنوشت سختی را برای خود رقم زده‌ایم. موفق باشید

19608

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز گاها چنان وهمیات و خیالات بسیار بسیار پوچ و باطل و پست و مضحک بههم رو می آورند، که واقعا نمیدونم چکار کنم!! و با تضرع و التماس متوسل میشم، استاد واقعا چرا این خیالات میان یک مثالی می زنم که بدونید چقدر پوچ و پست هستند. گاها وقتی خانمی به بنده در خیابان نگاه می کند چند ثانیه بعد فکر می کنم که این خانم از من خوششون آمده. ببخشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با تأمل بر روی مطالب کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بابی به سوی شما گشوده می‌شود که با ورود به آن، آرام‌آرام تکلیف خود را با این نوع خطورات روشن می‌کنید. موفق باشید

19551
متن پرسش
دیر رسیدم به انقلاب. شاید هم انقلاب به ما دیر رسید. نسبت ما با انقلاب چه بود؟ ما بدهکار انقلابیم یا طلبکار آن؟ امام ِ دهه ی پنجاه و شصت پاسخ دهه ی نود هم هست؟ جوان دهه ی شصت با امام جای خود را در جبهه پیدا کرد. من با امام جای خودم را کجا پیدا کنم؟ تو به من بگو جای امام کجای جان ماست؟ آیا کسی برای فطرت و حریت و صدق ، اعتباری قائل است؟ دیروز فطرتم مرا به انقلاب آورد و همان فطرتم امروز در انقلاب حالش خراب است ... فطرت دیروز ِمن در تحلیل و برانداز کردن ها معتبر بود اما وقتی که گفتم حالم در انقلاب خوب نیست از اعتبار ساقط شد؟! آدمهای الکی خوش! آنها که با چهار تا تحلیل حالشان خوب است و به انقلاب امیدوار می شوند و با چهار تا تحلیل و اتفاق کار انقلاب را تمام شده می بینند! من دیر رسیدم. انقلاب حالا دیدنی نیست. امروز ِ انقلاب گیچ و سرگردان تر از همیشه است. توقع ما از انقلاب زیاد بود؟! اینکه ما دلمان به چهار تا روضه و کتاب و سخنرانی خوش نباشد انتظار زیادی از انقلاب است؟! امروز کدام جوان شبیه ما خودش را با امام پیدا کرد و با امام حرکت کرد؟! ما چوب چه را می خوریم؟ اینکه امروز می گوییم انقلاب جواب ِ ما نیست؟! انقلابی که سر ِ حرکتم را به سمت دروغ ببرد، اسمش چیست؟ انقلاب همراه دروغین می خواهد؟ انقلاب تایید دروغین می خواهد؟! انقلابی که فطرت مرا ، ساده ترین را ، سر راست ترین را نبیند ، انقلاب است؟ انقلابی که صدق را نفهمد انقلاب است؟ انقلابی که در آن نفسهای صادقان تنگ شود انقلاب است؟! این انقلاب راستگوهاست یا دروغگوها؟! پس چرا ما امروز با راست ترینِ انقلاب ، با امام مان ارتباط نگرفتیم؟! چون صحیفه را از اول تا آخر ده بار نخوانده ایم؟! انقلاب دستش آنقدر خالی شده که همه چیز را می خواهد بگذارد پای گناه ِ ما؟! چطور گذشته ها وقتی گناهکارتر از حالا بودیم فطرت مان حالی اش می شد که این راه غلط است و حالا که آمدیم سمت نور ِ انقلاب باز هم همان فطرت می گوید من حالم خوب نیست ، نه عین قبل ولی حالم از جنس دیگری بد است. آنوقت این جور موقع ها آقایان جوابشان این است که تو گناه کردی و بصیر نیستی که نمی فهمی انقلاب جواب توست! کدام جواب؟! سوال ما چه بود که این شد جواب مان!؟ انقلاب عزیزتر از جان ماست حالا از من می خواهند به عزیزترینم دروغ بگویم؟ اینها دلشان به چه خوش است؟! چرا آنقدر حالشان الکی خوب است؟ چرا آویزان تر از همیشه ی تاریخ هستند؟! یکی آویزان رهبری ، آن یکی آویزان امام. یکی داوری اردکانی را برند کرد ، بغل دستی اش محمد مهدی میر باقری را چسبید. یک سری هم این وسط سنتی تر هنوز دروبرو مراجع می پلکند. نکند انقلاب قرار بود یک مشت آدم آویزان تربیت کند؟! آدمهایی که با هر کدام حرف زدی به جای جواب برایت کتاب خواندند. آنها که کوک شده بودند برای پاسخ و بی آنکه بدانند با آویزان شدن به اندیشه ی دیگران راهی برای فرار از رو برو شدن با خود برای خودشان دست و پا کرده بودند. این همان انقلاب بود؟! ته جواب هم محض خالی نماندن عریضه ، آرمان ، تمدن اسلامی و مدرنیته گذاشتند بغل دستش تا چیزی از قلم نیفتاده باشد اما آن کسی که از قلم افتاد ما بد قواره ها بودیم ، فطرت مان بود ، حریت و صدق هم. برنامه های آقایان انگار این ریختی ست که کتاب و تحلیل می خوانند در همین حین به انتظار یک اتفاق ِخاصی می نشینند مثلا انتخابات ، برجام و ... بعد باران ِ تحلیل است که از آسمان می بارد. آنوقت کم کم سرد می شوند و جَوَش می خوابد دوباره می روند کتاب می خوانند تا حادثه و رویداد بعد. من ِتازه به دوران رسیده از این مرزهای قاتی پاتی ِ انقلاب خسته َم. من ِتازه به دوران رسیده از این سرگشتگی ، حیرانی و بی همزبانی و تنهایی خسته َم. واقعیت این است که ما نسل سوخته ایم. نسل ِدر حسرت سوخته. حسرت فهم و لمس ِتجلی آن نور در حق ترین ِ جبهه ها و ایکاش سهمی از جبهه ها برای ما غایبان ِسوخته ی آینده کنار می گذاشتند تا در کنار امام می چشیدیم آن اصالت را و مجبور نبودیم در این بُهت ِزمان توهم ِمتشخص به خورد دلمان بدهیم. انگار برای ما زودتر از هر روز دیر شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این سخنان را سخنانِ هوشیارانه‌ی کسی می‌بینم که می‌خواهد یک قدم از همه‌ی آن‌چه در اطراف او ست، جلوتر بگذارد تا شاید گشایشی زنده او را در برگیرد. سخنان کسی که نمی‌خواهد خود را با مفاهیم بلند قانع کند، ولی از حضوری متعالی جا بماند. مانده‌ام که چگونه با شما در این واژه‌های بس طوفانی قدم بزنم و از کجا شروع کنم؟!

می‌گویی من با امام، خودم را در کجا پیدا کنم؟ می‌دانم که می‌دانی خواهم گفت: در حضور در مقابل استکبار، با روحی جستجوگر که می‌خواهد در این تقابل، خدا را ملاقات کند به همان معنایی که شهداء شروع کردند.

می‌گویی ما چوبِ چه می‌خوریم که این‌همه تاریکی؟! و باز خواهم گفت چوبِ غفلت از حضور تاریخی انقلاب اسلامی. اما نه به آن معنا که در فکر خود مطلب را دنبال کنی، بلکه این یک احساس عارفانه است که در لحظه‌لحظه‌های انقلاب اسلامی می‌توان با آن زندگی کرد.

نه! نه! هرگز انقلاب همراهِ دروغ و تأییدهای دروغین و اندیشه‌های سطحی نمی‌خواهد. این‌ها قاتل انقلاب‌اند. انقلاب اسلامی حقیقتی است که بر جانِ هوشیارانِ این تاریخ مستقر شده است و تمام آن چیزی است که فطرت ما به دنبال آن است.

می‌گویی انقلاب اسلامی، فطرت‌ها و صدق‌ها را نمی‌فهمد! در حالی‌که خدا می‌داند تنها در بستر نور انقلاب اسلامی است که درستی‌ها و صدق‌ها و کذب‌ها و دورویی‌ها و ریاها، هرکدام نمایان می‌شوند.

من از تو نمی‌پذیرم که رجوع به افرادی که نام بردی آویزان‌شدن به آن‌ها است. نه! انقلاب اسلامی مظاهری دارد که رجوع به آن‌ها، رجوع به زاویه‌های مختلف منشوری است که هر صفحه‌ی آن وجهی از خود را نشان می‌دهد.

خوب متوجه‌ای که نه با مطالعه‌ی کتاب و نه با مباحث تمدن اسلامی و نقد مدرنیته، به آن افقی که در عهد با انقلاب اسلامی به دنبال آن هستیم نخواهیم رسید. و باید آن افق را در همان کند و کاوِ فطرت و حریّت و صدق جستجو کرد.

اگر به کتاب رجوع می‌شود قصّه‌ی ما قصّه‌ی آن است که گفت:

  ما جامه نمازی به سر خم کردیم

 از خاک خرابات تیمم کردیم

  شاید که در این میکده ما دریابیم

 آن عمر که در مدرسه ها گم کردیم

پس قضیه، کتاب‌خوانی و یافتنِ تحلیلی برای دل‌خوش‌کردن نیست؛ قضیه، دربه‌در به دنبال تذکری است که راهِ گشوده‌شده را فراموش نکنیم.

فرق نمی‌کند، هم شمایِ تازه به دوران‌رسیده از سرگشتگی و تنهایی و بی‌هم‌زبانیِ در زمانه‌ی فترت خسته شده‌اید، و هم این پیرمردی که دوران‌های گذشته را دیده است. و اگر جوان بودم به جای قدم‌قدم‌زدن‌های امروزی، به سوی آینده‌ای که روشنی‌گاهِ این تاریخ است مثل شما گریبان پاره می‌کردم و کفش از پا در می‌آوردم و می‌دویدم.

شما نسل سوخته‌ای نیستید، نسلی هستید که بویِ میّ تاریخیِ انقلاب اسلامی به مشام‌تان خورده است و طالب مستیِ دوران نسلی هستید که شهیدان آن را نشان داده‌اند و شما مانده‌اید که مستی شما چگونه باید باشد. و ماندن در دورانِ فترت، از همین جنس است. چه سخت است اسیر قبض و بسطی باشیم که نه می‌توانیم به وضع موجود که باز، سیاهیِ دورانِ غرب‌زدگی است راضی باشیم و نه راه آزادشدن از ریسمان غرب‌زدگی به راحتی به عنوان یک سبک، نمایان شده است.

تنها و تنها وقتی در باور رهبری انقلاب جستجو می‌کنیم و با او به تاریخ خود می‌نگریم می‌بینیم شرری از دور و قاصدکی پیام‌آور، از پشت ابرها و در پشت کوه‌ها – کوه‌های تاریک بی‌روح سرد دنیای مدرن – بسی نمایان است.  مائیم و همچنان پایداری و پایداری، زیرا آن شرر خبر از آینده‌ای می‌دهد که رهبری انقلاب، گزارش‌گر آن است وقتی که گفت: قطعاً آینده‌ی شما بهتر از امروز است؛ دروغ نمی‌گوید. باید در باور او نشست تا آن آینده را احساس کرد و با گرمی تمام، زندگی را معنا بخشید. موفق باشید

19338

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. اگر بنده هم مباحثه ای ندارم که با او مباحثه کنم چه کنم که مقولات علمی ملکه شوند؟ ۲. آیا هر کتابی که خواندیم باید خلاصه نویسی اش کنیم؟ ۳. یک کتاب از شما بخوانم و یک کتاب از آیت الله جوادی این دو کتاب عالم بنده را به هم نمی زند چون باید شخصیت فکری شکل گیرد و باید یک استاد داشت لطفا به کتاب ادب خیال...ارجاع ندهید. جواب را سر سایت بفرستید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خلاصه‌نویسی جهت تبدیل موضوعات به ملکه، کار خوبی است. در ضمن عنایت بفرمایید عرایض امثال بنده در راستای تبیین و تفصیل سخنان بزرگانی چون امام و علامه طباطبایی و شاگردان ایشان می‌باشد و از این جهت موجب دوگانگی نخواهد شد. موفق باشید

18353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد پیرو سوال 18334 شما فرمودید (امیر المومنین با اسلام خلفا کنار اومدن ولی با اسلام معاویه نه) همون طور که خودتون میدونید کنار اومدن مولا با اسلام خلفا به معنای قبول داشتن اونا نیس. مگه مولا نفرمودن اگه 40 یار داشتم قیام می کردم. شما در جهنمی بودن معاویه و اونا شکی دارید؟ منتها مولا با توجه به شرایط زمانه رفتار میکردن. تفکر آقای هاشمی به لیبرالیسم ختم می شود حالا در پوشش معاویه یا خلفا فرقی ندارد. ما که نباید از هاشمی به خاطر اینکه موضعی شبیه موسوی و کروبی نگرفته تشکر کنیم. همان طور که به خلفا در شرایط امروزی که نیاز به وحدت هست هیچ توهینی از جانب ما در محافل عمومی صورت نمیگیره در مورد هاشمی هم این موضوع صدق میکنه ولی در محافل خصوصی آقای هاشمی شایستگیه لعن رو دارن. استاد عذر خواهی می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری در روز عید غدیر امسال فرمودند که هنر علی«علیه‌السلام» آن بود که دوستان و دشمنان‌شان را درجه‌مندی کرده بودند. و همین مثال را زدند که آن موضعی که برای معاویه داشتند، برای خلفا و یا طلحه و زبیر نداشتند. موفق باشید

18231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: ببخشید استاد نظرتون درباره کتاب صلات معراج مومن معراج عشق از استاد سمندری چی هست؟و اگر ممکنه بهترین کتاب در زمینه نماز رو معرفی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در جواب سؤال شماره‌ی 18208 عرض شد کتاب مذکور را مطالعه نکرده‌ام. ولی کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام را کتاب خوبی در این موضوع می‌دانم. موفق باشید

18126
متن پرسش
سلام علیکم: در باب رزق داریم که «من حیث لا یحتسب» و می دانیم که درازق خداست. حال پس چرا اولا علامه طباطبایی رزق بهشون نرسید و مجبور شدن به تبریز بروند و حال آنکه خدا روزی اهل علم را تضمین کرده، ثانیا چرا علامه تبریز را خسران عمرشون می دانند شاید خداوند این گونه می خواسته پس چرا ایشون راضی نبودند. و اینکه این همه جامعه به فقر رسیده چطوری با رزاق بودن جمع می شود. دیگر اینکه اگر رزاق خداست پس جرا روایت داریم از دری که فقر آمد ایمان می رود، جمع این روایت با رزاق بودن چیست؟ اگر خدا رزاق است چرا فقر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رزّاق خدا است ولی مسیری که او در مقابل ما می‌گذارد را نیز ما باید مدّ نظر قرار دهیم و اگر گرفتار حرص و زیاده‌خواهی شویم، خودمان آن مسیر را خراب می‌کنیم 2- امثال علامه با توجه به امر فوق متوجه می‌شوند باید مسیر دیگری را جهت تأمین رزق انتخاب کنند که مقدمات آن برگشت به تبریز بود، و بعد به قم می‌آیند و از این جهت همان مدت که در تبریز بودند را خسران می‌نامند که از فضای علمی دور شدند 3- آن روایت می‌خواهد بفرماید اگر ما جهت تأمین رزق خود و جهت تأمین رزق جامعه تلاش نکنیم و گرفتار فقر شدیم، باید منتظر انواع بیماری‌ها باشیم. موفق باشید

17548
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالی همواره از کودکی در ذهن من بوده و باعث شده نتوانم خدا را دوست داشته باشم و آن اینکه چرا ما به اجبار خلق شده ایم و باید این همه نکبت و سختی را تحمل کنیم؟ می گویند می خواسته شناخته شود آخر شناساندن به چیزی که خود خلق کرده یعنی چی؟ با این خلقت اجباری بردن به جهنم نهایت نامهربانیست و دلیل اینکه دوست داشتنی نیست. نهایتا آیا می توان ازش خواست ما را کلا از جهان هستی حذف کند؟ نه دنیا را می خواهم نه آخرت. می خواهم اصلا نباشم آیا می شود؟ این سوال را از شما می پرسم چون معروفید که خدا را دوست دارید. می خواهم بدانم چطور شد که بهش علاقه مند شدید؟ لطفا کتاب معرفی نکنید چیزی بگید که تکلیفم را مشخص کند و بر جانم بنشیند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلاسفه و عرفا روشن می‌کنند که هر مخلوقی در ذات خود ممکن‌الوجود است و امکان مربوط به خود مخلوق است و از این جهت هر مخلوقی طلب خلق‌شدن و موجودشدن بر اساس امکان خود دارد و خداوند این طلب را جواب داده. به همین جهت وقتی فرعون از حضرت موسی و هارون«علیهماالسلام» می‌پرسد که خدای شما چگونه خدایی است، جواب می‌دهند: «قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏ (50)/طه) پروردگار ما آن کسی است که خلقتِ مخصوص هر موجودی را به او می‌دهد و پس از آن‌که موجود شد، هدایتش می‌کند. ملاحظه فرمایید که می‌گویند: «خلقه»، یعنی خلقت ِ مخصوص آن موجود که در امکان ذاتی آن موجود بود. موفق باشید

نمایش چاپی