باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که استاد میفرمایند زیرا تا انسان از گذشته و آینده آزاد نشود و در سکنیگزیدن موفق نگردد، حقیقت بر او تجلی نمیکند تا شاعر به زبان شعر از آن حقیقت گزارش دهد. در کتاب «عالم انسان دینی» نکاتی در این مورد هست میتوانید به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید فضای اصلی زیارت عاشورا آن است که امام معصوم در مقابل حرم حضرت امام حسین«علیهالسلام» ایستادهاند و در حال زیارت و سلام به آن حضرتاند. در این حالت حضرت ابالفضل«علیهالسلام» را در مقابل خود ندارند که به آن حضرت سلام دهند 2- در کنار حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» و نزد پای مقدس آن حضرت، حضرت علیاکبر«علیهالسلام» دفناند، و لذا وقتی در مقابل خود حضرت علیاکبر«علیهالسلام» را دارید معلوم است که سلام شما به آن حضرت تعلق میگیرد 3- با گفتن ابن زیاد و لعنت به او، توجه میدهیم که او پسر ابوسفیان نیست. و با گفت ابن مرجانه مشخص میکنیم که او اساساً معلوم نیست پدرش کیست! 4- وقتی لعنت بر آل زیاد و آل امیه میکنیم نظر به خط فکری خاصی داریم و از طرفی شاخصههای آنها را یعنی معاویه و یزید را نیز نام میبریم 5- امام حسین«علیهالسلام» که حقیقت و باطن هرکسی را میشناسند، متوجهی طلب علیاصغر«علیهالسلام»اند که مایل است همچون قاسم که به تکلیف نرسیده است در این نهضت بزرگ شرکت کند و حضرت جواب طلب این کودک بسیار بزرگ را دادند و شما نیز میبینید که چقدر نقش علیاصغر«علیهالسلام» در تبیین مقصد اصلی امام در کربلا مؤثر بود 6- از کجا میگویید نقش هرسالهی محرم و صفر کم است؟! حساب کنید اگر نبود با اینهمه فتنه و نقشه، کارِ مردم ما به کجا میکشید؟! مردم ما هرسال با محرم و صفر از از ظلمات لیلُ و نهار دوران توبه میکنند و در نهایت، این توبهها زمینهی ظهور را فراهم میکنند 7- ای کاش بین این نوع هزینهکردنها در صورتی که اسراف و ریخت و پاش نباشد و کمک به فقرا به نام امام حسین«علیهالسلام» جمع میشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که من میدانم علماء میفرمایند اگر رفتن به حوزه برای کسی متعیَّن به واجب عینی شد رضایت والدین شرط نیست. إنشاءاللّه خداوند قلب آنها را نیز نرم میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم انسان همهی ابعاد خود و هستی را نمیشناسد و حضرت حق که خالق او و هستی است، همهی عالم را میشناسد و میتواند در آن تصرف کند؛ عاقلانهترین کار آن است که به مدیریت حضرت حق در همهی امور اعتماد کنیم و او را وکیل بگیریم و این معنی توکل است از آن جهت که به هرچه او گفته است اعتماد کنیم و به نتایجی که حاصل میشود، راضی باشیم. عقل برای آن است که جستجو کنیم ببینیم حضرت حق چه دستوری داده است، نه آنکه عقل را در مقابل دستورات الهی و به طور مستقل تبعیت کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایظ بنده در این مورد به صورت پراکنده مطرح شده است. به نظر بنده همان کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» نکات خوبی دارد بهخصوص که موضوعِ وقتِ عرفانی را هم در آخر کتاب مدّ نظر قرار میدهد. و در اوایل کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» بحثِ «قلوبٌ یعقلون بها» مربوط به آیهی 46 سورهی حج نیز میتواند کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چگونه میتوان مسیر ابوسفیانِ پنهانشده در زیر پوشش اسلامی را جریان اسلامی تصور کرد؟! مگر صاحبنظرانِ اهل سنت جریانی که به یزید ختم میشود را، به اهل سنت نسبت میدهند که انتقاد و لعنت به آنها، موجب اختلافافکنی بین شیعه و سنی شود؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روايت قدسى كه حضرت حق مى فرمايد:«كُنْتُ كَنْزاً مَخْفيّاً؛ فَاحبّبْتُ انْ اعْرَفَ، فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِكَىْ اعْرَف»؛[1] من گنجى مخفى بودم، دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق كردم تا شناخته شوم. این روایت روشن میکند حضرت حق از طریق مخلوقاتش شناخته میشود. زیرا خود او در مقام ذات، کنزِ مخفی است. با توجه به این امر میتوان گفت مخلوقات، مظاهرِ اسماء حسنای او هستند به همان معنایی که در سورهی اعراف میفرماید: «و لله الاسماء الحسنی فدعوه بها» خدای را اسماء حسنایی است پس او را بدان اسماء حسنا بخوانید. فلسفهی صدرایی کمک میکند که از طریق اصالت وجود و تشکیکیبودنِ آن متوجهی چنین حضوری برای حضرت حق در عالم باشیم. موفق باشید
[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 84، ص 199- شرح مقدمهى قيصرى، آشتيانى، ص 1225.
باسمه تعالی: سلام علیکم: توسل به اولیاء معصوم، نظر به حق است در مظاهر، و اعتقاد به توحید حق است در عینِ توجه به جلوات آن. از اولیاء الهی از آن جهت که گرفتار گناهان خود نیستند تقاضا میکنیم تا وسیلهای شوند جهت نظرِ حضرت حق به ما، به همان معنایی که قرآن میفرماید: «وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (35)/ مائده، به وسیلههایی که شما را به خدا نزدیک میکند رجوع کنید و در این مسیر تلاش لازم بنمایید، امید است که رستگار شوید. ولی در بتپرستی اولاً: چیزهایی به اسم مظاهرِ ربّ النوع مدّ نظرند که هیچ کاری از آنها نمیآید ثانیاً: بیشتر در آن فضای فرهنگی به خود بت امید دارند که منشأ اثر باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره نورِ حضرت در عالم هست و نزدیک است و همیشه هم آن ظهور غیر مطلق، به شکلهای مختلف ظهور دارد. مثل ظهور ایشان در حالِ حاضر، در شخصیت حضرت آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّه». و احساس ظهوری که بزرگان دارند، عموماً به این معنا برمیگردد. ولی در مورد ظهور مطلق مولایمان؛ واللّه اعلم! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی را که بنده نیز شرح مختصری بدان داشتهام، از اول تا آخر دنبال بفرمایید. إنشاءاللّه تعادل خوبی نصیب شما خواهد شد. در آن صورت راهکارِ انطباق مباحث معرفتالنفس با امور اجتماعی نیز برایتان ظهور میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده تخصص جوابگوی به این سؤالات را ندارم. اگر کاربران محترم سؤالات عقیدتی داشته باشند و بتوانم جواب دهم؛ در خدمتشان هستم و إنشاءاللّه کوتاهی نمیکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع مفصلی است که با مقدمات خودش حلّ میشود 1- همین اندازه بدانید که ما در مقامِ علمی خدا، وجودِ علمی داریم به این معنا که خدا به امکانِ ما علم دارد و هیچ شخص خاصی نیستیم که کثرت در میان باشد 2- ما به عنوان شخص خاص از رحم مادر شروع میشویم و در نسبت با کثرات، انتخابهای خود را شکل میدهیم و از فطرتِ بالقوه در حدّ انتخابهای سالم، بالفعل میگردیم. بنابراین نمیتوان گفت همهی ما عقلِ نازله هستیم، بلکه ما هرکدام شخصی هستیم که اگر مطابق فطرت خود عمل کنیم به همان اندازه به آن مقام عقلی نزدیک میشویم 3- از فرقهی حروفیه چیزی نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد اخلاق مسیر شرح «حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام و یا مسیر کتاب «جامعالسعاده» از مرحوم ملامهدی نراقی خوب است. موفق باشید
