بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13563
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: با آرزوی سلامتی شما و قبولی طاعات و عبادات: استاد چند وقتیه به یاری خدا تمام تمرکز و مطالعات خودم و روی توحید قرار دادم. استاد یه مشکل بزرگ دارم، وقتی میخوام دعا کنم وقتی میخوام خدا رو صدا بزنم چیکار کنم؟ تو ذهنم که وجودی نمیتونم بسازم چون این وجود مخلوق ذهنمه، نمیتونمم وقتی خدا رو صدا میزنم یه وجود مجهول رو صدا بزنم، اسم الله رو صدا بزنم. استاد گیجم خیلی این مسئله اذیتم میکنه با اینکه خیلی در زمینه توحید کتاب خوندم اما هنوز نمیدونم باید چیکار کنم؟ خواهش می کنم کمکم کنید اگه کتاب یا مقاله ای صلاح میدونید بهم معرفی کنید. ان شاءالله خدا به شما استاد عزیز سلامتی عنایت کنه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت صادق«علیه‌السلام» جهت توجه به موضوع فوق و اين‏كه اولًا: قلب انسان كاملًا با خدا آشنا است و خداوند در نزديك‏ترين شرايط به انسان است. ثانياً: مى‏تواند با خدا روبه‏رو شود، ما را متوجه نكته‏اى مى‏كنند كه خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده است كه‏: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ‏ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»،[1] و هنگامى كه بر كشتى سوار مى‏شوند خدا را با تمام خلوص مى‏خوانند و چون آن‏ها را به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، در همان حال شرك مى‏ورزند. بعد از طرح اين آيه حضرت فرمودند: آن‏وقت كه فرد در دريا اميد به هيچ‏چيز ندارد و به قدرتى لايزال متوسل مى‏شود «فَذَلِكَ الشَّيْ‏ءُ هُوَ اللَّهُ‏ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيْثُ لَا مُنْجِيَ وَ عَلَى الْإِغَاثَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ»،[2] آن قدرت لايزال كه در آن حالت، آن فرد بدان متوسل مى‏شود همان خدايى است كه قادر بر نجات است، در آن موقعى كه هيچ نجات دهنده‏اى براى او نيست، و او فريادرس است، در شرايطى كه هيچ فريادرسى را در منظر خود نمى‏يابد. حديث مذكور؛ از بهترين نكته‏ها براى خدا يابى است. چون اولًا: ما را متوجه خدايى مى‏كند كه مافوق خداى مفهومى است و در آن شرايط خاص او را روبه‏روى خود مى‏يابيم، يعنى همان خدايى كه از طريق قلب بايد با آن مرتبط شد. ثانياً: اين خدا را انسان در وجود خود مى‏شناسد و احتياج نيست با كتاب و درس و مدرسه وجود او را براى خود اثبات كند. ثالثاً: و از همه مهم‏تر اين‏كه كافى است حجاب‏هايى كه خود را براى ما نجات‏دهنده و فريادرس مى‏نمايانند كنار رود، يك‏مرتبه قلب ما خود را با آن خدا روبه‏رو مى‏بيند. به همين جهت حضرت مى‏فرمايند: او خداى قادر بر نجات است آن موقعى كه هيچ نجات‏دهنده‏اى نيست، «حَيثُ لا منجى». وقتى در منظر جان انسان مشخص شود كه هيچ نجات‏دهنده‏اى نيست و همه آنچه ما به عنوان نجات‏دهنده به صورت وَهمى و دروغين به آن‏ها دل بسته بوديم، از منظر قلب كنار رفته‏اند، و وقتى روشن شود همه آنچه ما به عنوان فريادرسِ خود به آن‏ها دل بسته بوديم، از صحنه جان رخت بربسته‏اند، خداوند در عمق جان ما به عنوان فريادرس ظاهر مى‏گردد و ما با او روبه‏رو مى‏شويم. موفق باشید

 


[1] ( 1)- سوره عنكبوت، آيه 65.

[2] ( 1)- قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ( ع) يا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ دُلَّنِى عَلَى اللَّهِ مَا هُوَ فَقَدْ أَكْثَرَ عَلَى الْمُجَادِلُونَ وَ حَيرُونِى فَقَالَ لَهُ يا عَبْدَ اللَّهِ هَلْ رَكِبْتَ سَفِينَة قَطُّ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: فَهَلْ كُسِرَ بِكَ حَيثُ لَا سَفِينَة تُنْجِيكَ وَ لَا سِبَاحَة تُغْنِيكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ فَهَلْ تَعَلَّقَ قَلْبُكَ هُنَالِكَ أَنَّ شَيئاً مِنَ الْأَشْياءِ قَادِرٌ عَلَى يخَلِّصَكَ مِنْ وَرْطَتِكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: الصَّادِقُ( ع) فَذَلِكَ الشَّى‏ءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيثُ لَا مُنْجِى وَ عَلَى الْإِغَاثَة حَيثُ لَا مُغِيثَ.« معانيالأخبار»، ص 4-« توحيد صدوق»، ص 231.« بحارالانوار»، ج 3، ص 41.

13129
متن پرسش
سلام استاد: پیرو جلسه چهارشنبه: 1. اگر بنا در این مباحث سوال نکردن است بفرمایید چه نحوه نپرسیدن منظور است آیا برای فهم اشارات هم نباید پرسید؟ 2. بفرمایید عین ثابته چه نسبتی با اختیار دارد؟ آیا هر انسان قدر و ماهیتش را خودش انتخاب می کند یعنی مثلا محمد بودنش را خودش انتخاب می کند یا نه، محمد بودن محمد به همان محمد بودنش است مثل مثلث که چون مثلث است پس مثلث است و مربع نیست؟ 3. اگر در عین ثابته، شدن هر چیز به اختیاره خودش باشد فرق مثلا سیب و انسان در انتخابشان چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده قبلاً مفصل در این مورد در همین جلسات عرض کردم و متذکر سخن حضرت خضر به حضرت موسی«علیهماالسلام» در رابطه با این علوم شدم که چرا حضرت خضر به حضرت موسی می‌فرماید: «فَإِنِ اتَّبَعْتَني‏ فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (70) کهف. اگر می‌خواهی در این راه از من پیروی کنی، به‌هیچ‌وجه سؤال نکن تا آن‌که برای تو تذکر لازم حادث شود. 2 و 3- در حین بحث اخیر این دو نکته را عرض کردم باز دوباره به بحث رجوع کنید و سعی کنید در حین توجه به بحث موضوع را بنگرید، نه آن‌که نسبت به آن فکر کنید تا مجبور باشید سؤال کنید و از این طریق موضوع برایتان در حجاب رود.

12991
متن پرسش
سلام علیکم استاد: این سوال جدید نیست در تکمیل سوال قبل است و هدفم فقط رفع ابهام است: در کتاب امام و تعلیم ملائکه آمده: خدا ثواب شیعیان را برخود واجب کرده چیزی که برایم ابهامه تفاوت بین امکان ثواب و امید ثواب است. آیا درست است که آن اعمال حتما دارای ثواب هستند مثل قرائت قرآن ولی اینکه آیا ثواب کسب کرده ایم یا نه باید در حالت خوف و رجا باشیم؟ در کتاب فعالیتهای فرهنگی آمده: وقتي رابطة انسان با خدا حضوري و وجودي شد، معني گناه و ثواب از ابهام خارج مي‌شود و کلية تعابير ديني معني خود را مي‌يابد، طبق این مطلب وقتی کسی اثر نماز شب را در وجود خود احساس کرد می تواند قضاوت کند کند که عملش حتما ثواب داشته که چنین اثر معنوی در وجودش داشته؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: باید این امید در ما باشد که همیشه با خدای کریمی روبه‌رو هستیم ولی با بزرگ‌دانستنِ عمل خود، مُعجَب نباشیم حتی وقتی اثر عبادات خود را به لطف الهی در خود می‌یابیم. امیدوارانه به کار خود ادامه می‌دهیم، ولی بدانیم «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق بدان، نه کرده‌ی خویش». موفق باشید

11297
متن پرسش
با سلام: کسی که در اثبات چیزی برای رهایی از شک و یا انکار آن چیز، برای خودش هی استدلال می کند حتی استدلال های قوی اما نفسش نمی پذیرد و قانع نمی شود و با هر استدلالی مخالفت می کند، چگونه و با چه راهکاری نفس لجوجش را در پذیرش آن استدلال ها قانع و تسلیم کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر موضوعی که برای انسان بدیهی و روشن است را می‌توان با استدلال روشن کرد. وقتی شما روشنایی روز را می‌بینید آیا معنا می‌دهد که بخواهید با استدلال ببینید؟ بابا خوب ببین دیگه! استدلال که نمی‌خواهد. عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 11282 داشته‌ام. موفق باشید
11001
متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: ببخشید می خواستم بدونم کسایی که بر اساس اسم فرد و اسم مادر او با علوم اسلامی در مورد آینده فرد صحبت میکنن مثلا می گویند در فلان رشته اگر وارد شوی موفق نمیشوی یا چیزهایی از این قبیل حرفشان درست است و باید به گفته هایشان عمل کرد یا نه؟ با نشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌ها بیشتر توهّم است و انسان عاقل نباید بر چیزی که پایه‌ای عقلی یا شرعی ندارد اعتماد کند. موفق باشید
10895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض قبولی زیارات شما: ببخشید که وقتتون را می گیرم استاد یه عده ای از کسایی که خیلی سنگ شاگردی شما را به سینه می زنن و افتادن توی عرفان و سلوک تازگی نظرات نادری از خودشون میدن که وقتی فکر می کنم می بینم هیچ عارف و فقیهی یه همچین حرفایی را تا حالا نزده و شاید به خودش اجازه نداده اینطوری حرف بزنه. می فرمایند که این سینه زنی های نوکران در هیات ها در برزخ هیچ صورتی ندارند و باید به سنت رجوع کرد و از این حرفها. استاد آیا اینها نظرات شماست؟ من هم چند سال است که مباحث شما را دنبال می کنم و بعید می دانم که این نظر شما باشد، استاد آیا این از مضرات سلوک بدون استاد و بی بصیرتی نیست؟ استاد وقتی آمریکا برای انحراف هیات های ما این همه هزینه می کند گویای این نیست که این هیات ها بزرگترین ضربه بر استکبارند و باید در جهت این نظام تقویت شوند؟ آیا با این همه مشکلات موجود ما باید با مطرح کردن این بحث ها ناخاسته گرفتار حیله ی دشمن شویم و بین خودمان تفرقه بیندازیم؟ آیا مشکل ما در حال حاضر سینه زنی است؟ شما هم فکر می کنید که این فکر نوعی افراط است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً از حضرت صادق«علیه‌السلام» داریم که راوی می‌گوید حضرت پرسیدند شنیده‌ام برای جدّم جلسه‌ی عزا برپا می‌کنید و نوحه‌سرایی می‌کنید؟ عرض کرد همین‌طور است و حضرت تأیید فرمودند. پس حتماً این کارها صورت برزخی دارد و آن صورت برزخی راهی است به سوی بهشت. از طرفی مگر خود حضرت صادق«علیه‌السلام» دستور نمی‌دادند که مرثیه‌سراها مرثیه بخوانند و خود حضرت و خانواده‌شان اشک بریزند. خودِ بنده‌ی حقیر در این جلسات شرکت می‌کنم و از نتایج آن بهره‌مند می‌شوم. موفق باشید
10026
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده عزیز: استاد عزیز برای بنده ابهام است که حضور زن را در اجتماع شما چگونه می بینید. بنده در مبحث اسراف مانع سلوک شما هم متوجه شدم که فرمودید ما نباید با زنی روبرو شویم که متعلق به صد سال پیش است با توجه به اینکه سخنان شما حکیمانه است خواستم نظرتان را کمی بازتر ارائه دهید چون بنده چیزی که از زنان امروز سراغ دارم چیزی جز جایگزینی زن به جای مرد نیست و واقعا متاسفم که چنان روحیه ای بر جامعه ما حاکم شده. استاد در شهرهای کوچک مغازه نیست که خانم فروشنده نباشد شاید بنده اشتباه می کنم و نظرم اشتباه است اما آیا این چیزی است که شان زن باشد در ادارات در همه اماکن، با ارتباط های عادی با نامحرم؟ خواهش می کنم نگاه بنده را تصحیح فرمایید. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرایضی داشته‌ام که چگونه در حال حاضر باید بتوانیم بین شأنیت عفیف‌ زن و حضور در جامعه را جمع کنیم، هرچند اگر ضرورتی نباشد بهترین مأمن برای زن در انجام رسالت او در خانه است. در هر صورت موضوع را موضوع حساسی بدانید که هنوز بعضی از قسمت‌هایش تعریف نشده. مثلاً همین فروشندگی خانم در مغازه‌ها متأسفانه تنها تعریفی که داریم تعریف غربی آن است. آیا می‌توان این نوع فعالیت را در عین حیات فعّال دینی یک فعالیت اجتماعی همراه با شأنیت زن در جامعه شکل داد؟ چرا نه؟ موفق باشید
9405

نماز شببازدید:

متن پرسش
با سلام: میخواستم بپرسم که حداقل نماز شب، چقدر است؟ یعنی میتوان صرفا دو رکعت و یا هشت رکعت نماز خواند یا حتما یازده رکعت باید خوانده شود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نماز شب همان یازده رکعت است که چهار تا دو رکعت فقط با خواندن حمد، و دو رکعت به نام شفع با حمد و سوره معوذتین - یعنی سوره‌های فلق و ناس- و یک رکعت با حمد و معوذتین و سه بار سوره‌ی «قل هواللّه احد»، و در قنوت 70 با ذکر «استغفر اللّه ربّی و اتوب الیه» و اگر فرصت بود 300 مرتبه «العفو» و بعد تقاضای غفران برای 40 مؤمن - زنده یا مرده - . با این‌همه فرموده‌اند اگر فرصت نبود فقط دو رکعت «شفع» و یک رکعت «وتر» را بخوان، و اگر نرسیدی فقط یک رکعت «وتر» را بخوان. موفق باشید
8919
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و خدا قوت خدمت حضرت استاد آیا دریافت های اشراقی امام خمینی (ره) به معنی همان ولایت تکوینی است؟ آیا همه سخنان و سیره امام (ره) بر اثر این اشراق درست و صحیح است و هیچ اشتباهی در آن نیست؟ اگر اشتباهی هست از کجا بدانیم کدام اشراقیست و کدام نیست؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان قلب خود را آماده‌ی نفحات الهی بنماید انواری از هدایت‌های الهی بر آن اشراق می‌شود که موجب هدایت خود او و بقیه می‌گردد. ولی نه آن إشراق موجب ولایت تکوینی افراد می‌گردد و نه یک هدایت کلّی و بدون عیب است. زیرا ممکن است فرد، تحت تأثیر صفات دیگری که دارد آن إشراق را به‌خوبی به‌کار نبندد. لذا ملاک صحیح و یا اشتباه‌بودن إشراقات، سیره و سخن معصوم است. موفق باشید
8657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی و اوقات بخیر آیا خاطرتان هست که امام تفسیر عرفانی از رؤیت پرستش ستاره و ماه و خورشید به وسیله حضرت ابراهیم (ع) را کجا آورده اند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فکر کنم محیی الدین در فتوحات چنین بحثی را دارد. موفق باشید
8324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
منظور از قوا در صفحه ی چهل و چهار کتاب "معاد بازگشت به جدی ترین زندگی" چیست؟ همینطور منظور از قیامت صغری در همین صفحه چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: لازم است قبل از کتاب معاد، کتاب‌های «ده نکته از معرفت نفس» و «از برهان تا عرفان» را مطالعه فرمایید. این مباحث در آن جا بحث شده. موفق باشید
7841

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد از نظر جهان بینی شما و اسلام حقیقی اگر کسی به اندازه ی ایمانش به یک حکم عمل کند ایا می شود او را مواخذه کرد که چرا به اصل حکم عمل نکردی به عنوان مثال اگر در تاکسی نشسته باشیم و راننده اهنگ مبتذل گذاشته و من نوعی هم چون ممکنه با گفتن این که اقا خاموشش کن ضایع بشم و در کل سختم باشد که بگم خاموش کن از گفتن این حرف خودداری کنم ونهی از منکر نکنم ایا به من نوعی ایرادی وارد است ؟اخه ایمان من در این حد است که خودم با اختیار خودم به اهنگ مبتذل گوش ندهم و ایمانم بیشتر از این نیست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به طور مسلّم اگر مطمئن باشید که این آهنگ حرام است و شرایط نهی از منکر فراهم است، واجب است تذکر دهید ولی عنایت داشته‌باشید نمی‌توان هر آهنگی را حمل بر حرمت کرد و حتی اگر شک هم داشته‌باشید که حرام است یا نه، حمل بر حلیت کنید. موفق باشید
7441
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم سوالی که ذهنم رو مشغول کرده رو اگر میشه لطف کنین جواب بدین من دانشجو ام و هم اتاقی هایی دارم که اعتقادت معادشان بشدت خراب است البته با توجه به مبانی اعتقادی ای که از شما شنیده ام خیلی خراب است از این جهت میگویم که بعضی موارد اعتقادات خودم هم مشکل دارد و میترسم که اعتقاد ناصحیح در دلشان بکارم حال برای این که من بتوانم در مبانی اعتقادی این افراد تحولی ایجاد کنم نیاز به مباحثه دارم با این افراد اما بعد از مدتی به مجادله کشیده میشود همچنین گاهی احساس میکنم که این حرفا ها را برای غلبه بر ان ها می زنم اما چون خیلی میترسم بعد از مرگشان بدلیل اعتقاد نادرست عذاب بکشند بحث را ادامه می دهم که معمولا با مخالفت مواجه میشود این افراد حاضر هم نیستند که کتاب های شما را بخوانند یا سخنرانی گوش دهند به هر دلیل موجه یا غیر موجهی حالا من ولشان کنم یا نه نمی دانم باید چه کنم لطفا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «مراء» که متن آن نیز روی سایت هست تحت عنوان «علمی که مراء می‌آورد» را مطالعه بفرمایید تا در مباحث کار به مراء کشیده نشود. در حدّی که آمادگی دارند بحث معرفت نفس را برایشان مطرح کنید، اگر هم آمادگی نداشتند دیگر مسئولیتی نداریم. در هر حال نباید صمیمیت بین شما ها از بین برود. موفق باشید
5761
متن پرسش
سلام علیکم مباحث تجرد نفس را با یکی از دوستان کار میکردیم . در همان مثال های اول ایشان مطلبی را مطرح کرد . آنجا که میفرمایید چرا وقتی خواب میبینید رفتی زیر ماشین , از خواب می پری و قلب ات میزند ؟ ایشان میگفت اصلا این تپش قلب و افزایش آدرنالین و عرق کردن در خواب بر اثر ترس , به دلیل (من ) نیست . این ها همه اش رفلکس ها و بازتاب های مغز است که به تصاویر ساختگی در خودش میدهد. یعنی مغز تصاویری در ذهن خودش میسازد و در خواب آنها را مرور میکند و با توجه به موضوع وقایع ( خوشحالی , ترس و ...) بدن در ححالت خواب عکس العمل نشان میدهد . مثلا میترسد و عرق میکند یا خیر میخواستم ببینم جواب دوستم را چطوری بدم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در هرحال موضوع باقی می‌ماند که چه کسی است که وقتی بیدار می‌شود احساس می‌کند نزدیک بود تصادف کند. مگر اگر عکس‌العمل‌های فیزیولوژیک یک موضوع را مطرح کنیم موضوع منتفی می‌شود؟ مثل آن است که بنده بگویم دیروز از خانه به دانشگاه رفتم، کسی بگوید این در اثر قبض و بسط ماهیچه‌ها و حرکت استخوان‌های پای شما انجام شد. بالاخره کسی هست که احساس می‌کند از خانه به دانشگاه رفت یا نه؟ موفق باشید
3363
متن پرسش
ضمن عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد ارجمند و شریف و عزیزانی که در گروه المیزان مشغول خدمت هستند. استاد گرامی بنده زمانی که قصد ورود به حوزه علمیه را داشتم 4 نفر را به عنوان الگو و هدف ایده آل در این راه انتخاب نمودم که همگی از راه تحصیل در حوزه علمیه به این جایگاه دست یافته اند. رهبر معظم انقلاب - استاد شهید مرتضی مطهری - استاد رحیم پور ازغدی و شما اما اکنون که سال دوم طلبگی من و در آستانه ورود به نیم سال دوم از این سال هستم متوجه شده ام بسیاری از دروسی که امروز در حوزه ها تدریس می شوند و قرار است که در 8 سال باقی مانده به آنها بپردازیم نمی توانند سطح علمی لازم را چنان چه مطلوب هدفم باشند فراهم آورند. برخی روندی کاملا فرسایشی داشته و برخی دیگر اصلا متناسب با نیازهای زمان نیستند. همه اینها به یک طرف و ضعف اساتید و محدودیت وقت هم برای پرداختن به این دروس در طرف دیگر. به علاوه ی نبود الگوهای خودساخته و شیوع برخی جریان های فکری در بین طلاب و روحانیون که واقعا موجب تاسف است.در کل آنکه نتوانستم آنقدر که انتظار داشتم طی این مدت که در حوزه هستم پیشرفت کنم چه در علم و چه در اخلاق. احساس کردم تا زمان بیش از این نگذشته در این مورد از شما راهکار بخواهم و ببینم می باید در این شرایط به چه چیزهایی بپردازم و به چه چیزهایی نپردازم؟ و به طور کلی چگونه باشم و چه انتخاب هایی داشته باشم تا بتوانم به الگوهایی که برای خود انتخاب نموده ام نزدیک شوم؟ شما چه برنامه ای را سفارش میکنید و . . . و آیا طی این مدت خود را از جمع دور کنم و به خودم بپردازم یا مانعی ندارد به بقیه هم در حد توان رسیدگی و کمک نمایم؟ با تشکر قبلی از محبت شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: دروس حوزه جنبه‌ی طریقیت دارد برای اهدافی که در نظر دارید بنابراین لازم است با حوصله و امید آن‌ها را طی کنید حال در این طریق هدفتان باید امام و علامه و رهبری باشد. این بزرگان از همین طریق به چنین کمالاتی رسیدند. عمده آن است که از همین حالا هدف خود را تعیین کنید و مطابق آن خود را مجهز نمایید. در کنار دروس رسمی، خواندن تاریخ اسلام و تفسیر قرآن چیز لازمی است، آرام‌آرام هدف مورد نظر شما، گرایش شما را به شکل خاص در می‌آورد. آری بالاخره اگر شرایط فراهم بود از کمک به بقیه غافل نشوید مشروط بر این‌که اصل را بر دروس خود بگذارید. موفق باشید
3277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت حضرت استاد-بنده طلبه حوزه قم هستم چندسالی فلسفه وعرفان می خوانم الان ج8اسفاردرس میگیریم برای تحقیق بیشتروبیان نووجدیدبه کتاب معرفت النفس والحشراستادعزیزنیازداریم-کتب زیادی ازاستادعزیزمطالعه کرده ایم وازنوع بیان ایشان استفاده زیادبرده ایم-والحمدلله
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با تلفن شماره‌ی 7854814 تماس بگیرید. موفق باشید
2547
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز میخواستم نظر جناب عالی را در خصوص اینکه "چرا بوروکراسی موجد در ادارات حتی نیروهای انقلابی ما را استحاله می کند؟" بدانم. و اگر منابعی برای مطالعه در این خصوص معرفی کنید خیلی ممنون میشم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده معتقدم نیروهای انقلابی ما هم هنوز به مرحله‌ی خودآگاهی نسبت به غرب نرسیده‌اند تا بتوانند از غرب عبور کنند و روح غربی در نظام اداری بر آن‌ها حاکم نشود. موفق باشید
2463

انسان شناسیبازدید:

متن پرسش
چرا هرانسانی مسیر سلوک مخصوص به خود دارد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هرکس در ذیل شریعت الهی و نور انسان‌های کامل یعنی معصومین می‌تواند بر اساس وجود خود که تجلی نور الهی است به آن شخص راه قرب به خدا را انتخاب کند زیرا وجود هرکس مسیر آن کس است به خدا. موفق باشید
1685
متن پرسش
بسمه تعالی - همانطور که می دانید علامه حسن زاده در زمینه های گوناگون آثار علمی فراوانی دارند. به نظر شما نخ تسبیح و محور اصلی آثار ایشان چیست؟
متن پاسخ
رجوع به حضرت حق با عبور از ماهیت و نظر به «وجود» بر مبنای اصالت وجود در مکتب صدرایی که تبیینی از عرفان محی الدین است در دستگاه حکمت متعالیه
1616

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد، دوستان که حتی افراد مسن و دنیادیده در میانشان هستند بنده را تشویق می کنند به دنبال موسیقی و یا آوازبروم و معتقدند انسان کم کم در زندگی دچار تنهایی هایی می شود که جز با ساز نمی تواند پرکند.می گویند نه پدر و مادر و نه همسر هیچکدام نمی تواند تنهایی آدم را پر کند و فقط ساز و یا آواز می تواند این کار را بکند. استاد آیا واقعا اینگونه است. من با این که صدای خوبی دارم اما دلم میخواهد بروم دنبال صوت قرآن. حال به نظر شما آیا واقعا من در آینده اگر دنبال ساز نروم دچار خلأ تنهایی می شوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: از این دوستانتان باید پرسید مگر آن وقتی که با موسیقی تنهایی خود را پُر می‌کنید حقیقتاً تنهای و اوقات فراغت را به ثمر رسانده‌اید؟ یا از سؤالی که روح شما از شما دارد که چرا مرا به ملکوت متصل نمی‌کنی، فرار می‌کنید؟ مطمئن باشید تا با قرآن و روایت و شریعت ، جان خود را به معارف عالیه متصل نکنید و راه اُنس با خدا را پیشه ننمائید، بی‌راهه می‌روید. شاید صوت خوب شما وسیله‌ای شود که با قرآن اُنس بیشتری بگیرید و با تدبّر در قرآن راهی به سوی حقیقت در مقابل جان‌تان بگشایید. موفق باشید
21224
متن پرسش
سلام استاد عزیز: حسن روحانی رئیس جمهور در تاریخ ۱۸ دی ماه در جمع وزیر و معاونان وزارت امور اقتصاد و دارایی با اشاره به ضرورت نقد در هر شرایطی عنوان کرد: همه باید انتقاد بشوند استثنا نداریم، تمام مسئولین در کشور قابل نقد هستند، ما در کشور معصوم نداریم، اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آن وقت هم می شود نقد کرد. او در ادامه افزود: پیامبر (ص) هم اجازه نقد می‌داد. دیگه بالاتر از پیامبر (ص) در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر (ص) صحبت می‌کرد، طرف بلند می‌شد روبروی پیامبر (ص) و می‌گفت: «حرفی که داری می‌زنی نظر توست یا وحی است؟» اگر پیامبر (ص) می‌گفت: «نظر من است» انتقاد می‌کرد و می‌گفت: «من قبول ندارم». ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم. اگر نقد توأم باشه با امید، اراده و راه حل درست، همیشه مفید است. باید راه حل بدهیم. حال با توجه به متن بالا ۱. علت سکوت علما و مراجع در برابر این سخنان چیست؟ چون الان خیلی ها در برابر مراجع مواضع گرفتند و اون ها رو زیر سوال بردند و..... ۲. برداشت حضرتعالی از سخنان رئیس جمهور چه می باشد؟ ۳. وظیفه ما در مقابل این گونه سخنان و مواضعی از این مورد چه می باشد. لطفاً کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا خوب است عین سخن آقای روحانی که روزنامه‌ی کیهان آورده‌اند را با هم نگاه کنیم و به آن تفکر نماییم. آقای روحانی می‌گوید: «همه باید انتقاد بشوند استثنا نداریم، تمام مسئولین در کشور قابل نقد هستند، ما در کشور معصوم نداریم، اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آن‌وقت هم می‌شود نقد کرد. پیامبر(ص) هم اجازه نقد می‌داد. دیگر بالاتر از پیامبر(ص) که در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر(ص) یک صحبتی می‌کرد، طرف بلند می‌شد روبروی پیامبر(ص) و می‌گفت: «حرفی که داری می‌زنی نظر خودت است یا وحی است؟» اگر پیامبر(ص) می‌گفت: «نظر من است» انتقاد می‌کرد و می‌گفت: «من قبول ندارم». ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم»!

ملاحظه می‌فرمایید که با کمی تفکر می‌توان متوجه شد که از سخن آقای روحانی نفی عصمت امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» و رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» بر نمی‌آید، حتی آن‌جایی که می‌گوید طرف به سخن پیامبر انتقاد کرد، به معنای آن است که آن طرف رسول خدا را معصوم نمی‌دانسته است و تنها وَحی الهی را بی‌خطا می‌پذیرفته. و از این جمله بر نمی‌آید که آقای روحانی مثل او فکر می‌کرده، بلکه تأکید آقای روحانی آن است که ببینید رسول خدا چه فضایی را فراهم کرده‌اند که افراد می‌توانستند نظر خود را و نقد خود را اظهار کنند. گله‌ی بنده آن است که چرا امثال آقای شریعتمداری در کیهان، امکان تفکر را به چنین جملاتی از خود و مخاطبان خود می‌گیرد؟ و این‌جاست که می‌توان گفت اگر تفکر در جامعه به حاشیه رود، چه کدورت‌های بی‌جایی ظهور می‌کند. در ضمن آن‌چه که بعضی فقها در مورد «سهوالنبی» مطرح می‌کنند در رابطه با امور فردی است، مثل آن‌چه که آن فرد همراه حضرت موسی «علیه‌السلام» در مسیر ملاقات حضرت خضر، فراموش کرد که به حضرت جریان آن ماهی را بگوید و گفت شیطان مرا به فراموشی کشاند. علامه طباطبایی می‌فرمایند با فرض آن‌که آن شخص همراه حضرت موسی، جناب یوشع‌بن‌نون باشد که پیامبر است و معصوم، چنین اموری با عصمت آن پیامبر منافات ندارد. بنابراین «سهوالنبی» مربوط به امور عادی زندگی است، نه آن‌که کسی که معتقد به «سهوالنبی» باشد معتقد باشد به روایات غیر از قرآن نباید اعتماد کرد و از این جهت عصمت پیامبر برایش سؤال باشد. موفق باشید 

20369
متن پرسش
سلام علیکم: فردی را در نظر بگیرید که غرق تمایلات نفسانی و شهوانی خود بوده و توبه کرده اما آثار وضعی گناهان افکار های وسوسه انگیز تصاویر و خاطرات بدی که با گناه داشته همواره در طول روز لحظه ای از او‌ جدا نمی شوند. چطور باید این آثار وضعی را از روح خود پاک کرد؟ آیا کاملا پاک می شوند؟ حدیثی شنیدم که اگر فردی در نماز توجه به خدا نداشته باشد خود نمازش حجابی ست برای او. حال چنین فرد گنه کاری که اصلا نمی تواند ذهن خود را متمرکز کند و انگار نمازش هیچ اثری روی او‌ ندارد باید چه کند؟ خواهشا جوابم‌ رو‌ بدید و راهنمایی کنید. ان شاءلله بتونم خوب بشم و دست دیگرانم‌ بگیرم. واقعا جسم و روحم بد ریخته به هم. اعتماد بنفس ندارم‌، همش استرس و‌ ترس دارم و....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر در عبادت و صبر در ترک گناه، غوغا می‌کند در حدّی که بعد از مدتی نه‌تنها تمایلی به دیدن آن تصاویر ندارید، بلکه زشتی و کثافت‌بودن آن‌ها را نیز متوجه می‌شوید. موفق باشید

16456
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: می خواستم بدانم برای آشنایی با حکمت متعالیه و مکتب حکمت متعالیه باید کدام کتابها مطالعه شوند؟ در واقع می خواستم بدانم با کدام کتاب ها باید شروع کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و کتاب «معاد، بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» و کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب « معرفتِ نفس و حشر» در این رابطه خوب است. موفق باشید

16210
متن پرسش
سلام علیکم استاد: خسته نباشید. خدا را شاکرم که توفیق استفاده از مباحث حضرتعالی را نصیب حقیر فرمود. عذرخواهی می کنم که زیاد مزاحم وقت شریفتان می شوم. طبق فرموده حضرتعالی در حال پیگیری مباحث سوره حمد امام هستم. و باز به لطف الهی تعدادی از جوانان را حتی در شمال کشور ترغیب به پیگیری مباحث شما و در ابتدا مباحث برهان صدیقین و معرفت نفس کرده ام. ایشان گاها سئوالاتی از حقیر می پرسند که بنده الان مهمترین این سوالات را به محضرتان عرضه می کنم که ان شاءالله پاسخ حضرتعالی راه گشا خواهد بود. 1. چرا خدای تبارک و تعالی عالم ممکن را ایجاد کرد؟ چه نیازی به خلق مخلوقات داشت؟ 2. رابطه وجودی ما با اهل البیت (ع) چیست؟ (توضیح اینکه: بنده عرض کردم که ما شعاع وجود این حضرات هستیم چون ایشان صاحب اسم اعظم و اولین تجلی یا صادره حضرت حقند. که البته پشیمان شدم چون خودم هنوز به اینجا نرسیدم.)
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن‌بودنِ ممکنات، ذاتیِ آن‌ها است و حضرت حق به حکم جوابگویی به هر طالب فیضی، آن‌ها را وجود می‌دهد، نه از آن جهت که نیاز به خلقت آن‌ها دارد. عرایضی در این رابطه در چند جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» شده است. 2- وجود اهل‌البیت به عنوان خلیفة اللّه و واسطه‌ی فیض الهی، عامل وجود ما و کمال ما می‌باشد که در شرح کتاب «مصباح الهدایه» مباحثی در این رابطه مطرح شده است. موفق باشید

15769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در مورد اینکه خداوند در قرآن می فرمایند «کتاب مبین» منظور از این آشکاری آیا خود این عالم دنیاست؟ یا نه، اگر این دنیا را کتاب در نظر بگیریم آیا کتاب اعمال ما هم همچین کتابی است؟ کتاب معرفت نفس و الحشر و... را مطالعه کرده ام. دوم اینکه منظور از طبقات هفتگانه ی زمین چیست؟ و در آخر، منظور از اینکه آسمان ابتدا به شکل دود بود چیست؟ و آیا خداوند ابتدا تجلی کردند و بعد آسمانها به شکل دود بود و بعد آن را منظم کردند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مبین‌بودنِ قرآن یعنی به‌خوبی حقایق را نشان می‌دهد. و در مورد طبقات هفتگانه‌ی زمین، بحث مراتب رذائلِ نفس در میان است. و دودبودنِ آسمان به همان معنا است که در ابتدا این آسمان به شکل خاصی هنوز در نیامده بوده، و بر اساس تدبیر الهی شکل خاص به‌خود گرفته است، مثل تدبیر روح که بر روی جنین إعمال می‌گردد و نطفه به صورت‌های دست و پا و سر در می‌آید. موفق باشید

نمایش چاپی