بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14268
متن پرسش
سلام علیک استاد: اخیرا عده ای در این مورد که حضرت آقا صحبتی راجع به جریان تشیع انگلیسی داشتند و فرمودند این تشیعی که از لندن به صدا در می آید صدای دشمن است و به این مضمون آب در آسیاب ریختن دشمن است موضع می گیرند و می گویند آقای خامنه ای اشتباه کرده است زیرا نباید ایشان اسمی از لندن می برد این باعث تنش و اختلاف است باعث این می شود که طرفداران این ها شروع به اختلافات درونی کنند و شیعه به جان هم بیفتند و در ثانی این صحبت اخلاقی نیست باید به طور عام صحبت می کرد در ثانی همچنین گفتند صحبت های آقای رحیم پور هم در نماز جمعه بسیار تند بود و نباید در تریبون عمومی مثل نماز جمعه پخش می شد و ایشان اخلاق را رعایت نکردند و از این قبیل حرف ها. استاد می خواستم نظرتان را در مورد صحبت آقا و برخورد صحیح با امثال تفکر شیرازی ها بفرمایید تا ما در راستای تفکر انقلاب، مواجهه ی با این تفکر را پیدا کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این فرمایشات یعنی چی؟!! این آقایان عملاً کارگزاران دشمنان اسلام هستند، اختلاف بین شیعه مطرح نیست. بحث دشمنان اسلام است که در لباس چند به ظاهر روحانی، به مقابله با اساس اسلام آمده‌اند. این‌ها همان نقش را در شیعه بازی می‌کنند که داعشی‌ها در اهل سنت. شدیداً باید آن‌ها را از تشیع و جامعه‌ی اسلامی طرد کرد. موفق باشید

12657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: خدا را شاکرم که در دوران پر هیاهوی جوانی با آثار مطالعاتی شما آشنا شدم و تاثیر بسزایی در شخصیتم گذاشت. بحمدالله فارغ التحصیل رشته علوم قرآن هستم اما متاسفانه چون دروس دانشگاهی مرا به هدفم نرساند (فهمیدن پیامهای قرآن) تصمیم به رها کردن درس کردم. در پرسش و پاسخ هایتان در مورد انس با قرآن فرمودید که عربی تان را خوب کنید، می خواستم ازتون خواهش کنم سیر مطالعاتی در مورد عربی به من بدهید، ناگفته نماند در دوران دانشجویی به طور پراکنده کتابهایی از جمله الفیه ابن مالک، سیوطی و در زمینه بلاغت قرآن خوانده ام اما متاسفانه اینگونه مطالب بیشتر مرا از هدفم دور می کرد. با آرزوی موفقیت شما. من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ادبیات عرب تنها،وسیله‌ی فهم درست متون اسلامی است. نباید بیش از این انتظار داشت. نمی‌دانم در حال حاضر در حوزه چه اساتید و کتاب‌هایی در این مورد مطرح است! بهتر است این را از طلاب فعّال حوزه بپرسید. موفق باشید

12138
متن پرسش
برای درک و فهم کتاب مولوی خواندن چه کتابهایی را توصیه می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای فهم اولیه‌ی مثنوی، شرح آقای کریم زمانی خوب است و برای فهم عرفانی آن باید عرفان نظری را دنبال کرد. موفق باشید

11189
متن پرسش
سلام علیکم: جایگاه امر به معروف و نهی از منکر با توجه به جمله مقام معظم رهبری که فرمودند «امر به معروف و نهی از منکر تضمین کننده ی حیات طیبه در جامعه اسلامی است» در رسیدن به تمدن نوین اسلامی چیست؟ لطفا این جایگاه را تشریح کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید معروف این تاریخ را که عبور از سلطه‌ی فکری و اخلاقی استکبار است مدّ نظر داشته باشید و زمینه‌ی تذکر به سایرین را نیز فراهم کنید. موفق باشید
8734
متن پرسش
بسمه تعالی سلام جناب استاد. فرض کنید شخصی مغازه بقالی تاسیس کرد و از خواست خدا مشتری زیادی به او مراجعه کرد و روز به روز از طریق شرعی و معامله حلال مال او زیاد و زیادتر شد و به ثروت فراوانی رسید وظیفه شرعی این فرد چیست در قبال این اموال و آیا اسلام چنین ثروتی را اگر خمسش را حتی داده باشد قبول دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری قبول دارد. زیرا چنین آدمی ثروتش را در مسیر کارآفرینی بیشتر خرج می‌کند و باز خمس‌اش را می‌دهد. وقتی کار او حرام است که ثروتش را از گردونه‌ی تولید و کار خارج کند که اصطلاحاً به آن کَنْز می‌گویند و قرآن در موردش می‌فرماید: «وَ الَّذینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلیم‏»(توبه/34 ) و کسانى که طلا و نقره را گنجینه(و ذخیره و پنهان) مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏کنند، به مجازات دردناکى بشارت ده‏. موفق باشید
7935
متن پرسش
ضمن سلام و احترام، چرا می گویند ما قبل از خلق شدن در "معلوم" خدا بوده ایم نه در "علم" خدا ؟ تفاوت این دو چیست و این که ما در "معلوم" خدا بوده ایم را لطفا با یک مثال بفرمایید به چه معنی است. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مگر علم خدا غیر از معلوم خدا است. ظاهراً تعریفی از علم کرده‌اند که موجب این مشکل شده. عمده آن است که متوجه باشیم علم خدا علم فعلی است و نه علم انفعالی به آن صورت که لازم باشد موجودی را در بیرون خود ادراک کند و سپس به آن موجود عالم گردد. موفق باشید
6552
متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشی خدمت استاد گرامی واقعا میخواهم ازتون تشکر کنم به خاطر اینکه به همه سوالها پاسخ کامل و جامع میدید من یه جایی شنیدم زمانی امام زمان (عج)ظهور میکنن که ظلم و جور جهان رو فرا گیرد پس عده ای میگویند که بیاییم ظلم و جور را گسترش بدیم تا ظهور امام زمان(عج)زودتر رخ بدهد میخوستم ببینم نظر شما راجع این موضوع چیه؟وآیا ما با دینداری خودمون ظهور ایشان را به عقب نمی اندازیم(البته من اینها رو از یکی شنیدم که ایشان هم دلایلی برای اینکه نباید ما اینکار را بکنیم گفتن ولی تبدیل به یک شبهه بران شده ومیخواستم نطر شما رو بپرسم .ممنون)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» عرایض نسبتاً مفصلی دارم و کتاب بر روی سایت هست. همین اندازه عرض می‌کنم ما با آمادگی خود امید وجود مقدس امام زمان‌مان«روحی‌لتراب‌مقدمه‌فداه» را جهت ظهور زیاد می‌کنیم. چرا ما سرباز آن عزیزان نباشیم برای ریشه‌کن‌کردن ظلم؟ مگر جز این است که حضرت غائب‌اند چون هنوز زمینه‌ی ظهورشان فراهم نیست و باید کسانی باشند که شایستگی سربازی آن حضرت را داشته باشند و زبان معرفتی حضرت را بفهمند؟ موفق باشید
6084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.آیا با وجود پیامبر خاتم و امامان علیهم السلام،نیازی به رجوع و توسل به دیگر پیامبران(حداقل آنانی که ذکرشان در قرآن رفته)هست؟یا آنها دیگر موضوعیتی برای من مسلمان شیعه ندارند؟یا سوالم را اینطور بیان کنم که برای ظهور بعضی اسما که هر پیامبری در زمان خویش مظهر اکمل آن بوده و ّبا آن شناخته می شود،می توان به ایشان رجوع کرد؟مثلا قدرت و سلطه و سیطره سلیمان نبی یا شافی بودن عیسی بن مریم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذیل اسلام و نور نبی اللّه«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» خوب است به نحو خاص به نور آن پیامبری که با قلبتان نسبت به او احساس آشنایی می‌کنید مرتبط شوید. موفق باشید
5761
متن پرسش
سلام علیکم مباحث تجرد نفس را با یکی از دوستان کار میکردیم . در همان مثال های اول ایشان مطلبی را مطرح کرد . آنجا که میفرمایید چرا وقتی خواب میبینید رفتی زیر ماشین , از خواب می پری و قلب ات میزند ؟ ایشان میگفت اصلا این تپش قلب و افزایش آدرنالین و عرق کردن در خواب بر اثر ترس , به دلیل (من ) نیست . این ها همه اش رفلکس ها و بازتاب های مغز است که به تصاویر ساختگی در خودش میدهد. یعنی مغز تصاویری در ذهن خودش میسازد و در خواب آنها را مرور میکند و با توجه به موضوع وقایع ( خوشحالی , ترس و ...) بدن در ححالت خواب عکس العمل نشان میدهد . مثلا میترسد و عرق میکند یا خیر میخواستم ببینم جواب دوستم را چطوری بدم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در هرحال موضوع باقی می‌ماند که چه کسی است که وقتی بیدار می‌شود احساس می‌کند نزدیک بود تصادف کند. مگر اگر عکس‌العمل‌های فیزیولوژیک یک موضوع را مطرح کنیم موضوع منتفی می‌شود؟ مثل آن است که بنده بگویم دیروز از خانه به دانشگاه رفتم، کسی بگوید این در اثر قبض و بسط ماهیچه‌ها و حرکت استخوان‌های پای شما انجام شد. بالاخره کسی هست که احساس می‌کند از خانه به دانشگاه رفت یا نه؟ موفق باشید
4604
متن پرسش
سلام شما در بحث هایتان بر این نکته امام تاکید فرموده اید که ایشان شاه را با لفظ جناب اقای شاه می خواندند. ولی بعد از حادثه فیضیه امام به شاه لفظ مردکه را خطاب کرد؟ صحیفه جلد1 صفحه 206 . پس خطاب کردن شاه با لفظ اقا یا جناب همایونی به خاطر افکار عمومی نبوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: صفحه‌ای که فرموده‌اید را نگاه کردم چنین چیزی ندیدم . ولی در صفحه‌ی246، امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند: «آن مردکه آمد در مدرسه‌ی فیضیه»، که منظورِ امام؛ مولوی معاون ساواک تهران است. موفق باشید
4225
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید در پاسخ شما به سؤال شماره 4202 به نام منافقین محارب اند دو اشکال وجود دارد یکی اینکه اینها که در زندان بودند و امکان ارتباط آنها با بیرون نبوده که بتوانند نیت براندازی کنند دوم اینکه مگر قصاص قبل از جنایت در اسلام وجود دارد؟ مگر حضرت علی قصاص قبل از جنایت کرد در ارتباط با ابن ملجم با اینکه میدانست قاتل اوست. بهتر نیست در جواب به این سؤال در اصل موضوع و اینکه امام خمینی چنین دستوری را داده باشد تشکیک شود تا ساحت امام از اینگونه اتهامات مبرا شود احتمال نمی دهید دستهای پنهان این کشتار را انجام داده باشند و به امام منتسب کرده باشند؟چون صدور چنین دستوری با هیچیک از موازین عقلی و شرعی سازگار نیست
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسنادی در عقب‌نشینی منافقان در عملیات مرصاد به‌دست آمد ، حاکی از آن بود اعضاء منافقین در عین آن‌که در زندان بودند آمادگی و عضویت خود را جهت قتل عام دست جمعی ملت ایران اعلام کرده بودند و این نوع آمادگی و اراده برای کشتار ملت خودش جنایت است، مثل این‌که شما اگر کسی که می‌خواهد بمب‌گذاری کند قبل از بمب‌گذاری دستگیر کنید و به عنوان محارب با نظام اسلامی او را به قتل برسانید. در مورد ابن‌ملجم و آن صحنه‌ای که می‌فرمایید هنوز ابن‌ملجم هیچ اراده‌ای در این مورد نکرده و به همین جهت وقتی آن سخن را از علی«علیه‌السلام» می‌شنود تعجب می‌کند، آیا می‌شود در حین جنگ ،اول اجازه دهیم دشمن ما را به قتل برساند و بعد او را بکشیم و یا همین‌که آمده است تا ما را به قتل برساند بر ما واجب است او را به قتل برسانیم؟ موفق باشید
3277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت حضرت استاد-بنده طلبه حوزه قم هستم چندسالی فلسفه وعرفان می خوانم الان ج8اسفاردرس میگیریم برای تحقیق بیشتروبیان نووجدیدبه کتاب معرفت النفس والحشراستادعزیزنیازداریم-کتب زیادی ازاستادعزیزمطالعه کرده ایم وازنوع بیان ایشان استفاده زیادبرده ایم-والحمدلله
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با تلفن شماره‌ی 7854814 تماس بگیرید. موفق باشید
3176

جسم شیطانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم،جن جسمی لطیف است، یعنی چه؟ آخر جسم است و یا مجرد؟ و چگونه است زندگی آنان...؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مثل صورت‌های ذهنی که در عین جسم‌داشتن، جرم مادی ندارد. موفق باشید
2779
متن پرسش
سلام. ما طی مباحثی که در جلسه مطالعاتی خود با محوریت کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم داشتیم سوالاتی برایمان پیش امد که خدمتتان عرض میکنم. لطفا پاسخ دهید: آیا در زمان ظهور از روش های کشف و شهود برای کشف قوانین طبیعت استفاده خواهد شد یا روش های عقلی؟ این علومی که هم اکنون در حوزه های مهندسی مطرح است همه با نیات تصرف چهان است و متناقض با تفکرات و نیات اسلامی.آیا با ظهور حضرت مهدی عج این علوم ارزشی دارد یا بی ارزش میشود؟ اصلا این علوم جز علوم کشف شده قراره میگیرد یا به عبارتی جزء 27 جز علم قرار میگیرند؟ آیا با ظهور مولا باز هم ما از این علوم اهدافی غیرالهی و برای تصرف جهان است استفاه خواهیم کرد؟ کامپیوتر وسیله ای بسیار کاربردی و به واجبترین ابزار برای کشف و استفاده علوم است اما این کامپیوتر با اهدافی غیرالهی و سازگار با اهداف مدرنیته ساخته شده است خب با ظوهر مولامون ما باز هم از این کامپیوتر استفاده خواهیم کرد یا اینکه نه باید شروع به ساخت کامپیوتری سازگار با اهداف الهی و رویه دینی کنیم؟ (که البته اینطور نیست و کاری عبث تلقی خواهد شد) اگر از روش شهودی استفاده میشود جامعه اسلامی بعد از سیطره علمی بر غرب چه وظیفه ای دارد؟یعنی زحمت پیشبرد علوم بر گردن عارفان می افتد و یا راه دیگری است؟ اگر مبانی علم کنونی مردود است و یک علم پیشرفته تر مهندسی یا پزشکی وجود داردو از روش های عقلی استفاده خواهد شد چه باید کرد که کار مفید و قابل استفاده برای آن زمان باشد؟ برای رشته های مثلا کامپیوتر مکانیک هوافضا چه جایگزینی میتوان پیدا کرد که هم با روح طبیعت سازگار باشد و هم قدرت حذف علم حاضر را داشته باشد؟ اصلا رشته ای مثل مکانیک مرتبا باعث تغیر و تصرف در طبیعت میشود و و بنا به کلام شما کلا سازگار با مفاهیم دینی نیست. درسته دانستن این رشته برای پیشرفت اسلام ضروریه ولی با ظهور حضرت حجت ع رشته ای بی خود و به دور از اندیشه اسلامی خواهد بود و مهندسین متدین ما بی خود عمر خود را به هدر داده اند. من رشته ام کامپیوتر است با این تفاسیر آیا در همین زمینه ادامه تحصیل دهم یا اینکه ادامه تحصیل در این رشته عبث و بیهوده است؟ تشکر .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1 در عین آن که مسلم وقتی انسان کاملی مدیریت جهان را به نحو بی‌سابقه‌ای در دست گیرد و تکوین و تشریع با همدیگر متحد شود عقل و قلب و شهود و تجربه همه در جهتی درست به صحنه می‌آید باید عرض کنم: 1- ما فعلاً در شرایطی هستیم که نباید به بهانه‌ی انحراف‌های تکنیک از زندگی فعّال فاصله بگیریم. آری اگر روح تکنیک را بشناسیم نه‌تنها شیفته‌ی آن نمی‌شویم بلکه به فکر می‌افتیم که جایگزین مناسبی برای آن پیدا کنیم 2- اگر به این نتیجه رسیده باشند که هر تکنیکی روحی دارد که بر اساس آن ساخته شده و همان روح را دنبال می‌کند و روح تکنولوژی غربی روح تصرف در طبیعت است و نه روح استفاده از طبیعت برای تعالی انسان، می‌پذیریم در زمان ظهور حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» ما تکنیک دیگری داریم که با طبیعت تعامل می‌کند و همه‌ی علوم با این رویکرد ظهور می‌کنند ولی این بدین معنا نیست که ما امروز از کار با کامپیوتر دست برداریم و از وظیفه‌ای که نسبت به انقلاب و جامعه شانه خالی کنیم به بهانه‌ی آن‌که وقتی حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» می‌آیند معلوم نیست ما نیاز به کامپیوتر داشته باشیم، این یک نحوه فرار از مسئولیت است. موفق باشید
2463

انسان شناسیبازدید:

متن پرسش
چرا هرانسانی مسیر سلوک مخصوص به خود دارد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هرکس در ذیل شریعت الهی و نور انسان‌های کامل یعنی معصومین می‌تواند بر اساس وجود خود که تجلی نور الهی است به آن شخص راه قرب به خدا را انتخاب کند زیرا وجود هرکس مسیر آن کس است به خدا. موفق باشید
2231

سلوک فردیبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام و خداقوت به استاد عزیزم. استاد در احوالات بعضی از عزیزان شنیده میشود که حتی شماره هایی مانند شناسنامه یا تلفن یا مواردی دیگر را اصلا به خاطر نمیسپارند علت این امر از نظر حضرتعالی چه میتواند باشد؟لطفا توضیح بفرمایین.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فکر نمی‌کنم اگر چنین استعدادی را دارند کار درستی باشد. انسان‌ها در جمع زندگی می‌کنند و باید لوازم زندگی در جمع انسان‌ها را در خود ایجاد کنند مگر این‌که مثل بنده چنین استعدادی را نداشته‌باشند. موفق باشید.
1685
متن پرسش
بسمه تعالی - همانطور که می دانید علامه حسن زاده در زمینه های گوناگون آثار علمی فراوانی دارند. به نظر شما نخ تسبیح و محور اصلی آثار ایشان چیست؟
متن پاسخ
رجوع به حضرت حق با عبور از ماهیت و نظر به «وجود» بر مبنای اصالت وجود در مکتب صدرایی که تبیینی از عرفان محی الدین است در دستگاه حکمت متعالیه
1398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز: آیا این درست است که بگوئیم "عقل هر انسانی کامل است و نیاز به تکامل ندارد و در واقع تعقل(استفاده ی از عقل) است که در هر انسانی افزایش وتکامل می یابد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همه‌ی عقلای عالم معتقدند عقل انسان چه از نظر احاطه و چه از نظر موضوع محدود است و به کمک شریعت می‌تواند به راه بیفتد. در مورد جایگاه عقل گفته‌اند: عقل برای آن است که در قرآن و روایات تدبّر کند و وظیفه‌ی خود را از دل آن متون بیابد. موفق باشید
1308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: ما با دوستان شرکتی خصوصی تاسیس کرده و به لطف خدا با همدیگر مشغول کار هستیم. مدت 2 سال بدون تعیین حد و مرز دقیقی از نظر میزان فعالیت، ساعات حضور، وظایف و ... با تعیین حقوق یکسانی برای تمام اعضاء (با وجود تفاوت در مدرک تحصیلی، رشته، گرایش و با رضایت کامل تمام افراد) بدون مشکل کار می کردیم و همه از این شکل کار راضی بودیم و شخصی وجود نداشت که از این سیستم کاری بخواهد سوء استفاده ای بکند. اخیرا پیشنهادی داده شد مبنی بر اینکه مبنای پرداخت حقوق افراد، میزان ساعت حضور آنها باشد. ما معتقدیم به اینکه ساعت حضور نمی تواند مبنای درستی برای پرداخت حقوق افراد باشد، زیرا هم توانایی های افراد مختلف است(و میزان این تفاوت دقیقا مشخص نیست تا در نرخ ساعت کاری آنها این تفاوت اعمال شود)، هم کیفیت کاری هر شخص در طول سال(یا حتی ماه) متغیر است، جدای از آن سیستم پرداخت حقوق مبتنی بر ساعت حضور، انسان را تشویق به حضور بیشتر و بی کیفیت تر می کند تا حضور کمتر و با کیفیت بیشتر. مساله کنترل ساعات خالص حضور، و حذف ساعات بیکاری یا اشتغال به کار شخصی در محل کار هم ، فشارهایی را به اعضاء وارد می کند. سوال این است که آیا در اسلام الگوی تعریف شده و کاملی برای کارهای مشارکتی که جزییات را هم مشخص کرده باشد، و مبتنی بر ساعت حضور هم نباشد، ارائه نشده است؟ آیا الگوی بهتری برای رفع مشکلات روشهای متداول وجود ندارد؟ آنچه شعار اصلی ما در ابتدای تاسیس شرکت بوده این است که هر فرد شرکت را متعلق به خود بداند و به گونه ای کار کند که انگار به تنهایی مغازه شخصی اش را اداره می کند و مشخص است که اگر شخصی به تنهایی بخواهد مغازه ای را اداره کند، دیگر محاسبه ساعات حضور مبنای پرداخت نیست و ضرورتی هم ندارد. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اسلام اصول کلی را در امور مطرح می‌کند ولی امور جزیی بر مبنای اصول کلی به عهده‌ی افراد است که نسبت به موقعیت خود برنامه‌ریزی و تصمیم بگیرند. آری اگر افراد شرکت کاملاً به همدیگر اعتماد داشته باشند و واقعاً شرکت را از خود می‌دانند خوب است که نسبت به تفاوت توانایی‌های همدیگر گذشت کنند، همچنان که اگر افراد متعهدی هستند اشکال ندارد نسبت به ساعت حضور بیشتر امتیاز بیشتری داده شود و نسبت به ارزش تفاوت حضور افراد گذشت شود. در هر صورت دو شرط تعهد و اعتماد از یک طرف و گذشت از طریق دیگر لازم است. موفق باشید
993

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام وخداقوت.موضوع پایان نامه من حیات طیبه درقرآن میباشدلطفااگرامکان داردباتوجه به سیرمعرفتی کتابهای جنابعالی ساختاری مناسب ومنابع مربوط به آن موضوع رابه این حقیر معرفی فرمایید.باتشکر فراوان والتماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به نظرم مبنای کار خود را باید مباحث حیات طیبه‌ای قرار دهید که علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» در المیزان قرار داده‌اند و بر آن مبنا اگر به نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه در کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» رجوع کنید نکات خوبی به‌دست می‌آورید. موفق باشید
23520
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد طاهرزاده عزیز باز هم بنده مزاحمتمون میشم. در مورد حرفهای دکتر عباسی. ایشان در یک کلیپی با نام «مسیحیان امت پیامبر» که اخیرا منتشر کرده اند صحبت هایی در مورد دکتر داوری می کنند که بسیار جای تعجب بنده شد. اتهامات موجود در این کلیپ به قدری زیاد است که فقط خواهش می کنم خودتان ببنید. استاد خواهش می کنم وقت گذاشته و این کلیپ را ببنید. با توجه به اینکه عده ای از جوانان انقلابی از ایشان درس می گیرند خواهش می کنم نظر خود را در مورد حرف های ایشان بیان کنید. سوای تهمت هایی که به دکتر داوری زده شده به طور کلی ایشان قائل به نظریه ای به نام علوم تثلیثی هستند که با چماق این نظریه بر سر هر اندیشمندی که بخواهند می کوبند. اگر صلاح میدانید در مورد این نظریه هم یادداشتی مرقوم بفرمایید. لینک کلیپ میسحیان امت پیامبر مدت پخش کلیپ ۹ دقیقه و ۴۵ ثانیه https://www.aparat.com/v/spGYR
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این سخنرانی در تاریخ ۱۶ آذر سال ۹۲ بوده است. تأسف بیشتر ما به جهت روحیه‌ی تکفیری آقای عباسی است، وگرنه اگر موضوع انتقاد به افراد باشد که اشکال ندارد. هرچه ضربه خورده‌ایم از همین روحیه‌های تکفیری ضربه می‌خوریم. می‌فرمایند هرجا تثلیث هست، پای مسیحیت در کار است و به شاگردان‌شان فرموده‌اند بروید کتاب‌های کانت را پیدا کنید که چندین و چند نکته‌ی تثلیثی در آن هست. فکر می‌کنم اگر کمتر به خود زحمت داده بودند و به روایات و آیات ما رجوع می‌کردند، راحت‌تر می‌توانستند پیامبر خدا را نیز مسیحی بدانند که «اللّه اکبر» می‌گوید، ولی تثلیثی فکر می‌کند. به عنوان نمونه به این چند روایت نظر بفرمایید که: رسول الله«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة..» و یا می‌فرمایند: «اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیا وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی» همچنان که در جای دیگر فرموده‌اند: «ثلاثةٌ اَخافُهُنَّ علی امّتی من بعدی: الضَّلالةُ بَعْدَ المَعْرِفَةِ و مُضِلاّتُ الفِتَنِ و شَهْوَةُ البَطْنِ و الفَرْج». تأسف بیشتر از آن‌جا است که در جاهایی پا می‌گذارند که اساساً نمی‌توانند جای پای خود را محکم کنند. در مورد آیت اللّه جوادی می‌گویند: «به آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟!» و در جایی دیگر می گویند: «حضرت امام در آخر از فلسفه‌ی صدرایی عبور کرده‌اند». ای کاش فراموش نمی‌کردند امام در آخر عمر در نامه‌ای که به گورباچف نوشتند در آن‌جا از جناب ملاصدرا و ابن‌عربی برای دعوت گورباچف سخن راندند.

اگر لااقل آقای عباسی یک فصل از آخرین کتاب‌های آقای دکتر داوری مثل کتاب «خرد سیاسی در جهان توسعه‌نیافتگی» را خوانده بودند و کسی به ایشان کمک می‌کرد که جایگاه علوم انسانی در فرهنگ مدرن را در آن کتاب می‌فهمیدند، عرق شرم بر پیشانی ایشان می‌نشست که اساساً آن‌چه جناب آقای دکتر داوری، این چهره‌ی ماندگارِ این مرز و بوم در رابطه با علوم انسانیِ معروف در دنیا می‌گوید؛ زمین تا آسمان با علوم انسانیِ مورد نظر رهبری فاصله دارد و سخنان جناب آقای دکتر داوری، این اندیشمند دلسوز و فرهیخته‌ی جهانی تذکر به این امر است که مواظب باشیم علوم انسانیِ موجود یعنی اقتصاد و جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اساساً در بستر فرهنگ غربی برای رفع مشکلات آن فرهنگ است و بدین معنا ما اساساً علوم انسانی بدین معنا نداریم، زیرا مسائل ما، مسائل غربی نیست که با آن اقتصاد و آن روان‌شناسی و آن جامعه‌شناسی بخواهیم رفع کنیم. لاأقل نظری به سخنان دکتر کچوئیان جامعه‌شناسِ مشهور کشور خودمان می‌انداختند که می‌فرماید: «علوم انسانی و جامعه‌شناسی، زبان انسان مدرن است و با آن، جهانِ مدرن و انسان مدرن تفسیر می‌شود و انسانِ مدرن با جامعه‌شناسی، زبان پیدا کرد». دکتر کچوئیان می‌فرماید: «انقلاب اسلامی بزرگ‌ترین نقد ایده‌ی جامعه‌شناسی کلاسیک است». و حال آقای دکتر عباسی بدون توجه به جایگاه سخن آن‌هایی که می‌فرمایند ما علوم انسانی نداریم؛ حقیقتاً متحجرانه سخن رهبری را مقابل این سخنان قرار می‌دهد و این ضربه‌ی بزرگی است که به رهبری می‌زنند.

آری! هرچه ضربه می‌خوریم از امثال روحیه‌هایی است که آقای دکتر عباسی بدان دامن می‌زنند و بنده قبلا این سخنان را نشنیده بودم در حال حاضر از دفاعیاتی که قبلاً از ایشان کرده‌ام، پشیمانم چون فکر می کنم ایشان با این روحیه جوانان ما را از مواریثِ فکری و فرهنگی مان جدا می‌کنند. دیگر چه فرقی می‌کند داعشی‌های وهّابی داشته باشیم و یا داعشی‌های شیعه؟!! عمده آن است که بتوانیم فهمِ اندیشه‌ی اندیشمندان را به مخاطبان‌مان عطا کنیم به جای آن‌که غبار در چشم حقیقت بیفشانیم. تصور بنده آن است که آقای عباسی در این سخنرانی از اوّلیات اخلاقی نیز، سختْ سقوط کرده است، اگر اقلاً مباحث دینی آقای دکتر داوری را که بعضاً در رجوع به سخنان مولایمان امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در بعضی از کتب ایشان به صورت پراکنده می‌دید؛ به خود چنین جرأتی نمی‌داد. موفق باشید

17813
متن پرسش
سلام: استاد عزیز خواستم نظرتون رو درباره کسی که مبتلا به دیدن فیلم های مبتذل شده بدونم راه بازگشتی براش هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با زیارت امام معصوم، قلب خود را متوجه کنید که چه اندازه با این نوع انحرافات از یافتنِ حقیقت حق که جامع همه‌ی کمالات است، عقب می‌افتید. فراموش نکنید که همچنان كه نفس در مرتبه عقل هيولائى آماده قبول صور علميه است و در روايت هست‏ «انّ القلوب تحى بالعلم كما تحى الارض بوابل السّماء»[1]

و نفس پس از تجرد كامل و نيل به درجه كمال عقلانى به حكم قاعده‏‌ی «بسيط الحقيقة كلّ الاشياء و ليس بشى‏ء منها»[2] با صورت علميه كليه اشياء متحد گردد بلكه عين جميع اشياء خواهد شد و همين نفس كه نسبت به امورى در حال حاضر بالقوه بوده و به مرحله تجرد كامل عقلانى نرسيده نسبت به آنچه كه ادراك نموده و صورت علميه آنها در ذات آن حاصل گرديده متحد است. موفق باشید


[1] ( 1)- قلبها با علم زنده ميشوند مانند زمين كه بوسيله باران حيات مييابد.

[2] ( 2)- حقيقت بسيط كه منظور ذات حق است همه اشياء است ولى نه به صورت مجموعه كثيرى از اشياء بلكه به صورت وحدت. و در ذات حق هيچيك از اين اشياء نيست و به حكم همين قاعده هر وجود بسيطى جامع هم كمالات مراتب زيرين خود هست مثل نفس كامل مجرد كه در عين وحدت داراى كمالات بسيارى است.

16648
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: آِیا پوشیدن روسری رنگی (نه هر رنگی مثل قرمز) ایرادی دارد؟ تا بحال از چند آقا شنیدم که پوشیدن روسری رنگی باعث جلب توجه و تحریک می شود. آیا ما که چادر می پوشیم نباید طوری لباس بپوشیم که به افسردگی و... متهم نشویم؟ ممنون و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مؤمن باید در عین رعایت حجاب با ظاهری آراسته در بین مردم ظاهر گردد و لذا داشتن روسری‌های رنگی چنان‌چه جلف و زننده نباشد، نه‌تنها نمی‌تواند اشکال داشته باشد بلکه یک نحوه خوش‌سلیقگی از خواهران مؤمن را تداعی می‌کند. موفق باشید

16578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود خدا بر شما استاد عزیز و نازنین: عصر حاضر عصر مدرنیته با رفتارهای خاص خودش است. انسانی که مدرنیته را قبول نداشته باشد، و بخواهد توحیدی عمل کند بسیار متمایز می نماید. مثلا فرد موحد وقتی گستره زمان در زندگی اش را تا آخرت می بیند بسیار صبور می شود، در راه رفتن به دنیا و انسانها توجه نمی کند خب این شیوه بسیار متمایز از مردم دنیایی می نماید و آنها به وی توجه می کنند. این توجه خوب است یا مذموم و آیا باید شیوه زندگی ما آخرتی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین حفظ روحیه‌ی حکیمانه‌ای که مقابل شتاب و عجله‌ی فرهنگِ مدرنیته باید داشته باشیم؛ نباید طوری عمل کنیم که انگشت‌نما شویم و از زندگی با مردم و اُنس با آن‌ها فاصله بگیریم. موفق باشید

15624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما: من دانش آموز سال سوم تجربي هستم و به خواسته پدر و مادرم و علاقه خودم در ابتدا وارد رشته تجربي شدم اما مدتي است دچار دوگانگي شده ام البته حدود يك سالي مي شود كه علاقه خاصي نسبت به حوزه و دروس حوزوي دارم. يعني اين علاقه من به حوزه نوعي آرامش روحي هم براي بنده دارد. اما پدر و مادرم هيچ گاه قبول نمي كنند كه من وارد حوزه شم. به نظر حضرت عالي راه حل مشكل بنده چيست؟ به نظرتان حوزه دانشجويي مي تواند براي بنده مناسب باشد؟ من چگونه مي توانم خودم را در معنويت حفظ كنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی حضور در حوزه‌های علمیه، علاوه بر علاقه‌ی درونی، داشتن استعداد متوسط به بالا است 2- حوزه‌ی دانشجویی تا حدّی در این‌که شما به دنبال یک حیات معنوی هستید، کمک می‌کند. از طرفی از همین حالا می‌توانید با مباحثی که در سیر مطالعاتیِ سایت هست، کار را شروع کنید. موفق باشید

نمایش چاپی