بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده طلبه پایه سه حوزه هستم. احساس می کنم واقعا طلبه وار زندگی نمی کنم. خواستم استاد توصیه هایی برای امثال بنده داشته باشند. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت نوشتارهای سایت قسمت جزوات جزوه‌ی «عالم طلبگی» إن‌شاء الله در این مورد راهنمایی‌های لازم را برای شما خواهد داشت. موفق باشید

17088
متن پرسش
استاد بزرگوارم سلام: بنده دانشجوی مشاوره هستم و کاملا نقص نظریه های مشاوره و رواندرمانی موجود را در همه حوزه ها احساس می کنم. ولی نمی دانم چه کار کنم؟ آیا ما چیزی به نام روانشناسی دینی داریم؟ یا باید بگوییم، روانشناسی با دین؟ اینکه مثلا بگوییم نفس اماره، لوامه و مطمئنه که اسلام گفته همان است که اریک برن نام آن را من کودکی، من والدینی و من بالغ می نامد درست است یا نه و یا عکس آن درست است یا هیچکدام؟ من بسیار علاقه مند به مسایل دینی هستم و ایمان دارم که تنها دین، نجات بخش اصلی انسانها ست. ولی نمی دانم مثلا درمان وسواس و یا اختلافات زناشویی را چگونه با استفاده از دین انجام دهم؟ اصلا این کار درست و با ارزشی است و یا اصلا نباید این مسایل را با هم ترکیب کرد؟ منظور از اینکه فرموده اید باید روش دینی را با ابزار روانشناسی پیاده کرد یعنی چی؟ خواهش می کنم با مثال توضیح دهید. آیا من که سواد خاصی در مسایل دینی ندارم، می توانم در این حوزه ها وارد شوم؟ در حال حاضر نیز در دوره معرفت النفس شرکت می کنم و قصد دارم اگر شد ادامه دهم. اگر کتابی، مطلبی و یا کسی هست که به من کمک کند معرفی نمایید؟ آیا روانشناسی با این اوصاف مفید است یا نه؟ از این که خسر الدنیا و الاخره باشم وحشت دارم ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اسلام در موضوع تعلیم و تربیت اسلامی و اخلاق، ما جواب‌های نیازهای خود را که دنیای غرب از طریق روان‌درمانی دنبال می‌کند، می‌یابیم. می‌ماند بیماری‌هایی که به جهت اختلالات هورمونی پیش می‌آید که در رفتار ما ظهور خاصی را پدید می‌آورد که درمان این امور مربوط به علوم تجربی است مثل روانپزشکی 2- عرض بنده در رابطه با روش دینی با ابزار روان‌شناسی، در این رابطه است که بعضاً علم روان‌شناسی به‌عنوان یک علم تجربی اختلالاتی را می‌شناسد که عموماً در اثر مشکلات نظام تکنیکی این دوران پیش آمده است که در متون ما مورد بحث قرار نگرفته است. حال باید با بررسی دقیق این اختلالات از یک‌طرف و با نظر به متون دینی در امر تعلیم و تربیت و اخلاق و عرفان، روش درمان صحیح این اختلالات جدید را مورد مطالعه قرار دهیم. سال‌های گذشته جناب آقای دکتر باقری فعالیت‌هایی در این مورد داشتند، ولی در حال حاضر اطلاعاتی از کار ایشان ندارم. مباحث شرح «دعای مکارم‌الاخلاق» و شرح کتاب «جامع السعادة» که بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه در این مورد می‌تواند راه‌کار نشان دهد. موفق باشید 

16678

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده طلبه پایه سوم هستم و به رشته کلام و فلسفه علاقه شدیدی دارم. من عقیده دارم که از همه علوم در حد این که بتونم حرف بزنم و مطلب یکم دستم باشه می خواهم مطالعه بکنم. و نیاز به یه سیر مطالعاتی دارم که با اون هم نفسم و هم علمم بالا برود. و هنوز موفق نشدم که کتب شهید مطهری رو مطالعه کنم. استاد از شما درخواست می کنم که راهنمایی کنید تا یه سیر سودمند داشته باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار اصلی خود را بعد از ادبیات، فعلاً بر روی فقه و اصول بگذارید، همین امر موجب قدرت فکری شما می‌شود و سپس با جدیت می‌توانید کتاب‌های استاد را دنبال کنید؛ البته با یادداشت‌برداری. موفق باشید

16236

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: 6 سالی هست که در تهران با یک سری از دوستان مباحث شما را کار و مباحثه می کنیم و جلسات به صورت منظم هفتگی برگزار میشه که به لطف خدا دستاوردهای خوبی هم داشته، معرفت نفس و خویشتن پنهان دوبار، برهان صدیقین و حرکت جوهری دو بار، انسان از فراخنای... یک بار، آشتی با خدا و معاد هم یک بار مباحثه شده می خواستیم از شما راجع به بحث بعدی نظر بخواهیم که کدوم مبحث را پی بگیریم؟ ما در حین کار مباحثاتی در حال انجام کارهای فرهنگی هم بودیم حالا کم و بیش مثلا یه صندوق قرض الحسنه تشکیل دادیم و به مومنای نیازمند واقعی وام میدیم و ... دوستان میخوان بدونن در حال حاضر اولویت کار فرهنگی ما چی باشه؟ چون نظر خود بنده این هست همین سیر معرفتی و تحکیم مبانی معرفتی خودش بهترین کار فرهنگیه اما بازخواستیم نظر شما که همیشه برای ما مثمر ثمر بوده را بدونیم، آیا ما باید بیشتر ریز بشیم تو کارهای جزیی تر یا همین سیری که میریم و درکنارش کارهای دیگه هم می کنیم خوبه؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند توفیق کامل به عزیزان مرحمت کند. هر اندازه در معارف الهی عمیق‌تر شوید، رسالت فهم دین خدا و تبیین آن را که به گفته‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» نیاز امروز جامعه است، بهتر انجام می‌دهید. پیشنهاد بنده آن است که بعد از مطالعه‌ی کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» به شرح تفسیر حمد امام مشغول شوید که صوت آن مباحث، بر روی سایت هست. در ضمن در مباحث غرب‌شناسی از کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و «مدرنیته و توهّم» غفلت نشود تا إن‌شاءاللّه رفقا آماده‌ی اُنس با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» گردند. موفق باشید

14655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: نظر جنابعالی را درباره مطلب زیر به قلم مهدی خزعلی خواستارم: با تشکر و سپاس مباهته بابی است در فقه...! اخیرا دیدم حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان، در یکی از سرمقاله های خود، سید محمد خاتمی را « مفسد فی الارض»، « وطن فروش» و« جنایتکار» خطاب کرده است. با خواندن سرمقاله ایشان، به یاد خاطره ای افتادم که چند سال پیش سید عطاء الله مهاجرانی در لندن برایم تعریف کرد. دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، در حاشیه جلسه مدیران مسئول مطبوعات با رئیس جمهور، جناب مهاجرانی مجالی برای گفتگو با شریعتمداری می یابد. روزنامه کیهان در آن ایام نوشته بود عبدالکریم سروش در سفر به آلمان جاسوسی کرده و اسرار مملکتی را با بیگانگان در میان گذاشته است. مهاجرانی به شریعتمداری می گوید شما هر اختلافی که با سروش و ایده ها و اطرافیانش داری داشته باش و آنها را بنویس و در روزنامه ات منتشر کن؛ اما شما می دانی، من هم می می دانم که وصله جاسوسی به سروش نمی چسبد و این تهمتی ناروا و غیر موجه است. سروش چه منصب دولتی و اطلاعات محرمانه ای دارد که با خارجی ها در میان بگذارد؟! شریعتمداری در پاسخ می گوید: می دانم سروش جاسوسی نکرده، اما می شود به ایشان « بهتان» زد و«افترا» بست؛ چراکه در فقه بابی داریم تحت عنوان «مباهته». مطابق با این بابِ فقهی، اگر مردم به دور کسی جمع شوند که محبوبیت و نفوذ زیادی دارد و درعین حال خلاف اسلام سخن می گوید و نمی توان مردم را از اطراف او پراکنده کرد، می توان به او «بهتان» و «تهمت » زد و شخصیت او را تخریب کرد و از این طریق با او در پیچید و از نفوذ و تأثیرش کاست. به خاطر می آورم مهدی نصیری، مدیر مسئول هفته نامه «صبح» نیز در اواسط دهه هفتاد شمسی در یکی از سرمقاله های خود به قصه «مباهته» پرداخته و آن را تبیین همدلانه کرده بود. جد و جهدی که از سوی این افراد برای تئوریزه کردن بی اخلاقی در وادی سیاست ورزیده می شود، الحق اسباب تأسف است و حیرت انگیز و عبرت آموز. اگر «الیناسیون» و «از خود بیگانگی اخلاقی» معنایی و مصداقی داشته باشد، که دارد؛ می توان مصادیق روشن آن را در این سنخ سخنان و آموزه ها سراغ گرفت: ذبح اصولِ بنیادینِ اخلاقی به نام دیانت و فقاهت در پای مصلحتی برتر و در عین حال منت بر سر خدا و خلق او گذاشتن که اینگونه دیانت و سیاست و سیاست ورزی دینی در این روزگار محفوظ می ماند. وقتی در احوال و رفتار غریب و اخلاق ستیز و آزادی کشِ شریعتمداری که آبرو و رونق مسلمانی را در این روزگار برده، تأمل می کنم؛ به خدا پناه می برم و با خود زمزمه می کنم: «کافرم من گر از این شیوه تو ایمان داری»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چقدر با آقای مهدی خزعلی و تهمت‌های ریز و درشتی که در بی‌بی‌سی به نظام اسلامی وارد می‌کند، آشنا هستید؟! بنده آقای شریعتمداری را از عیب مبرّا نمی‌کنم ولی هرگز نباید با طناب فردی مثل مهدی خزعلی در چاه قضاوت نسبت به امثال آقای شریعتمداری رفت. موفق باشید

14268
متن پرسش
سلام علیک استاد: اخیرا عده ای در این مورد که حضرت آقا صحبتی راجع به جریان تشیع انگلیسی داشتند و فرمودند این تشیعی که از لندن به صدا در می آید صدای دشمن است و به این مضمون آب در آسیاب ریختن دشمن است موضع می گیرند و می گویند آقای خامنه ای اشتباه کرده است زیرا نباید ایشان اسمی از لندن می برد این باعث تنش و اختلاف است باعث این می شود که طرفداران این ها شروع به اختلافات درونی کنند و شیعه به جان هم بیفتند و در ثانی این صحبت اخلاقی نیست باید به طور عام صحبت می کرد در ثانی همچنین گفتند صحبت های آقای رحیم پور هم در نماز جمعه بسیار تند بود و نباید در تریبون عمومی مثل نماز جمعه پخش می شد و ایشان اخلاق را رعایت نکردند و از این قبیل حرف ها. استاد می خواستم نظرتان را در مورد صحبت آقا و برخورد صحیح با امثال تفکر شیرازی ها بفرمایید تا ما در راستای تفکر انقلاب، مواجهه ی با این تفکر را پیدا کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این فرمایشات یعنی چی؟!! این آقایان عملاً کارگزاران دشمنان اسلام هستند، اختلاف بین شیعه مطرح نیست. بحث دشمنان اسلام است که در لباس چند به ظاهر روحانی، به مقابله با اساس اسلام آمده‌اند. این‌ها همان نقش را در شیعه بازی می‌کنند که داعشی‌ها در اهل سنت. شدیداً باید آن‌ها را از تشیع و جامعه‌ی اسلامی طرد کرد. موفق باشید

12657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: خدا را شاکرم که در دوران پر هیاهوی جوانی با آثار مطالعاتی شما آشنا شدم و تاثیر بسزایی در شخصیتم گذاشت. بحمدالله فارغ التحصیل رشته علوم قرآن هستم اما متاسفانه چون دروس دانشگاهی مرا به هدفم نرساند (فهمیدن پیامهای قرآن) تصمیم به رها کردن درس کردم. در پرسش و پاسخ هایتان در مورد انس با قرآن فرمودید که عربی تان را خوب کنید، می خواستم ازتون خواهش کنم سیر مطالعاتی در مورد عربی به من بدهید، ناگفته نماند در دوران دانشجویی به طور پراکنده کتابهایی از جمله الفیه ابن مالک، سیوطی و در زمینه بلاغت قرآن خوانده ام اما متاسفانه اینگونه مطالب بیشتر مرا از هدفم دور می کرد. با آرزوی موفقیت شما. من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ادبیات عرب تنها،وسیله‌ی فهم درست متون اسلامی است. نباید بیش از این انتظار داشت. نمی‌دانم در حال حاضر در حوزه چه اساتید و کتاب‌هایی در این مورد مطرح است! بهتر است این را از طلاب فعّال حوزه بپرسید. موفق باشید

12555
متن پرسش
با سلام: بنده پرسشگر سوال 12545 هستم. فکر کنم علت آن سوال آن بود که ماه رمضان و روزه داری به فضل خدا روح مرا رقیق و آماده کنده شدن از دنیا کرده است ولی به دلیل عدم تزکیه همین که خداوند خواست مرا از زنجیرهای علایق که در سوال گفته بودم نجات دهد ناگهان به خودم آمدم (البته به ناخود آمدم) و دیدم همه چیزم بر باد می رود!! خداوند به من فهماند اگر راست می گفتی در این چند سال و ادعای للله را داشتی، آرزوی مرگ کن ولی من جا زدم و فهمیدم در تمام این سالها تلاش از دوری مال و شهرت و نگاه مردم و ... را داشتم در حالی که در دل میل شدید به اینگونه مسایل نیز داشتم. از جنابعالی بسیار تشکر می کنم خصوصا آنجا که مرا با لحن پدرانه ای خطاب کردید «آخه آدم حسابی! این چه حرفی است میزنی» خوف این را دارم که تا آخر عمر سر خود را کلاه بگذاریم و ادعای دین کنیم ولی موقع مرگ بفهمیم دین را وسیله ای کرده بودیم برای رسیدن به آنچه نفس می خواسته. خدایا راه نجات از این دنیا را از زبان استاد به ما یاد بده، اکنون هر چه بفرمایید ان شالله نصب العین خواهم نمود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر سلوک إلی اللّه تا مدت‌ها حظّ نفس در میان است تا آن‌که سالک همچنان جلو برود و اراده‌ی خود را آرام‌آرام در اراده‌ی حضرت حق فانی کند و از جذبات نفس آزاد گردد. به همین جهت عرض کردم: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت چون باید کرد». زیرا در این مسیر حضرت ربّ دستگیری خواهد کرد. موفق باشید

10748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن آرزوی سلامتی برای استاد طاهرزاده لطفا مقالات سایت برای من بفرستید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت
10472
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: چه طور میتونم به صورت حقیقی خودپسندی رو از خودم دور کنم؟ جوانی هستم که سرآمد بودن من (از لحاظ علمی و فرهنگی) در محیط هرچند کوچکم، باعث کوته بینی و خودپسندی من شده. اینکه به صورت تئوری چیزهایی را بدانم تا بحال زیاد دردی از من دوا نکرده، حتی من از دید مردم اطرافم، فردی بدون غرور هستم حال آنکه خود از درونم باخبرم. این تواضع، حقیقتی در درونم نیست که باعث آرامشم شود بلکه ژنتیکی و شاید به دلایل دیگر بوده است. آن برهانی که همواره باید جلو چشم یک متواضع حقیقی باشد، چیست؟ دنبال سرنخ هستم نه دنبال رعایت نکاتی مثل «خود را به تواضع بزن تا متواضع بشوی». شاید مشکلم در مقابل چشمان شما کوچک باشد اما این مشکل به ظاهر کوچک، در ظرف کوچک درونم بزرگ می نماید. ممنون از همه زحماتتون خدانگهدار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سخن بزرگان هم داریم آخرین چیزی که از قلب صدیقین می‌رود حُبّ ریاست است با این‌همه راه‌کار آن مشخص است، زیرا حضرت حق می‌فرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُم‏» گرامی‌ترین شما نزد خدا متقی‌ترین شما است و تقوا هم یعنی خود را ندیدن و خدا را دیدن و به راحتی برای رجوع به خدا از خودگذشتن. حالا در این رابطه وقتی خود را ارزیابی کنیم می‌بینیم جای هیچ خودپسندی نمی‌ماند. موفق باشید
9897
متن پرسش
با سلام: مبنای اینکه بشناسیم چه چیز و چه وسیله و عملی مدرنیته است یا خیر چیست؟ چون مسلم وسیله ای که صرفا ساخت غرب باشد مدرنیته نیست چون بسیاری از ساخت داخل هم بدتر از غرب است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: غرب یعنی انقطاع از عالم قدس و امید به قدرت بشر بریده از خدا، حال هر کجا که این فکر باشد، غرب آن‌جا است. غرب جغرافیای که مطرح نیست. در کناب «علل تزلزل تمدن غرب» در این موارد عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
9581
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد محترم: از محضر شما چند سوال دارم که تقاضا می کنم در صورت امکان راهنمایی بفرمائید. 1) آیا انسان می تواند از خداوند طلب مرگ خود را کند و اشکال ندارد و نشانه ناامیدی از کمک خداوند نیست خواستن این مسئله؟ 2) آیا انسان بعد از مرگ هم شاهد مشکلات و سختیهای نزدیکان در آن دنیا می باشد؟ 3) آیا کسی که از دنیا می رود می تواند برای حل مشکلات بستگانش در دنیا دعا کند و آیا اجابت می شود؟ 4) در صورت اطلاع از گرفتاری های نزدیکان در دنیا، غصه آنها را مانند زمانی که در دنیاست میخورد و نگران می شود؟ با کمال تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کار بدی است که انسان از خدا طلب مرگ کند، از خدا طلب کند شرایط را جهت زندگی متعالی فراهم کند. گاهی کسی می گوید خدا مرگم دهد به آن معنا است که خداوند این صفات بد را در من بمیراند 2- رویهمرفته نظر متوفی را از این دنیا برمی‌گردانند مگر آن‌که بخواهند آثار کارهایش را به او نشان دهند 3- اگر بازماندگان برای متوفی دعا کنند او برایشان دعا می‌کند 4- خیر! متوفی به معنایی که ما محجوبان غصه‌ی همدیگر را میخوریم، غصه ما را نمی‌خورد زیرا اساساً تمام این نسبت‌ها مثل پدر و فرزندی یا زن و شوهری فرو میریزد. قرآن می‌فرماید: «فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لا یَتَساءَلُونَ» هنگامى که در«صور» دمیده شود، هیچ یک از پیوندهاى خویشاوندى میان آنها در آن روز نخواهد بود و سراغ همدیگر را هم نمی گیرند. موفق باشید
9136

صله رحمبازدید:

متن پرسش
سلام: از ارتباطات عاطفی و احساسی حتی با محارم خودم خسته ام. جایی فرمودید «صله ارحام» نه «محبت ارحام»، به هرحال بعضی بی اعتقاد و بعضی کج رفتار و خودم هم کم ظرفیتم. با این حال اگر بسیار بسیار کم مراوده حتی تلفن را هم کم کنم و در ذهنم از ایشان(ارحامم) بریدم اما ظاهرا نه آیا باز هم قطع رحم محسوب میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید این کار را بکنید. در هر صورت از نظر تکوینی ارتباطی بین شما هست که باید از نظر تشریعی نیز این ارتباط را حفظ کنید و به این ارتباط احترام بگذارید. موفق باشید
8786
متن پرسش
سلام علیکم. استاد اگر علم از جنس مجرد است و نفس ناطقه هم مجرد است در نتیجه ظرف و مظروف از جنس همدیگر هستند و مغز انسان که 750 گرم چربی و مویرگ است وسیله ای است برای ارتباط . پس چرا شخصی که ضربه مغزی میشود به او فراموشی دست میدهد اگر اطلاعات و علوم و تصاویر در نفس ناطقه هستند پس چرا از یاد او میروند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون محل ظهور محفوظات نفس مختل شده، ولی همان‌طور که نفس بدون بدن می‌تواند خودش باشد با محفوظاتش، در هنگام اختلال بدن نیز نفس خودش است با محفوظاتش. موفق باشید
8734
متن پرسش
بسمه تعالی سلام جناب استاد. فرض کنید شخصی مغازه بقالی تاسیس کرد و از خواست خدا مشتری زیادی به او مراجعه کرد و روز به روز از طریق شرعی و معامله حلال مال او زیاد و زیادتر شد و به ثروت فراوانی رسید وظیفه شرعی این فرد چیست در قبال این اموال و آیا اسلام چنین ثروتی را اگر خمسش را حتی داده باشد قبول دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری قبول دارد. زیرا چنین آدمی ثروتش را در مسیر کارآفرینی بیشتر خرج می‌کند و باز خمس‌اش را می‌دهد. وقتی کار او حرام است که ثروتش را از گردونه‌ی تولید و کار خارج کند که اصطلاحاً به آن کَنْز می‌گویند و قرآن در موردش می‌فرماید: «وَ الَّذینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلیم‏»(توبه/34 ) و کسانى که طلا و نقره را گنجینه(و ذخیره و پنهان) مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏کنند، به مجازات دردناکى بشارت ده‏. موفق باشید
7840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام خسته نباشید فرمودید در رویای حضرت یوسف علیه السلام 11 ستاره یازده برادرشان و ماه حضرت یقوب علیه السلام تعبیر شد. پس اینجا مفهوم خورشید چیست؟ و"الشمس" والقمر رأیتهم لی ...
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در روایت داریم که امیر‌المومنین فرمودند «فَالْأَحَدَ عَشَرَ إِخْوَتُهُ وَ الشَّمْسُ أَبُوهُ وَ الْقَمَرُ أُمُّه‏» یعنی یازده نفر، برادران او بودند و شمس، پدر او و قمر، مادر او بوده‌است.
7528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم در نزدیکی ما فقط یک مسجد است ولی امام جماعت این مسجد که روحانی هم هستند احکام مسجد را رعایت نمی کنند و می گویند انجام اعمال مکروه جایز است و اشکالی ندارد و خودش هم عمل مکروه انجام می دهد. و گاهی نبود حضور قلب در نمازش را شاهد هستیم و انتقاد های ما را هم نمی پذیرد ایشان در مسجد هم شوخی های زیادی می کند . لطفا راهنمایی بفرمایید مخصوصا در رابطه با نماز به جماعت و یا فرادای خواندن ما . التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این کارها آن آقا را از عدالت ساقط نمی‌کند ولی اگر احساس می‌کنید از مقصد اصلی نماز که «یاد خدا است» با شرکت در جماعت چنین فردی محروم می‌شوید باید در موقعی که نماز جماعت برپا نیست فرادا بخوانید. موفق باشید
6552
متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشی خدمت استاد گرامی واقعا میخواهم ازتون تشکر کنم به خاطر اینکه به همه سوالها پاسخ کامل و جامع میدید من یه جایی شنیدم زمانی امام زمان (عج)ظهور میکنن که ظلم و جور جهان رو فرا گیرد پس عده ای میگویند که بیاییم ظلم و جور را گسترش بدیم تا ظهور امام زمان(عج)زودتر رخ بدهد میخوستم ببینم نظر شما راجع این موضوع چیه؟وآیا ما با دینداری خودمون ظهور ایشان را به عقب نمی اندازیم(البته من اینها رو از یکی شنیدم که ایشان هم دلایلی برای اینکه نباید ما اینکار را بکنیم گفتن ولی تبدیل به یک شبهه بران شده ومیخواستم نطر شما رو بپرسم .ممنون)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» عرایض نسبتاً مفصلی دارم و کتاب بر روی سایت هست. همین اندازه عرض می‌کنم ما با آمادگی خود امید وجود مقدس امام زمان‌مان«روحی‌لتراب‌مقدمه‌فداه» را جهت ظهور زیاد می‌کنیم. چرا ما سرباز آن عزیزان نباشیم برای ریشه‌کن‌کردن ظلم؟ مگر جز این است که حضرت غائب‌اند چون هنوز زمینه‌ی ظهورشان فراهم نیست و باید کسانی باشند که شایستگی سربازی آن حضرت را داشته باشند و زبان معرفتی حضرت را بفهمند؟ موفق باشید
3207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا سلام من تازه با شما و نوشته هاتون آشنا شدم خیلی دنبال اینم که بصیرتی که اقا گفتند تو خودم پرورش بدم اما نمی دونم چرا بعضی وقتا در حد0کار می کنم من واقعا نیاز به یک نفر دارم که راهنماییم کنه نمی خوام از قافله مهدی جا بمونم میشه این سوالو جایی نذارین و لطف کنید راهنماییتونو برام ایمیل کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» شروع خوبی می‌تواند باشد. موفق باشید
2308
متن پرسش
باسلام نظرشمادر رابطه با روشن فکری دینی چیست.اگر ریشه ای توضیح دهیدممنون شما هستم.باتشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از مباحث خوب جناب آقای حسن‌پور ازغدی استفاده کنید که تحت همین عنوان بحث کرده‌اند. موفق باشید
1767

ماده و صورتبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز وبا عرض خسته نباشید اولا از خداوند متعال می خواهم که به شما بیشتر از پیش شرح صدر عنایت کند تا در تحمل بی احترامیهایی که در سوال پرسیدنها به شما می شود (چه در سایت وچه در غیر آن) صبر بیشتری داشته باشید وخداوند اجر شما را در این تحملها بیشتر بفرماید قال تعالی{إِنَّا لا نُضیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً } چند سوال داشتم: 1-مباحث ماده وصورت در فلسفه چقدر برخواسته از دین وتعلیمات انبیاء است وآیا حذف آن از سیر تعلم فلسفه رواست؟ 2-آیا اگر در مباحث هیولا وماده منکر وجود ماده اولا شویم در تقریر برهان حرکت جوهری مشکلی پیش می آید چون از عبارات آیت الله مصباح حفظه الله در درس نهایه اینجور برمی آید که اساس این برهان بر این است که ما هیولا را قبول کنیم وحرکت ماده در صورت وسیلان صورت واحده را قبول کنیم یعنی بپذیریم که یک صورت واحد ممتد سیال هست واین صورت بر ماده می آید وبا آن متحد می شود واین را تقریر ملاصدرا از حرکت جوهری بیان فرمودند واما خودشان که منکر وجود هیولا در عالم هستند می فرمایند باید این برهان را با نگاه اصالت وجودی طرح کرد وآن هم اینکه بگوییم یک وجود واحد است که سیلان دارد وظاهرا معتقدند نگاه ملاصدرا به این بحث یک مقداری با اصالت ماهوی مخلوط شده است. بسیار ممنون التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اساساً تئوری ماده و صورت یک فرض ذهنی است و نه یک واقعیت خارجی. مثل مدل‌هایی که ما در علوم تجربی فرض می‌کنیم و مثلاً می‌گوییم آرایش مولکولی بنزِن حلقوی است و یا آرایش اتم‌ها در نمک طعام رومبوئدریک است. این‌ها فرض ذهنی است. حقیقت آن است که بر مبنای اصالت وجود آنچه در خارج هست وجود است در مراتب مختلف که پایین‌ترین درجه‌ی وجود، مرتبه‌ای است که در ذات خود عین حرکت است . البته جناب ملاصدرا برای برهان حرکت جوهری در بعضی مواقع بر اساس مبانی فلسفی قوم یعنی آنچه آن زمان معمول بوده سخن گفته وبه همین جهت همین‌طور که حضرت آیت‌الله‌مصباح«حفظه‌الله» فرموده‌اند بعضی از این براهین مبتنی بر اصالت وجود نیست. موفق باشید
1563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد لطفا بفرمایید تفاوت عزت و تکبر همچنین تفاوت ذلت و تواضع در چیست و چگونه میتوان این مرزها را تشخیص داد. و باید چه کرد که عزیز بود و مغرور نه. متواضع بود و ذلیل نه. سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: تکبر آن است که انسان خود را برتر از دیگران بداند – در حالی‌که همه بنده‌ی خدا هستیم – ولی عزّت آن است که انسان خود را به جهت امور دنیا خوار نکند. در همین رابطه تواضع در مقابل تکبر است و با عزّت قابل جمع است. چون در تواضع انسان خود را برتر از دیگران نمی‌داند و در مقابل سخن حق، از هرکس باشد تسلیم است، و ذلّت مقابل عزّت است، به آن معنا که به جهت امور دنیایی انسان خود را کوچک کند، در حالی‌که فقط در مقابل خدا و هر آن کس که خدایی است، برای خدا، انسان حق دارد تسلیم باشد. موفق باشید
26107
متن پرسش

با سلام و تسلیت: ببخشید یک سوال؟ با توجه به اینکه الان ایام امتحانات است و طلاب هم امتحان دارند و از طرفی تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی است. کدام اولویت دارد؟ الان وظیفه ما شرکت و دفاع از سردار امنیت است و هیچ. این درست است؟ یا اینکه استدلال که تشییع شهید آن هم چنین شهید والا یک بار است ولی امتحان بعد هم می شود. یا اینکه مثلا ۸ سال دفاع مقدس کسانی که درس را رها نکردند و به جبهه نرفتند باختند. و دیگر اینکه آیا آنجا که امام در کلاس درس بودند و خبر شهادت حاج آقا مصطفی را به ایشان دادند و ایشان کلاس را ترک نکردند و فرمودند امانت الهی بودند و... آیا این خط به ما می دهد یا ربطی ندارد؟ متشکرم. در این زمینه راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به طور جدّی به درستان لطمه‌ای نخورد، حضور در تشییع بدن مبارک آن مرد الهی، حضور در صحنه‌ای است که ملائکة اللّه به نحو چشم‌گیری در آن‌جا حاضرند و افق‌های نظر به حقایق عوالم بالا را در مقابل جان شما می‌گشایند. موفق باشید

23520
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد طاهرزاده عزیز باز هم بنده مزاحمتمون میشم. در مورد حرفهای دکتر عباسی. ایشان در یک کلیپی با نام «مسیحیان امت پیامبر» که اخیرا منتشر کرده اند صحبت هایی در مورد دکتر داوری می کنند که بسیار جای تعجب بنده شد. اتهامات موجود در این کلیپ به قدری زیاد است که فقط خواهش می کنم خودتان ببنید. استاد خواهش می کنم وقت گذاشته و این کلیپ را ببنید. با توجه به اینکه عده ای از جوانان انقلابی از ایشان درس می گیرند خواهش می کنم نظر خود را در مورد حرف های ایشان بیان کنید. سوای تهمت هایی که به دکتر داوری زده شده به طور کلی ایشان قائل به نظریه ای به نام علوم تثلیثی هستند که با چماق این نظریه بر سر هر اندیشمندی که بخواهند می کوبند. اگر صلاح میدانید در مورد این نظریه هم یادداشتی مرقوم بفرمایید. لینک کلیپ میسحیان امت پیامبر مدت پخش کلیپ ۹ دقیقه و ۴۵ ثانیه https://www.aparat.com/v/spGYR
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این سخنرانی در تاریخ ۱۶ آذر سال ۹۲ بوده است. تأسف بیشتر ما به جهت روحیه‌ی تکفیری آقای عباسی است، وگرنه اگر موضوع انتقاد به افراد باشد که اشکال ندارد. هرچه ضربه خورده‌ایم از همین روحیه‌های تکفیری ضربه می‌خوریم. می‌فرمایند هرجا تثلیث هست، پای مسیحیت در کار است و به شاگردان‌شان فرموده‌اند بروید کتاب‌های کانت را پیدا کنید که چندین و چند نکته‌ی تثلیثی در آن هست. فکر می‌کنم اگر کمتر به خود زحمت داده بودند و به روایات و آیات ما رجوع می‌کردند، راحت‌تر می‌توانستند پیامبر خدا را نیز مسیحی بدانند که «اللّه اکبر» می‌گوید، ولی تثلیثی فکر می‌کند. به عنوان نمونه به این چند روایت نظر بفرمایید که: رسول الله«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة..» و یا می‌فرمایند: «اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیا وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی» همچنان که در جای دیگر فرموده‌اند: «ثلاثةٌ اَخافُهُنَّ علی امّتی من بعدی: الضَّلالةُ بَعْدَ المَعْرِفَةِ و مُضِلاّتُ الفِتَنِ و شَهْوَةُ البَطْنِ و الفَرْج». تأسف بیشتر از آن‌جا است که در جاهایی پا می‌گذارند که اساساً نمی‌توانند جای پای خود را محکم کنند. در مورد آیت اللّه جوادی می‌گویند: «به آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟!» و در جایی دیگر می گویند: «حضرت امام در آخر از فلسفه‌ی صدرایی عبور کرده‌اند». ای کاش فراموش نمی‌کردند امام در آخر عمر در نامه‌ای که به گورباچف نوشتند در آن‌جا از جناب ملاصدرا و ابن‌عربی برای دعوت گورباچف سخن راندند.

اگر لااقل آقای عباسی یک فصل از آخرین کتاب‌های آقای دکتر داوری مثل کتاب «خرد سیاسی در جهان توسعه‌نیافتگی» را خوانده بودند و کسی به ایشان کمک می‌کرد که جایگاه علوم انسانی در فرهنگ مدرن را در آن کتاب می‌فهمیدند، عرق شرم بر پیشانی ایشان می‌نشست که اساساً آن‌چه جناب آقای دکتر داوری، این چهره‌ی ماندگارِ این مرز و بوم در رابطه با علوم انسانیِ معروف در دنیا می‌گوید؛ زمین تا آسمان با علوم انسانیِ مورد نظر رهبری فاصله دارد و سخنان جناب آقای دکتر داوری، این اندیشمند دلسوز و فرهیخته‌ی جهانی تذکر به این امر است که مواظب باشیم علوم انسانیِ موجود یعنی اقتصاد و جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اساساً در بستر فرهنگ غربی برای رفع مشکلات آن فرهنگ است و بدین معنا ما اساساً علوم انسانی بدین معنا نداریم، زیرا مسائل ما، مسائل غربی نیست که با آن اقتصاد و آن روان‌شناسی و آن جامعه‌شناسی بخواهیم رفع کنیم. لاأقل نظری به سخنان دکتر کچوئیان جامعه‌شناسِ مشهور کشور خودمان می‌انداختند که می‌فرماید: «علوم انسانی و جامعه‌شناسی، زبان انسان مدرن است و با آن، جهانِ مدرن و انسان مدرن تفسیر می‌شود و انسانِ مدرن با جامعه‌شناسی، زبان پیدا کرد». دکتر کچوئیان می‌فرماید: «انقلاب اسلامی بزرگ‌ترین نقد ایده‌ی جامعه‌شناسی کلاسیک است». و حال آقای دکتر عباسی بدون توجه به جایگاه سخن آن‌هایی که می‌فرمایند ما علوم انسانی نداریم؛ حقیقتاً متحجرانه سخن رهبری را مقابل این سخنان قرار می‌دهد و این ضربه‌ی بزرگی است که به رهبری می‌زنند.

آری! هرچه ضربه می‌خوریم از امثال روحیه‌هایی است که آقای دکتر عباسی بدان دامن می‌زنند و بنده قبلا این سخنان را نشنیده بودم در حال حاضر از دفاعیاتی که قبلاً از ایشان کرده‌ام، پشیمانم چون فکر می کنم ایشان با این روحیه جوانان ما را از مواریثِ فکری و فرهنگی مان جدا می‌کنند. دیگر چه فرقی می‌کند داعشی‌های وهّابی داشته باشیم و یا داعشی‌های شیعه؟!! عمده آن است که بتوانیم فهمِ اندیشه‌ی اندیشمندان را به مخاطبان‌مان عطا کنیم به جای آن‌که غبار در چشم حقیقت بیفشانیم. تصور بنده آن است که آقای عباسی در این سخنرانی از اوّلیات اخلاقی نیز، سختْ سقوط کرده است، اگر اقلاً مباحث دینی آقای دکتر داوری را که بعضاً در رجوع به سخنان مولایمان امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در بعضی از کتب ایشان به صورت پراکنده می‌دید؛ به خود چنین جرأتی نمی‌داد. موفق باشید

17040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: بنده مدتی در غرب تحصیل می کردم. از همین رو فرهنگ و جهان بینی آن ها روی من تاثیر گذاشته است. به گونه ای که احساس می کنم معارف دینی برایم سنگین یا با شک و تردید همراه می شوند. درخواست راهکاری دارم تا بتوانم آن سخنان پوچ را فراموش و قلبم را تطهیر کنم و مسلمانی با اعتقادات راسخ شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد اولیه‌ی بنده آن است که مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن دنبال فرمایید و سپس به مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بپردازید. همه‌ی مطالب بر روی سایت هست. موفق باشید

نمایش چاپی