باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چه نیاز به نبی» که در سایت هست در این مورد کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر فرصت کار فرهنگی برای یک خانم متدیّن و متعهد در میان است، و از طرفی در مدتی که مشغول کار فرهنگی در بیرون خانه است، یک نفر خانم قابل اعتماد را برای نگهداری فرزندانش بگیرد. این کار را باید بکند. نه اینکه خانمها خود را مشغول کارهای عادی که مردان هم میتوانند انجام دهند، بنمایند و فرزندانشان را به مهدهایی بفرستند که به قول شما همهی زحمات پدر و مادر فرزندان را از بین میبرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور خدا به حکم «کنت کنزاً مخفیا فخلقت الخلق لکی أن اعرف» در مظاهر قابل ارتباط است چه در مظاهر افرادی مثل ائمهی معصومین به حکم آنکه فرمودند: «نحن واللّه اسماء الحسنی» تا آنچه باید در سیرهی آنها بیابیم و آن شویم را، گم نکنیم، و چه در مظاهر تاریخی به حکم «کلّ یومٍ هو فی شأن»، تا میدان مسئولیتی که باید به عهده بگیریم را از دست ندهیم. عرایضی در جواب سؤال 19714 در رابطه با تولد تاریخی که در آن هستیم، شد. خوب است به آن سؤال سراسر شور و آن جواب پیرمردی با حوصله، نظر بفرمایید. در ضمن جواب سؤال شمارهی 19710 میتواند تفکری را به ما متذکر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در درون جوانان از یک طرف جذبههای فطری قرار دارد و از طرف دیگر امیال شهوانی. و چقدر زیباست که جوانان در عین امیال شهوانی که دستگیرهی شیطان است، به جذبههای فطری که الهامات الهی است رو میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: واژهی «شهید» به معنای «المقتول فی معرکة الحرب» بعداً بهکار رفت و به همین جهت علامه طباطبایی معتقدند شهید در قرآن به معنای شاهدبودن است 2- شرح جامعی در مورد دعای کمیل در نظر ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً با این حدیث نیز باید مثل سایر احادیث آخرالزمانی با نگاهِ تأویلی نگاه کرد. به آن معنا که با ظهور حضرت، سیرهی آن دو بازخوانی میشود و از آن سیره و حرکات پرسش میگردد. احتمالاً ناقلینِ حدیث، حدیث را درست نقل نکردند و به جایِ نقد افراد، فضای خصومت بین شیعه و سنی در روحشان حاکم بوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از هشتمین را نمیدانم. عمده نگاه عرفانی جناب مولوی به نماز است که نمازگزار چگونه از خود فانی و به حق، باقی میگردد در آن حدّ که زبان او نیز در اختیار او نمیباشد و تنها ملکات او است که در میان میماند و قلب او تماماً در محضر حق، در تماشای انوار عالیهی الهیه خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ذهن ما میتواند تحت تأثیر انوار الهی و نفحات ربانی باشد، چنانچه بر فطرت اصلی خود قرار داشته باشد و میتواند تحت تأثیر القائات شیطانی قرار گیرد چنانچه از شریعت الهی فاصله بگیریم. رسول خدا«صلواتاللّهعلیه» میفرمایند: «الا انَّ فى ايّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٌ الا فَتَعَرَّضُوا لَها» در زندگى شما گاهى يك نفحه هايى به قلبتان مى رسد خودتان را در معرض اين نفحه هاى غيبى قرار دهيد تا بشنويد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این معنا است که در آن شرایط، حجابی بین انسان و خدا نیست و انسان به خودْ نظر ندارد، البته بر اساس روایات دیگر، این حالت منحصر به عاشورا و کربلا نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید به روانکاوان رجوع کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً از هایدگر عبور کرده است و به حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» رسیده است. ولی عبور از هایدگر به آن معنا نیست که دائم متذکر تذکرات او نباشد. هایدگر همواره معلم بزرگ سؤال از متافیزیک خواهد ماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آرامآرام و پس از سالها، در فصّ یوسفی مطلب را نیابید، به نظرم به هیچ وجه سخن محیالدین را در این رابطه نخواهید گرفت. در این موارد تنها انتظار، کارساز است تا وقتی بدان رسیدید ندا سر دهید: «چون یافتمت جانان / بشناختمت جانان». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در همین رابطه نوشته شده است. این یک کار اساسی است که باید بر روی آن وقت گذاشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع را میتوانید در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در پاورقی صفحهی 18 دنبال فرمایید. انتظار بنده از دوستان آن است که مباحث مطرحشده در کتابها را دنبال کرده باشند و پس از آن سؤال کنند وگرنه وقتی ما با کثرت سؤالها از یکطرف، و سؤالهایی که رفقا در کتابها میتوانند دنبال کنند، از طرف دیگر روبهرو شویم ممکن است انگیزهی خود را در جدّیگرفتنِ سؤالات از دست داده و عملاً به سؤالهای جدّی رفقا نیز نپردازیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حساسی است. فکر میکنم مسئولان مربوطه با نظر مقام معظم رهبری و با توجه به جوانب دیگر تصمیم نهایی را بگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر با کدام عقل حرکت انبیاء را ارزیابی کردهاند که میفرمایند کار آن بزرگان عقلانی نیست؟! عقلِ واقعی عقلی است که ماوراء معادلات کمّی، متوجه معادلات کیفی و معنوی عالم باشد و انبیاء با چنین عقلی در صحنههای تاریخی حاضر شدند و به موفقیت رسیدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری میگوید: «حال» از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقیماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.»
استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً بهدست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامهی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقشداشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همهچیز از آن خدا است و من هیچکارهام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آلعمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن میشود. موفق باشید
